آرایه های ادبی در یک نگاه
۱.۷K
۱۷:۴۰
نگاهی به «ممیز»
تنها وابسته ی وابسته در میانوابسته های پیشین.










ممیز ، واحد شمارشی است که معمولا با صفت شمارشی ( عددها )همراه می شود:یک شاخه گل، پنج عراده توپ جنگی،ده قبضه تفنگ، سه فروند هواپیما ،دو توپ پارچه، یک قواره پارچه...[ ممیز ها به ترتیب: شاخه، عراده، قبضه،فروند، توپ، قواره ]
«تا» و «عدد» ، ممیزهای همگانی هستند اما بسیاری از اسم ها ، واحد شمارش ویژه خود را دارند. یک «باب» مغازه ، یک «تخته» قالی، یک «دوجین» لباس، ...
صفت های مبهم ؛ «هر» ، «چند» و صفت های «اشاره» نیز گاهی ممیزمی گیرند :چند تا جوان، هر عدد آجر، چند اصله نهال ، هر ورق کاغذ، این دستگاه آپارتمان ، آن رشته نخ....(۱)««««««««««««««««««««««««««اگر پس از ممیز، «ی» نکره بیاید ،عدد حقیقی نخواهد بود بلکه بر تقریب، دلالت می کند :صد «نفر»ی دانشجو در سالن اجتماعات ،جمع شده بودند.( یعنی حدود صد نفر )(۲)«««««««««««««««««««««««««««ممیز، واحد شمارشی است وابسته به عدد ( یا برخی صفات مبهم و یا پرسشی) قبل است و مجموعا با هم وابسته به هسته اصلی هستند. دو «کیلو» موز، سه «فروند» هواپیما
تکه نانی : در این ترکیب، «تکه» ، ممیزاست ، چرا که در حقیقت این ترکیب،« یک تکه نان» است. ( «ی» در حکم «یک» است. ) (۳)««««««««««««««««««««««««««عدد، تن، نفر، تا، رأس، فروند، فنجان، ظرف، سیخ، نوع، گونه ، جور [ و : جلد، استکان ...] می توانند ممیز باشند. نمونه : چهار «جلد» کتاب، سه «تن» کارگر، دو «استکان» چای، سه «جور» غذا (۴)««««««««««««««««««««««««««««
«تا» و «عدد» ، ممیزهای همگانی هستند اما بسیاری از اسم ها ، واحد شمارش ویژه خود را دارند. یک «باب» مغازه ، یک «تخته» قالی، یک «دوجین» لباس، ...
صفت های مبهم ؛ «هر» ، «چند» و صفت های «اشاره» نیز گاهی ممیزمی گیرند :چند تا جوان، هر عدد آجر، چند اصله نهال ، هر ورق کاغذ، این دستگاه آپارتمان ، آن رشته نخ....(۱)««««««««««««««««««««««««««اگر پس از ممیز، «ی» نکره بیاید ،عدد حقیقی نخواهد بود بلکه بر تقریب، دلالت می کند :صد «نفر»ی دانشجو در سالن اجتماعات ،جمع شده بودند.( یعنی حدود صد نفر )(۲)«««««««««««««««««««««««««««ممیز، واحد شمارشی است وابسته به عدد ( یا برخی صفات مبهم و یا پرسشی) قبل است و مجموعا با هم وابسته به هسته اصلی هستند. دو «کیلو» موز، سه «فروند» هواپیما
تکه نانی : در این ترکیب، «تکه» ، ممیزاست ، چرا که در حقیقت این ترکیب،« یک تکه نان» است. ( «ی» در حکم «یک» است. ) (۳)««««««««««««««««««««««««««عدد، تن، نفر، تا، رأس، فروند، فنجان، ظرف، سیخ، نوع، گونه ، جور [ و : جلد، استکان ...] می توانند ممیز باشند. نمونه : چهار «جلد» کتاب، سه «تن» کارگر، دو «استکان» چای، سه «جور» غذا (۴)««««««««««««««««««««««««««««
۱.۷K
۱۷:۱۱
آن است که وجود « مضاف » برای « مضاف الیه » یک واقعیت باشد . برعکس اضافه ی استعاری که وجود « مضاف » برای « مضاف الیه » یک واقعیت نیست .دست محبت-چشم احترام-گوش توجه
راه تشخیص اضافه استعاری از اضافه اقترانی:بین مضاف و مضاف الیه یکی از این عبارت ها را قرار می دهیم ( به قصد ، به نشانه ، به جهت ) چنانچه ترکیب به جا مانده معنی دار بود اضافه اقترانی و در غیر اینصورت اضافه استعاری است.
دست دوستی: دست به قصد دوستی
۱.۹K
۱۷:۳۷
وضعیت های چهارگانه
۱.۸K
۳:۵۰
۱.۸K
۳:۵۰
۱.۴K
۰:۱۶
انواع جمله ۱
۱.۵K
۱۷:۳۳
انواع جمله ۲
۱.۶K
۱۷:۳۴
مترادفمتضادمتشابههم خانواده
۲.۱K
۱۷:۵۸
۱.۶K
۱۴:۱۴