تغییر نقشه دنیاسال جدید از راه رسید. هر طوری بود خودش را رساند و بهار شد. امسال متفاوتترین ماه رمضان، متفاوتترین عید فطر و متفاوتترین عید نوروز را تجربه میکنیم.امسال از هر سال دیگری باید بیشتر افتخار کنیم که در ایران زندگی میکنیم. ایرانی که سر خم نمیکند جلو پَستترین و شرورترین ابنا بشر.در میانه بزرگترین رویداد تاریخ معاصر قرار داریم. پایان حکومت زورگویان عالم و تغییر نقشه دنیا.از این پس ایران قطعا یکی از قدرتهای مهم دنیاست و این را مدیون رهبری است که از او وطنپرستتر ندیدم.اما در این میانه افرادی در بین ما هستند که مخاطب توییت « کمک در راه است » جنایتکار و رسوای عالم بودند. ایرانیهایی که منتظر کمک آمریکا بودند. افرادی که باور داشتند آمریکا باید به وطن آنها حمله کند و وطن را ویران کند تا آنها از میانه این ویرانیها، آزادی را پیدا کنند. چندتایی از این آدمها را از نزدیک میشناسم. یکی همان روز اول فرار کرده ترکیه، دوتای دیگر شمال پناه گرفتهاند. حتی حاضر نیستند پشت نیروی کمکی که خواسته بودند در بیایند.اما سوالی که از خودم میپرسم اینکه اینها چطور چشمان بچههای مدرسه میناب را از خاطر خواهند برد؟ چطور خونهای ریخته شده هممیهنان خودشان را از یاد خواهند برد؟ چطور دستان آغشته به خون خودشان را تحمل خواهند کرد؟خون سرخ ما فلقی است که پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است یاخالق الاصباح ما در راهی که اینچنین عاشقانه در پیش گرفتهایم یاری فرما.شهید آوینیLameei.com
۲۵۵
۱۸:۵۱
چطور بهتر یادبگیریم؟
کتاب یکی از منابع مورد علاقه من برای یادگیری است. معمولا کتابها مسئله را عمیقتر و با جزییات بیشتر مورد بررسی قرار میدهند. وقتی کتاب میخوانیم از روشهای مختلفی برای به خاطر سپردن مطالبش استفاده میکنیم. مثلا بخشهای مهم را هایلایت کرده یا زیرش خط میکشیم یا در حاشیه کتاب یادداشتی مینویسیم.
اکثر این علامتگذاریها این حس را به ما میدهد که انگار مطالب را فهمیدهایم اما عموما به این امید هستیم که بعدا به کمک آنها بتوانیم مطالب را به یاد بیاوریم. غافل از اینکه این اتفاق نخواهد افتاد.یکی از کارهایی که برای به خاطر سپردن مطالب توصیه شده یادداشتبرداری است. یادداشت برداری با رونویسی فرق دارد. در یادداشتبرداری شما برداشت خودتان و آنچه را که از مطلب فهمیدهاید با زبان خودتان مینویسید.مسئله دیگر در بحث یادگیری، تبدیل کردن آموختهها به یک محصول یا خروجی است. مثلا یک پست وبلاگ، یک دوره آموزشی، یک اینفوگرافیک یا حتی بحث کردن در مورد موضوع با یک دوست.اما در نهایت داشتن یک سیستم یادگیری که مطابق با نیازهای فرد باشد میتواند به شدت بازدهی را افزایش دهد.در بخش یادداشتبرداری سیستمهای بسیاری معرفی شده از سیستم Zettlekasten تا Commonplace books، فیشهای تحقیق کاغذی، نرمافزار Notion یا Obsidian. اینکه از چه ابزاری استفاده میکنید اصلا مهم نیست. باید ببینید کدام یک از این ابزارها با روحیه و روش کار شما جور در میآید.