راهبردهای خروج محلات از تله تابآوری متوسط
بر اساس یافتههای شاخص تابآوری اجتماعی ۲۰۲۶، چه راهبردهای ساختاری و تسهیلگری برای خروج محلات از تله تابآوری متوسط (Middle-Resilience Trap) وجود دارد؟
تله تابآوری متوسط» (Middle-Resilience Trap) در سطح محلی زمانی رخ میدهد که یک جامعه یا محله، ظرفیتهای اولیه برای «بقا» و بازگشت به خط پایه آسیبپذیری پس از بحرانها (Coping Mechanisms) را دارد، اما فاقد زیرساختها، دانش و پویاییهای لازم برای تحول ساختاری و جهش به جلو (Transformative Capacity) است. این محلات در چرخهای از انطباقهای موقت و آسیبپذیریهای مزمنِ پنهان باقی میمانند.
یافتههای شاخص تابآوری اجتماعی (SRI 2026) نشان میدهند که خروج از این تله نیازمند یک رویکرد دووجهی است: بازتنظیم ساختارهای حاکمیتی (بالا به پایین) و بهینهسازی فرآیندهای تسهیلگری و مددکاری اجتماعی (پایین به بالا).راهبردهای ساختاری (ساختارها، قوانین و زیرساختها)
راهبردهای ساختاری بر تغییر قواعد بازی، توزیع قدرت و ایجاد زیرساختهای پایدار در سطح کلان و میانی تمرکز دارند:الف) بودجهریزی مشارکتی غیرمتمرکز (Participatory Budgeting)
محلات مستقر در تله، معمولاً اختیاری در تخصیص منابع ندارند. راهبرد ساختاری کلیدی، انتقال بخشی از بودجههای رفاهی و توسعه شهری مستقیماً به ساختارهای محلهمحور است. در این مدل، خودِ اهالی محله با هدایت تخصصی مددکاران، اولویتهای مالی را برای تقویت پدافند اجتماعی (مثل توسعه مراکز مهارتآموزی، ایمنسازی فضاها یا صندوقهای حمایت اضطراری) تعیین میکنند.ب) ایجاد ساختار حقوقی منسجم برای تشکلهای محلی
موازیکاری و تداخل وظایف نهادهای حمایتی سنتی و خیریهها، مانع همافزایی است. راهبرد ساختاری، تعریف یک «چهارچوب قانونی واحد» است که در آن، شبکه معتمدین، تشکلهای بومی و پلتفرمهای داوطلبانه، اعتبار حقوقی و رسمی پیدا کنند و به عنوان بازوی مشورتی و اجراییِ اصلی مدیریت شهری در محله به رسمیت شناخته شوند.ج) توسعه زیرساخت عدالت دیجیتال (Digital Equity Infrastructure)
با توجه به چرخش علمی به سمت مددکاری دیجیتال، ساختار شهری باید دسترسی به اینترنت پایدار، پلتفرمهای امن مدیریت کیس و آموزشهای سواد دیجیتال را به عنوان یک «حق رفاهی عمومی» در محلات کم-برخوردار مستقر کند تا از طرد دیجیتالِ گروههای آسیبپذیر جلوگیری شود.راهبردهای تسهیلگری (مددکاری اجتماعی و سرمایه اجتماعی)
راهبردهای تسهیلگری بر توانمندسازی درونی، پیوندها و رفتارهای اجتماعی درون محله تمرکز دارند و مستقیماً توسط مددکاران اجتماعی مدرن هدایت میشوند:الف) گذار از نقشهنگاری کمبودها به نقشهنگاری داراییها (ABCD Approach)
تسهیلگران برای خروج از تله، باید فرمولهای سنتیِ ارزیابی نیازها (که محله را صرفاً مجموعهای از مشکلات میبیند) را کنار بگذارند. تمرکز اصلی باید بر توسعه جامعهمحور مبتنی بر دارایی (Asset-Based Community Development) قرار گیرد؛ یعنی شناسایی دقیق ظرفیتهای انسانیِ نهفته، نخبگان محلی، فضاهای فرهنگی، و شبکههای همیاری سنتی و تبدیل آنها به موتور محرک توسعه.ب) ارتقای سرمایه اجتماعی از نوع «رابط» (Bridging) و «پیونددهنده» (Linking)
محلات گرفتار در تله تابآوری متوسط، معمولاً سرمایه اجتماعی درونگروهی (Bonding) بالایی دارند (همسایگان به هم کمک میکنند)، اما دو نوع سرمایه دیگر در آنها ضعیف است:
سرمایه اجتماعی رابط (Bridging): ارتباط و تعامل با محلات همجوار و برخوردار برای تبادل تجارب و منابع. سرمایه اجتماعی پیونددهنده (Linking): اتصال سیستماتیک و بیواسطه لایههای محلی به ساختارهای قدرت، دانشگاهها، سرمایهگذاران و تصمیمگیران کلان کشور. وظیفه تسهیلگر، ساختن این پلهای ارتباطی است.
ج) همآفرینیِ سناریوهای مواجهه با بحران (Co-creation)
تسهیلگر با برگزاری کارگاههای مشترک، لایههای مختلف محله (از جمله زنان سرپرست خانوار، سالمندان و جوانان حاشیهای) را در طراحی سیستمهای هشدار زودهنگام و سناریوهای بازسازی محله پس از تکانههای اقتصادی یا اقلیمی مشارکت میدهد. این اقدام، «حس مالکیت جمعی» را تقویت کرده و جامعه را از مصرفکننده خدمات به مدیر بحران تبدیل میکند.
مشروح در رسانه تاب آوری ایران
https://www.resiliencemedia.ir/راهبردهای-خروج-محلات-از-تله-تاب-آوری-متوسط/
بر اساس یافتههای شاخص تابآوری اجتماعی ۲۰۲۶، چه راهبردهای ساختاری و تسهیلگری برای خروج محلات از تله تابآوری متوسط (Middle-Resilience Trap) وجود دارد؟
تله تابآوری متوسط» (Middle-Resilience Trap) در سطح محلی زمانی رخ میدهد که یک جامعه یا محله، ظرفیتهای اولیه برای «بقا» و بازگشت به خط پایه آسیبپذیری پس از بحرانها (Coping Mechanisms) را دارد، اما فاقد زیرساختها، دانش و پویاییهای لازم برای تحول ساختاری و جهش به جلو (Transformative Capacity) است. این محلات در چرخهای از انطباقهای موقت و آسیبپذیریهای مزمنِ پنهان باقی میمانند.
یافتههای شاخص تابآوری اجتماعی (SRI 2026) نشان میدهند که خروج از این تله نیازمند یک رویکرد دووجهی است: بازتنظیم ساختارهای حاکمیتی (بالا به پایین) و بهینهسازی فرآیندهای تسهیلگری و مددکاری اجتماعی (پایین به بالا).راهبردهای ساختاری (ساختارها، قوانین و زیرساختها)
راهبردهای ساختاری بر تغییر قواعد بازی، توزیع قدرت و ایجاد زیرساختهای پایدار در سطح کلان و میانی تمرکز دارند:الف) بودجهریزی مشارکتی غیرمتمرکز (Participatory Budgeting)
محلات مستقر در تله، معمولاً اختیاری در تخصیص منابع ندارند. راهبرد ساختاری کلیدی، انتقال بخشی از بودجههای رفاهی و توسعه شهری مستقیماً به ساختارهای محلهمحور است. در این مدل، خودِ اهالی محله با هدایت تخصصی مددکاران، اولویتهای مالی را برای تقویت پدافند اجتماعی (مثل توسعه مراکز مهارتآموزی، ایمنسازی فضاها یا صندوقهای حمایت اضطراری) تعیین میکنند.ب) ایجاد ساختار حقوقی منسجم برای تشکلهای محلی
موازیکاری و تداخل وظایف نهادهای حمایتی سنتی و خیریهها، مانع همافزایی است. راهبرد ساختاری، تعریف یک «چهارچوب قانونی واحد» است که در آن، شبکه معتمدین، تشکلهای بومی و پلتفرمهای داوطلبانه، اعتبار حقوقی و رسمی پیدا کنند و به عنوان بازوی مشورتی و اجراییِ اصلی مدیریت شهری در محله به رسمیت شناخته شوند.ج) توسعه زیرساخت عدالت دیجیتال (Digital Equity Infrastructure)
با توجه به چرخش علمی به سمت مددکاری دیجیتال، ساختار شهری باید دسترسی به اینترنت پایدار، پلتفرمهای امن مدیریت کیس و آموزشهای سواد دیجیتال را به عنوان یک «حق رفاهی عمومی» در محلات کم-برخوردار مستقر کند تا از طرد دیجیتالِ گروههای آسیبپذیر جلوگیری شود.راهبردهای تسهیلگری (مددکاری اجتماعی و سرمایه اجتماعی)
راهبردهای تسهیلگری بر توانمندسازی درونی، پیوندها و رفتارهای اجتماعی درون محله تمرکز دارند و مستقیماً توسط مددکاران اجتماعی مدرن هدایت میشوند:الف) گذار از نقشهنگاری کمبودها به نقشهنگاری داراییها (ABCD Approach)
تسهیلگران برای خروج از تله، باید فرمولهای سنتیِ ارزیابی نیازها (که محله را صرفاً مجموعهای از مشکلات میبیند) را کنار بگذارند. تمرکز اصلی باید بر توسعه جامعهمحور مبتنی بر دارایی (Asset-Based Community Development) قرار گیرد؛ یعنی شناسایی دقیق ظرفیتهای انسانیِ نهفته، نخبگان محلی، فضاهای فرهنگی، و شبکههای همیاری سنتی و تبدیل آنها به موتور محرک توسعه.ب) ارتقای سرمایه اجتماعی از نوع «رابط» (Bridging) و «پیونددهنده» (Linking)
محلات گرفتار در تله تابآوری متوسط، معمولاً سرمایه اجتماعی درونگروهی (Bonding) بالایی دارند (همسایگان به هم کمک میکنند)، اما دو نوع سرمایه دیگر در آنها ضعیف است:
سرمایه اجتماعی رابط (Bridging): ارتباط و تعامل با محلات همجوار و برخوردار برای تبادل تجارب و منابع. سرمایه اجتماعی پیونددهنده (Linking): اتصال سیستماتیک و بیواسطه لایههای محلی به ساختارهای قدرت، دانشگاهها، سرمایهگذاران و تصمیمگیران کلان کشور. وظیفه تسهیلگر، ساختن این پلهای ارتباطی است.
