#والدگری
بیحوصلگی کودک همیشه یک مشکل نیست!
گاهی خلاقیت، بازی مستقل، حل مسئله و یادگیری از همین لحظههای به ظاهر خستهکننده شروع میشوند. والدگری آگاهانه یعنی همیشه به دنبال حذف احساسات و چالشهای کودک نباشیم؛ گاهی باید به او فرصت فکر کردن و پیدا کردن راهحل بدهیم.
@madreseh_salamat
بیحوصلگی کودک همیشه یک مشکل نیست!
گاهی خلاقیت، بازی مستقل، حل مسئله و یادگیری از همین لحظههای به ظاهر خستهکننده شروع میشوند. والدگری آگاهانه یعنی همیشه به دنبال حذف احساسات و چالشهای کودک نباشیم؛ گاهی باید به او فرصت فکر کردن و پیدا کردن راهحل بدهیم.
@madreseh_salamat
۴۲
۱۸:۲۳
#خبرهای_خودمانی_پزشکان
سالانه حدود ۲۰هزارنفر( هر بیست دقیقه، یک نفر) در ایران به سرطان پستان مبتلا میشوند. به دلایل مختلفی نظیر مراجعه دیرهنگام حدود ده هزار نفر از بیماران جان خود را از دست میدهند؛ یعنی در نهایت ۵۰ درصد موارد!!
افزایش ۱.۵برابری ابتلا و افزایش ۲برابری بروز مرگ ناشی از این سرطان طی ۱۵ سال آینده، پیش روی ماست..
در جهان، بالاترین میزان بروز این سرطان در زنان ۶۵تا ۶۹سال مشاهده شده، اما حدود ۲۵درصد بیماران مبتلا به سرطان پستان در ایران زیر ۴۰سال سن دارند؛ درحالی که در دنیا این عدد حدود چهاردرصد است!
سبک زندگی زنان ایرانی،از جمله تغییرات وزنی زیاد، ورزش نکردن و تغذیه نامناسب، از عوامل مهم در افزایش این آمار است.
شاید این مطلب را تا همین جا هم نخوانده باشید.شاید خوانده اید و اصلا راهی به ذهن و قلب تان باز نکرده باشد؛ ظاهرا ظرفیت روانی آستانه ای دارد!شاید هم داغ یک تجربه را برایتان زنده کرده باشد.جهان تلاش بسیاری دارد که بگوید عدد، عدد است؛ مثلا امروز سی نفر در تصادف کشته شدند، خانه یک خانواده در جنگ منفجر شد، سیصد نفر اولین دزدی زندگی شان را تجربه کردند، و هزاران نفر شرم ناشی از فقر غیر عادلانه را چشیدند.اما عدد، عدد نیست! بخصوص وقتی مساله انسان و درد و رنج انسان در میان باشد؛ بخصوص وقتی انسانی را دوست بداری...
تاریخ میپرسد: چند نفر؟شمردن ممکن نیست.عدد تاب نمیآورد.رقمها فرو میریزند...سوگوار، قرنی را پشت سر میگذارد.هر لحظه، هزار لحظهی دیگر را به دوش میکشد.رقصهایی نیمهتمام...قدمی که ایستاد...بوسههایی که زیر خاک پوسیدند...نگاههایی بیخانه در چشم خانههای تهی...موها، عطرها، نامها، هر کدام زنجیرهای از قرون.تاریخ عدد میخواهد؛ سوگ عدد نمیفهمد...درد از شانهی تحمل بالا میرودتا در ابدیت خیره ماند...زمان کش میآید.لحظه به درازای قرنها.قرن در یک تپش فرو میریزد.سوگ، رودخانهای است که از اسطورهها، فاجعهها، جنگها میگذرد.هر روز تازه میشود. هر روز سنگین تر..
امروز دوست عزیز و جوانی را بخاطر سرطان( پستان) از دست دادم؛ دوستی که هیچ وقت از نزدیک ندیده بودم ش ولی دوستیِ ظاهرا کوتاه مدت ما که به گفتگوهای تلفنی و چت های مجازی گذشت، تلنگرهای جدی برای من به همراه داشت.آشنایی با او، حقیقتا و نه در عالم فلسفه و کلام و ظاهر، مرا با قدر هر لحظه زندگی را دانستن، جنگیدن برای هر لحظه و صبوری و سپاسمندی در اوج درد مواجه کرد.
در برابر این تجربه دوستی و موقعیت بیماری ای که تجربه می کرد و مواجهه ای که با بیماری و سوگ هایش داشت، احساس شگفتی و بدهکاری میکنم؛ چه کمک هایی میتوانستم به او بکنم و نکردم، چه کمک هایی نمیتوانستم به او بکنم...
به امید آن که دوستان مان را به راحتی از دست ندهیم و به امید آن که بتوانیم بهترین تجربه های دوستی و زندگی را با کسانی که به آنها نیاز دارند، در میان بگذاریم، تلاش میکنم یک بار دیگر از صفر شروع کنم!از ساده ترین توصیه های دوستانه پزشکی، با همه دوستان هموطن و نادیده م شروع میکنم؛ سلامت تان را جدی بگیرید؛ بخصوص بخاطر کسانی که دوستشان دارید.
از طرف یک پزشک
@madreseh_salamat
سالانه حدود ۲۰هزارنفر( هر بیست دقیقه، یک نفر) در ایران به سرطان پستان مبتلا میشوند. به دلایل مختلفی نظیر مراجعه دیرهنگام حدود ده هزار نفر از بیماران جان خود را از دست میدهند؛ یعنی در نهایت ۵۰ درصد موارد!!
