علی بن مهزیار وقتی بعد از ۲۰ سال دوری به امام زمان رسید میخواست همان ابتدای صحبتش گلایه کند که آقا ۲۰ سال آمدم که شما را ببینم اما نشد که نشد !تا آمد که گلایه کند حضرت به او فرمودند:
علی بن مهزیار ۲۰ سال است که شبانه روز منتظر آمدنت بودیم چرا اینقدر دیر آمدی؟!
و این جمله ی امام زمان ارواحنا فداه به علی بن مهزیار خیلی دردناک است....میفرمایند ۲۰ سال آن هم شبانه روز....
لقد کنا نتوقعک لیلا و نهارا....
علی بن مهزیار ۲۰ سال است که شبانه روز منتظر آمدنت بودیم چرا اینقدر دیر آمدی؟!
و این جمله ی امام زمان ارواحنا فداه به علی بن مهزیار خیلی دردناک است....میفرمایند ۲۰ سال آن هم شبانه روز....
لقد کنا نتوقعک لیلا و نهارا....
۷۷۵
۴:۴۱
امروز صبحیک لحظه با قلب تون توجه کنید به امام زمان ارواحنا فداه و این جمله رو به حضرت بگید....
توجه قلبی یعنی اینکه با تمام وجود برای دو دقیقه خودتون رو روبروی امام زمان ببینید و با تمام وجود حس کنید که امام زمان دارند با تمام وجودشون به حرف شما گوش میدن. این یعنی توجه قلبی...بعد وقتی توجه کردید با قلبتون این جمله را بگید به آقا که بابای مهربونم من شما رو خیلی دوست دارمتازه بعضیا هستن که حتی به پدر خودشون هم این جمله رو نگفتن و براشون گفتن این جمله خیلی سخته اما فکر میکنم خیلی راحت بتونن این جمله رو به امام زمان بگن....
تردید نکن پشت گوش ننداز شاید دیگه فرصت نداشته باشی این جمله عاشقانه رو به بابات بگی
کسی چه میدونه چند دقیقه دیگه زنده هست یا نه !
توجه قلبی یعنی اینکه با تمام وجود برای دو دقیقه خودتون رو روبروی امام زمان ببینید و با تمام وجود حس کنید که امام زمان دارند با تمام وجودشون به حرف شما گوش میدن. این یعنی توجه قلبی...بعد وقتی توجه کردید با قلبتون این جمله را بگید به آقا که بابای مهربونم من شما رو خیلی دوست دارمتازه بعضیا هستن که حتی به پدر خودشون هم این جمله رو نگفتن و براشون گفتن این جمله خیلی سخته اما فکر میکنم خیلی راحت بتونن این جمله رو به امام زمان بگن....
تردید نکن پشت گوش ننداز شاید دیگه فرصت نداشته باشی این جمله عاشقانه رو به بابات بگی
۷۷۸
۴:۵۰
شاخص را گم نکنید ...

در عصر غیبت کبری ، ولی فقیه جامعه ، شاخص است برای گم نکردن راه !
۷۸۸
۱۲:۰۲
من در به در و عاشق بین الحرمینم....
۸۰۴
۱۴:۳۰
امام زمان پناه عالم | تشرف حاج شیخ عبدالصمد زنجانی | تشرف نود و نهم (۹۹)
عالم بزرگوار، مرحوم شیخ اسداللَّه زنجانی از جناب شیخ عبدالصمد زنجانی نقل کرده که فرمود: در یکی از سالها حدود هشتاد تومان قرض داشتم که، پرداخت آن برایم غیر ممکن بود و زندگی بر من بسیار سخت میگذشت. مشغول توسّل به حضرت بقیة اللَّه شدم. شبی حضرت صاحب الزمان علیه السلام را در خواب زیارت کردم. ایشان دست مبارکش را دراز کرد و فرمود: ساعتت را به من بده! من هم ساعتم را به ایشان دادم، ساعت را در دست گرفته و دوباره به من مرحمت فرمودند. هنگامی که از خواب برخاستم، بسیار تأسّف خوردم که آن حضرت فقط به ساعت من نظر فرمود و از من سؤالی نکرد و دلجویی نفرمود. صبح آن شب به دیدن بعضی از دوستان رفتم. مدّتی نشستم. سپس ساعت را از جیبم بیرون آورده، وقت را نگاه کردم. شخصی که کنار من نشسته بود، گفت: این ساعت طلا را از کجا آورده ای؟ گفتم: من را چه به ساعت طلا؟ این ساعت از برنج است و آن را از فلانی خریده ام. گفت: نه! این طلای سرخ است. چون به دقّت نگاه کردیم، دیدیم ساعت از طلای سرخ است. تعجّب کردیم و شخصی را نزد فروشنده فرستادیم تا از او سؤال نماید. در جواب گفت: من ساعت برنج فروختهام و از فلان شخص خریده ام. از فروشنده قبلی نیز سؤال کردیم، او نیز گفت: ساعت برنجی بوده است. پیوسته تحیر و تعجّب من زیادتر میشد. ناگاه به یاد خواب شب گذشته افتادم و شرح خوابم را برای حاضرین بیان کردم. آشکار شد که حضرت حجّت برنج را به طلای سرخ مبدّل کرده است. یکی از حاضرین گفت: شما چقدر قرض دارید؟ گفتم: هفتاد یا هشتاد تومان. گفت: این ساعت را به من هدیه فرمایید، من قرض شما را ادا میکنم. من ساعت را به او دادم و قرض هایم را ادا کردم.