ج) همآفرینیِ سناریوهای مواجهه با بحران (Co-creation)
تسهیلگر با برگزاری کارگاههای مشترک، لایههای مختلف محله (از جمله زنان سرپرست خانوار، سالمندان و جوانان حاشیهای) را در طراحی سیستمهای هشدار زودهنگام و سناریوهای بازسازی محله پس از تکانههای اقتصادی یا اقلیمی مشارکت میدهد. این اقدام، «حس مالکیت جمعی» را تقویت کرده و جامعه را از مصرفکننده خدمات به مدیر بحران تبدیل میکند.
مشروح در رسانه تاب آوری ایران
https://www.resiliencemedia.ir/راهبردهای-خروج-محلات-از-تله-تاب-آوری-متوسط/
۱۱
۹:۴۴
سیاست جدید فدراسیون جهانی (IFSW) در زمینه همآفرینی سیستمهای حمایتی مبتنی بر حقوق بشر
جزئیات و بندهای کلیدی پیشنویس سیاست جدید فدراسیون جهانی (IFSW) در زمینه همآفرینی سیستمهای حمایتی مبتنی بر حقوق بشر چیست؟
پایگاه خبری مددکار نیوز – پیشنویس سیاستگذاری جدید فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی (IFSW) که با همکاری نزدیک کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل (OHCHR) و سازمان بینالمللی کار (ILO) تدوین شده است، یک چرخش پارادایمیِ بنیادین در تعریف «خدمات حمایتی و مراقبتی» به شمار میرود.
هدف اصلی این سند، گذار از مدلهای سنتیِ مبتنی بر «وابستگی و نگاه صدقهای» به سمت «سیستمهای همآفرین، حقمدار و کرامتمحور» است. این پیشنویس بر این فرض استوار است که سیستمهای رفاهی موجود در جهان مکرراً پتانسیل و عاملیت انسانها را محدود میکنند و باید بازطراحی شوند.
بندها و محورهای کلیدی این پیشنویس سیاستگذاری بر ۵ ستون اصلی استوار است:گذار از پسیو بودن و وابستگی به عاملیت (Agency) و خودتعیینی
این بند مستقیماً هدف خدمات اجتماعی را دگرگون میکند. سیستمهای رفاهی سنتی تمایل دارند مددجویان (به ویژه افراد دارای معلولیت، سالمندان و اقشار آسیبپذیر) را به عنوان مصرفکنندگان منفعلِ حمایتها بار بیاورند.
محتوای بند: خدمات اجتماعی باید از مدل «مدیریت و مراقبتِ تحمیلی» به مدل «خودتعیینی (Self-Determination) و عاملیت» تغییر یابند. سیستمهای حمایتی باید به گونهای همآفرینی شوند که به فرد قدرت انتخاب و کنترل کامل بر نحوه زندگی، نوع حمایتهای دریافتی و مشارکت فعال در جامعه را اعطا کنند.
همآفرینی ساختاری (Co-creation) با ذینفعان
این بند بر اصل مشارکت چندجانبه در طراحی، اجرا و ارزیابی سیستمهای رفاهی تأکید دارد. مددکاران اجتماعی و گیرندگان خدمات نباید صرفاً مجری یا دریافتکننده سیاستهایی باشند که پشت درهای بسته نوشته میشوند.
محتوای بند: سیستمهای مراقبت و حمایت محلی و ملی باید از طریق یک فرآیند همآفرینی (Co-design) با مشارکت مستقیم خودِ گیرندگان خدمات، خانوادههای آنها، تشکلهای محلی و مددکاران اجتماعی خط مقدم شکل بگیرند. دانش بومی و تجربههای زیسته (Lived Experiences) جوامع محلی، اعتبار قانونی همتراز با مدلهای آکادمیک دارند.
همگرایی حقوق گیرندگان خدمات و حقوق کار شایسته برای مددکاران
یکی از نوآورانهترین بخشهای این پیشنویس، گره زدن حقوق مددجویان به حقوق شغلی ارائهدهندگان خدمات (مددکاران) است. فدراسیون جهانی معتقد است مراقبتِ باکیفیت و کرامتمحور، بدون وجود بستر کار شایسته برای مددکار محقق نمیشود.
محتوای بند: دولتها موظفند استانداردهای «کار شایسته» (Decent Work)، امنیت فیزیکی و روانی، و استقلال حرفهای (Professional Autonomy) مددکاران اجتماعی را تضمین کنند. فرسودگی شغلی مددکاران و دستمزدهای ناعادلانه در بخش رفاه، مستقیماً نقض حقوق بشرِ گیرندگان خدمات اجتماعی تلقی میشود؛ چرا که کیفیت حمایتهای دریافتی آنها را به شدت افول میدهد.
بازتعریف «اقتصاد مراقبت» (Care Economy) بر پایه عدالت اجتماعی
این بند به لایه کلان اقتصادیِ سیاستگذاری رفاهی میپردازد و نگاه سرمایهداریِ تقلیلی به حوزه رفاه را به چالش میکشد.
محتوای بند: سرمایهگذاری در سیستمهای جامع حمایتی نباید به عنوان یک «هزینه یا بار مالی بر دوش دولت» دیده شود، بلکه یک سرمایهگذاری بنیادین برای تحقق توسعه پایدار، کاهش نابرابریهای ساختاری و تابآوری اقتصادی است. این سند خواهان به رسمیت شناختن، ارزشگذاری و جبران منصفانه «کار مراقبتی» (اعم از رسمی و غیررسمی/خانگی) در شاخصهای کلان اقتصادی کشورهاست.
تمرکززدایی و تقویت شبکههای حمایتی محلهمحور
این محور بر اهمیت بازگشت به بافت جامعه و محله برای پایداری سیستمهای حمایتی پافشاری میکند.
محتوای بند: ساختارهای رفاهی باید از سازمانهای بزرگ، متمرکز و بوروکراتیک به سمت شبکههای غیرمتمرکز، فوقمحلی (Hyperlocal) و جامعهمحور حرکت کنند. این شبکهها باید بتوانند در زمان بروز تکانههای اقلیمی، جنگها یا بحرانهای اقتصادی، به عنوان نخستین لایههای پدافند اجتماعی و تابآوری بومی عمل کنند.
اصول راهبردی سند (شعار محوری): سیستمهای حمایتی جدید باید بر اساس اصول «همبستگی، مسئولیت جمعی و احترام به تنوع زیستی و فرهنگی» بازتعریف شوند تا اطمینان حاصل شود که هیچ فردی به دلیل محدودیتهای فیزیکی، سن، جنسیت یا تبار اجتماعی از چرخه توسعه و حقوق شهروندی خود طرد نخواهد شد.
مشروح گزارش در مددکار نیوز
https://www.madadkarnews.ir/?p=29264
جزئیات و بندهای کلیدی پیشنویس سیاست جدید فدراسیون جهانی (IFSW) در زمینه همآفرینی سیستمهای حمایتی مبتنی بر حقوق بشر چیست؟
پایگاه خبری مددکار نیوز – پیشنویس سیاستگذاری جدید فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی (IFSW) که با همکاری نزدیک کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل (OHCHR) و سازمان بینالمللی کار (ILO) تدوین شده است، یک چرخش پارادایمیِ بنیادین در تعریف «خدمات حمایتی و مراقبتی» به شمار میرود.
هدف اصلی این سند، گذار از مدلهای سنتیِ مبتنی بر «وابستگی و نگاه صدقهای» به سمت «سیستمهای همآفرین، حقمدار و کرامتمحور» است. این پیشنویس بر این فرض استوار است که سیستمهای رفاهی موجود در جهان مکرراً پتانسیل و عاملیت انسانها را محدود میکنند و باید بازطراحی شوند.
بندها و محورهای کلیدی این پیشنویس سیاستگذاری بر ۵ ستون اصلی استوار است:گذار از پسیو بودن و وابستگی به عاملیت (Agency) و خودتعیینی
این بند مستقیماً هدف خدمات اجتماعی را دگرگون میکند. سیستمهای رفاهی سنتی تمایل دارند مددجویان (به ویژه افراد دارای معلولیت، سالمندان و اقشار آسیبپذیر) را به عنوان مصرفکنندگان منفعلِ حمایتها بار بیاورند.
