امام زمان ارواحنا فداه کمک تون می کنه .....
۶۹
۷:۴۹
امام زمان پناه عالم | تشرف آیت الله العظمی حاج شیخ احمد مقدس اردبیلی | تشرف چهل و هفتم (۴۷)
سید نعمتالله جزایری در انوار النعمانیه نقل میکند که مقدس اردبیلی شاگردی اهل تفرش داشت به نام *میرعلّام* که در نهایتِ فضل و ورع بود.میرعلُام می گفت:
حجرهای داشتم که مشرف به بارگاه حضرت علی علیهالسلام بود. در یکی از شبها، پس از مطالعه در نیمههای شب، از حجره بیرون آمدم و به اطراف حرم نگاه میکردم. آن شب بسیار تاریک بود.
مردی را دیدم که به سوی حرم میآمد. با خود گفتم شاید دزد باشد که آمده چیزی از قندیلها بدزدد؛ پس از اتاقم پایین آمدم و به او نزدیک شدم، در حالی که او مرا نمیدید. منتظر بودم ببینم چه کار می کند .او به نزدیکی درِ حرم مطهر رسید و ایستاد. دیدم که قفل در افتاد و باز شد؛ درِ دوم و سوم نیز به همین ترتیب باز شد و او وارد حرم شد. کنار قبر شریف ایستاد، سلام کرد و شنیدم که از سوی قبر مطهر پاسخ سلام او داده شد. از آواز او شناختم که با امام علیهالسلام درباره مسئلهای علمی سخن میگوید.
سپس از شهر خارج شد و به سوی مسجد کوفه حرکت کرد. من هم از پشت سر او رفتم و او مرا نمیدید. وقتی به محراب مسجد رسید — همانجایی که امیرالمؤمنین علیهالسلام در آن شهید شده بود — شنیدم که با شخص دیگری درباره همان مسئله سخن میگوید.
او برگشت و من هم از پشت سر او برگشتم. وقتی به دروازه ولایت رسیدیم، صبح روشن شده بود.
آنجا خودم را به او نشان دادم و گفتم:«ای مولای من! من از اول تا آخر با تو بودم. مرا آگاه کن که آن شخص اول که در حرم شریف با او سخن میگفتی چه کسی بود؟ و آن شخص دوم که در کوفه با او صحبت میکردی چه کسی بود؟»
او از من عهد گرفت که تا زمان وفات، این راز را فاش نکنم. سپس به من فرمود:
«فرزندم! گاهی بعضی از مسائل بر من مشتبه میشود. پس بسیار پیش میآید که شبانه نزد قبر امیرالمؤمنین علیهالسلام میروم و در آن مسئله با ایشان سخن میگویم و پاسخ میشنوم. اما در این شب، مرا به سوی مولایمان صاحبالزمان علیهالسلام حواله فرمودند و گفتند: "فرزندم، مهدی علیهالسلام امشب در مسجد کوفه است؛ نزد او برو و این مسئله را از او بپرس." و آن شخص، مهدی علیهالسلام بود.»
النجم الثاقب نوشتهی آیت الله میرزا حسین نوری جلد سوم صفحه ۸۸
سید نعمتالله جزایری در انوار النعمانیه نقل میکند که مقدس اردبیلی شاگردی اهل تفرش داشت به نام *میرعلّام* که در نهایتِ فضل و ورع بود.میرعلُام می گفت:
حجرهای داشتم که مشرف به بارگاه حضرت علی علیهالسلام بود. در یکی از شبها، پس از مطالعه در نیمههای شب، از حجره بیرون آمدم و به اطراف حرم نگاه میکردم. آن شب بسیار تاریک بود.
مردی را دیدم که به سوی حرم میآمد. با خود گفتم شاید دزد باشد که آمده چیزی از قندیلها بدزدد؛ پس از اتاقم پایین آمدم و به او نزدیک شدم، در حالی که او مرا نمیدید. منتظر بودم ببینم چه کار می کند .او به نزدیکی درِ حرم مطهر رسید و ایستاد. دیدم که قفل در افتاد و باز شد؛ درِ دوم و سوم نیز به همین ترتیب باز شد و او وارد حرم شد. کنار قبر شریف ایستاد، سلام کرد و شنیدم که از سوی قبر مطهر پاسخ سلام او داده شد. از آواز او شناختم که با امام علیهالسلام درباره مسئلهای علمی سخن میگوید.
