۲۰۳
۱۵:۳۵
۲۰۳
۱۵:۳۵
۲۶۳
۱۷:۵۶
پوزش می خواهم اگر خاطرتان مکدر می شود، اما تاریکی ها هم نیاز به تحلیل شدن دارند. اگر مختصات ظلمت را بشناسیم، کمک می کند نور را هم بهتر بفهمیم.
بیایید خیلی ساده این بیانات وزیر سابق جمهوری اسلامی را که عهدهدار اجرای سیاست های مربوط به روابط میان ایران با بیرون ایران بوده، تحلیل کنیم.
ایشان می خواهد بگوید «مردم حق ندارند مطالبهگر باشند»، مداح نباید عقاید و نظر مردم را بیان کند، انقلاب حق ندارد تریبون مردمی داشته باشد، مردم انقلابی نباید رسانه داشته باشند.
شبکهای که ایشان «استاد اعظم» آن محسوب می شود، اولین و نزدیکترین سرباز تمدن غرب در مقابل «کنشگری مردمی جهانی» مردم هستند.هدف این جریان تمدن غرب چیست؟اینکه توجه ما را از عقبه اندیشه ای، فرهنگی و تمدنیشان، یعنی امریکا برداشته شود. اگر بتوانند صدایمان را کاملا ساکت می کنند، اگر نتوانند بدنه ی اجتماعی برای خودشان در مقابل مردم انقلابی ایجاد می کنند تا با امثال آبان ۹۸, پاییز ۱۴۰۱ و دیماه ۱۴۰۴, علیه مردم و قدرت مردم کودتا کند.
به طور کلی می خواهد مقاومت در مقابل استکبار را به «تعویق» بیاندازن، برای «مطیع» شدنمان در مقابل غرب.
بعد از ۷ اکتبر بسیار تلاش کردند تا در تضاد و در مقابله با امامان انقلاب و اندیشه اسلام، بگویند جنگ ما با اسرائیل است نه با امریکا!همین موضوع باعث عقب نشینی غیر تاکتیکی ایران و شهادت رهبران مقاومت شد.
کنشگری مردمی بین الملل، فعالیت جهانی یا هر آنچه که شما اسمش را می گذارید، مواجهه مستقیم است با تمدن غرب، امریکا و شبکه ی گستردهای که این تمدن، در کشور ما و دیگر ممالک اسلامی ایجاد نموده.
شما با یک پلاکارد، مطالبه، مصاحبه و شعار، که در شهر خود اما در سطحی جهانی ودر عمقی تمدنی تولید و منتشر میکنید، در حقیقت جلوی این شبکه ی گسترده دشمن قرار می گیرید و لرزه به اندام سست آن می اندازید.
@Konesh_Mardomi
بیایید خیلی ساده این بیانات وزیر سابق جمهوری اسلامی را که عهدهدار اجرای سیاست های مربوط به روابط میان ایران با بیرون ایران بوده، تحلیل کنیم.
ایشان می خواهد بگوید «مردم حق ندارند مطالبهگر باشند»، مداح نباید عقاید و نظر مردم را بیان کند، انقلاب حق ندارد تریبون مردمی داشته باشد، مردم انقلابی نباید رسانه داشته باشند.
شبکهای که ایشان «استاد اعظم» آن محسوب می شود، اولین و نزدیکترین سرباز تمدن غرب در مقابل «کنشگری مردمی جهانی» مردم هستند.هدف این جریان تمدن غرب چیست؟اینکه توجه ما را از عقبه اندیشه ای، فرهنگی و تمدنیشان، یعنی امریکا برداشته شود. اگر بتوانند صدایمان را کاملا ساکت می کنند، اگر نتوانند بدنه ی اجتماعی برای خودشان در مقابل مردم انقلابی ایجاد می کنند تا با امثال آبان ۹۸, پاییز ۱۴۰۱ و دیماه ۱۴۰۴, علیه مردم و قدرت مردم کودتا کند.
به طور کلی می خواهد مقاومت در مقابل استکبار را به «تعویق» بیاندازن، برای «مطیع» شدنمان در مقابل غرب.