محتوای بند: خدمات اجتماعی باید از مدل «مدیریت و مراقبتِ تحمیلی» به مدل «خودتعیینی (Self-Determination) و عاملیت» تغییر یابند. سیستمهای حمایتی باید به گونهای همآفرینی شوند که به فرد قدرت انتخاب و کنترل کامل بر نحوه زندگی، نوع حمایتهای دریافتی و مشارکت فعال در جامعه را اعطا کنند.
همآفرینی ساختاری (Co-creation) با ذینفعان
این بند بر اصل مشارکت چندجانبه در طراحی، اجرا و ارزیابی سیستمهای رفاهی تأکید دارد. مددکاران اجتماعی و گیرندگان خدمات نباید صرفاً مجری یا دریافتکننده سیاستهایی باشند که پشت درهای بسته نوشته میشوند.
محتوای بند: سیستمهای مراقبت و حمایت محلی و ملی باید از طریق یک فرآیند همآفرینی (Co-design) با مشارکت مستقیم خودِ گیرندگان خدمات، خانوادههای آنها، تشکلهای محلی و مددکاران اجتماعی خط مقدم شکل بگیرند. دانش بومی و تجربههای زیسته (Lived Experiences) جوامع محلی، اعتبار قانونی همتراز با مدلهای آکادمیک دارند.
همگرایی حقوق گیرندگان خدمات و حقوق کار شایسته برای مددکاران
یکی از نوآورانهترین بخشهای این پیشنویس، گره زدن حقوق مددجویان به حقوق شغلی ارائهدهندگان خدمات (مددکاران) است. فدراسیون جهانی معتقد است مراقبتِ باکیفیت و کرامتمحور، بدون وجود بستر کار شایسته برای مددکار محقق نمیشود.
محتوای بند: دولتها موظفند استانداردهای «کار شایسته» (Decent Work)، امنیت فیزیکی و روانی، و استقلال حرفهای (Professional Autonomy) مددکاران اجتماعی را تضمین کنند. فرسودگی شغلی مددکاران و دستمزدهای ناعادلانه در بخش رفاه، مستقیماً نقض حقوق بشرِ گیرندگان خدمات اجتماعی تلقی میشود؛ چرا که کیفیت حمایتهای دریافتی آنها را به شدت افول میدهد.
بازتعریف «اقتصاد مراقبت» (Care Economy) بر پایه عدالت اجتماعی
این بند به لایه کلان اقتصادیِ سیاستگذاری رفاهی میپردازد و نگاه سرمایهداریِ تقلیلی به حوزه رفاه را به چالش میکشد.
محتوای بند: سرمایهگذاری در سیستمهای جامع حمایتی نباید به عنوان یک «هزینه یا بار مالی بر دوش دولت» دیده شود، بلکه یک سرمایهگذاری بنیادین برای تحقق توسعه پایدار، کاهش نابرابریهای ساختاری و تابآوری اقتصادی است. این سند خواهان به رسمیت شناختن، ارزشگذاری و جبران منصفانه «کار مراقبتی» (اعم از رسمی و غیررسمی/خانگی) در شاخصهای کلان اقتصادی کشورهاست.
تمرکززدایی و تقویت شبکههای حمایتی محلهمحور
این محور بر اهمیت بازگشت به بافت جامعه و محله برای پایداری سیستمهای حمایتی پافشاری میکند.
محتوای بند: ساختارهای رفاهی باید از سازمانهای بزرگ، متمرکز و بوروکراتیک به سمت شبکههای غیرمتمرکز، فوقمحلی (Hyperlocal) و جامعهمحور حرکت کنند. این شبکهها باید بتوانند در زمان بروز تکانههای اقلیمی، جنگها یا بحرانهای اقتصادی، به عنوان نخستین لایههای پدافند اجتماعی و تابآوری بومی عمل کنند.
اصول راهبردی سند (شعار محوری): سیستمهای حمایتی جدید باید بر اساس اصول «همبستگی، مسئولیت جمعی و احترام به تنوع زیستی و فرهنگی» بازتعریف شوند تا اطمینان حاصل شود که هیچ فردی به دلیل محدودیتهای فیزیکی، سن، جنسیت یا تبار اجتماعی از چرخه توسعه و حقوق شهروندی خود طرد نخواهد شد.
مشروح گزارش در مددکار نیوز
https://www.madadkarnews.ir/?p=29264
۱۱
۹:۵۰
تازه های مددکاری اجتماعی دنیا در ۴۸ ساعت اخیر
پایگاه خبری مددکار نیوز – طی دو روز اخیر (ابتدای ژوئن ۲۰۲۶)، جامعه جهانی مددکاری اجتماعی و حوزههای سیاستگذاری رفاهی شاهد تحولات راهبردی و اخبار مهمی بودهاند.
این رویدادها عمدتاً بر تغییر پارادایمهای حمایتی به سمت مدلهای حقمدار، امنیت شغلی مددکاران و آمادگی برای رویدادهای بزرگ بینالمللی تمرکز دارند.
در ادامه، کلیدیترین تحولات و اخبار رسمی این حوزه در ۴۸ ساعت گذشته گزارش میشود:
مشروح گزارش در مددکار نیوز https://www.madadkarnews.ir/?p=29269
پایگاه خبری مددکار نیوز – طی دو روز اخیر (ابتدای ژوئن ۲۰۲۶)، جامعه جهانی مددکاری اجتماعی و حوزههای سیاستگذاری رفاهی شاهد تحولات راهبردی و اخبار مهمی بودهاند.
این رویدادها عمدتاً بر تغییر پارادایمهای حمایتی به سمت مدلهای حقمدار، امنیت شغلی مددکاران و آمادگی برای رویدادهای بزرگ بینالمللی تمرکز دارند.
در ادامه، کلیدیترین تحولات و اخبار رسمی این حوزه در ۴۸ ساعت گذشته گزارش میشود:
مشروح گزارش در مددکار نیوز https://www.madadkarnews.ir/?p=29269
۱۲
۹:۵۸
مددکاری اجتماعی دیجیتال در شرایط جنگ
بازتعریف مرزهای مداخله: راهنمای جامع مددکاری اجتماعی دیجیتال در شرایط جنگ و منازعات مسلحانه
پایگاه خبری مددکار نیوز – وقتی شعلههای جنگ زبانه میکشند، نخستین چیزی که از هم میپاشد، زیرساختهای فیزیکی خدمات اجتماعی است. ساختمان مراجع حمایتی تخریب میشود، پروندههای کاغذی در آتش میسوزند و مددکاران اجتماعی خود به آوارگان جنگی تبدیل میشوند.
در این جغرافیای بحرانی، مددکاری اجتماعی دیجیتال (Digital Social Work) دیگر یک انتخاب فناورانه یا ابزار کمکی نیست؛ بلکه یک مرز حیاتی برای بقا، حفظ کرامت انسانی و تحقق رویکرد حقمدار در قلب فاجعه است.
این مطلب به بررسی جامع ابعاد، فرآیندها، چالشهای اخلاقی و استراتژیهای عملیاتی مددکاری اجتماعی در بسترهای دیجیتال در زمان جنگ میپردازد.پارادایم شیفت: از امداد سنتی به تابآوری دیجیتال
در شرایط جنگی، مددکاری اجتماعی دیجیتال فراتر از انتقال جلسات مشاوره به فضای آنلاین است. این رویکرد، بازطراحی کامل شبکه خدماترسانی بر پایه فناوریهای ارتباطی، کلاندادهها و پلتفرمهای توزیعشده است.
تفاوتهای کلیدی این دو پارادایم در جدول زیر تبیین شده است:
مشروح مقاله در مددکار نیوز https://www.madadkarnews.ir/?p=29273
بازتعریف مرزهای مداخله: راهنمای جامع مددکاری اجتماعی دیجیتال در شرایط جنگ و منازعات مسلحانه
پایگاه خبری مددکار نیوز – وقتی شعلههای جنگ زبانه میکشند، نخستین چیزی که از هم میپاشد، زیرساختهای فیزیکی خدمات اجتماعی است. ساختمان مراجع حمایتی تخریب میشود، پروندههای کاغذی در آتش میسوزند و مددکاران اجتماعی خود به آوارگان جنگی تبدیل میشوند.
در این جغرافیای بحرانی، مددکاری اجتماعی دیجیتال (Digital Social Work) دیگر یک انتخاب فناورانه یا ابزار کمکی نیست؛ بلکه یک مرز حیاتی برای بقا، حفظ کرامت انسانی و تحقق رویکرد حقمدار در قلب فاجعه است.
این مطلب به بررسی جامع ابعاد، فرآیندها، چالشهای اخلاقی و استراتژیهای عملیاتی مددکاری اجتماعی در بسترهای دیجیتال در زمان جنگ میپردازد.پارادایم شیفت: از امداد سنتی به تابآوری دیجیتال
در شرایط جنگی، مددکاری اجتماعی دیجیتال فراتر از انتقال جلسات مشاوره به فضای آنلاین است. این رویکرد، بازطراحی کامل شبکه خدماترسانی بر پایه فناوریهای ارتباطی، کلاندادهها و پلتفرمهای توزیعشده است.
