لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل انجمن تخصصی کودک و رسانها
۱.۸ هزار عضو

انجمن تخصصی کودک و رسانه

کانال اخبار و فراخوان های انجمن
مشاهده در وب بله
۲۵ شهریور
thumbnail
undefinedundefined معرفی کتاب کودک؛ «خاطرات خدا»
کتاب «خاطرات خدا» اثری لطیف و کودکانه است که با زبانی ساده و دوست‌داشتنی، کودکان را با مفاهیمی ارزشمند مانند گفت‌وگو با خدا، امید، مهربانی، شکرگزاری و نگاه زیبا به زندگی همراه می‌کند.
این کتاب فرصتی فراهم می‌کند تا کودکان در فضایی آرام و صمیمی، درباره احساسات، دعاها، خواسته‌ها و تجربه‌های درونی خود با خداوند گفت‌وگو کنند و رابطه‌ای عمیق‌تر با مفاهیم معنوی پیدا کنند.
undefined معرفی‌کننده کتاب: سرکار خانم دکتر مومنه راستگو
undefined مناسب برای گروه سنی: ۸ سال به بالا
این معرفی با هدف ترویج کتاب‌خوانی، تقویت گفت‌وگوی خانواده با کودکان و انتخاب محتوای مناسب برای رشد فکری و عاطفی کودکان ارائه می‌شود.
undefined انجمن تخصصی کودک و رسانه همراه خانواده‌ها در مسیر انتخاب آگاهانه محتوای کودک و نوجوان
#انجمن_تخصصی_کودک_و_رسانه#معرفی_کتاب_کودک#کتاب_کودک#کودکان_و_کتاب‌خوانی
undefined۹

۷۶۴

۸:۳۰

۲۸ شهریور
thumbnail
undefined تغییر بدون جنگ؛ رویکردی از یک تجربه بالینی در کار با نوجوانان
در یکی از جلسات مشاوره، والدین یک دختر ۱۲ ساله با نگرانی از برخی رفتارهای فرزندشان مراجعه کردند؛ از جمله علاقه شدید به آرایش، صرف زمان زیاد در فضای مجازی، تلاش برای شبیه شدن به الگوهای شبکه‌های اجتماعی و گاهی پرخاشگری.
در روند بررسی، مشخص شد که مسئله تنها یک رفتار خاص نیست؛ بلکه بخشی از سبک زندگی، ارتباطات اجتماعی و نیازهای رشدی نوجوان نیز نیازمند توجه است.
در چنین شرایطی، برخوردهای مستقیم و محدودکننده معمولاً به تنهایی نمی‌تواند تغییر پایدار ایجاد کند. پیشنهاد شد به جای تمرکز صرف بر حذف رفتارهای نامطلوب، بسترهای رشد سالم‌تر برای نوجوان فراهم شود؛ مانند حضور در جمع‌های مناسب‌تر، شرکت در فعالیت‌های آموزشی، هنری یا ورزشی و تجربه کردن احساس توانمندی و هدفمندی.
گاهی نوجوان را نمی‌توان فقط از چیزی دور کرد؛ بلکه لازم است فرصت‌های بهتر و جایگزین‌های سازنده ایجاد شود.
پس از گذشت حدود یک ماه از اجرای این تغییرات در سبک زندگی، والدین کاهش چشمگیر رفتارهای نگران‌کننده، کاهش پرخاشگری و بهبود شرایط ارتباطی را گزارش کردند؛ بدون اینکه هنوز مداخله فردی تخصصی آغاز شده باشد.
undefined گاهی تغییر، از تغییر محیط و ارتباط‌ها آغاز می‌شود؛ نه از جنگیدن با رفتار.
undefined این تجربه با اجازه مراجع منتشر شده است.
undefined صدیقه عاشوری
روان‌شناس
عضو انجمن تخصصی کودک و رسانه
undefined۸

