لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل Koreanlearn_bakhshipour K
۵۸ عضو

Koreanlearn_bakhshipour

چنل آکادمی زبان کره ای فاطمه بخشی پور آموزش زبان کره‌ای با جدید ترین متد تدریس حرفه ای undefinedundefined ورود شما به دنیای زیبای زبان کره‌ای تبریک میگم.آیدی بنده برای پرسیدن سوالاتتون undefinedundefined️‎@koreanfifi24
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۸ مرداد
감undefinedundefinedبه معنی «احساس»، «حس»، «ادراک» یا «برداشت» undefinedوقتی 감 داخل یک کلمه میاد، معمولاً به: undefined احساس کردنundefined درک کردنundefined برداشت و تأثیر ذهنیمربوط میشه.
undefined 감동 → تأثیر عمیق / تحت تأثیر قرار گرفتنundefined 감정 → احساساتundefined 감사 → تشکر / قدردانیundefined 감상 → احساس و برداشت (از فیلم، کتاب و ...)undefined 감각 → حس / ادراکundefined 불안감 → احساس اضطراب

۱۰

۱۲:۴۰

(비)#هانجا معنی: هزینه، خرج، مصرف کردن پولundefined این هانجا به مفهوم خرج کردن یا مصرف شدن اشاره داره.برای همین هر جا 費 (비) رو ببینی، معمولاً معنی هزینه، خرج، مصرف یا شهریه میده. undefined

undefined مثال‌ها:undefined 비용 هزینهundefined 학비 شهریهundefined 교통비 هزینه رفت‌وآمدundefined 식비 هزینه غذاundefined 생활비 هزینه زندگیundefined 의료비 هزینه درمان
undefined 소비 مصرفundefined 소비자 مصرف‌کنندهundefined 소비하다 مصرف کردنundefined 경비 هزینه، مخارج🧾 회비 حق عضویتundefined 교육비 هزینه آموزش
비=돈=값پول مقدار قیمت

۱۱

۱۲:۴۲

한자 : 入 (입) #هانجا #زبان #آموزش

معنی: وارد شدن، ورود
undefined این هانجا در اصل تصویر یه آدم یا یه پا رو نشون میده که داره وارد یه جایی میشهundefinedundefinedundefined
برای همین هم معنی اصلیش
«وارد شدن» یا «وروده»*undefined

undefinedمثال:undefined 입구 ورودیundefined 입장 ورود (به سالن، کنسرت، استادیوم و...)undefined 입학 ورود به مدرسه یا دانشگاهundefined 입국 ورود به کشورundefined 입원 بستری شدن (ورود به بیمارستان)undefined 입사 ورود به شرکت، استخدام شدن
undefined 출입 ورود و خروجundefined 수입 وارداتundefined 입력 ورود اطلاعات (Input)undefined 출입금지 ورود ممنوعundefined 입국심사 کنترل گذرنامه و بازرسی ورود به کشور

۲۲

۱۲:۴۴

۱۰ مرداد
undefined새싹이 돋아나는 희망
undefinedامیدی که با رویش جوونه ها، جوونه میزنه

سلام به تو که عاشق زبان کره‌ای هستی مثل خودمundefined

۱۵

۹:۴۹

#اصطلاح
*A: 왜 이렇게 음식을 많이 준비했어?B: 그냥… 너도 알잖아. 나 손이 크잖아undefined
A: چرا انقدر زیاد غذا درست کردی؟B: همینجوری. تو که میدونی من دست و دلبازم
نکته: این اصطلاح رو معمولا برای بقیه به کار می برن نه در مورد خودشون چون ممکنه تعریف از خود بنظر بیاد و مودبانه نباشه. مگر اینکه مثل این مکالمه ای که براتون نوشتم، فضا صمیمی باشه و از سر شوخی گفته بشه
اصطلاح 손이 크다‌ترجمه لغوی: دستات بزرگه!ولی وقتی کره‌ایا این حرفو میزنن منظورشون سایز دست نیستundefinedundefinedمنظورشون اینه که یه نفر دست و دلبازه و دستش به کم نمیره🫴undefined

