بازارسال شده از هیأت الزهرا (س) دانشگاه شریف
ماجرا همین است خانم حسینی! ما شما را ندیدهایم. با شما معاشرت نداشتهایم. وقتی که بودید، شاید به تعداد انگشتان دست نامتان را نشنیده باشیم. اما میگویند ادیب بودید. امر ولی را ر وی چشم میگذاشتید. مثل پدرتان ایراندوست بودید و مثل پدرتان هم شهید شدید. کاش حجاب معاصرت از
روی نام شما هم برداشته شود و بدانیم خانم حسینی محبوب مدرسه فرهنگ، چگونه بیآنکه برای کارهایش ویترینی بسازد، در خاموشی و اصالت زیست و درنهایت مزد این گمنامی را با شهادت گرفت.
🟢 مشاهده نسخه الکترونیکی ویژه نامه
#لهم_البشری
#طرح_جلد#جلد_ویژه_نامه
۷
۹:۲۶
بازارسال شده از هیأت الزهرا (س) دانشگاه شریف
یادنامه گرامیداشت شهیده سیده بشری حسینی خامنهای.pdf
۷.۲۷ مگابایت
🟢 ویژهنامه گرامیداشت شهیده سیده بشری حسینی خامنهای
#لهم_البشری
هیأت الزهرا(س) را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید.
#لهم_البشری
۱
۹:۲۶
سه هفته پیش، یک شب، در تجمع میدان سما بودیم که حاج عباس عسگری، مسئول هیئت الزهرای دانشگاه صنعتی شریف تماس گرفت. حاج عباس رکن رکین و ستون خیمه هیئت است. حال و احوال کردیم. گفت که میخواهند برای بشری خانم حسینی، دختر شهیده حضرت آقای شهید، برنامه بگیرند. توضیح داد که برنامه ویژهای تا الان برای بشری خانم گرفته نشده و هیئت الزهرا بانی برگزاری مراسمی برای یادبود ایشان شده. همسر بشری خانم و دفتر رهبری هم از این برنامه استقبال ویژه کردهاند.
حاج عباس و همسرش، سرکار خانم فاطمی، تصمیم گرفته بودند ویژهنامه سه چهار صفحهای برای مراسم بشری خانم منتشر کنند. حاج عباس زنگ زده بود تا کار را به من و همسرم، خانم حسینی واگذار کند.
از همان ابتدا میدانستم ملاحظات پروژه فراوان است.مهمترین راهنمایی من به همسرم، درباره روش انجام کار در این مدت کوتاه، این بود: به سراغ سادهترین و شدنیترین راهها برای گردآوری مطالب و نگارش آنها بروید:
پژوهشِ واکنش سریع
و نگارشِ خاطرات کوتاه، به اصطلاح مینیمال.
همین روشها هم جواب داد.
الحمدلله ظهر روز دوشنبه هفتهای که گذشت، چند ساعت قبل از شروع مراسم، ویژهنامه «لهم البشری»
مراسم ویژه خانمها بود و من پخش مستقیمش را از آپارات دنبال میکردم.همسرم میگفت: ۲۰۰۰ نسخه از ویژهنامه را در مراسم توزیع کردهاند و همه در طول مراسم مشتاقانه مشغول مطالعهاش بودهاند.
استقبال باشکوه مردمی از این مراسم نشان داد چقدر مخاطب ما تشنه آشنایی با زندگی آقای شهیدمان است و چقدر نگفتن از خانواده حضرت آقا، کمفروشیست در حق جامعه.
خیلی سخت است ...
خیلی سخت است دنبال نشانههای آدمی باشی که تمام زندگیاش تلاش کرده دیده نشود، تلاش کرده هیچ نمود خاص بیرونی نداشته باشد.
سخت است دنبال آدمی باشی که برای گمنامبودن زحمت کشیده و حتی وقتی که این گمنامی به ضررش تمام میشده، باز زیر بار هیچ شهرتی نرفته است.
