وقتی حرم دوباره آغوش گشود
ظهر عاشورا بود؛ سیام خرداد سال ۱۳۷۳.
مشهد، مثل همیشه در روزهای سوگ سیدالشهدا، رنگ دیگری داشت. خیابانهای منتهی به حرم امام رضا علیهالسلام پر از دلهایی بود که آرامآرام به سوی پنجره فولاد، صحنها و رواقهای روشن حرم میرفتند. مردم آمده بودند تا در پناه امام مهربانیها، برای حسین علیهالسلام اشک بریزند؛ برای مظلومیتی که قرنهاست هنوز تازه مانده است.
در میان آن جمعیت، کودکی دست مادرش را گرفته بود. پیرمردی آرامآرام ذکر میگفت. خادمی در گوشهای از رواق، با چشمانی خسته اما مهربان، مسیر زائران را باز میکرد. صدای نوحه در فضا میپیچید و اشکها بیصدا بر گونهها مینشست.
ساعت ۱۴ و ۲۶ دقیقه بود.
ناگهان صدایی مهیب، سکوت روضه را شکست.
لحظهای کوتاه، اما سنگین؛ آنقدر سنگین که در حافظه شهر ماند. حرم، جایی که مردم همیشه آن را پناه امن دلهای شکسته میدانستند، در ظهر عاشورا شاهد یکی از تلخترین جنایتها شد. گروهک تروریستی منافقین، در روزی که دلها برای مظلومیت کربلا میتپید، کینه خود را به سوی زائران بیگناه نشانه گرفت.
مشهد یکباره بهتزده شد.
خبر، مثل بغضی بزرگ در شهر پیچید. هر کس شنید، بیاختیار به سمت حرم دوید. مردم نمیپرسیدند چه کسی آشناست و چه کسی غریبه؛ در آن لحظه همه یک خانواده بودند. خادمان، زائران، مجاوران و امدادگران کنار هم ایستادند. دستها برای کمک دراز شد؛ ماشینهای شخصی، آمبولانسها و دلهای بیقرار، مجروحان را به بیمارستانها رساندند.
آن روز، ۲۷ نفر از زائران و عزاداران به شهادت رسیدند و حدود ۳۰۰ نفر مجروح شدند؛ اما آنچه عاملان این جنایت میخواستند، هرگز اتفاق نیفتاد. آنان میخواستند میان مردم فاصله بیندازند، اما مردم نزدیکتر شدند. میخواستند حرم را از حضور عاشقان خالی کنند، اما عشق به امام رضا علیهالسلام خاموشکردنی نبود.
شب که فرا رسید، حرم هنوز داغدار بود. خادمان با اشک و صبوری، رواقها را برای صبحی دوباره آماده کردند. آنها میدانستند که حرم، خانه امید مردم است؛ خانهای که نباید درهایش بسته بماند.
و صبح روز بعد، حرم دوباره آغوش گشود.
زائران آمدند؛ آرامتر، اندوهگینتر، اما استوارتر. چراغهای حرم روشن بود و دلها دوباره به ضریح گره خورد. انگار حرم میگفت:درد هست، اما امید هم هست.زخم هست، اما ایمان هم هست.جنایت هست، اما مهربانی از یاد نمیرود.
امروز، سالها از آن ظهر خونین عاشورا گذشته است؛ اما یاد شهیدان حرم رضوی هنوز در حافظه مردم ایران زنده است. برای ما، اعضای انجمن تخصصی کودک و رسانه، این یادآوری فقط مرور یک واقعه تاریخی نیست؛ یک مسئولیت رسانهای و تربیتی است.
ما با کودکان و نوجوانان سخن میگوییم؛ با نسلهایی که باید حقیقت را بشناسند، اما نه با زبان خشونت، بلکه با زبان آگاهی، مهربانی، عدالت و حافظه تاریخی.
روایت چنین روزهایی به ما میآموزد که رسانه کودک، فقط سرگرمی نیست؛ رسانه کودک میتواند چراغی باشد برای شناخت حق، پاسداشت مظلومیت، احترام به مقدسات و ایستادگی در برابر نفرت و ترور.
سالروز انفجار حرم مطهر امام رضا علیهالسلام، یادآور مظلومیت زائرانی است که در روز عاشورا، در خانه امام مهربانیها به شهادت رسیدند؛ و یادآور این حقیقت که حرم، حتی پس از تلخترین زخمها، دوباره آغوش خود را به روی مردم گشود.
سلام بر امام رضا علیهالسلام.سلام بر شهیدان حرم رضوی.و سلام بر دلهایی که روایت حقیقت را با زبان ایمان، آگاهی و مهربانی زنده نگه میدارند.
ظهر عاشورا بود؛ سیام خرداد سال ۱۳۷۳.
مشهد، مثل همیشه در روزهای سوگ سیدالشهدا، رنگ دیگری داشت. خیابانهای منتهی به حرم امام رضا علیهالسلام پر از دلهایی بود که آرامآرام به سوی پنجره فولاد، صحنها و رواقهای روشن حرم میرفتند. مردم آمده بودند تا در پناه امام مهربانیها، برای حسین علیهالسلام اشک بریزند؛ برای مظلومیتی که قرنهاست هنوز تازه مانده است.
در میان آن جمعیت، کودکی دست مادرش را گرفته بود. پیرمردی آرامآرام ذکر میگفت. خادمی در گوشهای از رواق، با چشمانی خسته اما مهربان، مسیر زائران را باز میکرد. صدای نوحه در فضا میپیچید و اشکها بیصدا بر گونهها مینشست.
