لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل لبخند قلم‌هال
۱۳۵ عضو

لبخند قلم‌ها

undefined لبخند قلم‌ها | جایی که واژه‌ها گل می‌دهندundefined هر جمله، جرعه‌ای از امید و روشنیundefined هر روز، لبخندی تازه در دل و جانundefined @labkhande_ghalamhaundefined روییده از مهر مؤسسه آموزشی‌فرهنگی نذر لبخندundefined @nazrelabkhand
مشاهده در وب بله
۲۹ اسفند ۱۴۰۴
thumbnail
سلام بر لبخند خالصانه شکوفه‌های بهاری، كه سرشارند از لطف خدا؛ قلب‌مان را بوسه باران می‌کنند و ثمره حیات خویش را بی‌مضایقه منتشر.
سلام بر نوای روح‌نواز و نغمه عشقی که خدا از گلوی‌ پرندگان می‌نوازد؛براستی که نوای‌شان، تنفّس وحی است؛ روشنگر و بیدارکننده.
گوش محبّت می‌سپاریم به شورِ حیرت آفرین‌ رستاخیز طبیعت،که سرشار است از تمنّای زیستن و شکوفایی و مبعوث به افشاندن بذر امید و بیداری.
درود بر مردم سرزمین نجیب‌زادگان شجاعکه روح لطیف‌شان در برابر ظلم، خاموش نمی‌ماند.این ایمانِ جمعی و همدلی‌ جهانی،نشانه‌ای است از تحقق وعدهٔ مالک مطلق هستی: «*أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ أَلَا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ*» (یونس:۵۵)
در تقارن رستاخیز طبیعت با عید دلبرانه فصل نیایش، عهدمان با حضرت دلدار را محکم‌تر نموده؛
عهد به هر دَم، تازه نمودن ایمان‌مان:يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا (نساء:۱۳۶)
به تلاش در مسیر شکوفایی، خیرگستری و مسئولانه زیستن در جهان که:يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ (انشقاق:۶)
عهد می‌بندیم با دلی عطرآگین از یاد او، چشم به راه آغوش پر مهرش بمانیم،
آغوشی که هیچ انفجاری آن‌را نمی‌لرزاند
:
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُون (بقره:۱۵۶)
و عهد می‌بندیم بر وفای به عهدمان:وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُم (بقره:۴۰)
الهی بر این عهد دستگیرمان باش.
undefinedدل‌های رئوف‌تان سرشار از طراوت سبز شکوفائی.دست‌های پر مهرتان آکنده از بشارت بهارِ جهانیِ صلح.
undefinedمعصومه سالخورده @nazrelabkhandundefined پیوست: امید_صلواتundefined تاریخ: به وقت عشق و همدلی
#نذر_لبخند|#لبخند_قلم‌ها|#نذر_آموزش
«در طلب لبخــ🥰ــند خدا باشیم»@labkhande_ayehaundefined@labkhande_maharathaundefined @labkhande_ghalamhaundefined@labkhande_ketabha