من تقریبا همه این روشها را امتحان کردهام. مشکلی که با روشهای دیجیتالی و نرمافزارها دارم این است که سادگی ذخیره کردن نوشتهها باعث میشود آدم به سمت کپی کردن از متن کتاب پیش برود و در نهایت بعد از مدتی با انباری از نوشته روبرو است که جمع کرده ولی کاری با آنها انجام نداده است.اما روش کاغذی این مزیت را دارد که شما را مجبور میکند حین نوشتن یادداشت با کلمات بازی کنید. به این فکر کنید که آیا اصلا این بخش نکتهای برای ثبت شدن دارد یا نه و اینکه چطور به زبان خودتان مطالب را بنویسید.اما از میان همه روشهای مبتنی بر کاغذ استفاده از فیشهای کاغذی روش موثرتری است.اصول مهم نوشتن فیش تحقیق۱. هر فیش فقط و فقط باید به زبان خودتان نوشته شود. یعنی چیزی را که از متن متوجه شدهاید باید بنویسید نه اینکه رو نویسی کنید.۲. هر فیش فقط و فقط باید یک موضوع را پوشش دهد. از نوشتن چند موضوع روی یک فیش خودداری کنید.۳. روی هر فیش موضوع مربوط به آن را یادداشت کنید تا بعدا بتوانید فیشهای مربوط به یک موضوع را در آرشیو پیدا کنید.فیشهای کاغذی این امکان را به شما میدهد که بتوانید آنها را کنار هم بچینید و رابطه بین آنها و حتی کم و کاست آنها را کشف کنید. این امکان حرکت دادن، لمس کردن و بازی کردن با یادداشتها در یادگیری به شدت موثر خواهد بود. و در نهایت سعی کنید آموختههای خود را در قالب یک محصول ساده منتشر کنید طوریکه انگار مخاطب بسیار زیادی در انتظار ارائه مطلب از سمت شماست.Lameei.com
کتاب یکی از منابع مورد علاقه من برای یادگیری است. معمولا کتابها مسئله را عمیقتر و با جزییات بیشتر مورد بررسی قرار میدهند. وقتی کتاب میخوانیم از روشهای مختلفی برای به خاطر سپردن مطالبش استفاده میکنیم. مثلا بخشهای مهم را هایلایت کرده یا زیرش خط میکشیم یا در حاشیه کتاب یادداشتی مینویسیم.
اکثر این علامتگذاریها این حس را به ما میدهد که انگار مطالب را فهمیدهایم اما عموما به این امید هستیم که بعدا به کمک آنها بتوانیم مطالب را به یاد بیاوریم. غافل از اینکه این اتفاق نخواهد افتاد.یکی از کارهایی که برای به خاطر سپردن مطالب توصیه شده یادداشتبرداری است. یادداشت برداری با رونویسی فرق دارد. در یادداشتبرداری شما برداشت خودتان و آنچه را که از مطلب فهمیدهاید با زبان خودتان مینویسید.مسئله دیگر در بحث یادگیری، تبدیل کردن آموختهها به یک محصول یا خروجی است. مثلا یک پست وبلاگ، یک دوره آموزشی، یک اینفوگرافیک یا حتی بحث کردن در مورد موضوع با یک دوست.اما در نهایت داشتن یک سیستم یادگیری که مطابق با نیازهای فرد باشد میتواند به شدت بازدهی را افزایش دهد.در بخش یادداشتبرداری سیستمهای بسیاری معرفی شده از سیستم Zettlekasten تا Commonplace books، فیشهای تحقیق کاغذی، نرمافزار Notion یا Obsidian. اینکه از چه ابزاری استفاده میکنید اصلا مهم نیست. باید ببینید کدام یک از این ابزارها با روحیه و روش کار شما جور در میآید.من تقریبا همه این روشها را امتحان کردهام. مشکلی که با روشهای دیجیتالی و نرمافزارها دارم این است که سادگی ذخیره کردن نوشتهها باعث میشود آدم به سمت کپی کردن از متن کتاب پیش برود و در نهایت بعد از مدتی با انباری از نوشته روبرو است که جمع کرده ولی کاری با آنها انجام نداده است.