ساعت ۱۴ و ۲۶ دقیقه بود.
ناگهان صدایی مهیب، سکوت روضه را شکست.
لحظهای کوتاه، اما سنگین؛ آنقدر سنگین که در حافظه شهر ماند. حرم، جایی که مردم همیشه آن را پناه امن دلهای شکسته میدانستند، در ظهر عاشورا شاهد یکی از تلخترین جنایتها شد. گروهک تروریستی منافقین، در روزی که دلها برای مظلومیت کربلا میتپید، کینه خود را به سوی زائران بیگناه نشانه گرفت.
مشهد یکباره بهتزده شد.
خبر، مثل بغضی بزرگ در شهر پیچید. هر کس شنید، بیاختیار به سمت حرم دوید. مردم نمیپرسیدند چه کسی آشناست و چه کسی غریبه؛ در آن لحظه همه یک خانواده بودند. خادمان، زائران، مجاوران و امدادگران کنار هم ایستادند. دستها برای کمک دراز شد؛ ماشینهای شخصی، آمبولانسها و دلهای بیقرار، مجروحان را به بیمارستانها رساندند.
آن روز، ۲۷ نفر از زائران و عزاداران به شهادت رسیدند و حدود ۳۰۰ نفر مجروح شدند؛ اما آنچه عاملان این جنایت میخواستند، هرگز اتفاق نیفتاد. آنان میخواستند میان مردم فاصله بیندازند، اما مردم نزدیکتر شدند. میخواستند حرم را از حضور عاشقان خالی کنند، اما عشق به امام رضا علیهالسلام خاموشکردنی نبود.
شب که فرا رسید، حرم هنوز داغدار بود. خادمان با اشک و صبوری، رواقها را برای صبحی دوباره آماده کردند. آنها میدانستند که حرم، خانه امید مردم است؛ خانهای که نباید درهایش بسته بماند.
و صبح روز بعد، حرم دوباره آغوش گشود.
زائران آمدند؛ آرامتر، اندوهگینتر، اما استوارتر. چراغهای حرم روشن بود و دلها دوباره به ضریح گره خورد. انگار حرم میگفت:درد هست، اما امید هم هست.زخم هست، اما ایمان هم هست.جنایت هست، اما مهربانی از یاد نمیرود.
امروز، سالها از آن ظهر خونین عاشورا گذشته است؛ اما یاد شهیدان حرم رضوی هنوز در حافظه مردم ایران زنده است. برای ما، اعضای انجمن تخصصی کودک و رسانه، این یادآوری فقط مرور یک واقعه تاریخی نیست؛ یک مسئولیت رسانهای و تربیتی است.
ما با کودکان و نوجوانان سخن میگوییم؛ با نسلهایی که باید حقیقت را بشناسند، اما نه با زبان خشونت، بلکه با زبان آگاهی، مهربانی، عدالت و حافظه تاریخی.
روایت چنین روزهایی به ما میآموزد که رسانه کودک، فقط سرگرمی نیست؛ رسانه کودک میتواند چراغی باشد برای شناخت حق، پاسداشت مظلومیت، احترام به مقدسات و ایستادگی در برابر نفرت و ترور.
سالروز انفجار حرم مطهر امام رضا علیهالسلام، یادآور مظلومیت زائرانی است که در روز عاشورا، در خانه امام مهربانیها به شهادت رسیدند؛ و یادآور این حقیقت که حرم، حتی پس از تلخترین زخمها، دوباره آغوش خود را به روی مردم گشود.
سلام بر امام رضا علیهالسلام.سلام بر شهیدان حرم رضوی.و سلام بر دلهایی که روایت حقیقت را با زبان ایمان، آگاهی و مهربانی زنده نگه میدارند.
۱۸۷
۷:۳۱
۲۱۳
۸:۰۷
تابستونه فصل شادی و خنده
بچه ها توی کوچه ، گرم بازی ، مثل چند تا پرنده
فصل شنا میون حوض پرآب
فرار از لحظه های خسته ی خواب
تابستون ، فصل سر زدن به هر سو
به کوهستان ، به جنگل مثل آهو
دویدن در میون دشت و صحرا
مثل ماهی پریدن توی دریا
فصل درو میون دشت شادی
نقش یک شاخه ی گل ، نشوندن روی قالی
تابستونه فصل سفر به هر جا
به شهر شعر و قصه های زیبا
از لابه لای برگ هر کتابی
پرکشیدن به رویاهای آبی
تابستونه فصل شادی و خنده
بچه ها توی کوچه ، گرم بازی ، مثل چندتا پرنده
بچه ها توی کوچه ، گرم بازی ، مثل چند تا پرنده
فصل شنا میون حوض پرآب
فرار از لحظه های خسته ی خواب
تابستون ، فصل سر زدن به هر سو
به کوهستان ، به جنگل مثل آهو
دویدن در میون دشت و صحرا
مثل ماهی پریدن توی دریا
فصل درو میون دشت شادی
نقش یک شاخه ی گل ، نشوندن روی قالی
تابستونه فصل سفر به هر جا
به شهر شعر و قصه های زیبا
از لابه لای برگ هر کتابی
پرکشیدن به رویاهای آبی
تابستونه فصل شادی و خنده
بچه ها توی کوچه ، گرم بازی ، مثل چندتا پرنده
۵۹۶
۷:۲۵
تحلیل تخصصی و روانشناختی مجموعهی «ماشا و خرسه»
بهاره بیاتیعضو انجمن تخصصی کودک و رسانه
۱. بافتشناسی و ساختار هنری اثر «ماشا و خرسه» (Masha and the Bear) - که در فارسی به ماشا و میشا ترجمه هم شده است - محصول صنعت انیمیشن روسیه، اثری با استانداردهای فنی و بصری بسیار بالا است. پویایی تصاویر، موسیقی متن غنی و طنز اسلپاستیک الهامگرفته از آثار کلاسیک (مانند تام و جری) کشش بصری قدرتمندی ایجاد میکند که مخاطب را در ردههای سنی مختلف مجذوب خود میسازد. با این حال، همین جذابیت تکنیکال ضرورت ارزیابی دقیق محتوای تربیتی آن را دوچندان میکند.
