بازارسال شده از یک دوست
نظریه حماقت
کتاب یا دقیقتر بگوییم «نظریه حماقت» دیتریش بونهوفر، در اصل یک کتاب مستقل بلند نیست؛ بلکه بخشی از نامهها و نوشتههای او در دوران زندان نازیهاست که بعداً در مجموعههایی مثل Letters and Papers from Prison منتشر شد.شهرت این متن به خاطر یک ایده بسیار تکاندهنده است:«مشکل اصلی جامعه، شرارت نیست؛ حماقت است.»ایده مرکزی کتاب: «آدم احمق» لزوماً کمهوش نیستاین مهمترین نکتهای است که اگر بفهمی، کل حرف بونهوفر را فهمیدهای.او میگوید: • حماقت = کمبود IQ نیست. • افراد بسیار باهوش هم میتوانند «احمق» شوند. • حماقت بیشتر یک وضعیت روانی-اجتماعی است تا ضعف ذهنی.از نظر او، آدم احمق کسی است که: • توانایی تفکر مستقل را از دست داده، • شعارها را جای فکر کردن گذاشته، • و هویت جمعی را جای حقیقت نشانده است.یعنی فرد دیگر «خودش فکر نمیکند»؛ بلکه تبدیل به بلندگوی جمع، ایدئولوژی یا قدرت میشود.چرا مردم احمق میشوند؟1. قدرت، تفکر مستقل را نابود میکند!بونهوفر مشاهده کرد که وقتی یک حکومت، حزب، جنبش یا فضای اجتماعی خیلی قدرتمند میشود، افراد کمکم توانایی قضاوت شخصیشان را از دست میدهند.او میگوید: • انسانها در جمع، راحتتر تسلیم میشوند. • وقتی همه یک چیز را تکرار میکنند، مقاومت ذهنی کاهش مییابد. • فرد ترجیح میدهد «متعلق» باشد تا «درست».این نکته خیلی مهم است:از نظر او، بیشتر مردم حقیقت را قربانی امنیت روانی و تعلق اجتماعی میکنند.2. احمقها خطرناکتر از آدمهای شرورند.این معروفترین بخش نظریه اوست.چرا؟چون آدم شرور معمولاً میداند دارد کار بد میکند.پس: • میتوان با او مذاکره کرد، • جلویش ایستاد، • یا رسوایش کرد.اما آدم احمق فکر میکند «درست» است.او با اعتمادبهنفس کامل: • دروغ را پخش میکند، • خشونت را توجیه میکند، • و حتی خودش را اخلاقی میداند.به همین دلیل بونهوفر میگوید:مقابله با حماقت سختتر از مقابله با شرارت است.چرا استدلال منطقی روی آدم احمق اثر نمیکند؟این بخش، قلب روانشناسی کتاب است.بونهوفر میگوید:وقتی کسی به «حماقت جمعی» دچار شد: • واقعیت اهمیتی ندارد، • تناقضها را نمیبیند، • و اگر هم ببیند، توجیه میکند.برای همین:بحث منطقی معمولاً بیفایده میشود.تو اگر مدرک بیاوری، او: • موضوع را عوض میکند، • شعار تکرار میکند، • یا خشمگین میشود.چون مسئله او «دانستن» نیست؛ مسئلهاش «وابستگی هویتی» است.او نمیخواهد حقیقت را پیدا کند؛ میخواهد احساس کند در سمت درست گروه خودش ایستاده.حماقت چگونه گسترش پیدا میکند؟بونهوفر چند عامل کلیدی را غیرمستقیم مطرح میکند؛ترس:وقتی مردم میترسند، • امنیت را به آزادی ترجیح میدهند و تفکر انتقادی کاهش پیدا میکند.تبلیغات:تکرار مداوم یک ایده، حتی ایده احمقانه، آن را عادی میکند.جمعگرایی افراطی:وقتی هویت فرد در گروه حل میشود، مسئولیت شخصی از بین میرود.قدرت و اقتدار:عموم آدمها دوست دارند کسی برایشان تصمیم بگیرد.نکته مهم: بونهوفر نخبهگرا نیستاو نمیگوید:«من باهوشم و مردم احمقاند.»برعکس، حرفش هشدار به همه انسانهاست.از نظر او:هر کسی ممکن است احمق شود، اگر:• تفکر مستقل را کنار بگذارد، • مسئولیت اخلاقی را واگذار کند، • یا بیش از حد جذب قدرت و جمع شود.یعنی حماقت یک «ریسک انسانی» است، نه یک ویژگی ژنتیکی.مهمترین جملههای فکری کتاب به زبان ساده: اگر بخواهیم کل اثر را در چند جمله فشرده کنیم:• انسانها بیشتر از آنکه دنبال حقیقت باشند، دنبال تعلقاند.• قدرت، توانایی فکر مستقل را از مردم میگیرد. • آدم احمق از آدم شرور خطرناکتر است.• تحصیلات بالا، تضمینکننده خِرَد نیست.• جمع میتواند انسانهای عادی را به ابزار شر تبدیل کند.• کسی که فکر کردن را واگذار کند، کمکم انسانیت اخلاقیاش را هم واگذار میکند.