بعد از ۷ اکتبر بسیار تلاش کردند تا در تضاد و در مقابله با امامان انقلاب و اندیشه اسلام، بگویند جنگ ما با اسرائیل است نه با امریکا!همین موضوع باعث عقب نشینی غیر تاکتیکی ایران و شهادت رهبران مقاومت شد.
کنشگری مردمی بین الملل، فعالیت جهانی یا هر آنچه که شما اسمش را می گذارید، مواجهه مستقیم است با تمدن غرب، امریکا و شبکه ی گستردهای که این تمدن، در کشور ما و دیگر ممالک اسلامی ایجاد نموده.
شما با یک پلاکارد، مطالبه، مصاحبه و شعار، که در شهر خود اما در سطحی جهانی ودر عمقی تمدنی تولید و منتشر میکنید، در حقیقت جلوی این شبکه ی گسترده دشمن قرار می گیرید و لرزه به اندام سست آن می اندازید.
@Konesh_Mardomi
۳۹۰
۴:۰۰
چطور شبکه ای گسترده از عناصر طرفدار تمدن غرب و مخالف تمدن ایرانی-اسلامی در داخل ایران خلق شدند؟
امام خمینی رحمت الله علیه در شهرویور ماه ۱۳۶۲ توضیح داده اند:
«از جمله مسائلی که به مسلمانان و مستضعفان جهان اجازه هیچ گونه فعالیت برای خروج از قید و بند استعمارگران را نمیدهد و آنان را به حال رکود و عقب افتادگی نگاه میدارد، تبلیغات همه جانبهای است که غربزدگان و شرقزدگان، یا به امر ابرقدرتها، یا با کوتاه نظری خود، در سراسر کشورهای اسلامی و استضعافی به راه انداختهاند و میاندازند، و آن است که علم و تمدن و پیشرفت مختص به دو جناح امپریالیزم و کمونیسم است؛ و آنان، خصوصاً غربیها و اخیراً امریکاییها، نژاد برتر هستند، و دیگران نژادپست و ناقص هستند؛ و ترقی آنان در اثر والا نژادی آنان است؛ و عقب افتادگی اینان در اثر نقص نژادی است! و به تعبیر دیگر، آنان انسانهای تکامل یافته هستند؛ و اینان در حال تکامل، که پس از میلیونها سال به تکامل نسبی میرسند.
پس، کوشش برای پیشرفت بی فایده است. و آزادگان یا باید وابسته به سرمایه داری غرب باشند، و یا کمونیسم شرق. و به بیان دیگر، ما از خود هیچ نداریم، و باید همه چیز را از ابرقدرتهای غرب یا شرق بگیریم: علم را، تمدن را، قانون را، و پیشرفت را! و شما امروزِ سیاه ما را میبینید که در اثر این تفکر که بر ما تحمیل کردهاند هرچیز، اگرچه ممتاز باشد و از خودی باشد، به همین جرم مشتریاش کم است؛ و همین را اگر اسم غربی به آن بگذارند، مشتری زیاد پیدا میکند.
پارچه ایران حتماً باید در حاشیهاش حروف خارجی و لاتین داشته باشد تا مشتری پیدا کند! و مرضهایی که در خود کشور به نحو شایسته معالجه میشود باید به خارج سفر کرد تا معالجه شود. و این باور در حالی است که بعض دانشمندان و نویسندگان غیر مسلمان با شواهد زنده ثابت نمودهاند که تمدن و علم از اسلام به اروپا رفته و مسلمانان در این امور پیشقدم بودهاند.
باید گفت که دانشگاههای ما به دست یک مشت غربزده خود باخته، یا مزدور، اداره میشد. و دانشمندان متعهد در اقلیت بودند، و قدرت را از آنان سلب کرده بودند. و آن دسته اکثریتِ غربزده جوانان را عاشق غرب میکردند و فوج فوج به خارج میفرستادند. و در خارج دست استعمار کار خود را میکرد، و جوانان را در حدی که مطلوب استعمارگران بود نگه میداشتند؛ و با افکار غربی و غیراسلامی و غیر ملی به کشور بازمیگرداندند. و این فاجعه قرن اخیر برای ممالک اسلامی و اشتباه آنها بود. و حدیث مفصل را از این مجمل باید خواند.»
