کنکور ارشد و دکتری هنر- زبان انگلیسی
https://v3.pafcoerp.com/pvw0akv29w9x/?OWASP_CSRFTOKEN=17e849a64e721807d8abbbcab38e460ab5f97f8b545384ef45964c7de11c04a1
لینک ضبط شدهی جلسهی امشبمون برای بچههایی که نتونستن شرکت کنن
از دستش ندین 
۱۲۰
۱۰:۱۱
بچهها اولین دورهی صفر تا صدمون هم داره برای بچههای ۴۰۶ داره ثبتنامش انجام میشه. اگه مایل به شرکت هستین، بهم پیام بدین تا پیش از جمعه 

@Bita_Soroush
@Bita_Soroush
۱۶۴
۱۰:۱۱
دوستان گلم؛
فردا اولین جلسهی دورهی صفر تا صد زبان کنکور ارشد و دکتری برگزار میشهها!!!
مناسب هر سطحی هست
۲۰ جلسهست و به صورت کامل تمام مباحث رو پوشش میدیم و کار میکنیم، جزوه و تمرین براتون میفرستم انتهای هر جلسه و تا روز کنکور هم پاسخگوی سوالات شما عزیزان هستم.
اگر سوالی داشتید یا اگر خواستید ثبتنام کنید، در خدمتم. پیام بدید لطفاً
@Soroush_B95
فردا اولین جلسهی دورهی صفر تا صد زبان کنکور ارشد و دکتری برگزار میشهها!!!
مناسب هر سطحی هست
۲۰ جلسهست و به صورت کامل تمام مباحث رو پوشش میدیم و کار میکنیم، جزوه و تمرین براتون میفرستم انتهای هر جلسه و تا روز کنکور هم پاسخگوی سوالات شما عزیزان هستم.
اگر سوالی داشتید یا اگر خواستید ثبتنام کنید، در خدمتم. پیام بدید لطفاً
@Soroush_B95
۱۰۷
۱۱:۱۷
اولین جلسهی کلاس صفر تا صدمون، امشب ساعت ۷ شب برگزار میشه.
امیدوارم دورهی بسیار مفیدی باشه براتون دوستان عزیزم و باعث گرفتن نتایج خیلی خوبی در کنکور سال ۴۰۶ بشه براتون

امیدوارم دورهی بسیار مفیدی باشه براتون دوستان عزیزم و باعث گرفتن نتایج خیلی خوبی در کنکور سال ۴۰۶ بشه براتون
۱۱۰
۹:۱۲
1359-1405-passage 1.pdf
۵۳۷.۳ کیلوبایت
بررسی اساسی و تخصصی واژگان ریدینگ رشتهی پژوهش هنر (۱۳۵۹)- سال ۱۴۰۵، متن ۱
#واژگان#ریدینگ
#واژگان#ریدینگ
۸۴
۹:۱۶
کلاس گروهی مکالمه
۱۰۱
۱۵:۱۴
حتماً و لطفاً روش خوندن واژگان رو ببینید
https://www.instagram.com/reel/DbgUiyvoKAY/?igsh=anhkN2NveHZjdnFr
https://www.instagram.com/reel/DbgUiyvoKAY/?igsh=anhkN2NveHZjdnFr
۷۶
۱۷:۲۵
۱۰ تا فعل بسیار پرکاربرد در کنکور ارشد و دکتری هنر:
1. depict:به تصویر کشیدن، نشان دادن
مثال:The painting depicts a woman standing beside a window.این نقاشی زنی را به تصویر میکشد که کنار پنجره ایستاده است.
نکته:depict بیشتر برای نقاشی، عکس، فیلم و آثار هنری به کار میرود.
2. portray:به تصویر کشیدن، به نمایش گذاشتن
مثال:The film portrays the life of a poor artist.این فیلم زندگی یک هنرمند فقیر را به تصویر میکشد.
تفاوت با depict:هر دو یعنی «به تصویر کشیدن»، اما portray گاهی بر نحوه نمایش شخصیت یا زندگی او تاکید دارد.
3. represent:نشان دادن، نماینده چیزی بودن، بازنمایی کردن
مثال:The sculpture represents power and freedom.این مجسمه قدرت و آزادی را نشان میدهد.
