عجم علوی | مهدی مولایی
دوره آموزشی هنر روایتگری! • چطور روایتهای ماندگار خلق کنیم؟ • چگونه در موقعیت جنگ متنهای اثرگذار بنویسیم؟ • نویسندگی آیینی چیست و چگونه بنویسیم؟ ظرفیت محدود و اولویت با عزیزانی است که زودتر ثبتنام میکنند. هزینه دوره: یک میلیون تومن ثبت نام از طریق: @raavi_shoo (صرفا نام و نامخانوادگی و تصویر فیش را ارسال بفرمایید) شماره کارت 6219861906001069
بسته آموزشی دوره شامل:
فرایند ثبتنام از امروز آغاز شده و میتونید با ارسال پیام به اکانت ادمین، در دوره ثبتنام کنید.
منتظر همراهی شما هستیم.
۸.۸K
۱۴:۰۴
عجم علوی | مهدی مولایی
دوره آموزشی هنر روایتگری! • چطور روایتهای ماندگار خلق کنیم؟ • چگونه در موقعیت جنگ متنهای اثرگذار بنویسیم؟ • نویسندگی آیینی چیست و چگونه بنویسیم؟ ظرفیت محدود و اولویت با عزیزانی است که زودتر ثبتنام میکنند. هزینه دوره: یک میلیون تومن ثبت نام از طریق: @raavi_shoo (صرفا نام و نامخانوادگی و تصویر فیش را ارسال بفرمایید) شماره کارت 6219861906001069
من دانشجوام. نمیتونم هزینه رو یکجا پرداخت کنم. میشه در دو قسط بدم؟
_الان پول ندارم میشه ثبتنام کنم و چند روز بعد هزینه رو پرداخت کنم؟
میخوام سفر اربعین برم. الان سختمه هزینهش. میشه بعد از اربعین پرداخت کنم؟
معلومه که میشه. معلومه که میشه. اگه واقعا علاقمند به نویسندگی هستی و دوستداری بنویسی و تمایل داری که تو این دوره شرکت کنی و احساس میکنی برات مفیده، پس لطفا بخاطر مسائل مالی، خودتو محروم نکن. ما که این حرفها رو با هم نداریم. اینجا هم دنبال کاسبی نیستیم. هرطور که میتونی، اشکالی نداره. پیام بده و ثبتنام کن. شاید شروع یه مسیر جدید برات شد. سخت نگیر.
_الان پول ندارم میشه ثبتنام کنم و چند روز بعد هزینه رو پرداخت کنم؟
میخوام سفر اربعین برم. الان سختمه هزینهش. میشه بعد از اربعین پرداخت کنم؟
معلومه که میشه. معلومه که میشه. اگه واقعا علاقمند به نویسندگی هستی و دوستداری بنویسی و تمایل داری که تو این دوره شرکت کنی و احساس میکنی برات مفیده، پس لطفا بخاطر مسائل مالی، خودتو محروم نکن. ما که این حرفها رو با هم نداریم. اینجا هم دنبال کاسبی نیستیم. هرطور که میتونی، اشکالی نداره. پیام بده و ثبتنام کن. شاید شروع یه مسیر جدید برات شد. سخت نگیر.
۱۰.۵K
۱۷:۴۴
ظرف چندماه از آغاز زعامت آیتالله سیدمجتبی خامنهای حالا سراسر عراق، از آستانه مرز مهران تا شیشه ونهای مسافربری و موکبهای تماما عراقی بین راه، از صفحه گوشی جوانان کوت و بغداد و نجف تا دیوار خانههای مردم پر شده از تصاویر خامنهای جوان. مردم عراق عطش عکسهای جدیدتر و بیشتر از او دارند و از زائران ایرانی «صورة سیدمجتبی» میخواهند. با ذوق و اشتیاق احوال او را میپرسند و به عکسهای زیبای او اشاره میکنند. آن تشییع میلیونی، نقطه پایان خامنهای در عراق نبود؛ حالا و بعد از حماسه موشکهای ایرانی در کوفتن پایگاههای آمریکایی در جنگ اخیر، اسطورهای تازه در سپهر عراق ظاهر شده. قهرمانی تازهنفس که بطرز شگفتآوری مورد استقبال جوانان عراق است و تصویرش شانهبهشانه تصاویر آقای سیستانی و صدر همهجا نصب شده. حالا تصویری تازه و محبوب به تصاویر قهرمانان عراقی در مناسبات اجتماعی افزوده شده. اینجا آقامجتبی را آنطور مینگرند که انگار قهرمان افسانهای قصههای عربی کودکانهشان حالا در بزرگسالی بالاخره رخ نمایان کرده. دشمنان به دنبال اویند و او از پس هر تصویر، به امتاش لبخند میزند!
