### فراتر از کابل و دکل : ۳ ترند زیرساختی که بازی را عوض میکنند!
دنیای زیرساخت دیجیتال فقط محدود به فیبر نوری نیست! اگر میخواهید بدانید اقتصاد دیجیتال ایران در سالهای آینده به چه سمتوسویی میرود، باید نیمنگاهی به این ۳ ترند جهانی و وضعیت آنها در داخل داشته باشید:
۱. رایانش لبهای (Edge Computing):دیگر لازم نیست تمام دادهها برای پردازش به دیتاسنترهای مرکزی (که گاهی کیلومترها دورترند) بروند. با Edge Computing، پردازش در نزدیکترین نقطه به کاربر انجام میشود. نتیجه؟ کاهش وحشتناک تأخیر (Latency)؛ چیزی که برای اپلیکیشنهای آینده مثل جراحی از راه دور یا خودروهای خودران در ایران حیاتی است.
۲. نسل جدید دیتاسنترهای سبز و پایدار:مصرف انرژی دیتاسنترها به یکی از چالشهای اصلی جهان تبدیل شده. ترند امروز، حرکت به سمت مراکز دادهای است که با انرژیهای تجدیدپذیر کار میکنند و خنکسازی آنها با هوش مصنوعی مدیریت میشود. آیا دیتاسنترهای داخلی ما آماده این سطح از بهینهسازی هستند؟
۳. اینترنت ماهوارهای (LEO) به عنوان لایهی مکمل:شاید جنجالیترین ترند باشد! اینترنتهای ماهوارهای مدار پایین (LEO) دیگر یک رویا نیستند. این زیرساخت قرار نیست جایگزین فیبر نوری شود، بلکه میتواند «نقطه کور»های جغرافیایی را پوشش دهد و به عنوان پشتیبان اضطراری، ضریب پایداری شبکه را در اقتصاد دیجیتال بهشدت افزایش دهد.
چرا اینها مهم هستند؟زیرساخت امروز، «سقف» رشد کسبوکارهای فرداست. اگر زیرساخت نتواند با این ترندها بهروز شود، کسبوکارهای پلتفرمی ما (از فینتکها تا گیمینگ) در سد «کندی و عدم پایداری» گیر خواهند کرد.
نظر شما چیست؟به نظرتان کدامیک از این ۳ ترند در ایران زودتر به بلوغ میرسد؟ یا شاید ترند دیگری هست که جای آن خالیست؟
مهدی گمرکی
مسیر دیجیتال
@mahdi_gomroki
#ترندهای_فناوری #اقتصاد_دیجیتال #رایانش_لبه #دیتاسنتر #اینترنت_ماهواره_ای #زیرساخت_دیجیتال
دنیای زیرساخت دیجیتال فقط محدود به فیبر نوری نیست! اگر میخواهید بدانید اقتصاد دیجیتال ایران در سالهای آینده به چه سمتوسویی میرود، باید نیمنگاهی به این ۳ ترند جهانی و وضعیت آنها در داخل داشته باشید:
۱. رایانش لبهای (Edge Computing):دیگر لازم نیست تمام دادهها برای پردازش به دیتاسنترهای مرکزی (که گاهی کیلومترها دورترند) بروند. با Edge Computing، پردازش در نزدیکترین نقطه به کاربر انجام میشود. نتیجه؟ کاهش وحشتناک تأخیر (Latency)؛ چیزی که برای اپلیکیشنهای آینده مثل جراحی از راه دور یا خودروهای خودران در ایران حیاتی است.
۲. نسل جدید دیتاسنترهای سبز و پایدار:مصرف انرژی دیتاسنترها به یکی از چالشهای اصلی جهان تبدیل شده. ترند امروز، حرکت به سمت مراکز دادهای است که با انرژیهای تجدیدپذیر کار میکنند و خنکسازی آنها با هوش مصنوعی مدیریت میشود. آیا دیتاسنترهای داخلی ما آماده این سطح از بهینهسازی هستند؟
۳. اینترنت ماهوارهای (LEO) به عنوان لایهی مکمل:شاید جنجالیترین ترند باشد! اینترنتهای ماهوارهای مدار پایین (LEO) دیگر یک رویا نیستند. این زیرساخت قرار نیست جایگزین فیبر نوری شود، بلکه میتواند «نقطه کور»های جغرافیایی را پوشش دهد و به عنوان پشتیبان اضطراری، ضریب پایداری شبکه را در اقتصاد دیجیتال بهشدت افزایش دهد.
نظر شما چیست؟به نظرتان کدامیک از این ۳ ترند در ایران زودتر به بلوغ میرسد؟ یا شاید ترند دیگری هست که جای آن خالیست؟
مسیر دیجیتال
#ترندهای_فناوری #اقتصاد_دیجیتال #رایانش_لبه #دیتاسنتر #اینترنت_ماهواره_ای #زیرساخت_دیجیتال
۴۱
۱۹:۱۵
«کالبدشکافی یک اختلال: چرا زیرساخت دیجیتال فقط “سرعت اینترنت” نیست؟»
وقتی درباره زیرساخت دیجیتال حرف میزنیم، ذهن بیشتر ما فوراً میرود سمت سرعت اینترنت. اما واقعیت این است که زیرساخت دیجیتال، فقط به چند مگابیت بیشتر یا کمتر خلاصه نمیشود.
هر اختلال، کندی یا ناپایداری در تجربه کاربران و کسبوکارها، معمولاً حاصل یک زنجیره بههمپیوسته از مشکلات است؛ زنجیرهای که از شبکه ارتباطی شروع میشود، به مراکز داده و سرویسهای ابری میرسد، و در نهایت روی پلتفرمها، فروشگاهها، پرداختها و تجربه کاربر نهایی اثر میگذارد.
### زیرساخت دیجیتال دقیقاً از چه اجزایی تشکیل شده است؟
۱) لایه ارتباطیهمان چیزی که کاربران بیشتر از همه میبینند: اینترنت ثابت، اینترنت همراه، فیبر نوری، کیفیت پوشش، تأخیر و پایداری.
۲) لایه پردازش و ذخیرهسازیدیتاسنترها، سرورها، خدمات ابری و ظرفیت نگهداری و پردازش داده. اگر این بخش ضعیف باشد، حتی با اینترنت خوب هم سرویسها کند یا ناپایدار میشوند.
۳) لایه امنیت و تابآوریزیرساخت فقط برای روزهای عادی نیست؛ باید در شرایط فشار، حمله سایبری، اختلال برق یا افزایش ناگهانی مصرف هم دوام بیاورد.
