السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ السَّلامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ
اربعین حسینی تسلیت باد
اربعین حسینی تسلیت باد
۷۷
۱۱:۱۰
#روزخبرنگار#هفدهم_مردادماه
17مرداد؛ روز خبرنگار(کار خبرنگار، انعکاس رخدادهایی است که قابلیت خبرشدن و اطلاع رسانی به جامعه را دارد. لازمه خبرنگار خوب بودن، داشتن علم و دانش، تجربه و جسارت است تا در کنار آن با سرعت، دقت و صحت، که سه اصل مهم در کار خبری است بتواند موفق عمل کند.)
روز خبرنگار
در هفدهم مرداد ماه سال 1377، محمود صارمی خبرنگار خبرگزاریِ جمهوری اسلامی، به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان به دست گروهک تروریستی طالبان به شهادت رسید. به همین مناسبت، شورای فرهنگ عمومی، هفدهم مرداد ماه هر سال را به عنوان «روز خبرنگار» نامگذاری کرد.
17مرداد؛ روز خبرنگار(کار خبرنگار، انعکاس رخدادهایی است که قابلیت خبرشدن و اطلاع رسانی به جامعه را دارد. لازمه خبرنگار خوب بودن، داشتن علم و دانش، تجربه و جسارت است تا در کنار آن با سرعت، دقت و صحت، که سه اصل مهم در کار خبری است بتواند موفق عمل کند.)
روز خبرنگار
در هفدهم مرداد ماه سال 1377، محمود صارمی خبرنگار خبرگزاریِ جمهوری اسلامی، به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان به دست گروهک تروریستی طالبان به شهادت رسید. به همین مناسبت، شورای فرهنگ عمومی، هفدهم مرداد ماه هر سال را به عنوان «روز خبرنگار» نامگذاری کرد.
۴۶
۴:۴۸
#روزخبرنگار#معرفی_کتاب
خبرنگار ژنرال دوگل" سومین کتاب کامران نجف زاده (خبرنگار و مجری واحد مرکزی خبر و صدا و سیمای ایران) است که پشت صحنه برخی وقایع خبری سال های اخیر و نکات جالبی از تجربیات وی در عرصه رسانه و ارتباطات را شامل می شود.کتاب شامل یادداشتها و برداشتهای شخصی نویسنده از رویدادهای مهم 10 سال اخیر و در بردارنده نکاتی از پشت صحنه حوادث مهمی است که نویسنده در آنها حضور داشته است، کتاب نجفزاده، در 148 صفحه سرفصلهای مختلفی دارد که از آن جمله میتوان به " آسو دختر کردستان"، "مصاحبه با لری کینگ"، "نرگسیها"، "خاطرات عاشقانه"، "تلخه نارنج"، "نامه خبرنگار ژنرال دوگل"و "چطور زنده بمانیم" اشاره کرد.در فصل " چطور زنده" این کتاب، این خبرنگار مجرب اطلاعات مفیدی را در اختیار خواننده بخصوص خبرنگار قرار می دهد که در نتیجه خواندن آن می توان نکاتی ویژه برای چگونگی حفظ جان خبرنگار در شرایط بحرانی کسب کرد، کامران نجف زاده در این کتاب می گوید که هیچ خبری ارزش این را ندارد که یک خبرنگار به خاطر آن جانش را از دست بدهد.,
,دو بخش منتخب از این کتاب
"جایی خواندم نسل منفی یکم و منفی دوم و سوم بیشتر در کوچهها عاشق می شدند. خوراکشان هم همسایه روبرویی بود. دعوا و کتک کاری و «آخ دیگه آبرومون جلو ی در و همسایه رفت» هم هکذا. نسل صفرمیها و نسل یکمی ها اما در شرایط دیگری عاشق شدند. آنها گاهی در پیادهرو نامه های عاشقانه ردوبدل میکردند و در عین حال گاهی کتابهایی به هم میدادند و زیر جملات عاشقانهاش خط میکشیدند. این کار دو حسن داشت؛ یکی اینکه طرف تابلو نمیکرد که بلد نیست یک نامه عاشقانه بنویسید دوم اینکه ادبیات هم وارد ماجرا میشد. در همین فاصله کمکم در کشورهایی مانند هند با یک عینک جابهجا کردن یا با یک بوق یا یک درخت خیلیها عاشق می شدند.