تفاوتهای کلیدی این دو پارادایم در جدول زیر تبیین شده است:
مشروح مقاله در مددکار نیوز https://www.madadkarnews.ir/?p=29273
۱۲
۱۰:۰۹
اهمیت تاب آوری
تحلیل جامع و چندسیستمی سازه تابآوری: مبانی نظری، ابعاد ساختاری، چالشهای مدلسازی و استراتژیهای ارتقا در نظامهای فردی، خانوادگی و اجتماعی
مفهوم تابآوری روانی یا ذهنی در ادبیات اولیه روانشناسی به عنوان ظرفیت مواجهه عاطفی و شناختی با بحرانها و سرعت بازگشت به وضعیت پیش از بحران تعریف میشد. با این حال، تبیینهای معاصر روانشناختی نشان میدهند که تابآوری پدیدهای بسیار فراتر از یک سازوکار ساده ترمیمی یا بازیابی ساده است.
بر اساس الگوهای تحولیافته، تابآوری به عنوان یک فرآیند پویا، آموختنی و چندبعدی در نظر گرفته میشود که شامل سازگاری تحولآفرین با شرایط جدید و قویتر شدن از قبل است.
این رویکرد سیستماتیک بر این فرض استوار است که مواجهه با تروما و چالشهای عمیق، لزوماً به فروپاشی روانی منجر نمیشود؛ بلکه میتواند به عنوان کاتالیزوری برای رشد پس از سانحه، بازآفرینی معنای زندگی و کشف ظرفیتهای ناشناخته درونی عمل کند.
سیر تطور تاریخی این مفهوم با پژوهشهای طولی و تجربی برجستهای همراه بوده است.
دکتر امی ورنر با بررسی وضعیت کودکان محروم در شرایط نامساعد محیطی در جزیره کائوآئی هاوایی، اصطلاح تابآوری روانی را وارد ادبیات علمی کرد و نشان داد که چگونه بخشی از این کودکان توانستند بر ناملایمات شدید غلبه کرده و زندگی سالمی را پایهریزی کنند.
در ادامه این مسیر پژوهشی، نظریهپرداز برجسته روانشناسی شناختی و اجتماعی، آلبرت بندورا، در کتاب مرجع خود با تکیه بر مبانی خودکارآمدی، استدلال کرد که باور عمیق فرد به تواناییهای شخصی برای مدیریت و کنترل چالشها، هسته مرکزی و محرک اصلی رفتارهای تابآورانه است.
یکی از چالشهای بنیادین در حوزه ترویج فرهنگ تابآوری، وجود باورهای نادرست و افسانههای عامیانه است که مانع از درک صحیح این مهارت میشوند. تحلیل تجربی این باورها به تفکیک واقعیتهای علمی کمک شایانی میکند:
افسانه بیاحساسی: این تصور که افراد تابآور فاقد احساسات منفی هستند یا هیچ چیز آنها را آزار نمیدهد، کاملاً نادرست است. واقعیت نشان میدهد که این افراد غم، خشم، اضطراب و تروما را با تمام وجود تجربه میکنند؛ اما تفاوت کلیدی آنان در توانایی پذیرش، مدیریت و ابراز بهینه این هیجانات است. افسانه ذاتی بودن: این ادعا که تابآوری صرفاً یک ویژگی ژنتیکی و مادرزادی است، توسط شواهد علمی رد شده است. اگرچه تفاوتهای زیستی وجود دارند، اما تابآوری یک مهارت یادگرفتنی است که در طول زمان از طریق توسعه الگوهای فکری، رفتاری و تعاملی با محیط رشد میکند. افسانه زندگی بدون استرس: برخلاف این تصور که افراد تابآور زندگی بدون چالش دارند، واقعیت این است که مواجهه با استرس و ناملایمات شرط لازم برای به کارگیری و تقویت این توانایی روانی است و تابآوری به معنای توانایی انطباق کارآمد با این فشارهاست. پارادایم بازگشت به وضعیت قبلی: در بسیاری از بحرانهای عمیق، بازگشت به “وضعیت عادی قدیمی” ناممکن یا غیرمفید است. از این رو، رویکردهای نوین بر لزوم حرکت به سمت یک “وضعیت عادی جدید” و بازتعریف تعادل روانی تأکید دارند.
مشروح مقاله در رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان
https://iraniansocialworkers.ir/اهمیت-تاب-آوری/
تحلیل جامع و چندسیستمی سازه تابآوری: مبانی نظری، ابعاد ساختاری، چالشهای مدلسازی و استراتژیهای ارتقا در نظامهای فردی، خانوادگی و اجتماعی
مفهوم تابآوری روانی یا ذهنی در ادبیات اولیه روانشناسی به عنوان ظرفیت مواجهه عاطفی و شناختی با بحرانها و سرعت بازگشت به وضعیت پیش از بحران تعریف میشد. با این حال، تبیینهای معاصر روانشناختی نشان میدهند که تابآوری پدیدهای بسیار فراتر از یک سازوکار ساده ترمیمی یا بازیابی ساده است.
بر اساس الگوهای تحولیافته، تابآوری به عنوان یک فرآیند پویا، آموختنی و چندبعدی در نظر گرفته میشود که شامل سازگاری تحولآفرین با شرایط جدید و قویتر شدن از قبل است.
این رویکرد سیستماتیک بر این فرض استوار است که مواجهه با تروما و چالشهای عمیق، لزوماً به فروپاشی روانی منجر نمیشود؛ بلکه میتواند به عنوان کاتالیزوری برای رشد پس از سانحه، بازآفرینی معنای زندگی و کشف ظرفیتهای ناشناخته درونی عمل کند.
سیر تطور تاریخی این مفهوم با پژوهشهای طولی و تجربی برجستهای همراه بوده است.
دکتر امی ورنر با بررسی وضعیت کودکان محروم در شرایط نامساعد محیطی در جزیره کائوآئی هاوایی، اصطلاح تابآوری روانی را وارد ادبیات علمی کرد و نشان داد که چگونه بخشی از این کودکان توانستند بر ناملایمات شدید غلبه کرده و زندگی سالمی را پایهریزی کنند.
در ادامه این مسیر پژوهشی، نظریهپرداز برجسته روانشناسی شناختی و اجتماعی، آلبرت بندورا، در کتاب مرجع خود با تکیه بر مبانی خودکارآمدی، استدلال کرد که باور عمیق فرد به تواناییهای شخصی برای مدیریت و کنترل چالشها، هسته مرکزی و محرک اصلی رفتارهای تابآورانه است.
یکی از چالشهای بنیادین در حوزه ترویج فرهنگ تابآوری، وجود باورهای نادرست و افسانههای عامیانه است که مانع از درک صحیح این مهارت میشوند. تحلیل تجربی این باورها به تفکیک واقعیتهای علمی کمک شایانی میکند:
افسانه بیاحساسی: این تصور که افراد تابآور فاقد احساسات منفی هستند یا هیچ چیز آنها را آزار نمیدهد، کاملاً نادرست است. واقعیت نشان میدهد که این افراد غم، خشم، اضطراب و تروما را با تمام وجود تجربه میکنند؛ اما تفاوت کلیدی آنان در توانایی پذیرش، مدیریت و ابراز بهینه این هیجانات است. افسانه ذاتی بودن: این ادعا که تابآوری صرفاً یک ویژگی ژنتیکی و مادرزادی است، توسط شواهد علمی رد شده است. اگرچه تفاوتهای زیستی وجود دارند، اما تابآوری یک مهارت یادگرفتنی است که در طول زمان از طریق توسعه الگوهای فکری، رفتاری و تعاملی با محیط رشد میکند. افسانه زندگی بدون استرس: برخلاف این تصور که افراد تابآور زندگی بدون چالش دارند، واقعیت این است که مواجهه با استرس و ناملایمات شرط لازم برای به کارگیری و تقویت این توانایی روانی است و تابآوری به معنای توانایی انطباق کارآمد با این فشارهاست. پارادایم بازگشت به وضعیت قبلی: در بسیاری از بحرانهای عمیق، بازگشت به “وضعیت عادی قدیمی” ناممکن یا غیرمفید است. از این رو، رویکردهای نوین بر لزوم حرکت به سمت یک “وضعیت عادی جدید” و بازتعریف تعادل روانی تأکید دارند.
مشروح مقاله در رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان
https://iraniansocialworkers.ir/اهمیت-تاب-آوری/
۱۰
۱۶:۴۸
تاب آوری محله محور
چارچوبهای نظری، سازوکارهای عملیاتی و نقش واسطهای مددکاری اجتماعی جامعهای در مدیریت بحران و توسعه پایدار شهریتبیین مفهومی و تطور تاریخی نظریه تابآوری در مقیاس خرد
ریشهشناسی واژه محله نشان میدهد که این مفهوم از ریشه عربی «ح-ل-ل» به معنای محل توقف، فرود آمدن و اقامت موقت مشتق شده است که در گذر زمان به بخش، بخش تخصصی یا جغرافیاهای زیست جمعی در خاورمیانه و آسیای مرکزی اطلاق گردیده است.
در بستر برنامهریزی نوین شهری، محله به عنوان بنیادیترین سلول حیات اجتماعی و کالبدی شهروندان شناخته میشود. تطور تاریخی مفهوم تابآوری نشاندهنده گذار از پارادایم ایستای مهندسی (بازگشت صرف به وضعیت پیش از بحران) به سمت پارادایم پویا، تکاملی و سازگارانه اکولوژیکی و اجتماعی است.
بر این اساس، تاب آوری محله محور به عنوان یک استراتژی برنامهریزی در مقیاس خرد تعریف میشود که ظرفیتهای درونی یک محله را برای جذب شوکها، انطباق با تغییرات ساختاری، رشد مستمر و «جهش به جلو» ارتقا میدهد.