سپس از شهر خارج شد و به سوی مسجد کوفه حرکت کرد. من هم از پشت سر او رفتم و او مرا نمیدید. وقتی به محراب مسجد رسید — همانجایی که امیرالمؤمنین علیهالسلام در آن شهید شده بود — شنیدم که با شخص دیگری درباره همان مسئله سخن میگوید.
او برگشت و من هم از پشت سر او برگشتم. وقتی به دروازه ولایت رسیدیم، صبح روشن شده بود.
آنجا خودم را به او نشان دادم و گفتم:«ای مولای من! من از اول تا آخر با تو بودم. مرا آگاه کن که آن شخص اول که در حرم شریف با او سخن میگفتی چه کسی بود؟ و آن شخص دوم که در کوفه با او صحبت میکردی چه کسی بود؟»
او از من عهد گرفت که تا زمان وفات، این راز را فاش نکنم. سپس به من فرمود:
«فرزندم! گاهی بعضی از مسائل بر من مشتبه میشود. پس بسیار پیش میآید که شبانه نزد قبر امیرالمؤمنین علیهالسلام میروم و در آن مسئله با ایشان سخن میگویم و پاسخ میشنوم. اما در این شب، مرا به سوی مولایمان صاحبالزمان علیهالسلام حواله فرمودند و گفتند: "فرزندم، مهدی علیهالسلام امشب در مسجد کوفه است؛ نزد او برو و این مسئله را از او بپرس." و آن شخص، مهدی علیهالسلام بود.»
۸۸
۲۰:۱۱
سلام یا صاحب الزمان
۴۶
۵:۲۸
nabavi 3.mp3
۰۱:۲۹-۷۰۱.۷۸ کیلوبایت
اللهم عجل لولیک الفرج
۵۳
۵:۳۴
پای کلام خوبان | در محضر حضرت آیت الله ناصری رحمت الله علیه
راهِ رسیدن به امام زمان ارواحنا فداه سخت اما راهِ میان بر هم وجود دارد 
از سال ۱۳۸۳ چندین مرتبه توفیق درک فقیه امام زمانی حضرت آیت الله آقا شیخ محمدعلی ناصری اصفهانی رحمت الله علیه را داشتم .فقیهی که هر وقت از امام زمان ارواحنا فداه صحبت می کردند به معنای کلمه منقلب می شدند .ایشان یکبار طی صحبتی می فرمودند :راه رسیدن به امام زمان ارواحنا فداه سخت است . گذشت میخواهد .
حالا شما از اعمال گذشتهی تان توبه کنید واجباتتان را به جا بیاورید .اما یک راه نزدیک تر هم برای رسیدن به حضرت هست . و آن اینکه :
و در جمیع مشکلات ( بگویید ) یاابن الحسن یاابن الحسن آقا را صدا بزنید آقا مورد عنایت قرارتون میدهند.
منظور آیت الله ناصری رحمت الله علیه این بود که همیشه و در همه ی حالات فقط امام زمان ارواحنا فداه را به یاد بیاورید .میفرمودند : در همهی احوال زندگی حواستون به امام زمان ارواحنا فداه باشد .شاد هستید بگید یاابن الحسنناراحت هستید بگید یاابن الحسنبیدار می شوید بگویید یاابن الحسنمیخوابید بگویید یاابن الحسن....
میفرمودند : راه ِ نزدیک و مورد توجه رسیدن به حضرت، یادِ ایشان است .
راوی دوران غیبت / پایگاه جامع اطلاع رسانی امام مهدی (عج)
www.imammahdi.irجهت پیوستن به کانال روی لینک زیر کلیک کنید ble.ir/join/HDQPdqzx5S
در صورتی که مطلب را جذاب و کاربردی ارزیابی کردید آنرا به مجله پیشنهاد دهید .
از سال ۱۳۸۳ چندین مرتبه توفیق درک فقیه امام زمانی حضرت آیت الله آقا شیخ محمدعلی ناصری اصفهانی رحمت الله علیه را داشتم .فقیهی که هر وقت از امام زمان ارواحنا فداه صحبت می کردند به معنای کلمه منقلب می شدند .ایشان یکبار طی صحبتی می فرمودند :راه رسیدن به امام زمان ارواحنا فداه سخت است . گذشت میخواهد .
حالا شما از اعمال گذشتهی تان توبه کنید واجباتتان را به جا بیاورید .اما یک راه نزدیک تر هم برای رسیدن به حضرت هست . و آن اینکه :
و در جمیع مشکلات ( بگویید ) یاابن الحسن یاابن الحسن آقا را صدا بزنید آقا مورد عنایت قرارتون میدهند.