وقتی به نسل ما که سوم باشد نوبت عاشقی رسید دیدیم روشهای بروز عشق و علاقه با سرعتی معادل سرعت نور افزایش یافته است. اتوبوس و رستوران و پیتزای مخلوط و یک بلیت سینمای اضافه و حتی روی دیوار توالتهای عمومی از عشق خواننده میشد. به علاوه چترومها که خودش فرصت خفنی بود برای اینکه شما لیلی و مجنون شوید. الان هم که دیگر نسل چهارمیها و پنجمیها بدترند…"
"گاهی منبع خبر نمیخواهد نامش فاش شود. در چنین مواقعی باید از یک «منبع آگاه» یا «یک مسئول که نمیخواست نامش فاش شود" استفاده کرد. از نظر اخلاقی و حرفهای نباید نامی از منبع مگر در شرایط فوق العاده اضطراری و برای برخی شواهد دادگاهی برد. یک اصل نانوشته ارتباطی میگوید:"خبر بسوزد اما منبع خبر نسوزد."...یادم هست مدتی سردبیر یک روزنامه ورزشی بودم؛ بزرگترین مشکل ما در رقابت با روزنامههای دیگر داشتن یک "منبع آگاه" در پرسپولیس و استقلال بود.
یادم هست لابی کردیم با توپ جمعکنهای این دو تیم سرخابی…ما هر از چندی عکسشان را میزدیم و زیرش مینوشتیم این توپ جمع کن زحمت کش فلان تیم است و آنها هم در عوض خبر درگیری مثلا مربی و ستاره تیم را برای ما میفرستادند. سرپرست تیم دربدر دنبال "منبع آگاه" بود و خبر نداشت همان موقع که کنار زمین دارد بعضیها را تهدید میکند که بو برده ام خبرها از اینجا بیرون میرود...توپ جمع کن پیر در هوس عکسی از خودش در صفحه آخر روزنامه می سوخت."
بنابراین گزارش، جلال مقامی مجری برنامه دیدنی ها در سالهای دور می گوید:"من در طول عمرم مصاحبه های زیادی با رسانه ها انجام داده ام اما روزی که شما برای گفتگو آمدید چنان انرژی مثبتی داشتید که گمان کردم من هم جوان شده ام و دیدم که همکارانتان چقدر دوستتان داشتند..."
کتابخانه عمومی باقرالعلوم (ع)
خبرنگار ژنرال دوگل" سومین کتاب کامران نجف زاده (خبرنگار و مجری واحد مرکزی خبر و صدا و سیمای ایران) است که پشت صحنه برخی وقایع خبری سال های اخیر و نکات جالبی از تجربیات وی در عرصه رسانه و ارتباطات را شامل می شود.کتاب شامل یادداشتها و برداشتهای شخصی نویسنده از رویدادهای مهم 10 سال اخیر و در بردارنده نکاتی از پشت صحنه حوادث مهمی است که نویسنده در آنها حضور داشته است، کتاب نجفزاده، در 148 صفحه سرفصلهای مختلفی دارد که از آن جمله میتوان به " آسو دختر کردستان"، "مصاحبه با لری کینگ"، "نرگسیها"، "خاطرات عاشقانه"، "تلخه نارنج"، "نامه خبرنگار ژنرال دوگل"و "چطور زنده بمانیم" اشاره کرد.در فصل " چطور زنده" این کتاب، این خبرنگار مجرب اطلاعات مفیدی را در اختیار خواننده بخصوص خبرنگار قرار می دهد که در نتیجه خواندن آن می توان نکاتی ویژه برای چگونگی حفظ جان خبرنگار در شرایط بحرانی کسب کرد، کامران نجف زاده در این کتاب می گوید که هیچ خبری ارزش این را ندارد که یک خبرنگار به خاطر آن جانش را از دست بدهد.,
,دو بخش منتخب از این کتاب
"جایی خواندم نسل منفی یکم و منفی دوم و سوم بیشتر در کوچهها عاشق می شدند. خوراکشان هم همسایه روبرویی بود. دعوا و کتک کاری و «آخ دیگه آبرومون جلو ی در و همسایه رفت» هم هکذا. نسل صفرمیها و نسل یکمی ها اما در شرایط دیگری عاشق شدند. آنها گاهی در پیادهرو نامه های عاشقانه ردوبدل میکردند و در عین حال گاهی کتابهایی به هم میدادند و زیر جملات عاشقانهاش خط میکشیدند. این کار دو حسن داشت؛ یکی اینکه طرف تابلو نمیکرد که بلد نیست یک نامه عاشقانه بنویسید دوم اینکه ادبیات هم وارد ماجرا میشد. در همین فاصله کمکم در کشورهایی مانند هند با یک عینک جابهجا کردن یا با یک بوق یا یک درخت خیلیها عاشق می شدند.
