این کانال برای « دمی با دل به سر بردن » است...شعر و کلمه ... و شستن جان از اندوهان روزگار...سپاس گزار خواهم بود اگر پذیرای انتظارم باشید....فدای شما
۱.۲K
۱۴:۴۱
غزلی ماندار از حسین منزوی.... دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست
در من طلوع آبی آن چشم روشن
یاد آور صبح خیال انگیز دریاست
گل کرده باغی از ستاره در نگاهت
آن یک چراغانی که در چشم تو برپاست
بیهوده می کوشی که راز عاشقی را
از من بپوشانی که در چشم تو پیداست
ما هر دوان خاموش خاموشیم اما
چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست
دیروزمان را با غروری پوچ گشتیم
امروز هم زانسان ولی آینده ماراست
دور از نوازشهای دست مهربانت
دستان من در انزوای خویش تنهاست
بگذار دستت راز دستم را بداند
بی هیچ پروایی که دست عشق با ماست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست
در من طلوع آبی آن چشم روشن
یاد آور صبح خیال انگیز دریاست
گل کرده باغی از ستاره در نگاهت
آن یک چراغانی که در چشم تو برپاست
بیهوده می کوشی که راز عاشقی را
از من بپوشانی که در چشم تو پیداست
ما هر دوان خاموش خاموشیم اما
چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست
دیروزمان را با غروری پوچ گشتیم
امروز هم زانسان ولی آینده ماراست
دور از نوازشهای دست مهربانت
دستان من در انزوای خویش تنهاست
بگذار دستت راز دستم را بداند
بی هیچ پروایی که دست عشق با ماست
۱.۱K
۱۴:۵۷
JaneJan4.MP3
۳۲.۰۳ مگابایت
۱.۳K
۱۵:۲۶
"حسین منزوی" غزلسرای معاصر در 1مهرماه 1325 در زنجان متولد و پس از سال ها تلاش در عرصه ادبیات به خصوص شعر ، 16 اردیبهشت ماه 1383 در تهران درگذشت و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
تعدادی از آثار شعری منتشر شده از حسین منزوی بدین شرح است :« حیدر بابا» ترجمه نیمایی از منظومه « حیدر بابایه سلام » سروده " شهریار " ، « با عشق در حوالی فاجعه» ، مجموعه غزلهای سروده شده از سال 1367 تا 1372. « از شوکران و شکر»، مجموعه غزلهای سروده شده از سال 1349 تا 1367. « حنجری زخمی تغزل»، دفتر ی از شعرهای آزاد و غزل که اشعار سروده شده از1345 تا 1349 را شامل می شود. « ازترمه و تغزل» ، گزیده اشعار ، 1376. « با عشق تاب می آورم» شامل اشعار سپید و آزاد سروده شده از سال 1349 تا 1372. « با سیاووش از آتش» ، برگزیده شعر غزل منزوي
منزوي به تعبيرمنوچهرآتشي " پرندهي بيقرار غزل و قرباني فرشتهي بيرحم شعر بود"اگرچه شعرمنزوي همواره دچار نوسان بود، اما از حيث زبان، ذهن و گرايشهاي فكري تأثير بسياري بر شاعران بعدخودگذاشت و به روشني مي توان رد پاي شعرمنزوي را در غزلسرايان دهه هاي60 و70 ديد.
بهر روي منزوي ازسرآمدان غزل امروز و از خلاق ترين آنهابود.
خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بودو مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زدکه عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود
گل شکفته ! خداحافظ، اگرچه لحظــه دیـــدارتشروع وسوسهای در من، به نام دیدن و چیدن بود
من و تو آن دو خطیـم آری، موازیــان به ناچاریکه هردو باورمان ز آغـاز، به یکدگــر نرسیدن بود
اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّابهار در گل شیپـوری، مدام گرم دمیدن بود
شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام منفریبکــار دغلپیشه، بهانه اش نشنیـدن بود
چه سرنوشـت غمانگیزی، که کرم کوچک ابریشمتمام عمر قفس میبافت، ولی به فکر پریدن بود
--------
آب آرزو نداشت به غیر لز روان شدن
دریا غمی نداشت مگر آسمان شدن
می خواست بال و پر زدن از خویشتن قفس
چندانكه تن رها شدن از خویش و جان شدن
آهن به فكر تیغ شدن بود و برگزید
در رنجبونه های زمان امتحان شدن
تاوان آشیانه به دوشی نوشته داشت
همچون نسیم در چمن گل چمان شدن
آنانكه كینه ور به گروه بدی زدند
قصدی نداشتند به جز مهربان شدن
باران من ! گدایی هر قطره ی تو را
باید نخست در صف دریادلان شدن
با خاك آرزوی قدح گشتن است و بس
و آنگه برای جرعه ای از تو دهان شدن
تعدادی از آثار شعری منتشر شده از حسین منزوی بدین شرح است :« حیدر بابا» ترجمه نیمایی از منظومه « حیدر بابایه سلام » سروده " شهریار " ، « با عشق در حوالی فاجعه» ، مجموعه غزلهای سروده شده از سال 1367 تا 1372. « از شوکران و شکر»، مجموعه غزلهای سروده شده از سال 1349 تا 1367. « حنجری زخمی تغزل»، دفتر ی از شعرهای آزاد و غزل که اشعار سروده شده از1345 تا 1349 را شامل می شود. « ازترمه و تغزل» ، گزیده اشعار ، 1376. « با عشق تاب می آورم» شامل اشعار سپید و آزاد سروده شده از سال 1349 تا 1372. « با سیاووش از آتش» ، برگزیده شعر غزل منزوي
منزوي به تعبيرمنوچهرآتشي " پرندهي بيقرار غزل و قرباني فرشتهي بيرحم شعر بود"اگرچه شعرمنزوي همواره دچار نوسان بود، اما از حيث زبان، ذهن و گرايشهاي فكري تأثير بسياري بر شاعران بعدخودگذاشت و به روشني مي توان رد پاي شعرمنزوي را در غزلسرايان دهه هاي60 و70 ديد.
بهر روي منزوي ازسرآمدان غزل امروز و از خلاق ترين آنهابود.
خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بودو مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زدکه عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود
گل شکفته ! خداحافظ، اگرچه لحظــه دیـــدارتشروع وسوسهای در من، به نام دیدن و چیدن بود
من و تو آن دو خطیـم آری، موازیــان به ناچاریکه هردو باورمان ز آغـاز، به یکدگــر نرسیدن بود
اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّابهار در گل شیپـوری، مدام گرم دمیدن بود
شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام منفریبکــار دغلپیشه، بهانه اش نشنیـدن بود
چه سرنوشـت غمانگیزی، که کرم کوچک ابریشمتمام عمر قفس میبافت، ولی به فکر پریدن بود
--------
آب آرزو نداشت به غیر لز روان شدن
دریا غمی نداشت مگر آسمان شدن
می خواست بال و پر زدن از خویشتن قفس
چندانكه تن رها شدن از خویش و جان شدن
آهن به فكر تیغ شدن بود و برگزید
در رنجبونه های زمان امتحان شدن
تاوان آشیانه به دوشی نوشته داشت
همچون نسیم در چمن گل چمان شدن
آنانكه كینه ور به گروه بدی زدند
قصدی نداشتند به جز مهربان شدن
باران من ! گدایی هر قطره ی تو را
باید نخست در صف دریادلان شدن
با خاك آرزوی قدح گشتن است و بس
و آنگه برای جرعه ای از تو دهان شدن
۱.۴K
۱۵:۵۵
در آغاز کتاب با این نویسنده و متفکر بزرگ روزگارمان آشنا خواهید شد. از این رو هرگونه توضیحی را زیاده دانستم...
۱.۵K
۱۶:۰۹
گوته: ای حافظ ! سخن تو همچون ابدیت بزرگ است... متن کامل « دیوان شرقی » گــوته، با ترچمۀ شجاع الدین شفا، تقدیم به دوستان.
۱.۳K
۱۵:۱۲
با اشتیاق، روز پنجشنبه، ۱۷ اسفندماه را با دوستان نازنینم، دبیران زبان و ادب پارسی در کنگان خواهم بود...
۸۴۳
۱۵:۳۹