اما روش کاغذی این مزیت را دارد که شما را مجبور میکند حین نوشتن یادداشت با کلمات بازی کنید. به این فکر کنید که آیا اصلا این بخش نکتهای برای ثبت شدن دارد یا نه و اینکه چطور به زبان خودتان مطالب را بنویسید.اما از میان همه روشهای مبتنی بر کاغذ استفاده از فیشهای کاغذی روش موثرتری است.اصول مهم نوشتن فیش تحقیق۱. هر فیش فقط و فقط باید به زبان خودتان نوشته شود. یعنی چیزی را که از متن متوجه شدهاید باید بنویسید نه اینکه رو نویسی کنید.۲. هر فیش فقط و فقط باید یک موضوع را پوشش دهد. از نوشتن چند موضوع روی یک فیش خودداری کنید.۳. روی هر فیش موضوع مربوط به آن را یادداشت کنید تا بعدا بتوانید فیشهای مربوط به یک موضوع را در آرشیو پیدا کنید.فیشهای کاغذی این امکان را به شما میدهد که بتوانید آنها را کنار هم بچینید و رابطه بین آنها و حتی کم و کاست آنها را کشف کنید. این امکان حرکت دادن، لمس کردن و بازی کردن با یادداشتها در یادگیری به شدت موثر خواهد بود. و در نهایت سعی کنید آموختههای خود را در قالب یک محصول ساده منتشر کنید طوریکه انگار مخاطب بسیار زیادی در انتظار ارائه مطلب از سمت شماست.Lameei.com
۲۴۰
۱۳:۲۳
یادم رفته بود!یادم رفته بود. یادم رفتهبود که اینجا برای خودم مینویسم نه برای کس دیگری. اینجا جایی است که مینویسم تا یادم باشد. از تجربههای خودم، از اتفاقات روزمره، از چیزهایی که یادگرفتم و اصلیترین و مهمترین مخاطب این نوشتهها خودم هستم.وقتی این را فراموش میکنم و فکر میکنم باید برای مخاطب دیگری بنویسم، دنیای نوشتن به پایان میرسد. دیگر دستم به نوشتن نمیرود.مگر من چه کسی هستم یا چه کار خاصی میکنم تا مخاطبِ درگیر وضعیت جنگی، نوشته من را بخواند؟ اصلا جنگ هم نبود چرا باید نوشته من برای کسی مهم میبود؟این سوالات و دهها سوال دیگر در سَرَم میچرخد و توان نوشتن را از من میگیرد.با خودم تکرار میکنم که من برای خودم مینویسم، برای اینکه یادم بماند، حالا این وسطها اگر کسی هم دوست داشت میتواند اینها را بخواند. اینها که مینویسم برای خودم با ارزش است. فکرم را جمع و جور میکند.اگر فقط همین یادم باشد دیگر هیچکاری سخت نخواهد بود. کار را انجام میدهم چون برای خودم ارزش دارد، چون برای خودم مهم است از این جهت که باعث پیشرفت خودم میشود. میدانم، میدانم کمی خودخواهانه است اما این خودخواهی اثر بدی ندارد. شخصی است، به کسی صدمه نمیزند.این نگاه به خود، دیدگاه جالبی است اما آفت خودخواهی را حتما در پیش دارد. در مورد نوشتن وبلاگ شخصی شاید مشکلی نداشته باشد اما اگر دقت نکنم خیلی سریع تبدیل به خودخواهی خواهد شد.اصلا این « خود » چیز جذابی است. میتواند خیلی شیطانی باشد یا خیلی خدایی. بستگی دارد چقدر « خود » را ساخته باشم و حواسم بهش باشد و صدمه ندیده باشد و کلا « خود » متوکلی باشد. « خودی » که خلیفه خدا روی زمین بوده و قدرتی دارد که نگو.باید با خودم تکرار کنم که حواست به « خود » ت باشد. خیلی حواست باشد. خیلی زیاد.Lameei.com
۲۳۵
۱۵:۳۲