نکته کنکوری:در متون هنر، represent معمولا یعنی یک اثر هنری مفهومی را بازنمایی میکند، نه اینکه فقط تصویری از یک چیز واقعی باشد.
4. express:بیان کردن
مثال:Music can express emotions without using words.موسیقی میتواند بدون استفاده از کلمات احساسات را بیان کند.
ترکیب مهم:express emotions = احساسات را بیان کردنexpress an idea = یک ایده را بیان کردنexpress feelings = احساسات را ابراز کردن
5. emphasize:تاکید کردن بر
مثال:The director emphasizes the importance of silence in the scene.کارگردان بر اهمیت سکوت در این صحنه تاکید میکند.
ساختار:emphasize somethingمثلا:The artist emphasizes color and movement.هنرمند بر رنگ و حرکت تاکید میکند.
6. exploreبررسی کردن، کاوش کردن
مثال:The novel explores the relationship between art and society.این رمان رابطه میان هنر و جامعه را بررسی میکند.
نکته:در ریدینگهای دانشگاهی، explore معمولا به معنی سفر کردن و اکتشاف نیست؛ بیشتر یعنی:یک موضوع را عمیق بررسی کردن
مثلاً:explore a theme = یک درونمایه را بررسی کردنexplore an idea = یک ایده را کاوش کردنexplore a relationship = یک رابطه را بررسی کردن
7. influenceتاثیر گذاشتن بر
مثال:Traditional theater influenced the development of modern drama.تئاتر سنتی بر رشد نمایش مدرن تاثیر گذاشت.
ساختار:influence somebody/somethingنکته: بعد از influence معمولا مستقیما مفعول میآید و on نمیگیرد.
درست:Music influenced the artist.
نادرست:Music influenced on the artist.
8. challengeبه چالش کشیدن
مثال:The artist challenges traditional ideas about beauty.این هنرمند باورهای سنتی درباره زیبایی را به چالش میکشد.
نکته:در متون هنر، این فعل معمولا معنای مثبتی دارد؛ یعنی هنرمند یک باور قدیمی را زیر سوال میبرد.
مثل:challenge traditions = سنتها را به چالش کشیدنchallenge social norms = هنجارهای اجتماعی را به چالش کشیدنchallenge expectations = انتظارها را به چالش کشیدن
9. conveyانتقال دادن، رساندن
مثال:The use of light conveys a feeling of mystery.استفاده از نور، حس رازآلود بودن را منتقل میکند.
نکته:convey در متنهای تحلیلی هنر خیلی مهم است، چون درباره انتقال این موارد به کار میرود:
احساسمعناپیاممفهومفضامثل:convey a message = پیامی را منتقل کردنconvey meaning = معنا را منتقل کردنconvey emotion = احساس را منتقل کردن
10. transformتغییر دادن، دگرگون کردن
مثال:Digital technology has transformed the way artists create images.فناوری دیجیتال شیوهای را که هنرمندان با آن تصویر خلق میکنند، دگرگون کرده است.
ساختار:transform A into B
مثال:The director transforms a simple story into a powerful film.کارگردان یک داستان ساده را به فیلمی قدرتمند تبدیل میکند.
#ترجمه#واژگان
1. depict:به تصویر کشیدن، نشان دادن
مثال:The painting depicts a woman standing beside a window.این نقاشی زنی را به تصویر میکشد که کنار پنجره ایستاده است.
نکته:depict بیشتر برای نقاشی، عکس، فیلم و آثار هنری به کار میرود.
2. portray:به تصویر کشیدن، به نمایش گذاشتن
مثال:The film portrays the life of a poor artist.این فیلم زندگی یک هنرمند فقیر را به تصویر میکشد.
تفاوت با depict:هر دو یعنی «به تصویر کشیدن»، اما portray گاهی بر نحوه نمایش شخصیت یا زندگی او تاکید دارد.
3. represent:نشان دادن، نماینده چیزی بودن، بازنمایی کردن
مثال:The sculpture represents power and freedom.این مجسمه قدرت و آزادی را نشان میدهد.
نکته کنکوری:در متون هنر، represent معمولا یعنی یک اثر هنری مفهومی را بازنمایی میکند، نه اینکه فقط تصویری از یک چیز واقعی باشد.