«مهدی مولایی» #خرده_روایتهای_یک_پیاده@m_molaie110
«مهدی مولایی» #خرده_روایتهای_یک_پیاده@m_molaie110
۱۱.۶K
۱۱:۵۹
بین عراقیها چندان مرسوم نیست که در اعتاب مقدسه شعارهای سیاسی دهند یا برای آرمانهاشان صلوات بگیرند. ترجیح میدهند به یک «صلوا علی محمد» بسنده کنند و مبارزه با کفر را پشت درهای حرم بگذارند. ایرانیها هم همیشه مراعات این فرهنگ کشور میزبان را کردهاند. امسال اما ماجرا فرق میکند. هر دو ملت بغضی بزرگ دارند که مثل خشت در گلوها مانده. حالا کنار همه ضریحها پر است از فریادهایی که برای سلامتی آیتالله خامنهای و نابودی آمریکا و اسرائیل، صلوات میگیرند و زائران ایرانی و عراقی صلواتهای بلند سر میدهند. شیعیان کویت و بقیه منطقه که کشورشان موشک میخورد هم، اینجا با ما آرزوی نابودی آمریکا میکنند. عراقیهایی که حتی برای بزرگان خود در حرمها شعار نمیدادند و برای شکست آمریکایی که کشورشان را اشغال کرده، صلواتهای بلند نمیفرستادند، امسال صدا در صدای ما انداخته و برائت از کفر را به زیر قبههای حرم آوردهاند. بله؛ حالا اربعین سال یکهزار و چهارصد و جنگ است و اینجا عراق؛ ما از همه جای منطقه گرد آمدهایم که اربعینی دیگرگون رقم بزنیم. حتی اگر کافران و منافقان را خوش نیاید!
_کاظمین«مهدی مولایی» #خرده_روایتهای_یک_پیاده@m_molaie110
_کاظمین«مهدی مولایی» #خرده_روایتهای_یک_پیاده@m_molaie110
۱۲.۱K
۱۴:۳۴
همه جا را پر میکنند که ما راضی نیستیم از جیب ما به کربلا و زیارت اربعین بروید. ما راضی نیستیم که بودجه و منابع ملت ما صرف زائران شود. به درک که راضی نیستند. جاهلان خیال کردهاند که دارند خرج کل منطقه را از ارث پدرانشان میدهند. این فقط یکی از «صندوق الامام الحسین»هایی است که برادران عراقی ما به دیوار خانههاشان دارند. در طول سال دینار به دینار و درهم به درهم از درآمد اندکشان را در صندوق میگذارند و چند روز به اربعین، همه را بیشمردن خرج زائران میکنند. اینجا دنیای آدمها وسیع است. دنیا و نگاه شما حقیر و کوچک است که همهچیز را اینقدر پست و مادی میبینید. کاش حداقل دنیایتان به اندازه وسعت یکی از این صندوقچهها بزرگ بود!
«مهدی مولایی»#خرده_روایتهای_یک_پیاده@m_molaie110
«مهدی مولایی»#خرده_روایتهای_یک_پیاده@m_molaie110
۵۵.۴K
۲۰:۰۴
به آقاسیدمجتبی خامنهای برسانید که این روزها برای شما در سرزمین عراق، نایبانی است در قدم به قدم مشایه، نخل به نخل طریق العلما و موکب به موکب نجف و کربلا و کاظمین. بگویید ما به خانه و موکبی در عراق وارد نشدیم مگر اینکه تصویر شما و پدرتان را در بالاترین قسمت آن دیدیم. در موقفی توقف نکردیم مگر اینکه احوالپرسهای جنابتان اطرافمان را گرفتند که کیف احوال سیدالقائد؟ در پنج ماه به چنان مقبولیتی بین مردم منطقه رسیدهاید که مدعیان سیوچهل ساله نرسیدهاند. به آقا برسانید که دلتان گرم و پایتان قرص؛ که عاشقان شما را بیشمار دیدیم. قدمهای زخمآلود ما نائبالزیاره حضرتتان است. شما دعاگوی فرزندانتان باشید.
