لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل آکادمی تجربه با محیاآ
۱۳.۸ هزار عضو

آکادمی تجربه با محیا

محیا یعنی زندگیundefined روانشناس(ش.پروانه نظام۳۶۷۴۵)؛ درمانگر؛ کوچ و موسس آکادمی تجربه بامحیا؛بامحیا یادمیگیریم که آگاهانه و همدلانه والدگری کنیمundefined جهت هماهنگی جلسات کوچینگ_مشاوره به آدرس @fzamaanifar پیام بدینسایت و دسترسی به دوره ها: mahyamansourian.com
مشاهده در وب بله
۱۰ آبان
thumbnail
#نیت_نوشت_بامحیا
سلام و صبح رو به ظهر بخیررفقا🤍
نیت امروز چیه؟امروز هرجایی دیدی میخوای حرفی بزنی که دوسش نداریاز اون مکان یا از ا‌ون گفتگو فاصله بگیر و به خودت بگو وقت دارم این حرفو بزنم یکم فاصله بگیرم برمیگردم….
با نیت امروز من همراهی؟
undefined۱۱۷
undefined۵۴

۴K

۷:۱۸

thumbnail
اگه یه روزی بهم میگفتن تو سالهی نزدیک به چهل سالگی ؛ وسط یه روز معمولی تو هوس سالاد سزار میکنی و تنهایی میری کافه میگفتم من؟ خب حالا نمیخورم….ولش کن…اما امروز بعد از تموم شدن جلسات کوچینگ ام به خودم میام میبینم لباس پوشیدم و برای خوردن قهوه میزنم بیرون و وسط راه میرم کافه تا سزار بخورم و چکش کاری محتوای دوره ی فردا رو انجام بدم….آدم چه تغییرایی میکنه و به نظرش هیچی نیست اما در حالیکه هست….
undefined۱۵۱
undefined۷۰
undefined۱۰
🥳۴

۳.۹K

۱۰:۰۰

thumbnail
عصر یه روز معمولی….از پیاده روی میام خونه…. ۵۵دقیقه پیاده روی کردم….بشقاب های میوه رو آماده کردم و با یه کاسه آش برای بچه ها…ازشون میپرسم امروز چه خبر؟ هر دو میگن خوب بود…با خودم میگم بیشتر بپرس ازشون…یکی دیگه تو ذهنم میگه اگه بخوان حرف میزنن….بهشون فضا بده….بشقاب میوه و آش رو میذارم روی میز و میگم بچه هاااا عصرونه…. هر دو بغلم میکنن و میگن مرسی مامان کلاست کی شروع میشه؟ میگم نیم ساعت دیگه….مطمئنم که سوال بعدی اینه که تا کی طول میکشه؟ هر دو باهم میگن تا کی کلاسی؟ میگم تا ۷/۴۵…هانیا میپرسه باشگاه داریم میگم بله طاها خوشحال از اینکه استخر میره میگه آخ جون تکلیفمو قبلش مینویسم…. با خودم میگم محیا همینا یعنی اتصال….انقدر دنبال عجیب غریب ترین ها نباش….
undefined۲۴۹
undefined۶
undefined۱

۳.۸K

۱۲:۵۳

thumbnail
کوچینگ گروهی والدین نوجوان یکی از بهترررررین تصمیم هایی بود که امسال برای آکادمی گرفتم🤌بس که به جرات میگم خفن و کاربردیهتوی یه فضای خصوصی میشینم وحرف میزنیم و یاد میگیریم و بهمدیگه یاد میدیم….و مهم ترین رکنش چیه؟امنیت امنیت امنیت
undefined۱۵۲

۳.۷K

۱۵:۱۶

thumbnail
#تجربه_های_والدگری_بامحیا
امروز نشستیم با بچه‌ها لباس ها رو برای تغییر فصل جابه‌جا کردیم…لباس‌های خنک‌تر رو جمع کردیم و لباس‌های گرم‌تر رو آوردیم دم دست…یه کار خیلی معمولی که شاید هر سال چند بار انجامش می‌دیم…اما من فکر می‌کنم همین کارهای کوچیک، فرصت‌های خیلی مهمی برای یاد دادن معنای زندگی به بچه‌هامونن!ببینین، ما گاهی ناخواسته به بچه‌هامون یاد می‌دیم که زندگی وقتی قشنگه که یه اتفاق بزرگ توش بیفته!مثلا روز تولدشون باشه، همه بهشون توجه کنن، کادو بگیرن، بریم مسافرت یا یه اتفاق هیجان‌انگیز بیفته…بعد فردای تولد چی؟وقتی دیگه خبری از اون همه توجه و هیجان نیست، یعنی زندگی دیگه چیز قشنگی برای تجربه کردن نداره؟!من به شخصه دلم می‌خواد بچه‌هام یاد بگیرن که معنای زندگی فقط توی اتفاق‌های بزرگ و روزهای خاص پیدا نمی‌شه…گاهی توی همین جمع کردن لباس‌های تابستونیه…توی ذوق کردن برای پیدا کردن یه لباس گرم که پارسال خیلی دوستش داشتن…توی اولین باری که بوی گل نرگس توی خونه می‌پیچه…توی فهمیدن این که فصل‌ها عوض می‌شن و هر فصلی چیزهای دوست‌داشتنی خودش رو داره…و به نظرم یکی از مسئولیت‌های ما به عنوان والد اینه که بچه‌ها رو شریک همین تجربه‌های به ظاهر ساده کنیم.چون بچه‌ای که یاد می‌گیره از جزئیات معمولی زندگی لذت ببره، کم‌کم یاد می‌گیره برای خوب بودن حالش همیشه منتظر یه اتفاق بزرگ یا توجه ویژه دیگران نباشه.
مثل همیشه نوشتن از من و پیشنهاد به مجله باشماundefinedundefined
undefined۱۶۸
undefined۱۰۶
undefined۶