4. express:بیان کردن
مثال:Music can express emotions without using words.موسیقی میتواند بدون استفاده از کلمات احساسات را بیان کند.
ترکیب مهم:express emotions = احساسات را بیان کردنexpress an idea = یک ایده را بیان کردنexpress feelings = احساسات را ابراز کردن
5. emphasize:تاکید کردن بر
مثال:The director emphasizes the importance of silence in the scene.کارگردان بر اهمیت سکوت در این صحنه تاکید میکند.
ساختار:emphasize somethingمثلا:The artist emphasizes color and movement.هنرمند بر رنگ و حرکت تاکید میکند.
6. exploreبررسی کردن، کاوش کردن
مثال:The novel explores the relationship between art and society.این رمان رابطه میان هنر و جامعه را بررسی میکند.
نکته:در ریدینگهای دانشگاهی، explore معمولا به معنی سفر کردن و اکتشاف نیست؛ بیشتر یعنی:یک موضوع را عمیق بررسی کردن
مثلاً:explore a theme = یک درونمایه را بررسی کردنexplore an idea = یک ایده را کاوش کردنexplore a relationship = یک رابطه را بررسی کردن
7. influenceتاثیر گذاشتن بر
مثال:Traditional theater influenced the development of modern drama.تئاتر سنتی بر رشد نمایش مدرن تاثیر گذاشت.
ساختار:influence somebody/somethingنکته: بعد از influence معمولا مستقیما مفعول میآید و on نمیگیرد.
درست:Music influenced the artist.
نادرست:Music influenced on the artist.
8. challengeبه چالش کشیدن
مثال:The artist challenges traditional ideas about beauty.این هنرمند باورهای سنتی درباره زیبایی را به چالش میکشد.
نکته:در متون هنر، این فعل معمولا معنای مثبتی دارد؛ یعنی هنرمند یک باور قدیمی را زیر سوال میبرد.
مثل:challenge traditions = سنتها را به چالش کشیدنchallenge social norms = هنجارهای اجتماعی را به چالش کشیدنchallenge expectations = انتظارها را به چالش کشیدن
9. conveyانتقال دادن، رساندن
مثال:The use of light conveys a feeling of mystery.استفاده از نور، حس رازآلود بودن را منتقل میکند.
نکته:convey در متنهای تحلیلی هنر خیلی مهم است، چون درباره انتقال این موارد به کار میرود:
احساسمعناپیاممفهومفضامثل:convey a message = پیامی را منتقل کردنconvey meaning = معنا را منتقل کردنconvey emotion = احساس را منتقل کردن
10. transformتغییر دادن، دگرگون کردن
مثال:Digital technology has transformed the way artists create images.فناوری دیجیتال شیوهای را که هنرمندان با آن تصویر خلق میکنند، دگرگون کرده است.
ساختار:transform A into B
مثال:The director transforms a simple story into a powerful film.کارگردان یک داستان ساده را به فیلمی قدرتمند تبدیل میکند.
#ترجمه#واژگان
۵۱
۱۲:۵۶
اگه در ریدینگ دیدی:
اثر هنری چیزی را نشان میدهد → depict / portray / represent
️
اثر هنری یک احساس یا فکر را بیان میکند → express
️
هنرمند روی چیزی تمرکز ویژه میگذارد → emphasize
️
اثر هنری موضوعی را بررسی میکند → explore
️
اثر هنری باور قدیمی را زیر سوال میبرد → challenge
️
اثر هنری پیام یا احساس را میرساند → convey
️
چیزی روش یا شکل هنر را عوض میکند → transform
️
#ترجمه#واژگان#ریدینگ
اثر هنری چیزی را نشان میدهد → depict / portray / represent
اثر هنری یک احساس یا فکر را بیان میکند → express
هنرمند روی چیزی تمرکز ویژه میگذارد → emphasize
اثر هنری موضوعی را بررسی میکند → explore
اثر هنری باور قدیمی را زیر سوال میبرد → challenge
اثر هنری پیام یا احساس را میرساند → convey
چیزی روش یا شکل هنر را عوض میکند → transform
#ترجمه#واژگان#ریدینگ
۵۰
۱۲:۵۶