بطور خلاصه، نظریه حماقت دیتریش بونهوفر بیان میکند که حماقت یک نقص هوشی نیست، بلکه یک ضعف اخلاقی و اجتماعی است که از شرارت خطرناکتر است، به راحتی با قدرت هماهنگ میشود و تنها با آزادی درونی درمان میگردد.
@Mehdi_tabatabaie
کتاب یا دقیقتر بگوییم «نظریه حماقت» دیتریش بونهوفر، در اصل یک کتاب مستقل بلند نیست؛ بلکه بخشی از نامهها و نوشتههای او در دوران زندان نازیهاست که بعداً در مجموعههایی مثل Letters and Papers from Prison منتشر شد.شهرت این متن به خاطر یک ایده بسیار تکاندهنده است:«مشکل اصلی جامعه، شرارت نیست؛ حماقت است.»ایده مرکزی کتاب: «آدم احمق» لزوماً کمهوش نیستاین مهمترین نکتهای است که اگر بفهمی، کل حرف بونهوفر را فهمیدهای.او میگوید: • حماقت = کمبود IQ نیست. • افراد بسیار باهوش هم میتوانند «احمق» شوند. • حماقت بیشتر یک وضعیت روانی-اجتماعی است تا ضعف ذهنی.از نظر او، آدم احمق کسی است که: • توانایی تفکر مستقل را از دست داده، • شعارها را جای فکر کردن گذاشته، • و هویت جمعی را جای حقیقت نشانده است.یعنی فرد دیگر «خودش فکر نمیکند»؛ بلکه تبدیل به بلندگوی جمع، ایدئولوژی یا قدرت میشود.چرا مردم احمق میشوند؟1. قدرت، تفکر مستقل را نابود میکند!بونهوفر مشاهده کرد که وقتی یک حکومت، حزب، جنبش یا فضای اجتماعی خیلی قدرتمند میشود، افراد کمکم توانایی قضاوت شخصیشان را از دست میدهند.او میگوید: • انسانها در جمع، راحتتر تسلیم میشوند. • وقتی همه یک چیز را تکرار میکنند، مقاومت ذهنی کاهش مییابد. • فرد ترجیح میدهد «متعلق» باشد تا «درست».این نکته خیلی مهم است:از نظر او، بیشتر مردم حقیقت را قربانی امنیت روانی و تعلق اجتماعی میکنند.2. احمقها خطرناکتر از آدمهای شرورند.این معروفترین بخش نظریه اوست.چرا؟چون آدم شرور معمولاً میداند دارد کار بد میکند.پس: • میتوان با او مذاکره کرد، • جلویش ایستاد، • یا رسوایش کرد.اما آدم احمق فکر میکند «درست» است.او با اعتمادبهنفس کامل: • دروغ را پخش میکند، • خشونت را توجیه میکند، • و حتی خودش را اخلاقی میداند.به همین دلیل بونهوفر میگوید:مقابله با حماقت سختتر از مقابله با شرارت است.چرا استدلال منطقی روی آدم احمق اثر نمیکند؟این بخش، قلب روانشناسی کتاب است.بونهوفر میگوید:وقتی کسی به «حماقت جمعی» دچار شد: • واقعیت اهمیتی ندارد، • تناقضها را نمیبیند، • و اگر هم ببیند، توجیه میکند.برای همین:بحث منطقی معمولاً بیفایده میشود.تو اگر مدرک بیاوری، او: • موضوع را عوض میکند، • شعار تکرار میکند، • یا خشمگین میشود.چون مسئله او «دانستن» نیست؛ مسئلهاش «وابستگی هویتی» است.