رفتی، جان ما با خود بردی با غم بعد از تو چه کنیم آقا؟
۱۱۶
۲۳:۱۹
چرا آمریکا به سیریک حمله می کند؟
رمزگشایی از جغرافیای یک جنگ فرسایشی در شرق هرمز که هر روز بمباران میشود
در ادبیات جنگهای مدرن، نقشه ژئوپلیتیک با خطوط مرزی ترسیم نمیشود؛ با «گرههای راهبردی» (Strategic Nodes) تعریف میشود. سیریک، بندری کوچک در شرق هرمزگان، به هدف اصلی حملات آمریکا تبدیل شده. ولی اینجا خبری از پایگاه نظامی غولپیکر یا ترمینال نفتی نیست؛ ماجرا خیلی عمیقتر از این حرفهاست.
رمز اول: چشم بینای ایرانسیریک در دهانه تنگه هرمز و لب دریای عمان قرار گرفته. فاصله اش تا عمان کمتر از ۵۰ کیلومتر است. همین موقعیت، آن را به مهمترین پایگاه دیدهبانی و راداری ایران تبدیل کرده. آمریکا با حمله به این منطقه، در واقع دارد «چشم» ایران را در این گلوگاه حیاتی کور میکند.
رمز دوم: عمق استراتژیک مکرانایران در سالهای اخیر دارد از خلیج فارس به سمت دریای عمان حرکت میکند. سیریک درست در مسیر پروژه نفتی «گوره-جاسک» قرار دارد؛ پروژهای که به ایران اجازه میدهد نفت را بدون وابستگی به تنگه هرمز صادر کند. آمریکا با زدن سیریک، دارد این کریدور جدید را هدف میگیرد. تا اقتصاد صادراتی و وارداتی ایران را محدود به تنگه هرمز و خلیج فارس کند تا قابل کنترل باشد.
تاکتیک جنگ نامتقارنسواحل سیریک به دلیل نزدیکی به مسیر کشتیرانی جهانی، جایگاه اصلی قایق های تندرو و موشکهای کروز ایران شده. تاکتیک «شلیک و فرار» در این منطقه به خوبی اجرا میشود.
چرا حملات تکرار میشود؟چون سامانه های ایران متحرک اند و به سرعت جایگزین میشوند. در واقع رزمنده های دلاور ایران با استفاده از اصول جنگ نامتقارن اهداف را در منطقه پراکنده کرده اند و همین موضوع باعث شده تراکم درگیری در این نقطه بالا برود. آمریکا هم نمیخواهد وارد جنگ تمامعیار شود؛ دارد با حملات نقطهای، ایران را در یک جنگ فرسایشی نگه میدارد.
اما تناقض بزرگ واشنگتنآمریکا میگوید برای «حفاظت از کشتیرانی» حمله میکند، اما همین حملات، ناامنی را در منطقه تشدید کرده. بیمه کشتیها بالا رفته و بعضی کشتیها از آمدن به این آبها خودداری میکنند. نکته تلختر: در این حملات، مخازن آب شرب ۲۰ هزار نفر تخریب شده، لنجهای ماهیگیری غرق شده و غیرنظامیان کشته و زخمی شدهاند. این یعنی نقض آشکار حقوق بین الملل.@Majazistt
رمزگشایی از جغرافیای یک جنگ فرسایشی در شرق هرمز که هر روز بمباران میشود
در ادبیات جنگهای مدرن، نقشه ژئوپلیتیک با خطوط مرزی ترسیم نمیشود؛ با «گرههای راهبردی» (Strategic Nodes) تعریف میشود. سیریک، بندری کوچک در شرق هرمزگان، به هدف اصلی حملات آمریکا تبدیل شده. ولی اینجا خبری از پایگاه نظامی غولپیکر یا ترمینال نفتی نیست؛ ماجرا خیلی عمیقتر از این حرفهاست.
رمز اول: چشم بینای ایرانسیریک در دهانه تنگه هرمز و لب دریای عمان قرار گرفته. فاصله اش تا عمان کمتر از ۵۰ کیلومتر است. همین موقعیت، آن را به مهمترین پایگاه دیدهبانی و راداری ایران تبدیل کرده. آمریکا با حمله به این منطقه، در واقع دارد «چشم» ایران را در این گلوگاه حیاتی کور میکند.
