بین فشار و واکنش، قهرمان ساخته میشود.
در این بازی، فقط یک نبرد فوتبالی ندیدم؛ یک نبرد ذهنی دیدم.
وقتی فشار زیاد میشود، خیلیها مهارتشان را از دست نمیدهند... کنترل ذهنشان را از دست میدهند.
از نگاه کوچینگ، تفاوت افراد موفق با دیگران همیشه استعداد بیشتر نیست؛ بلکه توانایی مکث کردن، انتخاب کردن و مدیریت واکنش است.
هر روز در زندگی ما هم همین مسابقه تکرار میشود: انتقاد... بیاحترامی... فشار... استرس...
سؤال این نیست که چه اتفاقی برایت میافتد.
سؤال این است: در آن لحظه، چه کسی فرمان ذهن تو را در دست دارد؟
شاید بزرگترین پیروزی، پیروزی بر ذهن خودمان باشد.
تو در شرایط سخت، بیشتر واکنش نشان میدهی یا آگاهانه انتخاب میکنی؟ نظرت را در کامنت بنویس. اگر این نگاه برایت مفید بود، این پست را برای کسی بفرست که این روزها به آرامش ذهن نیاز دارد.
#کوچینگ #توسعه_فردی #فوتبال#فوتبال_برتر#امباپه⚽️⚽️🔥🔥 Mbappe KylianMbappe Football FootballReels FootballMotivation Mindset MentalStrength GrowthMindset Coaching کوچینگ رشد_فردی قدرت_ذهن اکسپلور ExplorePage https://www.instagram.com/reel/DacPTmas0k3/?igsh=cXFiaXM0emsxMHlj
در این بازی، فقط یک نبرد فوتبالی ندیدم؛ یک نبرد ذهنی دیدم.
وقتی فشار زیاد میشود، خیلیها مهارتشان را از دست نمیدهند... کنترل ذهنشان را از دست میدهند.
از نگاه کوچینگ، تفاوت افراد موفق با دیگران همیشه استعداد بیشتر نیست؛ بلکه توانایی مکث کردن، انتخاب کردن و مدیریت واکنش است.
هر روز در زندگی ما هم همین مسابقه تکرار میشود: انتقاد... بیاحترامی... فشار... استرس...
سؤال این نیست که چه اتفاقی برایت میافتد.
سؤال این است: در آن لحظه، چه کسی فرمان ذهن تو را در دست دارد؟
شاید بزرگترین پیروزی، پیروزی بر ذهن خودمان باشد.
#کوچینگ #توسعه_فردی #فوتبال#فوتبال_برتر#امباپه⚽️⚽️🔥🔥 Mbappe KylianMbappe Football FootballReels FootballMotivation Mindset MentalStrength GrowthMindset Coaching کوچینگ رشد_فردی قدرت_ذهن اکسپلور ExplorePage https://www.instagram.com/reel/DacPTmas0k3/?igsh=cXFiaXM0emsxMHlj
۷۰
۷:۵۳
۵۸
۱۴:۵۱
«المُؤْمِنُ مِرْآةُ المُؤْمِنِ»«مؤمن، آینه مؤمن است.»گاهی بزرگترین مانع رشد ما، کمبود استعداد یا فرصت نیست؛ بلکه ندیدن خودِ واقعیمان است.آینه قضاوت نمیکند... فقط حقیقت را نشان میدهد.کوچینگ هم دقیقاً همین نقش را دارد؛ کوچ به جای تو تصمیم نمیگیرد، نصیحت نمیکند و مسیر زندگیات را انتخاب نمیکند.او با پرسشهای درست و گوشدادن عمیق، کمک میکند خودت را شفافتر ببینی، باورهای محدودکنندهات را بشناسی و آگاهانهتر تصمیم بگیری.گاهی یک گفتوگوی درست... میتواند آغاز یک تغییر بزرگ باشد.
