پیشنهاد ناسا را رد کرد که چی؟
۳۱ خرداد سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران
شهدا را یاد کنیم با ذکر یک صلوات
@Mahfel_Tums
۳۱ خرداد سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران
شهدا را یاد کنیم با ذکر یک صلوات
@Mahfel_Tums
۳۵
۱۵:۳۶
وصیت میکنم به کسی که او را بیش از حد دوست میدارم! به معبود من! به معشوق من! به امام موسی صدر! کسی که او را مظهر علی میدانم! او را وارث حسین میخوانم! کسی که رمز طایفه شیعه، و افتخار آن، و نماینده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختی، حق طلبی و بالأخره شهادت است! آری به امام موسی وصیت میکنم …
برای مرگ آماده شدهام و این امری است طبیعی که مدتهاست با آن آشنا شدهام. ولی برای اولین بار وصیت میکنم. خوشحالم که در چنین راهی به شهادت میرسم. خوشحالم که از عالم و ما فیها بریدهام. همه چیز را ترک گفتهام. علایق را زیر پا گذاشتهام. قید و بندها را پاره کردهام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفتهام و با آغوش باز به استقبال شهادت میروم.
از اینکه به لبنان آمدم و پنج یا شش سال با مشکلاتی سخت دست به گریبان بودهام، متأسف نیستم. از اینکه آمریکا را ترک گفتم، از اینکه دنیای لذات و راحت طلبی را پشت سر گذاشتم، از اینکه دنیای علم را فراموش کردم، از اینکه از همه زیبائیها و خاطره زن عزیز و فرزندان دلبندم گذشتهام، متأسف نیستم … از آن دنیای مادی و راحت طلبی گذشتم و به دنیای درد، محرومیت، رنج، شکست، اتهام، فقر و تنهایی قدم گذاشتم. با محرومیت همنشین شدم. با دردمندان و شکسته دلان هم آواز گشتم. از دنیای سرمایه داران و ستمگران گذشتم و به عالم محرومین و مظلومین وارد شدم. با تمام این احوال متأسف نیستم …
"_متن وصیت نامه شهید چمران خطاب به امام موسی صدر (ره)_"
۳۱ خرداد سالگرد شهادت دکتر مصطفی چمران
@mahfel_tums
برای مرگ آماده شدهام و این امری است طبیعی که مدتهاست با آن آشنا شدهام. ولی برای اولین بار وصیت میکنم. خوشحالم که در چنین راهی به شهادت میرسم. خوشحالم که از عالم و ما فیها بریدهام. همه چیز را ترک گفتهام. علایق را زیر پا گذاشتهام. قید و بندها را پاره کردهام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفتهام و با آغوش باز به استقبال شهادت میروم.
از اینکه به لبنان آمدم و پنج یا شش سال با مشکلاتی سخت دست به گریبان بودهام، متأسف نیستم. از اینکه آمریکا را ترک گفتم، از اینکه دنیای لذات و راحت طلبی را پشت سر گذاشتم، از اینکه دنیای علم را فراموش کردم، از اینکه از همه زیبائیها و خاطره زن عزیز و فرزندان دلبندم گذشتهام، متأسف نیستم … از آن دنیای مادی و راحت طلبی گذشتم و به دنیای درد، محرومیت، رنج، شکست، اتهام، فقر و تنهایی قدم گذاشتم. با محرومیت همنشین شدم. با دردمندان و شکسته دلان هم آواز گشتم. از دنیای سرمایه داران و ستمگران گذشتم و به عالم محرومین و مظلومین وارد شدم. با تمام این احوال متأسف نیستم …
"_متن وصیت نامه شهید چمران خطاب به امام موسی صدر (ره)_"
۳۱ خرداد سالگرد شهادت دکتر مصطفی چمران
@mahfel_tums
۴۷
۱۸:۵۳
داشت تیکه های بدن نوزاد ۶ ماهه رو پیدا میکرد، یه دفعه شکست....
مرگ بر حرمله های زمان مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل
@Mahfel_Tums
مرگ بر حرمله های زمان مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل
@Mahfel_Tums
۳۲
۲۰:۴۹
گاهی بعضی روایتها را نمیتوان فقط با کلمات تعریف کرد. بعضی دردها آنقدر بزرگاند که عقل از فهمشان جا میماند و فقط دل میتواند آنها را لمس کند.
رامین اهل همین حوالی های خودمان بود. فارغ التحصیل پرستاری دانشگاه تهران. در روزهای سخت کرونا، وقتی بسیاری از مردم توان خرید دارو و هزینه درمان را نداشتند، بیهیچ چشمداشتی به خانههایشان میرفت، برایشان سرم میزد و مرهم دردشان میشد. او باور داشت عبادت، خدمت به بندگان خداست.
علیرضا، پسر یازدهسالهاش، شبیه پدرش بزرگ شده بود؛ پسری با قلبی کوچک اما آرزوهایی بزرگ. نماز شبش ترک نمیشد، دست مادرش را میبوسید و بارها گفته بود که آرزویش شهادت است. کسی باور نمیکرد کودکی در آن سن، اینچنین عاشقانه از آرمانهایش سخن بگوید.
آن روز، پدر و پسر در کنار هم بودند؛ همانطور که همیشه بودند. ساعاتی قبل، پشت پیکر شهدا قدم زده بودند و از خدا خواسته بودند که آنها را نیز در این مسیر بپذیرد. شاید هیچکس تصور نمیکرد که تنها چند ساعت بعد، در بازرسی ایست، با زبان روزه دعایشان مستجاب شود.