۲. ظرفیتهای رشدشناختی و نقاط قوت الگوی والدگری خرس (ثبات عاطفی مراقب): شخصیت خرس را میتوان مظهر یک والد/مراقبِ صبور، خلاق، تابآور و از نظر عاطفی پایدار دانست. حضور این الگو بهویژه برای کودکانی که ممکن است در دنیای واقعی با خلاء مراقبان صبور یا الگوهای مردانه مواجه باشند، ارزشمند است. او با پذیرش بیقیدوشرط، بستر عاطفی امنی برای ماشا فراهم میکند.
تسهیل تفکر واگرا و کنجکاوی: ماشا نمادی از جسارت، خلاقیت و کاوشگری است. ترس از شکست در او کمرنگ است و همواره برای حل مسائل، روشهای نوینی (هرچند گاه دردسرساز) خلق میکند. این ویژگی برای گروه سنی بالای ۵ سال میتواند محرکی برای تفکر خلاق و حل مسئله باشد.
پویایی رابطه تعاملی: رابطه میان ماشا و خرس بازتابی از تعامل والد-فرزندی است؛ رابطهای که در آن «مراقب» علیرغم دشواریها، هرگز پیوند عاطفی را قطع نمیکند و «کودک» بهمرور زمان عواقب برخی رفتارهای خود را لمس میکند. این پویایی میتواند به عنوان بستر مناسبی برای گفتگوهای تعاملی میان والدین و کودکان پیرامون مفاهیمی نظیر همدلی و پیوستگی عاطفی قرار گیرد.
۳. آسیبشناسی و هشدارهای تربیتی
غیبت نهاد نظارتی والدین: عدم حضور فیزیکی یا معنوی والدین در کلیت اثر، حامل این پیام غیرمستقیم به کودک خردسال است که میتوان بدون نظارت بزرگسالان در محیطی مستعد خطر (مانند جنگل) به سلامت زندگی کرد. این پیام برای کودکان خردسال که هنوز درک درستی از پدیدههای خطرآفرین ندارند، نیازمند مداخله و مراقبت جدی والدین است.
رفتارهای مرزی و چالشبرانگیز ماشا: لجاجت مفرط، بیتوجهی به حریم شخصی، اصرار بر رفتارهای آسیبرسان به سلامت بدنی (مانند مصرف افراطی شیرینیجات) و رفتارهای پرخاشگرانه، گرچه در بستر فانتزی و کمدیِ اثر تعریف شدهاند، اما برای مخاطب زیر ۵ سال که توانایی تفکیک مرز خیال و واقعیت را ندارد، بهشدت الگوپذیر و تقلیدپذیر هستند.
فقدان بازخورد منطقی عواقب: یکی از خلأهای تربیتی جدی این مجموعه، بیمواجهه ماندن ماشا با پیامدهای طبیعی رفتارهایش است. بخششهای زودهنگام و بیتناسب خرس بدون آنکه فرآیند یادگیری و پذیرش مسئولیت اتفاق بیفتد، میتواند تصور نادرستی از پیامد رفتارها در ذهن کودک ایجاد کند.
۴. پروتکل مواجهه با اثر بر اساس سن (مبتنی بر روانشناسی رسانه) رده سنی رویکرد پیشنهادی شیوه مدیریت تماشازیر ۳ سال منع کامل تماشا حجم تحریکات حسی و بصری بالا و سرعت روایت، فراتر از آستانه پردازش شناختی خردسال در این سن است.۳ تا ۵ سال تماشای محدود و همراهی فعال حداکثر یک الی دو قسمت در روز، با حضور فعال والد. در لحظات کلیدی لازم است تصویر متوقف شده و درباره رفتار شخصیتها گفتگو شود.۵ تا ۷ سال تماشای همراه با ارزیابی انتقادی کودک به تفکیک نسبی مرز خیال و واقعیت رسیده است. از این بستر میتوان برای نقد رفتار ماشا و پیشنهاد راهحلهای جایگزین توسط خود کودک استفاده کرد.بالای ۷ سال جنبه سرگرمی (تفریح فعال) در این سن، مکانیزمهای دفاع شناختی کودک تا حدی شکل گرفته و خطر الگوبرداری ناخودآگاه کاهش مییابد؛ اثر صرفاً جنبه سرگرمی خواهد داشت.
۵. جمعبندی منتقدانه «ماشا و خرسه» یک پدیده رسانهای دوقطبی است؛ از منظر استانداردهای بصری و متد کمدی، یک اثر هنری ممتاز است، اما از جنبه تربیتی، اثری کاملاً "وابسته به بافت" به شمار میرود.ما در تحلیلهای خود در انجمن تخصصی کودک و رسانه همواره بر این اصل تأکید داریم که:«هیچ رسانهای نمیتواند و نباید جایگزین نقش فعال والدگری شود. انیمیشن ماشا و خرسه مانند یک ابزار دو لبه است؛ در دستان والدی آگاه و ناظر، زمینهساز گفتگو، تقویت خلاقیت و رشد تفکر انتقادی میشود، اما در صورت رها شدن کودک با اثر، ممکن است به ابزاری برای یادگیری رفتارهای چالشبرانگیز بدل گردد.»