۵۸۹

۲۰:۲۱

۱۰ اردیبهشت
بازارسال شده از Nazrelabkhand نذر لبخند
thumbnail
ناب‌ترین زیارت و خالصا‌نه‌ترین نذر ...
همیاران گرانقدر، روان‌شناسان و مشاوران مهرآفرینِ مؤسسه فرهنگی_آموزشی «*نذر لبخند*»؛
رسالت مقدس شما، نشاندن جوانه امید بر دل‌های خسته و بازگرداندنِ طراوت لبخند به چهره‌هایی است که در کشاکشِ روزگار، آرامش را گم کرده‌اند. چه زیبا و پرمسماست که گوهرِ وجودیِ کار شما با نامِ زیبای «*نذر لبخند*» پیوند خورده است.
امسال، تقارن فرخنده و پرمعنای «*روز روان‌شناس و مشاور*» با میلاد سراسر نورِ خورشید خراسان، حضرت علی بن موسی الرضا (ع)، جلوه‌ای دوچندان از مهر و آرامش را به این روز بخشیده است.
شما که با دانش، همدلی و صبوری، پناهگاهِ روان‌های بی‌قرار و ضامنِ عبورِ انسان‌ها از بحران‌های زندگی هستید، پرتویی از رأفت آن «*امام رئوف*» را در کالبدِ حرفه‌ی ارزشمندِ خود متجلی می‌سازید.
گویی هر گره‌ای که از ذهن و روانِ انسانی می‌گشایید و هر مرهمی که بر زخمی پنهان می‌گذارید، خود ناب‌ترین زیارت و خالصانه‌ترین نذر است.
این روز خجسته و این میلاد پربرکت را به شما یاورانِ راستینِ سلامت روان صمیمانه شادباش می‌گویم. از درگاه خداوند متعال و در سایه‌سار عنایات حضرت شمس‌الشموس (ع)، برایتان دلی آرام، اندیشه‌ای روشن و توفیق روزافزون در ادای این رسالت پیامبرگونه آرزومندم.
undefinedدکتر مهرنازسادات باشی‌زاده مقدم
undefined پیوست: امید_صلواتundefined تاریخ: به وقت عشق و همدلی@shada_nazrelabkhand#نذر_لبخندطرح: #لبخند_امیدها#نذر_آموزش@nazrelabkhand«لبخــundefinedــندی از جنس آگاهی، مهارت‌افزایی و شکوفایی»@labkhande_ketabhaundefined@labkhande_ayehaundefined@labkhande_ghalamhaundefined@labkhande_maharatha

۱

۲۰:۳۵

۱۲ اردیبهشت
بازارسال شده از Nazrelabkhand نذر لبخند
thumbnail
﷽آفرینش انسان با دمیده شدن نفخه الهی در کالبد خاکی کمال یافت؛ آنجا که پروردگار فرمود از روح خویش در او دمیدم «*وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي*». در امتداد این اعجاز پرشکوه، معلمی نیز هنر دمیدن روحِ آگاهی، امید و انسانیت در جان‌های تشنه است. بی‌سبب نیست که معلمان را همان پیامبران خدا بر روی زمین و وارثان رسالت انبیا خوانده‌اند؛چرا که معجزه آنان، بیداری اندیشه‌ها و هدایت انسان از تاریکیِ جهل به سوی نور است.
روز معلم، بهانه‌ای است برای تکریم این رسالت پیامبرگونه. در این میان، حضور خالصانه آموزگارانی که فراتر از دیوارهای کلاس، قلب‌های بزرگ خود را به میدان آورده‌اند، شکوهی دوچندان دارد.
به همین مناسبت، روز معلم را به تمامی اساتید و آموزگاران دلسوز، به ویژه معلمان و جهادگرانِ عزیزِ عرصه آموزش که با مؤسسه فرهنگی-آموزشی «*نذر لبخند*» همکاری صمیمانه دارند، تبریک و شادباش عرض می‌نماییم.
شما عزیزان که با فداکاری، علم و مهربانیِ خود را نذرِ آگاهی کودکان آسیب‌دیده کرده‌اید، تجلیِ حقیقیِ همان روحِ دمیده‌شده و پیام‌آورانِ واقعیِ امید هستید. تلاش‌های بی‌دریغتان را قدر می‌نهیم.
روزتان مبارک و سایه پرمهرتان مستدام.
undefined پیوست: امید_صلواتundefined تاریخ: به وقت عشق و همدلی@shada_nazrelabkhand#نذر_لبخندطرح: #لبخند_شکوفه‌ها #نذر_عطوفت @nazrelabkhand«لبخــundefinedــندی از جنس آگاهی، مهارت‌افزایی و شکوفایی»@labkhande_ketabhaundefined@labkhande_ayehaundefined@labkhande_ghalamhaundefined@labkhande_maharatha

