بالاتر از توحید، مسئلهای در عالم وجود ندارد….
آیت الله فروغی
#فرکانس_سپیده دیروز خلاصه میشود در همین کلام
@mahdihaji_ir
آیت الله فروغی
#فرکانس_سپیده دیروز خلاصه میشود در همین کلام
۱۸۱
۷:۲۱
بازارسال شده از رسانه تراز انقلاب اسلامی
در هندسهی هستی، کثرت بدون وحدت، تنها «آشفتگی» است؛ و کوثری که در مدار یک معنا قرار گیرد، توحید میشود. میلاد پیامبر اعظم (ص) تجلی نعمت بنیادین اتحاد بشریت است. وجود ذی جودی که قوس قزح ابنای آدم را، در پیوند وحدت نبوی، به رنگ یکتاپرستی بدل کرد.
امروز، در عصر «اتاقهای پژواک» و رسانههایی که بر پایهی «پروپاگاندا» و «جهل مدرن» بنا شدهاند، برای بردگی نوین بشریت در لجنزار سخیف سرمایهداری، ما بیش از هر زمان دیگری به بازخوانی این بعثت نورانی نیاز داریم. رسالت امت رسول الله (ص) در این میانه، نه بازنمایی شکافها، بلکه هنر «در هم تنیدگی پیوندها»ست.
هفتهی وحدت، فراخوانی است برای عبور از تفاوتهای سطحی، به سوی جستوجوی آن هستهی مشترک که ما را به یک پیکرهی واحد در مقیاس جهانی پیوند میدهد. بیایید در این مسیر، به جای بازتولید تنش، به دنبال ساختن روایتهایی باشیم که از تفاوتها، برای رسیدن به معنا استفاده میکنند.
میلاد حضرت رحمة للعالمین (ص) و هفتهی وحدت مبارک.
@tarazmedia_ir
امروز، در عصر «اتاقهای پژواک» و رسانههایی که بر پایهی «پروپاگاندا» و «جهل مدرن» بنا شدهاند، برای بردگی نوین بشریت در لجنزار سخیف سرمایهداری، ما بیش از هر زمان دیگری به بازخوانی این بعثت نورانی نیاز داریم. رسالت امت رسول الله (ص) در این میانه، نه بازنمایی شکافها، بلکه هنر «در هم تنیدگی پیوندها»ست.
هفتهی وحدت، فراخوانی است برای عبور از تفاوتهای سطحی، به سوی جستوجوی آن هستهی مشترک که ما را به یک پیکرهی واحد در مقیاس جهانی پیوند میدهد. بیایید در این مسیر، به جای بازتولید تنش، به دنبال ساختن روایتهایی باشیم که از تفاوتها، برای رسیدن به معنا استفاده میکنند.
میلاد حضرت رحمة للعالمین (ص) و هفتهی وحدت مبارک.
۱
۹:۳۳
زاهدِ خلوتنشین، دوش به مِیخانه شداز سرِ پیمان بِرَفت، با سرِ پیمانه شد
صوفیِ مجلس که دی، جام و قدح میشکستباز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد
شاهدِ عهدِ شباب، آمده بودش به خوابباز به پیرانهسر، عاشق و دیوانه شد
مُغْبَچهای میگذشت، راهزنِ دین و دلدر پِیِ آن آشنا، از همه بیگانه شد
آتشِ رخسارِ گُل، خرمنِ بلبل بسوختچهرهٔ خندانِ شمع، آفتِ پروانه شد
گریهٔ شام و سحر، شُکر که ضایع نگشتقطرهٔ بارانِ ما، گوهرِ یکدانه شد
نرگسِ ساقی بِخوانْد، آیتِ افسونگریحلقهٔ اورادِ ما، مجلسِ افسانه شد
منزلِ حافظ کنون، بارگهِ پادشاستدل بَرِ دلدار رفت، جان بَرِ جانانه شد
@mahdihaji_ir
صوفیِ مجلس که دی، جام و قدح میشکستباز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد
شاهدِ عهدِ شباب، آمده بودش به خوابباز به پیرانهسر، عاشق و دیوانه شد
مُغْبَچهای میگذشت، راهزنِ دین و دلدر پِیِ آن آشنا، از همه بیگانه شد
آتشِ رخسارِ گُل، خرمنِ بلبل بسوختچهرهٔ خندانِ شمع، آفتِ پروانه شد
گریهٔ شام و سحر، شُکر که ضایع نگشتقطرهٔ بارانِ ما، گوهرِ یکدانه شد
نرگسِ ساقی بِخوانْد، آیتِ افسونگریحلقهٔ اورادِ ما، مجلسِ افسانه شد
منزلِ حافظ کنون، بارگهِ پادشاستدل بَرِ دلدار رفت، جان بَرِ جانانه شد
۱۰۸
۱۲:۴۴
سلام صبح همگی بخیر
استدعا می کنم یادداشت امروز را با تامل و دقت کافی مطالعه کنید.