۸۹۴

۷:۵۰

thumbnail
نور هدایت از  شرق تابیددنیا درخشید خورشید خندید
رویید مهتاب در آسمان هاباغ ستارهدر کهکشان ها
پر شد زمین بازاز نور و شادیگل داد قران در دست هادی
بارید بارانبا عطر لبخندلبریز از عشقشیرین تر از قند
آمد به دنیاآقای خوبینام قشنگشمعنای خوبی
روزی می‌آید فرزندش از راهگل می‌دهد بازدر آسمان ماه
آن روز عالمسرسبز و زیباستچون نور مهدیدر کل دنیاست
شاعر: دکتر معصومه مرادی

undefinedمیلاد با سعادت امام حسن عسکری مبارک باد.undefined
undefined۱۱

۵۷۵

۱۸:۱۳

Default Gift Icon

پاکت هدیه

برگ سبزی است تحفهٔ درویش undefined
۲۹ شهریور
thumbnail
به کجا چنین شتابان؟
وقتی کودک فقط مشتری صندلی شماره ۱۲ می‌شود

مهدی صفی‌آبادی
عضو انجمن تخصصی کودک و رسانه
این روزها درباره فرهنگ کودک زیاد حرف می‌زنیم؛ از تربیت نسل آینده، خوراک فرهنگی و ضرورت مراقبت از ذهن و سلیقه کودکان. اما کافی است فصل مدارس برسد تا بسیاری از این نگرانی‌ها فراموش شود. همان شخصیت‌هایی که زمانی درباره تأثیر فرهنگی‌شان هشدار می‌دادیم، ناگهان با عنوان‌های جدید وارد سالن‌ها می‌شوند: «کنسرت‌نمایش کودک»، «شوی عروسکی»، «جشن موزیکال» و...
فرمول ساده است: چند آهنگ، چند تن‌پوش، نورهای زیاد، صدای بلند، عروسک‌های آشنا و مجری‌ای که مدام از بچه‌ها می‌خواهد دست بزنند، فریاد بزنند و هیجان نشان دهند. اگر بچه‌ها جیغ زدند، یعنی موفق بوده‌ایم؛ اگر فیلم گرفتند، یعنی اتفاق فرهنگی افتاده است.
اما سؤال اینجاست: کودک در این میان واقعاً مخاطب یک اثر است یا فقط خریدار یک صندلی؟
مسئله شخصیت‌هایی مثل السا، لبوبو یا باب‌اسفنجی نیستند. مسئله تناقض نگاه ماست؛ چیزی که وقتی از بیرون وارد می‌شود «نگران‌کننده» معرفی می‌شود، اما وقتی امکان فروش پیدا می‌کند، به‌راحتی تبدیل به محصول سرگرمی کودک می‌شود. اگر قرار است درباره تهاجم فرهنگی حرف بزنیم، باید اول از خودمان بپرسیم چه چیزی برای عرضه ساخته‌ایم؟ چه شخصیت، قصه و دنیایی ساخته‌ایم که کودک خودش بخواهد دوستش داشته باشد؟
مشکل این نیست که کودک شاد باشد. کودک باید بخندد، بازی کند، موسیقی بشنود و هیجان داشته باشد. مشکل از جایی شروع می‌شود که هر نوع سرگرمی را به اسم تئاتر به او می‌فروشیم. جشن، جشن است؛ کنسرت، کنسرت است؛ عروسک‌پارتی هم عروسک‌پارتی است. قرار نیست برای محترم شدن همه‌چیز، اسمش را تئاتر بگذاریم.
تئاتر کودک قرار نیست کلاس درس باشد و قرار نیست بعد از هر صحنه نتیجه اخلاقی تحویل کودک بدهد. اما تئاتر باید قصه داشته باشد، خیال بسازد، سؤال ایجاد کند و کودک را جدی بگیرد. عروسک در تئاتر یک شخصیت است، نه تن‌پوشی که فقط منتظر آهنگ بعدی مانده باشد.
خطر بزرگ‌تر اینجاست: کودکی که اولین تجربه‌اش از نمایش، فقط صدای بلند، نور گردان، شخصیت‌های مشهور و هیجان بی‌وقفه باشد، ممکن است بعدها از یک اجرای آرام، خلاق و واقعی خسته شود. نه به خاطر اینکه کودک ظرفیت هنر را ندارد؛ چون ما پیش‌تر تعریف اشتباهی از نمایش به او داده‌ایم.
کودک مشتری کوچک نیست. تماشاگر کوچک هم نیست. فقط سنش کمتر است. نمایشنامه کودک، موسیقی کودک، طراحی عروسک و اجرا برای کودک، همه تخصص می‌خواهند. اینکه کودک نقد نمی‌نویسد و اعتراض حرفه‌ای نمی‌کند، دلیل نمی‌شود هر چیزی را بتوان جلوی او گذاشت؛ اتفاقاً مسئولیت ما را بیشتر می‌کند.
هر اجرای کودک فقط فروش چند بلیت نیست؛ ما داریم بخشی از نگاه او به هنر و نمایش را می‌سازیم. شاید سال‌ها بعد اسم اجرا را فراموش کند، اما کیفیت نخستین مواجهه‌اش با صحنه در ذهنش باقی می‌ماند.
پس شادی را از کودک نگیریم، موسیقی و عروسک و هیجان را هم نگیریم؛ فقط هر چیزی را تئاتر کودک نام‌گذاری نکنیم.
اگر جشن است، بگوییم جشن. اگر کنسرت است، بگوییم کنسرت. اما اگر نوشته‌ایم «تئاتر کودک»، آن کودک حق دارد با یک اثر واقعی روبه‌رو شود؛ نه بازاری که او را فقط برای فروش ساخته‌اند.
و اینجا دوباره همان سؤال باقی می‌ماند:به کجا چنین شتابان؟
undefined۱۳