توصیه نهایی : چنانچه فرصت و آمادگی همراهی عاطفی و تحلیل تعاملی اثر را با فرزند خود دارید، این مجموعه ابزار مناسبی برای گفتگوهای سازنده است. اما اگر به دنبال یک رسانه امن برای سپردن کودک به آن بدون نظارت مستقیم هستید، این اثر انتخاب مناسبی نیست و گزینههای با ساختار آموزشی صریحتر و رفتارهای ایمنتر توصیه میگردد.
koodak.tv
بهاره بیاتیعضو انجمن تخصصی کودک و رسانه
۱. بافتشناسی و ساختار هنری اثر «ماشا و خرسه» (Masha and the Bear) - که در فارسی به ماشا و میشا ترجمه هم شده است - محصول صنعت انیمیشن روسیه، اثری با استانداردهای فنی و بصری بسیار بالا است. پویایی تصاویر، موسیقی متن غنی و طنز اسلپاستیک الهامگرفته از آثار کلاسیک (مانند تام و جری) کشش بصری قدرتمندی ایجاد میکند که مخاطب را در ردههای سنی مختلف مجذوب خود میسازد. با این حال، همین جذابیت تکنیکال ضرورت ارزیابی دقیق محتوای تربیتی آن را دوچندان میکند.
۲. ظرفیتهای رشدشناختی و نقاط قوت الگوی والدگری خرس (ثبات عاطفی مراقب): شخصیت خرس را میتوان مظهر یک والد/مراقبِ صبور، خلاق، تابآور و از نظر عاطفی پایدار دانست. حضور این الگو بهویژه برای کودکانی که ممکن است در دنیای واقعی با خلاء مراقبان صبور یا الگوهای مردانه مواجه باشند، ارزشمند است. او با پذیرش بیقیدوشرط، بستر عاطفی امنی برای ماشا فراهم میکند.
۳. آسیبشناسی و هشدارهای تربیتی
۴. پروتکل مواجهه با اثر بر اساس سن (مبتنی بر روانشناسی رسانه) رده سنی رویکرد پیشنهادی شیوه مدیریت تماشازیر ۳ سال منع کامل تماشا حجم تحریکات حسی و بصری بالا و سرعت روایت، فراتر از آستانه پردازش شناختی خردسال در این سن است.۳ تا ۵ سال تماشای محدود و همراهی فعال حداکثر یک الی دو قسمت در روز، با حضور فعال والد. در لحظات کلیدی لازم است تصویر متوقف شده و درباره رفتار شخصیتها گفتگو شود.۵ تا ۷ سال تماشای همراه با ارزیابی انتقادی کودک به تفکیک نسبی مرز خیال و واقعیت رسیده است. از این بستر میتوان برای نقد رفتار ماشا و پیشنهاد راهحلهای جایگزین توسط خود کودک استفاده کرد.بالای ۷ سال جنبه سرگرمی (تفریح فعال) در این سن، مکانیزمهای دفاع شناختی کودک تا حدی شکل گرفته و خطر الگوبرداری ناخودآگاه کاهش مییابد؛ اثر صرفاً جنبه سرگرمی خواهد داشت.
۵. جمعبندی منتقدانه «ماشا و خرسه» یک پدیده رسانهای دوقطبی است؛ از منظر استانداردهای بصری و متد کمدی، یک اثر هنری ممتاز است، اما از جنبه تربیتی، اثری کاملاً "وابسته به بافت" به شمار میرود.ما در تحلیلهای خود در انجمن تخصصی کودک و رسانه همواره بر این اصل تأکید داریم که:«هیچ رسانهای نمیتواند و نباید جایگزین نقش فعال والدگری شود. انیمیشن ماشا و خرسه مانند یک ابزار دو لبه است؛ در دستان والدی آگاه و ناظر، زمینهساز گفتگو، تقویت خلاقیت و رشد تفکر انتقادی میشود، اما در صورت رها شدن کودک با اثر، ممکن است به ابزاری برای یادگیری رفتارهای چالشبرانگیز بدل گردد.»
توصیه نهایی : چنانچه فرصت و آمادگی همراهی عاطفی و تحلیل تعاملی اثر را با فرزند خود دارید، این مجموعه ابزار مناسبی برای گفتگوهای سازنده است. اما اگر به دنبال یک رسانه امن برای سپردن کودک به آن بدون نظارت مستقیم هستید، این اثر انتخاب مناسبی نیست و گزینههای با ساختار آموزشی صریحتر و رفتارهای ایمنتر توصیه میگردد.