@Konesh_Mardomi
امام خمینی رحمت الله علیه در شهرویور ماه ۱۳۶۲ توضیح داده اند:
«از جمله مسائلی که به مسلمانان و مستضعفان جهان اجازه هیچ گونه فعالیت برای خروج از قید و بند استعمارگران را نمیدهد و آنان را به حال رکود و عقب افتادگی نگاه میدارد، تبلیغات همه جانبهای است که غربزدگان و شرقزدگان، یا به امر ابرقدرتها، یا با کوتاه نظری خود، در سراسر کشورهای اسلامی و استضعافی به راه انداختهاند و میاندازند، و آن است که علم و تمدن و پیشرفت مختص به دو جناح امپریالیزم و کمونیسم است؛ و آنان، خصوصاً غربیها و اخیراً امریکاییها، نژاد برتر هستند، و دیگران نژادپست و ناقص هستند؛ و ترقی آنان در اثر والا نژادی آنان است؛ و عقب افتادگی اینان در اثر نقص نژادی است! و به تعبیر دیگر، آنان انسانهای تکامل یافته هستند؛ و اینان در حال تکامل، که پس از میلیونها سال به تکامل نسبی میرسند.
پس، کوشش برای پیشرفت بی فایده است. و آزادگان یا باید وابسته به سرمایه داری غرب باشند، و یا کمونیسم شرق. و به بیان دیگر، ما از خود هیچ نداریم، و باید همه چیز را از ابرقدرتهای غرب یا شرق بگیریم: علم را، تمدن را، قانون را، و پیشرفت را! و شما امروزِ سیاه ما را میبینید که در اثر این تفکر که بر ما تحمیل کردهاند هرچیز، اگرچه ممتاز باشد و از خودی باشد، به همین جرم مشتریاش کم است؛ و همین را اگر اسم غربی به آن بگذارند، مشتری زیاد پیدا میکند.
پارچه ایران حتماً باید در حاشیهاش حروف خارجی و لاتین داشته باشد تا مشتری پیدا کند! و مرضهایی که در خود کشور به نحو شایسته معالجه میشود باید به خارج سفر کرد تا معالجه شود. و این باور در حالی است که بعض دانشمندان و نویسندگان غیر مسلمان با شواهد زنده ثابت نمودهاند که تمدن و علم از اسلام به اروپا رفته و مسلمانان در این امور پیشقدم بودهاند.
باید گفت که دانشگاههای ما به دست یک مشت غربزده خود باخته، یا مزدور، اداره میشد. و دانشمندان متعهد در اقلیت بودند، و قدرت را از آنان سلب کرده بودند. و آن دسته اکثریتِ غربزده جوانان را عاشق غرب میکردند و فوج فوج به خارج میفرستادند. و در خارج دست استعمار کار خود را میکرد، و جوانان را در حدی که مطلوب استعمارگران بود نگه میداشتند؛ و با افکار غربی و غیراسلامی و غیر ملی به کشور بازمیگرداندند. و این فاجعه قرن اخیر برای ممالک اسلامی و اشتباه آنها بود. و حدیث مفصل را از این مجمل باید خواند.»
@Konesh_Mardomi
۲۲۴
۵:۴۱
چند روز پیش یکی از دوستان را در میدان ولیعصر دیدم، چهل سال خارج از ایران بوده و ده پانزده سال گذشته را در استرالیا گذرانده. بعد از سلام و احوالپرسی فردی را که در کنارش بود به من معرفی کرد و گفت: «پسر خالَمه و تازه از امریکا اومده».
همان کنار خیابان در حد دو سه دقیقه گپ و گفت کردیم، از جنگ، از مقاومت، از امریکا، از دشمن تمدنی. نمی دانم چه شد نام «سلطنت طلبان» برده شد.گفت: «همه فامیل من سلطنت طلبند، از جمله ایشون». به پسرخاله ش اشاره کرد، کمی با لبخند و شوخی این را گفت.پسر خاله ش هیچ نگفت و لبخند معذبانه ای زد.
