رییس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش : زمان برگزاری امتحانات نهایی پایه یازدهم و دوازدهم در پی برگزاری آیین وداع، تشییع و تدفین قائدشهید امت اسلامی یک هفته به تعویق میافتد.
@konkur_zaban
۱۱۶
۸:۳۵
#لغت
خیلی از کلمات انگلیسی وقتی به صورت verb + particle (phrasal verb) میان با وقتی به صورت compound (یک کلمهی ترکیبی) میان، معنیشون فرق میکنه.
مثال :
Free vs Free up
Free (به تنهایی) → یعنی آزاد بودن / رایگان بودن.
The bird is free.(پرنده آزاده.)
The tickets are free.(بلیطها رایگان هستن.)
Free up → یعنی خالی کردن / آزاد کردن (معمولاً زمان یا فضا).
I need to free up some space on my phone.(باید مقداری فضا توی گوشیم خالی کنم.)
This new system will free up employees’ time.(این سیستم جدید زمان کارمندا رو آزاد میکنه.)
شباهت: هر دو به مفهوم آزادی یا آزاد بودن ربط دارن.
تفاوت: free حالت کلی داره (آزاد یا رایگان)، ولی free up یعنی عمل خالی کردن یا آزاد کردن چیزی.
---
Set vs Setup
Set → فعل (قرار دادن / تنظیم کردن) یا اسم (مجموعه).
Please set the table.(لطفاً میز رو بچین.)
The teacher gave us a set of exercises.(معلم یک مجموعه تمرین به ما داد.)
Setup (اسم یا صفت) → تنظیمات / چیدمان / شرایطی که ساخته شده.
The computer setup took an hour.(راهاندازی کامپیوتر یک ساعت طول کشید.)
It’s a nice setup for a small office.(این یه چیدمان خوب برای یک دفتر کوچیکه.)
شباهت: هر دو به “قرار دادن / آماده کردن” ربط دارن.
تفاوت: set بیشتر به عمل و فعل اشاره میکنه، ولی setup اسمِ اون چیزی هست که تنظیم یا آماده شده.
---
نکته طلایی
فرق اصلی این جفتها اینه که:
وقتی کلمه دوم (up / down / etc.) اضافه میشه → معمولاً یک phrasal verb میسازه که عمل مشخصی رو نشون میده.
وقتی کلمهها به هم میچسبن (setup, backup, makeup …) → معمولاً یک اسم یا صفت جدید درست میشه.
#کلوزتست@konkur_zaban
مثال :
The bird is free.(پرنده آزاده.)
The tickets are free.(بلیطها رایگان هستن.)
I need to free up some space on my phone.(باید مقداری فضا توی گوشیم خالی کنم.)
This new system will free up employees’ time.(این سیستم جدید زمان کارمندا رو آزاد میکنه.)
---
Please set the table.(لطفاً میز رو بچین.)
The teacher gave us a set of exercises.(معلم یک مجموعه تمرین به ما داد.)
The computer setup took an hour.(راهاندازی کامپیوتر یک ساعت طول کشید.)
It’s a nice setup for a small office.(این یه چیدمان خوب برای یک دفتر کوچیکه.)
---
فرق اصلی این جفتها اینه که:
وقتی کلمه دوم (up / down / etc.) اضافه میشه → معمولاً یک phrasal verb میسازه که عمل مشخصی رو نشون میده.
وقتی کلمهها به هم میچسبن (setup, backup, makeup …) → معمولاً یک اسم یا صفت جدید درست میشه.
#کلوزتست@konkur_zaban
۱۴۱
۶:۲۸
رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی آموزشو پرورش:
@konkur_zaban
۱۳۵
۹:۰۹
۱۵۴
۶:۵۹
رئیس سازمان سنجش :
@konkur_zaban
۸۵
۱۴:۳۰
1. شک در سوالات ممکن است به دلایل زیر باشد:
2. اگر در آزمونها غلط زیاد میزنید، احتمالاً:
3. راهکارهایی برای افزایش تمرکز:
4. تندخوانی:
5. در آزمون:
@konkur_zaban
۹۳
۷:۲۰
قانون پارتو (80/20)۸۰٪ نتایج از ۲۰٪ تلاشها میاد. روی اون بخش کوچیکی تمرکز کن که واقعاً مهمه!
قانون زایگارنیکذهنت به کارای ناتمام گیر میده. مثل اپهای باز تو پسزمینه، انرژیتو میخورن. یا تمومشون کن یا پاکشون کن!
قانون آشیزندگی همیشه طبق برنامه جلو نمیره. تغییرپذیری و انعطاف، اون چیزیه که ازت یه برنده میسازه.
قانون ایگلمنتمرکز عمیق روی یه هدف مشخص، سریعترین راه یادگیری و موفقیته. چندتا کارو باهم نبر، روی یکی زوم کن!
قانون اسکینزشکست خوردی؟ عالیه! الان بهترین زمان برای یادگرفتنه. هر اشتباه یه قدم به جلوئه.
@konkur_zaban
۶۹
۶:۴۳
عظیمی راد سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس:
@konkur_zaban
۷۹
۹:۵۸
@konkur_zaban
۵۳
۵:۴۱
@konkur_zaban
۴۰
۹:۲۶