۱K

۳:۳۵

thumbnail
undefined پیشنهاد خانم معلم

معرفی کتاب «موش سر به هوا»

undefined نوشته: فرهاد حسن‌زادهundefined تصویرگری: علی خدایی
با پیشنهادundefined دکتر مومنه راستگو عضو انجمن تخصصی کودک و رسانه
گاهی یک داستان ساده می‌تواند دریچه‌ای باشد برای گفت‌وگو با کودکان درباره تفاوت‌ها، پذیرش دیگران و شناخت توانایی‌های خود.
کتاب «موش سر به هوا» قصه موشی است که تفاوت‌های خودش را تجربه می‌کند؛ اما به جای اینکه این تفاوت‌ها را ضعف بداند، کم‌کم یاد می‌گیرد آن‌ها را بشناسد و بپذیرد.
این کتاب به کودکان کمک می‌کند:undefined تفاوت‌ها را بهتر ببینند و بپذیرند؛undefined به توانایی‌های خود باور داشته باشند؛undefined با دیگران مهربان‌تر باشند و خودشان را دوست بدارند.
undefined یک انتخاب خوب برای گفت‌وگوهای خانوادگی و آموزشی با کودکان گروه سنی ۷ تا ۹ سال.
#انجمن_تخصصی_کودک_و_رسانه#پیشنهاد_خانم_معلم#کتاب_کودک#ترویج_کتابخوانی
undefined۶