مدتها پیش دوستی از من خواسته بود منبعی برای آموزش بازاریابی معرفی کنم. متاسفانه منابع مد نظر من انگلیسی بود و امکان استفاده برای دیگران ساده نبود. از طرفی تجربه من در این حوزه نشان میداد که عموما وقتی از آموزش بازاریابی صحبت میشود بیشتر آموزشها به سمت دیجیتال مارکتینگ معطوف شده و در آن حوزه هم بیشتر صحبت از ابزارشناسی است. به همین جهت سعی کردم در یک مجموعه که البته ۷ قسمت آن منتشر شده مفاهیم پایه بازاریابی را شرح دهم. هدف از این مجموعه آموزش مفاهیم پایه بازاریابی است. دانستن این مفاهیم به شما کمک خواهد کرد تا به شکلی عمیق و درست با فرایندهای بازاریابی روبرو شوید. عناوین این هفت قسمت در زیر آمده:اول: واقعاً بازاریابی چیست؟دوم: تکامل بازاریابیسوم: درک بازارچهارم: آمیخته بازاریابی کلاسیک و مدرنپنجم: روانشناسی مصرفکننده به زبان سادهششم: برند، برندینگ و ارزش برندهفتم: استراتژی بازاریابی در برابر تاکتیکها
برای مطالعه این مجموعه به لینک زیر مراجعه کنید. https://lameei.com/category/بازاریابی/
برای مطالعه این مجموعه به لینک زیر مراجعه کنید. https://lameei.com/category/بازاریابی/
۲۴۰
۱۸:۳۷
مدیر مالی یا مدیر حسابداری؟صبح اول وقت در دفتر هستیم و در حال بررسی وضعیت کسب و کار. برنامه ما برای این کسبوکار ایجاد تغییر ساختاری در آن و راهاندازی یک سازمان فروش و بازاریابی است. تا به امروز این واحد تولیدی صنعتی به شکل سنتی اداره شده و افراد تیم یک تجربه زیسته سنتی از روش کار دارند. برای طراحی تغییر ساختار همیشه نیاز به گزراشهای مالی دقیق است. تهیه این گزارشات عموما به عهده واحد مالی است.یک گزارش مالی قرار است اطلاعاتی برای تسهیل تصمیمگیری در اختیار تیم مدیریت قرار دهد. پس تنها گرفتن یک خروجی PDF نمیتواند کمکی به این کار کند. اینجا جایی است که باید چند نکته را مشخص کرد. اول اینکه فرق مدیر حسابداری و مدیر مالی و یک اقتصاددان چیست؟فرق مدیر مالی و مدیر حسابداری
حسابداریحسابداری عموما با ثبت و گزارشگیری اطلاعات مربوط به اقلام بهای تمام شده سر و کار دارد. در حوزه حسابداری بهای تمام شده میتوان موضوع را به دو دسته حسابداری مدیریت و حسابداری مالی تقسیم کرد.حسابداری مدیریتهمانطور که از عنوان این بخش مشخص است اطلاعات و گزارشهای این بخش از حسابداری برای استفاده مدیریت تهیه میشود و عمده استفاده مدیریت از این اطلاعات در داخل سازمان برای ارزیابی عملکرد فعالیتهای سازمان و نیروی انسانی و یا مبنایی برای اتخاذ تصمیمات دیگر خواهد بود.به همین جهت در تهیه این گزارشها میتوان بر اساس نیازهای تیم مدیریت اقدام کرد و اصولا از محدودیتهای بسیار کمتری برخورداریم. حسابداری مالیمخاطب این نوع حسابداری اصولا در خارج از سازمان است. برای مثال اداره مالیات، سازمان بورس، مجمع عمومی و از این دست. برای تهیه این گزارشات باید بر اساس اصول پذیرفته شده حسابداری که مجموعهای از مفاهیم و استانداردهایی هستند که چهارچوب ارائه این گزارشها را مشخص میکنند اقدام کرد ( مفروضات بنیادی حسابداری، اصول حسابداری، محدودیتها و میثاقها). پس عموما در تهیه این نوع گزارشها محدودیتها بیشتر از تهیه گزارشهای حسابداری است.
