لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل کانال مهدیه خسروسرشکیک
۹۲۳ عضو

کانال مهدیه خسروسرشکی

این‌جا از احوالات و افکار و احساس این روزهایم می‌نویسم. به شوق زندگی کردن و رسیدن به روزهای بهتر
مهدیه خسروسرشکی | کوچ رابطه | کوچینگ والدین و نوجوان | مربی شخصیت‌شناسی MBTIبرای رزرو جلسات کوچینگ به آیدی زیر پیام دهید@mahdie_sereshky
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۱ تیر
کانال مهدیه خسروسرشکی
روزهای آخرِ باردایش بود، بچه دوم جویای حالش شدم گفت: دارم میرم کتاب بخرم شروع کنم به دزس خوندن برای ارشد من که فعلا یه مدتی برای این بچه باید خونه باشم، حداقل بیکار نباشم، از فرصتم استفاده کنم و یه رشدی بکنم. به وضوح حس می‌کردم ضربان قلبم بالا رفته، دستام یخ کرده و دارم سعی می‌کنم لرزش صدام رو کنترل کنم. به گفتن خداقوتی بسنده کردم و تماس رو قطع کردم. حالا باید جویای حال خودم میشدم که چِم شد یهو؟ فهمیدم! اونجایی که گفت: بیکار نباشم، نشستم تو خونه از فرصت استفاده کنم و رشد کنم ، از همونجا حالم خراب شد. این جملات یادآور روزهایِ سخت مادر شدنِ خودم بود. همان وقتی که بعد از روز هفتمِ زایمانِ بچه اولم رفتم دانشگاه همان وقتی که باید قوی می‌بودم، بچه دار شدنم نباید مانع رشدم میشد و... اما حالا، بعد از این همه سال دلم می‌خواد به همه مادرها بگم که بچه‌داری به خودیِ خود کار بزرگ، پرمسئولیت، پرمشغله و از قضا پر از رشده چرا فرصتِ مادری کردن را کوچک می‌شماریم؟ چرا این بخش از زن بودن را کم اهمیت می‌بینیم؟ چرا خستگی‌های جسمی و روانی یک مادر را نادیده می‌گیریم؟ چه بر سرِ افکارِ این جامعه آمده که فقط رقابت در جامعه مردانه، جنگیدن در جامعه، دستاوردهای فیزیکی، موفقیت‌های شغلی و تحصیلی و... ارزشمند شده‌اند؟ انگار جای زخمم همچنان درد می‌کنه و به تلنگری باید آماده انفجار یک آتشفشان باشم، مگر این‌که در مسیر شفا، حواس جمع بمانم. undefined شناسه کانال: https://ble.ir/mahdiesereshky
اون بخشِ نوشتنِ دیدگاه که مدتیه اضافه شده، امکانِ نوشتنِ تجربیات، افکار، احساسات و نظرات رو بهمون داده و فرصت خوبیه برای معاشرت، آشنایی، گفتگو و اتفاقا متوجه شدم این امکان چقدر هم به بعضیا کمک کردهمنم مشتاقانه یادداشت‌های شما رو می‌خونمundefined
undefined۲۱

۶۴۹

۶:۴۱

۱۴ تیر
thumbnail
"زن بودن" از دیدگاه افراد مختلف و درجوامع با تاریخ، جغرافیا، تجربه‌ها، باورها و فرهنگ‌های مختلف متفاوت معنی می‌شود.بعضی از تو توقع دارند مادر خوبی باشیبعضی توقع دارند همسر خوبی باشیبعضی توقع دارند الهه عشق و زیبایی بمانیبعضی می‌گویند باید به عالم و آدم ثابت کنیم که ما می‌توانیم، ضعیف نیستیم، بجنگیم، قدرت را در دست بگیریم و...
گاهی بعضی وجه‌ها بیشتر موردتائید قرار می‌گیرند و بعضی وجوه سرکوب می‌شونداما آن‌چه مهم ایت این است که یک زن فارغ از آن‌چه به او دیکته می‌شود لازم است صدای بخش‌های مختلف زنانگی‌اش را بشنود و آن را تا حد امکان زندگی کند.
و به قول کارل گوستاو یونگ، زنانگی چیزی بیشتر از مونث بودن است.
در این کتاب "زن بودن" را به روایت تونی گرنت می‌خوانیم و با چهارجنبه مختلف زنانگی آشنا می‌شویم و مهم است در هر بخش از سفر زندگیِ زنانه، آن را چطور زیست کنیم.