۱

۱۱:۳۱

۱۵ اردیبهشت
thumbnail
تمرینِ دل‌سپردن در خیابان‌های شلوغ شهر...
#لبخند_خاطره‌ها | ۱
به سادگی و با سلیقه‌ای معنوی، تابلویی را بر درخت روبروی کافه آویخته، با جمله‌ امیدبخش: «خدایا دوستت دارم…»با همین حرکت لطیف، حس عمیق آرام‌بخشی را به رهگذران هدیه می‌دهد.و به ذهنِ خسته از ترافیک روزمره، فرصتِ توقف و بازتعریف رابطه با یگانه مدیر و مدبّر عالم را می‌بخشد.مواجهه‌ ناگهانی با نشانه‌های مثبت معنوی، سطح کورتیزول (هورمون استرس) را کاهش می‌دهد. این نه فقط یک تابلوی ساده، که یک «*راهبرد مقابله‌ای مثبت*» است؛ تغییری در چارچوب ذهنی رهگذر از دغدغه‌های مادی به سوی معنایی والاتر.
در عصر سلطه‌ تبلیغات پرهزینه، همین اقدامات به ظاهر کوچک، سرمایه‌ اجتماعی یک محله را می‌سازند. رهگذرانی که همدیگر را نمی‌شناسند، برای لحظه‌ای در حس مشترک *محبت به خدا متحد می‌شوند؛
این همان
خاطره‌ جمعی و نقطه‌ عطفی* است که به این کافه، هویتی فراتر از یک مکان تجاری بخشیده است.

«وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ» (اعراف: ۲۰۵)
undefinedاز سلیقه و نیت زیبای مدیریت این کافه صمیمانه سپاسگزاریم.
undefinedمعصومه سالخورده
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ | خیابان فدائیان اسلام
پیوست: امید_صلواتundefined تاریخ: به وقت عشق و همدلی@shada_nazrelabkhand #نذر_لبخند طرح: #لبخند_قلم‌ها #نذر_آموزش @nazrelabkhand «لبخــundefinedــندی از جنس آگاهی، مهارت‌افزایی و شکوفایی» @labkhande_ketabhaundefined @labkhande_ayehaundefined @labkhande_maharathaundefined@labkhande_ghalamha
undefined۲

۲۶۱

۲:۳۷

۲۵ اردیبهشت
thumbnail
وقتی تیرکمان کودکانه، آینه‌ دلی بزرگ می‌شود...
آقا سینا، عضو دبستانیِ کتابخانه‌ عمومی «*لبخند کتاب‌ها*»، با تیرکمان دستیِ‌اش، گویی از میان قفسه‌های کتاب، راهیِ میدانِ روشنِ غیرت شده بود.
با زبانی کودکانه و دلی سرشار از غیرت و احساس مسئولیت، به کتابدار خوبمان گفته بود: "*می‌خواهم با همین، پهپادهای آمریکایی را بزنم*."
این جمله‌ کوتاه، فراتر از یک سخن کودکانه، نشانه‌ای روشن از روحیه‌ وطن‌دوستی،
آگاهی،
حساسیت نسبت به امنیت ملی
و حس مسئولیت‌پذیری
در این نسل است.

کودکی که در کنار کتاب و دانایی رشد می‌کند، می‌آموزد که عشق به وطن، تنها یک احساس نیست؛ بلکه تعهدی اخلاقی و انسانی است.
چنین کودکی، هرچند کوچک، می‌تواند حامل پیام بزرگی برای جامعه باشد: این‌که نسل آینده، اگر درست پرورش یابد،
هم اهل مطالعه است، هم اهل فهم،
و هم اهل دفاع از عزت و استقلال سرزمین خویش
.

آری کتابخانه‌ها، فقط محل امانت کتاب نیستند؛می‌توانند مأمن پرورش وجدان‌های بیدار و شکل‌گیری خرد جمعی باشند.جایی که تخیل، اخلاق، آگاهی و شجاعت در کنار هم رشد می‌کنند.و سینا جان، نماد همین پیوند مبارک است: پیوند دانایی و غیرت،
کودکی و مسئولیت،
معصومیت و شجاعت.
آری شجاعت همیشه در قامت بزرگسالان و جنگاوران میدان نیست؛ گاهی در دست‌های کوچکی است که کتاب می‌گیرند، اما دلشان برای آینده‌ی یک ملت می‌تپد.و این، امیدی روشن برای فردای این سرزمین است.ارزشمندتر از همه این است، که این شجاعت کودکانه،نه از نفرت، که از محبت به خاک، مردم و آینده برمی‌خیزد.
undefinedمعصومه سالخورده
پیوست: امید_صلواتundefined به وقت عشق و همدلی
#نذر_لبخند طرح: #لبخند_قلم‌ها #نذر_آموزش @nazrelabkhandundefined @labkhande_ketabha undefined@labkhande_ghalamha
undefined۲
undefined۲