این رویکرد به جای تجویز نسخههای یکسانساز کلان، تفاوتهای اقلیمی، فرهنگی، هویتی و بومی هر محله را مبنای طراحی مداخلات قرار میدهد.
در تبیین این پدیده روانی-اجتماعی، باید کلیشهها و افسانههای رایج پیرامون تابآوری را به چالش کشید.
افسانه نخست، همپوشانی این مفهوم با بیاحساسی است؛ در حالی که افراد تابآور ناملایمات، غم و اضطراب را به طور کامل تجربه میکنند اما قادرند با مکانیسمهای سازگارانه از تروما عبور کنند.
افسانه دوم، ذاتی بودن مطلق آن است؛ پژوهشها اثبات میکنند که تابآوری مهارتی اکتسابی و توسعهپذیر است که مانند یک عضله با تمرینات شناختی و رفتاری تقویت میشود.
افسانه سوم نیز فرضیه زندگی بدون استرس برای افراد تابآور است که با واقعیتهای مواجهه با بحران همخوانی ندارد. در کتاب معادلات موفقیت، بر پیوند عمیق تابآوری با خودکارآمدی بندورا تأکید شده و نشان داده شده است که چگونه باور به تواناییهای فردی و جمعی، کاتالیزور اصلی غلبه بر چالشها و دستیابی به غنای عاطفی است.
هفت کلید اساسی در فرآیند توسعه تابآوری شامل احترام به خود و توانایی خودآرامسازی، نگرش مبتنی بر ایمان و یافتن معنای عمیق برای زندگی، انگیزش درونی همراه با پیوند عاطفی، شجاعت خطرپذیری، آگاهی از زمان استراحت، پایداری بر اهداف و شهامت متفاوت بودن با دیگران است.
چارچوب نظری تابآوری محلهمحور بر گرده چندین نظریه علمی استوار است. نظریه سیستمهای اکولوژیکی برونفنبرنر تبیین میکند که چگونه لایه خرد (محله) به عنوان واسطه میان لایه فردی و کلانسیستمهای اجتماعی عمل کرده و تابآوری را نهادینه میسازد.
مدل تبادلی استرس و مقابله لازاروس و فولکمن بر ارزیابیهای شناختی فردی و جمعی از ریسک تمرکز دارد.
نظریه گسترش و ساخت فردیکسون نشان میدهد که چگونه هیجانات مثبت و تعاملات اجتماعی در سطح محله، منابع پایدار روانی و فیزیکی برای مواجهه با بحرانها ایجاد میکنند.
در نهایت، روانشناسی مثبتگرای سلیگمن با تمرکز بر فضیلتها و نقاط قوت، مبنای نظری توسعه ظرفیتهای درونی جامعه محلی را فراهم میآورد.ابعاد ساختاری تابآوری محلهمحور و مدل سلامت اجتماعی
تحقق محله مقاوم و پایدار نیازمند همافزایی متوازن ابعاد کالبدی، اجتماعی، فرهنگی، نهادی و بهداشتی است. در بعد کالبدی و زیستمحیطی، طراحی هوشمندانه شهری نقشی فراتر از مهندسی سازه ایفا میکند. فضاهای عمومی چندمنظوره، پارکها، باغهای اجتماعی و خیابانهای قابل پیادهروی، فرصتهای ارگانیکی برای تعاملات غیررسمی ایجاد کرده و دلبستگی به مکان را ارتقا میدهند.
مشروح مقاله در رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان
https://iraniansocialworkers.ir/تاب-آوری-محله-محور/
چارچوبهای نظری، سازوکارهای عملیاتی و نقش واسطهای مددکاری اجتماعی جامعهای در مدیریت بحران و توسعه پایدار شهریتبیین مفهومی و تطور تاریخی نظریه تابآوری در مقیاس خرد
ریشهشناسی واژه محله نشان میدهد که این مفهوم از ریشه عربی «ح-ل-ل» به معنای محل توقف، فرود آمدن و اقامت موقت مشتق شده است که در گذر زمان به بخش، بخش تخصصی یا جغرافیاهای زیست جمعی در خاورمیانه و آسیای مرکزی اطلاق گردیده است.
در بستر برنامهریزی نوین شهری، محله به عنوان بنیادیترین سلول حیات اجتماعی و کالبدی شهروندان شناخته میشود. تطور تاریخی مفهوم تابآوری نشاندهنده گذار از پارادایم ایستای مهندسی (بازگشت صرف به وضعیت پیش از بحران) به سمت پارادایم پویا، تکاملی و سازگارانه اکولوژیکی و اجتماعی است.
بر این اساس، تاب آوری محله محور به عنوان یک استراتژی برنامهریزی در مقیاس خرد تعریف میشود که ظرفیتهای درونی یک محله را برای جذب شوکها، انطباق با تغییرات ساختاری، رشد مستمر و «جهش به جلو» ارتقا میدهد.
این رویکرد به جای تجویز نسخههای یکسانساز کلان، تفاوتهای اقلیمی، فرهنگی، هویتی و بومی هر محله را مبنای طراحی مداخلات قرار میدهد.
در تبیین این پدیده روانی-اجتماعی، باید کلیشهها و افسانههای رایج پیرامون تابآوری را به چالش کشید.
افسانه نخست، همپوشانی این مفهوم با بیاحساسی است؛ در حالی که افراد تابآور ناملایمات، غم و اضطراب را به طور کامل تجربه میکنند اما قادرند با مکانیسمهای سازگارانه از تروما عبور کنند.
افسانه دوم، ذاتی بودن مطلق آن است؛ پژوهشها اثبات میکنند که تابآوری مهارتی اکتسابی و توسعهپذیر است که مانند یک عضله با تمرینات شناختی و رفتاری تقویت میشود.
افسانه سوم نیز فرضیه زندگی بدون استرس برای افراد تابآور است که با واقعیتهای مواجهه با بحران همخوانی ندارد. در کتاب معادلات موفقیت، بر پیوند عمیق تابآوری با خودکارآمدی بندورا تأکید شده و نشان داده شده است که چگونه باور به تواناییهای فردی و جمعی، کاتالیزور اصلی غلبه بر چالشها و دستیابی به غنای عاطفی است.
هفت کلید اساسی در فرآیند توسعه تابآوری شامل احترام به خود و توانایی خودآرامسازی، نگرش مبتنی بر ایمان و یافتن معنای عمیق برای زندگی، انگیزش درونی همراه با پیوند عاطفی، شجاعت خطرپذیری، آگاهی از زمان استراحت، پایداری بر اهداف و شهامت متفاوت بودن با دیگران است.
چارچوب نظری تابآوری محلهمحور بر گرده چندین نظریه علمی استوار است. نظریه سیستمهای اکولوژیکی برونفنبرنر تبیین میکند که چگونه لایه خرد (محله) به عنوان واسطه میان لایه فردی و کلانسیستمهای اجتماعی عمل کرده و تابآوری را نهادینه میسازد.
مدل تبادلی استرس و مقابله لازاروس و فولکمن بر ارزیابیهای شناختی فردی و جمعی از ریسک تمرکز دارد.
نظریه گسترش و ساخت فردیکسون نشان میدهد که چگونه هیجانات مثبت و تعاملات اجتماعی در سطح محله، منابع پایدار روانی و فیزیکی برای مواجهه با بحرانها ایجاد میکنند.
در نهایت، روانشناسی مثبتگرای سلیگمن با تمرکز بر فضیلتها و نقاط قوت، مبنای نظری توسعه ظرفیتهای درونی جامعه محلی را فراهم میآورد.ابعاد ساختاری تابآوری محلهمحور و مدل سلامت اجتماعی
تحقق محله مقاوم و پایدار نیازمند همافزایی متوازن ابعاد کالبدی، اجتماعی، فرهنگی، نهادی و بهداشتی است. در بعد کالبدی و زیستمحیطی، طراحی هوشمندانه شهری نقشی فراتر از مهندسی سازه ایفا میکند. فضاهای عمومی چندمنظوره، پارکها، باغهای اجتماعی و خیابانهای قابل پیادهروی، فرصتهای ارگانیکی برای تعاملات غیررسمی ایجاد کرده و دلبستگی به مکان را ارتقا میدهند.
مشروح مقاله در رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان
https://iraniansocialworkers.ir/تاب-آوری-محله-محور/
۹
۱۶:۵۰
قسمت سوم از سلسله ویدئوهای انواع کوچینگ و ارتباط آنها با مفاهیم علمی تاب آوری (کوچینگ شغلی و کارآفرینی) توسط «جواد طلسچی یکتا بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران) تشریح و تبیین شده است.
برای دیدن ویدئو، روی لینک زیر کلیک کنید.
https://www.aparat.com/v/kql98bd
برای دیدن ویدئو، روی لینک زیر کلیک کنید.
https://www.aparat.com/v/kql98bd
۱۱
۲۱:۰۱
رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان
تجلی پایگاه استنادی و مرجع علمی در حوزه مددکاری اجتماعی و تابآوریتبیین نقش شبکههای دیجیتال تخصصی در توسعه دانش رفاه اجتماعی و همکاریهای بیننهادی
مددکاری اجتماعی ایرانیان: توسعه جوامع مدرن و پیچیدگیهای روزافزون آسیبهای اجتماعی، نیازمند بسترهای علمی و رسانهای پیشرفتهای است که بتوانند نقش واسط دانش میان دانشگاه، محیطهای عملیاتی و نهادهای سیاستگذار را ایفا کنند.