به نظر تو بزرگترین مانع رشدت چیست؟ فقط با یک کلمه در کامنت بنویس.
اگر میخواهی یک جلسه آشنایی کوچینگ را تجربه کنی، کلمه «آینه» را در دایرکت برایم ارسال کن.لیلا عبداللهیکوچ کسبوکار و توسعه فردی
Instagram: @leilaabdolahicoach
#کوچینگ #آیینه #مومن #توسعه_فردی #کسب_و_کار https://www.instagram.com/reel/DapaB4LiiP-/?igsh=MWducjd1NHpjeGZ6cg==
#کوچینگ #آیینه #مومن #توسعه_فردی #کسب_و_کار https://www.instagram.com/reel/DapaB4LiiP-/?igsh=MWducjd1NHpjeGZ6cg==
۶۵
۹:۲۱
۵۳
۱۵:۴۵
گاهی فقط بغلم کن...(آیین غر زدن!)
دیشب، دختر خردسالم به من گفت:«بابا، من میخواهم بعضی شبها بیایم پیشت غر بزنم.
تو هم باید قول بدهی فقط بغلم کنی و چیزی نگویی...»گفتم: «قول میدهم.»
بعد با تعجب پرسیدم: «حالا باید چه کار کنم؟»گفت: «آمادهای؟»گفتم: «آمادهام.»
چراغها را خاموش کرد. آرام آمد، روی پاهایم چمباتمه زد و خودش را در آغوشم جا داد.
بعد شروع کرد...گفت: «بابا، میدانی چقدر ناراحتم که دوستهایم از ساختمان ما رفتند؟ میدانی فردا امتحان زبان دارم و میترسم نمره خوبی نگیرم؟ میدانی خاله رفته شمال و من دوست داشتم با او بروم...»همینطور که غر میزد، صورتش پر از اشک شد.من هم از فرصت استفاده کردم و به آیین او پیوستم.
او از ترک شدنها، از دلتنگیها، از ترسها و از همه احساساتی میگفت که از اختیارش بیرون بود.
ناگهان دیدم خودم هم در همان آغوش، به همه چیزهایی فکر میکنم که این روزها دلم را سنگین کردهاند؛ به رفتن عزیزانم، به نگرانیهای این روزها، به اندوههایی که هیچ ارادهای نمیتواند یکشبه آن از میان برداشته شوند.
من هم پابهپای او گریه کردم.دلبندم...از تو ممنونم.تو به من یاد دادی که گاهی انسان فقط به آغوشی امن نیاز دارد؛ آغوشی که در آن بتواند از همه چیزهایی که از اختیارش بیرون است، غر بزند، گریه کند و خالی شود.
او غر زد... غر زد... غر زد...و در آغوشم آرام گرفت و خوابید.اما من تا دیر وقت بیدار ماندم.به این فکر میکردم که شاید ما بزرگترها، بیش از آنکه به نصیحت نیاز داشته باشیم، به آغوشی نیاز داریم که در آن، بیآنکه قضاوت شویم، از همه چیزهایی که در ارادهمان نیست، بگوییم.
شاید گاهی درمان، پاسخ نیست؛ حضور است.
و چه قدر این روزها، آغوشهای بیقضاوت برای غر زدن، ناب و نایاباند.
کجاها حضور نداریم ؟
دیشب، دختر خردسالم به من گفت:«بابا، من میخواهم بعضی شبها بیایم پیشت غر بزنم.
تو هم باید قول بدهی فقط بغلم کنی و چیزی نگویی...»گفتم: «قول میدهم.»
بعد با تعجب پرسیدم: «حالا باید چه کار کنم؟»گفت: «آمادهای؟»گفتم: «آمادهام.»
چراغها را خاموش کرد. آرام آمد، روی پاهایم چمباتمه زد و خودش را در آغوشم جا داد.
