#امیرالمومنین#مدح#ولادت#قصیده
عمریست گفتهایم به عشق تو یا علی:«یا مَظهرَ العَجائِبُ یا مرتضی علی»...
من کیستم که بر سر خوانت بخوانیام؟شاهان عالماند به خوانت گدا، علی...
در راه عشق، غیر علی در میانه نیستاز ابتدا علیست و تا انتها علی...
با مهرش از عدم به وجود آمدیم مایعنی که هست رمز فنا و بقا علی
چون خیر و شر رقم به یدالله میخوردحُسنالقضاست از پس سوءالقضا علی
در حیرتم که خلق چرا رو به هم زنند!وقتی که هست بر همه مشکلگشا علی
عالم تمام خصم و فقط دوست حیدر استخلقی غریبهاند و فقط آشنا علی...
خیبرگشا علیست علی، ای خوشا علی!مرحبفِکَن علیست علی، مرحبا علی!
دل میبرد به غمزه، ز خیل دلاورانوقتی زند به خوان دلیری صلا علی
در گویش ملائکه تغییر میکندحَیِّ عَلَی اَلصَلاة، به حَیِّ عَلَی علی
میایستند خیل ملائک به حرمتشهرچند مینشست روی بوریا علی
ارض و سما به دور علی چرخ میزنندفرمانبر است عالم و فرمانروا علی...
هرچند ناخنش به فلک سر به سر رودبا کودکی یتیم رود پا به پا علی
از یُمن طلعتش همه را عفو میکنندآید اگر به جلوه به روز جزا علی
هرگز نبوده است جدا از علی، خداهرگز نبوده است جدا از خدا، علی
مشعر علی و کعبه علی و منا علیزمزم علی و مروه علی و صفا علی
حیدر، اباالحسن، اسدالله، مرتضیصفدر، ابوتراب، ولی، ایلیا، علی
نوح و خلیل و موسی و عیسی و مصطفیسرّ ظهور یک به یک انبیا علی...
او را شناخت شام عروجش نبی که دیدصاحب سخن خداست و صاحب صدا علی
آن شب که فاصله دو کمان بود تا خداخود را رسول گرم سخن یافت با علی
چون روز روشن است پس از لیلةالمبیتتنها یکیست با نبی اهل وفا؛ علی...
در کوچه شد ز جور، قدش گر دو تا علیدر خانه بود مِهر بتولش عصا علی...
چشم خدا علیست، ولی کیست فاطمه؟کز گَرد چادرش بکشد توتیا علی
شیر خدا علیست، ولی کیست فاطمه؟کز غم به حِرز او ببرد التجا علی
وجه خدا علیست، ولی کیست فاطمه؟کز عالمی کند به رخش اکتفا علی
میخواستم که مدح علی سر کنم، ولیتا خاک پای فاطمه شد رَهنما علی
من اَلکَنم ز مدحت خاتون عالمینوقتی که گفته حضرت او را ثنا علی
گوید مگر مدیح علی، شخص فاطمهگوید مگر مدیحۀ خیرالنسا، علی
شادم که جز ولای تو و مهر فاطمهچیزی نمانده از همه دنیا مرا، علی!
عمریست گفتهایم فقط «یا علی مدد»آری مدد ز غیر تو ننگ است یا علی!
#محمود_حبیبی_کسبی
عمریست گفتهایم به عشق تو یا علی:«یا مَظهرَ العَجائِبُ یا مرتضی علی»...
من کیستم که بر سر خوانت بخوانیام؟شاهان عالماند به خوانت گدا، علی...
در راه عشق، غیر علی در میانه نیستاز ابتدا علیست و تا انتها علی...
با مهرش از عدم به وجود آمدیم مایعنی که هست رمز فنا و بقا علی
چون خیر و شر رقم به یدالله میخوردحُسنالقضاست از پس سوءالقضا علی
در حیرتم که خلق چرا رو به هم زنند!وقتی که هست بر همه مشکلگشا علی
عالم تمام خصم و فقط دوست حیدر استخلقی غریبهاند و فقط آشنا علی...
خیبرگشا علیست علی، ای خوشا علی!مرحبفِکَن علیست علی، مرحبا علی!
دل میبرد به غمزه، ز خیل دلاورانوقتی زند به خوان دلیری صلا علی
در گویش ملائکه تغییر میکندحَیِّ عَلَی اَلصَلاة، به حَیِّ عَلَی علی
میایستند خیل ملائک به حرمتشهرچند مینشست روی بوریا علی
ارض و سما به دور علی چرخ میزنندفرمانبر است عالم و فرمانروا علی...