رمز دوم: عمق استراتژیک مکرانایران در سالهای اخیر دارد از خلیج فارس به سمت دریای عمان حرکت میکند. سیریک درست در مسیر پروژه نفتی «گوره-جاسک» قرار دارد؛ پروژهای که به ایران اجازه میدهد نفت را بدون وابستگی به تنگه هرمز صادر کند. آمریکا با زدن سیریک، دارد این کریدور جدید را هدف میگیرد. تا اقتصاد صادراتی و وارداتی ایران را محدود به تنگه هرمز و خلیج فارس کند تا قابل کنترل باشد.
تاکتیک جنگ نامتقارنسواحل سیریک به دلیل نزدیکی به مسیر کشتیرانی جهانی، جایگاه اصلی قایق های تندرو و موشکهای کروز ایران شده. تاکتیک «شلیک و فرار» در این منطقه به خوبی اجرا میشود.
چرا حملات تکرار میشود؟چون سامانه های ایران متحرک اند و به سرعت جایگزین میشوند. در واقع رزمنده های دلاور ایران با استفاده از اصول جنگ نامتقارن اهداف را در منطقه پراکنده کرده اند و همین موضوع باعث شده تراکم درگیری در این نقطه بالا برود. آمریکا هم نمیخواهد وارد جنگ تمامعیار شود؛ دارد با حملات نقطهای، ایران را در یک جنگ فرسایشی نگه میدارد.
اما تناقض بزرگ واشنگتنآمریکا میگوید برای «حفاظت از کشتیرانی» حمله میکند، اما همین حملات، ناامنی را در منطقه تشدید کرده. بیمه کشتیها بالا رفته و بعضی کشتیها از آمدن به این آبها خودداری میکنند. نکته تلختر: در این حملات، مخازن آب شرب ۲۰ هزار نفر تخریب شده، لنجهای ماهیگیری غرق شده و غیرنظامیان کشته و زخمی شدهاند. این یعنی نقض آشکار حقوق بین الملل.@Majazistt
۱۱۹
۹:۱۶
در حال حاضر وضعیت جنگی و منطقه بسیار پیچیده است. آمریکا با برهم زدن یادداشت تفاهم ۶۰ روزه و با توهم اینکه می تواند در تنگه هرمز قواعد جدیدی را با استفاده از زور حاکم کند، در آتش جنگ مجددا دمید و مجددا محاصره دریایی ایران را آغاز کرد. این حرکت منجر به تشدید واکنش های ایران شد تا جایی که امروز شاهدیم تنگه هرمز به صورت کامل بسته شده و باب المندب هم بر روی عربستان مسدود است و ایران به صورت هوشمند و برنامه ریزی شده تحرکات نظامی آمریکا را در منطقه زیر نظر و ضرب برده است.
اما امروز خبرهایی منتشر شد که اوضاع را پیچیده تر خواهد کرد. تخلیه سفارت انگلیس و فرانسه، بازگشایی پناه گاه ها در رژیم صهیونسیتی، افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار و تقابل کنگره و سنا در دادن اختیارات جنگی به ترامپ. اخبار امروز بود که حاوی قرائنی از تشدید اوضاع است هر چند که احتمالا می تواند حتمی نباشد و فقط یک حرکت در جهت فشار به ایران تلقی شود.( درباره این موضوع در پست دیگری توضیح خواهم داد)
از منظر تحلیلی نظریه بازی ها این وضعیت را می توان با مدل «بازی مرغ» (Chicken Game) تبیین کرد، جایی که دو راننده با سرعت به سمت هم حرکت میکنند و هر که اول منحرف شود، بازنده و ترسو یا «مرغ ترسو» لقب میگیرد.
ایران با بستن تنگه ها از موثرترین کارت خود رونمایی کرده و آقای قالیباف هم گفته: فروش نفت یا برای همه یا هیچکس. تا بتواند واکنشی قاطع دربرابر محاصره دریایی داشته باشد.