وقتی به نسل ما که سوم باشد نوبت عاشقی رسید دیدیم روشهای بروز عشق و علاقه با سرعتی معادل سرعت نور افزایش یافته است. اتوبوس و رستوران و پیتزای مخلوط و یک بلیت سینمای اضافه و حتی روی دیوار توالتهای عمومی از عشق خواننده میشد. به علاوه چترومها که خودش فرصت خفنی بود برای اینکه شما لیلی و مجنون شوید. الان هم که دیگر نسل چهارمیها و پنجمیها بدترند…"
"گاهی منبع خبر نمیخواهد نامش فاش شود. در چنین مواقعی باید از یک «منبع آگاه» یا «یک مسئول که نمیخواست نامش فاش شود" استفاده کرد. از نظر اخلاقی و حرفهای نباید نامی از منبع مگر در شرایط فوق العاده اضطراری و برای برخی شواهد دادگاهی برد. یک اصل نانوشته ارتباطی میگوید:"خبر بسوزد اما منبع خبر نسوزد."...یادم هست مدتی سردبیر یک روزنامه ورزشی بودم؛ بزرگترین مشکل ما در رقابت با روزنامههای دیگر داشتن یک "منبع آگاه" در پرسپولیس و استقلال بود.
یادم هست لابی کردیم با توپ جمعکنهای این دو تیم سرخابی…ما هر از چندی عکسشان را میزدیم و زیرش مینوشتیم این توپ جمع کن زحمت کش فلان تیم است و آنها هم در عوض خبر درگیری مثلا مربی و ستاره تیم را برای ما میفرستادند. سرپرست تیم دربدر دنبال "منبع آگاه" بود و خبر نداشت همان موقع که کنار زمین دارد بعضیها را تهدید میکند که بو برده ام خبرها از اینجا بیرون میرود...توپ جمع کن پیر در هوس عکسی از خودش در صفحه آخر روزنامه می سوخت."
بنابراین گزارش، جلال مقامی مجری برنامه دیدنی ها در سالهای دور می گوید:"من در طول عمرم مصاحبه های زیادی با رسانه ها انجام داده ام اما روزی که شما برای گفتگو آمدید چنان انرژی مثبتی داشتید که گمان کردم من هم جوان شده ام و دیدم که همکارانتان چقدر دوستتان داشتند..."
۲۳۴
۵:۱۷
۶۶
۶:۳۸
۴۱
۷:۴۶
#طرح_به_استقبال#نفیسه_مرشدزاده
نفیسه مرشدزاده، روزنامهنگار، نویسنده، مترجم و ویراستار، در سال 1350 در تهران به دنیا آمد. او فارغالتحصیل مهندسی شیمی از دانشگاه شریف است و فعالیت ادبیاش را از سال ۶۸ و با همکاری در مجلهی سروش نوجوان آغاز کرد. او از سال ۷۹ مدیر بخش داستان در سروش جوان و ضمیمۀ ادبی پرسه بوده. او بعد از تعطیلی سروش جوان در کنار تدریس در دبیرستانهای «روشنگر» و «منظومۀ خرد»، دبیری بخش سبک زندگی همشهری جوان را بر عهده گرفت.
نفیسه مرشدزاده در سال ۱۳۸۸ کارگاههای ایدهپردازی برای فیلمنامه، داستان پیرنگپردازان و تولید داستان برای همۀ مجلات همشهری را بر عهده گرفت. او از سال ۱۳۸۹ هم سردبیر مجلۀ همشهری داستان شد و شکل تازهی این مجله را پیریزی کرد. او چندین داستان و ناداستان در این نشریه به انتشار رسانده که از جملۀ آنها میتوان به «آکسسوار» و «بالش سیاه» اشاره کرد.
نفیسه مرشدزاده نشر مردادماه سال ۱۳۹۶ نشر اطراف را تأسیس کرد و خود مدیریت آن را بر عهده گرفت. در طول این چندین او نویسنده، دبیر و ویراستار چندین کتاب و مجموعۀ اطراف بوده است.