منظور آیت الله ناصری رحمت الله علیه این بود که همیشه و در همه ی حالات فقط امام زمان ارواحنا فداه را به یاد بیاورید .میفرمودند : در همهی احوال زندگی حواستون به امام زمان ارواحنا فداه باشد .شاد هستید بگید یاابن الحسنناراحت هستید بگید یاابن الحسنبیدار می شوید بگویید یاابن الحسنمیخوابید بگویید یاابن الحسن....
میفرمودند : راه ِ نزدیک و مورد توجه رسیدن به حضرت، یادِ ایشان است .
در صورتی که مطلب را جذاب و کاربردی ارزیابی کردید آنرا به مجله پیشنهاد دهید .
۱۱۲
۱۴:۳۸
امام زمان پناه عالم | مکثی میان نماز و تماشا | تشرف چهل و هشتم(۴۸)
حجتالاسلام والمسلمین زینالعابدین سلماسی نقل میکند:یکبار با سید بحرالعلوم در حرم امامین عسکریین (علیهماالسلام) نماز خواندیم. وقتی سید در رکعت دوم خواست بعد از تشهد برخیزد، حالتی برایش پیش آمد و لحظهای در همان وضعیت توقف کرد، سپس بلند شد.
بعد از نماز، همه ما از آن توقف کوتاه تعجب کرده بودیم، اما کسی جرئت نمیکرد علتش را بپرسد. وقتی به منزل برگشتیم و سفره غذا پهن شد، یکی از سادات حاضر به من اشاره کرد که از سید بپرسم. من گفتم: «شما به ایشان نزدیکترید، خودتان بپرسید.»
سید متوجه ما شد و فرمود: «درباره چه صحبت میکنید؟»من که از بقیه جسورتر بودم، گفتم: «میخواهند بدانند آن حالتی که در نماز برای شما پیش آمد، چه بود؟»فرمود: «حضرت حجت علیهالسلام وارد روضه شد تا بر پدر بزرگوارش سلام کند. دیدن جمال نورانی آن حضرت باعث شد آن حالت برایم پیش بیاید، تا وقتی که ایشان از روضه بیرون رفتند.»
اللهم أرنا الطلعة الرشیدة 
راوی دوران غیبت / پایگاه جامع اطلاع رسانی امام مهدی (عج)
www.imammahdi.irجهت پیوستن به کانال روی لینک زیر کلیک کنید ble.ir/join/HDQPdqzx5S
در صورتی که مطلب را جذاب و کاربردی ارزیابی کردید آنرا به مجله پیشنهاد دهید .
حجتالاسلام والمسلمین زینالعابدین سلماسی نقل میکند:یکبار با سید بحرالعلوم در حرم امامین عسکریین (علیهماالسلام) نماز خواندیم. وقتی سید در رکعت دوم خواست بعد از تشهد برخیزد، حالتی برایش پیش آمد و لحظهای در همان وضعیت توقف کرد، سپس بلند شد.
بعد از نماز، همه ما از آن توقف کوتاه تعجب کرده بودیم، اما کسی جرئت نمیکرد علتش را بپرسد. وقتی به منزل برگشتیم و سفره غذا پهن شد، یکی از سادات حاضر به من اشاره کرد که از سید بپرسم. من گفتم: «شما به ایشان نزدیکترید، خودتان بپرسید.»
سید متوجه ما شد و فرمود: «درباره چه صحبت میکنید؟»من که از بقیه جسورتر بودم، گفتم: «میخواهند بدانند آن حالتی که در نماز برای شما پیش آمد، چه بود؟»فرمود: «حضرت حجت علیهالسلام وارد روضه شد تا بر پدر بزرگوارش سلام کند. دیدن جمال نورانی آن حضرت باعث شد آن حالت برایم پیش بیاید، تا وقتی که ایشان از روضه بیرون رفتند.»
در صورتی که مطلب را جذاب و کاربردی ارزیابی کردید آنرا به مجله پیشنهاد دهید .
۷۵
۲۱:۴۱
۳۲
۱۵:۲۷
۳۲
۱۵:۲۷
امام زمان پناه عالم | قرآن خواندن امام زمان در حرم حضرت علی علیهما السلام | تشرف چهل و نهم(۴۹)
«میرزا حسین لاهیجی رشتی، که از علمای صالح و مورد احترام در نجف بود، خاطرهای را از قول ملا زینالعابدین سلماسی نقل میکند.