«مهدی مولایی»#خرده_روایتهای_یک_پیاده@m_molaie110
«مهدی مولایی»#خرده_روایتهای_یک_پیاده@m_molaie110
۵۷.۳K
۱۸:۴۸
شباهنگام در اندک ساعات مانده تا اربعین، که زوار و مواکب همه جمعکرده و خود را به کربلا رسانیدهاند، وقتی وحشت و تنهایی بر طریق سایهای سیاه انداخته، ما مسیر منتهی به حرمت را ترک نکردیم و قدم زنان رفتیم. شاید تو اینطور خواسته بودی. و شاید این از علیل و لنگان بودن پا و قلب من است که همیشه در دقیقه آخر و دیرتر از همگان خود را به تو برسانم. منِ همیشه دقیقه نودی. القصه ما هنوز در سوی تو ایم و تنهایی مسیر و بیماری جسم ما را از تو منصرف نخواهد کرد؛ کاش که تنهایی، وحشت و تاریکای آخرت هم این چنین منتهی به تو شود که به آغوشی باز در انتظار من بیمار و خستهای. حالا که این چنین از همگان جا ماندهایم، پس باقی قدمهایم را به نیابت از جاماندگانی چون خود که در خانهوکاشانه حسرتکش این طریق پرنور اند و این پیام را میبینند برمیدارم. اگر مقبول افتد.
«مهدی مولایی»#خرده_روایتهای_یک_پیاده@m_molaie110
«مهدی مولایی»#خرده_روایتهای_یک_پیاده@m_molaie110
۵۶.۴K
۱۹:۵۷
شصتوسه سالگیِ مَرد، حالا مهربانیهایش را کرده؛ تمام مردان مدنی و بدوی را دستکم یکبار سفت بغل کرده و بوی عطر مسحورکننده از یقه پیرهنش زیر دماغ همه خزیده؛ همه پسربچهها و دخترکان مسیر خانه تا مسجد را چندباری روی شانههای گرمش نشانده؛ با باقلوا و شیر تازه به عیادت اویی که تف به صورتش انداخته بود رفته، با اعوان و انصارش در مجلس ختم کودکانهی گنجشک مرده آن دختربچه که در نخلستان برگزار شد حاضر شده و به دخترک تسلیت گفته. همه حصیرهای پیرزن مشرک بادیهنشین را یکجا خریده که زیر آفتاب داغ مکه اذیت میشوی مادر. دختران قنداقپیچ عربی را از گور برداشته که حیف است؛ ببین چه ریحانه خندانی است من ضمانتش میکنم. شصتوسه سالگی مرد، حالا سرد و گرمهایش را چشیده، زباله و خونابهها از چهره زدوده، از بیستنفره سقزدن یک خرما توسط یاران غریبش در شعب بهتمامه شرمندگی شده؛ مرد شمشیرهایش را زده، فتحهایش را کرده، یک دندان شکسته و چند زخم و جراحت مردانه بر نازکای تن ظریفش به یادگار برداشته. شصتوسه سالگی مرد، ریز بافتن موهای لطیف دخترکش را خوب یادگرفته، به سپیدجامه به خانه بختش فرستاده، داماددار شده، نوههای قد و نیمقد دارد، مغزبادام؛ مرد، حسابی ریشهدوانده. حالا جانشین حکمرانی و هدایت و پیشبرد امور مملکت وسیعش را هم به مردمش معرفیکرده. غسل کرده، کفنش را آماده روی رف گذاشته، دخترش را بوسیده و زرد و بیحال رو بهقبله دراز کشیده. شصتوسه سالگی مرد، کارِ ناکرده ندارد. یک ورق وصیتنامه هم که بنویسد، خیالش از گمراه نشدن امتش تخت میشود و بازدم آخر را هم بیرون میدهد و جاری میشود. گستاخمرد سیاهرویی میگوید رهایش کنید هذیان میگوید پیرمرد. چه وصیتی چه کشکی، کسی کاغذ و قلم نیاورد. لازم نکرده. خستگی شصتوسه سال توی تن پیرمرد میماند؛ مرد حالا شصتوسه سال خستگی است، شصتوسه سال بیحوصلگی، شصتوسه سال بغض؛ میگوید علی جان خستهام، همه این مردم را بیرون کن؛ با خودت دوکلام حرف مردانه دارم...