خب حالا که با تعاریف مختلف حسابداری آشنا شدیم نگاهی هم باید بیاندازبم به تعاریف مربوط به مدیر مالی. مدیرمالینقش سنتی مدیر مالی به تعریفی که از حسابداری کردیم نزدیک بوده است. وظایفی از قبیل تهیه گزارشات، ثبت اطلاعات مالی و مدیریت وجوه نقد سازمان. با گذشت زمان و پیچیدهتر شدن اوضاع کسبوکارها نقش مدیر مالی هم عوض شد. سوالاتی که امروز یک مدیر مالی باید به آن پاسخ دهد سوالات زیر است:- سرمایه موجود باید برای کدام طرح استفاده شود ؟- چه اقدامی جهت افرایش ارزش سهام بنگاه باید صورت گیرد ؟- سرمایه بلندمدت بنگاه باید از کدام منبع تامین شود و هزینه این تامین سرمایه چقدر است؟- آیا باید سود سهام نقدی پرداخت کرد؟ سود مد نظر چقدر باید باشد؟ اینها تنها بخشی از سوالاتی است که یک مدیرمالی باید به آن پاسخ دهد. اگر دقت کرده باشید جنس این سوالات از جنس استراتژیک است. سوالاتی که پاسخ به آنها مسیر کلان شرکت را مشخص میکند. به شکل کلی میتوان گفت که وظیفه مدیرمالی اداره جریان پول است.
تفاوت مدیرمالی و اقتصاددانعلم اقتصاد به مطالعه روش تصمیمگیری انسان در روبرو شدن با منابع محدود میپردازد. اگر دقت کنیم خواهیم دید که منابع موجود در اختیار انسانها همه محدود هستند و انسان برای به دست آوردن چیزی باید از دست دادن چیز دیگری را بپذیرد. برای تولید کالای مصرفی و کالای سرمایهای با میزان محدودی از منابع روبرو هستیم لذا اگر تصمیم به تولید مقدار بیشتری کالای مصرفی بگیریم باید از تولید کالای سرمایهای کم کنیم. اینجاست که موضوع علم اقتصاد مطرح میشود. روش درست تصمیمگیری برای استفاده از منابع محدود. یک تحلیلگر یا مدیر مالی برای یک سازمان، پیشبینی و تحلیل انجام میدهد در حالیکه یک اقتصاددان در مورد یک صنعت یا کل یک فعالیت اقتصادی پیشبینی و مطالعه میکند.
پس میبینیم که تفاوت بسیاری میان یک حسابدار حتی اگر ارشد و با سابقه باشد با یک مدیرمالی وجود دارد. مدیرمالی باید توان تجزیه و تحلیل داشته باشد و با استفاده از اطلاعاتی که حسابدار ثبت و ضبط کرده اقدام به تصمیمگیری کرده و یا تصمیمگیری مدیران ارشد در این حوزه را تسهیل کند.Lameei.com
حسابداریحسابداری عموما با ثبت و گزارشگیری اطلاعات مربوط به اقلام بهای تمام شده سر و کار دارد. در حوزه حسابداری بهای تمام شده میتوان موضوع را به دو دسته حسابداری مدیریت و حسابداری مالی تقسیم کرد.حسابداری مدیریتهمانطور که از عنوان این بخش مشخص است اطلاعات و گزارشهای این بخش از حسابداری برای استفاده مدیریت تهیه میشود و عمده استفاده مدیریت از این اطلاعات در داخل سازمان برای ارزیابی عملکرد فعالیتهای سازمان و نیروی انسانی و یا مبنایی برای اتخاذ تصمیمات دیگر خواهد بود.به همین جهت در تهیه این گزارشها میتوان بر اساس نیازهای تیم مدیریت اقدام کرد و اصولا از محدودیتهای بسیار کمتری برخورداریم. حسابداری مالیمخاطب این نوع حسابداری اصولا در خارج از سازمان است. برای مثال اداره مالیات، سازمان بورس، مجمع عمومی و از این دست. برای تهیه این گزارشات باید بر اساس اصول پذیرفته شده حسابداری که مجموعهای از مفاهیم و استانداردهایی هستند که چهارچوب ارائه این گزارشها را مشخص میکنند اقدام کرد ( مفروضات بنیادی حسابداری، اصول حسابداری، محدودیتها و میثاقها). پس عموما در تهیه این نوع گزارشها محدودیتها بیشتر از تهیه گزارشهای حسابداری است.
