بسم الله
تو چشات نگاه میکنه و برای رسیدن به خواسته ش، با اعتماد به نفس بهت دروغ میگه ... نه یک بار و نه دو بار، ده ها بارو تویی که به خودت قول دادی همیشه نیمه پر لیوان رو نگاه کنی بهش اعتماد میکنی و بعدش میفهمی که ای دل غافل ...
و تو چقدر باید قوی باشی که نزنی زیر کاسه کوزه ی دنیا و آدمهاش و همچنان اخلاقی و انسانی به دنیا نگاه کنی و به هر کسی که بهت مراجعه کرد به دید یک آدم سالم که احتیاجاتی داره، نگاه کنی و بگی این که اون نیست که ...
بد بین نشی، رد نکنی، بداخلاقی نکنی ...
آخدا، خب یک دستگاه دروغ سنج هم به آپشن های فوق العاده ت اضافه میکردی، خیلی خوب میشدا ! نه؟ دهنم رو ببندم و فضولی نکنم؟ چشم، چش... [ صدای صاعقه ی شدید
]
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
تو چشات نگاه میکنه و برای رسیدن به خواسته ش، با اعتماد به نفس بهت دروغ میگه ... نه یک بار و نه دو بار، ده ها بارو تویی که به خودت قول دادی همیشه نیمه پر لیوان رو نگاه کنی بهش اعتماد میکنی و بعدش میفهمی که ای دل غافل ...
و تو چقدر باید قوی باشی که نزنی زیر کاسه کوزه ی دنیا و آدمهاش و همچنان اخلاقی و انسانی به دنیا نگاه کنی و به هر کسی که بهت مراجعه کرد به دید یک آدم سالم که احتیاجاتی داره، نگاه کنی و بگی این که اون نیست که ...
بد بین نشی، رد نکنی، بداخلاقی نکنی ...
آخدا، خب یک دستگاه دروغ سنج هم به آپشن های فوق العاده ت اضافه میکردی، خیلی خوب میشدا ! نه؟ دهنم رو ببندم و فضولی نکنم؟ چشم، چش... [ صدای صاعقه ی شدید
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
۲۲۶
۱۲:۵۲
ملت عزیز حزب الله،
دردِ تکتکتون به جونم.
نگرانید؟ قبول. از گذشته خاطره خوبی ندارید؟ قبول.
اما بیایید کمی خاطرات را مرور کنیم:
- خاطرتون هست کسی که صبح جمعه خبرها رو میشنید و قاهقاه میخندید؟ - با چشمهای منفور به ما نگاه میکرد و حرص ما رو درمیآورد؟ - برامون آرزو شده بود دولتش یک روز هم که شده زودتر از موعد تموم بشه؟ - وزیر خارجهاش آنقدر از میدان خارج بود که فکر میکرد با یک دکمه میتواند تمام سیستم دفاعی ما را نابود کند؟
واقعاً خاطرتون هست؟ یا بقیهاش را هم یادآوری کنم؟
حالا انصافاً:پزشکیان و عراقچی با اون دو نفر قابل قیاس هستند؟ وزیر نفتِ امروز را با زنگنه مقایسه کنید. ادبیات عزتمندانه وزیر نفت را ببینید، بعد آن مظنون پرونده کرسنت را هم در نظر بگیرید. مثال از این دست زیاد داریم.
پس:ملت عزیز حزب الله، دردتون به جونم. نگران باشید، ولی با اون فرمون سابق پیش نرید. این دولت وسط جنگ داره کشور را اداره میکنه و آب هم تو دل ما تکون نخورد. فقط تصور کنید اگه اون دولت بود ما چه نگرانی های دیگه ای هم داشتیم. اون وقت ما خارج از جنگ حس قحطیزدگی داشتیم و برای صفهای کمکِ رئیسجمهور کشته هم دادیم. خاطرتون هست؟
در جنگ نبودیم، اما در دوران مدیریت همان افراد در کرونا کشته میدادیم. اما به فاصله کوتاهی و با تغییر رئیس جمهور کرونا به تاریخ پیوست.
خدا را گواه میگیرم مقایسه این دو، ظلم به خودمان است. قرار دادن این دو در یک سطح، مسئولیت اخروی داره.