وقتی فهمیدم یک سلطنت طلب از امریکا اینجاست، دعوتشان کردم به موکب و خواهش کردم با اینکه عجله دارند چند لحظه ای داخل موکب بیایند.
وقتی وارد شدند، اولین چیزی که دوستِ از امریکا آمده را جذب کرد، نقشه جهان بود که یک قسمت از آن (شامل ایران و چند کشور همسایه از غرب و شرق و جنوب) متمایز شده بودند.
به آقای «پسرخاله» گفتم می دانی این چیست؟ نقشه ی ایران تمدنی. تمدن نوین اسلامی با این بخش ها پیوند دارد و ان شالله در آینده ای نه چندان دور، این قسمت از نظر اندیشه و فرهنگ، روز به روز بیشتر و بیشتر متحد و یکپارچه می شود و به تمدن قدرتمند گذشته خواهیم رسید. منتها این بار با درون مایه و اندیشه غنی تر. این بار خیلی پیشرفته تر و گسترده تر.
ایستاده به پنج شش جمله ای که گفتم گوش کرد و در تعجب بود. احساس می کردم که گارد دارد اما می فهمیدم که پیوند هایی با من دارد که هنوز نمی خواهد یا می ترسد عیانش کند.
یک تکه کاغذ چسبدار به او دادم و گفتم: «هرچی دوست داری رو این کاغذ بنویس تا بچسبونیم روی نقشه، روی جایی که ازش اومدی».
به انگلیسی نوشت: «زنده باد ایران». نوشته خودش را بالا گرفت، بر انداز کرد. گفت:«خوب نشد بذار دوباره بنویسم». این بار منظم تر نوشت: «Long Live Iran». و چسباند روی کالیفرنیا. «گفتم از لس آنجلس آمدی؟!» با لبخند گفت «آره».
یاد امام شهیدمان افتادم که (نقل به مضمون) می گفت: امروز ایران و اسلام، منطبق بر همند و سعی می کرد این تطبیق را تبیین کند.و بعد هم یاد یک استاد لیبرال به شدت برجام زده در دوران دانشجویی افتادم که همیشه به شکاف میان ایرانی ها تمرکز میکرد و میگفت فقط ما (غربگراها) منطقی هستیم و بقیه وحشی و غیر ایرانی هستند.
چند روزی است از آن شب می گذرد. وقتی چشمم به این یادداشت می افتد به این فکر می کنم که من حداقل در این یک جملهی «زنده باد ایران» با برخی سلطنت طلبانان اشتراک دارم.
و امریکا حداقل به قدر همین یک جمله دشمن هردوی ماست. مخصوصا که این روزها دولتمردانش اعترافات عیانی بر ضد تمدن یکتاپرست کهن ایران می کنند.
آیا این یک جمله آنقدر غنی و عمیق نیست که شکاف ها و سوء تفاهم ها را بر طرف کنیم؟ وقت آن نرسیده از لاک دفاعی بیرون بیاییم و اندیشه خودمان را برای دیگران تبیین کنیم؟
به نظرم انقدر گفتمان «تمدن نوین اسلامی» محکم و مستدل و تاریخی هست که فقط نیاز به این داریم که خیلی بیشتر از قبل و عمیق تر از پیش «خودمان باشیم»!
@Kinesh_Mardomi
همان کنار خیابان در حد دو سه دقیقه گپ و گفت کردیم، از جنگ، از مقاومت، از امریکا، از دشمن تمدنی. نمی دانم چه شد نام «سلطنت طلبان» برده شد.گفت: «همه فامیل من سلطنت طلبند، از جمله ایشون». به پسرخاله ش اشاره کرد، کمی با لبخند و شوخی این را گفت.پسر خاله ش هیچ نگفت و لبخند معذبانه ای زد.
وقتی فهمیدم یک سلطنت طلب از امریکا اینجاست، دعوتشان کردم به موکب و خواهش کردم با اینکه عجله دارند چند لحظه ای داخل موکب بیایند.