هرچند ناخنش به فلک سر به سر رودبا کودکی یتیم رود پا به پا علی
از یُمن طلعتش همه را عفو میکنندآید اگر به جلوه به روز جزا علی
هرگز نبوده است جدا از علی، خداهرگز نبوده است جدا از خدا، علی
مشعر علی و کعبه علی و منا علیزمزم علی و مروه علی و صفا علی
حیدر، اباالحسن، اسدالله، مرتضیصفدر، ابوتراب، ولی، ایلیا، علی
نوح و خلیل و موسی و عیسی و مصطفیسرّ ظهور یک به یک انبیا علی...
او را شناخت شام عروجش نبی که دیدصاحب سخن خداست و صاحب صدا علی
آن شب که فاصله دو کمان بود تا خداخود را رسول گرم سخن یافت با علی
چون روز روشن است پس از لیلةالمبیتتنها یکیست با نبی اهل وفا؛ علی...
در کوچه شد ز جور، قدش گر دو تا علیدر خانه بود مِهر بتولش عصا علی...
چشم خدا علیست، ولی کیست فاطمه؟کز گَرد چادرش بکشد توتیا علی
شیر خدا علیست، ولی کیست فاطمه؟کز غم به حِرز او ببرد التجا علی
وجه خدا علیست، ولی کیست فاطمه؟کز عالمی کند به رخش اکتفا علی
میخواستم که مدح علی سر کنم، ولیتا خاک پای فاطمه شد رَهنما علی
من اَلکَنم ز مدحت خاتون عالمینوقتی که گفته حضرت او را ثنا علی
گوید مگر مدیح علی، شخص فاطمهگوید مگر مدیحۀ خیرالنسا، علی
شادم که جز ولای تو و مهر فاطمهچیزی نمانده از همه دنیا مرا، علی!
عمریست گفتهایم فقط «یا علی مدد»آری مدد ز غیر تو ننگ است یا علی!
#محمود_حبیبی_کسبی
۱۴:۵۶
#امیرالمومنین#مدحهر پنجپر از سیاه و سپیدیم همچو عرصه شطرنجپر از نشاط و امیدیم و پر ز غصه و از رنجخرابه ایم و پر از مار و کژدم و اثر گنجبیا که ساعد و بازو و روی و پنجه و آرنجنهاده ایم چنان سگ سر مزار تو هر پنج
شکسته می دمد از من دلی که ناله نداردشکسته باد سری کز درت حواله نداردخراب باد دلی کز رخت پیاله نداردقلم، دوات و خط و کاتب و رساله نداردمگر به باد رود جمله بر نثار تو هر پنج
سکوت محض دویده است در خیال تبسمتبسمی که رسد خنده بر کمال تبسمنداد جاه تو بر عاشقان مجال تبسمحواس جمع شد از لطف پایمال تبسمحواس خمسه ما ذبح خنده دار تو هر پنج
بریز در قدحم باده ای حکومت کاملبکش به صفحه من خطی از سلاسل باطلمرا خلاص کن از این سلاسلم ز مراحلوجود و نیستی و دوزخ و بهشت و منازلاگر تو حکم کنی می شود غبار تو هر پنج
نبی نبی شده از تو ز توست مرسل مرسلتویی مفصل خالص تویی خلاصه مفصلچنین شده است مبرهن چنین شده است مسجلتشیع و حنفی مالکی و شافع و حنبلنهاده گردن خود زیر ذوالفقار تو هر پنج
نجف به رقص درآرد مرا به رغم کسالتز لطف کم نگذارد علی به رغم جلالتبه اختیار کشیدم ز جبر خویش خجالتخلیل و موسی و عیسی و نوح و ختم رسالتنشسته در علم جبر و اختیار تو هر پنج
برون علیست ز حرف و برون علیست ز اوصافبرون ز ننگ محیط و برون ز حیطه اطرافبرون ز غیر به جز خود هم از خلائف و اسلافبهشت و دوزخ و دنیا و هم جهنم و اعرافبه هیچ نیز نیرزند بی کنار تو هر پنج
چو جبرئیل به شوقت شکفته آید و رقصدچه جای عیب که چون من تو را ستاید و رقصدفقط نه دوست به مردن غزل سراید و رقصدبه روز واقعه مرحب زره گشاید و رقصدحواس خمسه عالم به چنگ تار تو هر پنج
درآ به مجلس ما بر خلاف رای ستیزاننشسته اند غلامان ستاده اند کنیزانبه سلطه تا که نشستی نشست ناز عزیزانصراط و نامه اعمال و قبر و محشر و میزانقیام کرده تماما به افتخار تو هر پنج
