لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مهدارنامهم
۷۲ عضو

مهدارنامه

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۲ شهریور
سلام ، صبحتون بخیر گلای تو خونه undefinedدیشب گیر یک راننده ی لجباز افتادم و کلی کل کل کردیم با هم ولی خب مسالمت امیز. حقم با اون بود ولی تکریم مسافر چی پس؟ منم اخرش امتیاز کم دادم بهش. دلم خنک شد تا حدودی .. undefinedundefinedالبته خیلی کم ندادم که تپسی زنگ بزنه بهم بگه چرا نمره کم دادی به این راننده ؟ undefined
undefined۱

۳۰

۴:۰۰

بزارین براتون یکی از خاطرات اسنپیم رو بزارم:
راننده ی فراری (اسنپ نوشت)
من اسنپ که میگیرم اسم کوچه و پلاک را میفرستم برای راننده. کاری که تصمیم گرفته ام دیگر انجام ندهم. مخصوصا اگر شب باشد. و دلیل این تصمیم علاوه بر تجربیات قبلی، داستان این سفر است که چند روز پیش گرفتم. اسنپ گرفتم. پژو آردی سبز رنگ بود. روی نقشه ی اسنپ دیدم کوچه را دارد از آن طرف می آید. گفتم احتمالا اشتباه می کند. تا رسیدم پایین دیدم یکم جلوتر از خانه ی ما ایستاده. رفتم طرفش. پایش را گذاشت روی گاز و رفت جلوتر. هر چه نزدیک تر میشدم به او، میرفت جلوتر. هر چه دست برایش تکان می دادم مگر می دید. خلاصه استارتی زده و دویدم دنبالش و خفتش کردم به قول معروف. در ماشین را باز کردم و خدا را شکر ایستاد وگرنه که گویی داشت از دست پلیس در می رفت. مگر بند می آورد.
پریدم بالا و کمی غر غر کردم که داداش یک زنگ بزن خب. یا همانجا که لوکیشن زده واستا. پایت را گذاشتی روی گاز و همینطور بلانسبت خر داری می روی برای خودت، آخر هم لغو سفر میزنی. البته بلانسبت خرش را قطعا توی دلم گفته ام. مگر من جرات دارم؟ من اینجا خیلی قلدرم وگرنه در میان آدمیان فردی مظلوم و سربزیرم! یک نویسنده سلاحش قلمش است و تمام تهدیدها و شاخ و شانه هایش در نوشته هایش. اما خب کمی به وجنات طرف هم که نگاه کردم دیدم اصلا ارزش خطر کردن ندارد. هشتاد درصد تتلو بود. یعنی هر جایی که قابل دیدن بود را که نظر کردم دیدم خالکوبی دارد. حالا راهمان هم زیاد نبود ولی خب سر صحبت باز شد و دلش را زد به خاطراتش و گفت از وقتی تصادف کرده ام خیلی ترسو شده ام و 15 ماه روانشناس رفتم که توانستم دوباره پشت ماشین بشینم. از تصادفش پرسیدم. گفت: با رفیق هایم بوده ام که تصادف کردیم و دوتایشان فوت کردند. کمی بیشتر از تصادف پرسیدم. با رفیقش و دوس دختر دوستش داشته اند از باغ فلان جا-پارتی- می آمده اند تصادف کرده اند و آن دو مرده اند.گفتم باز ترش کند. گفت: 2 سال برایم زندان بریدند و یک میلیارد و خورده ای هم دیه دادم-پدرم خانه ای در الهیه داشت و فروخت و قربانش بروم دیه را داد. پرسیدم چرا؟ گفت چون مست بودم و تصادف کردم و ماشین چپ کرد و من زنده ماندم و آندو مردند. پس من مقصر بودم و مردن آن ها به پایم بسته شد. 45 روز زندان بودم و بقیه ش را پابند الکترونیکی داشتم. البته شهرهای اطراف میرفتم،پلیس بهم زنگ میزد کجایی؟ میگفتم با رفقا آمدیم صفا سینی، جای شما خالی. آن ها هم کاری نداشتند-حالا ببینید زندان رفتن مسئولین و آقا زاده ها چه کیفیتی باید داشته باشد، زندان نیست که، کویت است. خلاصه تا حالا دنبال اسنپ ندویده بودم که دویدم.
کسی را هم که دیدید انقدر گنگش بالاست و وجودش خالکوبی ست نگذارید پای سادگیش ، بالاخره ظاهر آدم یکم به روحیات و سبک زندکی اش ربط دارد! مهم اینه که دلش پاک باشه و اینا هم نداریم ... درمورد فرآیند خالکوبی هم ازش پرسیدم و دیدم واقعا کار کم دردی نیست.
@mahdarname
undefined۴
undefined۳