حالا اگر ایران از این وضعیت عقب بنشیند بازیگر بازنده و ترسو لقب خواهد گرفت و نه تنها حملات آمریکا قطع نمی شود بلکه ادامه پیدا می کند. از سوی دیگر اگر آمریکا عقب بنشیند هژمونی آن در منطقه فرو خواهد پاشید و بازنده خواهد بود. اعتبارش را هم از دست می دهد. لذا با یک وضعیت «بن بست» مواجه خواهیم بود. که هر لحظه امکان تشدید بحران و جنگ گسترده تر را تشدید می کند و دیپلماسی و میانجی گری را تضعیف کرده است.احتمالا به همین دلیل است که پناه گاه ها در رژیم بازگشایی شده اند، سفارت انگلیس و فرانسه تخلیه شده و قیمت نفت هم مقاومت ۱۰۰ دلار را شکسته است یا در آستانه آن نوسان می کند. چون وضعیت پیچیده و شکننده شده است.
اما عواملی وجود دارد که میتواند این وضعیت را تشدید یا تضعیف کند:
وضعیت فشار اقتصادی: در صورتیکه فشار اقتصادی افزایش پیدا کند و نفت صعودی تر (ثبات طولانی بالای ۱۰۰ دلار) شود و فشار انرژی افزایش پیدا کند و تغییری در میدان حاصل نشود و ایران بتواند فشارش را ادامه دهد، پیش بینی می شود آمریکا برای کنترل اقتصاد و جریان تنش سیاست داخلی که تقابل بین سنا و کنگره برون داد رسانه ای آن است و کنترل وضعیت انتخابات پیش رو، پا پس بکشد و به دنبال مذاکره بیافتد و محاصره ایران را لغو کند و یا راه حل جایگزین و کم هزینه تری انتخاب کند.
گسترش جنگ: در صورتیکه رژیم بتواند با اطلاعات و تحلیل های کانالیزه ای که به آمریکا میدهد در کنار جریان جنگ طلب آمریکا که سال ها درصدد فرصتی برای حمله به ایران بوده اند، ترامپ را قانع کنند که گسترش جنگ باعث عقب نشینی ایران خواهد شد پیش بینی می شود که آتش جنگ گسترش پیدا کند. احتمالا اسرائیل مشارکت خواهد کرد و یک جنگ تمام عیار رخ خواهد داد که منجر به نابودی زیرساخت کل منطقه خواهد شد. اما در این میان اسرائیل بیشترین نفع را در میان مدت خواهد برد. چرا که ایران را به عنوان یک تهدید وجودی تا حد زیادی تضعیف خواهد کرد.
ورود میانجی ها: ادامه طولانی مدت انسداد مسیر انرژی باعث فشار به کشورهای عربی خلیج فارس، چین و ....خواهد شد در این وضعیت پیش بینی می شود میانجی ها به موضوع ورود پیدا کنند و با میانجی گری طرفین را از وضعیت تقابل حداکثری به وضعیت تنش قابل تحمل و زیر آستانه جنگ تنزل بدهند تا آتش بس و تفاهمی ایجاد شود و شریان انرژی برقرار شود.
با این وضعیت در حال حاضر منطقه در یک بن بست گیر کرده است که به نظر می رسد به سادگی هم قابل حل نیست. اما اگر هر کدام از طرفین پا پس بکشند بازنده مسلم خواهند بود.
@Majazistt
۶۰
۲۲:۱۰
نگاهی متفاوت به بازشدن پناهگاه های صهیونی و تخلیه سفارت ها
امروز در داخل کشور به دو خبر واکنش زیادی نشان داده شد، یکی باز شدن پناه گاه ها در سراسر رژیم صهیونسیتی و دیگری تخلیه و خروج کارکنان سفارت های انگلیس و فرانسه در تهران.
با توجه به تجارب کسب شده از جنگ ۱۲ روزه و رمضان،که قبل از وقوع هر دو جنگ پناهگاه ها در رژیم صهیونی بازگشایی شدند و سفارت ها در تهران تخلیه شدند ، این دو خبر در ظاهر یک معنا بیشتر ندارد و آن گسترش آتش جنگ و درگیری است اما اجازه بدهید کمی متفاوت به آن نگاه کنیم.