۳۱۹

۱۲:۳۴

۲۸ خرداد
thumbnail
undefined برای اَفراهیم عزیز
در سرزمینی که کتاب‌ها لبخند می‌زنند و واژه‌ها از شوق پرواز می‌کنند، افراهیم از چهار سالگی با عضویت در «کتابخانه لبخند کتاب‌ها» با کتاب‌ها دوست شد و واژه‌ها را همدم خود یافت.آن روزها، مفاهیم شاعرانه‌ی سوره‌های قرآن را با عشق حفظ می‌کرد.
حالا کلاس اول است.کتاب‌ها را با چشمانی می‌خواند که در خود ستاره‌ها را جای داده‌اند. undefined
او، با الهام از آسنا خانم (اولین کودک نویسنده جازموریان)داستانی نوشت درباره دو پسر: یکی باهوش و کتاب‌خوان، و دیگری تنبل و دور از کتاب.افراهیم باور داشت دلیل تنبلی، نخواندن کتاب است. undefined
چقدر ساده، چقدر زیبا و پرمعنا!گویی این واقعیت، نه فقط برای کودکان، که برای همه‌ی ماست.
افراهیم جان،دنیا به کودکانی چون تو نیاز دارد:با نگاهی که می‌فهمند واژه‌ها چراغ‌اند،با قلبی که می‌دانند قصه‌ها راه‌اند،و با دستی که قلم را چون بال فرشته در دست می‌گیرد.
باشد که همیشه در مسیر نور بمانی،قلمت هرگز خسته نشود،و لبخند کتاب‌ها همیشه همراهت باشد. undefined
undefinedبا تمام مهر و لبخندundefined معصومه سالخورده
undefinedتاریخ: به وقت عشقundefinedپیوست: لبخند_صلوات@shada_nazrelabkhand
#نذر_لبخند#لبخند_قلم‌ها#نذر_آموزش @nazrelabkhandundefined@labkhande_ghalamha undefined@labkhande_ketabhaundefined@labkhande_maharatha
undefined۲

۳۴۰

۷:۰۸

۳ تیر
بازارسال شده از Nazrelabkhand نذر لبخند
thumbnail
چشمانِ بیدارِ میناب«*بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَت*»
جهان هنوز از اشکِ کودکانِ میناب خیس است…از کلاس‌هایی که باید بوی زندگی می‌دادند،اما در سایه‌ی جنایتِ رژیم صهیونیستی، آمریکا و حامیانش، به داغی سنگین بر قلب انسانیت بدل شدند.
مدرسهٔ «*شجرهٔ طیبه*» میناب تنها یک ساختمان نبود؛نهالی بود از جنس ایمان، امید و حقیقت؛ریشه‌ای در خاک بندگی و شاخه‌ای رو به آسمان.
و چه نزدیک است این روایت به کربلا…آنجا که خونِ پاکِ سیدالشهدا حضرت امام حسین (ع) و یارانش بر زمین ریخت، اما حقیقت را خاموش نکرد؛بلکه درختی شد که قرن‌هاست آزادگان جهان از سایه‌اش درس عزت و ایستادگی می‌آموزند:«*أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ*»
کربلا به ما آموخت که خونِ مظلوم پایان نیست؛آغاز بیداری است.همان‌گونه که عاشورا با شهادت زنده ماند، چشمان کودکانِ مظلوم نیز امروز پرسشی بزرگ پیش روی وجدان جهان گذاشته است.
از اشک مادران داغدار، از دعای دل‌های آزاده و از یاد کودکان شهید، جوانه‌ای از همان شجره طیبه می‌روید؛همان درختی که ریشه‌اش در کربلاست و شاخه‌هایش تا آسمان امتداد دارد.
کودکانِ میناب رفتند…اما چشمانشان، روایت تازه‌ای از همان پیام عاشورا شد:هیهات منّا الذلّه…
قدرت‌هایی که خود را مالک زمین می‌پندارند، فراموش کرده‌اند:«*وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ*»
آری وعده‌ی خدا حق است:«*أَلَا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ*»
undefined شاداundefined باغ کتاب تهران@nazrelabkhandundefined@shada_nazrelabkhand