خیلی سخت است سراغ راویانی بروی که شاهد تلاش او برای گمنام زیستن بودهاند و از آنها بخواهی برایت از او بگویند.
شاید اگر بشری حسینی تا این حد در همه ساحتهای زندگیاش پرتلاش و موثر نبود همین چند خط هم دربارهاش دستگیرمان نمیشد.
حیفمان میآید از سطرهایی که اینجا گفته نشدهاند، دلمان میسوزد از سکوت آدمهایی که حرف زیاد داشتند، اما به احترام گمنامی همیشگیاش ساکت ماندند.
این چند سطر حاصل تلاش ماست برای شناختن و شناساندن آدمی که در همه ساحتهای زندگیاش خاص و اثرگذار بود، ولی اراده کرده بود دیده نشود.
و میدانیم که این چند سطر کافی نیست برای بیان عظمت و بلندی کسی که درِ نیستی کوفته است. اما بضاعتمان همین بوده است:
جستجو در میان اندک حرفها، مصاحبهها، نوشتهها و تصویرهایی که به عمد ثبت نشدهاند.
#سیده_بشری_حسینی_خامنه#سیده_سمیه_حسینی#مرتضی_قاضی#هیأت_الزهرا#دانشگاه_صنعتی_شریف
@lezatemostanad
۱.۵K
۹:۲۶
در اوج روزهای انقلابِ ۵۷، سرودی محشر میافتد سر زبان انقلابیها. ولی کسی نمیداند منشأ این سرود از کجاست.تعجب همه از این است که در این وضعیت بگیروببندهای ساواک و عوامل رژیم پهلوی، یک گروه مخفیانه چطور توانسته در این فاصله کم از کشتار ۱۷ شهریورِ ۵۷، چنین سرود تأثیرگذاری بسازد و به این شکل وسیع بین مردم منتشر کند، طوری که همه آن را زمزمه کنند.
خبر خوش گزارش این بود که:کتاب «برخیزید» که ثمره ساعتها مصاحبه من و دوستم محمدجواد کربلایی با استاد ارجمند سیدحمید شاهنگیان است و برادرم سیدروحالله رشیدی، آن را قلمی کرده، به چاپ چهارم رسیده.
در روزهای ملتهب انقلاب ۵۷، هر که این سرود را میشنید، گمان میکرد گروهی از دانشجویان که در روزهای ابتدایی تبعید حضرت امام خمینی به نوفل لوشاتوی فرانسه در مهر ۱۳۵۷، کنار امام هستند و برنامههای محل اقامت ایشان را رفع و رجوع میکنند، این سرود را به شکل جمعی خواندهاند و ضبط کردهاند و به طریقی مخفیانه از فرانسه به دست انقلابیون ایران رساندهاند.اصلا در مخیله کسی هم نمیگنجید این سرود را در ایران ساخته باشند.
اما سرود ۱۷ شهریور کاری تکنفره بود! ترکیب صدای زنده حمید شاهنگیان و صدای ضبطشدهاش روی نوار!
#سید_حمید_شاهنگیان#کتاب_برخیزید#هفده_شهریور_۱۳۵۷#روح_الله_رشیدی#محمدجواد_کربلایی#مرتضی_قاضی
@lezatemostanad
۶۲۸
۱۴:۳۶
مدل ذهنی من این شکلیست که وقتی موضوعی و سوژهای درگیرم میکند، از پا نمینشینم تا هر ردی و نشانهای از آن موضوع وجود دارد، بیایم.
اینجور وقتها انگار کائنات هم دستبهدست هم میدهند و به قول بعضیها، انرژیهای درون عالم هم به نفع تو وارد صحنه میشوند و نشانههایی را که میخواهی، جلوی پایت میگذارند و گرههای ذهنیات را باز میکنند.ما اسمش را میگذاریم «روزی».
کتاب گلابدرهای را هر تاریخشفاهیکاری باید بخواند. کتابی که سال ۱۳۵۸، انقلاب اسلامی یک ساله نشده، منتشر شده؛ در نزدیکترین زمان به روزهای ملتهب انقلاب.بینظیر است در روایت نزدیکِ پرنبضِ پرخونِ از انقلاب مردمی ملت ایران.