اگر چه از نظر تاریخی و تجربی این دو خبر قابل اعتنا و دارای نشانه های از تشدید جنگ هستند اما میتوانند از منظر تئوری بازی ها یک حرکت استراتژیک برای پیچیده کردن شرایط میدان و ایجاد خطای محاسباتی در تهران و نهایتا خطا در تصمیم گیری مسئولان یا گروه های سیاسی شوند.
با توجه به تجارب گذشته بازشدن پناه گاه ها در رژیم ، یعنی شروع جنگ اما این موضوع میتواند یک استراتژی «تهدید باور پذیر» هم باشد. یعنی با توجه به هزینه بالایی که مسدودی تنگه هرمز و بابالمندب برای اقتصاد جهانی، آمریکا و ... دارد، احتمال دارد با استفاده از این تهدید باور پذیر استفاده شود تا ایران پاپس بکشد!
از سوی دیگر برای اینکه بخواهند این تهدید باور پذیر را تقویت و تکمیل کنند یک اقدام پیچیده دیگر هم در کنارش انجام داده اند و آن تخلیه سفارت های فرانسه و انگلیس است.
در واقع از نظر آمریکا و متحدانش به این شکل «اطلاعات متقارن» ایران برای تحلیل کاهش پیدا می کند و در «پارادوکس اطلاعات ناقص» و پیچیدگی تحلیل اینکه واقعا آیا آتش جنگ گسترده خواهد شد یا نه؟ قرار می گیرد و اگر از روی ترس «گسترش جنگ» بخواهد تصمیم بگیرد احتمال دارد پاپس بکشد!
این یعنی یک بازی پیچیده و سخت
در تئوری بازی ها وقتی با حالت chicken game یا بازی مرغ مواجه هستیم. دو طرف تقابل با سرعت به سمت هم می آیند برای برخورد. طرفی برنده است که بتواند طرف مقابل خود را وادار به انحراف یا کنار کشیدن کند. برای اینکار باید نشان دهد که تهدید و قصد برخوردش کاملا واقعی است.
در حالت chicken game بدترین نتیجه برای هر دو طرف برخورد( در اینجا جنگ تمام عیار) است، چون هزینه خیلی بالایی دارد. بنابراین سعی می کنند طرف مقابل را از طریق فشار و فریب وادار کنند کنار بکشد.
در واقع در حالت chicken game هیچ کدام از طرفین نمی دانند که طرف مقابل تاکجا کار را ادامه خواهد داد و از آنجا که تقابل و برخورد ( در اینجا جنگ تمام عیار) هزینه بالایی دارد سعی می کنند با تهدیدات باور پذیر، غیر منطقی نشان دادن خود و بازی با کارت های مختلف طرف مقابل را بترسانند تا کنار بکشد و طبیعتاً هرکس کنار بکشد بازنده است. در این حالت کوچکترین اشتباه محاسباتی که غیر قابل بازگشت است خسارات بسیاری وارد می کند.
بنابراین احتمال دارد این دو خبر در این راستا باشند و یا ..... به هر حال از آنجا که دسترسی ما صرفا به اخبار آشکار و محدود است نمی توان تحلیل و نظریه متقن ارائه داد. سعی کردیم در این یادداشت و یادداشت قبلی دو سویه ماجرا را تحلیل کنیم.
@Majazistt
امروز در داخل کشور به دو خبر واکنش زیادی نشان داده شد، یکی باز شدن پناه گاه ها در سراسر رژیم صهیونسیتی و دیگری تخلیه و خروج کارکنان سفارت های انگلیس و فرانسه در تهران.
با توجه به تجارب کسب شده از جنگ ۱۲ روزه و رمضان،که قبل از وقوع هر دو جنگ پناهگاه ها در رژیم صهیونی بازگشایی شدند و سفارت ها در تهران تخلیه شدند ، این دو خبر در ظاهر یک معنا بیشتر ندارد و آن گسترش آتش جنگ و درگیری است اما اجازه بدهید کمی متفاوت به آن نگاه کنیم.
اگر چه از نظر تاریخی و تجربی این دو خبر قابل اعتنا و دارای نشانه های از تشدید جنگ هستند اما میتوانند از منظر تئوری بازی ها یک حرکت استراتژیک برای پیچیده کردن شرایط میدان و ایجاد خطای محاسباتی در تهران و نهایتا خطا در تصمیم گیری مسئولان یا گروه های سیاسی شوند.