koodak.tv
۴۷۷
۸:۰۵
تقدیم به حضرت امالبنین که آرزویم ذرهای مثل او بودن است:
مثل یک قاصدک روشن و سبزآمدی خانه مولا یک روز اسم تو مثل چراغی پرنور می درخشد وسط روضه هنوز
آمدی هدیه دهی یک گل سرخبه حسین بن علی با دل و جانبنشانی به لبش خنده گرمبا ابوالفضل خودت در میدان
با پسرهای جوانت یک روزخادم خانهی پروانه شدیفاطمه بودی و مثل زهراراز سر سبزی آن خانه شدی
معصومه مرادی
مثل یک قاصدک روشن و سبزآمدی خانه مولا یک روز اسم تو مثل چراغی پرنور می درخشد وسط روضه هنوز
آمدی هدیه دهی یک گل سرخبه حسین بن علی با دل و جانبنشانی به لبش خنده گرمبا ابوالفضل خودت در میدان
با پسرهای جوانت یک روزخادم خانهی پروانه شدیفاطمه بودی و مثل زهراراز سر سبزی آن خانه شدی
معصومه مرادی
۵۳۹
۱۱:۲۲
تحلیل روانشناختی واقعه عاشورادکتر داود فتحیروانشناس و عضو انجمن تخصصی کودک و رسانه
۴۲
۱۴:۳۶
# تحلیل روانشناختی واقعه عاشورا: الگویی برای رشد شخصیت انسان
*نویسنده: دکتر داود فتحی (روانشناس)
عضو انجمن تخصصی کودک و رسانه
بسم الله الرحمن الرحیم. این روزها که با ایام عاشورا و تاسوعای حسینی مصادف است، یادآور قیامی است که فراتر از یک واقعه معمولی بود. اگر بخواهیم به قیام عاشورا از منظر روانشناسی نگاه کنیم، باید توجه داشت که عاشورا صرفاً یک واقعه تاریخی یا مذهبی نیست؛ بلکه میتواند یک الگوی روانشناختی برای رشد انسان باشد. عاشورا مدرسهای برای شناخت ابعادی همچون معنا، هویت، تابآوری، مسئولیتپذیری و آزادی است. البته هدف ما تطبیق تحمیلی مفاهیم روانشناسی بر متون دینی نیست، بلکه میخواهیم از این مفاهیم به عنوان دریچهای برای فهم عمیقتر این واقعه استفاده کنیم.
### ۱. جستجوی معنا در زندگی
یکی از مهمترین مفاهیم روانشناسی معاصر، «معنا» است. از این منظر، امام حسین (ع) به ما میآموزد که زندگی بدون معنا، هرچند طولانی باشد، ارزشمند نیست. زندگی معنادار یعنی حتی اگر کوتاهی چند سال داشته باشد، اما ارزش زیستن داشته باشد. پیام روانشناختی عاشورا این است که انسان نباید صرفاً برای «بقا» زندگی کند؛ کیفیت زندگی مهمتر از طول عمر است. انسان باید برای ارزشهای متعالی زندگی کند. معنا میتواند رنج را قابل تحمل کند؛ به تعبیری، عاشورا فرآیند «تبدیل رنج به معنا» است.
### ۲. نهضت هویتیابی انسان
یکی از بحرانهای انسان امروز، «بحران هویت» است؛ انسان دائماً از خود میپرسد: «من کیستم؟ برای چه زندگی میکنم؟ و مرزهای ارزشهای من کجاست؟». امام حسین (ع) با قیام خود به این پرسشها پاسخ داد. از منظر روانشناسی، هویت عاشورا میآموزد که انسان نباید هویت خود را به قدرت، ثروت یا تایید دیگران گره بزند. هویت سالم بر ارزشها استوار است؛ هویت اصیل از درون میجوشد و نه از فشار محیط.
### ۳. الگوی استقلال روانی
هوش مصنوعی: بسیاری از انسانها گرفتار «همنوایی ناسالم» هستند؛ یعنی صرفاً به دلیل فشار جمعی، از حقیقت فاصله میگیرند. امام حسین (ع) نمونهای عالی از استقلال روانی است. ویژگیهای استقلال روانی در عاشورا عبارتند از: نگفتن به ظلم، مقاومت در برابر فشار اجتماعی، تصمیمگیری مبتنی بر اصول و حفظ کرامت انسانی. پیام مهم این است: «همه رفتن، دلیل بر درست بودن آن نیست».
### ۴. مدرسه تابآوری
تابآوری یعنی توانایی حفظ تعادل روانی در سختترین شرایط. در عاشورا، انسان با شدیدترین فشارها (تشنگی، سوگ، فقدان عزیزان و تهدید جانی) مواجه میشود، اما فروپاشی روانی رخ نمیدهد. عوامل تابآوری در عاشورا عبارتند از:
- هدف روشن: افراد تابآور میدانند چرا باید رنج بکشند.
- معنویت: یکی از قویترین عوامل محافظت از سلامت روان.
- امید: امید به آینده و حقیقت.
- همبستگی اجتماعی: یاران امام، نمونهای از حمایت اجتماعی هستند.
### ۵. مبارزه با درماندگی آموختهشده
در روانشناسی مفهومی به نام «درماندگی آموختهشده» وجود دارد؛ یعنی زمانی که انسان تصور میکند هیچ کاری از دستش بر نمیآید. امام حسین (ع) این تفکر را میشکند. پیام عاشورا این است که حتی در حالت اقلیت بودن، انسان میتواند کنشگر باشد. او مسئول انتخاب خویش است؛ چرا که سکوت هم نوعی انتخاب است.
### ۶. الگوی عزتنفس سالم
عزتنفس یعنی احساس ارزشمندی درونی. جمله مشهور «هیهات من الذلة» یک شعار صرف نیست، بلکه یک اصل روانشناختی است. ویژگیهای عزتنفس سالم در عاشورا عبارتند از: حفظ کرامت، مرزبندی اخلاقی، عدم وابستگی به تایید دیگران و شجاعت در تصمیمگیری.
### ۷. تنظیم هیجانات
گاهی تصور میشود گریه و اندوه نشانه ضعف است، اما روانشناسی امروز میگوید هیجانهای ابراز شده، سالمتر از هیجانهای سرکوب شده هستند. در عاشورا با طیفی از هیجانها (عشق، غم، امید، ترس، شجاعت، ایثار) مواجه هستیم. عاشورا به ما میآموزد که نه باید هیجان را سرکوب کرد و نه در آن غرق شد، بلکه باید هیجان را مدیریت کرد.