یکی از سوالات ما از استاد شاهنگیان این بود که سرود هفده شهریور چند وقت بعد از کشتار آن روز سر زبان مردم افتاد. اختلاف روایت وجود داشت.اتفاق هم اتفاقی نبود که در روزنامه یا مجلهای ثبت شده باشد و بشود رفت دنبال آن. اتفاقات مردمی و فرهنگی اینگونهاند، نشانیِ رسمی ندارند.
حالا گلابدرهای در یک صفحه از کتابش داشت برایم نزدیکترین و بیواسطهترین احساس خودش و مردم انقلابی از سرود شورانگیز ۱۷ شهریور را روایت میکرد:روایتی که هم تاریخ داشت، هم روز، هم ماه، هم تصویر، هم رنگ، هم جزئیات، هم شور، هم شعور و هم ... همه چیز.
سبک گلابدرهای در کتابش به این شکل است که گزارش یک اتفاق را بهانه میکند و آن رویداد را میبرد به عمق تاریخ و فرهنگ و سیاست و آنجاست که با واگویهها و تحلیلهایش هنرنمایی میکند.
گلابدرهای در این روایت، احساس و تعبیر و تفسیر خودش از این سرود را به عنوان اَحَدی از آحاد ملت انقلابی ایران، بیان میکند.حسی که بیشباهت به حالواحوال این روزهای امت مبعوثشده ایران نیست.
جوانهای ۱۷-۱۸ ساله در دستهای ۷۰-۸۰تایی سرود میخوانند و پا میکوبند و میروند. سرود سرود ۱۷ شهریور است. چه سرود زیبایی. سربازوار صف بستهاند و میخوانند و خشمنانک پا میکوبند و میروند. فرو میروم توی صف و همصدا میشوم. عباس آن طرف و من این طرف.
مشتها را بالا میآوریم:
«درود درود درود
درود به روان پاک شهدا - به جوانی که کشته شد به میدان شهدا
درود بر تمام شهیدان کرب و بلا - درود بر خمینی روح خدا
هر شهید ما به خاک و خون تپیده جاودانه باد.»
و دستهی عقب جواب میدهد «نام او نام او» و باز دستهی جلو میگوید «رهنمای هر مجاهدست و میرسد به گوش خلق ما» و باز عقب جواب میدهد «پیام او پیام او» و همه باهم پا میکوبیم و میغریم و عصبانی و توفنده میگوئیم:
«ای که پرپر کنی جوانهها
میزنی آتشی به خانهها
میکشی خلق مسلم خدا
تا که خود پُر کنی خزانهها»
و همه با هم باز بلند میخوانیم:
«هفده شهریور روز ننگ تو
هفده شهریور افتخار ما»
و پا میکوبیم و همچنان میرویم.
امروز ۱۹ آذر است. نزديك سه ماه است که از ۱۷ شهریور گذشته. چه سرودی! چه سرودی ساخته شده. چه کسی شعرش را گفته. چه کسی آهنگش را ساخته. از هر که میپرسم نمیداند.
این فرهنگ از اول همین شکلی بوده. هنوز هم هست.
این همه شعر، این همه آهنگ، این همه شعار. اینها را چه کسانی ساختهاند، کسی نمیداند و کسی هم نخواهد دانست. همیشه چنین بوده. تا بوده چنین بوده. چه کسی تخت جمشید و آن مجسمهها را ساخته. چه کسی آسیابهای شوشتر را ساخته. چه کسی اینجا و آنجا این منارهها، این گلدستهها، این کاشیکاریها و این آثار هنری را که حالا نان و آب شده برای شرق و غرب و يك مشت مفتخور روشنفکر، ساخته. چه کسی طرحهای این قالیچهها و قالیها را داده و همین جور بگیر و بیا و برس تا امروز تا همین حالا.
دسته دسته میگویند و میروند...