۴) لایه توزیع و دسترسیشبکه توزیع محتوا، معماری فنی سرویسها و نزدیکی منابع به کاربر. همین لایه تعیین میکند که تجربه کاربر در تهران، تبریز، بندرعباس یا زاهدان چقدر متفاوت باشد.
## چرا این کالبدشکافی مهم است؟
چون در اقتصاد دیجیتال، هر اختلال زیرساختی فقط یک مشکل فنی نیست؛ بلکه میتواند به شکل مستقیم تبدیل شود به:
- کاهش فروش یک فروشگاه آنلاین - افت اعتماد کاربر به یک پلتفرم - افزایش هزینه عملیاتی کسبوکارها - مهاجرت کاربران به گزینههای جایگزین - و در مقیاس بزرگتر، کند شدن رشد اقتصاد دیجیتال
## یک سوءبرداشت رایج
خیلی وقتها وقتی یک سرویس خوب کار نمیکند، همه تقصیر را گردن «اپلیکیشن» یا «پلتفرم» میاندازند. در حالی که مشکل ممکن است اصلاً از خود سرویس نباشد؛ بلکه از یکی از این نقاط بیاید:
- کیفیت پایین اتصال- نبود ظرفیت کافی در سرورها- ضعف در طراحی ابری- اختلال در شبکه توزیع- یا نبود آمادگی برای پیک مصرف
یعنی آنچه کاربر به شکل «کندی» میبیند، در واقع خروجی یک زنجیره پیچیده زیرساختی است.
اگر بخواهیم اقتصاد دیجیتال ایران رشد کند، باید از نگاه سادهانگارانه به زیرساخت فاصله بگیریم. زیرساخت دیجیتال فقط اینترنت سریعتر نیست؛ بلکه ترکیبی است از ارتباط، پردازش، امنیت، تابآوری و دسترسی هوشمند.
اقتصاد دیجیتال روی «اپ»ها ساخته نمیشود؛ روی لایههایی ساخته میشود که اپها بتوانند با اطمینان روی آنها بایستند.
به نظر شما در تجربه روزمره، کدام بخش از زیرساخت دیجیتال در ایران بیشتر از بقیه خودش را به شکل مشکل نشان میدهد؟ سرعت؟ پایداری؟ کیفیت سرویسها؟ یا ضعف در تابآوری؟
مهدی گمرکی
مسیر دیجیتال
@mahdi_gomroki
#اقتصاد_دیجیتال #زیرساخت_دیجیتال #اینترنت #رایانش_ابری #دیتاسنتر #امنیت_سایبری #تحلیل_فناوری
وقتی درباره زیرساخت دیجیتال حرف میزنیم، ذهن بیشتر ما فوراً میرود سمت سرعت اینترنت. اما واقعیت این است که زیرساخت دیجیتال، فقط به چند مگابیت بیشتر یا کمتر خلاصه نمیشود.
هر اختلال، کندی یا ناپایداری در تجربه کاربران و کسبوکارها، معمولاً حاصل یک زنجیره بههمپیوسته از مشکلات است؛ زنجیرهای که از شبکه ارتباطی شروع میشود، به مراکز داده و سرویسهای ابری میرسد، و در نهایت روی پلتفرمها، فروشگاهها، پرداختها و تجربه کاربر نهایی اثر میگذارد.
### زیرساخت دیجیتال دقیقاً از چه اجزایی تشکیل شده است؟
۱) لایه ارتباطیهمان چیزی که کاربران بیشتر از همه میبینند: اینترنت ثابت، اینترنت همراه، فیبر نوری، کیفیت پوشش، تأخیر و پایداری.
۲) لایه پردازش و ذخیرهسازیدیتاسنترها، سرورها، خدمات ابری و ظرفیت نگهداری و پردازش داده. اگر این بخش ضعیف باشد، حتی با اینترنت خوب هم سرویسها کند یا ناپایدار میشوند.
۳) لایه امنیت و تابآوریزیرساخت فقط برای روزهای عادی نیست؛ باید در شرایط فشار، حمله سایبری، اختلال برق یا افزایش ناگهانی مصرف هم دوام بیاورد.
۴) لایه توزیع و دسترسیشبکه توزیع محتوا، معماری فنی سرویسها و نزدیکی منابع به کاربر. همین لایه تعیین میکند که تجربه کاربر در تهران، تبریز، بندرعباس یا زاهدان چقدر متفاوت باشد.
## چرا این کالبدشکافی مهم است؟
چون در اقتصاد دیجیتال، هر اختلال زیرساختی فقط یک مشکل فنی نیست؛ بلکه میتواند به شکل مستقیم تبدیل شود به:
- کاهش فروش یک فروشگاه آنلاین - افت اعتماد کاربر به یک پلتفرم - افزایش هزینه عملیاتی کسبوکارها - مهاجرت کاربران به گزینههای جایگزین - و در مقیاس بزرگتر، کند شدن رشد اقتصاد دیجیتال
## یک سوءبرداشت رایج
خیلی وقتها وقتی یک سرویس خوب کار نمیکند، همه تقصیر را گردن «اپلیکیشن» یا «پلتفرم» میاندازند. در حالی که مشکل ممکن است اصلاً از خود سرویس نباشد؛ بلکه از یکی از این نقاط بیاید:
- کیفیت پایین اتصال- نبود ظرفیت کافی در سرورها- ضعف در طراحی ابری- اختلال در شبکه توزیع- یا نبود آمادگی برای پیک مصرف
یعنی آنچه کاربر به شکل «کندی» میبیند، در واقع خروجی یک زنجیره پیچیده زیرساختی است.
اگر بخواهیم اقتصاد دیجیتال ایران رشد کند، باید از نگاه سادهانگارانه به زیرساخت فاصله بگیریم. زیرساخت دیجیتال فقط اینترنت سریعتر نیست؛ بلکه ترکیبی است از ارتباط، پردازش، امنیت، تابآوری و دسترسی هوشمند.
اقتصاد دیجیتال روی «اپ»ها ساخته نمیشود؛ روی لایههایی ساخته میشود که اپها بتوانند با اطمینان روی آنها بایستند.
به نظر شما در تجربه روزمره، کدام بخش از زیرساخت دیجیتال در ایران بیشتر از بقیه خودش را به شکل مشکل نشان میدهد؟ سرعت؟ پایداری؟ کیفیت سرویسها؟ یا ضعف در تابآوری؟
مسیر دیجیتال
#اقتصاد_دیجیتال #زیرساخت_دیجیتال #اینترنت #رایانش_ابری #دیتاسنتر #امنیت_سایبری #تحلیل_فناوری
۴۷
۸:۰۵
بیشتر ما اقتصاد دیجیتال را در اپلیکیشنها و خدمات پرزرقوبرق میبینیم. اما حقیقت این است که «اقتصاد آینده» نه در کد اپلیکیشنها، که در لایههای پنهان زیرساخت دفن شده است.