در این میان، «رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان» به همراه شبکههای همپوشان خود نظیر «مددکار نیوز» و «رسانه تابآوری ایران»، به عنوان یک مرجع علمی پیشگام و پایگاه استنادی پویا در سطح ملی و بینالمللی شناخته میشود.
این شبکه رسانهای با ارائه پژوهشهای تخصصی، بومیسازی تازههای علمی دنیا و تدوین راهکارهای کاربردی، به منبعی وثیق برای سازمانها، وزارتخانهها و نهادهای حاکمیتی در تدوین برنامههای رفاهی و مداخلات اجتماعی تبدیل شده است. مقاله حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی به بررسی ارکان، کارکردها و تاثیرات راهبردی این رسانه مرجع در ساختار رفاه اجتماعی کشور میپردازد.مقدمه و ضرورت ساختاری رسانههای مرجع در رفاه اجتماعی
در جهان امروز، مدیریت آسیبهای اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان بدون اتکا به یافتههای متقن پژوهشی و کلاندادههای علمی امکانپذیر نیست. مددکاری اجتماعی به عنوان دانشی بینرشتهای و حرفهای مبتنی بر عمل، همواره نیازمند روزآمدسازی مداوم و تبادل دانش میان متخصصان حوزه نظر و عمل است.
فرآیند انتقال دانش علمی به بسترهای اجرایی (سازمانهای دولتی و غیردولتی) نیازمند کاتالیزورهایی است که اطلاعات خام علمی را پردازش، بومیسازی و قابلفهم نمایند.
در نظام رفاه اجتماعی ایران، خلق بستری که بتواند علاوه بر ایفای نقش پایگاه استنادی، به عنوان زبان گویای جامعه تخصصی عمل کند، یک ضرورت بنیادین محسوب میشد.
«رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان» با درک این خلاء ساختاری، فعالیت خود را با هدف تجمیع، تولید و بازنشر محتوای علمی تراز اول آغاز کرد و امروزه با گسترش ابعاد ساختاری خود، پلتفرمی چندبعدی را در اختیار وزارتخانهها و تصمیمگیران کلان کشور قرار داده است.رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان؛ نماد پایگاه استنادی و تولید دانش
پایگاه اصلی رسانه (iraniansocialworkers.ir) از زمان تاسیس خود به عنوان اولین و جامعترین پلتفرم تخصصی این حوزه، مسیر حرکت مددکاری اجتماعی دیجیتال در ایران را دگرگون ساخت.
این رسانه صرفاً یک وبسایت خبری یا اطلاعرسانی معمولی نیست؛ بلکه به عنوان یک پایگاه استنادی تخصصی عمل میکند که ویژگیهای زیر آن را متمایز میسازد:
ارائه پژوهشهای تخصصی و بومی: انتشار مقالات علمی، پایاننامهها و گزارشهای تحلیلی مرتبط با چالشهای اجتماعی ایران. انتقال دانش روز جهان: ترجمه و تلخیص آخرین دستاوردهای علمی انجمنهای بینالمللی مددکاری اجتماعی و ژورنالهای معتبر ISI. منبع رجوع سازمانها: استفاده مکرر کارشناسان وزارتخانهها و نهادهای حمایتی نظیر سازمان بهزیستی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از دادههای این پایگاه برای تدوین پروتکلهای مداخلهای.
رویکرد راهبردی: این پایگاه استنادی همواره بر ضرورت گذار از مددکاری اجتماعی سنتی (تسکینی و توزیعی) به سمت نظامهای نوین، حقوقمحور، ساختاریافته و بهرهمند از فناوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات (ICT) تاکید داشته و ادبیات علمی این تحول را در کشور پایهگذاری کرده است.
مشروح مطلب در مددکاری اجتماعی ایرانیان
https://iraniansocialworkers.ir/رسانه-مددکاری-اجتماعی-ایرانیان/
تجلی پایگاه استنادی و مرجع علمی در حوزه مددکاری اجتماعی و تابآوریتبیین نقش شبکههای دیجیتال تخصصی در توسعه دانش رفاه اجتماعی و همکاریهای بیننهادی
مددکاری اجتماعی ایرانیان: توسعه جوامع مدرن و پیچیدگیهای روزافزون آسیبهای اجتماعی، نیازمند بسترهای علمی و رسانهای پیشرفتهای است که بتوانند نقش واسط دانش میان دانشگاه، محیطهای عملیاتی و نهادهای سیاستگذار را ایفا کنند.
در این میان، «رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان» به همراه شبکههای همپوشان خود نظیر «مددکار نیوز» و «رسانه تابآوری ایران»، به عنوان یک مرجع علمی پیشگام و پایگاه استنادی پویا در سطح ملی و بینالمللی شناخته میشود.
این شبکه رسانهای با ارائه پژوهشهای تخصصی، بومیسازی تازههای علمی دنیا و تدوین راهکارهای کاربردی، به منبعی وثیق برای سازمانها، وزارتخانهها و نهادهای حاکمیتی در تدوین برنامههای رفاهی و مداخلات اجتماعی تبدیل شده است. مقاله حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی به بررسی ارکان، کارکردها و تاثیرات راهبردی این رسانه مرجع در ساختار رفاه اجتماعی کشور میپردازد.مقدمه و ضرورت ساختاری رسانههای مرجع در رفاه اجتماعی
در جهان امروز، مدیریت آسیبهای اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان بدون اتکا به یافتههای متقن پژوهشی و کلاندادههای علمی امکانپذیر نیست. مددکاری اجتماعی به عنوان دانشی بینرشتهای و حرفهای مبتنی بر عمل، همواره نیازمند روزآمدسازی مداوم و تبادل دانش میان متخصصان حوزه نظر و عمل است.
فرآیند انتقال دانش علمی به بسترهای اجرایی (سازمانهای دولتی و غیردولتی) نیازمند کاتالیزورهایی است که اطلاعات خام علمی را پردازش، بومیسازی و قابلفهم نمایند.
در نظام رفاه اجتماعی ایران، خلق بستری که بتواند علاوه بر ایفای نقش پایگاه استنادی، به عنوان زبان گویای جامعه تخصصی عمل کند، یک ضرورت بنیادین محسوب میشد.
«رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان» با درک این خلاء ساختاری، فعالیت خود را با هدف تجمیع، تولید و بازنشر محتوای علمی تراز اول آغاز کرد و امروزه با گسترش ابعاد ساختاری خود، پلتفرمی چندبعدی را در اختیار وزارتخانهها و تصمیمگیران کلان کشور قرار داده است.رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان؛ نماد پایگاه استنادی و تولید دانش
پایگاه اصلی رسانه (iraniansocialworkers.ir) از زمان تاسیس خود به عنوان اولین و جامعترین پلتفرم تخصصی این حوزه، مسیر حرکت مددکاری اجتماعی دیجیتال در ایران را دگرگون ساخت.
این رسانه صرفاً یک وبسایت خبری یا اطلاعرسانی معمولی نیست؛ بلکه به عنوان یک پایگاه استنادی تخصصی عمل میکند که ویژگیهای زیر آن را متمایز میسازد:
ارائه پژوهشهای تخصصی و بومی: انتشار مقالات علمی، پایاننامهها و گزارشهای تحلیلی مرتبط با چالشهای اجتماعی ایران. انتقال دانش روز جهان: ترجمه و تلخیص آخرین دستاوردهای علمی انجمنهای بینالمللی مددکاری اجتماعی و ژورنالهای معتبر ISI. منبع رجوع سازمانها: استفاده مکرر کارشناسان وزارتخانهها و نهادهای حمایتی نظیر سازمان بهزیستی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از دادههای این پایگاه برای تدوین پروتکلهای مداخلهای.
رویکرد راهبردی: این پایگاه استنادی همواره بر ضرورت گذار از مددکاری اجتماعی سنتی (تسکینی و توزیعی) به سمت نظامهای نوین، حقوقمحور، ساختاریافته و بهرهمند از فناوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات (ICT) تاکید داشته و ادبیات علمی این تحول را در کشور پایهگذاری کرده است.
مشروح مطلب در مددکاری اجتماعی ایرانیان
https://iraniansocialworkers.ir/رسانه-مددکاری-اجتماعی-ایرانیان/
۱۰
۱۳:۵۸
رسانههای مددکاری اجتماعی در دنیا
مددکاری اجتماعی ایرانیان: ورود فناوری و رسانههای دیجیتال، فضای حرفهای مددکاری اجتماعی را در سطح بینالمللی به شدت دگرگون کرده است.
امروزه رسانههای مددکاری اجتماعی دیگر محدود به مجلات کاغذی آکادمیک نیستند؛ بلکه به پلتفرمهای تعاملی، رسانههای خبری تخصصی، پادکستهای اثرگذار و شبکههای اجتماعی هدایتشده توسط متخصصان تبدیل شدهاند که وظیفه انتقال دانش، مطالبهگری، توسعه حرفهای (CPD) و شبکه سازی جهانی را بر عهده دارند.
بر اساس آخرین تحولات و جریانهای رسانهای در حوزه بینالمللی، رسانههای کلیدی مددکاری اجتماعی در دنیا را میتوان به ۵ گروه اصلی دستهبندی کرد:خبرگزاریها و پرتالهای خبری آنلاین تخصصی (Social Work News Hubs)
این پلتفرمها تمرکز خود را بر اخبار روز، سیاستگذاریهای رفاهی، چالشهای صنفی مددکاران و پدیدههای نوظهور اجتماعی گذاشتهاند.