۳.۵K

۲۰:۰۶

thumbnail
و کتابایی که امشب قرار بود بخونیم اما فقط سمت چپی رو خوندیم چون دیروقت بود….
undefined۱۳۳
undefined۲

۳.۳K

۲۰:۲۸

thumbnail
و پایان روز….
یکیشون قارچ دوس داره یکیشون نه! یکیشون ذرت با نمک و آویشن دوس داره یکیشون ساده ی ساده….هربار که موقع گذاشتن میان وعده هاشون به علایقشون دقت میکنم به خودم میگم چه خوبه که مامان بچه ها تویی…چه خوبه که دوتا امانتی توی این دنیا به دست تو سپرده شدن که بتونی براشون مادری کنی….که وصلت کنن به دنیا…که بشن امید و روشنی فردا… شکر برای فرصت مادریundefined
undefined۳۱۷
undefined۱۰
undefined۶
undefined۵
undefined۱
undefined۱

۳.۳K

۲۱:۲۶

thumbnail
#درس_امروز_بامحیا
جمله‌ی:«ما که جاش نیستیم»خیلی بوی آدم حسابی بودن میده!

شب و عاقبتمون بخیررفقا🤍undefined
undefined۲۲۵
undefined۲۶
undefined۷
undefined۱

۳.۵K

۲۱:۲۷

۱۱ آبان
thumbnail
بچه که بودم وقتی میخواستم وضو بگیرم چراغ روشن نمیکردم که خواب از سرم نپره! اما الان…حداقل ده دقیقه زودتر بیدار میشم؛ وضو میگیرم؛ میرم کنار پنجره؛میذارم خنکای هوا صورتمو نوازش کنه؛ چندتا نفس عمیق میکشم؛ به صدای رد شدن چندتا ماشین خوب گوش میکنم؛تکون خوردن برگ های درخت رو خوب نگاه میکنم و سرمو میگیرم بالا و میگم : من هنوز ؛ از بچگی تا همیشه دوس دارم سرمو بگیرم بالا و تو رو صدا کنم…وقتی سرمو میگیرم بالا انگاری خیالم راحته که یکی از خیلیییی بالاتر حواسش به من هست…بغلم کرده؛ نوازشم میکنه و میگه من هستم….و میگم : دوسِت دارم؛ تصدقت بشم…مرسی که من رو لایق بنده شدن دونستی….مرسی که منو دعوت میکنی که بیام حرف بزنم برات….اما رسم بندگی رو هم یادم بده….همون مدلی که خودت دوس داری….چون من عاشق توام…عاشق تُ 🤍
undefined۵۳۴
undefined۵۶
undefined۱۶
undefined۸
undefined۲

۴K

۱:۳۵

thumbnail
#نیت_نوشت_بامحیا
سلام و صبح بخیر رفقا🤍نیت امروز چیه؟امروز میخوام وقتی از کاری خوشم میاد، بذارم همون خوش‌اومدن شنیده بشه…undefined یعنی چی؟
ببین مثلا گاهی میگیم مرسی سفره رو جمع کردی، ولی اینا چرا هنوز اینجاست؟یا میگیم چقدر خوب شد زنگ زدی، کاش همیشه یادت باشه!
انگار تشکرمون هنوز به مقصد نرسیده، یه تذکر هم سوارش می‌کنیم…undefined
امروز میخوام یه بار بگم «مرسی که جمع کردی» و همون‌جا جمله‌م رو تموم کنم. اگر کاری هممونده، جدا درباره‌ش حرف بزنم؛ بدون اینکه تشکرم رو پس بگیرم…
با نیت امروز من همراهی؟undefined
undefined۲۳۰
undefined۳۹
undefined۴

۳.۸K

۷:۴۷