۱۵

۹:۵۱

undefined اصطلاحات مفید کیدرامای امروز undefined
🟣 까먹었어undefined از ذهنم رفت/یادم رفتاین اصطلاح غیررسمی و عامیانه ست
🟣 나도 모르게undefined ناخودآگاه معنی لغویش میشه بدون اینکه خودمم بدونم
🟣 기대하다undefined توقع داشتنوقتی تووی دلت نسبت به چیزی یا کسی انتظار ویژه ای داری

۱۳

۹:۵۱

undefined کلمه کارمند در زبان کره‌ای undefinedundefinedundefined
undefined 회사원undefined کارمند شرکتاین لغت جزو اولین کلماتیه که وقتی کره‌ای رو شروع میکنی، یادش میگیریundefinedمعنیش میشه کارمند شرکتشخصی که در یک شرکت کار میکنه
우리 엄마는 회사원이에요
مامان من کارمند شرکت است

~~~~undefined~~~~undefined~~~~undefined~~~
undefined 직원undefined کارمنداین کلمه معنی کلی‌تری دارههم به کارمندان شرکت ها گفته میشه هم سایر کارمندان. یعنی مثلا به کارمند فروشگاه، ادارات دولتی و ...
이 가게 직원은 친절해요 کارمندان این فروشگاه مهربون هستند.

۲۰

۹:۵۲

عزیزای دلم که تازگی به جمع ما اضافه شدین، همگی خوش اومدینundefined
من هانا در این کانال تلاش می‌کنم که باهمدیگه مهارت های زبان کره‌ای یعنی لغت، مکالمه، شنیدار و ... کار بکنیم و مناسب همه سطوح مطالب مفید داشته باشیم
هم کیدراما تایم داریمهم اصطلاحات روزمرههم لغت و تلفظ
امیدوارم که لذت ببرید و کلی چیزای جدید یاد بگیرید🫶

۲۱

۹:۵۳

undefined조용히, 아무 소리도 없이 자라나
피어나는 순간, 너의 아름다움이 세상을 멈추게 할 거야.
undefinedآرام و بی صدا رشد کن
در لحظه شکفتنت، زیبایی تو دنیا را متوقف خواهد کرد.

۲۶

۹:۵۴

۲۴ مرداد
법 (beop) — 법률، قانون
규칙 (gyuchik) — قاعده، مقررات
---
## فرق اصلی
| 법 (قانون) | 규칙 (قاعده) ||---|---|| رسمی و دولتی | رسمی یا غیررسمی || توسط مجلس/دولت تصویب میشه | توسط یک نهاد، مدرسه، یا خود افراد تعیین میشه || اجرای اجباریه، نقضش مجازات قانونی داره | نقضش معمولاً جریمه یا تنبیه داخلی داره || شامل کل جامعه/کشوره | محدودهی کوچیکتر (کلاس، شرکت، بازی) داره |
### مثالهای 법 (قانون):- 교통법 (قانون راهنمایی و رانندگی)- 형법 (قانون کیفری)- 헌법 (قانون اساسی)- 국회에서 법을 만들다 (مجلس قانون وضع میکند)
### مثالهای 규칙 (قاعده):- 학교 규칙 (مقررات مدرسه)- 게임 규칙 (قواعد بازی)- 회사 규칙 (مقررات شرکت)- 방 안에서 규칙을 지키다 (رعایت کردن قواعد)
---
## نکتهی ظریف undefined
۱. قانون = رسمیتر و کاربردیتر — میگید 법을 어기다 (قانون رو زیر پا گذاشتن) وقتی حرف از مجازات و دادگاهه.
۲. 규칙 = انعطافپذیرتر — میتونید بگید 우리끼리 규칙을 정하다 (خودمون بین خودمون قاعده تعیین کنیم). برای 법 این معنی رو بهکار نمیبریم.
۳. یک کلمهی میانی هم هست: 규정 (규정) یعنی «مقررات/آییننامه» که از 법 رسمیتره ولی از 규칙 عمومیتره — مثل آییننامهی سازمانی.


> 법을 지키는 것도 중요하지만, 작은 규칙도 지켜야 해요.> «رعایت قانون مهمه، ولی باید قواعد کوچیک رو هم  رعایت بشه

۱۲

۱۶:۲۰