وقتی وارد شدند، اولین چیزی که دوستِ از امریکا آمده را جذب کرد، نقشه جهان بود که یک قسمت از آن (شامل ایران و چند کشور همسایه از غرب و شرق و جنوب) متمایز شده بودند.
به آقای «پسرخاله» گفتم می دانی این چیست؟ نقشه ی ایران تمدنی. تمدن نوین اسلامی با این بخش ها پیوند دارد و ان شالله در آینده ای نه چندان دور، این قسمت از نظر اندیشه و فرهنگ، روز به روز بیشتر و بیشتر متحد و یکپارچه می شود و به تمدن قدرتمند گذشته خواهیم رسید. منتها این بار با درون مایه و اندیشه غنی تر. این بار خیلی پیشرفته تر و گسترده تر.
ایستاده به پنج شش جمله ای که گفتم گوش کرد و در تعجب بود. احساس می کردم که گارد دارد اما می فهمیدم که پیوند هایی با من دارد که هنوز نمی خواهد یا می ترسد عیانش کند.
یک تکه کاغذ چسبدار به او دادم و گفتم: «هرچی دوست داری رو این کاغذ بنویس تا بچسبونیم روی نقشه، روی جایی که ازش اومدی».
به انگلیسی نوشت: «زنده باد ایران». نوشته خودش را بالا گرفت، بر انداز کرد. گفت:«خوب نشد بذار دوباره بنویسم». این بار منظم تر نوشت: «Long Live Iran». و چسباند روی کالیفرنیا. «گفتم از لس آنجلس آمدی؟!» با لبخند گفت «آره».
یاد امام شهیدمان افتادم که (نقل به مضمون) می گفت: امروز ایران و اسلام، منطبق بر همند و سعی می کرد این تطبیق را تبیین کند.و بعد هم یاد یک استاد لیبرال به شدت برجام زده در دوران دانشجویی افتادم که همیشه به شکاف میان ایرانی ها تمرکز میکرد و میگفت فقط ما (غربگراها) منطقی هستیم و بقیه وحشی و غیر ایرانی هستند.
چند روزی است از آن شب می گذرد. وقتی چشمم به این یادداشت می افتد به این فکر می کنم که من حداقل در این یک جملهی «زنده باد ایران» با برخی سلطنت طلبانان اشتراک دارم.
و امریکا حداقل به قدر همین یک جمله دشمن هردوی ماست. مخصوصا که این روزها دولتمردانش اعترافات عیانی بر ضد تمدن یکتاپرست کهن ایران می کنند.
آیا این یک جمله آنقدر غنی و عمیق نیست که شکاف ها و سوء تفاهم ها را بر طرف کنیم؟ وقت آن نرسیده از لاک دفاعی بیرون بیاییم و اندیشه خودمان را برای دیگران تبیین کنیم؟
به نظرم انقدر گفتمان «تمدن نوین اسلامی» محکم و مستدل و تاریخی هست که فقط نیاز به این داریم که خیلی بیشتر از قبل و عمیق تر از پیش «خودمان باشیم»!
@Kinesh_Mardomi
۷۴۶
۱۸:۲۶
۷۴۸
۱۸:۲۶
هشدار: شما انقلابی ها امریکایی هستید و نمی توانید مستقل باشید! دم از استقلال نزنید!
چقدر خفت آور است اگر روزی مصداق چنین جمله ای باشیم!
دست سرنوشت، ما را گاه و بی گاه با افرادی ایرانی، انقلابی و به ظاهر ولایی روبرو کرده که کاملا امریکایی رفتار می کنند. مثلا می خواهند با امریکا مبارزه کنند یا از طریق رسانه در مقابل امریکا فعالیت کنند. اما عملشان خلاف نیتشان است!مشکل از لحظه ای شروع می شود که این جماعت می خواهند فکر و برنامه ریزی کنند. یعنی یک قدم قبل از اینکه حتی بخواهند وارد نزاع با دشمن گفتمانیشان شوند. درست در همان قدم اول.