با توجه به تجارب گذشته بازشدن پناه گاه ها در رژیم ، یعنی شروع جنگ اما این موضوع میتواند یک استراتژی «تهدید باور پذیر» هم باشد. یعنی با توجه به هزینه بالایی که مسدودی تنگه هرمز و بابالمندب برای اقتصاد جهانی، آمریکا و ... دارد، احتمال دارد با استفاده از این تهدید باور پذیر استفاده شود تا ایران پاپس بکشد!
از سوی دیگر برای اینکه بخواهند این تهدید باور پذیر را تقویت و تکمیل کنند یک اقدام پیچیده دیگر هم در کنارش انجام داده اند و آن تخلیه سفارت های فرانسه و انگلیس است.
در واقع از نظر آمریکا و متحدانش به این شکل «اطلاعات متقارن» ایران برای تحلیل کاهش پیدا می کند و در «پارادوکس اطلاعات ناقص» و پیچیدگی تحلیل اینکه واقعا آیا آتش جنگ گسترده خواهد شد یا نه؟ قرار می گیرد و اگر از روی ترس «گسترش جنگ» بخواهد تصمیم بگیرد احتمال دارد پاپس بکشد!
این یعنی یک بازی پیچیده و سخت
در تئوری بازی ها وقتی با حالت chicken game یا بازی مرغ مواجه هستیم. دو طرف تقابل با سرعت به سمت هم می آیند برای برخورد. طرفی برنده است که بتواند طرف مقابل خود را وادار به انحراف یا کنار کشیدن کند. برای اینکار باید نشان دهد که تهدید و قصد برخوردش کاملا واقعی است.
در حالت chicken game بدترین نتیجه برای هر دو طرف برخورد( در اینجا جنگ تمام عیار) است، چون هزینه خیلی بالایی دارد. بنابراین سعی می کنند طرف مقابل را از طریق فشار و فریب وادار کنند کنار بکشد.
در واقع در حالت chicken game هیچ کدام از طرفین نمی دانند که طرف مقابل تاکجا کار را ادامه خواهد داد و از آنجا که تقابل و برخورد ( در اینجا جنگ تمام عیار) هزینه بالایی دارد سعی می کنند با تهدیدات باور پذیر، غیر منطقی نشان دادن خود و بازی با کارت های مختلف طرف مقابل را بترسانند تا کنار بکشد و طبیعتاً هرکس کنار بکشد بازنده است. در این حالت کوچکترین اشتباه محاسباتی که غیر قابل بازگشت است خسارات بسیاری وارد می کند.
بنابراین احتمال دارد این دو خبر در این راستا باشند و یا ..... به هر حال از آنجا که دسترسی ما صرفا به اخبار آشکار و محدود است نمی توان تحلیل و نظریه متقن ارائه داد. سعی کردیم در این یادداشت و یادداشت قبلی دو سویه ماجرا را تحلیل کنیم.
@Majazistt
۶۹
۲۳:۲۸
سرنوشت جنگ را چه چیزی مشخص میکند؟بر اساس آخرین تحولات، به نظر میرسد جنگ در یک «حلقه تنش محاسبهشده» گرفتار شده و به جای یک پایان قاطع، محتملترین سناریو، ادامه تنش تا رسیدن به یک توافق دیپلماتیک اجباری است و هیچکدام از طرفین تمایلی برای حرکت به سمت جنگ تمام عیار را تا این لحظه نشان نداده اند.
