توانمندی باهم بودن ذهن و جسم تون چقدر است؟! ...
بــــــــــــــــــــــــي آزاري و سودمندي گزينكه اين است فرهنگ و آيين و دين
#کار_رشد_دارندگی_برای_زندگانیبه هر کــار در پیشه کن راستیچو خواهی که نفزایدت کاستی#فرهنگ_سعادت#مديريت_احساسات #بنياد_كيفيت_زندگي
اگر این مطلب برایتان جذاب بود، آن را لایک، دنبال و بازنشر کنید.عشق ما را پی کــاری به جهان آورده استادب این است که مشغول تماشا نشویم
غلامرضا درگی«بنیاد کیفیت زندگی »
شناسه: برای عضویت روی لینک های زیر
کلیک کنید.https://t.me/besellerhttps://ble.ir/lightinWhttps://eitaa.com/lightinW
بــــــــــــــــــــــــي آزاري و سودمندي گزينكه اين است فرهنگ و آيين و دين
۲۴۵
۹:۱۷
شبه ترس از منظر ناپلئون هيل:ترس؛ از بيماري، انتقاد، شكست، فقر، مرگ، ناشناختهعلت ترس را بشناسيد؟چرا مي ترسيم؟!ترس از نبود #عشق ـ صميميت، اعتماد، وفا، صداقت و ... ـ است.
«عشق رمانتیک» ترکیبی از صمیمیت و شور و اشتیاق است. در این نوع عشق، افراد هم از نظر عاطفی (مانند حس دوست داشتن) و هم از نظر جسمانی (از طریق برانگیختگی پرشور) به یکدیگر پیوند میخورند؛ اما سطح تعهد در آن نسبتاً پایین است. فقدان نسبی تعهد نسبت به يكديگر، زمانی آشکار مي شود که در شرايط بحراني مثلاً بیماری جدیِ يكي، ديگري در کنارش نيست. این نوع رابطه را میتوان "رابطه پنهانی یا ماجرای عاشقانه" نامید.
«دوست داشتنLiking»؛ تنها شامل یکی از مؤلفههای عشق است: صمیمیت، بدون شور و اشتیاق یا تعهد. در اینجا، واژه «دوست داشتن» به معنای سطحی یا پیشپاافتاده به کار نمیرود؛ بلکه بیانگر نوعی دوستیِ در حال شکلگیری است که در آن فرد نسبت به دیگری احساس پیوند، گرما و نزدیکی میکند، اما خبری از شور و اشتیاق شدید یا تعهد بلندمدت نیست. زمانی که در شرکت "پپسیکو اینترنشنال PepsiCo International" کار میکردم، بارها پیش میآمد که در پروازهای طولانی بینالمللی کنار افراد بنشینم و با آنها آشنا شوم. پس از ساعتها گفتگو، نوعی حس شناخت متقابل و علاقه (دوست داشتن) نسبت به آن فرد در من شکل میگرفت. من این نوع رابطه را "دوست صمیمیِ بالقوه" مینامم.
«شیفتگیInfatuation»؛ نیز تنها شامل یک مؤلفه است: شور و اشتیاق، بدون دوست داشتن یا تعهد. این همان «عشق در نگاه اول» است، اما از آنجا که مؤلفههای صمیمیت و تعهد در آن غایب هستند، این نوع عشقِ برخاسته از شیفتگی ممکن است ناگهان از بین برود. همه ما کسانی را میشناسیم که میتوانند با فردی آشنا شوند و همان روز با او رابطه جنسی برقرار کنند. آیا آنها واقعاً یکدیگر را میشناسند و به صمیمیت میرسند؟ خیر. آیا تعهد واقعی برای آینده وجود دارد؟ خیر. من این نوع رابطه را "رابطه گذرا و بیتعهد Fling" مینامم.
«عشق تهیEmpty Love»؛ سومین شکل عشق است که تنها یک مؤلفه دارد: تعهد، بدون صمیمیت یا شور و اشتیاق. گاهی یک رابطه عاشقانه قوی ممکن است به وضعیتی تنزل پیدا کند که در آن تعهد باقی مانده، اما صمیمیت و شور و اشتیاق از بین رفته است. همچنین، در فرهنگهایی که ازدواجهای سنتی و از پیش تعیینشده (ازدواجهای برنامهریزیشده توسط خانواده) رایج است، روابط اغلب به شکل "عشق تهی" آغاز میشوند. حال، آن "عاملی که زوج را کنار هم نگه میدارد" (چسبِ رابطه) در غیاب صمیمیت و شور و اشتیاق چیست؟ مذهب، فرزندان، بیماری، یا ترس از تنهایی؛ اینها برخی از انگیزههایی هستند که در افرادِ گرفتار در روابطِ "عشق تهی" دیدهام. این نوع رابطه را میتوان "ازدواج از روی اجبار" نامید.