به نظر شما چطور ممکن است؟ چطور می شود یک ایرانی انقلابی به ظاهر ولایی، عامدانه، مصرانه و لجوجانه رفتاری کاملا امریکایی بروز دهد؟
پاسخ را در این بیانات امام شهید بخوانید:
«استقلال همه جانبه؛ استقلال فکری، سیاسی، اقتصادی، که از همه مهمتر هم استقلال فکری است که میتواند بقیّه ی این استقلال ها را به دنبال خودش بیاورد؛ اینها جزو چیزهایی است که در نظام فکری اسلامی و آن منظومه ی فکری اسلامی وجود دارد و همینها است که جاذبه می دهد؛ و اینها طراوت دارد، اینها کهنه شدنی نیست، اینها تمام شدنی نیست.»۱۳۹۴/۰۶/۱۲
بله، نبود استقلال فکری! یا به عبارتی در بند معانی و مفاهیم غرب زندانی شدن! مسئله همین است.
اگر ورودی ذهن انسان با محتوا و معنای غیر توحیدی پر شود، قرآن و امام را درک نمی کند.
آدم می شود مصداق «صُمٌّ بُكمٌ عُميٌ فَهُم لا يَرجِعونَ﴿۱۸ بقره﴾
آنها کران، گنگها و کورانند؛ لذا (از راه خطا) بازنمیگردند!
این بلایی است که علوم انسانی اسلامی نشده ی ساخته و پرداخته ی تمدن غرب سر ما آورده. بلایی که دانشگاه خودمان با بودجه خودمان به نسل های ما نازل کرد. دانشگاهی که ابزاری برای ترویج اندیشه ی دشمن ما بود. وسیله ای برای اینکه این اندیشه ها در خانه و جامعه ی ما به فرهنگ و تمدن تبدیل شوند. این همان تاثیر نامرئی اما کشنده ی نظریات علوم انسانی غرب است. (راه اصلاحش هم همان دانشگاه است)
اگر می خواهیم کنشگر جهانی باشیم، اگر می خواهیم جهان را بیدار کنیم، اگر می خواهیم طبق فرمایش امام شهید، «افسر جوان جنگ نرم»باشیم یا حتی اگر می خواهیم در فضایی غیر رسانه ای و فرهنگی پیشرفتی در استقلال از دشمن تمدنی خودمان ایجاد کنیم، باید اول از همه استقلال فکری نسبت به دشمن را در خودمان رقم بزنیم.
با ذهن وابسته و استعمار زده نمی توان ضد استعمار فعالیت کرد.و این استقلال شکل نمی گیرد مگر با محتوای توحیدی.
به کسانی که دوستشان دارم توصیه می کنم که تا می توانند بیانات امام شهید را بخوانند و در آن تفکر کنند تا به بلای «بردگی و بندگی ذهنی و اندیشه ای» مبتلا نشوند.
پ.ن: به تازگی گفتگویی چند ساعته با بندگان اندیشه ای غرب داشتم و به شدت ناراحتم از اینکه اسیرند بدون اینکه متوجه باشند!
@Konesh_Mardomi
چقدر خفت آور است اگر روزی مصداق چنین جمله ای باشیم!
دست سرنوشت، ما را گاه و بی گاه با افرادی ایرانی، انقلابی و به ظاهر ولایی روبرو کرده که کاملا امریکایی رفتار می کنند. مثلا می خواهند با امریکا مبارزه کنند یا از طریق رسانه در مقابل امریکا فعالیت کنند. اما عملشان خلاف نیتشان است!مشکل از لحظه ای شروع می شود که این جماعت می خواهند فکر و برنامه ریزی کنند. یعنی یک قدم قبل از اینکه حتی بخواهند وارد نزاع با دشمن گفتمانیشان شوند. درست در همان قدم اول.