یقین دارم، نگاهتان تغییر خواهد کرد.
ساعت ۹.۴۰ به وقت امام شهید، منتظر بمانید لطفا.
ارادتمندمهدی حاجی
@mahdihaji_ir
استدعا می کنم یادداشت امروز را با تامل و دقت کافی مطالعه کنید.
یقین دارم، نگاهتان تغییر خواهد کرد.
ساعت ۹.۴۰ به وقت امام شهید، منتظر بمانید لطفا.
ارادتمندمهدی حاجی
۹۶
۴:۳۷
به نام خدا
فرکانس سپیده / علی الاصول
علی الاصول چه چیزی یک ملت را از خاکسترِ جنگ، به قامتِ یک «امتِ مبعوث» برانگیخت؟
به اصول دین دقت کنید!توحید، مبدأ است؛ خدا.نبوت، رسانهی خداست؛ طریقت.معاد، بازگشت به خداست؛ عودت.
پس قصهی انسان، قصهی حرکت از نور و دوباره بازگشت به نور است؛ از خدا، به خدا.با چه چیزی؟با نبوت!
نبوت چیست؟ نبوت یعنی الگویی رسانهای، که این مسیر را آشکار میکند؛ و اگر چنین است، پس نبی، انسانرسانهای مبعوث است که از نور مبدأ خبر میآورد، راه را روشن میکند و انسانِ سرگردانِ در کثرت را به وحدتِ مقصد بازمی گرداند.
شاید به همین دلیل است که «بعثت» را باید جور دیگری فهمید:مبعوث شدن، آغازِ یک حرکت است؛ حرکتی که مبدأش خداست و مقصدش نیز خدا.
آری؛توحید یعنی خدا.نبوت یعنی رسانهی خدا.معاد یعنی بازگشت به خدا.
و انسان، در میان این «از» و «به»، مسافرِ کاروانی است در مرکبِ رسانهای به نام نبوت، که مدام در حال « شدن »است. در حال مبعوث شدن. امامت نیز در امتداد همین شدن در اصول دین جای می گیرد. و اما عدل برای پرهیز از تندروی و کندروی هاست.
بعثت، پیش از آنکه حرکتِ بدنها باشد، بیداریِ عقلهاست. و طاغوت، پیش از آنکه سرزمینها را تصرف کند، تلاش میکند عقلها را به خواب ببرد؛ چرا که انسانی که میاندیشد، دیگر به آسانی بندهی زر و زور و تزویر نمیشود.
بعثتِ مردم ایران نیز پس از آتش و دفاع، تنها در ایستادگیِ جسمها خلاصه نمیشود؛ رستاخیزِ خرد و ارادهای است که پس از شهادت نبی و مولای خویش سربرآورده است. گویی وقتی چراغ امامت شکست، نورش بیشتر شد و مردم روشن تر شدند.
پس علی الاصول، دین بر محور رسانه می چرخد و رسانه(نبوت)، کاروانسالارِ بیداری است؛ نه کارخانهی تولیدِ محتوا! رسانه نباید به جای انسان فکر کند؛ باید کاری کند که انسان دوباره به اندیشیدن بازگردد.