«عشق همراهانه یا رفاقتی»؛ شامل صمیمیت و تعهد است. این نوع عشق اغلب در ازدواجهایی دیده میشود که شور و اشتیاق از رابطه رخت بربسته، اما محبت و تعهدی عمیق همچنان باقی مانده است. من این نوع رابطه را "رابطه بهترین دوست" مینامم.
«عشق ابلهانه یا کورکورانه»؛ دارای مؤلفههای شور و تعهد است، اما فاقد مؤلفه صمیمیت میباشد. نمونه بارز این نوع عشق، دوران آشنایی و ازدواجی بسیار شتابزده است که در آن تعهد، عمدتاً ناشی از شور و اشتیاق است و فاقد تأثیر ثباتبخشِ صمیمیت میباشد. زوج هايي هستند كه پس از آنکه ازدواج مي فهمند اشتراکات اندکی دارند و در واقع یکدیگر را دوست ندارند، ازدواجشان فسخ مي شود. من این نوع رابطه را "ازدواج هالیوودی" مینامم.
🟢 «عشق کامل یا آرمانی»؛ تنها نوع عشقی است که هر سه مؤلفه صمیمیت، شور و تعهد را در بر میگیرد. عشق کامل، کاملترین شکل عشق است و نمایانگر همان رابطه عاشقانه ایدهآلی است که بسیاری برای دستیابی به آن تلاش میکنند، اما ظاهراً افراد کمی به آن دست مییابند. حفظ رابطه عشق کامل ممکن است حتی دشوارتر از دستیابی به آن باشد. برای شکوفایی این شکل از عشق، هر سه مؤلفه آن باید در عمل نمود پیدا کنند. من این نوع رابطه را "ازدواج ایدهآل" مینامم.
🟢 «عشق کامل یا آرمانی»؛ تنها نوع عشقی است که هر سه مؤلفه صمیمیت، شور و تعهد را در بر میگیرد. عشق کامل، کاملترین شکل عشق است و نمایانگر همان رابطه عاشقانه ایدهآلی است که بسیاری برای دستیابی به آن تلاش میکنند، اما ظاهراً افراد کمی به آن دست مییابند. حفظ رابطه عشق کامل ممکن است حتی دشوارتر از دستیابی به آن باشد. برای شکوفایی این شکل از عشق، هر سه مؤلفه آن باید در عمل نمود پیدا کنند. من این نوع رابطه را "ازدواج ایدهآل" مینامم.
۱۳۴
۱۷:۲۹
مدل های #عشق
۱۴۲
۱۷:۳۱
منسوب به رابعه بلخی:عشق او باز اندر آوردم به بندکوشش بسیار نـامد سودمندعشقْ دریایی، کرانه نــــــــــــــــاپدیدکی توان کردن شنا ای هوشمندعشق را خواهی که تا پایان بــریبس بباید ساخت با هر نــاپسندزشت باید دید و انگارید خوبزهر باید خورد و انـــــــگارید قندتوسنی کردم نــــدانستم همیکز کشیدن تنگتر گردد کمند
۲۲
۵:۴۵
https://www.instagram.com/reel/Da8YkubuPYk/?igsh=dWFwNTh2NXFtaDYy&igsi=dWFwNTh2NXFtaDYyچرایی منزل کردن شرایط و اتفاقات 
۱۲۶
۵:۴۶
https://www.instagram.com/reel/DZHNB2GNrq-/?igsh=OTV0djRucWJldW02&igsi=OTV0djRucWJldW02رفتار نتیجه تربیته
۱۷۲
۵:۴۸
هرکه ناموخت از گذشت روزگارنیز نـــــــــــــــــــــــــاموزد زهیچ آموزگارتا جهان بود از سر مردم فــــرازکس نبود از راز دانش بی نیازمردمان بـــــخرد اندر هر زمانراز دانش را به هر گونه زبانگرد کردند و گـــــــــــــــــرامی داشتندتا به سنگ اندر همی بنگاشتنددانش اندر دل چراغ روشن استوز همه بد بر تن تو جوشن است
یادگیری سهحلقهای Triple Loop Learning
مفهوم یادگیری سهحلقهای بنیانگذار واحد و مشخصی ندارد؛ به نظر میرسد این مفهوم از ایدههای پیشین پیرامون یادگیری تکحلقهای و دوحلقهای که توسط آرجیریس و شون در دهه ۱۹۷۰ مطرح شدند، تکامل یافته است.