وقتی از زیرساخت حرف میزنیم، یعنی داریم درباره «ستون فقرات» یک کشور حرف میزنیم. اگر ستون فقرات ضعیف باشد، هر چقدر هم که روی آن لباسهای فاخر (اپلیکیشنها و استارتاپها) بپوشانیم، قامت اقتصاد صاف نمیایستد.
از مطالب گفته شده، چند نکته را باید مرور کنیم:
۱. زیرساخت، انتخاب نیست؛ ضرورت است: بدون فیبر، بدون دیتاسنترهای مدرن و بدون شبکه لجستیک پستی کارآمد، اقتصاد دیجیتال در حد یک تجربه لوکس برای اقلیت باقی میماند.۲. شکاف دیجیتال، شکاف فرصتهاست: هر نقطهای از ایران که به زیرساخت باکیفیت متصل نباشد، از بازار آینده جا مانده است.۳. زیرساخت یعنی اعتماد: وقتی پستی، دیتاسنتری یا شبکه ارتباطی پایداری نداریم، هزینهی «ریسک» بالا میرود و کسبوکارها بهجای نوآوری، درگیر «بقا» میشوند.
و اما نگاه به فردا...
اقتصاد دیجیتال در ایران هنوز در مراحل اولیه است. ما هنوز در حال «ساختن لولهکشی» هستیم. اما نباید یادمان برود که هدف نهایی این لولهکشی، «آب حیات» است: یعنی خلق ارزش برای مردم و کسبوکارهای ایرانی.
هفته بعد، وقتی به سراغ لایه بعدی یعنی «پلتفرمها و داده» میرویم، خواهیم دید که چطور این زیرساختهایی که دربارهشان حرف زدیم، به موتور محرک کسبوکارهای بزرگ تبدیل میشوند.
جمعهها زمان فکر کردن به زیربناهاست. به نظر شما بزرگترین «موانع نامرئی» زیرساختی در ایران، همین لحظه چیست که جلوی رشد یک کسبوکار دیجیتال را میگیرد؟
مهدی گمرکی
مسیر دیجیتال
@mahdi_gomroki
#اقتصاد_دیجیتال #زیرساخت #آینده_نگری #توسعه #ایران_دیجیتال #زیرساخت_فیزیکی #نگاه_به_آینده
وقتی از زیرساخت حرف میزنیم، یعنی داریم درباره «ستون فقرات» یک کشور حرف میزنیم. اگر ستون فقرات ضعیف باشد، هر چقدر هم که روی آن لباسهای فاخر (اپلیکیشنها و استارتاپها) بپوشانیم، قامت اقتصاد صاف نمیایستد.
از مطالب گفته شده، چند نکته را باید مرور کنیم:
۱. زیرساخت، انتخاب نیست؛ ضرورت است: بدون فیبر، بدون دیتاسنترهای مدرن و بدون شبکه لجستیک پستی کارآمد، اقتصاد دیجیتال در حد یک تجربه لوکس برای اقلیت باقی میماند.۲. شکاف دیجیتال، شکاف فرصتهاست: هر نقطهای از ایران که به زیرساخت باکیفیت متصل نباشد، از بازار آینده جا مانده است.۳. زیرساخت یعنی اعتماد: وقتی پستی، دیتاسنتری یا شبکه ارتباطی پایداری نداریم، هزینهی «ریسک» بالا میرود و کسبوکارها بهجای نوآوری، درگیر «بقا» میشوند.
و اما نگاه به فردا...
اقتصاد دیجیتال در ایران هنوز در مراحل اولیه است. ما هنوز در حال «ساختن لولهکشی» هستیم. اما نباید یادمان برود که هدف نهایی این لولهکشی، «آب حیات» است: یعنی خلق ارزش برای مردم و کسبوکارهای ایرانی.
هفته بعد، وقتی به سراغ لایه بعدی یعنی «پلتفرمها و داده» میرویم، خواهیم دید که چطور این زیرساختهایی که دربارهشان حرف زدیم، به موتور محرک کسبوکارهای بزرگ تبدیل میشوند.
جمعهها زمان فکر کردن به زیربناهاست. به نظر شما بزرگترین «موانع نامرئی» زیرساختی در ایران، همین لحظه چیست که جلوی رشد یک کسبوکار دیجیتال را میگیرد؟
مسیر دیجیتال
#اقتصاد_دیجیتال #زیرساخت #آینده_نگری #توسعه #ایران_دیجیتال #زیرساخت_فیزیکی #نگاه_به_آینده
۳۴
۶:۴۱
پلتفرم تعاونی؛ خروج از بنبست انحصار دیجیتال
در پایان این بخش از بحث، به یک سوال کلیدی میرسیم: «این حرفهای نظری را چطور میتوان در دنیای واقعی اجرا کرد؟» پاسخ ما در مفهوم «پلتفرم تعاونی» (Platform Co-op) نهفته است.
پلتفرم تعاونی، یعنی استفاده از قدرت تکنولوژی برای دموکراتیزه کردن اقتصاد. در این مدل، مالکیت پلتفرم نه در دستِ چند سهامدار بزرگ و نه در انحصار دولت است؛ بلکه متعلق به کسانی است که آن را میسازند و از آن استفاده میکنند: رانندگان، فروشندگان، هنرمندان، محتوانویسان و کاربران.
چرا پلتفرم تعاونی، «بازی عوضکن» است؟
۱. حاکمیت دموکراتیک: کاربران دیگر «کاربر منفعل» نیستند؛ آنها در تصمیمگیریهای کلان پلتفرم، از نرخگذاری خدمات گرفته تا سیاستهای حریم خصوصی، رأی و سهم دارند. ۲. حفظ ارزش در اکوسیستم: در مدلهای استخراجی، سود به سهامداران دور از صحنه میرسد. در پلتفرم تعاونی، سود (یا مازاد درآمد) به خود اعضا برمیگردد و در همان جامعهای که ارزش را تولید کرده، سرمایهگذاری میشود.۳. شفافیت الگوریتمی: وقتی مالکان، خود جامعه باشند، الگوریتمها دیگر «جعبه سیاه» برای استخراج داده نیستند؛ بلکه ابزاری شفاف برای خدمت به منافع اعضا میشوند.
آیا این یک آرمانشهر است؟خیر؛ تعاونیهای پلتفرمی در سراسر جهان در حال رشد هستند؛ از پلتفرمهای اشتراکگذاری خودرو گرفته تا همکاریهای فریلنسری و پروژههایِ تأمین مالی جمعی. چالشهایی مثل مقیاسپذیری و رقابت با غولهای سرمایهدار وجود دارد، اما این مدل تنها راهی است که «کرامت انسانی» را در قلب اقتصاد دیجیتال حفظ میکند.