Social Work Today (نسخه آمریکا و بریتانیا): یکی از مرجعترین رسانهها که دو نسخه مجزا برای فضا و قوانین بریتانیا (.co.uk) و آمریکا (.com) دارد. این رسانه به صورت روزانه گزارشهایی در خصوص فرسودگی شغلی مددکاران، اصلاحات قوانین مراقبت از کودکان، کاربرد هوش مصنوعی (AI) در غربالگریهای اجتماعی و چالشهای پناهجویان منتشر میکند.
The New Social Worker: این رسانه دیجیتال که تمرکز ویژهای روی دانشجویان مددکاری اجتماعی و فارغالتحصیلان جدید دارد، به یک مرجع اخلاق حرفهای، تکنیکهای مصاحبه بالینی و راهنمای بقا در محیطهای پرتروما تبدیل شده است.
Community Care (بریتانیا): یک رسانه مستقل و بسیار قدرتمند که وضعیت استانداردهای کاری، حقوق و دستمزد، و پروندههای قضایی مرتبط با خطاهای حرفهای یا موفقیتهای مددکاران اجتماعی را پوشش میدهد.
پادکستهای تخصصی (Social Work Podcasts)
پادکستها به دلیل قابلیت دسترسی بالا در حین جابجایی، به یکی از محبوبترین ابزارهای «آموزش مداوم» مددکاران تبدیل شدهاند.
The Social Work Podcast: این پادکست که توسط دکتر جاناتان سینگر اداره میشود، قدیمیترین و معتبرترین پادکست این حوزه است. در برنامههای اخیر آن (مانند بررسی ۱۰ سالگی پروژه کلان Grand Challenges for Social Work)، به موضوعاتی چون «استفاده از فناوری برای خیر اجتماعی»، «نابرابریهای اقتصادی شدید» و «حذف نژادپرستی ساختاری» پرداخته شده است.
Social Work Talks (پادکست NASW): پادکست رسمی انجمن ملی مددکاران اجتماعی آمریکا است که در آن با نخبگان این رشته درباره سیاستگذاریهای کلان رفاهی، سلامت روان کلنگر و مأموریتهای امدادی گفتگو میشود.
This Is Social Work: پادکست رسمی نهاد رگولاتوری مددکاری اجتماعی انگلستان (Social Work England) که تمرکز آن بر به اشتراکگذاری تجربیات زیسته (Lived Experience) مراجعان و مددکاران در خط مقدم آسیبهاست.
مجلات علمی-پژوهشی بینالمللی (Academic Journals)
اگرچه این مجلات ساختار آکادمیک دارند، اما به عنوان اصیلترین رسانههای تولید دانش، رویکردهای نوین مداخله را به دنیا معرفی میکنند. مهمترین آنها عبارتند از:
International Social Work: مجله رسمی فدراسیون بینالمللی مددکاران اجتماعی (IFSW) که مسائل را با نگاهی جهانی و فرامرزی تحلیل میکند.
British Journal of Social Work (BJSW): از معتبرترین مجلات علمی دنیا که به شدت روی پیوند تئوری و عمل (Practice-Theory) تاکید دارد.
رسانههای نهادهای بینالمللی (Global Institutional Media)
نهادهای رهبریکننده این حرفه، کانالهای رسانهای خود را برای انتشار بیانیهها، روز جهانی مددکاری اجتماعی و کدهای اخلاقی به کار میگیرند.
پورتال رسانهای IFSW (فدراسیون بینالمللی مددکاران اجتماعی): این پلتفرم به عنوان صدای واحد مددکاران در سازمان ملل عمل میکند و وبینارها، بیانیههای مربوط به مناطق جنگی، تغییرات اقلیمی و بحرانهای انسانی را پوشش میدهد.
IASSW Media: رسانه انجمن بینالمللی مدارس مددکاری اجتماعی که بر استانداردهای آموزش مددکاری در دانشگاههای جهان نظارت و تمرکز دارد.
در رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان بخوانید
https://iraniansocialworkers.ir/رسانه-های-مددکاری-اجتماعی-در-دنیا/
مددکاری اجتماعی ایرانیان: ورود فناوری و رسانههای دیجیتال، فضای حرفهای مددکاری اجتماعی را در سطح بینالمللی به شدت دگرگون کرده است.
امروزه رسانههای مددکاری اجتماعی دیگر محدود به مجلات کاغذی آکادمیک نیستند؛ بلکه به پلتفرمهای تعاملی، رسانههای خبری تخصصی، پادکستهای اثرگذار و شبکههای اجتماعی هدایتشده توسط متخصصان تبدیل شدهاند که وظیفه انتقال دانش، مطالبهگری، توسعه حرفهای (CPD) و شبکه سازی جهانی را بر عهده دارند.
بر اساس آخرین تحولات و جریانهای رسانهای در حوزه بینالمللی، رسانههای کلیدی مددکاری اجتماعی در دنیا را میتوان به ۵ گروه اصلی دستهبندی کرد:خبرگزاریها و پرتالهای خبری آنلاین تخصصی (Social Work News Hubs)
این پلتفرمها تمرکز خود را بر اخبار روز، سیاستگذاریهای رفاهی، چالشهای صنفی مددکاران و پدیدههای نوظهور اجتماعی گذاشتهاند.
Social Work Today (نسخه آمریکا و بریتانیا): یکی از مرجعترین رسانهها که دو نسخه مجزا برای فضا و قوانین بریتانیا (.co.uk) و آمریکا (.com) دارد. این رسانه به صورت روزانه گزارشهایی در خصوص فرسودگی شغلی مددکاران، اصلاحات قوانین مراقبت از کودکان، کاربرد هوش مصنوعی (AI) در غربالگریهای اجتماعی و چالشهای پناهجویان منتشر میکند.
The New Social Worker: این رسانه دیجیتال که تمرکز ویژهای روی دانشجویان مددکاری اجتماعی و فارغالتحصیلان جدید دارد، به یک مرجع اخلاق حرفهای، تکنیکهای مصاحبه بالینی و راهنمای بقا در محیطهای پرتروما تبدیل شده است.
Community Care (بریتانیا): یک رسانه مستقل و بسیار قدرتمند که وضعیت استانداردهای کاری، حقوق و دستمزد، و پروندههای قضایی مرتبط با خطاهای حرفهای یا موفقیتهای مددکاران اجتماعی را پوشش میدهد.
پادکستهای تخصصی (Social Work Podcasts)
پادکستها به دلیل قابلیت دسترسی بالا در حین جابجایی، به یکی از محبوبترین ابزارهای «آموزش مداوم» مددکاران تبدیل شدهاند.
The Social Work Podcast: این پادکست که توسط دکتر جاناتان سینگر اداره میشود، قدیمیترین و معتبرترین پادکست این حوزه است. در برنامههای اخیر آن (مانند بررسی ۱۰ سالگی پروژه کلان Grand Challenges for Social Work)، به موضوعاتی چون «استفاده از فناوری برای خیر اجتماعی»، «نابرابریهای اقتصادی شدید» و «حذف نژادپرستی ساختاری» پرداخته شده است.
Social Work Talks (پادکست NASW): پادکست رسمی انجمن ملی مددکاران اجتماعی آمریکا است که در آن با نخبگان این رشته درباره سیاستگذاریهای کلان رفاهی، سلامت روان کلنگر و مأموریتهای امدادی گفتگو میشود.
This Is Social Work: پادکست رسمی نهاد رگولاتوری مددکاری اجتماعی انگلستان (Social Work England) که تمرکز آن بر به اشتراکگذاری تجربیات زیسته (Lived Experience) مراجعان و مددکاران در خط مقدم آسیبهاست.
مجلات علمی-پژوهشی بینالمللی (Academic Journals)
اگرچه این مجلات ساختار آکادمیک دارند، اما به عنوان اصیلترین رسانههای تولید دانش، رویکردهای نوین مداخله را به دنیا معرفی میکنند. مهمترین آنها عبارتند از:
International Social Work: مجله رسمی فدراسیون بینالمللی مددکاران اجتماعی (IFSW) که مسائل را با نگاهی جهانی و فرامرزی تحلیل میکند.
British Journal of Social Work (BJSW): از معتبرترین مجلات علمی دنیا که به شدت روی پیوند تئوری و عمل (Practice-Theory) تاکید دارد.
رسانههای نهادهای بینالمللی (Global Institutional Media)
نهادهای رهبریکننده این حرفه، کانالهای رسانهای خود را برای انتشار بیانیهها، روز جهانی مددکاری اجتماعی و کدهای اخلاقی به کار میگیرند.
پورتال رسانهای IFSW (فدراسیون بینالمللی مددکاران اجتماعی): این پلتفرم به عنوان صدای واحد مددکاران در سازمان ملل عمل میکند و وبینارها، بیانیههای مربوط به مناطق جنگی، تغییرات اقلیمی و بحرانهای انسانی را پوشش میدهد.
IASSW Media: رسانه انجمن بینالمللی مدارس مددکاری اجتماعی که بر استانداردهای آموزش مددکاری در دانشگاههای جهان نظارت و تمرکز دارد.