افزایش ۱.۵برابری ابتلا و افزایش ۲برابری بروز مرگ ناشی از این سرطان طی ۱۵ سال آینده، پیش روی ماست..
در جهان، بالاترین میزان بروز این سرطان در زنان ۶۵تا ۶۹سال مشاهده شده، اما حدود ۲۵درصد بیماران مبتلا به سرطان پستان در ایران زیر ۴۰سال سن دارند؛ درحالی که در دنیا این عدد حدود چهاردرصد است!
سبک زندگی زنان ایرانی،از جمله تغییرات وزنی زیاد، ورزش نکردن و تغذیه نامناسب، از عوامل مهم در افزایش این آمار است.
شاید این مطلب را تا همین جا هم نخوانده باشید.شاید خوانده اید و اصلا راهی به ذهن و قلب تان باز نکرده باشد؛ ظاهرا ظرفیت روانی آستانه ای دارد!شاید هم داغ یک تجربه را برایتان زنده کرده باشد.جهان تلاش بسیاری دارد که بگوید عدد، عدد است؛ مثلا امروز سی نفر در تصادف کشته شدند، خانه یک خانواده در جنگ منفجر شد، سیصد نفر اولین دزدی زندگی شان را تجربه کردند، و هزاران نفر شرم ناشی از فقر غیر عادلانه را چشیدند.اما عدد، عدد نیست! بخصوص وقتی مساله انسان و درد و رنج انسان در میان باشد؛ بخصوص وقتی انسانی را دوست بداری...
تاریخ میپرسد: چند نفر؟شمردن ممکن نیست.عدد تاب نمیآورد.رقمها فرو میریزند...سوگوار، قرنی را پشت سر میگذارد.هر لحظه، هزار لحظهی دیگر را به دوش میکشد.رقصهایی نیمهتمام...قدمی که ایستاد...بوسههایی که زیر خاک پوسیدند...نگاههایی بیخانه در چشم خانههای تهی...موها، عطرها، نامها، هر کدام زنجیرهای از قرون.تاریخ عدد میخواهد؛ سوگ عدد نمیفهمد...درد از شانهی تحمل بالا میرودتا در ابدیت خیره ماند...زمان کش میآید.لحظه به درازای قرنها.قرن در یک تپش فرو میریزد.سوگ، رودخانهای است که از اسطورهها، فاجعهها، جنگها میگذرد.هر روز تازه میشود. هر روز سنگین تر..
امروز دوست عزیز و جوانی را بخاطر سرطان( پستان) از دست دادم؛ دوستی که هیچ وقت از نزدیک ندیده بودم ش ولی دوستیِ ظاهرا کوتاه مدت ما که به گفتگوهای تلفنی و چت های مجازی گذشت، تلنگرهای جدی برای من به همراه داشت.آشنایی با او، حقیقتا و نه در عالم فلسفه و کلام و ظاهر، مرا با قدر هر لحظه زندگی را دانستن، جنگیدن برای هر لحظه و صبوری و سپاسمندی در اوج درد مواجه کرد.
در برابر این تجربه دوستی و موقعیت بیماری ای که تجربه می کرد و مواجهه ای که با بیماری و سوگ هایش داشت، احساس شگفتی و بدهکاری میکنم؛ چه کمک هایی میتوانستم به او بکنم و نکردم، چه کمک هایی نمیتوانستم به او بکنم...
به امید آن که دوستان مان را به راحتی از دست ندهیم و به امید آن که بتوانیم بهترین تجربه های دوستی و زندگی را با کسانی که به آنها نیاز دارند، در میان بگذاریم، تلاش میکنم یک بار دیگر از صفر شروع کنم!از ساده ترین توصیه های دوستانه پزشکی، با همه دوستان هموطن و نادیده م شروع میکنم؛ سلامت تان را جدی بگیرید؛ بخصوص بخاطر کسانی که دوستشان دارید.
از طرف یک پزشک
@madreseh_salamat
۱۹
۱۹:۵۴
#والدگری
برای فرزند جوان م!
پنج تجربه زندگی:۱. هیچ تصمیمی به اندازهای که در لحظه به نظر میرسد، سرنوشتساز نیست!در زندگی بعضی تصمیمها مهماند، اما حتی بسیاری از اشتباهات بزرگ هم پایان راه نیستند. از تصمیمهای اشتباه درس بگیر، عذرخواهی کن، جبران کن و اگر لازم بود مسیرت را عوض کن.
۲. آدمها را بیشتر از روی رفتارشان بشناس تا حرفهایشان.در دوستی، عشق، کار و شراکت، به تکرار رفتار آدمها نگاه کن؛ نه فقط به قولها، عذرخواهیها و وعدههایشان.
۳. پول مهم است، اما تمام ارزش زندگی نیست.استقلال مالی را جدی بگیر، اما شغلی را که فقط پول بیشتری میدهد لزوما با زندگی بهتر اشتباه نگیر. سلامت، رابطههای خوب، آزادی و معنای زندگی هم سرمایهاند.
۴. بعضی فرصتها فقط یکبار نمیآیند؛ اما بعضی آدمها چرا.برای رسیدن به موفقیت آنقدر عجله نکن که آدمهای ارزشمند زندگیات را از دست بدهی. کار و موفقیت را میتوان دوباره ساخت؛ بعضی رابطهها را نه.
۵. من همه جوابها را نمیدانم؛ تو هم قرار نیست همه جوابها را بدانی.یکی از نشانههای بالغشدن این نیست که دیگر اشتباه نکنی؛ این است که بدانی چه زمانی باید بگویی "نمیدانم" و از کسی کمک بخواهی. درخواستِ کمک، ضعف نیست.