ما معتقدیم برای یک «اقتصاد دیجیتال عدالتمحور»، تعاونیها بهترین ظرف اجرایی هستند. این مدل نه تنها به عدالت پیشینی متعهد است، بلکه قدرت بیگانهشدهی کاربران را به دست خودشان بازمیگرداند.
از فردا، وارد فاز دوم (حاکمیت داده و مالکیت دیجیتال) میشویم.
آیا تا اینجا موافقید که پلتفرم تعاونی میتواند جایگزین واقعی برای پلتفرمهای استخراجی باشد؟ یا به نظرتان موانع اجرایی آن بیش از حد بزرگ است؟
مهدی گمرکی
مسیر دیجیتال
@mahdi_gomroki
#اقتصاد_دیجیتال #پلتفرم_تعاونی #عدالت_پیشینی #دموکراسی_دیجیتال #اقتصاد_مشارکتی #حزب
در پایان این بخش از بحث، به یک سوال کلیدی میرسیم: «این حرفهای نظری را چطور میتوان در دنیای واقعی اجرا کرد؟» پاسخ ما در مفهوم «پلتفرم تعاونی» (Platform Co-op) نهفته است.
پلتفرم تعاونی، یعنی استفاده از قدرت تکنولوژی برای دموکراتیزه کردن اقتصاد. در این مدل، مالکیت پلتفرم نه در دستِ چند سهامدار بزرگ و نه در انحصار دولت است؛ بلکه متعلق به کسانی است که آن را میسازند و از آن استفاده میکنند: رانندگان، فروشندگان، هنرمندان، محتوانویسان و کاربران.
چرا پلتفرم تعاونی، «بازی عوضکن» است؟
۱. حاکمیت دموکراتیک: کاربران دیگر «کاربر منفعل» نیستند؛ آنها در تصمیمگیریهای کلان پلتفرم، از نرخگذاری خدمات گرفته تا سیاستهای حریم خصوصی، رأی و سهم دارند. ۲. حفظ ارزش در اکوسیستم: در مدلهای استخراجی، سود به سهامداران دور از صحنه میرسد. در پلتفرم تعاونی، سود (یا مازاد درآمد) به خود اعضا برمیگردد و در همان جامعهای که ارزش را تولید کرده، سرمایهگذاری میشود.۳. شفافیت الگوریتمی: وقتی مالکان، خود جامعه باشند، الگوریتمها دیگر «جعبه سیاه» برای استخراج داده نیستند؛ بلکه ابزاری شفاف برای خدمت به منافع اعضا میشوند.
آیا این یک آرمانشهر است؟خیر؛ تعاونیهای پلتفرمی در سراسر جهان در حال رشد هستند؛ از پلتفرمهای اشتراکگذاری خودرو گرفته تا همکاریهای فریلنسری و پروژههایِ تأمین مالی جمعی. چالشهایی مثل مقیاسپذیری و رقابت با غولهای سرمایهدار وجود دارد، اما این مدل تنها راهی است که «کرامت انسانی» را در قلب اقتصاد دیجیتال حفظ میکند.
ما معتقدیم برای یک «اقتصاد دیجیتال عدالتمحور»، تعاونیها بهترین ظرف اجرایی هستند. این مدل نه تنها به عدالت پیشینی متعهد است، بلکه قدرت بیگانهشدهی کاربران را به دست خودشان بازمیگرداند.
از فردا، وارد فاز دوم (حاکمیت داده و مالکیت دیجیتال) میشویم.
آیا تا اینجا موافقید که پلتفرم تعاونی میتواند جایگزین واقعی برای پلتفرمهای استخراجی باشد؟ یا به نظرتان موانع اجرایی آن بیش از حد بزرگ است؟
مسیر دیجیتال
#اقتصاد_دیجیتال #پلتفرم_تعاونی #عدالت_پیشینی #دموکراسی_دیجیتال #اقتصاد_مشارکتی #حزب
۴۳
۱۸:۳۸
عنوان: داده؛ طلا یا بردگی؟ چرا «مالکیت داده» سنگ بنای عدالت دیجیتال است؟
در پنج روز گذشته از «اقتصاد استخراجی» و «پلتفرمهای تعاونی» گفتیم. اما حالا باید به بنیادیترین مسئله برسیم: داده.
همهی ما روزانه با هر کلیک، جستوجو، خرید و حتی هر قدمی که با گوشی برمیداریم، کوهی از داده تولید میکنیم. شرکتهای بزرگ تکنولوژی این دادهها را جمعآوری میکنند، با الگوریتمهای هوش مصنوعی تحلیل میکنند و از دلِ آنها سودهای میلیارد دلاری بیرون میکشند.
سؤال اینجاست: چرا ما فقط «کارگر رایگان داده» هستیم؟
در سیستم فعلی، دادههای ما توسط پلتفرمها «مصرف» میشود تا آنها بتوانند به ما کالا بفروشند، ذهنمان را مهندسی کنند و بازارهای آینده را تسخیر کنند. این یک نابرابری بزرگ است: ما ارزش تولید میکنیم، اما پلتفرم تمام منافع آن را تصاحب میکند.
حاکمیت داده چیست؟حاکمیت داده یعنی «قدرت کنترل». یعنی اینکه هر کاربر باید حق داشته باشد:۱. بداند دادهاش کجا میرود.۲. اجازه دهد یا ندهد که دادهاش در چه فرآیندهایی استفاده شود.۳. در صورت سودآوری یک الگوریتم از دادههای او، سهمی از آن سود (یا دستکم حقِ تصمیمگیری در آن) داشته باشد.
چرا این مسئله حزبی و سیاسی است؟چون «داده» فقط یک عدد و رقم نیست؛ داده، تصویر زندگی مردم است. اگر پلتفرمها مالک داده باشند، آنها بر زندگی ما «حکمرانی» میکنند. انتقال قدرت از شرکتهای انحصاری به کاربران، یعنی بازگرداندن حاکمیت به مردم.
ما در این فاز، قصد داریم به این برسیم که چگونه میتوانیم ساختارهایی بسازیم که در آن، «داده» نه در اختیار یک مرکز انحصاری، بلکه در اختیار «صاحب واقعیاش» (یعنی خود کاربر) باشد.
دادههای ما، هویت دیجیتال ما هستند. کسی نباید حق داشته باشد با دادههای ما، علیه منافع ما یا جامعه تصمیم بگیرد.
