سيرى در انديشه سياسى عرب از حمله ناپلئون به مصر تا جنگ جهانى دوم، نوشته حميد عنايت، تهران، امير كبير، 1363(چاپ اول 1356) 309ص.
اين كتاب گزارشى است از فراز و فرود انديشه سياسى عرب در دو سده اخير، همراه با پاره اى ملاحظات انتقادى. آشنايى با آن چه بر جهان عرب در اين مدت گذشته است، براى ما بسيار ضرورى است; وجود زمينه هاى فرهنگى مشترك، تعلق به يك دين و تنفس در فضاهايى مشابه و بالاخره داشتن دردهاى يكسان،اين آشنايى را از حدتفنن به مرحله نيازى براى بقا بالا مى برد. عرب ها در اين مدت، نخست براى كسب استقلال و آن گاه براى اثبات هويت خويش، جنگيدند، راه هاى گوناگونى پيمودند،مسلك هاى متنوع و گاه متضاد را آزمودند، به بيگانگان دل بستند و از آنان دلبريدند و از چنگال امپراتورى عثمانى به دامان غرب ليبرال پناه جستند و«كال مستجير من الرمضاء بالنار» بر آن شدند تا دفع فاسد به افسد كنند و اينك پس از گذر از رنجها و دادن كشته ها و نافرجام ماندن قيام ها و پوشالى بودن استقلال ها، ناگزيرند به آبشخورهاى اصيل خويش بازگردند و آن چه را خود دارند،از بيگانه تمنا نكنند. ما نيز از انقلاب مشروطه به بعد، دچار پاره اى از اين خلجان ها شده و برخى ازاين ايده ها را آزموده ايم، ليكن به دلايل متعدد تاريخى، خوش بختانه همه آن چه را عرب ها از سرگذرانده اند، از سر نگذرانده ايم و مى توانيم با تامل درسرنوشت آنان، عبرت بگيريم و راه رفته آنان را نرويم.وهاب پوررضا#کتابخانه_عمومی_شهید_رایگانی
اين كتاب گزارشى است از فراز و فرود انديشه سياسى عرب در دو سده اخير، همراه با پاره اى ملاحظات انتقادى. آشنايى با آن چه بر جهان عرب در اين مدت گذشته است، براى ما بسيار ضرورى است; وجود زمينه هاى فرهنگى مشترك، تعلق به يك دين و تنفس در فضاهايى مشابه و بالاخره داشتن دردهاى يكسان،اين آشنايى را از حدتفنن به مرحله نيازى براى بقا بالا مى برد. عرب ها در اين مدت، نخست براى كسب استقلال و آن گاه براى اثبات هويت خويش، جنگيدند، راه هاى گوناگونى پيمودند،مسلك هاى متنوع و گاه متضاد را آزمودند، به بيگانگان دل بستند و از آنان دلبريدند و از چنگال امپراتورى عثمانى به دامان غرب ليبرال پناه جستند و«كال مستجير من الرمضاء بالنار» بر آن شدند تا دفع فاسد به افسد كنند و اينك پس از گذر از رنجها و دادن كشته ها و نافرجام ماندن قيام ها و پوشالى بودن استقلال ها، ناگزيرند به آبشخورهاى اصيل خويش بازگردند و آن چه را خود دارند،از بيگانه تمنا نكنند. ما نيز از انقلاب مشروطه به بعد، دچار پاره اى از اين خلجان ها شده و برخى ازاين ايده ها را آزموده ايم، ليكن به دلايل متعدد تاريخى، خوش بختانه همه آن چه را عرب ها از سرگذرانده اند، از سر نگذرانده ايم و مى توانيم با تامل درسرنوشت آنان، عبرت بگيريم و راه رفته آنان را نرويم.وهاب پوررضا#کتابخانه_عمومی_شهید_رایگانی
۳۰۱
۱۶:۰۰
ریشه در خاک
فریدون مشیری
وهاب پوررضامن اینجا ریشه در خاکم.من اینجا عاشق این خاکم اگر آلوده یا پاکم.من اینجا تا نفس باقیست میمانم.من از اینجا چه میخواهم، نمیدانم!امید روشنایی گرچه در این تیره گیها نیست،من اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه میرانم.من اینجا روزی آخر از دل این خاک، با دستِ تهیگُل بر میافشانم.من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه، چون خورشید.سرود فتح میخوانم،و میدانمتو روزی باز خواهی گشت!
۲۰۴
۸:۲۷
۲۰۱
۹:۲۱
کتاب مسخ نوشته فرانتس کافکاگوینده: وهاب پوررضا
کتابخانه عمومی شهید رایگانی
کتابخانه عمومی شهید رایگانی
۱۵۳
۶:۲۲
کتاب ده شاعر انقلاب نوشته محمدکاظم کاظمی است. کتاب ده شاعر انقلاب با هدف ترسیم سیمایی از شعر انقلاب اسلامی ایران و بدایع صوری و معنوی آن، در پرتو نقد آثار چند تن از شاعران عصر انقلاب فراهم آمده است.
حمید سبزواری، مهرداد اوستا، طاهره صفارزاده، علی موسوی گرمارودی، نصرالله مردانی، علی معلم، حسن حسینی، قیصر امین پور، احمد عزیزی و سلمان هراتی شاعرانی هستند که در این کتاب به آثار آنها پرداخته شده است. در این کتاب هم از نگاه ادبی به تحلیل کیفیت و ویژگیهای اشعار این شاعران پرداخته شده است و هم از دیدگاه موضوع و نسبت موضوعات این شاعران با انقلاب اسلامی و تاریخ آثارشان مطالب جالبی جمعآوری شده است.
وهاب پوررضا #کتابخانه_عمومی_شهید_رایگانی
حمید سبزواری، مهرداد اوستا، طاهره صفارزاده، علی موسوی گرمارودی، نصرالله مردانی، علی معلم، حسن حسینی، قیصر امین پور، احمد عزیزی و سلمان هراتی شاعرانی هستند که در این کتاب به آثار آنها پرداخته شده است. در این کتاب هم از نگاه ادبی به تحلیل کیفیت و ویژگیهای اشعار این شاعران پرداخته شده است و هم از دیدگاه موضوع و نسبت موضوعات این شاعران با انقلاب اسلامی و تاریخ آثارشان مطالب جالبی جمعآوری شده است.
۸۴
۵:۴۹
۸۲
۵:۴۶
۸۶
۲۰:۱۰
۶۶
۱۲:۴۲
دلسردم و قلبم کمی مرداد میخواهد این غم که من دارم دلی فولاد میخواهد دیگر سکوتی عهدهدار نالههایم نیستتفسیر برخی غصهها فریاد میخواهدقلبی که ویران گشته قابل دار مهمان نیستعاشقشدن هم یک دلِ آباد میخواهددیگر نه مجنونی به لیلا میرسد اینجادیگر نه شیرینی دلش فرهاد میخواهدگاهی برای دلخوشی با طعنه میگویمدیوانه جان! غم خوردن استعداد میخواهدمن درد هرکس را شنیدم، دستگیرم شداین زندگی کمتر کسی را شاد میخواهد
۴۱
۷:۱۶
۴۳
۷:۲۸