۱.۳K

۳:۴۰

۳۱ شهریور
thumbnail
undefined [دیده‌بان کودک و رسانه | یادداشت اول]
کودک، هوش مصنوعی و بحران هویت؛ وقتی دوست صمیمی فرزند ما یک «چت‌بات» است.undefined سید علی‌اصغر برقعی
زیست‌بوم رسانه‌ای کودکان وارد مرحله‌ای بی‌سابقه شده است. تا دیروز، دغدغه پژوهشگران و والدین، «انفعال کودک در برابر صفحه نمایش» (Screen Time) و مصرف یک‌سویه انیمیشن و ویدیو بود؛ اما امروز نسل آلفا با پدیده‌ای مواجه است که نه فقط تماشا می‌کند، بلکه پاسخ می‌دهد، گوش می‌دهد، ابراز محبت می‌کند و هرگز خسته نمی‌شود.حضور چت‌بات‌های هوش مصنوعی (نظیر بات‌های هم‌صحبت، اسباب‌بازی‌های متصل به مدل‌های زبانی و کاراکترهای شبیه‌سازی‌شده)، رابطه انسان و ماشین را از رابطه‌ای «ابزاری» به رابطه‌ای «عاطفی و هویت‌ساز» دگرگون کرده است. اما این دوستی‌های سیلیکونی چه بر سر روان و جهان‌بینی نسل نو می‌آورند؟ ۱. توهم همدلی و خطر «روابط بدون اصطکاک» هوش مصنوعی طوری برنامه‌ریزی شده که همیشه صبور، همیشه تأییدکننده و بی‌نهایت انعطاف‌پذیر باشد. این فناوری دقیقاً همان پاسخی را می‌دهد که کودک دوست دارد بشنود. خطر پنهان اینجاست: روابط انسانی واقعی سرشار از «اصطکاک» (Friction) است؛ کودک در بازی با همسالان، قهر، صلح، مدارا، پذیرش شکست و تاب‌آوری در برابر «نه» شنیدن را تمرین می‌کند. وقتی دوست صمیمی او یک چت‌بات بدون اصطکاک باشد، مهارت حل تعارض و پذیرش تفاوت‌ها در دنیای واقعی آسیب جدی می‌بیند. ۲. شخصی‌سازی مفرط و انزوای هویتی الگوریتم‌های هوش مصنوعی آینه‌ای تمام‌قد از علایق و احساسات لحظه‌ای کودک می‌سازند. این اتاق پژواکِ هوشمند، حس «مرکز جهان بودن» را در کودک تقویت کرده و مرز میان واقعیت عینی و وهم دیجیتال را مخدوش می‌کند. کودکی که هویت و ارزش خود را از یک کد برنامه‌نویسی‌شده دریافت کند، در مواجهه با چالش‌های واقعی اجتماعی دچار شوک و سرخوردگی خواهد شد. ۳ . اقتصاد توجه و دام وفادارسازی عاطفی نباید فراموش کرد که پشت چهره معصوم و لحن مهربان کاراکترهای هوش مصنوعی، مدل‌های کسب‌وکاریِ غول‌های فناوری قرار دارند. وفادارسازی عاطفی (Emotional Hooking)، دقیق‌ترین و پول‌سازترین روش برای نگه‌داشتن کاربر در پلتفرم است. برای پلتفرم، گفتگوی کودک با هوش مصنوعی یعنی تولید مستمر داده‌های احساسی و رفتاری برای مصرف تجاری.
🧭 افق راهبردی؛ چه باید کرد؟ برای مواجهه خردمندانه با این روند، نیازمند تغییر پارادایم از «ممنوعیت منفعلانه» به «راهبری فعالانه» هستیم:undefined برای سیاست‌گذاران و نهادهای تنظیم‌گر: ضرورت تدوین فوری چارچوب‌های اخلاقی و الزامات حفاظتی (مانند منع استفاده پلتفرم‌ها از تکنیک‌های روان‌شناختی وابستگی‌آور عاطفی برای زیر ۱۸ سال).undefined برای تولیدکنندگان محتوا و توسعه‌دهندگان بومی: طراحی ابزارهای هوش مصنوعی بر پایه «ارتقای خلاقیت و مهارت‌آموزی» به‌جای ابزارهای «جایگزین عاطفه و هم‌صحبتی».undefined برای والدین و مربیان: تنها پادزهر روابط مصنوعی، «حضور باکیفیت و همدلی واقعی» در خانواده است. فناوری نباید به مربی بی‌دردسر یا همبازی کودک تبدیل شود. ما نیازمند توسعه سواد هوش مصنوعی در کنار حفظ گفتگوی بی‌قضاوت با فرزندان هستیم.
undefined انجمن تخصصی کودک و رسانه
undefined۴