او نمیخواهد حقیقت را پیدا کند؛ میخواهد احساس کند در سمت درست گروه خودش ایستاده.حماقت چگونه گسترش پیدا میکند؟بونهوفر چند عامل کلیدی را غیرمستقیم مطرح میکند؛ترس:وقتی مردم میترسند، • امنیت را به آزادی ترجیح میدهند و تفکر انتقادی کاهش پیدا میکند.تبلیغات:تکرار مداوم یک ایده، حتی ایده احمقانه، آن را عادی میکند.جمعگرایی افراطی:وقتی هویت فرد در گروه حل میشود، مسئولیت شخصی از بین میرود.قدرت و اقتدار:عموم آدمها دوست دارند کسی برایشان تصمیم بگیرد.نکته مهم: بونهوفر نخبهگرا نیستاو نمیگوید:«من باهوشم و مردم احمقاند.»برعکس، حرفش هشدار به همه انسانهاست.از نظر او:هر کسی ممکن است احمق شود، اگر:• تفکر مستقل را کنار بگذارد، • مسئولیت اخلاقی را واگذار کند، • یا بیش از حد جذب قدرت و جمع شود.یعنی حماقت یک «ریسک انسانی» است، نه یک ویژگی ژنتیکی.مهمترین جملههای فکری کتاب به زبان ساده: اگر بخواهیم کل اثر را در چند جمله فشرده کنیم:• انسانها بیشتر از آنکه دنبال حقیقت باشند، دنبال تعلقاند.• قدرت، توانایی فکر مستقل را از مردم میگیرد. • آدم احمق از آدم شرور خطرناکتر است.• تحصیلات بالا، تضمینکننده خِرَد نیست.• جمع میتواند انسانهای عادی را به ابزار شر تبدیل کند.• کسی که فکر کردن را واگذار کند، کمکم انسانیت اخلاقیاش را هم واگذار میکند.
بطور خلاصه، نظریه حماقت دیتریش بونهوفر بیان میکند که حماقت یک نقص هوشی نیست، بلکه یک ضعف اخلاقی و اجتماعی است که از شرارت خطرناکتر است، به راحتی با قدرت هماهنگ میشود و تنها با آزادی درونی درمان میگردد.
۱
۵:۵۸
بازارسال شده از یک دوست
یا اباعبدالله
اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ
وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ
اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ...
@Mehdi_tabatabaie
اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ
وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ
اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ...
۱
۵:۵۸
بازارسال شده از یک دوست
در پایان، همه با هم نماز جماعت خواندند!
عربستان از حمایت نظامی آمریکا، ناامید شده و دنبال حامیان جدید منطقهای است
۱
۱۴:۰۲
بازارسال شده از یک دوست
ژاپن تسلیم بیقید و شرط را پذیرفت؛هشتاد و یک سال پیش، در چنین روزی۱۰ اوت ۱۹۴۵ [۱۹ مرداد ۱۳۲۴]، یک روز پس از بمباران ناگازاکی، ژاپن موافقت خود را با شرایط کنفرانس پوتسدام برای تسلیم بیقیدوشرط اعلام کرد؛در همین حال، رئیسجمهور هری اس. ترومن دستور توقف بمباران اتمی را صادر کرد.