بعد شروع کرد...گفت: «بابا، میدانی چقدر ناراحتم که دوستهایم از ساختمان ما رفتند؟ میدانی فردا امتحان زبان دارم و میترسم نمره خوبی نگیرم؟ میدانی خاله رفته شمال و من دوست داشتم با او بروم...»همینطور که غر میزد، صورتش پر از اشک شد.من هم از فرصت استفاده کردم و به آیین او پیوستم.
او از ترک شدنها، از دلتنگیها، از ترسها و از همه احساساتی میگفت که از اختیارش بیرون بود.
ناگهان دیدم خودم هم در همان آغوش، به همه چیزهایی فکر میکنم که این روزها دلم را سنگین کردهاند؛ به رفتن عزیزانم، به نگرانیهای این روزها، به اندوههایی که هیچ ارادهای نمیتواند یکشبه آن از میان برداشته شوند.
من هم پابهپای او گریه کردم.دلبندم...از تو ممنونم.تو به من یاد دادی که گاهی انسان فقط به آغوشی امن نیاز دارد؛ آغوشی که در آن بتواند از همه چیزهایی که از اختیارش بیرون است، غر بزند، گریه کند و خالی شود.
او غر زد... غر زد... غر زد...و در آغوشم آرام گرفت و خوابید.اما من تا دیر وقت بیدار ماندم.به این فکر میکردم که شاید ما بزرگترها، بیش از آنکه به نصیحت نیاز داشته باشیم، به آغوشی نیاز داریم که در آن، بیآنکه قضاوت شویم، از همه چیزهایی که در ارادهمان نیست، بگوییم.
شاید گاهی درمان، پاسخ نیست؛ حضور است.
و چه قدر این روزها، آغوشهای بیقضاوت برای غر زدن، ناب و نایاباند.
کجاها حضور نداریم ؟
۶۸
۱۹:۰۱
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب؟مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند.»— حافظاین بیت، دعوت به غرور نیست؛ دعوت به شناخت شایستگی است.گاهی موفقیت را به شانس نسبت میدهیم، اما فراموش میکنیم پشت هر دستاورد، ساعتها انتخاب آگاهانه، صبر، یادگیری و رشد پنهان است.شاید آنچه امروز «موفقیت» مینامی، نتیجهی نسخهای از تو باشد که آرامآرام در مسیر ساخته شده است.امروز از خودت بپرس: اگر باور کنم شایستهام، اولین تصمیم متفاوتی که میگیرم چیست؟
پاسخ خودت را در کامنت بنویس؛ دوست دارم نگاهت را بخونم
تماس: 09192071358
واتساپ: پیام به همین شماره
اینستاگرام: @leilaabdolahicoach
بله: ble.ir/leilaabdolahicoachin
یک گفتوگوی درست، گاهی مسیر زندگی را تغییر میدهد.
یک گفتوگوی درست، گاهی مسیر زندگی را تغییر میدهد.
۶۵
۸:۲۲
گاهی یک دورهمی، آغاز یک دوستی، یک ایده یا یک تغییر زیبا در زندگی است...
اگر دوست دارید در فضایی امن، صمیمی و پر از گفتوگوهای ارزشمند، با افراد جدید آشنا شوید و ساعاتی سرشار از حال خوب را تجربه کنید، با افتخار میزبان شما هستیم.
برای قطعی شدن حضورتان، لطفاً مبلغ ۴۹,۰۰۰ تومان را به شماره کارت زیر واریز کرده و تصویر فیش واریزی را برای ما ارسال فرمایید:
۶۰۳۷۹۹۷۳۸۷۶۲۴۱۲۶به نام: لیلا عبدالهیپشتیبانی بله و واتساپ 09192071358
بیصبرانه مشتاق دیدار شما هستیم.
۵۹
۷:۲۰
دوستان عزیز و همراهان دیرین 
میدانم هرکدام از ما گرفتاریها و مشغلههای خودمان را داریم، اما گاهی زندگی شرایطی پیش میآورد که فرصتهای با هم بودن را از ما میگیرد؛ همانطور که روزهای کرونا یا اتفاقات پیشبینینشده را تجربه کردیم.