۱.۲K

۶:۲۸

۱ مهر
thumbnail
undefinedپرچم، هویت و انسجام ملی
نگاهی روان‌شناختی به روز پرچمundefined

undefinedفائزه بنگری، دانشجوی دکتری روان‌شناسی تربیتیundefinedعضو انجمن تخصصی کودک و رسانه
اول مهر، همزمان با آغاز سال تحصیلی، در تقویم رسمی ایران، «روز پرچم» نام‌گذاری شده است. فرصتی برای تأمل در یکی از عمیق‌ترین نمادهای هویت جمعی ایرانیان. پرچم نمادی از سرزمین، تاریخ، خاطره و سرنوشت مشترک است. از نظر روان‌شناسی تربیتی و اجتماعی، پرچم عاملی است که می‌تواند هویت ملی را در سطح ناخودآگاه تقویت کند.
پژوهشی در دانشگاه اوپسالای سوئد نشان داد وقتی افراد تصویر پرچم کشورشان را می بینند، از مخالفان سیاسی خود فاصله اجتماعی کمتری می‌گیرند.(۱) بسیاری حتی متوجه نمی‌شوند پرچم را دیده‌اند، یعنی تأثیر آن ناخودآگاه است. پرچم با کاهش «قطب‌بندی عاطفی»، حس «ما»ی جمعی را تقویت می‌کند.
پرسش مهم این است که کودک چه زمان پرچم را نه به عنوان یک شیء، بلکه به عنوان نماد «ملت» درک می‌کند؟ کودکان از حدود پنج سالگی با مفهوم کشور و نمادهای ملی آگاه می‌شوند. پرچم در این مسیر، از مفهوم محسوس به انتزاعی پلی می‌سازد: از «پرچم» به «سرزمین» و از «سرزمین» به «میهن». مراسم‌های مدرسه (ایستادن، ادای احترام، خواندن سرود ملی) اگر باتکرار و با الگوسازی معلم همراه باشند، نظم‌پذیری، مسئولیت‌پذیری و میهن‌دوستی را تقویت می‌کنند. اما همین مراسم‌ها، اگر به تکرار مکانیکی و بی‌معنا تبدیل شوند، به بی‌تفاوتی و حتی ریشخند می‌انجامند.
در سال‌هایی که در آمریکا زندگی می‌کردم، در مدارس، دانش‌آموزان قبل از آغاز درس، با شنیدن سرود ملی که از دفتر مدیر مدرسه در تمام کلاس‌ها پخش می‌شد، روبروی پرچمی که در همه کلاس‌ها بود می‌ایستادند و ادای احترام می‌کردند. یک روز یکی از همین کودکان را در ایستگاه گرند سنترال نیویورک دیدم، همین که پرچم بزرگی از آمریکا را دید، بی‌درنگ ایستاد و ادای احترام کرد. آن صحنه نشان داد آیین مدرسه چگونه درونی شده و پرچم به لنگرگاه عاطفی کودک تبدیل شده بود، حتی بیرون از مدرسه و بدون هیچ الزامی.
اما برای پاسداشت درست روز پرچم:
۱. معنا را جایگزین تکرار کنیم: برای هر سن، محتوای متناسب طراحی شود.۲. آیین را از مدرسه به خانه و جامعه ببریم: نصب داوطلبانه پرچم اثری پایدارتر از بخش‌نامه دارد.۳. از ظرفیت ناخودآگاه نماد بهره بگیریم: حضور سنجیده پرچم در زندگی روزمره، تعلق را عمیق می‌کند.
کلام آخر
پرچم، تبلور اوج صورت «ما»ی جمعی است، نشانه‌ای که فرد از طریق آن خویشتن را در نسبت با تاریخ، سرزمین، فرهنگ و آینده‌ای مشترک بازمی‌شناسد. از نظر روان‌شناختی، پرچم نه فقط یک نماد، بلکه ابزاری ارتباطی و ناخودآگاه است که می‌تواند قطب‌بندی عاطفی را کم کند، همبستگی گروهی را تقویت و در ذهن کودک، پلی از محسوس به انتزاعی برقرار کند. همین نیرو، اگر به تکرار مکانیکی یا ابزار کنترل تبدیل شود، اثر خود را از دست می‌دهد و منجر به بی‌اعتنایی می‌شود. پاسداشت روز پرچم، زمانی منجر به انسجام ملی می‌شود که آگاهانه، متناسب با تحول روان‌شناختی کودک، و مبتنی بر معنا (نه تکرار تهی) طراحی شود. در آن صورت، پرچم از یک نشان رسمی فراتر می‌رود و به تجربه‌ای زیسته و مشترک تبدیل می‌شود.