شیخ اسد اللّه زنجانی می گوید به ایشان گفتم :
خانهأت آباد چرا ساعت را از دست دادی؟ اگر آن را نگه داشته بودی هفتاد هزار تومان استفاده می کردی
صفای دل: کراماتی از امام زمان علیه السلام برگرفته از عبقری الحسان صفحه ۲۳
عالم بزرگوار، مرحوم شیخ اسداللَّه زنجانی از جناب شیخ عبدالصمد زنجانی نقل کرده که فرمود: در یکی از سالها حدود هشتاد تومان قرض داشتم که، پرداخت آن برایم غیر ممکن بود و زندگی بر من بسیار سخت میگذشت. مشغول توسّل به حضرت بقیة اللَّه شدم. شبی حضرت صاحب الزمان علیه السلام را در خواب زیارت کردم. ایشان دست مبارکش را دراز کرد و فرمود: ساعتت را به من بده! من هم ساعتم را به ایشان دادم، ساعت را در دست گرفته و دوباره به من مرحمت فرمودند. هنگامی که از خواب برخاستم، بسیار تأسّف خوردم که آن حضرت فقط به ساعت من نظر فرمود و از من سؤالی نکرد و دلجویی نفرمود. صبح آن شب به دیدن بعضی از دوستان رفتم. مدّتی نشستم. سپس ساعت را از جیبم بیرون آورده، وقت را نگاه کردم. شخصی که کنار من نشسته بود، گفت: این ساعت طلا را از کجا آورده ای؟ گفتم: من را چه به ساعت طلا؟ این ساعت از برنج است و آن را از فلانی خریده ام. گفت: نه! این طلای سرخ است. چون به دقّت نگاه کردیم، دیدیم ساعت از طلای سرخ است. تعجّب کردیم و شخصی را نزد فروشنده فرستادیم تا از او سؤال نماید. در جواب گفت: من ساعت برنج فروختهام و از فلان شخص خریده ام. از فروشنده قبلی نیز سؤال کردیم، او نیز گفت: ساعت برنجی بوده است. پیوسته تحیر و تعجّب من زیادتر میشد. ناگاه به یاد خواب شب گذشته افتادم و شرح خوابم را برای حاضرین بیان کردم. آشکار شد که حضرت حجّت برنج را به طلای سرخ مبدّل کرده است. یکی از حاضرین گفت: شما چقدر قرض دارید؟ گفتم: هفتاد یا هشتاد تومان. گفت: این ساعت را به من هدیه فرمایید، من قرض شما را ادا میکنم. من ساعت را به او دادم و قرض هایم را ادا کردم.
شیخ اسد اللّه زنجانی می گوید به ایشان گفتم :
خانهأت آباد چرا ساعت را از دست دادی؟ اگر آن را نگه داشته بودی هفتاد هزار تومان استفاده می کردی
۸۲۸
۱۶:۳۰
عرض سلام و احترام و خوشآمد به اعضای محترم وجدید دوستداران امام زمانشما منتظران بلطف حضرت با ورود به این کانال هر کدام چراغ روشنی هستید برای یاری حضرت در مسیر ظهورشمگر نه اینکه امروز ما شیعیان برای قطب عالم امکان، ارواحنا له الفداء، وظیفهی سربازی داریم تا اگر حضرت اجازه بفرماید، در مسیر ایشان لباس شهادت بر تن نماییم؟ چه خوب است که این وظیفه را با نشر محبت و محتوا از مولایمان آغاز کنیم تا شاید با این حرکت ،جریان محبت پدرانهی مهدی موعود در میان عموم مردم، خداوند بر بیکسی و غربت شیعه و مسلمانان جهان رحم کند و باقی فرج ایشان را بر ما ببخشاید.
۱۹۶
۱۹:۴۲
السلام علیک یا صاحب الزماناللهم عجل لولیک الفرج
۱۶۵
۲۰:۱۷
ارسالی از بهشت 
بقول مقام معظم رهبری رحمت الله علیه:
«شهداء را یاد کنیم» با هر بهانه ای که باشد
بقول مقام معظم رهبری رحمت الله علیه:
«شهداء را یاد کنیم» با هر بهانه ای که باشد
۱۷۷
۲۰:۱۷
آمد خدمت امام رضا علیه السلام و گفت :آقا ! مردم خیلی پشت سرم حرف میزنند ؛ خیلی ناراحتم آقا جان امام رضا علیه السلام به او فرمودند 
۱۶۷
۲۰:۲۹
آیاما هم میتوانیم جزیاران حضرت باشیم ؟؟؟
۶۷
۳:۰۹