لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل محسن قسوریم
۱۸۵ عضو

محسن قسوری

undefined کانال رسمی محسن قسوری
undefined نگاهی تحلیلی به مسائل روز و حل چالش‌ها
undefined پژوهشگر حوزه صنعت، معدن و انرژیمدرس مدیریت و اقتصاد مهندسی
🧾 دکتری تخصصی مهندسی مواد و متالورژیدکتری حرفه ای مدیریت کسب و کار DBAارشد حکمرانی مردمی MPA
@Setad_Ghasvari
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۹ اسفند ۱۴۰۴
بازارسال شده از Mohsen Ghasvari
undefined جستجوی «قیمت طلایی» نفت؛ معمای استراتژیک اقتصاد ایران و توازن بازار جهانی(قسمت سوم) پایانی
undefined<img style=" />undefined #محسن_قسوری، یادداشت تحلیلی
undefinedیکی از پرسش‌های اساسی برای اقتصاد کشورهای صادرکننده انرژی از جمله ایران، یافتن نقطه بهینه و اصطلاحاً «قیمت طلایی» نفت است. برخلاف تصور عمومی که گمان می‌کند افزایش بی‌وقفه قیمت نفت به معنای دستیابی به یک گنج بی‌پایان برای صادرکنندگان و فروپاشی اقتصادی کشورهای مصرف‌کننده است، واقعیت بازار انرژی پیچیدگی‌های بسیار بیشتری دارد. در صنعت نفت، تنها میزان توانایی در تولید اهمیت ندارد، بلکه «هزینه تولید یا سر به سر» عاملی تعیین‌کننده است. بر اساس آمارها، در حالی که هزینه استخراج هر بشکه نفت در چاه‌های اصلی عربستان بین ۳ تا ۱۰ دلار و در ایران حدود ۱۰ تا ۲۰ دلار تمام می‌شود، این رقم برای نفت شیل آمریکا بین ۴۵ تا ۸۵ دلار و برای نفت ماسه‌ای کشورهایی نظیر کانادا و استرالیا بین ۶۵ تا ۱۰۰ دلار است. این تفاوت فاحش در هزینه‌های تولید، پایه‌گذار دینامیک‌های پیچیده‌ای در بازار جهانی می‌شود که در صورت نوسانات شدید قیمتی، واکنش‌های متفاوتی را از سوی تولیدکنندگان غربی به همراه خواهد داشت.
undefinedتصور کنید قیمت نفت به ارقامی نظیر ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد. در کوتاه‌مدت (کمتر از دو سال)، کشورهای غربی بدون شک دچار تورم شدید، رکود و کاهش رشد اقتصادی خواهند شد که هزینه‌های دردناکی برای آن‌ها به همراه دارد. در این میان، شرکت‌های استخراج‌کننده نفت شیل آمریکا (که تماماً خصوصی هستند) به سودهای نجومی دست یافته و می‌توانند روزانه دو تا سه میلیون بشکه به تولید خود بیفزایند. با این حال، حتی این افزایش تولید نیز نمی‌تواند رقیب کاملی برای نفت خاورمیانه باشد و محدودیت‌های زیست‌محیطی نیز مانع از توسعه نامحدود نفت ماسه‌ای در کشورهایی مانند کانادا می‌شود. اما خطر اصلی برای کشورهای صادرکننده، در بلندمدت نهفته است. بر اساس گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی، اگر قیمت نفت برای مدتی بیش از سه سال در بالای مرز ۱۲۰ دلار باقی بماند، اقتصاد غرب واکنشی استراتژیک و بنیادین نشان خواهد داد. در این سناریو، حجم عظیمی از سرمایه‌ها به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر، خودروهای برقی و سیستم‌های کم‌مصرف سرازیر می‌شود؛ واکنشی که بی‌شباهت به جهش اروپا به سمت ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای پس از تحریم‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ نیست. در واقع، نفتِ بسیار گران در نهایت دنیای غرب را با وجود تحمل یک دوره گذار دردناک، در حوزه انرژی مستقل‌تر و قدرتمندتر از پیش خواهد کرد و وابستگی آن‌ها به نفت خاورمیانه را از بین خواهد برد. به عبارت دیگر غرب با پدیده پادشکنندگی (Antifragility) روبه رو خواهد شد.
undefinedبا توجه به این معادلات جهانی، مطالعات دانشگاه آکسفورد و موسسه تحقیقاتی اوپک نشان می‌دهد که «منطقه طلایی» قیمت نفت برای کشوری مانند ایران، بازه‌ای بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه است. اگر قیمت نفت به زیر ۸۰ دلار سقوط کند، درآمدهای ارزی کشور تکافوی نیازهای توسعه‌ای و اقتصادی را نخواهد داد و اگر به بالای ۱۳۰ دلار صعود کند، جهان از ترس بحران‌های مستمر به سرعت به سمت انرژی‌های جایگزین حرکت خواهد کرد. اما در محدوده بهینه ۱۰۰ تا ۱۲۰ دلاری، یک تعادل استراتژیک برقرار می‌شود؛ درآمدهای نفتی ایران در سطح مطلوب و بالایی قرار می‌گیرد، شرکت‌های شیل آمریکا اگرچه سود می‌کنند اما توان تسخیر کامل بازار را نخواهند داشت و مهم‌تر از همه، اقتصاد جهانی می‌تواند این سطح از گرانی را بدون آنکه مجبور به دگرگونی یک‌شبه در ساختار انرژی خود شود، تحمل کند.
undefinedحمله احتمالی به تأسیسات حیاتی انرژی ایران نظیر پارس جنوبی و زیرساخت‌های نفتی، با حذف ناگهانی میلیون‌ها بشکه نفت و ظرفیت عظیم گاز ایران از سبد انرژی جهانی، شوک قیمتی و «رکود تورمی» بین‌المللی را با شتابی کنترل‌ناپذیر محقق می‌سازد. وقوع چنین سناریویی بدون شک کاتالیزوری قطعی برای فعال‌سازی نهایی اهرم بازدارنده ایران، یعنی اختلال گسترده یا مسدودسازی کامل «تنگه هرمز» خواهد بود؛ تقابلی که بحران را از سطح یک جهش قیمتیِ صرف فراتر برده و با قطع شریان اصلی انرژی جهان، اقتصاد کشورهای صنعتی واردکننده را در یک بن‌بست تاریک و فلج‌کننده فرو خواهد برد.
undefinedدر نهایت، از منظر سیاست‌گذاری و با توجه به ابزارهای ژئوپلیتیکی ایران، راهبرد هوشمندانه دو وجه متفاوت خواهد داشت. در کوتاه‌مدت، هرگونه افزایش قیمت به شرطی که صادرات نفت کشور تداوم داشته باشد، کاملاً در راستای منافع ملی است. اما در چشم‌انداز بلندمدت، بهترین استراتژی حفظ قیمت در همان محدوده طلایی ۱۰۰ تا ۱۲۰ دلار است؛ چرا که این محدوده نه تنها منافع اقتصادی کشور را در بالاترین سطح ممکن حفظ می‌کند، بلکه تضمین‌کننده تداوم وابستگی استراتژیک جهان به منابع انرژی ایران و خلیج فارس در دهه‌های آینده خواهد بود.
@m_ghasvari