به نظر می رسد سه مسیر اصلی پیش روست که هرکدام چالشهای خاص خود را دارند:
· گزینه اول: تشدید نظامی: شامل حمله به تاسیسات هستهای یا اعزام نیروی زمینی. این گزینه هم بسیار پرهزینه است (هزینه جنگ برای آمریکا تاکنون ۳۷.۵ میلیارد دلار بوده) و هم باعث تلافی گسترده ایران و حمله به متحدان آمریکا و کشورهای خلیج فارس و اسرائیل میشود و خسارات زیادی به بار می آورد.· گزینه دوم: عقبنشینی یکجانبه آمریکا: خروج بیقید و شرط برای آمریکا بسیار دشوار و از نظر سیاسی تحقیرآمیز است، زیرا به معنای پذیرش اختلال در مسیرهای انرژی جهانی است. از دست رفتن اعتبار در منطقه خواهد شد. اما ممکن است با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی داخل آمریکا این مسأله با یک حرکت نمادین و اعلام پیروزی غیر واقعی آمریکا اتفاق بیافتد.· گزینه سوم: بازگشت به میز مذاکره: محتملترین راهحل، به نظر می رسد اما بسیار دشوار است. تنشها و بیاعتمادی شدید، راه را برای توافق سخت کرده است. ایران به آمریکا به علت باهم زدن تفاهم اسلام آباد و دوبار تبدیل مذاکره به جنگ، بی اعتماد است و همین موضوع باعث می شود که مذاکره شکننده و رسیدن به هر گونه تفاهم بسیار سخت باشدمگر با دادن امتیاز های خاص و موثر به ایران با ضمانت اجرایی.
عوامل تعیینکننده پایان جنگ
· کارزار فرسایشی: هر دو طرف معتقدند که دیگری زودتر تسلیم میشود. ایران با تکیه بر مزیت جغرافیایی خود در تنگه هرمز و آمریکا با تکیه بر حملات نظامی، در یک بنبست راهبردی گرفتار شدهاند. به هر حال این وضع نمی تواند در طولانی مدت ادامه داشته باشد. علی الخصوص فشار اقتصادی و انرژی که مسدودی تنگه ها به آمریکا و جهان وارد می کند می تواند باعث شود دشمن دست از کارزار به شرط مقاومت ایران بکشد.· فشار افکار عمومی آمریکا: ۶۸٪ مردم آمریکا این جنگ را «ارزش جنگیدن ندارد» میدانند و این محبوبیت پایین، کاخ سفید را برای یافتن راهی برای خروج یا توافق تحت فشار قرار میدهد.· نقش میانجیها: کشورهایی مثل پاکستان، قطر و مصر در تلاش برای میانجیگری هستند. اما برای موفقیت، ضامنهای قدرتمندتری (مثل قدرتهای بزرگ) برای تضمین اجرای هرگونه توافق جدید لازم است، چون توافق قبلی به دلیل نبود سازوکار اجرایی شکست خورد. لذا به نظر می رسد احتمالا چین و روسیه هم در نقش میانجی کم کم وارد شوند و ضمانت های اجرایی تعیین کنند.
جمعبندی
جنگ فعلی با حملات متقابل و تهدید به تشدید، اما با خودداری طرفین از «تمامعیار» کردن آن، ادامه خواهد یافت. به نظر میرسد، با توجه به توان پاسخگویی ایران و مسدودی تنگه ها پیروزی نظامی قاطع برای آمریکا ممکن نیست و نشانه ای از کوتاه آمدن ایران هم مشاهده نمی شود. در نتیجه، جنگ یا با یک آتشبس شکننده و میانجیگری شده پایان مییابد، یا در یک مناقشه طولانیمدت با درگیریهای لکهای باقی میماند تا زمانی که هزینهها برای یکی از طرفین غیرقابل تحمل شود. این به قدرت تاب آوری طرفین کاملا وابسته است. ایران نشان داده در مقابل فشار تاب آوری بیشتری دارد.