آیا وقت آن نرسیده که برای «حق مالکیت بر دادههای شخصی» یک مطالبهی سیاسی جدی داشته باشیم؟
مهدی گمرکی
@mahdi_gomroki
#اقتصاد_دیجیتال #حاکمیت_داده #مالکیت_دیجیتال #عدالت_پیشینی #حریم_خصوصی #تمدن_نوین_اسلامی
در پنج روز گذشته از «اقتصاد استخراجی» و «پلتفرمهای تعاونی» گفتیم. اما حالا باید به بنیادیترین مسئله برسیم: داده.
همهی ما روزانه با هر کلیک، جستوجو، خرید و حتی هر قدمی که با گوشی برمیداریم، کوهی از داده تولید میکنیم. شرکتهای بزرگ تکنولوژی این دادهها را جمعآوری میکنند، با الگوریتمهای هوش مصنوعی تحلیل میکنند و از دلِ آنها سودهای میلیارد دلاری بیرون میکشند.
سؤال اینجاست: چرا ما فقط «کارگر رایگان داده» هستیم؟
در سیستم فعلی، دادههای ما توسط پلتفرمها «مصرف» میشود تا آنها بتوانند به ما کالا بفروشند، ذهنمان را مهندسی کنند و بازارهای آینده را تسخیر کنند. این یک نابرابری بزرگ است: ما ارزش تولید میکنیم، اما پلتفرم تمام منافع آن را تصاحب میکند.
حاکمیت داده چیست؟حاکمیت داده یعنی «قدرت کنترل». یعنی اینکه هر کاربر باید حق داشته باشد:۱. بداند دادهاش کجا میرود.۲. اجازه دهد یا ندهد که دادهاش در چه فرآیندهایی استفاده شود.۳. در صورت سودآوری یک الگوریتم از دادههای او، سهمی از آن سود (یا دستکم حقِ تصمیمگیری در آن) داشته باشد.
چرا این مسئله حزبی و سیاسی است؟چون «داده» فقط یک عدد و رقم نیست؛ داده، تصویر زندگی مردم است. اگر پلتفرمها مالک داده باشند، آنها بر زندگی ما «حکمرانی» میکنند. انتقال قدرت از شرکتهای انحصاری به کاربران، یعنی بازگرداندن حاکمیت به مردم.
ما در این فاز، قصد داریم به این برسیم که چگونه میتوانیم ساختارهایی بسازیم که در آن، «داده» نه در اختیار یک مرکز انحصاری، بلکه در اختیار «صاحب واقعیاش» (یعنی خود کاربر) باشد.
دادههای ما، هویت دیجیتال ما هستند. کسی نباید حق داشته باشد با دادههای ما، علیه منافع ما یا جامعه تصمیم بگیرد.
آیا وقت آن نرسیده که برای «حق مالکیت بر دادههای شخصی» یک مطالبهی سیاسی جدی داشته باشیم؟
#اقتصاد_دیجیتال #حاکمیت_داده #مالکیت_دیجیتال #عدالت_پیشینی #حریم_خصوصی #تمدن_نوین_اسلامی
۶۹
۱۷:۴۵
در پست های قبلی از «توهم انتخاب» گفتیم. در ادامه به نیرویی میپردازیم که هر روز بر زندگی ما اثر میگذارد، اما کمتر آن را میبینیم: الگوریتمها.وقتی در یک پلتفرم حملونقل، فروش آنلاین یا ارائه خدمات، سفارشی ثبت میکنید، مجموعهای از الگوریتمها تعیین میکنند:چه کسی سفارش را دریافت کند؛قیمت چگونه محاسبه شود؛سهم هر طرف از معامله چقدر باشد؛و حتی چه کسی بیشتر دیده شود یا کمتر فرصت کار پیدا کند.خود الگوریتم مشکل نیست؛ مشکل زمانی آغاز میشود که قواعد آن پنهان، غیرقابل اعتراض و یکطرفه باشد.اگر رانندهای ناگهان با کاهش سفارشها روبهرو شود، اگر فروشندهای بدون توضیح کافی از پلتفرم حذف شود، یا اگر قیمتها بدون دلیل روشن تغییر کنند، کاربران فقط نتیجه را میبینند؛ نه منطق تصمیمگیری را.وقتی بخش بزرگی از یک بازار در اختیار چند پلتفرم محدود قرار میگیرد، این تصمیمها دیگر صرفاً تصمیمهای فنی نیستند؛ بلکه بر درآمد، فرصتهای شغلی و رفاه میلیونها نفر اثر میگذارند. به همین دلیل، قدرت الگوریتم باید با مسئولیتپذیری همراه باشد.عدالت در اقتصاد دیجیتال الزاماً به معنای دخالت بیشتر دولت یا حذف بازار نیست؛ بلکه به معنای حکمرانی پاسخگو است:
معیارهای تصمیمگیری تا حد امکان شفاف باشند.
کاربران حق اعتراض و دریافت توضیح داشته باشند.
الگوریتمها بهصورت مستقل ممیزی شوند تا تبعیض یا سوءاستفاده کاهش یابد.
ذینفعان، از رانندگان و فروشندگان گرفته تا مشتریان، در سیاستهای مهم پلتفرم نقش و صدای مؤثر داشته باشند.شاید وقت آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: آیا کاربران فقط مصرفکننده یک پلتفرم هستند، یا باید در حکمرانی و منافع آن نیز سهمی داشته باشند؟ نظر شما چیست؟آیا تاکنون احساس کردهاید که یک پلتفرم با تصمیمهای الگوریتمی، بدون توضیح کافی، بر درآمد، هزینه یا فرصتهای شما اثر گذاشته است؟ چه سازوکاری میتواند این تصمیمها را شفافتر و عادلانهتر کند؟
مسیر دیجیتال
@mahdi_gomroki
#اقتصاد_دیجیتال #الگوریتم #حکمرانی_دیجیتال #اقتصاد_پلتفرمی #عدالت_دیجیتال #پلتفرم_تعاونی
مسیر دیجیتال
#اقتصاد_دیجیتال #الگوریتم #حکمرانی_دیجیتال #اقتصاد_پلتفرمی #عدالت_دیجیتال #پلتفرم_تعاونی
۴۳
۱۴:۰۱
داده؛ سرمایهی جدید، اما مالک واقعی آن کیست؟
سالهاست میشنویم که «داده، نفت جدید است.» اما این تشبیه یک تفاوت اساسی را نادیده میگیرد.
نفت را باید از دل زمین استخراج کرد؛ اما داده، هر روز و توسط میلیاردها انسان تولید میشود.