ملا زینالعابدین میگوید: روزی سید بحرالعلوم در حالی که وارد حرم امیرالمؤمنین (ع) میشد، زیر لب این بیت را زمزمه میکرد:«چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن»«به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن»
من از او پرسیدم دلیل خواندن این شعر چه بود؟سید بحرالعلوم پاسخ داد: «هنگامی که به حرم رسیدم، حضرت حجت (امام زمان) را دیدم که در قسمت بالای سرِ ضریح، با صدای بلند در حال تلاوت قرآن بودند. به محض شنیدن صدای ایشان، آن بیت را خواندم.»
النجم الثاقب نوشتهی آیت الله میرزا حسین نوری جلد چهارم صفحه ۳۸
راوی دوران غیبت / پایگاه جامع اطلاع رسانی امام مهدی (عج)
www.imammahdi.irجهت پیوستن به کانال روی لینک زیر کلیک کنید ble.ir/join/HDQPdqzx5S
در صورتی که مطلب را جذاب و کاربردی ارزیابی کردید آنرا به مجله پیشنهاد دهید .
«میرزا حسین لاهیجی رشتی، که از علمای صالح و مورد احترام در نجف بود، خاطرهای را از قول ملا زینالعابدین سلماسی نقل میکند.
ملا زینالعابدین میگوید: روزی سید بحرالعلوم در حالی که وارد حرم امیرالمؤمنین (ع) میشد، زیر لب این بیت را زمزمه میکرد:«چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن»«به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن»
من از او پرسیدم دلیل خواندن این شعر چه بود؟سید بحرالعلوم پاسخ داد: «هنگامی که به حرم رسیدم، حضرت حجت (امام زمان) را دیدم که در قسمت بالای سرِ ضریح، با صدای بلند در حال تلاوت قرآن بودند. به محض شنیدن صدای ایشان، آن بیت را خواندم.»
در صورتی که مطلب را جذاب و کاربردی ارزیابی کردید آنرا به مجله پیشنهاد دهید .
۲۳
۲۰:۱۷
در محضر عالم ربانی آیت الله میرزا عبدالکریم حقشناس
توفیق عظیمی نصیبم شد که هشت سال پایانی عمرِ حضرت آیتالله آقای حقشناس ـ رضوانالله تعالی علیه ـ را درک کنم و از محضر پربرکت این عالِم ربانی و استاد بزرگ اخلاق بهرهمند گردم؛ و این آشنایی را مرهون استاد ارجمند خود، حضرت حجتالاسلام والمسلمین آقای سیدمیرهاشم حسینی (مدیر فعلی حوزه علمیه است الله مجتهدی) هستم.
در سال ۱۳۷۷، درس «سیوطی» را نزد استاد معظم، آقای سیدمیرهاشم حسینی میخواندیم. اگرچه ایشان در آن زمان هنوز معمّم نبودند، اما از همان ایام، استادی برجسته و کمنظیر بودند.
روزی در ضمن گفتوگویی که با ایشان داشتم، سخن به محل سکونتمان کشید. چون دانستند منزل ما به خانه آقای حقشناس نزدیک است، لطف فرمودند و پیشنهاد کردند که همراه ایشان به محضر آیتالله حقشناس مشرّف شویم. این نیز مقارن بود با ایامی که تازه آن بزرگوار به محلّه ما تشریف آورده بودند.
بدینسان، نخستین بار خدمتِ حضرت آیتالله حقشناس رسیدم؛ و از آن سال ـ یعنی ۱۳۷۷ ـ تا پایان عمر شریفشان در سال ۱۳۸۵، کموبیش توفیق داشتم از محضر این عالم ربانی و استاد اخلاق، فیض برگیرم.
به مناسبت سالروز شهادت امام مهربان حضرت أبی الحسن الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء خاطره ای از عنایات امام رضا علیه السلام راابه ایشان برایتان به رشته ی تحریر در می آورم:مرحوم آیتالله آقا شیخ عبدالکریم حقشناس ـ رضوانالله تعالی علیه ـ علاقهای وافر و بیاندازه به امام رضا علیهالسلام داشتند.
در سالهای آخر عمرشان نقل میفرمودند: «جناب عزرائیل علیهالسلام آمده بود تا جان مرا بگیرد. در همان لحظه به حضرت علیبنموسیالرضا علیهالسلام عرضه داشتم:
شما خودتان فرمودهاید "الدنیا دارُ التجارة" (دنیا سرایِ تجارت است)؛ من نیز میخواهم با این جوانان تجارت کنم؛ اجازه بفرمایید.
