بازارسال شده از بیــᩘـان نشــده
رنگ سبز از آن رنگ هاست که هیچ وقت درک نمی شود . این رنگ را همه جا می بینیم مثل جنگل ها ، طبیعت ، آدم ها و ...اما مشکل اینجاست سبز هیچ وقت نتوانست آنقدی محبوب شود که به اندازه ای که تلاش میکند خاطرخواه داشته باشد . چه کسی دلیلش را میداند ؟فقط خود او . داخل رنگ سبز ، راز هایی وجود دارد که کمتر کسی متوجه انها میشود . یکی از راز هایش غم هایی است که در درونش دارد . غمی که از بدو به وجود امدنش با خود همراه دارد . این غم ناشی از نادیده گرفته شدن ، همه جا بودن ولی باز هم نادیده گرفته شدن و توجه بیش از اندازه زیاد است . راز بعدی او هویت نا آشکار اوست که فقط اطرافیانش باخبر هستند . رنگ سبز هیچ گاه با رنگ هایی به غیر از رنگ های سازنده اش دوستی نمیکند ، و سفید و سیاه که سوراخ های خالی او را پر می کنند . و راز سومش حرف هایی است که هیچ گاه نمی تواند بیان کند ، چون اگر اینکار را انجام دهد خیلی توجه به او جلب میشود و ناگهان آسیب می بیند . این داستان شاید از نظر افرادی روایت یک رنگ باشد ، اما داستان زندگی آدم ها در این دنیا است . این آدم ها ، همان یک درصد افرادی هستند که با سبز همزادپنداری می کنند .
۱
۱۲:۴۱
𝓛ittlᥱ s𝗍ᥲrs 𖤐 -
رنگ سبز از آن رنگ هاست که هیچ وقت درک نمی شود . این رنگ را همه جا می بینیم مثل جنگل ها ، طبیعت ، آدم ها و ... اما مشکل اینجاست سبز هیچ وقت نتوانست آنقدی محبوب شود که به اندازه ای که تلاش میکند خاطرخواه داشته باشد . چه کسی دلیلش را میداند ؟ فقط خود او . داخل رنگ سبز ، راز هایی وجود دارد که کمتر کسی متوجه انها میشود . یکی از راز هایش غم هایی است که در درونش دارد . غمی که از بدو به وجود امدنش با خود همراه دارد . این غم ناشی از نادیده گرفته شدن ، همه جا بودن ولی باز هم نادیده گرفته شدن و توجه بیش از اندازه زیاد است . راز بعدی او هویت نا آشکار اوست که فقط اطرافیانش باخبر هستند . رنگ سبز هیچ گاه با رنگ هایی به غیر از رنگ های سازنده اش دوستی نمیکند ، و سفید و سیاه که سوراخ های خالی او را پر می کنند . و راز سومش حرف هایی است که هیچ گاه نمی تواند بیان کند ، چون اگر اینکار را انجام دهد خیلی توجه به او جلب میشود و ناگهان آسیب می بیند . این داستان شاید از نظر افرادی روایت یک رنگ باشد ، اما داستان زندگی آدم ها در این دنیا است . این آدم ها ، همان یک درصد افرادی هستند که با سبز همزادپنداری می کنند .
رنگ قرمز (
) از آن رنگ هایی است که هیچوقت نمیتواند آرام زندگی کند .همیشه دیده میشود ، همیشه حضورش حس میشود؛ در گلها ، خون ، آتش ، عشق ، خشم و هزاران لحظهی دیگر . اما شاید هیچکس واقعا نمیداند پشت این همه قدرت و درخشیدن چه چیزی پنهان شده است.
قرمز همیشه متهم است به اینکه زیادی پررنگ است ؛ زیادی احساس دارد ، زیادی متفاوت است . اما کمتر کسی میپرسد چرا او مجبور است همیشه خودش را نشان دهد؟ . شاید چون درونش ترسهایی دارد که پشت آن همه شجاعت پنهان کرده است.