و سلام بر امتِ مبعوث.#روایت_بعثت
به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقهچهارشنبه ۴ شهریورماه ۱۴۰۵
مهدی حاجی
پژوهشگر و تحلیلگر رسانه@mahdihaji_ir
فرکانس سپیده / علی الاصول
علی الاصول چه چیزی یک ملت را از خاکسترِ جنگ، به قامتِ یک «امتِ مبعوث» برانگیخت؟
به اصول دین دقت کنید!توحید، مبدأ است؛ خدا.نبوت، رسانهی خداست؛ طریقت.معاد، بازگشت به خداست؛ عودت.
پس قصهی انسان، قصهی حرکت از نور و دوباره بازگشت به نور است؛ از خدا، به خدا.با چه چیزی؟با نبوت!
نبوت چیست؟ نبوت یعنی الگویی رسانهای، که این مسیر را آشکار میکند؛ و اگر چنین است، پس نبی، انسانرسانهای مبعوث است که از نور مبدأ خبر میآورد، راه را روشن میکند و انسانِ سرگردانِ در کثرت را به وحدتِ مقصد بازمی گرداند.
شاید به همین دلیل است که «بعثت» را باید جور دیگری فهمید:مبعوث شدن، آغازِ یک حرکت است؛ حرکتی که مبدأش خداست و مقصدش نیز خدا.
آری؛توحید یعنی خدا.نبوت یعنی رسانهی خدا.معاد یعنی بازگشت به خدا.
و انسان، در میان این «از» و «به»، مسافرِ کاروانی است در مرکبِ رسانهای به نام نبوت، که مدام در حال « شدن »است. در حال مبعوث شدن. امامت نیز در امتداد همین شدن در اصول دین جای می گیرد. و اما عدل برای پرهیز از تندروی و کندروی هاست.
بعثت، پیش از آنکه حرکتِ بدنها باشد، بیداریِ عقلهاست. و طاغوت، پیش از آنکه سرزمینها را تصرف کند، تلاش میکند عقلها را به خواب ببرد؛ چرا که انسانی که میاندیشد، دیگر به آسانی بندهی زر و زور و تزویر نمیشود.
بعثتِ مردم ایران نیز پس از آتش و دفاع، تنها در ایستادگیِ جسمها خلاصه نمیشود؛ رستاخیزِ خرد و ارادهای است که پس از شهادت نبی و مولای خویش سربرآورده است. گویی وقتی چراغ امامت شکست، نورش بیشتر شد و مردم روشن تر شدند.
پس علی الاصول، دین بر محور رسانه می چرخد و رسانه(نبوت)، کاروانسالارِ بیداری است؛ نه کارخانهی تولیدِ محتوا! رسانه نباید به جای انسان فکر کند؛ باید کاری کند که انسان دوباره به اندیشیدن بازگردد.
و سلام بر امتِ مبعوث.#روایت_بعثت
به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقهچهارشنبه ۴ شهریورماه ۱۴۰۵
مهدی حاجی
۷۵۶
۶:۱۰
#RFT
@revayatfarda
۲۱.۹K
۷:۵۲
#RFT
۱۶۹
۹:۳۵
به نام خدا
فرکانس سپیده / انبعاث
مبعوث، آدمِ ماندن نیست؛و بعثت، با سکون بیگانه است.کسی که طعم بعثت را چشیده باشد، نمیتواند در حاشیهی جهان بنشیند و تماشاگرِ عبورِ روزها باشد.
پیامبر(ص)، پیش از آنکه جامعه را دگرگون کند، در خویش دگرگون شد؛ بعثت، نخست تعالی یافتن یک انسان در خویشتن است و سپس تعالی یک انسان در تاریخ. یک انسانِ متحول، رسانهای متحول میزاید؛ و رسانهای که از جانِ یک انسانِ مبعوث میجوشد، میتواند جانِ یک جامعه را به حرکت آورد.امری سخت، کاری نشدنی اما ماموریتی الهی است.