خب حالا که با تعاریف مختلف حسابداری آشنا شدیم نگاهی هم باید بیاندازبم به تعاریف مربوط به مدیر مالی. مدیرمالینقش سنتی مدیر مالی به تعریفی که از حسابداری کردیم نزدیک بوده است. وظایفی از قبیل تهیه گزارشات، ثبت اطلاعات مالی و مدیریت وجوه نقد سازمان. با گذشت زمان و پیچیدهتر شدن اوضاع کسبوکارها نقش مدیر مالی هم عوض شد. سوالاتی که امروز یک مدیر مالی باید به آن پاسخ دهد سوالات زیر است:- سرمایه موجود باید برای کدام طرح استفاده شود ؟- چه اقدامی جهت افرایش ارزش سهام بنگاه باید صورت گیرد ؟- سرمایه بلندمدت بنگاه باید از کدام منبع تامین شود و هزینه این تامین سرمایه چقدر است؟- آیا باید سود سهام نقدی پرداخت کرد؟ سود مد نظر چقدر باید باشد؟ اینها تنها بخشی از سوالاتی است که یک مدیرمالی باید به آن پاسخ دهد. اگر دقت کرده باشید جنس این سوالات از جنس استراتژیک است. سوالاتی که پاسخ به آنها مسیر کلان شرکت را مشخص میکند. به شکل کلی میتوان گفت که وظیفه مدیرمالی اداره جریان پول است.
تفاوت مدیرمالی و اقتصاددانعلم اقتصاد به مطالعه روش تصمیمگیری انسان در روبرو شدن با منابع محدود میپردازد. اگر دقت کنیم خواهیم دید که منابع موجود در اختیار انسانها همه محدود هستند و انسان برای به دست آوردن چیزی باید از دست دادن چیز دیگری را بپذیرد. برای تولید کالای مصرفی و کالای سرمایهای با میزان محدودی از منابع روبرو هستیم لذا اگر تصمیم به تولید مقدار بیشتری کالای مصرفی بگیریم باید از تولید کالای سرمایهای کم کنیم. اینجاست که موضوع علم اقتصاد مطرح میشود. روش درست تصمیمگیری برای استفاده از منابع محدود. یک تحلیلگر یا مدیر مالی برای یک سازمان، پیشبینی و تحلیل انجام میدهد در حالیکه یک اقتصاددان در مورد یک صنعت یا کل یک فعالیت اقتصادی پیشبینی و مطالعه میکند.
پس میبینیم که تفاوت بسیاری میان یک حسابدار حتی اگر ارشد و با سابقه باشد با یک مدیرمالی وجود دارد. مدیرمالی باید توان تجزیه و تحلیل داشته باشد و با استفاده از اطلاعاتی که حسابدار ثبت و ضبط کرده اقدام به تصمیمگیری کرده و یا تصمیمگیری مدیران ارشد در این حوزه را تسهیل کند.Lameei.com
۱۸۹
۱۷:۱۶
حالا نوبت ماست که پرواز کنیم
و صبح پیروزی فرا رسید. ۴۰ شبانهروز با امید به خدای بزرگ و اعتماد به نیروهای مسلح کشور و ایستادگی در کف خیابان امروز پوزه استکبار جهانی به خاک مالیده شد.بزرگترین کشورهای متخاصم دنیا با پیشرفتهترین تجهیزات به کشوری که بیش از ۴ دهه تحریم بود حمله کردند و حالا بعد از ۴۰ روز مبانی مذاکرات صلح را پیشنهاد ۱۰ مادهای ایران اعلام کردند.اما کار ما تمام نشده است. خباثت این دشمنان قسم خورده تمام شدنی نیست. امروز قدرتمندتر از همیشه هستیم اما وظیفه ما این است که بیش از پیش کار کنیم و قدرت خودمان را بیشتر کنیم.باید شبانهروزی کار کرد. هر کس در هر جایی که هست و هر کاری که میکرد را باید با جدیت و قدرت بیشتر انجام دهد. امروز ایران یک ابرقدرت جهانی است و باید کارهایی که انجام میدادیم هم در شان یک ابرقدرت جهانی باشد.