نفیسه مرشدزاده دبیر و گردآورندۀ اصلی مجموعۀ «کآشوب» نشر اطراف بوده است. این مجموعه متشکل از روایتهایی در مورد محرم، عاشورا و سنتها و آیینهای مرتبط با آن است. در هر جلد، بیش از ده روای از خاطراتشان در مورد محرم میگویند، روضهها و عزاداریهایی که بر رویشان تأثیر گذاشته را روایت میکنند و از حس و حالشان و سوگواریهایشان میگویند.
کتاب کآشوب
کتاب کآشوب دربردارندۀ بیستوسه روایت از نویسندههای مختلف است که با دیدگاههایی متفاوت دربارۀ نسبت خودشان با محرم و روضههای این ماه نوشتهاند. این جستارها با زبانی ساده و لحنی صمیمی نوشته شده و هرکدام به نوعی ردپای اقلیم و تجربیات زیستۀ نویسنده را در خود دارد. آنچه این اثر را متمایز میکند، نگرش متکثر و دغدغههای متفاوت نویسندگان و تعلقشان به انواع طیفهای فکری است که درنهایت باعث شده روایتشان از پدیدۀ عاشورا کاملاً منحصربهفرد شود. این اثر به عنوان کتاب سال عاشورا انتخاب شده بود.
کتاب رستخیر
رستخیز روایت عاشورا روایت زیسته امام حسین نفیسه مرشدزاده احسان عبدی پوررستخیز عنوان کتاب دوم از مجموعۀ کآشوب است که به تجربههای متفاوت فردی در رابطه با عزاداری ماه محرم میپردازد. در این کتاب بیش از بیست نویسنده از طیفهای مختلف فکری و جایگاههای متفاوت اجتماعی به پدیدۀ عاشورا اشاره میکنند و از مواجهۀ خود با سنتهای آن میگویند. هر نویسنده از دیدگاه شخصی خود به این ماه و مراسم سوگواری آن نگاهی میاندازد و تلاش میکند روایتی از منحصربهفردترین تجربۀ زندگیاش ارائه دهد.
کتابخانه باقرالعلوم (ع)پارسیان
نفیسه مرشدزاده، روزنامهنگار، نویسنده، مترجم و ویراستار، در سال 1350 در تهران به دنیا آمد. او فارغالتحصیل مهندسی شیمی از دانشگاه شریف است و فعالیت ادبیاش را از سال ۶۸ و با همکاری در مجلهی سروش نوجوان آغاز کرد. او از سال ۷۹ مدیر بخش داستان در سروش جوان و ضمیمۀ ادبی پرسه بوده. او بعد از تعطیلی سروش جوان در کنار تدریس در دبیرستانهای «روشنگر» و «منظومۀ خرد»، دبیری بخش سبک زندگی همشهری جوان را بر عهده گرفت.
نفیسه مرشدزاده در سال ۱۳۸۸ کارگاههای ایدهپردازی برای فیلمنامه، داستان پیرنگپردازان و تولید داستان برای همۀ مجلات همشهری را بر عهده گرفت. او از سال ۱۳۸۹ هم سردبیر مجلۀ همشهری داستان شد و شکل تازهی این مجله را پیریزی کرد. او چندین داستان و ناداستان در این نشریه به انتشار رسانده که از جملۀ آنها میتوان به «آکسسوار» و «بالش سیاه» اشاره کرد.
نفیسه مرشدزاده نشر مردادماه سال ۱۳۹۶ نشر اطراف را تأسیس کرد و خود مدیریت آن را بر عهده گرفت. در طول این چندین او نویسنده، دبیر و ویراستار چندین کتاب و مجموعۀ اطراف بوده است.
نفیسه مرشدزاده دبیر و گردآورندۀ اصلی مجموعۀ «کآشوب» نشر اطراف بوده است. این مجموعه متشکل از روایتهایی در مورد محرم، عاشورا و سنتها و آیینهای مرتبط با آن است. در هر جلد، بیش از ده روای از خاطراتشان در مورد محرم میگویند، روضهها و عزاداریهایی که بر رویشان تأثیر گذاشته را روایت میکنند و از حس و حالشان و سوگواریهایشان میگویند.