به اعتبار تو منبر به اعتبار تو گنبدبه اعتبار تو آتش به اعتبار تو معبدبه اعتبار تو شد هر که شد رسول مؤیدخلیل و موسی و عیسی و نوح و حضرت احمدگرفته اند نبوت به اعتبار تو هر پنج
اگر طهور شود منجسی به آب مضافیرسد عدوی علی از کدورتش سوی صافیببند کام و مزن نزد شاه حرف اضافیبحار و مختصر و عروه و مکاسب و کافیعریضه ایست که افتاده در بحار تو هر پنج
بیا که خون دلم میچکد ز خنجر بالغبه سلطه تو درآمد فلک بدون مبالغشدی بدون مبالغ ز دست مسئله فارغفقیه و صوفی و غداره بند و عام و نوابغبدون دام شده یک سره شکار تو هر پنج
چه لعبت است نمودی به دوستان نحیفتچگونه بار کشم زیر عشوه های ظریفتمرا به خواب نمیشد شوم به غصه حریفتبیا که ابرو و خال و خط و دو چشم شریفتهدر نموده مرا مثل خون به کار تو هر پنج
به جز تو کیست در این بزم قدس لایتغیربه جز تو کیست به کیفیت اینقدر همه حیدربه جز تو کیست همه فرع و اصل و جزء و کل آخرحسین و زینب و عباس و اکبر و علی اصغرنشسته اند همه داخل مزار تو هر پنج
#محمد_سهرابی
شکسته می دمد از من دلی که ناله نداردشکسته باد سری کز درت حواله نداردخراب باد دلی کز رخت پیاله نداردقلم، دوات و خط و کاتب و رساله نداردمگر به باد رود جمله بر نثار تو هر پنج
سکوت محض دویده است در خیال تبسمتبسمی که رسد خنده بر کمال تبسمنداد جاه تو بر عاشقان مجال تبسمحواس جمع شد از لطف پایمال تبسمحواس خمسه ما ذبح خنده دار تو هر پنج
بریز در قدحم باده ای حکومت کاملبکش به صفحه من خطی از سلاسل باطلمرا خلاص کن از این سلاسلم ز مراحلوجود و نیستی و دوزخ و بهشت و منازلاگر تو حکم کنی می شود غبار تو هر پنج
نبی نبی شده از تو ز توست مرسل مرسلتویی مفصل خالص تویی خلاصه مفصلچنین شده است مبرهن چنین شده است مسجلتشیع و حنفی مالکی و شافع و حنبلنهاده گردن خود زیر ذوالفقار تو هر پنج
نجف به رقص درآرد مرا به رغم کسالتز لطف کم نگذارد علی به رغم جلالتبه اختیار کشیدم ز جبر خویش خجالتخلیل و موسی و عیسی و نوح و ختم رسالتنشسته در علم جبر و اختیار تو هر پنج
برون علیست ز حرف و برون علیست ز اوصافبرون ز ننگ محیط و برون ز حیطه اطرافبرون ز غیر به جز خود هم از خلائف و اسلافبهشت و دوزخ و دنیا و هم جهنم و اعرافبه هیچ نیز نیرزند بی کنار تو هر پنج
چو جبرئیل به شوقت شکفته آید و رقصدچه جای عیب که چون من تو را ستاید و رقصدفقط نه دوست به مردن غزل سراید و رقصدبه روز واقعه مرحب زره گشاید و رقصدحواس خمسه عالم به چنگ تار تو هر پنج
درآ به مجلس ما بر خلاف رای ستیزاننشسته اند غلامان ستاده اند کنیزانبه سلطه تا که نشستی نشست ناز عزیزانصراط و نامه اعمال و قبر و محشر و میزانقیام کرده تماما به افتخار تو هر پنج
به اعتبار تو منبر به اعتبار تو گنبدبه اعتبار تو آتش به اعتبار تو معبدبه اعتبار تو شد هر که شد رسول مؤیدخلیل و موسی و عیسی و نوح و حضرت احمدگرفته اند نبوت به اعتبار تو هر پنج
اگر طهور شود منجسی به آب مضافیرسد عدوی علی از کدورتش سوی صافیببند کام و مزن نزد شاه حرف اضافیبحار و مختصر و عروه و مکاسب و کافیعریضه ایست که افتاده در بحار تو هر پنج
بیا که خون دلم میچکد ز خنجر بالغبه سلطه تو درآمد فلک بدون مبالغشدی بدون مبالغ ز دست مسئله فارغفقیه و صوفی و غداره بند و عام و نوابغبدون دام شده یک سره شکار تو هر پنج
