۹۶۰
۱۴:۱۳
۹۸۴
۱۴:۱۴
براتون از اینا آوردم لایک کنید بیشتر بزارم
۹۸۱
۱۴:۱۴
#part6#vita_mia
با دیدن غذا آب دهنم و قورت دادم و شروع به غذا خوردن کردم من تو غذا با هیچکی تعارف نداشتم
با صدای اوزگه سرم و بلند کردم و با دهن پر گفتم
-- هان ؟
-- آرشیدا میگم میخوای دانشگاه و چیکار کنی ؟
-- نمیدونم باید با آقا جون صحبت کنم
-- آهان
بعد از تموم شدن غذا با هزار جور مکافات اوزگه قبول کرد که من برم حساب کنم
بعدش با هم از رستوران خارج شدیم و سوار ماشین شدیم
حدود 15 دقیقه دیگه رسیدیم که اوزگه بوقی زد و بابا هاشم در رو باز کرد
من پیاده شدم و اوزگه ماشین و گوشه حیاط پارک کرد و با هم وارد خونه شدیم
https://ble.ir/kolbe_romannنویسنده : @fatemehh_89طراح :@mohaddeseh_got7
با دیدن غذا آب دهنم و قورت دادم و شروع به غذا خوردن کردم من تو غذا با هیچکی تعارف نداشتم
با صدای اوزگه سرم و بلند کردم و با دهن پر گفتم
-- هان ؟
-- آرشیدا میگم میخوای دانشگاه و چیکار کنی ؟
-- نمیدونم باید با آقا جون صحبت کنم
-- آهان
بعد از تموم شدن غذا با هزار جور مکافات اوزگه قبول کرد که من برم حساب کنم
بعدش با هم از رستوران خارج شدیم و سوار ماشین شدیم
حدود 15 دقیقه دیگه رسیدیم که اوزگه بوقی زد و بابا هاشم در رو باز کرد
من پیاده شدم و اوزگه ماشین و گوشه حیاط پارک کرد و با هم وارد خونه شدیم
https://ble.ir/kolbe_romannنویسنده : @fatemehh_89طراح :@mohaddeseh_got7
۹۹۵
۱۳:۳۱
#Part7#vita_mia
که اوزگه با صدا تقریبا بلندی گفت
-- کسی نیس؟
که با تن صدای نسبتا آرومی گفتم
-- هی آروم اوزگه فک کنم ساسان و بابا شرکت اند آرشام فک کنم رفته اتو گالری و آقا جون هم فک کنم تو کتابخونه باشه
-- آهان
-- هی دختره عنتر مثل همیشه شیر موز میخوری دیگه
-- آره دختره میمون تو بیار منم برم اتاقت
-- باشع برو بیام
اوزگه به سمت بالا رفت و منم به سمت آشپزخونه رفتم
که دیدم ترانه داره سبزی خورد میکنه ترانه 2 سال از من بزرگتر بود و باهم حسابی صمیمی بودیم
به سمت ترانه رفتم و گفتم
https://ble.ir/kolbe_romannنویسنده : @fatemehh_89طراح : @mohaddeseh_got7
که اوزگه با صدا تقریبا بلندی گفت
-- کسی نیس؟
که با تن صدای نسبتا آرومی گفتم
-- هی آروم اوزگه فک کنم ساسان و بابا شرکت اند آرشام فک کنم رفته اتو گالری و آقا جون هم فک کنم تو کتابخونه باشه
-- آهان
-- هی دختره عنتر مثل همیشه شیر موز میخوری دیگه
-- آره دختره میمون تو بیار منم برم اتاقت
-- باشع برو بیام
اوزگه به سمت بالا رفت و منم به سمت آشپزخونه رفتم
که دیدم ترانه داره سبزی خورد میکنه ترانه 2 سال از من بزرگتر بود و باهم حسابی صمیمی بودیم
به سمت ترانه رفتم و گفتم
https://ble.ir/kolbe_romannنویسنده : @fatemehh_89طراح : @mohaddeseh_got7
۱K
۱۳:۳۱
واستون ۲ تا پارت آوردم جیگرا
۱K
۱۳:۳۱
۱K
۱۳:۳۲
۱.۱K
۱۳:۳۲
۱K
۱۳:۳۲
سلام خوشگلا یع کانال دیگه داریم اینم آیدیش https://t.me/kkolbe_romann
۱K
۲۱:۵۴