#معرفی_کتابundefined کتاب زن بودن نوشته تونی گرنت | ترجمه فروزان گنجی نشر ورجاوند
لینک خرید از ایران کتاب
لینک کتاب صوتی در طاقچه

undefined شناسه کانال:https://ble.ir/mahdiesereshky
undefined۲۵

۶۷۷

۵:۴۱

۱۷ تیر
همون دیشب بعد از کلاسم، ساعت ۱۲ شب فریزر رو از برق کشیدم که تمیز بشهامروز سه کیلو سبزی قرمه سرخ کردم، دوبرابرِ همیشهلباس‌ها اطو شدنخونه نظافت شدهکتاب‌خونه‌م مرتب شدهدستی به سر و گوش گل‌ها کشیدم...یادِ این کلیپ‌ها و جوک‌ها می‌افتم که مامان‌ها به هر دلیلی از اومدن عید تا شروع جنگ می‌افتن به جون خونه و نظافت خونه
ولی کی باور می‌کنه که انگار این یه سیستم دفاعی‌مونه در برابر اضطراب، در برابر ابهام، در برابر بی‌قراری!وقتی می‌خوایم بقیه رو آشفته نکنیم و بگیم:نگران نباش! من هستم! همه چی مرتبه!
اما کی می‌دونه در درون‌مون چه خبره!
#روزنوشت#آماده_باش
undefined شناسه کانال:https://ble.ir/mahdiesereshky
undefined۳۱
undefined۱۵

۵۱۵

۱۹:۳۵

نصفه جون شدیم تا این پرواز نشست؛از سرِ شب همه نگران بودن خبری موثق از بسته شدنِ حریم هوایی نبود اما همان یک خبر درباره کلیِر شدن آسمان ایران و عدم پاسخ‌گویی فرودگاه امام خمینی به تماس‌ها کافی بود تا جان به لب بشیم!
در تمام این لحظات من به تمام کسانی فکر کردم که به هر دلیل انتظارِ پایانِ یک بی‌خبری را کشیدندچه فرقی می‌کند در کدام نقطه از جغرافیای این خاک و یا در چه تاریخیانتظار، ذره ذره جانِ آدم را می‌گیرد.
حتی همین انتظارِ شنیدن اخبار از سیریک، لاوان، بندرعباس، بوشهر و حالا اخبار تائید نشده آق‌قلا در گرگان
#روزنوشت
undefined شناسه کانال:https://ble.ir/mahdiesereshky
undefined۲۱
undefined۱۰
undefined۱

۷۳۳

۲۳:۳۴

۲۱ تیر
_کجاها احساس ناکافی بودن و بی‌ارزشی می‌کنی؟+ وقتی کار نمی‌کنم_اگر کار نکنی تو چطور آدمی هستی؟+ بی‌فایده، ضعیف، همه می‌تونن بهم زور بگن
و رفتیم سراغ تک‌تک این کلمات که نه، باورهایی که دنیای پشت این کلمات بود و دنیای پیشِ رو را ساخته؛این‌که برای او چه معنی دارن و چطور میشه بازتعریف‌شون کرد

undefined نکته‌هایی از جلسه:
● قوی بودن به معنای از پسِ هر کس و هر کاری برآمدن نیست، لازمه بتونیم ضعف‌های خودمون رو ببینیم و پنهان‌شون نکنیم و براشون کاری بکنیم
● برای مقابله با زورگویی لازم نیست حتما کار کنیم تا قوی باشیم و کسی نتونه بهمون زور بگه، شاید لازمه کمی خودمراقبتی و مرزگذاری بلد باشیم.
● برای برآورده کردن نیازهامون لازم نیست انقدر قوی بشیم که فقط خودمون بتونیم نیازهامون رو تامین کنیم و بعد چنان خسته و فرسوده باشیم که نتونیم ادامه بدیم، گاهی لازمه بلد باشیم درباره نیازهامون حرف بزنیم، درخواست کردن رو تمرین کنیم
● کارکردن درسته، اما گره زدن اون به قوی بودن و زیر بار زور نرفتن چیز دیگریه