پنج توصیه:۱. یاد بگیر مستقل فکر کنی، نه اینکه فقط مستقل زندگی کنی.قبل از پذیرفتن هر نظر، از خودت بپرس: دلیلش چیست؟ شواهدش چیست؟ اگر اشتباه باشد چه؟
۲. از بدنت مثل چیزی که قرار است تا آخر عمر با تو باشد مراقبت کن.خواب، تحرک، غذای مناسب و دوری از عادتهای اعتیادآور کارهای پیشپاافتادهای نیستند؛ سرمایهگذاری روی آزادی آیندهاند.
۳. کسی را انتخاب کن که بتوانی در کنارش خود زیبایت باشی.در دوستی و عشق، فقط به جذابیت نگاه نکن؛ ببین آیا آن آدم به مرزهایت احترام میگذارد، در دشواری کنارت میماند و میتوانی بدون ترس با او حرف بزنی.
۴. توانایی تنها ماندن را یاد بگیر.اگر برای فرار از تنهایی وارد هر رابطهای شوی، در نهایت هزینه بیشتری میدهی. آدمی که میتواند مدتی تنها باشد، در انتخاب دوستان و شریک زندگی آزادتر است.
۵. برای خودت "نسخه نهایی" تعریف نکن.ممکن است در ۲۰سالگی چیزی بخواهی که در ۳۰سالگی دیگر نخواهی. تغییر عقیده، تغییر شغل، دوباره شروع کردن و حتی اعتراف به اینکه "اشتباه میکردم" شکست نیست؛ بخشی از رشد است.
پنج پیشنهاد دوستانه:۱. یک دفترچه "زندگی من" درست کن.هر هفته فقط سه چیز بنویس: این هفته چه چیزی یاد گرفتم؟ چه اشتباهی کردم؟ هفته بعد چه کاری را متفاوت انجام میدهم؟بعد از یک سال، چیزی ارزشمندتر از صدها جمله انگیزشی خواهی داشت؛ شناخت خودت.
۲. هر ماه یک مهارت واقعی یاد بگیر.نه لزوما مهارت دانشگاهی. آشپزی، کمکهای اولیه، مدیریت پول، مذاکره، زبان، تعمیر یک وسیله، سخن گفتن، استفاده درست از ابزارهای دیجیتال، یا حتی چگونه یک گفتوگوی دشوار را مدیریت کردن.
۳. هفتهای یک گفتوگوی بدون موبایل داشته باش.با یک دوست، عضو خانواده یا کسی که دیدگاه متفاوتی دارد، حداقل ۳۰ دقیقه حرف بزن؛ نه برای اینکه قانعش کنی، بلکه برای اینکه بفهمی چگونه فکر میکند.
۴. یک "صندوق مالی" بساز.حتی اگر درآمدت کم است، درصد کوچکی از هر درآمد را کنار بگذار و به آن دست نزن، مگر برای یک ضرورت واقعی. پسانداز فقط جمعکردن پول نیست؛ کنار گذاشتن بخشی از درآمد امروز برای انتخاب بهتر در آینده است.
۵. هر سال یک کار انجام بده که کمی از منطقه امن تو بیرون باشد.تنها سفر کردن، سخنرانی، یادگیری یک مهارت تازه، آشنایی با آدمهایی خارج از حلقه معمولت، انجام یک کار داوطلبانه یا شروع یک پروژه شخصی. جوانی فرصت خوبی برای ساختن اعتمادبهنفس از طریق تجربه واقعی است، نه فقط از طریق فکر کردن درباره خود.
@madreseh_salamat
برای فرزند جوان م!
پنج تجربه زندگی:۱. هیچ تصمیمی به اندازهای که در لحظه به نظر میرسد، سرنوشتساز نیست!در زندگی بعضی تصمیمها مهماند، اما حتی بسیاری از اشتباهات بزرگ هم پایان راه نیستند. از تصمیمهای اشتباه درس بگیر، عذرخواهی کن، جبران کن و اگر لازم بود مسیرت را عوض کن.
۲. آدمها را بیشتر از روی رفتارشان بشناس تا حرفهایشان.در دوستی، عشق، کار و شراکت، به تکرار رفتار آدمها نگاه کن؛ نه فقط به قولها، عذرخواهیها و وعدههایشان.
۳. پول مهم است، اما تمام ارزش زندگی نیست.استقلال مالی را جدی بگیر، اما شغلی را که فقط پول بیشتری میدهد لزوما با زندگی بهتر اشتباه نگیر. سلامت، رابطههای خوب، آزادی و معنای زندگی هم سرمایهاند.
۴. بعضی فرصتها فقط یکبار نمیآیند؛ اما بعضی آدمها چرا.برای رسیدن به موفقیت آنقدر عجله نکن که آدمهای ارزشمند زندگیات را از دست بدهی. کار و موفقیت را میتوان دوباره ساخت؛ بعضی رابطهها را نه.
۵. من همه جوابها را نمیدانم؛ تو هم قرار نیست همه جوابها را بدانی.یکی از نشانههای بالغشدن این نیست که دیگر اشتباه نکنی؛ این است که بدانی چه زمانی باید بگویی "نمیدانم" و از کسی کمک بخواهی. درخواستِ کمک، ضعف نیست.
پنج توصیه:۱. یاد بگیر مستقل فکر کنی، نه اینکه فقط مستقل زندگی کنی.قبل از پذیرفتن هر نظر، از خودت بپرس: دلیلش چیست؟ شواهدش چیست؟ اگر اشتباه باشد چه؟
۲. از بدنت مثل چیزی که قرار است تا آخر عمر با تو باشد مراقبت کن.خواب، تحرک، غذای مناسب و دوری از عادتهای اعتیادآور کارهای پیشپاافتادهای نیستند؛ سرمایهگذاری روی آزادی آیندهاند.