امروز هیمنه قدرتهای پوشالی دنیا به برکت خون رهبر شهید و مجاهدان بزرگ ایران در هم پیچیده شد و حالا نوبت ماست که این پرچم را بر دوش گیریم و در دنیای جدید از منظر یک ابرقدرت کار کنیم و بسازیم.از امروز که کار میکنیم،درس میخوانیم و نفس میکشیم باید از خودمان بپرسیم که آیا کیفیت کار در حد و شان یک ابرقدرت هست یا نه؟ باید بپرسیم که آیا زحمتی که میکشیم جبران کننده زحمات این جانبرکفان ایران هست یا نه؟ آیا به اندازه آن مدافع ایران که خطر را پذیرفته و به سمت معرکه پرواز کرده هست یا نه؟حالا نوبت ماست که به سمت معرکه پرواز کنیم. حالا وقت جهاد ما غیرنظامیهاست.وقت برای تلف کردن نداریم. باید خودمان را به آب و آتش بزنیم. باید کار کنیم و بسازیم و از جان بگذریم.Lameei.com
و صبح پیروزی فرا رسید. ۴۰ شبانهروز با امید به خدای بزرگ و اعتماد به نیروهای مسلح کشور و ایستادگی در کف خیابان امروز پوزه استکبار جهانی به خاک مالیده شد.بزرگترین کشورهای متخاصم دنیا با پیشرفتهترین تجهیزات به کشوری که بیش از ۴ دهه تحریم بود حمله کردند و حالا بعد از ۴۰ روز مبانی مذاکرات صلح را پیشنهاد ۱۰ مادهای ایران اعلام کردند.اما کار ما تمام نشده است. خباثت این دشمنان قسم خورده تمام شدنی نیست. امروز قدرتمندتر از همیشه هستیم اما وظیفه ما این است که بیش از پیش کار کنیم و قدرت خودمان را بیشتر کنیم.باید شبانهروزی کار کرد. هر کس در هر جایی که هست و هر کاری که میکرد را باید با جدیت و قدرت بیشتر انجام دهد. امروز ایران یک ابرقدرت جهانی است و باید کارهایی که انجام میدادیم هم در شان یک ابرقدرت جهانی باشد.امروز هیمنه قدرتهای پوشالی دنیا به برکت خون رهبر شهید و مجاهدان بزرگ ایران در هم پیچیده شد و حالا نوبت ماست که این پرچم را بر دوش گیریم و در دنیای جدید از منظر یک ابرقدرت کار کنیم و بسازیم.از امروز که کار میکنیم،درس میخوانیم و نفس میکشیم باید از خودمان بپرسیم که آیا کیفیت کار در حد و شان یک ابرقدرت هست یا نه؟ باید بپرسیم که آیا زحمتی که میکشیم جبران کننده زحمات این جانبرکفان ایران هست یا نه؟ آیا به اندازه آن مدافع ایران که خطر را پذیرفته و به سمت معرکه پرواز کرده هست یا نه؟حالا نوبت ماست که به سمت معرکه پرواز کنیم. حالا وقت جهاد ما غیرنظامیهاست.وقت برای تلف کردن نداریم. باید خودمان را به آب و آتش بزنیم. باید کار کنیم و بسازیم و از جان بگذریم.Lameei.com
۱۴۵
۴:۴۴
بازارسال شده از بِسازِ ایران | BesazeIran
«اثرLEGO ها درجنگ مقابل امریکا از موشکها بیشتر بود!»
بخشی از گفتگوی بساز ایران با #مصطفی_لامعی متخصص تبلیغات.
گفتگوی کامل در آپارات
به کانال بِسازِ ایران بپیوندید:
@besazeiranبِسازِ ایران را دنبال کنید:بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام
وبسایت:https://besazeiran.com
به کانال بِسازِ ایران بپیوندید:
وبسایت:https://besazeiran.com
۹
۴:۰۷