و سپس میفرمودند که حضرت امام رضا علیهالسلام خطاب به جناب عزرائیل فرمودند: «مُتعَرّضِ عبدالکریم مشو» (به عبدالکریم کاری نداشته باش). و جناب عزرائیل رفتند.
به برکتِ همین عنایت و کرامتِ امام هشتم علیهالسلام، مدتی از عمرم باقی ماند و آقا مهلتم دادند.
هدیه پیشگاه نورانی آقا امام رضا علیه السلام و فرزندشان حضرت مهدی ارواحنا فداه و همه دوستداران این خاندان صلواتی را عنایت بفرمایید. إن شاءالله الرحمن در روزهای آینده تشرف آیت الله حق شناس خدمت امام زمان را برایتان خواهم نوشت.
راوی دوران غیبت / پایگاه جامع اطلاع رسانی امام مهدی (عج)
www.imammahdi.irجهت پیوستن به کانال روی لینک زیر کلیک کنید ble.ir/join/HDQPdqzx5S
در صورتی که مطلب را جذاب و کاربردی ارزیابی کردید آنرا به مجله پیشنهاد دهید .
توفیق عظیمی نصیبم شد که هشت سال پایانی عمرِ حضرت آیتالله آقای حقشناس ـ رضوانالله تعالی علیه ـ را درک کنم و از محضر پربرکت این عالِم ربانی و استاد بزرگ اخلاق بهرهمند گردم؛ و این آشنایی را مرهون استاد ارجمند خود، حضرت حجتالاسلام والمسلمین آقای سیدمیرهاشم حسینی (مدیر فعلی حوزه علمیه است الله مجتهدی) هستم.
در سال ۱۳۷۷، درس «سیوطی» را نزد استاد معظم، آقای سیدمیرهاشم حسینی میخواندیم. اگرچه ایشان در آن زمان هنوز معمّم نبودند، اما از همان ایام، استادی برجسته و کمنظیر بودند.
روزی در ضمن گفتوگویی که با ایشان داشتم، سخن به محل سکونتمان کشید. چون دانستند منزل ما به خانه آقای حقشناس نزدیک است، لطف فرمودند و پیشنهاد کردند که همراه ایشان به محضر آیتالله حقشناس مشرّف شویم. این نیز مقارن بود با ایامی که تازه آن بزرگوار به محلّه ما تشریف آورده بودند.
بدینسان، نخستین بار خدمتِ حضرت آیتالله حقشناس رسیدم؛ و از آن سال ـ یعنی ۱۳۷۷ ـ تا پایان عمر شریفشان در سال ۱۳۸۵، کموبیش توفیق داشتم از محضر این عالم ربانی و استاد اخلاق، فیض برگیرم.
به مناسبت سالروز شهادت امام مهربان حضرت أبی الحسن الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء خاطره ای از عنایات امام رضا علیه السلام راابه ایشان برایتان به رشته ی تحریر در می آورم:مرحوم آیتالله آقا شیخ عبدالکریم حقشناس ـ رضوانالله تعالی علیه ـ علاقهای وافر و بیاندازه به امام رضا علیهالسلام داشتند.
در سالهای آخر عمرشان نقل میفرمودند: «جناب عزرائیل علیهالسلام آمده بود تا جان مرا بگیرد. در همان لحظه به حضرت علیبنموسیالرضا علیهالسلام عرضه داشتم:
شما خودتان فرمودهاید "الدنیا دارُ التجارة" (دنیا سرایِ تجارت است)؛ من نیز میخواهم با این جوانان تجارت کنم؛ اجازه بفرمایید.
و سپس میفرمودند که حضرت امام رضا علیهالسلام خطاب به جناب عزرائیل فرمودند: «مُتعَرّضِ عبدالکریم مشو» (به عبدالکریم کاری نداشته باش). و جناب عزرائیل رفتند.
به برکتِ همین عنایت و کرامتِ امام هشتم علیهالسلام، مدتی از عمرم باقی ماند و آقا مهلتم دادند.
هدیه پیشگاه نورانی آقا امام رضا علیه السلام و فرزندشان حضرت مهدی ارواحنا فداه و همه دوستداران این خاندان صلواتی را عنایت بفرمایید. إن شاءالله الرحمن در روزهای آینده تشرف آیت الله حق شناس خدمت امام زمان را برایتان خواهم نوشت.
در صورتی که مطلب را جذاب و کاربردی ارزیابی کردید آنرا به مجله پیشنهاد دهید .
۳
۸:۴۰