خواهش میکنم خوشبینتر باشید. همه حرفها را با عینک دولت روحانی و ظریف نبینید. لطفا عینکتان را عوض کنید و با ذهنیتی صاف، دوباره تکبهتک جملات را بازخوانی کنید. شاید مسیر باز شد و با حمایت ما کارها سریعتر پیش رفت.
در هر صورت، حاکمیت را از دعای خیرتان محروم نکنید و همچنان در میدان خیابان نقشآفرینی کنید. درود و سلام خدا بر شما مردم بینظیر.
یاعلی
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
دردِ تکتکتون به جونم.
نگرانید؟ قبول. از گذشته خاطره خوبی ندارید؟ قبول.
اما بیایید کمی خاطرات را مرور کنیم:
- خاطرتون هست کسی که صبح جمعه خبرها رو میشنید و قاهقاه میخندید؟ - با چشمهای منفور به ما نگاه میکرد و حرص ما رو درمیآورد؟ - برامون آرزو شده بود دولتش یک روز هم که شده زودتر از موعد تموم بشه؟ - وزیر خارجهاش آنقدر از میدان خارج بود که فکر میکرد با یک دکمه میتواند تمام سیستم دفاعی ما را نابود کند؟
واقعاً خاطرتون هست؟ یا بقیهاش را هم یادآوری کنم؟
حالا انصافاً:پزشکیان و عراقچی با اون دو نفر قابل قیاس هستند؟ وزیر نفتِ امروز را با زنگنه مقایسه کنید. ادبیات عزتمندانه وزیر نفت را ببینید، بعد آن مظنون پرونده کرسنت را هم در نظر بگیرید. مثال از این دست زیاد داریم.
پس:ملت عزیز حزب الله، دردتون به جونم. نگران باشید، ولی با اون فرمون سابق پیش نرید. این دولت وسط جنگ داره کشور را اداره میکنه و آب هم تو دل ما تکون نخورد. فقط تصور کنید اگه اون دولت بود ما چه نگرانی های دیگه ای هم داشتیم. اون وقت ما خارج از جنگ حس قحطیزدگی داشتیم و برای صفهای کمکِ رئیسجمهور کشته هم دادیم. خاطرتون هست؟
در جنگ نبودیم، اما در دوران مدیریت همان افراد در کرونا کشته میدادیم. اما به فاصله کوتاهی و با تغییر رئیس جمهور کرونا به تاریخ پیوست.
خدا را گواه میگیرم مقایسه این دو، ظلم به خودمان است. قرار دادن این دو در یک سطح، مسئولیت اخروی داره.
خواهش میکنم خوشبینتر باشید. همه حرفها را با عینک دولت روحانی و ظریف نبینید. لطفا عینکتان را عوض کنید و با ذهنیتی صاف، دوباره تکبهتک جملات را بازخوانی کنید. شاید مسیر باز شد و با حمایت ما کارها سریعتر پیش رفت.
در هر صورت، حاکمیت را از دعای خیرتان محروم نکنید و همچنان در میدان خیابان نقشآفرینی کنید. درود و سلام خدا بر شما مردم بینظیر.
یاعلی
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
۴۵۲
۱۲:۰۹
بسم الله
دردت به جونم
داری درست میگی ؟الان ثابت شده داشتی درست میگفتی ؟
کمی به دوست ولایت مدارت زمان بده تا فکر کنه، مطالب رو هضم کنه و خودش رو با فرمایشات تطبیق بدهاون رو در جایگاه تقابل با امر ولی قرار نده !
همه انسان ها انقدر ظرفیت ندارند که هر فشاری رو تحمل کنند و ممکنه با افزایش فشار وارد فضای توجیه و تفسیر بشه و دیگه فرصتی برای تطبیق با شرایط پیدا نکنه
کلا چه در پیام قبلی و چه در این پیام، عرضم داشتن آرامش و حسن ظن به همدیگه ست، حرف حق رو بزن و منتظر باش ذات سالم و فطرت طلب دوستت اون حرف رو هضم کنه، با فشار و [من که گفتم ...] و [دیدی حالا ...] و ... تغییر حاصل نمیشه
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @ma_pourdara
دردت به جونم
کمی به دوست ولایت مدارت زمان بده تا فکر کنه، مطالب رو هضم کنه و خودش رو با فرمایشات تطبیق بدهاون رو در جایگاه تقابل با امر ولی قرار نده !