۳. کسی را انتخاب کن که بتوانی در کنارش خود زیبایت باشی.در دوستی و عشق، فقط به جذابیت نگاه نکن؛ ببین آیا آن آدم به مرزهایت احترام میگذارد، در دشواری کنارت میماند و میتوانی بدون ترس با او حرف بزنی.
۴. توانایی تنها ماندن را یاد بگیر.اگر برای فرار از تنهایی وارد هر رابطهای شوی، در نهایت هزینه بیشتری میدهی. آدمی که میتواند مدتی تنها باشد، در انتخاب دوستان و شریک زندگی آزادتر است.
۵. برای خودت "نسخه نهایی" تعریف نکن.ممکن است در ۲۰سالگی چیزی بخواهی که در ۳۰سالگی دیگر نخواهی. تغییر عقیده، تغییر شغل، دوباره شروع کردن و حتی اعتراف به اینکه "اشتباه میکردم" شکست نیست؛ بخشی از رشد است.
پنج پیشنهاد دوستانه:۱. یک دفترچه "زندگی من" درست کن.هر هفته فقط سه چیز بنویس: این هفته چه چیزی یاد گرفتم؟ چه اشتباهی کردم؟ هفته بعد چه کاری را متفاوت انجام میدهم؟بعد از یک سال، چیزی ارزشمندتر از صدها جمله انگیزشی خواهی داشت؛ شناخت خودت.
۲. هر ماه یک مهارت واقعی یاد بگیر.نه لزوما مهارت دانشگاهی. آشپزی، کمکهای اولیه، مدیریت پول، مذاکره، زبان، تعمیر یک وسیله، سخن گفتن، استفاده درست از ابزارهای دیجیتال، یا حتی چگونه یک گفتوگوی دشوار را مدیریت کردن.
۳. هفتهای یک گفتوگوی بدون موبایل داشته باش.با یک دوست، عضو خانواده یا کسی که دیدگاه متفاوتی دارد، حداقل ۳۰ دقیقه حرف بزن؛ نه برای اینکه قانعش کنی، بلکه برای اینکه بفهمی چگونه فکر میکند.
۴. یک "صندوق مالی" بساز.حتی اگر درآمدت کم است، درصد کوچکی از هر درآمد را کنار بگذار و به آن دست نزن، مگر برای یک ضرورت واقعی. پسانداز فقط جمعکردن پول نیست؛ کنار گذاشتن بخشی از درآمد امروز برای انتخاب بهتر در آینده است.
۵. هر سال یک کار انجام بده که کمی از منطقه امن تو بیرون باشد.تنها سفر کردن، سخنرانی، یادگیری یک مهارت تازه، آشنایی با آدمهایی خارج از حلقه معمولت، انجام یک کار داوطلبانه یا شروع یک پروژه شخصی. جوانی فرصت خوبی برای ساختن اعتمادبهنفس از طریق تجربه واقعی است، نه فقط از طریق فکر کردن درباره خود.
@madreseh_salamat
۱۵
۱۹:۵۴
#قانونگذاری_در_حوزه_سلامت
مروری بر آمارهای تکاندهنده سیستم آموزش پزشکی کشور پس از اجرای قانون افزایش ظرفیت از زبان معاون آموزشی وزارت بهداشت
کلاسهایی شبیه به خودروهای قاچاق و طرح زوج و فرد حضور دانشجویان پزشکی!
برای افزایش ظرفیت جذب دانشگاههای علوم پزشکی عملاً امکاناتی که لازم بود مهیا نشد.ما پارسال هیچگونه مجوزی برای جذب اعضای هیئت علمی دانشگاهها نداشتیم در حالی که بر اساس قانون جذب اعضای هیئت علمی، وزارتخانههای بهداشت و علوم میبایست سالانه دو مرتبه فراخوان جذب بدهند
اخیرا از یکی از دانشگاههای علوم پزشکی بازدید کردم که در آن برای دانشجویان بالینی طرح زوج و فرد اجرا شده بود یعنی نیمی از دانشجویان روزهای زوج و نیم دیگر روزهای فرد برای گرفتن آموزش میروند چون در بخشها برای همه آنها جا نیست!
تقریباً ما دانشکدهای نداریم که بر اساس استانداردهای آن روز، تعداد دانشجویانشان معقول باشد. حتی در دانشگاههای بزرگ ما مثل دانشگاه تهران، ایران، شهید بهشتی، اصفهان، شیراز و مشهد هم استانداردها رعایت نمیشوند و این یک زنگ خطر بزرگ است.
@madreseh_salamat
مروری بر آمارهای تکاندهنده سیستم آموزش پزشکی کشور پس از اجرای قانون افزایش ظرفیت از زبان معاون آموزشی وزارت بهداشت
کلاسهایی شبیه به خودروهای قاچاق و طرح زوج و فرد حضور دانشجویان پزشکی!
برای افزایش ظرفیت جذب دانشگاههای علوم پزشکی عملاً امکاناتی که لازم بود مهیا نشد.ما پارسال هیچگونه مجوزی برای جذب اعضای هیئت علمی دانشگاهها نداشتیم در حالی که بر اساس قانون جذب اعضای هیئت علمی، وزارتخانههای بهداشت و علوم میبایست سالانه دو مرتبه فراخوان جذب بدهند
اخیرا از یکی از دانشگاههای علوم پزشکی بازدید کردم که در آن برای دانشجویان بالینی طرح زوج و فرد اجرا شده بود یعنی نیمی از دانشجویان روزهای زوج و نیم دیگر روزهای فرد برای گرفتن آموزش میروند چون در بخشها برای همه آنها جا نیست!