به نظر شما چطور ممکن است؟ چطور می شود یک ایرانی انقلابی به ظاهر ولایی، عامدانه، مصرانه و لجوجانه رفتاری کاملا امریکایی بروز دهد؟
پاسخ را در این بیانات امام شهید بخوانید:
«استقلال همه جانبه؛ استقلال فکری، سیاسی، اقتصادی، که از همه مهمتر هم استقلال فکری است که میتواند بقیّه ی این استقلال ها را به دنبال خودش بیاورد؛ اینها جزو چیزهایی است که در نظام فکری اسلامی و آن منظومه ی فکری اسلامی وجود دارد و همینها است که جاذبه می دهد؛ و اینها طراوت دارد، اینها کهنه شدنی نیست، اینها تمام شدنی نیست.»۱۳۹۴/۰۶/۱۲
بله، نبود استقلال فکری! یا به عبارتی در بند معانی و مفاهیم غرب زندانی شدن! مسئله همین است.
اگر ورودی ذهن انسان با محتوا و معنای غیر توحیدی پر شود، قرآن و امام را درک نمی کند.
آدم می شود مصداق «صُمٌّ بُكمٌ عُميٌ فَهُم لا يَرجِعونَ﴿۱۸ بقره﴾
آنها کران، گنگها و کورانند؛ لذا (از راه خطا) بازنمیگردند!
این بلایی است که علوم انسانی اسلامی نشده ی ساخته و پرداخته ی تمدن غرب سر ما آورده. بلایی که دانشگاه خودمان با بودجه خودمان به نسل های ما نازل کرد. دانشگاهی که ابزاری برای ترویج اندیشه ی دشمن ما بود. وسیله ای برای اینکه این اندیشه ها در خانه و جامعه ی ما به فرهنگ و تمدن تبدیل شوند. این همان تاثیر نامرئی اما کشنده ی نظریات علوم انسانی غرب است. (راه اصلاحش هم همان دانشگاه است)
اگر می خواهیم کنشگر جهانی باشیم، اگر می خواهیم جهان را بیدار کنیم، اگر می خواهیم طبق فرمایش امام شهید، «افسر جوان جنگ نرم»باشیم یا حتی اگر می خواهیم در فضایی غیر رسانه ای و فرهنگی پیشرفتی در استقلال از دشمن تمدنی خودمان ایجاد کنیم، باید اول از همه استقلال فکری نسبت به دشمن را در خودمان رقم بزنیم.
با ذهن وابسته و استعمار زده نمی توان ضد استعمار فعالیت کرد.و این استقلال شکل نمی گیرد مگر با محتوای توحیدی.
به کسانی که دوستشان دارم توصیه می کنم که تا می توانند بیانات امام شهید را بخوانند و در آن تفکر کنند تا به بلای «بردگی و بندگی ذهنی و اندیشه ای» مبتلا نشوند.
پ.ن: به تازگی گفتگویی چند ساعته با بندگان اندیشه ای غرب داشتم و به شدت ناراحتم از اینکه اسیرند بدون اینکه متوجه باشند!
@Konesh_Mardomi
۴۴۶
۱۰:۵۰
اجرای سرود ملی رژیم صهیونیستی را تماشا می کنید!غرب، جلوه های جذابی دارد. هنر آن است که ورای این جلوه ها را ببینیم!
ورای آن چیزی نیست جز فریاد ها و ناله های پنهان شده در نوای موسیقی، خون هایی که در پس هر چهره و ظاهر ادکلن زده سیاستمدار غربی و کشته ها و شهدایی که کاخ سفید ها بر آن بنا شده.
دوستانی که امکان انتشار بین المللی دارند لطفا جهت دریافت فایل با کیفیت به ادمین @Popular_Movement پیام بدهند.
زیرنویس فرانسوی، اردو و انگلیسی و اردو آماده شده
@Konesh_Mardomi
ورای آن چیزی نیست جز فریاد ها و ناله های پنهان شده در نوای موسیقی، خون هایی که در پس هر چهره و ظاهر ادکلن زده سیاستمدار غربی و کشته ها و شهدایی که کاخ سفید ها بر آن بنا شده.
دوستانی که امکان انتشار بین المللی دارند لطفا جهت دریافت فایل با کیفیت به ادمین @Popular_Movement پیام بدهند.