### ۸. مسئولیتپذیری اجتماعی
یکی از آسیبهای جامعه امروز، بی تفاوتی اجتماعی است. در روانشناسی اجتماعی پدیدهای به نام «اثر تماشاگر» وجود دارد؛ یعنی افراد منتظر میمانند تا دیگری اقدامی انجام دهد. عاشورا با این تفکر مقابله میکند و میگوید اگر انسان مسئولیتپذیر نباشد، ظلم گسترش مییابد.
### ۹. الگوی تربیت کودک و نوجوان
هوش مصنوعی: عاشورا صرفاً روایت بزرگسالان نیست. حضور کودکان و نوجوانان در این واقعه، پیامهای تربیتی مهمی دارد. اصول تربیتی عاشورا شامل این موارد است: مشارکت دادن کودکان متناسب با سن، آموزش مسئولیتپذیری، انتقال ارزشها از طریق الگو بودن، پرورش شجاعت اخلاقی و تربیت همدلانه (بدون استفاده از تصاویر خشن و ترسآور).
### ۱۰. روانشناسی انتخاب
تمام شخصیتهای عاشورا بر یک موضوع اشتراک دارند: انتخاب*. هر فرد بر سر
*نویسنده: دکتر داود فتحی (روانشناس)
عضو انجمن تخصصی کودک و رسانه
بسم الله الرحمن الرحیم. این روزها که با ایام عاشورا و تاسوعای حسینی مصادف است، یادآور قیامی است که فراتر از یک واقعه معمولی بود. اگر بخواهیم به قیام عاشورا از منظر روانشناسی نگاه کنیم، باید توجه داشت که عاشورا صرفاً یک واقعه تاریخی یا مذهبی نیست؛ بلکه میتواند یک الگوی روانشناختی برای رشد انسان باشد. عاشورا مدرسهای برای شناخت ابعادی همچون معنا، هویت، تابآوری، مسئولیتپذیری و آزادی است. البته هدف ما تطبیق تحمیلی مفاهیم روانشناسی بر متون دینی نیست، بلکه میخواهیم از این مفاهیم به عنوان دریچهای برای فهم عمیقتر این واقعه استفاده کنیم.
### ۱. جستجوی معنا در زندگی
یکی از مهمترین مفاهیم روانشناسی معاصر، «معنا» است. از این منظر، امام حسین (ع) به ما میآموزد که زندگی بدون معنا، هرچند طولانی باشد، ارزشمند نیست. زندگی معنادار یعنی حتی اگر کوتاهی چند سال داشته باشد، اما ارزش زیستن داشته باشد. پیام روانشناختی عاشورا این است که انسان نباید صرفاً برای «بقا» زندگی کند؛ کیفیت زندگی مهمتر از طول عمر است. انسان باید برای ارزشهای متعالی زندگی کند. معنا میتواند رنج را قابل تحمل کند؛ به تعبیری، عاشورا فرآیند «تبدیل رنج به معنا» است.
### ۲. نهضت هویتیابی انسان
یکی از بحرانهای انسان امروز، «بحران هویت» است؛ انسان دائماً از خود میپرسد: «من کیستم؟ برای چه زندگی میکنم؟ و مرزهای ارزشهای من کجاست؟». امام حسین (ع) با قیام خود به این پرسشها پاسخ داد. از منظر روانشناسی، هویت عاشورا میآموزد که انسان نباید هویت خود را به قدرت، ثروت یا تایید دیگران گره بزند. هویت سالم بر ارزشها استوار است؛ هویت اصیل از درون میجوشد و نه از فشار محیط.
### ۳. الگوی استقلال روانی
هوش مصنوعی: بسیاری از انسانها گرفتار «همنوایی ناسالم» هستند؛ یعنی صرفاً به دلیل فشار جمعی، از حقیقت فاصله میگیرند. امام حسین (ع) نمونهای عالی از استقلال روانی است. ویژگیهای استقلال روانی در عاشورا عبارتند از: نگفتن به ظلم، مقاومت در برابر فشار اجتماعی، تصمیمگیری مبتنی بر اصول و حفظ کرامت انسانی. پیام مهم این است: «همه رفتن، دلیل بر درست بودن آن نیست».
### ۴. مدرسه تابآوری
تابآوری یعنی توانایی حفظ تعادل روانی در سختترین شرایط. در عاشورا، انسان با شدیدترین فشارها (تشنگی، سوگ، فقدان عزیزان و تهدید جانی) مواجه میشود، اما فروپاشی روانی رخ نمیدهد. عوامل تابآوری در عاشورا عبارتند از:
- هدف روشن: افراد تابآور میدانند چرا باید رنج بکشند.
- معنویت: یکی از قویترین عوامل محافظت از سلامت روان.
- امید: امید به آینده و حقیقت.
- همبستگی اجتماعی: یاران امام، نمونهای از حمایت اجتماعی هستند.
### ۵. مبارزه با درماندگی آموختهشده
در روانشناسی مفهومی به نام «درماندگی آموختهشده» وجود دارد؛ یعنی زمانی که انسان تصور میکند هیچ کاری از دستش بر نمیآید. امام حسین (ع) این تفکر را میشکند. پیام عاشورا این است که حتی در حالت اقلیت بودن، انسان میتواند کنشگر باشد. او مسئول انتخاب خویش است؛ چرا که سکوت هم نوعی انتخاب است.