هیروهیتو، امپراتور ژاپن، که تا آن زمان از تصمیمگیریهای روزمره درباره ادامه جنگ فاصله گرفته و صرفاً تصمیمات شورای جنگ ــ ازجمله تصمیم بمباران پرل هاربر ــ را تأیید میکرد، سرانجام احساس کرد باید نقش فعالتری ایفا کند. امپراتور به درخواست دو تن از اعضای کابینه، جلسهای ویژه از شورا تشکیل داد و ریاست آن را بر عهده گرفت. او از اعضای شورا خواست پذیرش شرایط کنفرانس پوتسدام، یعنی تسلیم بیقیدوشرط، را بررسی کنند.
او گفت: «به نظر میرسد روشن است که کشور دیگر قادر به ادامه جنگ نیست و توانایی آن برای دفاع از سواحل خود نیز مورد تردید است.»
@Mehdi_tabatabaie
هیروهیتو، امپراتور ژاپن، که تا آن زمان از تصمیمگیریهای روزمره درباره ادامه جنگ فاصله گرفته و صرفاً تصمیمات شورای جنگ ــ ازجمله تصمیم بمباران پرل هاربر ــ را تأیید میکرد، سرانجام احساس کرد باید نقش فعالتری ایفا کند. امپراتور به درخواست دو تن از اعضای کابینه، جلسهای ویژه از شورا تشکیل داد و ریاست آن را بر عهده گرفت. او از اعضای شورا خواست پذیرش شرایط کنفرانس پوتسدام، یعنی تسلیم بیقیدوشرط، را بررسی کنند.
او گفت: «به نظر میرسد روشن است که کشور دیگر قادر به ادامه جنگ نیست و توانایی آن برای دفاع از سواحل خود نیز مورد تردید است.»
۱
۱۱:۵۵
بازارسال شده از یک دوست
سوم شهریور ۱۳۲۰ با حمله شوروی (متفقین)، ایران مورد تجاوز و اشغال خارجی قرار گرفت
اینجا جلفا و در کنار رود ارس، سردیس سه شهید عضو ارتش شاهنشاهی پهلوی که در برابر متجاوزین تا پای جان مقاومت کردند، نصب شده است
کسی که خالصانه برای حفظ و حراست وطن از جان خود گذشته است، شهید است، چه در ارتش شاهنشاهی و چه در ارتش و سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، خدمت کرده باشد
@Mehdi_tabatabaie
کسی که خالصانه برای حفظ و حراست وطن از جان خود گذشته است، شهید است، چه در ارتش شاهنشاهی و چه در ارتش و سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، خدمت کرده باشد
۱
۸:۵۸
بازارسال شده از یک دوست
ستارهای بدرخشید و ماهِ مجلس شددل رمیدهٔ ما را رفیق و مونس شد!
نگارِ من که به مکتب نرفت و خط ننوشتبه غمزه مسألهآموزِ صد مُدَرِّس شد!
@Mehdi_tabatabaie
نگارِ من که به مکتب نرفت و خط ننوشتبه غمزه مسألهآموزِ صد مُدَرِّس شد!
۱
۱۸:۲۴
یک دوست
ثبت نام پایه دهم در هنرستان آسانسور
سلام و درودهمکاران محترم آسانسوریبه استحضار می رسانم که؛ «خانهمهارتآسانسور» زیر نظر اداره کل آموزش و پرورش استان تهران، برگزار کننده رشته آموزش دیپلم آسانسور برای پایه دهم، یازدهم و دوازدهم در هنرستان هفتم تیر واقع در خیابان کریمخان زند تقاطع خیابان حافظ شمالی، می باشداین هنرستان دولتی بوده و بصورت هیأت امنایی اداره می شود
لذا خواهشمندم عنایت فرموده، و این هنرستان را به علاقمندان به رشته آسانسور معرفی نمایید
با تشکر فراوانسیدمهدی طباطبایی
#خانهمهارتآسانسور
لذا خواهشمندم عنایت فرموده، و این هنرستان را به علاقمندان به رشته آسانسور معرفی نمایید
با تشکر فراوانسیدمهدی طباطبایی
#خانهمهارتآسانسور
۵
۲۲:۰۱