اما سختترین بخش این روایت، نه شهادت پدر است و نه پرواز پسر یازدهساله. سختترین بخش، ایستادن مادری است که برای آخرین وداع آمده بود و وقتی خواستند پیکر فرزندش را به او نشان دهند، با صحنهای روبهرو شد که هیچ مادری نباید ببیند؛ فرزندی که نیمی از بدنش نبود. نیمی صورتش نبود. پیشانی اش حای سالمی نداشت. با این حال، این مادر داغدیده فقط یک جمله گفت: «من چیزی جز زیبایی ندیدم. کسی نباید گریه کند.»
در یادواره شهدا دیدمش. کوهی از صلابت بود. از همسرش میگفت. از پسرش، علیرضای ۱۱ ساله اش میگفت. از پسر دیگرش که او هم همراه پدر بود و مجروح شد. بعد از ۵ عمل جراحی، تونست به خونه برگردد. البته با جانبازی....
@Mahfel_Tums
رامین اهل همین حوالی های خودمان بود. فارغ التحصیل پرستاری دانشگاه تهران. در روزهای سخت کرونا، وقتی بسیاری از مردم توان خرید دارو و هزینه درمان را نداشتند، بیهیچ چشمداشتی به خانههایشان میرفت، برایشان سرم میزد و مرهم دردشان میشد. او باور داشت عبادت، خدمت به بندگان خداست.
علیرضا، پسر یازدهسالهاش، شبیه پدرش بزرگ شده بود؛ پسری با قلبی کوچک اما آرزوهایی بزرگ. نماز شبش ترک نمیشد، دست مادرش را میبوسید و بارها گفته بود که آرزویش شهادت است. کسی باور نمیکرد کودکی در آن سن، اینچنین عاشقانه از آرمانهایش سخن بگوید.
آن روز، پدر و پسر در کنار هم بودند؛ همانطور که همیشه بودند. ساعاتی قبل، پشت پیکر شهدا قدم زده بودند و از خدا خواسته بودند که آنها را نیز در این مسیر بپذیرد. شاید هیچکس تصور نمیکرد که تنها چند ساعت بعد، در بازرسی ایست، با زبان روزه دعایشان مستجاب شود.
اما سختترین بخش این روایت، نه شهادت پدر است و نه پرواز پسر یازدهساله. سختترین بخش، ایستادن مادری است که برای آخرین وداع آمده بود و وقتی خواستند پیکر فرزندش را به او نشان دهند، با صحنهای روبهرو شد که هیچ مادری نباید ببیند؛ فرزندی که نیمی از بدنش نبود. نیمی صورتش نبود. پیشانی اش حای سالمی نداشت. با این حال، این مادر داغدیده فقط یک جمله گفت: «من چیزی جز زیبایی ندیدم. کسی نباید گریه کند.»
در یادواره شهدا دیدمش. کوهی از صلابت بود. از همسرش میگفت. از پسرش، علیرضای ۱۱ ساله اش میگفت. از پسر دیگرش که او هم همراه پدر بود و مجروح شد. بعد از ۵ عمل جراحی، تونست به خونه برگردد. البته با جانبازی....
@Mahfel_Tums
۲۶
۱۰:۳۱
و آرزویی که او روزی برای پسرش داشت....
و خجالتی که حاج مهدی رسولی، از این مادر کشید...
اللهم الرزقنا توفیق الشهادة
@Mahfel_Tums
و خجالتی که حاج مهدی رسولی، از این مادر کشید...
اللهم الرزقنا توفیق الشهادة
@Mahfel_Tums
۳۲
۱۰:۳۸
یه روضه یک خطی از قتلگاه میناب
بر خلاف ماکان که هیچی از پیکرش باقی نمانده بود حنانه، تنها شهید مدرسه ی مینابه که جسم این بچه آسیبی ندیده بود.حنانه از وحشت انفجار ایست قلبی کرد..
مرگ بر حرمله زمانمرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل
@Mahfel_Tums
بر خلاف ماکان که هیچی از پیکرش باقی نمانده بود حنانه، تنها شهید مدرسه ی مینابه که جسم این بچه آسیبی ندیده بود.حنانه از وحشت انفجار ایست قلبی کرد..
مرگ بر حرمله زمانمرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل
@Mahfel_Tums
۲۴
۸:۳۷
صلی الله علیک یا اباعبدالله
ما اماننامه شمر پاره کردهایم حسینما را به جان و مال و اولادمان امتحان کردهاندعلمدارانمان گفتهاند همهاش فدای تو
ما هرچه از ما کشتهاند را فدای تو کردهایماز ما قبول کن این قربانیان راآن علمدار که از سپاه تو گرفتهاندبر قامت بلند الف نامش تکیه کرده بودهایم
گفتهاند مادرت به وقت زمین خوردن به دیدارش رفتهاست و سر روی دامنش گذاشته
از ما علمدار کشتهاند حسینو آنان که دیدهاند گفتهاند مشتش گره خورده بود
من میدانممادرت به دیدار شهدای مارفتهاست
عطیه همتی
@Mahfel_Tums
ما اماننامه شمر پاره کردهایم حسینما را به جان و مال و اولادمان امتحان کردهاندعلمدارانمان گفتهاند همهاش فدای تو
ما هرچه از ما کشتهاند را فدای تو کردهایماز ما قبول کن این قربانیان راآن علمدار که از سپاه تو گرفتهاندبر قامت بلند الف نامش تکیه کرده بودهایم
گفتهاند مادرت به وقت زمین خوردن به دیدارش رفتهاست و سر روی دامنش گذاشته
از ما علمدار کشتهاند حسینو آنان که دیدهاند گفتهاند مشتش گره خورده بود
من میدانممادرت به دیدار شهدای مارفتهاست
@Mahfel_Tums
۲۷
۱۰:۵۸