چه لعبت است نمودی به دوستان نحیفتچگونه بار کشم زیر عشوه های ظریفتمرا به خواب نمیشد شوم به غصه حریفتبیا که ابرو و خال و خط و دو چشم شریفتهدر نموده مرا مثل خون به کار تو هر پنج
به جز تو کیست در این بزم قدس لایتغیربه جز تو کیست به کیفیت اینقدر همه حیدربه جز تو کیست همه فرع و اصل و جزء و کل آخرحسین و زینب و عباس و اکبر و علی اصغرنشسته اند همه داخل مزار تو هر پنج
#محمد_سهرابی
۱۴:۵۷
#امیرالمومنین#مدحهر صفا با علي صفا دارد
هر كسي با علي خدا دارد
روي قلب ستاره بنويسيد
مثل آقاي ما كجا دارد
چه كسي جز امام اول ما
پسرش شهر كربلا دارد
وقت معراج جز علي چه كسي
جا به دوش فرشته ها دارد
يا كدامين بزرگ در دنيا
دور خود اينقدر گدا دارد
عشق اگر عشق هم بُوَد تنهاست
با ولاي علي بها دارد
آيت والي الولي مددي
صده و ده بار يا علي مددي
صاحب رودخانه ي كوثر
دست پرورده اش بُوَد بوذر
آن امامي كه در زمان نماز
مي دهت در ركوع انگشتر
آن كه در لابلاي جنگ اُحُد
با نود زخم مي كند محشر
آن بزرگي كه كار كوچك او
كندن چهار چوبه ي خيبر
آن جواني كه عَبُدوَدها را
با يكي ضربه مي كند بي سر
ذكر هر پهلوان به ميدان ها
اسد ا... يا علي حيدر
دافع سيئاتمان حيدر
عجّلوا بالصلاتمان حيدر
كاش مي شد خطابمان بكند
با نگاهي شرابمان بكند
كاش مي شد ابوتراب جهان
زير پايش ترابمان بكند
تو دعا كند نياد آن روزي
كه بخواهد جوابمان بكند
ما گناه كبيره ايم آقا
كاش آقا صوابمان بكند
ما گروه دعاي نامقبول
بايد او مستجابمان بكند
كاش مي شد كه خون ما ريزد
در ره عشق آبمان بكند
يا علي يا مسبب الاسباب
ما رعيت فقط شما ارباب
اي وجود تو بركت عالم
اي منا اي صفا و اي زمزم
افتخار عشيره ي حوّا
ايلياي قبيله ي آدم
ذكر نام تو را خداي وَدود
مينويسد به حلقه ي خاتم
بر بلند ستيغ عاشورا
زده عباستان فقط پرچم
كاش مي شد مرا نگهداري
مثل مقداد و قنبر و ميثم
عارفم يا علي مدد گويم
ذكرتان تا الي الابد گويم
#علی_زمانيان
هر كسي با علي خدا دارد
روي قلب ستاره بنويسيد
مثل آقاي ما كجا دارد
چه كسي جز امام اول ما
پسرش شهر كربلا دارد
وقت معراج جز علي چه كسي
جا به دوش فرشته ها دارد
يا كدامين بزرگ در دنيا
دور خود اينقدر گدا دارد
عشق اگر عشق هم بُوَد تنهاست
با ولاي علي بها دارد
آيت والي الولي مددي
صده و ده بار يا علي مددي
صاحب رودخانه ي كوثر
دست پرورده اش بُوَد بوذر
آن امامي كه در زمان نماز
مي دهت در ركوع انگشتر
آن كه در لابلاي جنگ اُحُد
با نود زخم مي كند محشر
آن بزرگي كه كار كوچك او
كندن چهار چوبه ي خيبر
آن جواني كه عَبُدوَدها را
با يكي ضربه مي كند بي سر
ذكر هر پهلوان به ميدان ها
اسد ا... يا علي حيدر
دافع سيئاتمان حيدر
عجّلوا بالصلاتمان حيدر
كاش مي شد خطابمان بكند
با نگاهي شرابمان بكند
كاش مي شد ابوتراب جهان
زير پايش ترابمان بكند
تو دعا كند نياد آن روزي
كه بخواهد جوابمان بكند
ما گناه كبيره ايم آقا
كاش آقا صوابمان بكند
ما گروه دعاي نامقبول
بايد او مستجابمان بكند
كاش مي شد كه خون ما ريزد
در ره عشق آبمان بكند
يا علي يا مسبب الاسباب
ما رعيت فقط شما ارباب
اي وجود تو بركت عالم
اي منا اي صفا و اي زمزم
افتخار عشيره ي حوّا
ايلياي قبيله ي آدم
ذكر نام تو را خداي وَدود
مينويسد به حلقه ي خاتم
بر بلند ستيغ عاشورا
زده عباستان فقط پرچم
كاش مي شد مرا نگهداري
مثل مقداد و قنبر و ميثم
عارفم يا علي مدد گويم
ذكرتان تا الي الابد گويم
#علی_زمانيان
۱۴:۵۹