### ۶. الگوی عزتنفس سالم
عزتنفس یعنی احساس ارزشمندی درونی. جمله مشهور «هیهات من الذلة» یک شعار صرف نیست، بلکه یک اصل روانشناختی است. ویژگیهای عزتنفس سالم در عاشورا عبارتند از: حفظ کرامت، مرزبندی اخلاقی، عدم وابستگی به تایید دیگران و شجاعت در تصمیمگیری.
### ۷. تنظیم هیجانات
گاهی تصور میشود گریه و اندوه نشانه ضعف است، اما روانشناسی امروز میگوید هیجانهای ابراز شده، سالمتر از هیجانهای سرکوب شده هستند. در عاشورا با طیفی از هیجانها (عشق، غم، امید، ترس، شجاعت، ایثار) مواجه هستیم. عاشورا به ما میآموزد که نه باید هیجان را سرکوب کرد و نه در آن غرق شد، بلکه باید هیجان را مدیریت کرد.
### ۸. مسئولیتپذیری اجتماعی
یکی از آسیبهای جامعه امروز، بی تفاوتی اجتماعی است. در روانشناسی اجتماعی پدیدهای به نام «اثر تماشاگر» وجود دارد؛ یعنی افراد منتظر میمانند تا دیگری اقدامی انجام دهد. عاشورا با این تفکر مقابله میکند و میگوید اگر انسان مسئولیتپذیر نباشد، ظلم گسترش مییابد.
### ۹. الگوی تربیت کودک و نوجوان
هوش مصنوعی: عاشورا صرفاً روایت بزرگسالان نیست. حضور کودکان و نوجوانان در این واقعه، پیامهای تربیتی مهمی دارد. اصول تربیتی عاشورا شامل این موارد است: مشارکت دادن کودکان متناسب با سن، آموزش مسئولیتپذیری، انتقال ارزشها از طریق الگو بودن، پرورش شجاعت اخلاقی و تربیت همدلانه (بدون استفاده از تصاویر خشن و ترسآور).
### ۱۰. روانشناسی انتخاب
تمام شخصیتهای عاشورا بر یک موضوع اشتراک دارند: انتخاب*. هر فرد بر سر
۳۶
۱۴:۳۷
راه خود با یک دوراهی قرار دارد:- حقیقت یا منفعت؟- شجاعت یا ترس؟- مسئولیت یا بیتفاوتی؟- آزادی یا وابستگی؟عاشورا میآموزد که شخصیت انسان، حاصل انتخابهای مکرر اوست.
### ۱۱. الگوی سلامت معنویسلامت انسان در چهار بُعد تعریف میشود: جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی. عاشورا بیش از هر چیز بر *سلامت معنوی تاکید دارد؛ یعنی احساس پیوند با خدا، هدفمندی، مسئولیتپذیری و آرامش درونی.
---
### خلاصه مفاهیم عاشورا و معادلهای روانشناختی آنها
| مفهوم عاشورا | معادل روانشناختی |
| :--- | :--- |
| آزادی | استقلال روانی |
| هیهات من الذلة | عزتنفس سالم |
| امر به معروف | مسئولیت اجتماعی |
| صبر | تابآوری |
| ایثار | رفتارهای نودوستانه |
| شهادتطلبی آگاهانه | زندگی مبتنی بر معنا |
| وفاداری | دلبستگی ایمن و تعهد |
| بصیرت | خودآگاهی |
| توکل | سلامت معنوی |
نتیجهگیری:
از منظر روانشناسان، عاشورا بیش از آنکه روایت مرگ باشد، روایت «زندگی آگاهانه»* است. عاشورا به انسان میآموزد چگونه معنا پیدا کند، چگونه مستقل فکر کند، چگونه در بحران تاب بیاورد، چگونه عزت خود را حفظ کند و چگونه مسئولانه زندگی کند. عاشورا حرکتی است از ترس به شجاعت، از انفعال به مسئولیت، از وابستگی به آزادی، و از زیستنِ صرف به زیستنِ معنادار.
### ۱۱. الگوی سلامت معنویسلامت انسان در چهار بُعد تعریف میشود: جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی. عاشورا بیش از هر چیز بر *سلامت معنوی تاکید دارد؛ یعنی احساس پیوند با خدا، هدفمندی، مسئولیتپذیری و آرامش درونی.
---
### خلاصه مفاهیم عاشورا و معادلهای روانشناختی آنها
| مفهوم عاشورا | معادل روانشناختی |
| :--- | :--- |
| آزادی | استقلال روانی |
| هیهات من الذلة | عزتنفس سالم |
| امر به معروف | مسئولیت اجتماعی |
| صبر | تابآوری |
| ایثار | رفتارهای نودوستانه |
| شهادتطلبی آگاهانه | زندگی مبتنی بر معنا |
| وفاداری | دلبستگی ایمن و تعهد |
| بصیرت | خودآگاهی |
| توکل | سلامت معنوی |
نتیجهگیری:
از منظر روانشناسان، عاشورا بیش از آنکه روایت مرگ باشد، روایت «زندگی آگاهانه»* است. عاشورا به انسان میآموزد چگونه معنا پیدا کند، چگونه مستقل فکر کند، چگونه در بحران تاب بیاورد، چگونه عزت خود را حفظ کند و چگونه مسئولانه زندگی کند. عاشورا حرکتی است از ترس به شجاعت، از انفعال به مسئولیت، از وابستگی به آزادی، و از زیستنِ صرف به زیستنِ معنادار.
