بادی سرد همانند خنجری نامرعی از گوشه گوشه ی تنم گذر میکرد، به دریاچه ی روبه رویم خیله بودم و به نغمه ی گوشنواز دریاچه گوش میکردم. قوهای زیادی در دریاچه بودن اما در قسمتی تاریکتر قوی زیبایی تنها نغمه ای سر میداد، چقدر من را به یاد خود مینداخت. قو به قوی دیگری خیره بود... آن نگاه برای یک قو زیادی عاشقانه بنظر میامد، باعث شد در خاطراتم غرق شوم... خاطراتی نه خیلی غریب و همچنان نه خیلی آشنا مرا یاد غریبه ای مینداخت که خاطرات زیادی به همراهش داشتم. غریبه ای که یک روزی شنیدن صدایش برایم زیبا ترین نغمه بود، عطرش خوشبو ترین گل، چشمانش زیباترین کهکشان و موهایش نرم ترین ابریشم؛ غریبه ای که روزی با بودنش زندگی میکردم و حالا با نبودنش. نغمه ی قو مرا کاملا غرق کرده بود، با خود فکر کردم مگر قو هم صدایی دارد؟ ولی جوابش برایم مهم نبود، مهم آن بود که به هیچ وجه دلم نمیخواست آن نغمه به پایان برسد اما نغمه به سرانجامش نزدیک میشد. ثانیه ی دهم-متاسفم فکر کنم اشتباه گرفتمتون+مشکلی نیست«تیک، تاک» ثانیه ی نهم+دوست دارم-منم همینطور«تیک،تاک» ثانیه ی هشت+اوممم، آرزو؟ -آره، برآوردش میکنم برات«تیک،تاک» ثانیه ی هفتم-تولدت مبارکک+اینا برای منهه؟؟ «تیک،تاک» ثانیه ی ششم+قول دادیاا-من هیچوقت فرشتمو ترک نمیکنم«تیک،تاک» ثانیه ی پنجم+وای باورم نمیشه مرسییی-مبارکه عزیزم«تیک،تاک» ثانیه ی چهارم+امشب بیا همون رستوران همشگیجوابی دریافت نشد«تیک،تاک» ثانیه ی سوم+من توی رستوران منتظرم پیاممو دیدی بیا(08:00+تلفنت چرا خاموشه؟(08:28+منتظرتم(08:57«تیک، تاک» ثانیه ی دوم+چی... یعنی چی؟ -*حلقه رو گذاشت روی میز*بیا تمومش کنیم«تیک،تاک» ثانیه ی اول~اون کیه کنار اون دختره؟ +نمیدونم... نمیشناسمش. «تیک...» هنگامی چشمانم را باز کردم متوجه ی گونه های ترم شدم، نغمه ی قو به پایان رسیده بود و جایش را به جیغ آهسته ی قو های دیگر داد، قو ی زیبای قصه ما با بدنه بی جان خود را روی آب شناور مانند تیکه ی گمشده ی یک قلب رها کرده بود و با لبخند به خوابی شیرین فرو رفت:)
•قلم هان سوجین•
•قلم هان سوجین•
۱۴۲
۲۱:۲۶
خوشحال میشم نظراتتونو توی ناشناس بگین و ری اکت بدین هرچند خوب نشده...:)
۱۳۹
۲۱:۲۶
💢𝐋𝐀𝐃𝐘 𝐇𝐔𝐍 𝐒𝐔𝐉𝐈𝐍💢
خوشحال میشم نظراتتونو توی ناشناس بگین و ری اکت بدین هرچند خوب نشده...:)
انقدر بد شده؟
۱۴۱
۲۱:۳۲
میایین سکرتتت؟؟؟
۱۳۹
۲۱:۳۹
پلیزززز
۱۳۷
۲۱:۳۹
میرم پنج دقیقه دیگه پر باشه که آلبوممو جایزه بدم بهتوننن
🥳۲
۱۳۸
۲۱:۴۱
خببب تا فردا ساعت نه صبح پرش کنین منتظرمم
۱۳۷
۲۱:۴۳
𝑺𝒖𝒓𝒂 = سیلاممم🥸وایب رمانت عالیههه
کلا طرز نوشتنت با بقیه فرق میکنه و این رمان هاتو خاص میکنه
مثل صدات🫠موفق باشییییی~~~~𝑺𝒖𝒋𝒊𝒏 = فداتشم مرسی از تعریفاتتتت عاشقتم مرسی

۱۲۴
۷:۳۵
برای پارت دو ده سکرت میخواماا فقط تا الان یدونه سکرت داشتیم
۱۲۴
۷:۴۰
تایم فداتونن
۱۲۴
۷:۴۱