@Majazistt
به نظر می رسد سه مسیر اصلی پیش روست که هرکدام چالشهای خاص خود را دارند:
· گزینه اول: تشدید نظامی: شامل حمله به تاسیسات هستهای یا اعزام نیروی زمینی. این گزینه هم بسیار پرهزینه است (هزینه جنگ برای آمریکا تاکنون ۳۷.۵ میلیارد دلار بوده) و هم باعث تلافی گسترده ایران و حمله به متحدان آمریکا و کشورهای خلیج فارس و اسرائیل میشود و خسارات زیادی به بار می آورد.· گزینه دوم: عقبنشینی یکجانبه آمریکا: خروج بیقید و شرط برای آمریکا بسیار دشوار و از نظر سیاسی تحقیرآمیز است، زیرا به معنای پذیرش اختلال در مسیرهای انرژی جهانی است. از دست رفتن اعتبار در منطقه خواهد شد. اما ممکن است با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی داخل آمریکا این مسأله با یک حرکت نمادین و اعلام پیروزی غیر واقعی آمریکا اتفاق بیافتد.· گزینه سوم: بازگشت به میز مذاکره: محتملترین راهحل، به نظر می رسد اما بسیار دشوار است. تنشها و بیاعتمادی شدید، راه را برای توافق سخت کرده است. ایران به آمریکا به علت باهم زدن تفاهم اسلام آباد و دوبار تبدیل مذاکره به جنگ، بی اعتماد است و همین موضوع باعث می شود که مذاکره شکننده و رسیدن به هر گونه تفاهم بسیار سخت باشدمگر با دادن امتیاز های خاص و موثر به ایران با ضمانت اجرایی.
· کارزار فرسایشی: هر دو طرف معتقدند که دیگری زودتر تسلیم میشود. ایران با تکیه بر مزیت جغرافیایی خود در تنگه هرمز و آمریکا با تکیه بر حملات نظامی، در یک بنبست راهبردی گرفتار شدهاند. به هر حال این وضع نمی تواند در طولانی مدت ادامه داشته باشد. علی الخصوص فشار اقتصادی و انرژی که مسدودی تنگه ها به آمریکا و جهان وارد می کند می تواند باعث شود دشمن دست از کارزار به شرط مقاومت ایران بکشد.· فشار افکار عمومی آمریکا: ۶۸٪ مردم آمریکا این جنگ را «ارزش جنگیدن ندارد» میدانند و این محبوبیت پایین، کاخ سفید را برای یافتن راهی برای خروج یا توافق تحت فشار قرار میدهد.· نقش میانجیها: کشورهایی مثل پاکستان، قطر و مصر در تلاش برای میانجیگری هستند. اما برای موفقیت، ضامنهای قدرتمندتری (مثل قدرتهای بزرگ) برای تضمین اجرای هرگونه توافق جدید لازم است، چون توافق قبلی به دلیل نبود سازوکار اجرایی شکست خورد. لذا به نظر می رسد احتمالا چین و روسیه هم در نقش میانجی کم کم وارد شوند و ضمانت های اجرایی تعیین کنند.
جمعبندی
جنگ فعلی با حملات متقابل و تهدید به تشدید، اما با خودداری طرفین از «تمامعیار» کردن آن، ادامه خواهد یافت. به نظر میرسد، با توجه به توان پاسخگویی ایران و مسدودی تنگه ها پیروزی نظامی قاطع برای آمریکا ممکن نیست و نشانه ای از کوتاه آمدن ایران هم مشاهده نمی شود. در نتیجه، جنگ یا با یک آتشبس شکننده و میانجیگری شده پایان مییابد، یا در یک مناقشه طولانیمدت با درگیریهای لکهای باقی میماند تا زمانی که هزینهها برای یکی از طرفین غیرقابل تحمل شود. این به قدرت تاب آوری طرفین کاملا وابسته است. ایران نشان داده در مقابل فشار تاب آوری بیشتری دارد.
@Majazistt
۹۸۰
۲۰:۲۴
گیریم که حرف شما درست! اما ...
اخیرا عده ای سخنانی برون می دهند که اگر هم فرض کنیم درست باشد، جز تشنج و تنش آفرینی، ایجاد اختلاف، تضعیف کشور و هر آنچه از نکات منفی به حال مردم و کشور است، عایدی دیگری ندارد! اما علت چیست؟
به طور خلاصه گروه های سیاسی و احزاب (البته اگر بتوان نام حزب بر آنها گذاشت) تا حد زیادی مرجعیت خود را از دست داده اند، و چیزی جز همین تریبون های شبکه های اجتماعی و تعدادی دنبال کننده خاص، گاهی اوقات برنامه های گفتگو محور صدا و سیما و ... برایشان نمانده تا بتوانند با زدن حرف های رادیکال، خودی نشان دهند و بهره ای ببرند!
