روز جمعه جناب بهرام خان رفت خونه ی زن رومی و زن رومی یک داستان خیلی مثبت هجده سال گفت و پول پارتی بود و من توضیح نمیدم بیشتر 

۲۵
۷:۳۴
امروز داوطلبانه رفتم نون بخرم۲۵ نفر صف بود، جوگیر شدم که و بالوالدین احسانا کنم، ولی چه احسانی؟ چه کشکی؟ چه دوغی؟ از هم گسیخته شدم، حالا کلی باید خرج دوخت و دوزم بکنن .. ایششش 

۲۷
۱۰:۲۳
چقدر حرف سیاسی میزدن تو صف نونوایی، البته با چاشنی غر غر، سر دسته شون یک خانوم تپلی بود با عینک دودی گانگستری و یک مرده ای که هی خالی میبست و شور میداد بحثو ، چند تا خانوم دیگه هم بودن. این خانومه که سر دسته بود میگفت هی هر چی میشه پسرم میگه مادر نگران نباش درست میشه ... منم میگم خفه شو پدرسگ . بیچاره پسرش. بجایی که مادره دلداری بده به بچه ش بچه دلداری میده و آخرشم هم خودش فحش میخوره هم باباش .. دوره زمونه ای شده.
دلم برای بابای پسره که شوهره خانومه میشد هم سوخت. این وسط چرا باید سگ خطاب میشد؟ 
۱۹
۱۶:۳۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
سلام اختصاصی برای بچه های کانال ۰۶آبان۰۵
۱۵
۵:۲۹
داستان زن رومی اینطوری بود که خواجه ( به ادمای پولدار و کاردرست هم میگفتن این کلمه رو) یه باغی داشته و میره سر بزنه به باغش میبینه در قفله و یک سوراخی پیدا میکنه و وارد باغ میشه. وارد باغ که میشه دو تا دختر خوشگل جلوشو میگیرن، میگن اینجا چیکار میکنی؟ اینم توضیح میده که باغ خودمه شما اینجا چیکار میکنین؟ اونام میگن از کجا معلوم ؟ اینم کلی ادرس میده تا قبول میکنن و میگن که ما اینجا یه پارتی خانومانه گرفتیم و همه در و دافای باکره ی شهرو جمع کردیم بیایم اینجا بزنیم و برقصیم. بیا تو این اتاقک و از تو این سوراخی دید بزن ببین چه خبره، هر کدوم از دخترا رو پسندیدی بگو برات میاریمش.دخترام میان و دم استخر جامه از تن میدرند و میپرن تو آب و این خواجه قلبشو میگیره این صحنه هارو میبینه. ولی خلاصه خوب دید میزنه و یک خانومی که چنگ میزنه رو میپسنده و میگه من اینو میخوام. خلاصه اینو میارن براش و کلی عشق بازی، بعد هم میان مذاکرات رو به یک نتیجه ای برسونن، سقف اتاقک شروع میکنه به ریختن. اینام در میرن. باز شکایتشون رو به اون دو تا خانومای مسئول پارتی میگن و اونا میگن خب شب دیگه رو هماهنگ میکنیم براتون.باز فردا میان نماز جماعت بخونن یهو یک گربه ای میپره روشون اینام در میرن باز !
این خواجه ی بیچاره بدشانس بوده خیلی ، باز دفعه بعد موش صحرایی اومد و طناب کدو تنبل هارو جوید و کدو تنبلا افتادن و صداهای خیلی بلند ایجاد شد و اینا فکر کردن کمیته ریخته ، الان میاد میگیرشون، باز خانومه ترسید و در رفت
و اومد شروع کرد چنگ زدن و آه و ناله کردن که حالا ما عاشق شدیم هم میایم به کام برسیم از زمین و آسمون نکبت میباره 🥺

۱۳
۶:۵۵
خلاصه یه بار دیگه م رفت که یک گرگی حمله کرد به روباها و دفعه چهارم هم نتونست، اخر به این نتیجه رسید که کار حروم خوب نیست و برم خواستگاری و بگیرمش بهتره ... 
۱۴
۷:۱۸
هفته پیش رفتم قرص تقویتی بخرم گفت ۷۵۰، گفتم او له له .. یعنی برو بابا، کی میره این همه راهو، ولی خب پا درد بودم این هفته و ضعف داشتم، گفتم اشکال نداره میخرمش. دوباره رفتم تو داروخونه و گفتم یک جعبه ازین قرص بدین، گفت ۸۵۸ تومن. گفتم وات د آمبولانس.. چخبره؟ گفت دو ماه پیش ۶۵۰ تومان بود. خب قرص تقویتی کالای لوکس محسوب میشه ، بیمه تکمیلی بیلاخم نشون نمیده بهمون چه برسه که بخواد بخشی از هزینه رو بده ... 

پی نوشت:Oh là là کلمه ای فرانسوی است که به نشانه ی تعجب به کار میرود!
۱۰
۱۰:۱۰
گوهر فارسیه به عربی میشه جوهرجمع جوهر هم میشه جواهر ..
۴
۱۳:۴۹
"در سرزمین بی آدم، دین بی معناست"
از کتاب سال بلوا
از کتاب سال بلوا
۲
۱۶:۲۰