تقریباً ما دانشکدهای نداریم که بر اساس استانداردهای آن روز، تعداد دانشجویانشان معقول باشد. حتی در دانشگاههای بزرگ ما مثل دانشگاه تهران، ایران، شهید بهشتی، اصفهان، شیراز و مشهد هم استانداردها رعایت نمیشوند و این یک زنگ خطر بزرگ است.
@madreseh_salamat
۱۲
۱۹:۵۵
#اخلاق_پزشکی
استعفای پزشک هندی در روز اول کاری به دلیل دستور بستری غیر ضروری بیماران
یک پزشک زن جوان در هند، در نخستین روز کاری خود در یک بیمارستان خصوصی، پس از مشاهده رویههای غیراخلاقی، با انتشار ویدئویی از استعفای خود خبر داد و اعلام کرد که از او خواسته شده است برای افزایش سود بیمارستان، بیماران را به طور غیر ضروری بستری و در بخش مراقبتهای ویژه (ICU) نگهداری کند
این پزشک توضیح داد که مالک بیمارستان به کادر درمان دستور داده بود که تقریبا همه بیماران را بدون نیاز پزشکی واقعی، بستری کنند و بیماران را بیش از حد لزوم در بخش مراقبتهای ویژه نگه دارند تا هزینههای بیمارستان افزایش یابد
این پزشک در دفاع از استعفای خود گفت: هیچ حقوق یا مقامی، مهمتر از ایمنی بیمار و اخلاق پزشکی نیست
کاربران شبکههای اجتماعی با تمجید از شجاعت او، به سیستم سودمحور در بیمارستانهای خصوصی انتقاد کرده و خواستار نظارت جدیتر بر این مراکز شدهاند
@madreseh_salamat
استعفای پزشک هندی در روز اول کاری به دلیل دستور بستری غیر ضروری بیماران
یک پزشک زن جوان در هند، در نخستین روز کاری خود در یک بیمارستان خصوصی، پس از مشاهده رویههای غیراخلاقی، با انتشار ویدئویی از استعفای خود خبر داد و اعلام کرد که از او خواسته شده است برای افزایش سود بیمارستان، بیماران را به طور غیر ضروری بستری و در بخش مراقبتهای ویژه (ICU) نگهداری کند
این پزشک توضیح داد که مالک بیمارستان به کادر درمان دستور داده بود که تقریبا همه بیماران را بدون نیاز پزشکی واقعی، بستری کنند و بیماران را بیش از حد لزوم در بخش مراقبتهای ویژه نگه دارند تا هزینههای بیمارستان افزایش یابد
این پزشک در دفاع از استعفای خود گفت: هیچ حقوق یا مقامی، مهمتر از ایمنی بیمار و اخلاق پزشکی نیست
کاربران شبکههای اجتماعی با تمجید از شجاعت او، به سیستم سودمحور در بیمارستانهای خصوصی انتقاد کرده و خواستار نظارت جدیتر بر این مراکز شدهاند
@madreseh_salamat
۱۸
۲۰:۰۲
۳۵
۲۰:۳۵
#عدالت_در_حوزه_سلامت
جزیره تشنه
«چهار ماه است شیر آب خانهمان باز نشده. حالا فقط با تانکر زندگی میکنیم. من توانستم سه میلیون تومان بدهم و آب بخرم، اما خیلی از روستاییها حتی همین پول را هم ندارند.» این روایت یکی از ساکنان روستای طبل در جزیره قشم است؛ جزیرهای که در میان آبهای نیلگون خلیج فارس قرار دارد اما در برخی از روستاهایش، آب آشامیدنی به کالایی گرانقیمت و کمیاب تبدیل شده است.
بررسیهای میدانی و گفتوگو با ساکنان منطقه نیز نشان میدهد در حالی که مردم برخی روستاها ماههاست چشمانتظار باز شدن شیرهای آب هستند، حال ناچارند آب مورد نیاز خود را با تانکر تهیه کنند یا از منابعی استفاده کنند که حتی خودشان نیز به سالم بودن آن اطمینان ندارند؛ بحرانی که این روزها به یکی از جدیترین مطالبات ساکنان بزرگترین جزیره ایران تبدیل شده است. چهار ماه زندگی با تانکر«آب لولهکشی ما ماهی یک بار هم باز نمیشود؛ الان هم تقریباً چهار ماه است که اصلاً باز نشده.» این اما نخستین جملهای است که یکی از ساکنان روستای طبل میگوید؛ جملهای که بیش از هر آمار و عددی، وضعیت امروز برخی روستاهای قشم را توصیف میکند. این ساکن قشم که میگوید از تهران برای زندگی به این جزیره رفته است، توضیح میدهد که پس از آسیب دیدن یکی از تأسیسات آبشیرینکن در جریان حملات ماههای گذشته آمریکایی ها، وضعیت آب در بخشی از جزیره به شدت بحرانی شده است. به گفته او، اکنون تنها مقدار محدودی آب به وسیله تانکر میان برخی مناطق توزیع میشود و همین مقدار نیز پاسخگوی نیاز مردم نیست. او میگوید «فقط در حدی که بتوانند با تانکر آب میآورند. آب لولهکشی تقریباً قطع است و دیگر روی آن حساب نمیکنیم.» هم چنین به گفته این قشموند،خانوادههایی که توان مالی دارند، ناچار شدهاند خودشان آب بخرند. روایت او در ادامه نیز وضعیت ساکنان را در روستاهای قشم این گونه توضیح میدهد که «من خودم از آبشیرینکن گامبرون تانکر خریدم. سه میلیون تومان فقط پول یک تانکر آب دادم تا برای خانه بیاورند.» اما او بلافاصله مکث میکند و جملهای میگوید که شاید از خود بحران دردناکتر باشد: «ما شاید بتوانیم پولش را بدهیم؛ اما خیلی از روستاییها اصلاً چنین توانی ندارند.»