همه انسان ها انقدر ظرفیت ندارند که هر فشاری رو تحمل کنند و ممکنه با افزایش فشار وارد فضای توجیه و تفسیر بشه و دیگه فرصتی برای تطبیق با شرایط پیدا نکنه
کلا چه در پیام قبلی و چه در این پیام، عرضم داشتن آرامش و حسن ظن به همدیگه ست، حرف حق رو بزن و منتظر باش ذات سالم و فطرت طلب دوستت اون حرف رو هضم کنه، با فشار و [من که گفتم ...] و [دیدی حالا ...] و ... تغییر حاصل نمیشه
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @ma_pourdara
۱۶۰
۳:۵۱
بسم الله
ما بچه های وسط
همه جا همینه: فرزند اول، پادشاهِ مقتدر خونه ست. هر چی بگه انگار وحی منزله. مگه جرئت میکنی مخالفت کنی؟ از اون طرف، امان از بچه ی اخر، لوس و ته تغاری، مگه میشه بهش بگی بالای چشمت ابروعه؟ یک هفته قهر میکنه و اگر به حرفش گوش ندی، از شمر بدتری!
و ما؟ ما بچه های وسطیم. نه اون قدرتها رو داریم، نه اون لوسی ها رو. اما جبر تقدیر، یک شغلِ اجباری بهمون داده: مسئول آشتی کنون! ما مأموریم آنقدر بین این دو تا بچه ای که مدام سرِ پادشاهی دعوا دارند، بچرخیم و مثلا یک سیب رو نصف کنیم و به هر کدام نصفی بدیم که فکر کنند تمامِ سیب مال خودشونه!
در کوچه پس کوچه های سیاستِ خودمون، این مأموریت به ما بچه های وسط محول شده و روز به روز هم سخت تر میشه. بچه ی اولِ انقلابیِ ما آنقدر مقتدره که به خیالش هر کس صداش رو به نرمی بلند کنه، داره به پایه های دین و دولت خیانت میکنه. بچه ی آخرِ روشنفکرِ ما هم آنقدر دلخوره که هر کس حتی یک جمله از دغدغه های بچه ی اول رو قبول کنه، برچسبِ "سوپر انقلابی" خورده به پیشونیش.
حالا ما بچه های وسط، مثل یک بندباز، وسط این میدان ایستادیم.
نتیجه؟ از سمت راست، سیلیِ "نفوذی، خائن، ساده لوح و ...!" و از سمت چپ، سیلیِ "تندرو و واپسگرا!" متهم به جانب داری هستیم اما ما نه این هستیم و نه آن، بلکه ما از میان این و آن، فقط یک چیز رو دوست داریم: خودِ ایران، که داره لای این مشت و سیلی های دوطرفه آسیب میبینه.
ما بچه های وسط، نه پاداش میخواهیم، نه پست و مقام؛ نه حتی تشکر و قدردانی، فقط دوست داریم یک روز، بچهی اول و آخر، بدونِ دعوا ناهارِ خانوادگی رو کنار هم بنشینن.شاید کارِ ما از نظر برخی خنده دار باشه یا مثلا بیهوده؛ و یا حتی آسیب زا، ولی تا خطر آسیب به "وحدتِ اجتماعی" رو میبینیم، ما زیرِ سیلیِ هر دو طرف میمانیم و باز هم دستمان رو دراز میکنیم تا لااقل دعوا رو به "گفت و گو" تبدیل کنیم و از اینکه صورتمان با سیلی سرخ و با برچسب صورتی شود، باکی نداریم!
این رو هم خاتمه بحثم بگم که:ما سرِ جاش حرفهایی زیادی برای گفتن داشتیم. اما همیشه اولویتِ اول ما، جلوگیری از دعوا بوده؛ برای همین یا با ملاحظه حرف میزنیم و یا مجبوریم در انتخاب حرف، اولویت دیگران را بر اولویت خودمان ارجح بدانیم، جلوگیری از دعوا از اینکه منم حرف خودم رو بزنم برامون مهمتره. و کاش بچه ی وسط بودن ارزشمند و حتی ضرورت نبود تا بی دغدغه و بی محابا حرف میزدیم و بقیه رو ... نه، این جبرِ عقلانیِ لعنتی حتی اینجا هم اجازه نمیده و میگه حرفت رو بخور، مرسی و تمام
اگر به دلت نشست، برای بچه های وسط ایران دعا کن تا خسته نشن و مسیرشون رو ادامه بدن! یاعلی
پ.ن:1. سالهاست میخوام این متن رو بنویسم و شاید بهتر باشد بدانید که با توجه به حساسسیت بالای موضوع، برای فضا سازی بهتر از هوش مصنوعی کمک گرفتم.2. بچه اول و آخر بهانه ست، در مثال گیر نکنیم، من مخلص بچه های اول و آخر هم هستم.