جامعهی توحیدی، با نبوت(رسانه) متحول میشود، اما نه هر رسانهای. رسانه وقتی تاریخساز میشود که از انسانی تاریخساز بجوشد؛ رسانه وقتی جامعهساز میشود که خود، پیش از جامعه، در آتشِ بعثت پخته شده باشد.
پیامبر (ص) با کلام، با دعوت، با رسانه و با برانگیختنِ دفینههای عقل، سکونِ یک عصر را شکست و جامعهای تازه ساخت. رسانهی مبعوث، صدایی نیست که فقط شنیده شود؛ جرقهای است که در جان میافتد و انسان را از خودِ پیشینش بیرون میکشد.
مبعوث، خودش را از خاکِ عادت بیرون میکشد؛ از پیلهی خودخواهی میگسلد و از تماشای جهان به ساختنِ جهان میرسد. در جان او، «من» آنقدر کوچک میشود که «ما» مجالِ روییدن پیدا میکند.
آری؛ انبعاث، یک بیداری در جان است؛ یک حرکت در جهان، و رسانه، پلِ میان این دو.
و در نهایت باید گفت:مبعوث کسی نیست که فقط به مقصد ایمان دارد؛ ایمانش را به حرکت و حرکتش را به رسانه تبدیل میکند. او میجوشد، میتراود و راه میافتد؛ تا از یک قلب، یک صدا؛ از یک صدا، یک جریان؛ و از یک جریان، یک جامعه متولد شود.
و سلام بر امتِ مبعوث.#روایت_بعثت
به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقهپنجشنبه ۵ شهریورماه ۱۴۰۵
مهدی حاجی
پژوهشگر و تحلیلگر رسانه@mahdihaji_ir
فرکانس سپیده / انبعاث
مبعوث، آدمِ ماندن نیست؛و بعثت، با سکون بیگانه است.کسی که طعم بعثت را چشیده باشد، نمیتواند در حاشیهی جهان بنشیند و تماشاگرِ عبورِ روزها باشد.
پیامبر(ص)، پیش از آنکه جامعه را دگرگون کند، در خویش دگرگون شد؛ بعثت، نخست تعالی یافتن یک انسان در خویشتن است و سپس تعالی یک انسان در تاریخ. یک انسانِ متحول، رسانهای متحول میزاید؛ و رسانهای که از جانِ یک انسانِ مبعوث میجوشد، میتواند جانِ یک جامعه را به حرکت آورد.امری سخت، کاری نشدنی اما ماموریتی الهی است.
جامعهی توحیدی، با نبوت(رسانه) متحول میشود، اما نه هر رسانهای. رسانه وقتی تاریخساز میشود که از انسانی تاریخساز بجوشد؛ رسانه وقتی جامعهساز میشود که خود، پیش از جامعه، در آتشِ بعثت پخته شده باشد.
پیامبر (ص) با کلام، با دعوت، با رسانه و با برانگیختنِ دفینههای عقل، سکونِ یک عصر را شکست و جامعهای تازه ساخت. رسانهی مبعوث، صدایی نیست که فقط شنیده شود؛ جرقهای است که در جان میافتد و انسان را از خودِ پیشینش بیرون میکشد.
مبعوث، خودش را از خاکِ عادت بیرون میکشد؛ از پیلهی خودخواهی میگسلد و از تماشای جهان به ساختنِ جهان میرسد. در جان او، «من» آنقدر کوچک میشود که «ما» مجالِ روییدن پیدا میکند.
آری؛ انبعاث، یک بیداری در جان است؛ یک حرکت در جهان، و رسانه، پلِ میان این دو.
و در نهایت باید گفت:مبعوث کسی نیست که فقط به مقصد ایمان دارد؛ ایمانش را به حرکت و حرکتش را به رسانه تبدیل میکند. او میجوشد، میتراود و راه میافتد؛ تا از یک قلب، یک صدا؛ از یک صدا، یک جریان؛ و از یک جریان، یک جامعه متولد شود.
و سلام بر امتِ مبعوث.#روایت_بعثت
به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقهپنجشنبه ۵ شهریورماه ۱۴۰۵
مهدی حاجی
۳۴
۶:۱۰