یادگیری تکحلقهای(Single loop learning) بر بهبود کارایی در چارچوبهای موجود تمرکز دارد و این پرسش را مطرح میکند که «آیا کارها را درست انجام میدهیم؟» این نوع یادگیری به اصلاحات جزئی در اقدامات یا رویهها میانجامد و شامل رفع سادة خطاهاست. یادگیری تکحلقهای میتواند نسبتاً سریع رخ دهد، کارایی را در سیستم فعلی افزایش دهد و نیازمند عینیتگرایی و ارتباطات شفاف است.
🟢 یادگیری دوحلقهای (Double-loop learning) مفروضات و راهبردها را به چالش میکشد و این پرسش را مطرح میکند که «آیا ما کارهای درستی انجام میدهیم؟» این نوع یادگیری ممکن است به تغییر در سیاستها، اهداف یا راهبردها منجر شود و مستلزم بررسی و تغییر متغیرهای حاکم است. یادگیری دوحلقهای میتواند نسبتاً سریع رخ دهد، مسائل بزرگتری را حل کند و نیازمند مهارتهای تفکر انتقادی و حل مسئله است.
🟡 یادگیری سهحلقهای(Triple loop learning) به بررسی ارزشها، باورها و اهداف بنیادین میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که: «چگونه میدانیم چه چیزی درست است؟» این نوع یادگیری میتواند منجر به تغییرات تحولآفرین در فرهنگ، مأموریت و هویت سازمان شود و نیازمند تأمل عمیق پیرامون ارزشهای محوری، سوگیریها و انگیزههاست. فرایند یادگیری سهحلقهای معمولاً زمانبر است، زیرا مستلزم دگرگونیهای بنیادین در طرز تفکر و فرهنگ سازمانی است. این یادگیری میتواند به بازتعریف کامل هدف و رویکرد سازمان بینجامد و نیازمند خودآگاهی عمیق، پذیرش تغییر و توانایی به چالش کشیدن پیشفرضهای اساسی است.
در واقع، یادگیری سهحلقهای فراتر از بهبود فرایندهای موجود (یادگیری تکحلقهای) یا زیر سؤال بردن پیشفرضها (یادگیری دوحلقهای) عمل کرده و به بررسی شالودههای اصلیِ وجودیِ سازمان و تأثیر آن بر جهان میپردازد.
اگر این مطلب برایتان جذاب بود، آن را لایک، دنبال و بازنشر کنید.عشق ما را پی کــاری به جهان آورده استادب این است که مشغول تماشا نشویم
غلامرضا درگی«بنیاد کیفیت زندگی »
شناسه: برای عضویت روی لینک های زیر
کلیک کنید.https://t.me/besellerhttps://ble.ir/lightinWhttps://eitaa.com/lightinW
مفهوم یادگیری سهحلقهای بنیانگذار واحد و مشخصی ندارد؛ به نظر میرسد این مفهوم از ایدههای پیشین پیرامون یادگیری تکحلقهای و دوحلقهای که توسط آرجیریس و شون در دهه ۱۹۷۰ مطرح شدند، تکامل یافته است.
🟢 یادگیری دوحلقهای (Double-loop learning) مفروضات و راهبردها را به چالش میکشد و این پرسش را مطرح میکند که «آیا ما کارهای درستی انجام میدهیم؟» این نوع یادگیری ممکن است به تغییر در سیاستها، اهداف یا راهبردها منجر شود و مستلزم بررسی و تغییر متغیرهای حاکم است. یادگیری دوحلقهای میتواند نسبتاً سریع رخ دهد، مسائل بزرگتری را حل کند و نیازمند مهارتهای تفکر انتقادی و حل مسئله است.
🟡 یادگیری سهحلقهای(Triple loop learning) به بررسی ارزشها، باورها و اهداف بنیادین میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که: «چگونه میدانیم چه چیزی درست است؟» این نوع یادگیری میتواند منجر به تغییرات تحولآفرین در فرهنگ، مأموریت و هویت سازمان شود و نیازمند تأمل عمیق پیرامون ارزشهای محوری، سوگیریها و انگیزههاست. فرایند یادگیری سهحلقهای معمولاً زمانبر است، زیرا مستلزم دگرگونیهای بنیادین در طرز تفکر و فرهنگ سازمانی است. این یادگیری میتواند به بازتعریف کامل هدف و رویکرد سازمان بینجامد و نیازمند خودآگاهی عمیق، پذیرش تغییر و توانایی به چالش کشیدن پیشفرضهای اساسی است.
در واقع، یادگیری سهحلقهای فراتر از بهبود فرایندهای موجود (یادگیری تکحلقهای) یا زیر سؤال بردن پیشفرضها (یادگیری دوحلقهای) عمل کرده و به بررسی شالودههای اصلیِ وجودیِ سازمان و تأثیر آن بر جهان میپردازد.
۸۹
۵:۳۶
یادگیری سه حلقه ای
۹
۵:۴۹