undefined شناسه کانال:https://ble.ir/mahdiesereshky
undefined۳۰
undefined۳

۵۶۶

۱۵:۳۹

۲۲ تیر
راستش هر چی بیشتر فکر می‌کنم، یه مفاهیمی برام عجیب‌تر میشه!
مثل انتقامچی شد که این‌قدر این مفهوم در بین ما پر رنگ شد؟بیشتر که فکر می‌کنم می‌بینم این شاید یه شعار یا باور مذهبی باشه"ما منتظرِ منتقمِ خونِ حسینیم"!بعد برام سوال پیش میاد:چرا باید منتظر منتقم باشیم؟چرا وظیفه کسی که منتظرش هستیم رو انتقام می‌دونیم؟اصلا بیاد که از چه کسی انتقام بگیره؟اگر هم حقِ انتقام یا خون‌بهایی هم در کار باشه مال کیه؟
مگر نه‌این‌که حضرت سجاد باید انتقام می‌گرفتن؟ ولی تقیه در پیش کردند به خاطر مصلحتِ جامعهیا حتی مختار ثقفی که دست به انتقام زد اجازه از حضرت سجاد نداشت
حتی حضرت باقر و جناب صادق هم دست به کارهای بزرگ‌تری زدند به جای انتقام!
چرا راه دور بریمهمین امام رضا، ولی‌نعمت ما ایرانیانمگر ولیعهدی مامون رو بر اساس شروطی نپذیرفتند به خاطر مصلحت، اگرچه میل باطنی‌شان نبود؟
امروز یک سخنرانی از آقای نقویان گوش کردم که گفتند: رسول‌الله در صلح حدیبیه ۵ امتیاز دادند و ۲ امتیاز گرفتند!
حالا دیگه صلح مصلحتی امام حسن و شیوه حکومتی امیرالمومنین بماند،
چرا ما چسبیدیم به روزِ عاشورا و جنگ؟!!اگرچه وقتی بیشتر فکر می‌کنم و یه کمی از روضه‌خونی مداح جماعت فاصله می‌گیرم و همون چند خط خطبه‌ای که ناقص خوندم و درست نفهمیدم رو تو ذهنم کند و کاو می‌کنم می‌بینم، خیر! معنی مبارزه حضرت حسین(ع) رو هم نفهمیدیم.
فقط نامی از دین برای خودمون نگه داشتیم.
شایدم اشتباه می‌کنم، به جای واژه انتقام، باید به واژه مصلحت بیشتر فکر کنم!
از دستِ این مغز و فکرهای نیمه شبش !برم خبر بخونم و دل‌دل کنم برای هموطنان جنوب و خبر بگیرم از دوستانم در جنوبکه امشب هم بی‌قرارند و من بی‌خواب و بی‌قرار وطن و هم‌وطنو گوشم تیزه به صدای پرواز جنگنده‌ها برفراز تهران
#آماده‌باش
undefined شناسه کانال:https://ble.ir/mahdiesereshky
undefined۴۱
undefined۱۵
undefined۲
undefined۲

۵۲۴

۲۱:۴۴

۲۴ تیر
اول:داشتم تو آشپزخونه کار می‌کردم که متوجه شدم صدای کلیپ‌هایی که از دیروز تو اینستاگرام درباره جنوب ساخته و وایرال شده پخش میشه و از موج همدلی که تو این فضا شکل گرفته تقدیر میشه.خنده‌های نسبتا عصبیم گل کرد و با لحن تمسخر آمیزی گفتم:چی شد؟ مگه اینستاگرام فیلتر نبود؟ چرا باید همونایی که این پلتفرم و محتواش رو محدود کردن حالا ازش این‌طور تعریف و تمجید بکنن؟!!
خنده تمسخر آمیزم، عصبی شدنم من رو به فکر فرو برد؛
دوم:دبیرستانی که بودم یه چیزی ترند بود بین همسن و سالامون به نام "دفتر عقاید"این دفترها دست به دست می‌چرخید و هرکس درباره علاقه‌مندی‌هاش، افکارش و نظرش راجع‌به یه سری موضوعات خاص می‌نوشت. داشتن این دفتر تو مدرسه جرم محسوب میشد و اغلب پنهانی دست به دست بین بجه‌ها می‌گشت تا به دست معلم و مدیر و ناظم نیفته.
یادمه یه‌بار دفتر عقایدِ یکی از بچه‌ها رو ازش گرفته بودن و تنبیهی هم براش در نظر گرفته بودن. داشتم از جلوی دفترِ مدرسه رد میشدم که دیدم چندنفر از معلم‌ها و ناظم‌ها دارن نوشته‌هاش رو می‌خونن، می‌خندن و حتی نظر میدن و نظرهای نوشته شده تو اون دفتر رو تائید می‌کنن.
اون موقع برام عجیب بود که اگر یه چیزی ممنوعه، اشکال داره، چرا باید این‌قدر مورد توجه قرار بگیره!!اونم ابرازِ عقاید در حد نوشتن، در حد چند کلمه درباره چیزهای ساده!
و حالا هم همون داستانِ تکراری!
undefined آنچه می‌خوانید نه تحلیل سیاسی است نه ابراز عقیده درباره درستی و غلطیصرفا درون‌نگری و مکتوب کردن احوالات شخصی است که از روزهای اول این کانال گاهی جرات کردم و برخی را نوشتم شاید احوالات مشترکی تجربه می‌کنیم
#درون‌نگری_جنگ
undefined شناسه کانال:https://ble.ir/mahdiesereshky
undefined۲۴
undefined۷