یکی از رازهای قرمز ، تنهایی اوست . همه فکر میکنند رنگی که اینقدر قوی به نظر میرسد ، هیچوقت غمگین نمیشود . اما قرمز هم خستگیهایی دارد ؛ خستگی از اینکه همیشه باید نماد عشق باشد ، همیشه باید نشانه ی خطر باشد، همیشه باید چیزی را ثابت کند . کمتر کسی میبیند که پشت این شدت ، قلبی حساس وجود دارد .
راز دیگر او این است که هیچوقت نمیتواند فقط یک چیز باشد . گاهی عشق است، گاهی خشم ، گاهی امید و گاهی درد . خیلی ها از شدت او میترسند ، اما نمیدانند که قرمز فقط میخواهد احساساتش را پنهان نکند . او رنگی است که نمیتواند دروغ بگوید ؛ هرچه درونش باشد ، روی خودش نشان میدهد .
و شاید آخرین راز قرمز ، حرف هایی باشد که هیچوقت نمیزند . چون اگر تمام داستانش را تعریف کند، شاید دیگران بفهمند که پشت این قدرت ظاهری ، موجودی شکننده وجود دارد که فقط میخواهد فهمیده شود ، نه اینکه فقط دیده شود .
این داستان شاید برای بعضی ها فقط داستان یک رنگ باشد ، اما برای عدهای ، داستان خودشان است . داستان آدم هایی که همیشه احساسی ، قوی و قابل توجه به نظر میرسند ، اما در سکوت خودشان هزاران احساس پنهان دارند.
این آدم ها همان هایی هستند که با قرمز همزادپنداری میکنند ؛ آدمهایی که میدرخشند ، حتی وقتی کسی نمیداند پشت نورشان چه تاریکی هایی پنهان شده است .
قرمز همیشه متهم است به اینکه زیادی پررنگ است ؛ زیادی احساس دارد ، زیادی متفاوت است . اما کمتر کسی میپرسد چرا او مجبور است همیشه خودش را نشان دهد؟ . شاید چون درونش ترسهایی دارد که پشت آن همه شجاعت پنهان کرده است.
یکی از رازهای قرمز ، تنهایی اوست . همه فکر میکنند رنگی که اینقدر قوی به نظر میرسد ، هیچوقت غمگین نمیشود . اما قرمز هم خستگیهایی دارد ؛ خستگی از اینکه همیشه باید نماد عشق باشد ، همیشه باید نشانه ی خطر باشد، همیشه باید چیزی را ثابت کند . کمتر کسی میبیند که پشت این شدت ، قلبی حساس وجود دارد .
راز دیگر او این است که هیچوقت نمیتواند فقط یک چیز باشد . گاهی عشق است، گاهی خشم ، گاهی امید و گاهی درد . خیلی ها از شدت او میترسند ، اما نمیدانند که قرمز فقط میخواهد احساساتش را پنهان نکند . او رنگی است که نمیتواند دروغ بگوید ؛ هرچه درونش باشد ، روی خودش نشان میدهد .
و شاید آخرین راز قرمز ، حرف هایی باشد که هیچوقت نمیزند . چون اگر تمام داستانش را تعریف کند، شاید دیگران بفهمند که پشت این قدرت ظاهری ، موجودی شکننده وجود دارد که فقط میخواهد فهمیده شود ، نه اینکه فقط دیده شود .
این داستان شاید برای بعضی ها فقط داستان یک رنگ باشد ، اما برای عدهای ، داستان خودشان است . داستان آدم هایی که همیشه احساسی ، قوی و قابل توجه به نظر میرسند ، اما در سکوت خودشان هزاران احساس پنهان دارند.
این آدم ها همان هایی هستند که با قرمز همزادپنداری میکنند ؛ آدمهایی که میدرخشند ، حتی وقتی کسی نمیداند پشت نورشان چه تاریکی هایی پنهان شده است .
۳۱
۱۶:۰۷