روستاهایی که چشمانتظار آب ماندهانداین شهروند نام چند روستا را نیز ذکر میکند؛ روستاهایی که به گفته او اکنون با کمبود شدید آب روبهرو هستند میگوید «من مطمئنم که روستاهای طبل، سهیلی، معتمدآباد و دهخدا الان آب ندارند.»هم چنین به گفته او، اگرچه شهر قشم و تا حدودی درگهان به دلیل موقعیت شهری و گردشگری، در اولویت توزیع آب قرار میگیرند، اما وضعیت در بسیاری از روستاها متفاوت است. اما او توضیح میدهد «تا جایی که بتوانند به شهر قشم و درگهان میرسند، اما روستاها شرایط خیلی سختتری دارند.» روایت رسمی مسولان ساکناین روایت،البته که با اظهارات عبدالرحیم رضوانی،نایبرئیس شورای اسلامی بخش مرکزی قشم نیز همخوانی دارد. او نیز در روزهای گذشته اعلام کرد که مشکل کمبود آب تنها به یک یا دو روستا محدود نیست و علاوه بر بخش مرکزی، بخشهای شهاب، حرا و حتی برخی شهرهای جزیره نیز با تنش آبی روبهرو هستند. رضوانی همچنین گفته که در برخی روستاها، مردم بیش از سه ماه منتظر وصل دوباره آب میمانند و پس از آن نیز تنها چند روز از آب شبکه استفاده میکنند. وقتی آب، کالایی چند میلیون تومانی میشودمساله این است که شاید در بسیاری از شهرهای کشور، خرید آب معدنی تنها یک انتخاب شخصی باشد، اما اکنون در بخشی از روستاهای قشم، خرید آب دیگر انتخاب نیست؛ تنها راه ادامه زندگی است و عجیب نیست که حالا در قشم بشنویم که «الان فقط با تانکر زندگی میکنیم.» اکنون روایتهای میدانی و گفتوگو با جمعی از ساکنان قشم نشان میدهد که خانوادهها مجبور هستند هر بار هزینههای سنگینی برای خرید آب پرداخت کنند؛ هزینهای که برای بسیاری از ساکنان روستاها قابل تأمین نیست. از سوی دیگر همین موضوع را نایبرئیس شورای اسلامی بخش مرکزی قشم نیز تأیید کرده است. چنان که به گفته او، بسیاری از خانوادهها ناچار هستند آب مورد نیاز خود را با تانکر تهیه کنند؛ آن هم تانکرهایی که قیمت یک نمونه چهار هزار لیتری آن به حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسید ه است.
کارزاری برای آبدر همین حال از روز ۲ مرداد ماه نیز کارزار مردمی "جزیره قشم تشنه است" آغاز شده، و همین بحران آب را یکی از اصلیترین محورهای اعتراض خود قرار داده است. در بخشی از متن این کارزار آمده است که هزاران خانواده ناچار شدهاند آب مورد نیاز خود را با پرداخت هزینههای سنگین از تانکرهای سیار تهیه کنند؛ هزینهای که برای بسیاری از خانوارها فراتر از توان مالی آنهاست. در این میان باید توجه کرد که مساله دیگر فقط هزینه نیست...
متن کامل:https://avash.ir/%
@madreseh_salamat
جزیره تشنه
«چهار ماه است شیر آب خانهمان باز نشده. حالا فقط با تانکر زندگی میکنیم. من توانستم سه میلیون تومان بدهم و آب بخرم، اما خیلی از روستاییها حتی همین پول را هم ندارند.» این روایت یکی از ساکنان روستای طبل در جزیره قشم است؛ جزیرهای که در میان آبهای نیلگون خلیج فارس قرار دارد اما در برخی از روستاهایش، آب آشامیدنی به کالایی گرانقیمت و کمیاب تبدیل شده است.
بررسیهای میدانی و گفتوگو با ساکنان منطقه نیز نشان میدهد در حالی که مردم برخی روستاها ماههاست چشمانتظار باز شدن شیرهای آب هستند، حال ناچارند آب مورد نیاز خود را با تانکر تهیه کنند یا از منابعی استفاده کنند که حتی خودشان نیز به سالم بودن آن اطمینان ندارند؛ بحرانی که این روزها به یکی از جدیترین مطالبات ساکنان بزرگترین جزیره ایران تبدیل شده است. چهار ماه زندگی با تانکر«آب لولهکشی ما ماهی یک بار هم باز نمیشود؛ الان هم تقریباً چهار ماه است که اصلاً باز نشده.» این اما نخستین جملهای است که یکی از ساکنان روستای طبل میگوید؛ جملهای که بیش از هر آمار و عددی، وضعیت امروز برخی روستاهای قشم را توصیف میکند. این ساکن قشم که میگوید از تهران برای زندگی به این جزیره رفته است، توضیح میدهد که پس از آسیب دیدن یکی از تأسیسات آبشیرینکن در جریان حملات ماههای گذشته آمریکایی ها، وضعیت آب در بخشی از جزیره به شدت بحرانی شده است. به گفته او، اکنون تنها مقدار محدودی آب به وسیله تانکر میان برخی مناطق توزیع میشود و همین مقدار نیز پاسخگوی نیاز مردم نیست. او میگوید «فقط در حدی که بتوانند با تانکر آب میآورند. آب لولهکشی تقریباً قطع است و دیگر روی آن حساب نمیکنیم.» هم چنین به گفته این قشموند،خانوادههایی که توان مالی دارند، ناچار شدهاند خودشان آب بخرند. روایت او در ادامه نیز وضعیت ساکنان را در روستاهای قشم این گونه توضیح میدهد که «من خودم از آبشیرینکن گامبرون تانکر خریدم. سه میلیون تومان فقط پول یک تانکر آب دادم تا برای خانه بیاورند.» اما او بلافاصله مکث میکند و جملهای میگوید که شاید از خود بحران دردناکتر باشد: «ما شاید بتوانیم پولش را بدهیم؛ اما خیلی از روستاییها اصلاً چنین توانی ندارند.»