۶۲

۴:۴۵

۱۳ شهریور
سلام، صبحتون بخیر گلای تو خونه undefinedدیشب یکی فیلم نگهبان شب رو بهم معرفی کرد و من هرجا رفتم دانلود کنم زده بود فلان قدر بده دانلود کن‌. دلم نمیامد بدم. به مفتی دانلود کردن عادت کردیم. دلو زدم به دریا و زدم که ۱۲۰۰۰۰ ریال بدم و بگیرمش. ولی هنوز ارائه نشده بود ، پرسیدم از کجا ببینم؟ دوستم گفت من از ماهواره دیدم ولی تو فیلیمو هم هست. رفتم،فیلیمو و برای ایرانسلی ها اشتراک مجانی داره. دانلودش کردم و رفت تو قسمت چیزای دانلود شده خود نرم افزار فیلیمو. میخوام بگم پیشرفت کردن ایرانیام .. هم یک جا نبود دانلود مجانی گذاشته باشه undefinedundefinedundefinedundefined
undefined۱

۳۵

۳:۴۸

اسنپ گرفتم ، راننده فامیلش قهقهه هست ... undefinedگفت ما اصالتمون ترکمنستانی هست و یک روستایی اونجا به این نام هست
undefined۴

۲۵

۱۳:۵۷

مرد سه هزار چهره رو دیدم، باحال بود. یک جاش طرف به عنوان کارشناس برنامه ادای مجتبی شکوری رو درمیاورد. بانمک بود. فکر کنم سریال خوبی باشه ... undefinedصحنه های عاشقانه ش باحال بود، هی به دختره میگفت برام منگنه شد ... اینم دندوناشو بهم میزد undefined

۲۵

۲۰:۲۴

۱۴ شهریور
سلام صبحتون بخیر گلای تو خونه undefinedو هوا سرد شده ، مواظب خودتون باشین سرنا نخورین. الان مشاد ۱۹ درجه ، حداکثر دما ۳۰ درجه این اختلاف کمینه و بیشینه دمای هوا در روز پدر ادمو درمیاره .. undefined

۲۱

۳:۵۸

thumbnail
اکواریوم خوشگل ببینین .. undefinedundefined

۲۱

۴:۰۰

از قضا امروز پیراهن استین بلند پوشیدم و چون چند وقت بود نپوشیده بودم ، دو تا دکمه ی بالاش رو بسته بودم و دکمه های پایینش رو نه، داشتم میرفتم که ناگهان حواسم به پیراهنم -که چون با دستمالی کاغذی تو جیبش شسته شده بود و جیبش پر از تکه های دستمال بود- پرت شد و دیدم ای دل غافل. نصف بیشتر دکمه های پیراهنم رو نبستم .. undefinedقبل ازینکه دیگران تذکر بدن که اقا برهنگی تا کجا؟ خودتو جمع کن خودم وضعیت رو در دست گرفتم و این مشکله بزرگتر از تورم و افزایش قیمت طلا و دلار رو حل کردم ، همگی بگین ماشاالله ... undefined
undefined۳
undefined۱

۱۹

۵:۱۴

تو یکی ازین کانالای تحلیل بازار عضو شدم خود به خود، گاهی اخبار جنگ هم میذاره. زده یک نفتکش ایرانی هدف موشک امریکا قرار گرفته. ری اکشنارو یا نمیفهن چیه ملت یا یه مشگلی دارن. یک عده قلب گذاشتن ، چندین نفر ازین شکلکا که با دست قلب نشون میدن ... undefinedکجا داریم میریم؟
undefined۱

۱۷

۸:۱۸

واقعا خیلی دارم خودم رو کنترل میکنم که نرم زینب رو بخورم. خیلی عسله. هی میاد پشت در اتاقم دانی دانی میکنه، دلم نمیاد نرم بیرون که.دیشب خونه عمه م دستش رو انداخته بود دور گردن یکی از دوقلوهای پسر عمه‌م ، دنبال خودش میکشیدش. این دوقلوها هم پرنسس علین. بعد زده بود زیر گریه .. بانمک بود. زینبم دستاشو میچرخوند به علامت اینکه چه میدونم تقصیر کی بود؟ من بی تقصیرم undefined

۱۵

۹:۴۴