کتاب کآشوب
کتاب کآشوب دربردارندۀ بیستوسه روایت از نویسندههای مختلف است که با دیدگاههایی متفاوت دربارۀ نسبت خودشان با محرم و روضههای این ماه نوشتهاند. این جستارها با زبانی ساده و لحنی صمیمی نوشته شده و هرکدام به نوعی ردپای اقلیم و تجربیات زیستۀ نویسنده را در خود دارد. آنچه این اثر را متمایز میکند، نگرش متکثر و دغدغههای متفاوت نویسندگان و تعلقشان به انواع طیفهای فکری است که درنهایت باعث شده روایتشان از پدیدۀ عاشورا کاملاً منحصربهفرد شود. این اثر به عنوان کتاب سال عاشورا انتخاب شده بود.
کتاب رستخیر
رستخیز روایت عاشورا روایت زیسته امام حسین نفیسه مرشدزاده احسان عبدی پوررستخیز عنوان کتاب دوم از مجموعۀ کآشوب است که به تجربههای متفاوت فردی در رابطه با عزاداری ماه محرم میپردازد. در این کتاب بیش از بیست نویسنده از طیفهای مختلف فکری و جایگاههای متفاوت اجتماعی به پدیدۀ عاشورا اشاره میکنند و از مواجهۀ خود با سنتهای آن میگویند. هر نویسنده از دیدگاه شخصی خود به این ماه و مراسم سوگواری آن نگاهی میاندازد و تلاش میکند روایتی از منحصربهفردترین تجربۀ زندگیاش ارائه دهد.
۲۶۵
۸:۳۹
بازارسال شده از کتابخانه های عمومی استان تهران
۱
۸:۴۹
#شهادت_امام_رضا#ماه_صفر#معرفی_کتاب
معرفی کتاب مهارتهای زندگی در سیرهی رضوی
کتاب مهارتهای زندگی در سیرهی رضوی نوشته محمدرضا شرفی است. اثر حاضر تلاشــى است فروتنـانه در راه شناخت سیرهی امام هشتم است.
درباره کتاب مهارتهای زندگی در سیرهی رضوی
این کتاب به قلم یکى از روان شناسان نام آشناى کشورمان تألیف شده است. در این اثر، اندیشه و سیرهى علمى و عملى امام رضـــا که در جامعهى ایرانى جایگاه برجستهاى دارد، در عرصـههایى چون «مهارتهاى زندگى»، «مهارتهاى خانوادگى» و «مهارتهاى فرزندپرورى» بررسـى شده است. خـــواننده در این کتاب با نمونههایى از مهارتهاى زندگى در سیرهى اهل بیت، به ویژه امام رضا (ع) آشنا خواهد شد. گاه در ویرایش اثر ذیل هر نمونه که به نظر گنگ نموده است، توضیحاتى را ذکر کردهایم تا به راحتى بتوان نمونهى ذکر شده را با مفهوم مهارت مرتبط با آن تطبیق داد.
خواندن کتاب مهارتهای زندگی در سیرهی رضوی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به تمام کسانی که میخواهند زندگی سعادتمندی داشته باشند پیشنهاد میکنیم
کتابخانه عمومی باقرالعلوم (ع)
معرفی کتاب مهارتهای زندگی در سیرهی رضوی
کتاب مهارتهای زندگی در سیرهی رضوی نوشته محمدرضا شرفی است. اثر حاضر تلاشــى است فروتنـانه در راه شناخت سیرهی امام هشتم است.
درباره کتاب مهارتهای زندگی در سیرهی رضوی
این کتاب به قلم یکى از روان شناسان نام آشناى کشورمان تألیف شده است. در این اثر، اندیشه و سیرهى علمى و عملى امام رضـــا که در جامعهى ایرانى جایگاه برجستهاى دارد، در عرصـههایى چون «مهارتهاى زندگى»، «مهارتهاى خانوادگى» و «مهارتهاى فرزندپرورى» بررسـى شده است. خـــواننده در این کتاب با نمونههایى از مهارتهاى زندگى در سیرهى اهل بیت، به ویژه امام رضا (ع) آشنا خواهد شد. گاه در ویرایش اثر ذیل هر نمونه که به نظر گنگ نموده است، توضیحاتى را ذکر کردهایم تا به راحتى بتوان نمونهى ذکر شده را با مفهوم مهارت مرتبط با آن تطبیق داد.
خواندن کتاب مهارتهای زندگی در سیرهی رضوی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به تمام کسانی که میخواهند زندگی سعادتمندی داشته باشند پیشنهاد میکنیم
۶۴
۹:۱۸
۱۱
۵:۴۶