شاید امروز فکر کنیم «بعداً هم فرصت هست»، اما هیچکس از فردا خبر ندارد. اگر امکانش را دارید، این دورهمی را به خودتان و حال خوبتان هدیه بدهید. لحظههایی که کنار هم میسازیم، گاهی سالها در خاطر میمانند.
بیایید این فرصت را غنیمت بشماریم و چند ساعتی کنار هم، با گفتوگو، یادگیری و حال خوب، خاطرهای ارزشمند بسازیم.
منتظر دیدن تکتک شما هستیم.
با تشکرلیلا عبدالهی و لیلا سعادتمندی
میدانم هرکدام از ما گرفتاریها و مشغلههای خودمان را داریم، اما گاهی زندگی شرایطی پیش میآورد که فرصتهای با هم بودن را از ما میگیرد؛ همانطور که روزهای کرونا یا اتفاقات پیشبینینشده را تجربه کردیم.
شاید امروز فکر کنیم «بعداً هم فرصت هست»، اما هیچکس از فردا خبر ندارد. اگر امکانش را دارید، این دورهمی را به خودتان و حال خوبتان هدیه بدهید. لحظههایی که کنار هم میسازیم، گاهی سالها در خاطر میمانند.
بیایید این فرصت را غنیمت بشماریم و چند ساعتی کنار هم، با گفتوگو، یادگیری و حال خوب، خاطرهای ارزشمند بسازیم.
منتظر دیدن تکتک شما هستیم.
با تشکرلیلا عبدالهی و لیلا سعادتمندی
۶۱
۸:۳۴
اولین دورهمی «بازگشت به خویشتن» با عشق، همدلی و لحظههایی عمیق به پایان رسید.
کنار هم یاد گرفتیم که برای ساختن یک زندگی بهتر، باید از رابطه با خودمان آغاز کنیم؛ با مهربانی بیشتر، شفقت بیشتر و پذیرش بیشتر.
از صمیم قلب از حضور گرم، همراهی و انرژی زیبای تکتک شما سپاسگزارم. این تنها آغاز یک مسیر است؛ مسیری برای رشد، آگاهی و بازگشت به خویشتن.
به امید دیدار دوباره در دورهمیهای بعدی و خلق لحظههایی عمیقتر و زیباتر در کنار هم.
1405/05/01
#بازگشت_به_خویشتن #شفقت_به_خود #رشد_فردی #مکتب_کمال #کوچینگ #لیلا_عبدالهی
کنار هم یاد گرفتیم که برای ساختن یک زندگی بهتر، باید از رابطه با خودمان آغاز کنیم؛ با مهربانی بیشتر، شفقت بیشتر و پذیرش بیشتر.
از صمیم قلب از حضور گرم، همراهی و انرژی زیبای تکتک شما سپاسگزارم. این تنها آغاز یک مسیر است؛ مسیری برای رشد، آگاهی و بازگشت به خویشتن.
به امید دیدار دوباره در دورهمیهای بعدی و خلق لحظههایی عمیقتر و زیباتر در کنار هم.
#بازگشت_به_خویشتن #شفقت_به_خود #رشد_فردی #مکتب_کمال #کوچینگ #لیلا_عبدالهی
۵۸
۶:۰۱
گاهی در شلوغی زندگی، صدای خودمان را فراموش میکنیم... این دورهمی فرصتی بود برای مکث، دیدن خود، شناخت احساسات و ساختن رابطهای عمیقتر با خویشتن.
سپاس از همراهانی که این تجربه زیبا را ساختند 🤍
#بازگشت_به_خویشتن #خودشناسی #رشد_فردی #کوچینگ_فردی #رابطه_با_خود آرامش_درون https://www.instagram.com/reel/DbiCZc6CX5B/?igsh=dmx1MTV5NGI3bHlh
۲۴
۱۱:۵۲