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
ما بچه های وسط
همه جا همینه: فرزند اول، پادشاهِ مقتدر خونه ست. هر چی بگه انگار وحی منزله. مگه جرئت میکنی مخالفت کنی؟ از اون طرف، امان از بچه ی اخر، لوس و ته تغاری، مگه میشه بهش بگی بالای چشمت ابروعه؟ یک هفته قهر میکنه و اگر به حرفش گوش ندی، از شمر بدتری!
و ما؟ ما بچه های وسطیم. نه اون قدرتها رو داریم، نه اون لوسی ها رو. اما جبر تقدیر، یک شغلِ اجباری بهمون داده: مسئول آشتی کنون! ما مأموریم آنقدر بین این دو تا بچه ای که مدام سرِ پادشاهی دعوا دارند، بچرخیم و مثلا یک سیب رو نصف کنیم و به هر کدام نصفی بدیم که فکر کنند تمامِ سیب مال خودشونه!
در کوچه پس کوچه های سیاستِ خودمون، این مأموریت به ما بچه های وسط محول شده و روز به روز هم سخت تر میشه. بچه ی اولِ انقلابیِ ما آنقدر مقتدره که به خیالش هر کس صداش رو به نرمی بلند کنه، داره به پایه های دین و دولت خیانت میکنه. بچه ی آخرِ روشنفکرِ ما هم آنقدر دلخوره که هر کس حتی یک جمله از دغدغه های بچه ی اول رو قبول کنه، برچسبِ "سوپر انقلابی" خورده به پیشونیش.
حالا ما بچه های وسط، مثل یک بندباز، وسط این میدان ایستادیم.
نتیجه؟ از سمت راست، سیلیِ "نفوذی، خائن، ساده لوح و ...!" و از سمت چپ، سیلیِ "تندرو و واپسگرا!" متهم به جانب داری هستیم اما ما نه این هستیم و نه آن، بلکه ما از میان این و آن، فقط یک چیز رو دوست داریم: خودِ ایران، که داره لای این مشت و سیلی های دوطرفه آسیب میبینه.
ما بچه های وسط، نه پاداش میخواهیم، نه پست و مقام؛ نه حتی تشکر و قدردانی، فقط دوست داریم یک روز، بچهی اول و آخر، بدونِ دعوا ناهارِ خانوادگی رو کنار هم بنشینن.شاید کارِ ما از نظر برخی خنده دار باشه یا مثلا بیهوده؛ و یا حتی آسیب زا، ولی تا خطر آسیب به "وحدتِ اجتماعی" رو میبینیم، ما زیرِ سیلیِ هر دو طرف میمانیم و باز هم دستمان رو دراز میکنیم تا لااقل دعوا رو به "گفت و گو" تبدیل کنیم و از اینکه صورتمان با سیلی سرخ و با برچسب صورتی شود، باکی نداریم!
این رو هم خاتمه بحثم بگم که:ما سرِ جاش حرفهایی زیادی برای گفتن داشتیم. اما همیشه اولویتِ اول ما، جلوگیری از دعوا بوده؛ برای همین یا با ملاحظه حرف میزنیم و یا مجبوریم در انتخاب حرف، اولویت دیگران را بر اولویت خودمان ارجح بدانیم، جلوگیری از دعوا از اینکه منم حرف خودم رو بزنم برامون مهمتره. و کاش بچه ی وسط بودن ارزشمند و حتی ضرورت نبود تا بی دغدغه و بی محابا حرف میزدیم و بقیه رو ... نه، این جبرِ عقلانیِ لعنتی حتی اینجا هم اجازه نمیده و میگه حرفت رو بخور، مرسی و تمام
اگر به دلت نشست، برای بچه های وسط ایران دعا کن تا خسته نشن و مسیرشون رو ادامه بدن! یاعلی
پ.ن:1. سالهاست میخوام این متن رو بنویسم و شاید بهتر باشد بدانید که با توجه به حساسسیت بالای موضوع، برای فضا سازی بهتر از هوش مصنوعی کمک گرفتم.2. بچه اول و آخر بهانه ست، در مثال گیر نکنیم، من مخلص بچه های اول و آخر هم هستم.