هر جستوجو، هر خرید اینترنتی، هر مسیری که در نقشه انتخاب میکنیم، هر لایک، هر نظر و حتی چند ثانیه مکث روی یک ویدئو، ردپایی دیجیتال از ما بر جای میگذارد. این ردپاها، وقتی در مقیاس میلیونها کاربر کنار هم قرار میگیرند، به یکی از ارزشمندترین داراییهای اقتصاد دیجیتال تبدیل میشوند.
ارزش داده فقط در نمایش تبلیغات نیست. شرکتها با تحلیل این دادهها، رفتار کاربران را پیشبینی میکنند، قیمتها را بهینه میسازند، محصولات و خدمات جدید طراحی میکنند، ریسکها را مدیریت میکنند و مدلهای هوش مصنوعی را آموزش میدهند. بخش قابلتوجهی از ارزشآفرینی اقتصاد دیجیتال، بر پایه همین دادههایی شکل گرفته که کاربران، روزانه و اغلب بدون آگاهی از ارزش واقعی آن، تولید میکنند.
اینجا یک پرسش بنیادین مطرح میشود:
اگر کاربران تولیدکنندگان اصلی این سرمایه هستند و شرکتها از آن ارزش اقتصادی خلق میکنند، آیا سهم کاربران تنها دسترسی به یک خدمت ظاهراً «رایگان» است؟
شاید وقت آن رسیده باشد که نگاه خود را به داده تغییر دهیم. داده صرفاً یک محصول جانبیِ استفاده از اینترنت نیست؛ بلکه نوعی سرمایه است. سرمایهای که ارزش آن را میلیونها انسان با فعالیتهای روزمره خود ایجاد میکنند و امروز به یکی از مهمترین منابع ثروت در جهان تبدیل شده است.
این نگاه، پرسشهای مهمی را پیش روی ما قرار میدهد: آیا حق کاربران فقط حفظ حریم خصوصی است؟ یا باید حقوق دیگری نیز برای آنان به رسمیت شناخته شود؛ مانند حق کنترل بر دادههایشان، حق اطلاع از نحوه استفاده از آنها و حتی در برخی موارد، سهمی از ارزش اقتصادیای که از دادههایشان ایجاد میشود؟
اقتصاد آینده، بیش از آنکه بر منابع طبیعی استوار باشد، بر داده بنا خواهد شد. شاید مهمترین چالش این اقتصاد، نه تولید داده، بلکه تعیین مالکیت، حقوق و شیوه توزیع ارزش حاصل از آن باشد.
نظر شما چیست؟
اگر دادهای که شما تولید میکنید برای یک شرکت ارزش اقتصادی ایجاد میکند، کاربران باید چه حقی نسبت به آن داشته باشند؟
فقط حق حفظ حریم خصوصی؟حق مالکیت و کنترل بر داده؟یا حتی سهمی از ارزش اقتصادی حاصل از آن؟
منتظر دیدگاههای شما هستم.
مسیر دیجیتال
@mahdi_gomroki
#اقتصاد_دیجیتال #داده #مالکیت_داده #اقتصاد_داده #هوش_مصنوعی #عدالت_داده
سالهاست میشنویم که «داده، نفت جدید است.» اما این تشبیه یک تفاوت اساسی را نادیده میگیرد.
نفت را باید از دل زمین استخراج کرد؛ اما داده، هر روز و توسط میلیاردها انسان تولید میشود.
هر جستوجو، هر خرید اینترنتی، هر مسیری که در نقشه انتخاب میکنیم، هر لایک، هر نظر و حتی چند ثانیه مکث روی یک ویدئو، ردپایی دیجیتال از ما بر جای میگذارد. این ردپاها، وقتی در مقیاس میلیونها کاربر کنار هم قرار میگیرند، به یکی از ارزشمندترین داراییهای اقتصاد دیجیتال تبدیل میشوند.
ارزش داده فقط در نمایش تبلیغات نیست. شرکتها با تحلیل این دادهها، رفتار کاربران را پیشبینی میکنند، قیمتها را بهینه میسازند، محصولات و خدمات جدید طراحی میکنند، ریسکها را مدیریت میکنند و مدلهای هوش مصنوعی را آموزش میدهند. بخش قابلتوجهی از ارزشآفرینی اقتصاد دیجیتال، بر پایه همین دادههایی شکل گرفته که کاربران، روزانه و اغلب بدون آگاهی از ارزش واقعی آن، تولید میکنند.
اینجا یک پرسش بنیادین مطرح میشود:
اگر کاربران تولیدکنندگان اصلی این سرمایه هستند و شرکتها از آن ارزش اقتصادی خلق میکنند، آیا سهم کاربران تنها دسترسی به یک خدمت ظاهراً «رایگان» است؟
شاید وقت آن رسیده باشد که نگاه خود را به داده تغییر دهیم. داده صرفاً یک محصول جانبیِ استفاده از اینترنت نیست؛ بلکه نوعی سرمایه است. سرمایهای که ارزش آن را میلیونها انسان با فعالیتهای روزمره خود ایجاد میکنند و امروز به یکی از مهمترین منابع ثروت در جهان تبدیل شده است.
این نگاه، پرسشهای مهمی را پیش روی ما قرار میدهد: آیا حق کاربران فقط حفظ حریم خصوصی است؟ یا باید حقوق دیگری نیز برای آنان به رسمیت شناخته شود؛ مانند حق کنترل بر دادههایشان، حق اطلاع از نحوه استفاده از آنها و حتی در برخی موارد، سهمی از ارزش اقتصادیای که از دادههایشان ایجاد میشود؟
اقتصاد آینده، بیش از آنکه بر منابع طبیعی استوار باشد، بر داده بنا خواهد شد. شاید مهمترین چالش این اقتصاد، نه تولید داده، بلکه تعیین مالکیت، حقوق و شیوه توزیع ارزش حاصل از آن باشد.
نظر شما چیست؟
اگر دادهای که شما تولید میکنید برای یک شرکت ارزش اقتصادی ایجاد میکند، کاربران باید چه حقی نسبت به آن داشته باشند؟
فقط حق حفظ حریم خصوصی؟حق مالکیت و کنترل بر داده؟یا حتی سهمی از ارزش اقتصادی حاصل از آن؟
منتظر دیدگاههای شما هستم.
مسیر دیجیتال
@mahdi_gomroki
#اقتصاد_دیجیتال #داده #مالکیت_داده #اقتصاد_داده #هوش_مصنوعی #عدالت_داده
۳۸
۱۶:۴۵
مسیر دیجیتال
@mahdi_gomroki
#اقتصاد_دیجیتال #عدالت_داده #اقتصاد
۵۰
۱۳:۰۹
### وقتی محصول واقعی شما خودتان هستید
در پست های قبلی دربارهی «الگوریتمهای نامرئی» گفتیم؛ سیستمهایی که قیمت، فرصت و دیدهشدن را تعیین میکنند. امروز باید یک قدم عقبتر برویم و بپرسیم:
این الگوریتمها با چه چیزی کار میکنند؟
با دادههای ما.