۵۰
۱۴:۳۷
معنای روان شناختی عاشورا.m4a
۰۹:۲۳-۸.۷۹ مگابایت
۴۹
۱۴:۴۲
الهیات خردسال در تلویزیون
رویکردی نو برای رشد ایمان، معنا و امید در نسل آینده
سخنران
زهرا حقجویی
تهیهکننده سینما و تلویزیوناستراتژیست محتواعضو انجمن تخصصی کودک و رسانه
---
اضطراب پیام چیست؟
اضطراب پیام یعنی نگرانی تولیدکننده از اینکه اگر پیام را مستقیم بیان نکند، کودک آن را دریافت نخواهد کرد.
نتیجه این نگرانی
شعارزدگی
آموزش مستقیم
کاهش اثرگذاری
از بین رفتن تجربه کشف
> کودک قبل از اینکه با منطق بیاموزد، با تجربه زندگی میکند.
---
مسیر رشد ایمان در کودک
۰ تا ۲ سال
امنیت و اعتماد به والدین؛ پایه شکلگیری ایمان.
۳ تا ۷ سال
قصه، بازی، تخیل و نمادها؛ بهترین زبان آموزش.
۷ تا ۱۱ سال
درک پیامد رفتار، مسئولیت و مفهوم پاداش و نتیجه.
نوجوانی
هویت، تعلق گروهی و انتخاب آگاهانه مسیر ایمان.
---
چرا آموزش مستقیم آسیبزاست؟
آموزش دستوری موجب میشود:
خدا به عنوان ناظر و حسابرس معرفی شود.
ترس جای عشق را بگیرد.
اضطراب و وسواس مذهبی ایجاد شود.
کودک از مفاهیم دینی فاصله بگیرد.
---
خدا را چگونه به کودک معرفی کنیم؟
کودک خدا را با تجربه احساس میکند؛ نه با تعریفهای انتزاعی.
طعم سیب
لمس چمن
بوی باران
نور خورشید
زیبایی گلها
محبت بیقید و شرط والدین
---
اصول تولید محتوای دینی برای خردسال
داستان به جای شعار
تجربه به جای دستور
کشف به جای نتیجهگیری مستقیم
شخصیتهای خطاپذیر و واقعی
بازی، نمایش و تخیل
شگفتی به جای ترس
عشق به جای اجبار
---
شکرگزاری؛ جایگزین مناسب دعا
کودک ابتدا باید نعمتها را کشف کند؛
سپس احساس سپاسگزاری در او شکل بگیرد.
این مسیر، ارتباط عاطفی و پایدار با خدا را ایجاد میکند.
---
نسبت صحیح آموزش در رسانه کودک
۷۰٪
نمایش، بازی، قصه، تجربه و کشف
۳۰٪
هدایت، گفتوگو و آموزش مستقیم (تربیت داربستی)
---
رسانه کودک باید...
✓ تجربه خلق کند.
✓ فرصت کشف ایجاد کند.
✓ تخیل را فعال کند.
✓ احساس امنیت بسازد.
✓ امید و معنا بیافریند.
---
پیام کلیدی
> ایمان در کودکی محصول ترس نیست؛حاصل امنیت، عشق، بازی، تجربه و شگفتی است.
رویکردی نو برای رشد ایمان، معنا و امید در نسل آینده
سخنران
زهرا حقجویی
تهیهکننده سینما و تلویزیوناستراتژیست محتواعضو انجمن تخصصی کودک و رسانه
---
اضطراب پیام چیست؟
اضطراب پیام یعنی نگرانی تولیدکننده از اینکه اگر پیام را مستقیم بیان نکند، کودک آن را دریافت نخواهد کرد.
نتیجه این نگرانی
شعارزدگی
آموزش مستقیم
کاهش اثرگذاری
از بین رفتن تجربه کشف
> کودک قبل از اینکه با منطق بیاموزد، با تجربه زندگی میکند.
---
مسیر رشد ایمان در کودک
۰ تا ۲ سال
امنیت و اعتماد به والدین؛ پایه شکلگیری ایمان.
۳ تا ۷ سال
قصه، بازی، تخیل و نمادها؛ بهترین زبان آموزش.
۷ تا ۱۱ سال
درک پیامد رفتار، مسئولیت و مفهوم پاداش و نتیجه.
نوجوانی
هویت، تعلق گروهی و انتخاب آگاهانه مسیر ایمان.
---
چرا آموزش مستقیم آسیبزاست؟
آموزش دستوری موجب میشود:
---
خدا را چگونه به کودک معرفی کنیم؟
کودک خدا را با تجربه احساس میکند؛ نه با تعریفهای انتزاعی.
طعم سیب
لمس چمن
بوی باران
نور خورشید
زیبایی گلها
محبت بیقید و شرط والدین
---
اصول تولید محتوای دینی برای خردسال
---
شکرگزاری؛ جایگزین مناسب دعا
کودک ابتدا باید نعمتها را کشف کند؛
سپس احساس سپاسگزاری در او شکل بگیرد.
این مسیر، ارتباط عاطفی و پایدار با خدا را ایجاد میکند.
---
نسبت صحیح آموزش در رسانه کودک
۷۰٪
نمایش، بازی، قصه، تجربه و کشف
۳۰٪
هدایت، گفتوگو و آموزش مستقیم (تربیت داربستی)
---
رسانه کودک باید...
✓ تجربه خلق کند.
✓ فرصت کشف ایجاد کند.
✓ تخیل را فعال کند.
✓ احساس امنیت بسازد.
✓ امید و معنا بیافریند.
---
پیام کلیدی
> ایمان در کودکی محصول ترس نیست؛حاصل امنیت، عشق، بازی، تجربه و شگفتی است.
۶۲
۲۳:۵۹