undefinedزیرنویس
(۱) Nordbrandt, M., Gustavsson, G., & Breidahl, K. N. (2026). The unifying magic of the unwaved flag: Do national identity primes reduce affective polarization? European Journal of Political Research. Published online by Cambridge University Press. DOI: 10.1017/S1475676525100649.
اطلاعات تکمیلی پژوهش: این مطالعه در سال‌های ۲۰۲۳/۲۰۲۴ در سوئد و دانمارک انجام شد. شرکت‌کنندگان حدود ۱۲۰۰ نفر در سوئد و ۱۲۰۰ نفر در دانمارک بودند که از طریق YouGov انتخاب شدند. یافته اصلی این بود که در سوئد، قرار گرفتن در معرض تصویر پرچم، فاصله‌گیری اجتماعی (شاخصی از قطب‌بندی عاطفی) را حدود ۴ تا ۵ واحد درصد کاهش داد. نکته قابل تأمل آنکه بسیاری از شرکت‌کنندگان حتی متوجه نشده بودند که پرچم را دیده‌اند، که نشان‌دهنده تأثیر ناخودآگاه نماد است.
undefined۱۷

۲.۳K

۳:۱۵

chamidan dar dast-e-bad.mp3

۰۳:۱۴-۴.۹۱ مگابایت
چمیدن در دست بادundefinedundefinedبه مناسبت یکم مهرماه، "روز ملی پرچم"undefined
خوانش: سیدعلی‌اصغر برقعیundefined
undefined۴

۱K

۹:۰۸

۴ مهر
thumbnail
بازگشت به زندگی
امروز، اولین صدای زنگ مدرسه بعد از هشت ماه، در سرزمینمان پیچید، زنگی که تنها صدای آغاز درس نبود، نوای بازگشت زندگی بود.
روزهایی سپری شدند که مادران و پدران، کوهی از نگرانی را به دوش کشیدند و کودکان، سایه‌ای از ترس و سکوت را. خانه‌ها هرچند پناه بودند، اما دیوارهایشان دلتنگ خنده‌های کودکانه شده بود و امروز، آن خنده‌ها دوباره در حیاط مدرسه‌ها دویدند، در راهروها پیچیدند و قلب شهر را گرم کردند.
بازگشت به زندگی عادی، به معنای فراموش کردن آن روزهای تلخ نیست. فرزندان ما حافظه‌ای دارند عمیق‌تر از آنچه فکر می‌کنیم؛ اما همین که پا به مدرسه گذاشتند، همین که کیفشان را بستند و دست دوستشان را گرفتند، یعنی زندگی بر ترس پیروز شد. یعنی ما انتخاب کردیم که بسازیم، نه که فقط تحمل کنیم.
به مادران و پدرانی که این ماه‌ها را با هزار نگرانی گذراندند، بگویم: شما قهرمان‌های خاموش این روزها هستید و به کودکانمان بگویم: اولین روز مدرسه‌تان، اولین قدم به سوی فردایی است که خودتان خواهید ساخت. بگذارید این آغاز، پر از مهربانی باشد، پر از گفتن، پر از شنیدن. کلاس‌ها فقط جای درس نیستند، جای دوست پیدا کردن، جای نفس کشیدن، جای دوباره انسان بودن است.
امروز، مدرسه‌ها باز شدند و با آنها، امید باز شد. دست‌های کوچک فرزندانمان را محکم بگیریم و با هم، آرام و استوار، به سوی روزهای روشن‌تر برای سربلندی ایران اسلامی قوی، قدم برداریم.
دکتر فائزه بنگریروانشناس تربیتی و فعال حوزه کودک
undefined۱۰

۱۳۹

۱۹:۱۶