زیرنویس فرانسوی، اردو و انگلیسی و اردو آماده شده
@Konesh_Mardomi
۴۷۵
۱۴:۴۷
لطفا جهت حمله به امریکا، موشک ها را در دانشگاه ها مستقر کنید
شما از دانشگاه های ایران می توانید امریکا را به جهنمی برای صهیونیست ها تبدیل کنید.
این بیانات امام شهید را بخوانید:
«طبیعی است که امریکا هم صددرصد در جهت منافع قدرتهای استکباری خود - نه منافع مردمش - منافع کمپانیها، منافع آن دستهای پنهان و مرموزی که نظام امریکایی را تشکیل و به آن خط میدهند و آن را راه میبرند، کار میکند؛ والّا ملت امریکا در حضور چندصدهزار سرباز امریکایی در بیابانهای عربستان، چه منافعی دارد!؟ منافع شرکتهای نفتی، شرکتهای فولاد، شرکتهای بزرگ چندملیتی، منافع آنهاست. همه چیز در خدمت منافع چنین مجموعهی فاسدِ خدانشناسِ مردمنشناسی است.»
«آن روزی که ملت های اروپا و آمریکا دریابند که بیشترین گرفتاریهای اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی آنان منشأ گرفته از سلطهی اختاپوسی صهیونیزم بینالملل بر دولت های آن هاست، و دولتمردان آنان به خاطر منافع شخصی و حزبی خود، مطیع و تسلیم در برابر زورگوئیهای کمپانیداران زالوصفت صهیونیست در آمریکا و اروپایند، آنچنان جهنمی برای آنان به وجود خواهند آورد که هیچ راه خلاصی از آن متصور نیست.»
«در این میان، آن دولت و ملتی که حق و مصلحت و حرف درست را طبق معیارهای خود میسنجد و با شجاعت آن حرف را بر زبان میآورد، ملت ایران است. این، برای یک کشور و یک ملت، خیلی امتیاز است. این را انقلاب و اسلام به ما داده است. اسلام و انقلاب را باید زنده داشت و در راه آن تلاش کرد و ریشههای آن را عمیق نمود. برای این کار، مهمترین نقطه، حوزه و دانشگاه است.»
@Konesh_Mardomi
شما از دانشگاه های ایران می توانید امریکا را به جهنمی برای صهیونیست ها تبدیل کنید.
این بیانات امام شهید را بخوانید:
«طبیعی است که امریکا هم صددرصد در جهت منافع قدرتهای استکباری خود - نه منافع مردمش - منافع کمپانیها، منافع آن دستهای پنهان و مرموزی که نظام امریکایی را تشکیل و به آن خط میدهند و آن را راه میبرند، کار میکند؛ والّا ملت امریکا در حضور چندصدهزار سرباز امریکایی در بیابانهای عربستان، چه منافعی دارد!؟ منافع شرکتهای نفتی، شرکتهای فولاد، شرکتهای بزرگ چندملیتی، منافع آنهاست. همه چیز در خدمت منافع چنین مجموعهی فاسدِ خدانشناسِ مردمنشناسی است.»
«آن روزی که ملت های اروپا و آمریکا دریابند که بیشترین گرفتاریهای اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی آنان منشأ گرفته از سلطهی اختاپوسی صهیونیزم بینالملل بر دولت های آن هاست، و دولتمردان آنان به خاطر منافع شخصی و حزبی خود، مطیع و تسلیم در برابر زورگوئیهای کمپانیداران زالوصفت صهیونیست در آمریکا و اروپایند، آنچنان جهنمی برای آنان به وجود خواهند آورد که هیچ راه خلاصی از آن متصور نیست.»
«در این میان، آن دولت و ملتی که حق و مصلحت و حرف درست را طبق معیارهای خود میسنجد و با شجاعت آن حرف را بر زبان میآورد، ملت ایران است. این، برای یک کشور و یک ملت، خیلی امتیاز است. این را انقلاب و اسلام به ما داده است. اسلام و انقلاب را باید زنده داشت و در راه آن تلاش کرد و ریشههای آن را عمیق نمود. برای این کار، مهمترین نقطه، حوزه و دانشگاه است.»
@Konesh_Mardomi
۱۱۳
۱۵:۴۳