روستاهایی که چشمانتظار آب ماندهانداین شهروند نام چند روستا را نیز ذکر میکند؛ روستاهایی که به گفته او اکنون با کمبود شدید آب روبهرو هستند میگوید «من مطمئنم که روستاهای طبل، سهیلی، معتمدآباد و دهخدا الان آب ندارند.»هم چنین به گفته او، اگرچه شهر قشم و تا حدودی درگهان به دلیل موقعیت شهری و گردشگری، در اولویت توزیع آب قرار میگیرند، اما وضعیت در بسیاری از روستاها متفاوت است. اما او توضیح میدهد «تا جایی که بتوانند به شهر قشم و درگهان میرسند، اما روستاها شرایط خیلی سختتری دارند.» روایت رسمی مسولان ساکناین روایت،البته که با اظهارات عبدالرحیم رضوانی،نایبرئیس شورای اسلامی بخش مرکزی قشم نیز همخوانی دارد. او نیز در روزهای گذشته اعلام کرد که مشکل کمبود آب تنها به یک یا دو روستا محدود نیست و علاوه بر بخش مرکزی، بخشهای شهاب، حرا و حتی برخی شهرهای جزیره نیز با تنش آبی روبهرو هستند. رضوانی همچنین گفته که در برخی روستاها، مردم بیش از سه ماه منتظر وصل دوباره آب میمانند و پس از آن نیز تنها چند روز از آب شبکه استفاده میکنند. وقتی آب، کالایی چند میلیون تومانی میشودمساله این است که شاید در بسیاری از شهرهای کشور، خرید آب معدنی تنها یک انتخاب شخصی باشد، اما اکنون در بخشی از روستاهای قشم، خرید آب دیگر انتخاب نیست؛ تنها راه ادامه زندگی است و عجیب نیست که حالا در قشم بشنویم که «الان فقط با تانکر زندگی میکنیم.» اکنون روایتهای میدانی و گفتوگو با جمعی از ساکنان قشم نشان میدهد که خانوادهها مجبور هستند هر بار هزینههای سنگینی برای خرید آب پرداخت کنند؛ هزینهای که برای بسیاری از ساکنان روستاها قابل تأمین نیست. از سوی دیگر همین موضوع را نایبرئیس شورای اسلامی بخش مرکزی قشم نیز تأیید کرده است. چنان که به گفته او، بسیاری از خانوادهها ناچار هستند آب مورد نیاز خود را با تانکر تهیه کنند؛ آن هم تانکرهایی که قیمت یک نمونه چهار هزار لیتری آن به حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسید ه است.
کارزاری برای آبدر همین حال از روز ۲ مرداد ماه نیز کارزار مردمی "جزیره قشم تشنه است" آغاز شده، و همین بحران آب را یکی از اصلیترین محورهای اعتراض خود قرار داده است. در بخشی از متن این کارزار آمده است که هزاران خانواده ناچار شدهاند آب مورد نیاز خود را با پرداخت هزینههای سنگین از تانکرهای سیار تهیه کنند؛ هزینهای که برای بسیاری از خانوارها فراتر از توان مالی آنهاست. در این میان باید توجه کرد که مساله دیگر فقط هزینه نیست...
متن کامل:https://avash.ir/%
@madreseh_salamat
۹
۱۹:۳۰
#دارودرمانی
هر مکملی را نباید کنار مکمل دیگر مصرف کنید!
بعضی مکملها وقتی همزمان مصرف میشوند، ممکن است روی جذب و اثر یکدیگر تأثیر گذاشته؛ مثلاً کلسیم میتواند جذب آهن را کاهش داده و مصرف طولانیمدت دوز بالای زینک هم ممکن است روی وضعیت مس بدن اثر بگذارد.
@madreseh_salamat
هر مکملی را نباید کنار مکمل دیگر مصرف کنید!
بعضی مکملها وقتی همزمان مصرف میشوند، ممکن است روی جذب و اثر یکدیگر تأثیر گذاشته؛ مثلاً کلسیم میتواند جذب آهن را کاهش داده و مصرف طولانیمدت دوز بالای زینک هم ممکن است روی وضعیت مس بدن اثر بگذارد.
@madreseh_salamat
۶
۱۹:۳۱
#تغذیه_و_سلامت
خیلیها فکر میکنند اگر بخش کپکزده را جدا کنند، بقیه ماده غذایی سالم است.