«مهدی مولایی»@m_molaie110
«مهدی مولایی»@m_molaie110
۴۳.۳K
۱۶:۱۳
گاهی وسط حمایتهای جامعه انقلابی و مراعات احوال دولت در نقد کردن، دلمان میسوزد از اینکه دولت مستضعفان نیستید و صدای مستضعفان کمتر به گوشهای مبارکتان میرسد. سهمیه بنزین مردم و مستضعفانی که با هزار قرض و زحمت ماشین مدل پایین خریدهاند را حذف میکنید چون مدلش پایین است؛ درمان رایگان کودکان زیر هفت سال را لغو میکنید؛ چندرغاز کالابرگ خانوادههای مستضعفی که در اربعین به کربلا مشرف شدهاند را حذف میکنید و میگویید حالا بروید به فلان سایت و اثبات کنید که به کشور برگشتهاید و ساکن ایران شدهاید و منتظر بمانید تا خودمان بررسی کنیم. حالا برای مردم و پابرهنگان همیشه پای انقلاب سوال شده که آیا با مسافران سفرهای تفریحی ترکیه و گرجستان هم اینطور رفتار میشود؟ سوال میکنند که مالکان ماشینهای خارجی چندمیلیاردی به یارانه دولت در دریافت بنزین نیاز بیشتری دارند یا صاحبان پرایدها و وانتهای مدل پایین؟ سوال میکنند که برق خانههای چهل و پنجاه متری ما با دو لامپ و یک یخچال و تلوزیون به همان اندازه قطع میشود که کاخویلاهای مناطق خاص تهران با استخرهای روباز آب گرم که پاتوق آخرهفته مرفهین است؟ مستضعفانی که نظامیان پای لانچر اند و کارگران نیروگاهها و کارخانجاتاند و کارمندان خرد و پیکهای موتوری؛ و پنج ماه است که بار انقلاب را بیشتر از پیش به شانه میکشند، آنقدر حیا دارند که در تجمعات و صحبتهاشان حرفی از این مسائل نزنند و فقط دغدغه حفظ انقلاب و وطن داشته باشند. گناهاند این مردم آقای رئیسجمهور. گناهاند. گاهی هوایشان را داشته باشید که اینان تا آخر خط حامیان شما و این انقلاباند.
«مهدی مولایی»@m_molaie110
«مهدی مولایی»@m_molaie110
۳۱.۵K
۲۰:۰۱
ما یک سال است که سرخ سرخیم. از آن شب لعنتی خردادماه پارسال تاحالا. ما صاحبان پرچمها و بیرقهای سرخیم. منقش به یالثاراتالحسین. شبهای بسیار. روزهای سخت. ما خونهای سرخ دادهایم. از بندرعباس و سیریک و لامرد تا خیابان فلسطین تهران. خون شیعیان امیرالمومنین، خون نائب حضرت حجت، سرخ و گرم به زمین ریخت. یکسال تمام یک اف به قاتلان اطفال و نوامیس شیعه گفتید؟ گفتید «بیچاره امام حسین چهکار دارد به مشکل شما با آمریکا؟ امام حسین را قاطی درگیری خودتان نکنید» دریغ از یک تجمع سرخ. یک شعر سرخ. یکسال تمام سرخ نبودید. صورتی بودید. خاکستری بودید. رگ غیرت شیعیتان متورم نشد. بخار ازتان بلند نشد. حالا یکشبه سرخ شدهاید. استوریهای سرختان قضا نمیشود. تجمعات و مراسمهای زیرزمینیتان قضا نمیشود. سراپا سرخاید. شما سرخشدن هم بلد بودید؟ جمعشدن هم بلد بودید؟ تنفر از کفار و ظالمان را هم بلد بودید؟ پس کجا بودید این همه وقت؟! سرخ بپوشید و بخزید توی زیرزمینهایتان و شعرهای مستهجنتان را بخوانید و کف بزنید. از زیرزمینها بیرون نیایید و با حرفهایتان، استوریهایتان، پروفایلهایتان، BUL هایتان و جورابهای سرخ دلقکوارتان برای شیعه هزینه نتراشید. تشیع انقلابی امروز با هسته مرکزی استکبار پنجه در پنجه شده. بهفکر از پا انداختن تمدن پرزرق کفر است. حوزه مبارزاتیاش را جهانی کرده و فراتر از درگیریهای مذهبی رفته. شما هنوز در سطح بزن و برقصهای مخفیانه و فحشهای علنی متوقف شدهاید. شما همچنان در زیرزمینهایتان، در جشنهای با تم قرمزتان، و در رِد پارتیهایتان مشغول رقص باشید، ما پرچم سبز علیولیالله را که به قلهها رساندیم، خبرتان خواهیم کرد ان شاءالله.
«مهدی مولایی»@m_molaie110
«مهدی مولایی»@m_molaie110
۵۷.۹K
۲۰:۲۱