۱

۱۳:۰۷

۴ تیر
بازارسال شده از Nazrelabkhand نذر لبخند
thumbnail
عاشورا؛ معیار بیداری در زندگی امروز ..‌.
عاشورا اگر فقط در گذشته باقی بماند، یک روایت تاریخی است؛اما هنگامی که به زندگی امروز راه پیدا می‌کند، به «معیار فهم، انتخاب و عمل» تبدیل می‌شود.
عاشورا لحظه‌ای است که انسان از احساس صرف عبور می‌کند و به جایگاه تصمیم می‌رسد؛ جایی که باید میان دیدن و نادیده گرفتن، میان ایستادگی و عبور بی‌تفاوت، انتخاب کند.
در این نگاه، عاشورا سه ظرفیت بزرگ انسانی را بیدار می‌کند:
undefined آگاهی؛ برای شناخت حقیقت در میان هیاهوی روایت‌ها و تشخیص درست از نادرست.undefined عدالت‌ورزی؛ برای حساس بودن نسبت به ظلم، حتی زمانی که در کوچک‌ترین موقعیت‌های زندگی رخ می‌دهد.🧭 مسئولیت‌پذیری؛ برای تبدیل دانستنی‌ها به رفتار و باورها به کنش.
زیرا آگاهی، عدالت و مسئولیت اگر در رفتار روزانه انسان حضور پیدا نکنند، ممکن است تنها به احساسات زودگذر تبدیل شوند.
عاشورا فقط در میدان تاریخ معنا ندارد؛در زندگی روزمره نیز حضور دارد: در انتخاب‌های شغلی، در روابط خانوادگی، در شیوه برخورد با دیگران، در سکوت ما هنگام نادیده گرفته شدن حق، و در واکنش ما نسبت به بی‌عدالتی.
هر جا آگاهی کم‌رنگ شود، تصمیم‌ها سطحی می‌شوند؛هر جا عدالت کنار گذاشته شود، اعتمادها و روابط آسیب می‌بینند؛و هر جا مسئولیت فراموش شود، تکرار خطاها آسان‌تر می‌شود.
در این معنا، محبت امام حسین(ع) تنها یک احساس قلبی نیست؛یک عهد اخلاقی است که انسان را از بی‌تفاوتی نسبت به حقیقت و رنج دیگران دور می‌کند.
«*حبّ الحسین یجمعنا*» یعنی گرد آمدن تنها حول یک نام نیست؛بلکه پیوند خوردن بر محور یک شیوه زیستن است؛ زیستی که در آن انسان در برابر حقیقت، عدالت و کرامت انسانی منفعل نمی‌ماند.
عاشورا فقط متعلق به گذشته نیست؛معیاری است برای اینکه امروز چگونه ببینیم، چگونه انتخاب کنیم و چگونه زندگی کنیم.
أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلامُ وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الإِْمَامِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ
undefined معصومه سالخورده @nazrelabkhand undefined@labkhande_ghalamha