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
۳۲۵
۲۱:۲۷
بسم الله
آخدای مهربون ، چقدر کار گروهی کردن و مردمی کار کردن سخته
عمممممممممممنمیشه یه معجزه ای چیزی عنایت کنی، بلکه کارها سریع تر پیش بره؟
نمیشه؟ مممممیک معجزه ی ساده حتی؟
خب اینجوری که همین سه تا مویی که مونده هم میریزه که؟ بریزه .... مهم نیست واقعا؟
خب یعنی همین جوری ادامه بدم؟
باشه آخدا، باشه، ادامه میدم، ولی لطفا یک قصر بزرگ سه نبش برام رزرو کن، آپشن هاش رو هم فکر میکنم کم کم لیست میکنم، مرسی ازت
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
آخدای مهربون ، چقدر کار گروهی کردن و مردمی کار کردن سخته
عمممممممممممنمیشه یه معجزه ای چیزی عنایت کنی، بلکه کارها سریع تر پیش بره؟
نمیشه؟ مممممیک معجزه ی ساده حتی؟
خب اینجوری که همین سه تا مویی که مونده هم میریزه که؟ بریزه .... مهم نیست واقعا؟
خب یعنی همین جوری ادامه بدم؟
باشه آخدا، باشه، ادامه میدم، ولی لطفا یک قصر بزرگ سه نبش برام رزرو کن، آپشن هاش رو هم فکر میکنم کم کم لیست میکنم، مرسی ازت
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
۱۶۷
۱۶:۲۶
بسم الله
دلت میخواد[همین الان]به رزمنده های جنوبکمک کنی؟یا به جنگ جبهه کفر بری؟
همین الان بروکولر رو از دور تند به کندجابجا کن!
بازم هست، تو از من وارد تریمهمه که یادمون باشه همه تو جنگیمهمه رزمنده ایم
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
دلت میخواد[همین الان]به رزمنده های جنوبکمک کنی؟یا به جنگ جبهه کفر بری؟
همین الان بروکولر رو از دور تند به کندجابجا کن!
بازم هست، تو از من وارد تریمهمه که یادمون باشه همه تو جنگیمهمه رزمنده ایم
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
۲۸۳
۱۰:۱۱
۱۴۲
۱۲:۴۵
آقایون اسم کولر میاد چه کیفی میکنند 
۱۴۲
۱۲:۴۵
حرف دلی:پزشکیان عالی نیست، قطعاولی فقط به عکس نگاه کنیددر شرایط نرمال، روحانی چه شاهکاری خلق کرد، با یک کشته و ما یک جنگ اساسی رو با دو قدرت هسته ای و چندین کشور گذروندیم و چنین صحنه ای ندیدیم
بی انصافی هست که دنبال دستاورد دولت میگردید
قربون شکلتون ، از دولت تعریف نکنید، ولی خداییش کفران نعمت هم نکنیدخدا میدونه امثال روحانی از ما و سرنوشت ما دور نیستند، خواهش میکنم مراقب باشید ظلم نشه
من بد دو عالم، من وفاقی یا هر چی، ولی تو رو به خدا آرام تر
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
بی انصافی هست که دنبال دستاورد دولت میگردید
قربون شکلتون ، از دولت تعریف نکنید، ولی خداییش کفران نعمت هم نکنیدخدا میدونه امثال روحانی از ما و سرنوشت ما دور نیستند، خواهش میکنم مراقب باشید ظلم نشه
من بد دو عالم، من وفاقی یا هر چی، ولی تو رو به خدا آرام تر
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
۵۹۹
۲۰:۳۸
بسم الله
توجه کردید ناچارا چقدر به پزشکیان میپردازیم؟!
نظرتون چیه به خودمون بپردازیمتا مجبور نشیم دو سال دیگه
[مجددا به ایشون بپردازیم!]
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
توجه کردید ناچارا چقدر به پزشکیان میپردازیم؟!
نظرتون چیه به خودمون بپردازیمتا مجبور نشیم دو سال دیگه
[مجددا به ایشون بپردازیم!]
روزنوشت های محمدعلی پوردارا @m_pordara
۹۱۴
۲۲:۲۹