در نمونههای رب گوجه، کیک خامهای، پنیر و سیبزمینی شیرین، حتی تا عمق کمتر از ۳ سانتیمتر هم رشد کپک مشاهده شد. دلیلش این است که رشتههای قارچ (هایف) میتوانند در بافت مواد غذایی نفوذ کنند و رشد کنند؛ بنابراین همیشه فقط همان قسمت رنگی که میبینید آلوده نیست.
اگر ماده غذایی نرم یا پررطوبت باشد، مانند:رب گوجهپنیرهای نرمکیک و شیرینی خامهایمیوهها و سبزیجات نرمسیبزمینی شیرین
با مشاهده کپک،کل محصول باید دور ریخته شود.
اما در بعضی مواد غذایی سفت، امکان جدا کردن قسمت آلوده وجود دارد؛البته فقط با رعایت فاصله ایمن:هویجکلمفلفل دلمهایپنیرهای سفت(مثل پارمزان)سالامی و ژامبون خشک
طبق توصیه USDA،در مواد غذایی سفت میتوان حداقل ۲.۵ سانتیمتر (حدود یک اینچ) از اطراف و زیر قسمت کپکزده را جدا کرد، بدون اینکه چاقو با خود کپک تماس پیدا کند.ظاهر کپک فقط نوک ماجراست؛ بخش پنهان آن میتواند داخل بافت ماده غذایی گسترش یافته باشد
@madreseh_salamat
خیلیها فکر میکنند اگر بخش کپکزده را جدا کنند، بقیه ماده غذایی سالم است.
در نمونههای رب گوجه، کیک خامهای، پنیر و سیبزمینی شیرین، حتی تا عمق کمتر از ۳ سانتیمتر هم رشد کپک مشاهده شد. دلیلش این است که رشتههای قارچ (هایف) میتوانند در بافت مواد غذایی نفوذ کنند و رشد کنند؛ بنابراین همیشه فقط همان قسمت رنگی که میبینید آلوده نیست.
اگر ماده غذایی نرم یا پررطوبت باشد، مانند:رب گوجهپنیرهای نرمکیک و شیرینی خامهایمیوهها و سبزیجات نرمسیبزمینی شیرین
با مشاهده کپک،کل محصول باید دور ریخته شود.
اما در بعضی مواد غذایی سفت، امکان جدا کردن قسمت آلوده وجود دارد؛البته فقط با رعایت فاصله ایمن:هویجکلمفلفل دلمهایپنیرهای سفت(مثل پارمزان)سالامی و ژامبون خشک
طبق توصیه USDA،در مواد غذایی سفت میتوان حداقل ۲.۵ سانتیمتر (حدود یک اینچ) از اطراف و زیر قسمت کپکزده را جدا کرد، بدون اینکه چاقو با خود کپک تماس پیدا کند.ظاهر کپک فقط نوک ماجراست؛ بخش پنهان آن میتواند داخل بافت ماده غذایی گسترش یافته باشد
@madreseh_salamat
۶
۱۹:۴۴
#محیط_زیست_و_سلامت
پشتپرده آمار پرشدگی سدها با توهم فراوانی!
رشد ۷۲ درصدی ورودی آب سدها و افزایش نسبی ذخایر، تصویری امیدوارکننده ایجاد کرده، اما به معنای پایان خشکسالی نیست. تراز منفی سفرههای زیرزمینی و تنش آبی در دستکم ۱۴ استان، از جمله کاهش ۳۶ درصدی بارش تهران، نشان میدهد بحران همچنان پابرجاست.در چنین شرایطی، مقصر دانستن صرفِ شهروندان و مصرف خانگی، آدرس غلطی است. بر اساس آمارهای رسمی، ۲۵ تا ۳۰ درصد آب شبکههای توزیع کشور بدون درآمد است که حدود ۱۵ درصد آن به هدررفت فیزیکی و نشتی از لولههای فرسوده مربوط میشود؛ مشکلی که در بافتهای قدیمی شهری شدیدتر است.
بحران آب حاصل سالها توسعه ناکارآمد، کشاورزی غیراصولی و تعلل در نوسازی زیرساختهاست. اصلاح الگوی مصرف مردم ضروری است، اما بدون سرمایهگذاری دولت برای کاهش هدررفت و مدیریت هوشمند منابع، بارشهای مقطعی نمیتوانند شکاف عمیق مدیریت آب در ایران را پر کنند.
@madreseh_salamat
پشتپرده آمار پرشدگی سدها با توهم فراوانی!
رشد ۷۲ درصدی ورودی آب سدها و افزایش نسبی ذخایر، تصویری امیدوارکننده ایجاد کرده، اما به معنای پایان خشکسالی نیست. تراز منفی سفرههای زیرزمینی و تنش آبی در دستکم ۱۴ استان، از جمله کاهش ۳۶ درصدی بارش تهران، نشان میدهد بحران همچنان پابرجاست.در چنین شرایطی، مقصر دانستن صرفِ شهروندان و مصرف خانگی، آدرس غلطی است. بر اساس آمارهای رسمی، ۲۵ تا ۳۰ درصد آب شبکههای توزیع کشور بدون درآمد است که حدود ۱۵ درصد آن به هدررفت فیزیکی و نشتی از لولههای فرسوده مربوط میشود؛ مشکلی که در بافتهای قدیمی شهری شدیدتر است.
بحران آب حاصل سالها توسعه ناکارآمد، کشاورزی غیراصولی و تعلل در نوسازی زیرساختهاست. اصلاح الگوی مصرف مردم ضروری است، اما بدون سرمایهگذاری دولت برای کاهش هدررفت و مدیریت هوشمند منابع، بارشهای مقطعی نمیتوانند شکاف عمیق مدیریت آب در ایران را پر کنند.
@madreseh_salamat
۹
۲۰:۱۹