۳۱۴

۲۰:۳۲

thumbnail
قصه‌ها قادرند انتخاب‌های ما را رقم بزنند؛ما به کمک داستان به تجربه‌هایمان معنا می‌دهیم، هویت‌مان را تعریف می‌کنیم و قالبی برای رفتارمان می‌سازیم.
خواندن این کتاب در روزهای اخیر به من کمک کرد تا نقش روایت در حیات سیاسی و اجتماعی را بهتر درک کنم و دلیل برجسته شدن بعضی روایات را بهتر بفهمم و حالا برایم مهم شده تا نقش خودم را در روایتی که از این روزها به سال‌ها بعد منتقل خواهد شد را پیدا کنم.

#معرفی_کتاب
undefined کتاب روایت و کنشِ جمعینوشته فردریک دبلیو میرترجمه الهام شوشتری زادهنشر اطراف
لینک خرید نسخه فیزیکی
لینک خرید نسخه الکترونیک
undefined۱۲

۴۶۹

۲۰:۴۸

۲۸ تیر
thumbnail
قرار نبود انارهاهنوز به مهر که هیچ، به شهریور هم نرسیده بِتِرِکَندبه گمانم از دلتنگی جان به لب شده‌اندبیچاره انارهانه قرمز شده، نه درشت شده دارند از دست می‌روند
انگار دل من هم کم از حالِ انارهایِ نارس نداردبی‌تاب است اما کمی رسیده‌تر از انارهای سبزکمی سرخ‌ترکمی پخته‌تر

undefined درخت انار_ پیاده‌روی روزانه_ایران‌زمین
undefined شناسه کانال:https://ble.ir/mahdiesereshky
undefined۳۵

۳۴۳

۷:۰۸

۲۹ تیر
صحبت‌مون رسید به تولد گرفتنامسال پنجاه ساله میشهگفت که همیشه برای همه تولد گرفته، هدیه گرفته ولی برای خودش نهانگار یه چیزایی مانعش میشه، مفصل درباره‌ش حرف زدیمپرسیدم: وقتی به تولد گرفتن فکر می‌کنی چی میاد تو ذهنتاولین جمله این بود:لباس قشنگ بپوم، میکاپ کنم، عکس آتلیه‌ای بگیرم، من اصلا از خودم عکس ندارمو بعد ادامه داد و درباره بقیه احساس و افکارش گفت
پرسیدم: تولدت کی هست؟با خنده گفت: ۲۹ اسفند، خیلللی مونده ولی دلم می‌خواد امسال برای اولین‌بار انجامش بدم
اما چیزی که من نمی‌تونستم نادیده بگیرم اولین جملاتش بود که موقع گفتنش یه ذوق خاصی اومد تو صداش و البته خودش خیلی زود ازش گذشت
گفتم: تولد که جای خود، اما آیا لازمه برای داشتن اون عکس‌ها تا تولدت صبر کنی؟یه مکثی کرد و با یه خنده‌ای گفت: نه! میرم دنبال آتلیه و انجامش میدم
برای انجام بعضی کارها، برای بعضی ذوق‌هامون، لازم نیست این‌قدر منتظر بمونیملازم نیست موضوعات رو به هم گره بزنیماگه اون کار بزرگه و اصلی رو به هر دلیلی نمی‌تونیم انجام بدیم، یه کوچولوش یا یه بخشیش که امکان پذیره انجام بدیم

undefined ذوق کوچک شما چیه که می‌تونید به جای منتظر موندن برای یه روز خاص یا یه موقعیت مناسب الان انجامش بدید؟
بخشی از کارِ من اینه که توقف کنم روی اون جمله‌هایی که آدما میگن و اتفاقا زود ازش می‌گذرن اما قلاب من می‌چسبه بهشاین یکی از بزنگاه‌هاییه که تو کارم براش ذوق می‌کنم
undefined شناسه کانال:https://ble.ir/mahdiesereshky
undefined۴۳

۲۶۰

۵:۱۶