در رسانه مددکاری اجتماعی ایرانیان بخوانید
https://iraniansocialworkers.ir/رسانه-های-مددکاری-اجتماعی-در-دنیا/
۱۲
۱۴:۰۸
بررسی رویکردهای محلهمحور فدراسیون بینالمللی مددکاران اجتماعی
پایگاه خبری مددکار نیوز – توسعه محلهمحور و ارتقای تابآوری اجتماعی از طریق مداخله در سطح بومی، به عنوان یکی از استراتژیهای اصلی فدراسیون بینالمللی مددکاران اجتماعی (IFSW) در سالهای اخیر و بهویژه در اسناد موضعگیری اخیر این فدراسیون مورد تاکید قرار گرفته است.
در ادامه، گزارشی جامع از رویکردهای جهانی این نهاد و تحلیل عمیق سازگاری، بازتاب و تأثیرات این جریان بر فضای مددکاری اجتماعی و برنامههای تابآوری در ایران ارائه میشود. گزارش جامع رویکردهای فدراسیون بینالمللی (IFSW) در توسعه محلهمحور
فدراسیون بینالمللی مددکاران اجتماعی، تغییرات اجتماعی پایدار را فرآیندی «از پایین به بالا» میداند.
در بیانیهها و چارچوبهای عملیاتی اخیر این فدراسیون، محلهها دیگر صرفاً جغرافیایی برای توزیع خدمات نیستند، بلکه هسته اصلی تولید قدرت جمعی و تابآوری تعریف میشوند.مهمترین ابعاد این رویکرد به شرح زیر است:
انتقال از رویکرد خدماتمحور به بومشناختی (Eco-Social): فدراسیون تأکید دارد که مشکلات اجتماعی (مانند فقر، انزوا و آسیبها) در خلاء رخ نمیدهند، بلکه متأثر از محیط زیست، جغرافیا و ساختار محلی هستند. مددکاری محلهمحور تلاش میکند با شناخت داراییهای درونی یک محله، تابآوری سیستماتیک ایجاد کند. تغییر نقش مددکار از «ارائهدهنده خدمت» به «تسهیلگر و میانجی»: در الگوهای مدرن IFSW، مددکار اجتماعی در امور محلی دخالت مستقیم یا تحمیلی نمیکند؛ بلکه نقش او پشتیبانی اجتماعی (Social Support) و میانجیگری (Mediation) میان ظرفیتهای پنهان محله (نخبگان محلی، کسبوکارهای کوچک، گروههای داوطلب) و نهادهای حاکمیتی است. مشارکت فعال و حقمداری: این فدراسیون صراحتاً مدلهای «خیریهمحور سنتی» را که مراجعان را منفعل نگه میدارند، رد میکند. در رویکرد محلهمحور، خودِ ساکنان محله باید در زنجیره تصمیمگیری، شناسایی آسیبها و اجرای راهحلها مشارکت داشته باشند تا به حقوق اساسی خود دست یابند.
واکاوی و تحلیل تأثیر رویکرد فدراسیون جهانی بر الگوهای محلهمحور در ایران
تحلیل روند تحولات مددکاری اجتماعی و گفتمان تابآوری در ایران نشان میدهد که ادبیات جهانی IFSW همگام با نیازهای بومی، تأثیرات ملموس و ساختاری بر جهتگیریهای تخصصی کشور داشته است.این تأثیرات را میتوان در سه لایه اصلی واکاوی کرد:گذار پارادایمی از مدلهای تمرکزگرا به تمرکززدا
در گذشته، ساختار حمایتی در ایران عمدتاً بر اساس مدلهای کلان، متمرکز و اغلب با نگاهی سنتی و مکانیزمی هدایت میشد. اما با نفوذ استانداردهای بینالمللی و بومیسازی آنها، یک واگرایی مثبت به سمت تسهیلگری محلی و تمرکززدایی از خدمات اجتماعی شکل گرفته است.
امروزه لزوم راهاندازی و تقویت پایگاههای خدمات اجتماعی محلی، کلینیکهای مددکاری در دل محلاتِ هدف و مراکز توسعه محلی، بازتابی از همین رویکرد جهانی است که محله را خط مقدم پیشگیری و مداخله میداند.تغییر گفتمان علمی و دانشگاهی
جامعه دانشگاهی، پژوهشگران و مؤلفان حوزه مددکاری و تابآوری در ایران، با رصد مستمر اسناد IFSW، ادبیات علمی کشور را بازتعریف کردهاند.
ثمره این تأثیر را میتوان در رشد فزاینده مقالات، کتابهای تخصصی و پژوهشهایی دید که مستقیماً بر «تابآوری محلهمحور»، «سرمایه اجتماعی بومی» و «توانمندسازی جامعهمحور» تمرکز دارند.
این پویایی علمی سبب شده تا مددکاران نسل جدید در ایران با دیدگاهی ساختاریافتهتر به سراغ حل مسائل محلی بروند.
مشروح مطلب در مددکار نیوز https://www.madadkarnews.ir/?p=29277
پایگاه خبری مددکار نیوز – توسعه محلهمحور و ارتقای تابآوری اجتماعی از طریق مداخله در سطح بومی، به عنوان یکی از استراتژیهای اصلی فدراسیون بینالمللی مددکاران اجتماعی (IFSW) در سالهای اخیر و بهویژه در اسناد موضعگیری اخیر این فدراسیون مورد تاکید قرار گرفته است.
در ادامه، گزارشی جامع از رویکردهای جهانی این نهاد و تحلیل عمیق سازگاری، بازتاب و تأثیرات این جریان بر فضای مددکاری اجتماعی و برنامههای تابآوری در ایران ارائه میشود. گزارش جامع رویکردهای فدراسیون بینالمللی (IFSW) در توسعه محلهمحور
فدراسیون بینالمللی مددکاران اجتماعی، تغییرات اجتماعی پایدار را فرآیندی «از پایین به بالا» میداند.
در بیانیهها و چارچوبهای عملیاتی اخیر این فدراسیون، محلهها دیگر صرفاً جغرافیایی برای توزیع خدمات نیستند، بلکه هسته اصلی تولید قدرت جمعی و تابآوری تعریف میشوند.مهمترین ابعاد این رویکرد به شرح زیر است:
انتقال از رویکرد خدماتمحور به بومشناختی (Eco-Social): فدراسیون تأکید دارد که مشکلات اجتماعی (مانند فقر، انزوا و آسیبها) در خلاء رخ نمیدهند، بلکه متأثر از محیط زیست، جغرافیا و ساختار محلی هستند. مددکاری محلهمحور تلاش میکند با شناخت داراییهای درونی یک محله، تابآوری سیستماتیک ایجاد کند. تغییر نقش مددکار از «ارائهدهنده خدمت» به «تسهیلگر و میانجی»: در الگوهای مدرن IFSW، مددکار اجتماعی در امور محلی دخالت مستقیم یا تحمیلی نمیکند؛ بلکه نقش او پشتیبانی اجتماعی (Social Support) و میانجیگری (Mediation) میان ظرفیتهای پنهان محله (نخبگان محلی، کسبوکارهای کوچک، گروههای داوطلب) و نهادهای حاکمیتی است. مشارکت فعال و حقمداری: این فدراسیون صراحتاً مدلهای «خیریهمحور سنتی» را که مراجعان را منفعل نگه میدارند، رد میکند. در رویکرد محلهمحور، خودِ ساکنان محله باید در زنجیره تصمیمگیری، شناسایی آسیبها و اجرای راهحلها مشارکت داشته باشند تا به حقوق اساسی خود دست یابند.
واکاوی و تحلیل تأثیر رویکرد فدراسیون جهانی بر الگوهای محلهمحور در ایران
تحلیل روند تحولات مددکاری اجتماعی و گفتمان تابآوری در ایران نشان میدهد که ادبیات جهانی IFSW همگام با نیازهای بومی، تأثیرات ملموس و ساختاری بر جهتگیریهای تخصصی کشور داشته است.این تأثیرات را میتوان در سه لایه اصلی واکاوی کرد:گذار پارادایمی از مدلهای تمرکزگرا به تمرکززدا
در گذشته، ساختار حمایتی در ایران عمدتاً بر اساس مدلهای کلان، متمرکز و اغلب با نگاهی سنتی و مکانیزمی هدایت میشد. اما با نفوذ استانداردهای بینالمللی و بومیسازی آنها، یک واگرایی مثبت به سمت تسهیلگری محلی و تمرکززدایی از خدمات اجتماعی شکل گرفته است.
امروزه لزوم راهاندازی و تقویت پایگاههای خدمات اجتماعی محلی، کلینیکهای مددکاری در دل محلاتِ هدف و مراکز توسعه محلی، بازتابی از همین رویکرد جهانی است که محله را خط مقدم پیشگیری و مداخله میداند.تغییر گفتمان علمی و دانشگاهی
جامعه دانشگاهی، پژوهشگران و مؤلفان حوزه مددکاری و تابآوری در ایران، با رصد مستمر اسناد IFSW، ادبیات علمی کشور را بازتعریف کردهاند.
ثمره این تأثیر را میتوان در رشد فزاینده مقالات، کتابهای تخصصی و پژوهشهایی دید که مستقیماً بر «تابآوری محلهمحور»، «سرمایه اجتماعی بومی» و «توانمندسازی جامعهمحور» تمرکز دارند.
این پویایی علمی سبب شده تا مددکاران نسل جدید در ایران با دیدگاهی ساختاریافتهتر به سراغ حل مسائل محلی بروند.
مشروح مطلب در مددکار نیوز https://www.madadkarnews.ir/?p=29277
۸
۸:۳۹