#سید_حمید_شاهنگیان#کتاب_برخیزید#محمود_گلاب_دره_ای#کتاب_لحظه_های_انقلاب#هفده_شهریور_۱۳۵۷#روح_الله_رشیدی#مرتضی_قاضی
@lezatemostanad
۷۹۸
۱۴:۳۶
بعد از خستگیِ یک روزِ کاری، آمدم تا دقایقی استراحت کنم. درازکش، کتاب «کوهستان آتشِ» جناب گلعلی بابایی را اتفاقی از کتابخانه برداشتم و اتفاقی جایی از آن را باز کردم.برشی از کتاب پیش رویم آمد از گزارش جلسهای در میانه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، که شهید صیاد شیرازی، فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش و عزیز جعفری، فرمانده وقت قرارگاه نجف سپاه، در آن نظراتی ارائه میدهند درباره «سیاست» و «جنگ».
این گزارش جلسه مربوط است به ایامی که دو دیدگاه مخالف و موافق با اجرای طرح عملیاتی والفجر-5 در محور بمو-دربندیخان در مهر 1362، با یکدیگر در تقابل هستند.
باید راهحلها را بسنجیم
فرماندهان قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا و قرارگاه عملیاتی نجف پس از شنیدن گزارشهای مفصل عناصر مدیریتی و میدانی واحدهای اطلاعات-عملیات و طرح و شناسایی لشکر 27 محمد رسولالله، طی جلسهای در شامگاه روز دهم مهر 1362، ضمن اشاره به لزوم تاخیر در اجرای عملیات والفجر 5 در محور بمو-دربندی خان، در باب رابطه جنگ با سیاست به بحث و گفتگو پرداختند. سرهنگ صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش که از منظری کاملاً اعتقادی به مقوله جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مینگریست و آن را جهادی دفاعی تحت امر نائب عام امام زمان میدانست، با چنین نگاهی به مفهوم جنگ جاری میان ایران و عراق میگفت:«جنگ ما نباید تابع سیاست باشد و ما باید فارغ از تصمیمات مسئولین و بر اساس درک نظامی خودمان مجموعه عملیاتهای والفجر را ادامه بدهیم. چون مسئولین سیاسی اگر ما در عملیات توقف بکنیم، یک طور کار میکنند و اگر هم حمله بکنیم، یک طور دیگر کار میکنند و برداشتها و تحلیلهای سیاسی آنها یک طور دیگری خواهد شد. کار ما نظامی است، منتها این کار نظامی ما به سیاست و حکومت وابسته است. یعنی اگر حکومت ما امروز بگوید که دیگر نجنگید؟ آیا ما هم باید بگوییم: بجنگیم؟!»وی در ادامه با تاکید بر لزوم توجه به همه جوانب موقعیت سیاسی و نظامی کشور برای آمادهسازی و اجرای سلسله نبردهای والفجر افزود:«...برخی اوقات باید به آثار استراتژیکی اجرای عملیات بر نشستهای منطقهای یا بینالمللیِ پیشِ رو دقت کرد. البته باید بدانیم در حالی که آماده نیستیم، نباید عملیات را انجام بدهیم. به عبارتی نباید به خاطر رعایت جانبِ اهل سیاست در جنگمان عجله به خرج بدهیم.»
عزیز جعفری فرمانده قرارگاه عملیاتی نجف ضمن تایید دیدگاه سرهنگ صیاد شیرازی، بر ضرورت توجه به مسائل سیاسی و اقتصادی کشور در جریان برنامهریزی و اجرای سیاستهای راهبردی جنگ تاکید کرد و یادآور شد:«...در بُعد نظامی اقدام به انجام یک عملیات حتما باید تضمین موفقیت را هم در پی داشته باشد.»
#گلعلی_بابایی#کتاب_کوهستان_آتش#صیاد_شیرازی#عزیز_جعفری#جنگ#سیاست#مرتضی_قاضی
@lezatemostanad
۴۹۶
۱۵:۴۳