هر جستوجو، کلیک، خرید، مکث، لایک، موقعیت مکانی و گفتوگو، بخشی از تصویری است که پلتفرمها از ما میسازند. این دادهها فقط اطلاعات ساده نیستند؛ آنها الگوهای رفتاری، ترجیحات و حتی نقاط ضعف ما را آشکار میکنند.
ما تصور میکنیم از یک خدمت رایگان استفاده میکنیم، اما در بسیاری از موارد، هزینهی واقعی را با دادههایمان میپردازیم.
پلتفرمها از این دادهها برای چه استفاده میکنند؟
- پیشبینی رفتار ما- هدفگیری تبلیغات- تعیین قیمت و پیشنهادها- رتبهبندی کاربران و فروشندگان- افزایش زمان حضور ما در پلتفرم- ساختن مدلهای سودآورتر
مسئله فقط جمعآوری داده نیست. مسئله این است که کاربر معمولاً نمیداند:
- دقیقاً چه دادهای از او ذخیره شده است؟- چه کسانی به آن دسترسی دارند؟- دادهاش برای چه هدفی استفاده میشود؟- آیا میتواند آن را حذف یا منتقل کند؟- آیا از ارزش اقتصادی ایجادشده سهمی دارد؟
در این مدل، کاربر همزمان تولیدکنندهی داده، منبع ارزش و آخرین فردی است که دربارهی سرنوشت دادهاش تصمیم میگیرد.
این همان نقطهای است که باید دربارهی «استثمار دادهمحور» صحبت کنیم؛ شرایطی که در آن ارزش از رفتار روزمرهی میلیونها نفر استخراج میشود، اما تصمیمگیری و سود در اختیار تعداد محدودی از پلتفرمها باقی میماند.
راهحل، حذف فناوری نیست. راهحل، تغییر رابطهی ما با فناوری است:
کاربر باید بتواند دادهی خود را ببیند، مدیریت کند، منتقل کند و دربارهی نحوهی استفاده از آن تصمیم بگیرد. همچنین باید دربارهی ارزش اقتصادی دادهها و قواعد پلتفرم، سازوکارهای شفاف و قابل نظارت وجود داشته باشد.
دادهی ما نباید فقط سوختِ رشد پلتفرمها باشد؛ باید بخشی از قدرت تصمیمگیری ما در اقتصاد دیجیتال باشد.
پرسش امروز:
اگر دادههای شما ارزش اقتصادی تولید میکنند، چه کسی باید دربارهی استفاده از آنها تصمیم بگیرد؟
مسیر دیجیتال @mahdi_gomroki
#اقتصاد_دیجیتال #حاکمیت_داده #عدالت_دیجیتال #حریم_خصوصی #پلتفرم_تعاونی
در پست های قبلی دربارهی «الگوریتمهای نامرئی» گفتیم؛ سیستمهایی که قیمت، فرصت و دیدهشدن را تعیین میکنند. امروز باید یک قدم عقبتر برویم و بپرسیم:
این الگوریتمها با چه چیزی کار میکنند؟
با دادههای ما.
هر جستوجو، کلیک، خرید، مکث، لایک، موقعیت مکانی و گفتوگو، بخشی از تصویری است که پلتفرمها از ما میسازند. این دادهها فقط اطلاعات ساده نیستند؛ آنها الگوهای رفتاری، ترجیحات و حتی نقاط ضعف ما را آشکار میکنند.
ما تصور میکنیم از یک خدمت رایگان استفاده میکنیم، اما در بسیاری از موارد، هزینهی واقعی را با دادههایمان میپردازیم.
پلتفرمها از این دادهها برای چه استفاده میکنند؟
- پیشبینی رفتار ما- هدفگیری تبلیغات- تعیین قیمت و پیشنهادها- رتبهبندی کاربران و فروشندگان- افزایش زمان حضور ما در پلتفرم- ساختن مدلهای سودآورتر
مسئله فقط جمعآوری داده نیست. مسئله این است که کاربر معمولاً نمیداند:
- دقیقاً چه دادهای از او ذخیره شده است؟- چه کسانی به آن دسترسی دارند؟- دادهاش برای چه هدفی استفاده میشود؟- آیا میتواند آن را حذف یا منتقل کند؟- آیا از ارزش اقتصادی ایجادشده سهمی دارد؟
در این مدل، کاربر همزمان تولیدکنندهی داده، منبع ارزش و آخرین فردی است که دربارهی سرنوشت دادهاش تصمیم میگیرد.
این همان نقطهای است که باید دربارهی «استثمار دادهمحور» صحبت کنیم؛ شرایطی که در آن ارزش از رفتار روزمرهی میلیونها نفر استخراج میشود، اما تصمیمگیری و سود در اختیار تعداد محدودی از پلتفرمها باقی میماند.
راهحل، حذف فناوری نیست. راهحل، تغییر رابطهی ما با فناوری است:
کاربر باید بتواند دادهی خود را ببیند، مدیریت کند، منتقل کند و دربارهی نحوهی استفاده از آن تصمیم بگیرد. همچنین باید دربارهی ارزش اقتصادی دادهها و قواعد پلتفرم، سازوکارهای شفاف و قابل نظارت وجود داشته باشد.
دادهی ما نباید فقط سوختِ رشد پلتفرمها باشد؛ باید بخشی از قدرت تصمیمگیری ما در اقتصاد دیجیتال باشد.
پرسش امروز:
اگر دادههای شما ارزش اقتصادی تولید میکنند، چه کسی باید دربارهی استفاده از آنها تصمیم بگیرد؟
مسیر دیجیتال @mahdi_gomroki
#اقتصاد_دیجیتال #حاکمیت_داده #عدالت_دیجیتال #حریم_خصوصی #پلتفرم_تعاونی
۳۵
۱۷:۰۲
شب سیاه سیدنی؛ وقتی الگوریتم «رئیس» ما شد 
۱۵ دسامبر ۲۰۱۴، کافه لیندت در سیدنی. چند گروگانگیر مسلح وارد کافه میشوند و شهر در حالت بحران فرو میرود. مردم وحشت زده اند؛ خانواده ها سعی میکنند از منطقه خارج شوند. تاکسیها جواب نمیدهند؛ همه سراغ «اوبر» میروند.
و در همین لحظات، الگوریتم اوبر چه میکند؟
قیمت کرایه را تا ۴ برابر بالا میبرد.