۱

۱۶:۳۲

۲۹ تیر
thumbnail
﷽undefined روایتِ خوشه‌های امید...
این روزها، آسمان جازموریان روایتی تازه را زمزمه می‌کند؛نخل‌های حیاط کتابخانه عمومی «*لبخند کتاب‌ها*» گردنبندی از خوشه‌های سبز خرما بر گردن آویخته‌؛خوشه‌هایی که با آفتاب، نسیم، ریشه‌های استوار و صبری بلند بالیده‌ و نوید فصلِ به بار نشستن را می‌دهند.
این خوشه‌های سبز، آیات الهی در لباس طبیعت‌اند؛یادآور این حقیقت که هیچ رویشی بدون ریشه، هیچ ثمری بدون صبر و هیچ برکتی بی لطف خدا شکل نمی‌گیرد.
در سایه همین نخل‌ها، کودکان و نوجوانان کتابخانه قد می‌کشند.هر کتاب، ریشه‌ای در جانشان می‌دواند؛هر مهارت، شاخه‌ای بر وجودشان می‌رویاند؛و هر لبخند، بشارتِ بالندگیِ نسلی آگاه و امیدوار است.
امروز همین کودکان، زیباترین روایتِ زندهٔ رویش در جازموریان‌اند؛تا با ایمان، مطالعه، مهارت‌آموزی و پشتکار، برکت وجودشان، کام این سرزمین را شیرین کند.
اینجا، نخل‌ها سایه و ثمر می‌بخشند و کتاب‌ها بینش و بالندگی؛و هر دو روایتگر صبر، رویش و امیدند.
گویی که نخل‌ها، مفسران خاموشِ همان آیه‌اند که، حضرت مریم(س) را به گامی از جنس تلاش فراخواند:﴿*وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا*﴾«و تنه نخل را به سوی خود تکان بده تا خرماهای تازه و رسیده بر تو فرو ریزد.» (مریم:۲۵)
آری در منطق قرآن، فضل الهی و تلاش انسان در کنار هم، برکت را به ثمر می‌نشانند.
undefinedدر کتابخانه «*لبخند کتاب‌ها*»، نخل‌ها و کودکان هر دو یک روایت را زمزمه می‌کنند؛روایتِ به بار نشستنِ امید.
undefined معصومه سالخورده@nazrelabkhand#نذر_لبخند | #لبخند_قلم‌ها@labkhande_ghalamhaundefined@labkhande_ketabha
undefined۲

۲۰۷

۲۰:۱۸

۱۳ مرداد
بازارسال شده از Nazrelabkhand نذر لبخند
thumbnail
﷽وقتی قلم از اشک جا ماند...
بعضی داغ‌ها را نمی‌شود همان روز نوشت... حتی با گذشت ماه‌ها نیز، اشک‌ به سختی راه را برای واژه‌ها باز می‌کند.
بعضی انسان‌ها را نمی‌توان با جمله‌ها روایت کرد؛باید با دلتنگی نوشت‌شان...باید با اشک خواندشان...
بعضی انسان‌ها، آیه‌هایی هستند که بر زمین راه می‌روند...تفسیر زنده قرآن‌اند...آینه‌هایی که اگر در آن‌ها بنگری، هم خدا را بهتر می‌شناسی و هم فاصله خودت را با او.
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
و شاید بزرگ‌ترین نعمت نسل ما همین بود که انسانی را دیدیم، که وفاداری به عهد الهی را نه در کتاب‌ها، بلکه در متن زندگی معنا کرد.
آزادگی برای آزاده‌ترین رهبر دنیا حضرت سید علی حسینی خامنه‌ای شعار نبود؛ ثمره بندگی بود. عزتش را از خدا می‌گرفت، نه از قدرت؛
آری هر کس در مکتب حضرت اباعبدالله الحسین (ع) پرورش یابد، کرامت خویش را با هیچ قدرتی معامله نمی‌کند.
اشک‌های امروز، امتداد اشک‌های حضرت زینب (س) است؛اشکی نه از سرِ ناتوانی، که از سرِ روایت حقیقت.اگر عاشورا تا امروز زنده مانده است، به برکت همین روایت‌هاست؛ روایت‌هایی که از اشک آغاز می‌شوند، اما به بیداری ملت‌ها می‌رسند.
امروز نیز، در روزگاری که جهان تشنه عدالت، کرامت انسانی و صلحی برخاسته از عزت است، وعده خدا روشن‌تر از همیشه در گوش جان طنین انداخته:أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ أَلَا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّبا ایمان به تحقق وعده مالک مطلق هستی و با چشمانی که هنوز از اشک خالی نشده‌اند، هستیم بر آن عهد که بستیم...بر عهد ایمان، بندگی، آزادگی، عزت و خدمت.
undefinedآزاده‌ترین رهبر دنیا
ایرانی‌ترین ایرانیِ دل...به امید دیدار
undefined

The World's Noblest and Most Free-Spirited Leader.undefinedمعصومه سالخورده@nazrelabkhandundefined@labkhande_ketabha

۱

۱۸:۲۹