۱

۱۲:۰۵

۱ فروردین
undefined سندرم افراط و تفریط در اتاق‌های فرمان؛ راهبری مؤثر در دل بحران چگونه است؟
undefined<img style=" />undefined #محسن_قسوری، یادداشت مدیریتی
undefinedبحران‌هایی با مقیاس بزرگ، نظیر جنگ‌ها، بلایای طبیعی ویرانگر یا پاندمی‌ها، بی‌رحم‌ترین و در عین حال دقیق‌ترین آزمون‌ها برای سنجش عیار واقعی مدیران هستند. در شرایط ثبات، ضعف‌های مدیریتی غالباً در لابه‌لای بوروکراسی روزمره پنهان می‌مانند؛ اما با وزیدن نخستین طوفان‌های بحران، نقاب‌ها فرو افتاده و ظرفیت واقعی رهبری سازمان‌ها و نهادها عیان می‌شود. بررسی رفتاری مدیرانِ فاقد صلاحیت در چنین شرایط پرالتهابی، نشان‌دهنده یک عارضه دوگانه و خطرناک است. آن‌ها در مواجهه با عدم قطعیت مطلق، از تعادل خارج شده و به یکی از دو ورطه «کم‌عملی» یا «پُرعملی» سقوط می‌کنند. هر دو رویکرد، در نهایت به فلج شدن سیستم و شکست در مهار بحران می‌انجامد.
undefinedدو روی سکه ناکارآمدی: از انفعال تا توهم کنترل
undefined کم‌عملی (فلج تحلیلی و ترس از تصمیم):بخش عمده‌ای از مدیران ناتوان در زمان بحران دچار شوک و انفعال می‌شوند. ترس از عواقب تصمیم‌گیری در شرایط ملتهب، آن‌ها را به سمت «فلج تحلیلی» (Under-action) سوق می‌دهد. این مدیران به بهانه نیاز به اطلاعات بیشتر، تصمیمات حیاتی را به تعویق می‌اندازند. در ادبیات مدیریت بحران، تصمیمِ متوسطی که به موقع گرفته شود، بسیار ارزشمندتر از تصمیم بی‌نقصی است که نوشداروی پس از مرگ سهراب باشد. کم‌عملی باعث می‌شود سازمان، ابتکار عمل را از دست داده و صرفاً به دریافت‌کننده ضربات بحران تبدیل شود.
undefined پُرعملی (سندرم جلسات بی‌نهایت و اقدامات نمایشی):در نقطه مقابل، گروه دیگری از مدیران برای پنهان کردن اضطراب و ناتوانی خود، به دام «پُرعملی» (Over-action) می‌افتند. بارزترین نشانه این عارضه، برگزاری جلسات مفصل، مکرر، طولانی و بی‌نتیجه است. مدیر گمان می‌کند با پر کردن تقویم کاری خود با جلسات اضطراری متوالی و صدور بخشنامه‌های پی‌درپی، در حال مدیریت بحران است؛ در حالی که این صرفاً «توهم کنترل» است. در این حالت، انرژی سازمان به جای تمرکز بر میدان عمل، در راهروهای ستاد و اتاق‌های کنفرانس هدر می‌رود و خروجی آن چیزی جز کوهی از صورت‌جلسات غیرقابل اجرا و پرسنل خسته نیست.
undefinedراهکار میانه: رهبری چابک و اقدام مؤثرمدیریت موفق در بحران، نیازمند یافتن نقطه تعادل میان شتاب‌زدگی و انفعال است. «راهکار میانه» به معنای انجام کار کمتر نیست، بلکه به معنای تمرکز بر «اقدام مؤثر» (Effective Action) و پرهیز از اتلاف منابع است. برای پیاده‌سازی این رویکرد در شرایط بحرانی، مدیران باید اصول زیر را سرلوحه کار قرار دهند:
undefined جایگزینی «ارتباطات چابک» به جای «جلسات فرسایشی»در شرایط بحرانی، جلسات طولانی و سنتی باید ممنوع شوند. جلسات بحران باید کوتاه (حداکثر ۲۰ تا ۳۰ دقیقه)، ایستاده و صرفاً با حضور افراد کلیدی و تصمیم‌گیر برگزار شود. هدف از جلسه در بحران، هم‌اندیشی فلسفی نیست، بلکه تبادل سریع اطلاعاتِ میدان و اتخاذ تصمیمات عملیاتی است.
undefined تفویض اختیار به خط مقدم (مدیریت غیرمتمرکز)مدیر در زمان بحران نباید به دنبال کنترل همه‌چیز (Micromanagement) باشد. راهکار میانه ایجاب می‌کند که مدیران ارشد، استراتژی و مرزها را مشخص کنند، اما اختیار تصمیم‌گیری‌های تاکتیکی را به فرماندهان میدان و مدیران عملیاتی که در قلب بحران حضور دارند، بسپارند. اعتماد به تیم‌های عملیاتی، سرعت واکنش سازمان را به شدت افزایش می‌دهد.
undefined اولویت‌بندی بی‌رحمانه (قانون پارتو در بحران)در میان طوفان، نمی‌توان همه کارها را با هم انجام داد. مدیر کارآمد با استفاده از اصل 80/20، سریعاً ۲۰ درصد از اقداماتی که ۸۰ درصد تأثیر را در مهار بحران دارند شناسایی کرده و تمام تمرکز و منابع سازمان را روی آن‌ها متمرکز می‌کند. کارهای حاشیه‌ای و غیرضروری باید تا زمان رفع بحران به حالت تعلیق درآیند.
undefined چرخه‌های تصمیم‌گیری سریع (OODA Loop)مدیران در بحران باید به جای برنامه‌ریزی‌های طولانی‌مدت و خطی، از چرخه‌های سریع «مشاهده، جهت‌گیری، تصمیم و اقدام» استفاده کنند. آن‌ها باید بپذیرند که در بحران، اطلاعات هیچ‌گاه صد درصد کامل نیست. بنابراین با درصدی از اطلاعات اقدام می‌کنند، بازخورد میدان را می‌سنجند و سریعاً مسیر را اصلاح می‌کنند.
@m_ghasvari

۱۱۸

۱۳:۲۷

۸ فروردین
thumbnail
این انتقام ادامه دارد...@m_ghasvari‌@Channel14_ir

۸۴

۱۶:۲۹

thumbnail
اقرار ترامپ به فرار!!!@m_ghasvari‌@Channel14_ir

۱۰۰

۱۶:۳۱

۱۰ فروردین
thumbnail
اولین‌هایی که ایران رقم زد...@m_ghasvari
@Channel14_ir

۷۶

۱۶:۵۱

thumbnail
یه جوک بگم؟!گنبد آهنین اسرائیل...@m_ghasvari
@Channel14_ir

۱۰۴

۱۶:۵۵

۱۶ فروردین
thumbnail
بدون شرح...‌@m_ghasvari
@Channel14_ir

۶۸

۹:۴۹

thumbnail
undefinedهمشهری: خسارات آمریکا در طبس۲‌@m_ghasvari

۷۰

۹:۵۰

thumbnail
روزهای سیاه ترامپ و اربابش...
@m_ghasvari
@Channel14_ir

۱۰۵

۹:۵۶

۲۵ فروردین
لینک مصاحبه با خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

با موضوع: پیامد‌های اقتصادی نفت ۱۵۰ دلاری در مختصات جهانی

کارشناس: دکتر محسن قسوری

لینک خبر:https://www.iribnews.ir/00O5hm

۷۸

۹:۱۴