بله، دقیقاً همانجا. وسط یک بحران تروریستی. الگوریتم «قیمتگذاری پویا» (Surge Pricing) تشخیص داده بود که تقاضا بالاست، پس قیمت را بالا برد. بدون هیچ قضاوت انسانی. بدون هیچ ملاحظه ی اخلاقی.
پاسخ اوبر؟ یک بیانیهی کوتاه:> «قیمت گذاری به صورت خودکار فعال شده بود.»
خودکار. یعنی کسی مسئول نبود.
#### این فقط یک حادثه نبود؛ یک «نشانه» بود
سالها بعد، مستندات بیشتری بیرون آمد که نشان داد اوبر فقط یک اپلیکیشن تاکسی نیست؛ بلکه یک «مدیریت الگوریتمیک» کامل است:
-زیر سامانه God View: کارمندان اوبر میتوانستند موقعیت مکانی هر کاربر را بدون رضایت او ببینند.-ابزار Greyball: ابزاری که اوبر با آن مسئولان شهری و بازرسان را فریب میداد تا دور بزنندشان!- حذف بیواسطه: هزاران راننده بدون هیچ توضیحی از پلتفرم حذف شدند؛ همان «De-platforming» که درباره اش حرف زدیم.
راننده ها میگویند: «کارفرما نداریم، مستقل هستیم!» اما واقعیت این است که الگوریتم تعیین میکند:- چه ساعتی کار کنند؟- چه مسیری بروند؟- چه قیمتی بگیرند؟- چقدر درآمد داشته باشند؟- و حتی چه زمانی «حذف» شوند!
پس «آزادی کار» کجا بود؟
#### الگوریتم؛ رئیس نامرئی
این پرونده یک درس بزرگ دارد:
> در اقتصاد پلتفرمی، کارفرمای سنتی حذف نشده؛ فقط نامرئی شده است.
رئیس جدید، کد نرم افزاری است که:- به شما حساب پس نمیدهد- استیناف ندارد- به شما چشم نمیدوزد، اما هر حرکتتان را میبیند
و عجیب تر اینکه: این رئیس نامرئی با داده های خود کارگران ساخته شده است.
#### سؤال امروز
اگر صدها هزار رانندهی اوبر پلتفرم را با هم میساختند و الگوریتم را با هم کنترل میکردند، آیا شب سیدنی تکرار میشد؟ آیا کسی بدون دادگاه منصفانه حذف میشد؟
ما به پلتفرمی نیاز داریم که در آن، الگوریتم در خدمت کاربر باشد، نه کاربر در خدمت الگوریتم.
فردا پرونده ی دیگری باز میکنیم؛ پرونده ای که نشان میدهد این مدل فقط کارگران را تحت فشار نمیگذارد؛ بلکه مشتری ها را هم قربانی میکند.
یک سوال:تا حالا پیش آمده که الگوریتم یا قوانین یک پلتفرم، بدون هیچ توضیحی علیه شما تصمیم بگیرد؟ تجربه ات را بنویس.
#اقتصاد_دیجیتال #پرونده_ملموس #اوبر #الگوریتم #پلتفرم_تعاونی
۱۵ دسامبر ۲۰۱۴، کافه لیندت در سیدنی. چند گروگانگیر مسلح وارد کافه میشوند و شهر در حالت بحران فرو میرود. مردم وحشت زده اند؛ خانواده ها سعی میکنند از منطقه خارج شوند. تاکسیها جواب نمیدهند؛ همه سراغ «اوبر» میروند.
و در همین لحظات، الگوریتم اوبر چه میکند؟
قیمت کرایه را تا ۴ برابر بالا میبرد.
بله، دقیقاً همانجا. وسط یک بحران تروریستی. الگوریتم «قیمتگذاری پویا» (Surge Pricing) تشخیص داده بود که تقاضا بالاست، پس قیمت را بالا برد. بدون هیچ قضاوت انسانی. بدون هیچ ملاحظه ی اخلاقی.
پاسخ اوبر؟ یک بیانیهی کوتاه:> «قیمت گذاری به صورت خودکار فعال شده بود.»
خودکار. یعنی کسی مسئول نبود.
#### این فقط یک حادثه نبود؛ یک «نشانه» بود
سالها بعد، مستندات بیشتری بیرون آمد که نشان داد اوبر فقط یک اپلیکیشن تاکسی نیست؛ بلکه یک «مدیریت الگوریتمیک» کامل است:
-زیر سامانه God View: کارمندان اوبر میتوانستند موقعیت مکانی هر کاربر را بدون رضایت او ببینند.-ابزار Greyball: ابزاری که اوبر با آن مسئولان شهری و بازرسان را فریب میداد تا دور بزنندشان!- حذف بیواسطه: هزاران راننده بدون هیچ توضیحی از پلتفرم حذف شدند؛ همان «De-platforming» که درباره اش حرف زدیم.
راننده ها میگویند: «کارفرما نداریم، مستقل هستیم!» اما واقعیت این است که الگوریتم تعیین میکند:- چه ساعتی کار کنند؟- چه مسیری بروند؟- چه قیمتی بگیرند؟- چقدر درآمد داشته باشند؟- و حتی چه زمانی «حذف» شوند!
پس «آزادی کار» کجا بود؟
#### الگوریتم؛ رئیس نامرئی
این پرونده یک درس بزرگ دارد:
> در اقتصاد پلتفرمی، کارفرمای سنتی حذف نشده؛ فقط نامرئی شده است.
رئیس جدید، کد نرم افزاری است که:- به شما حساب پس نمیدهد- استیناف ندارد- به شما چشم نمیدوزد، اما هر حرکتتان را میبیند
و عجیب تر اینکه: این رئیس نامرئی با داده های خود کارگران ساخته شده است.
#### سؤال امروز
اگر صدها هزار رانندهی اوبر پلتفرم را با هم میساختند و الگوریتم را با هم کنترل میکردند، آیا شب سیدنی تکرار میشد؟ آیا کسی بدون دادگاه منصفانه حذف میشد؟
ما به پلتفرمی نیاز داریم که در آن، الگوریتم در خدمت کاربر باشد، نه کاربر در خدمت الگوریتم.
فردا پرونده ی دیگری باز میکنیم؛ پرونده ای که نشان میدهد این مدل فقط کارگران را تحت فشار نمیگذارد؛ بلکه مشتری ها را هم قربانی میکند.
یک سوال:تا حالا پیش آمده که الگوریتم یا قوانین یک پلتفرم، بدون هیچ توضیحی علیه شما تصمیم بگیرد؟ تجربه ات را بنویس.
#اقتصاد_دیجیتال #پرونده_ملموس #اوبر #الگوریتم #پلتفرم_تعاونی
۱۸
۵:۵۹