𝐆𝐨𝐝
۴۶۰
۱۳:۴۹
سلامـ خوشـ امدینـ بهـ کانالـ رمانـ و ما روزیـ 2 پارتـ( قسمتـ )رمانـ میزاریمـ و همین ـطور چالشـ و دو رمانـ درباره یـ چیز جدا
۴۶۳
۱۳:۵۱
✸ #معشوق_دیدار ،، #پارت_1😸🫐ぬ'! .˓˓ᯤ .ᯤ .ᯤ .ᯤ .ᯤ .ᯤ .ᯤ .ᯤ .ᯤ .ᯤ .ᯤ .
تو راه دانشگاه بودم ، از ماشین پیاده شدم تا خواستم در ماشین رو ببندمیه موتوری کیفم رو از دستم گرفتتا خواستم جیغ بکشم ،یه اقای محترمی موتورشون رو گیر انداخت .دویدم ......به موتور که رسیدم اون اقاعه با مردا درگیر شده بود انقدر جیغ کشیدم که مردم اومدند جداشون کنندآقایی که از سر من دعواش شده بود لب و دهن خونی دیدم چیزی تون نشد که؟
+نه ، فقط نباید از این دزدا بگذری!
رفتم سمت دزدا که الان بدون کلاه رو زمین بودند
یکی شون رو شناختم!!!
اون ... او..ن پسر داییم بود !
تو.. تو ..و چرا این کار رو با من کردی؟جوابی بهم نداد!_خانم میخواید زنگ بزنم پلیس؟ ازدستشون شکایتی دارید؟
تو راه دانشگاه بودم ، از ماشین پیاده شدم تا خواستم در ماشین رو ببندمیه موتوری کیفم رو از دستم گرفتتا خواستم جیغ بکشم ،یه اقای محترمی موتورشون رو گیر انداخت .دویدم ......به موتور که رسیدم اون اقاعه با مردا درگیر شده بود انقدر جیغ کشیدم که مردم اومدند جداشون کنندآقایی که از سر من دعواش شده بود لب و دهن خونی دیدم چیزی تون نشد که؟
+نه ، فقط نباید از این دزدا بگذری!
رفتم سمت دزدا که الان بدون کلاه رو زمین بودند
یکی شون رو شناختم!!!
اون ... او..ن پسر داییم بود !
تو.. تو ..و چرا این کار رو با من کردی؟جوابی بهم نداد!_خانم میخواید زنگ بزنم پلیس؟ ازدستشون شکایتی دارید؟