خاصه آنکه پس از ۹ اسفند و حمله دشمن به کشور، این مردم بودند که خودجوش در میادین حاضر شدند و نسبت به حمایت از نیروهای مسلح، رهبری معظم انقلاب، تمامیت ارضی کشور اقدام کردند و خیابان را در کنار میدان حفظ کردند و گروه های سیاسی از مردم عقب ماندند.
اما حالا که تا حدودی آب ها از آسیاب افتاده، میخواهند این عقب ماندگی را جبران کنند. لذا عده ای با زدن حرف های رادیکال به دنبال مطرح کردن خود و سه نقطه ای که من و شما میدانیم چیست، هستند. که مثلا بله ما هم هستیم! غافل از اینکه بر سر شاخ نشسته، بن می برند! و حتی آنقدر مستأصل شده اند که برای به کرسی نشاندن حرفشان سند محرمانه نظام را در صدا و سیما افشا می کنند! آن دیگری در این اوضاع که کشور درگیر جنگ و تحریم و محاصره دریایی، سناریوی برکناری دولت را کلید می زند و الی آخر! اسم خود را هم گذاشته اند خواص!
آقایان این قبیل اظهارات شما جز ضرر برای کشور و مردم عایدی دیگری ندارد. به خدا اگر قرار بود شهید بهشتی، شهید مطهری، امام خامنه ای شهید و سایر سیاستمداران راستین انقلاب اسلامی، مانند شما در اول انقلاب سیاست ورزی کنند که الان نامی و نشانی از این آب و خاک باقی نمانده بود. بروید کمی درس سیاست و سیاست ورزی تلمذ کنید تا بلکه متوجه شوید گفتن هر حرفی از هر تریبونی جایز نیست!
@Majazistt
اخیرا عده ای سخنانی برون می دهند که اگر هم فرض کنیم درست باشد، جز تشنج و تنش آفرینی، ایجاد اختلاف، تضعیف کشور و هر آنچه از نکات منفی به حال مردم و کشور است، عایدی دیگری ندارد! اما علت چیست؟
به طور خلاصه گروه های سیاسی و احزاب (البته اگر بتوان نام حزب بر آنها گذاشت) تا حد زیادی مرجعیت خود را از دست داده اند، و چیزی جز همین تریبون های شبکه های اجتماعی و تعدادی دنبال کننده خاص، گاهی اوقات برنامه های گفتگو محور صدا و سیما و ... برایشان نمانده تا بتوانند با زدن حرف های رادیکال، خودی نشان دهند و بهره ای ببرند!
خاصه آنکه پس از ۹ اسفند و حمله دشمن به کشور، این مردم بودند که خودجوش در میادین حاضر شدند و نسبت به حمایت از نیروهای مسلح، رهبری معظم انقلاب، تمامیت ارضی کشور اقدام کردند و خیابان را در کنار میدان حفظ کردند و گروه های سیاسی از مردم عقب ماندند.
اما حالا که تا حدودی آب ها از آسیاب افتاده، میخواهند این عقب ماندگی را جبران کنند. لذا عده ای با زدن حرف های رادیکال به دنبال مطرح کردن خود و سه نقطه ای که من و شما میدانیم چیست، هستند. که مثلا بله ما هم هستیم! غافل از اینکه بر سر شاخ نشسته، بن می برند! و حتی آنقدر مستأصل شده اند که برای به کرسی نشاندن حرفشان سند محرمانه نظام را در صدا و سیما افشا می کنند! آن دیگری در این اوضاع که کشور درگیر جنگ و تحریم و محاصره دریایی، سناریوی برکناری دولت را کلید می زند و الی آخر! اسم خود را هم گذاشته اند خواص!
آقایان این قبیل اظهارات شما جز ضرر برای کشور و مردم عایدی دیگری ندارد. به خدا اگر قرار بود شهید بهشتی، شهید مطهری، امام خامنه ای شهید و سایر سیاستمداران راستین انقلاب اسلامی، مانند شما در اول انقلاب سیاست ورزی کنند که الان نامی و نشانی از این آب و خاک باقی نمانده بود. بروید کمی درس سیاست و سیاست ورزی تلمذ کنید تا بلکه متوجه شوید گفتن هر حرفی از هر تریبونی جایز نیست!
@Majazistt
۷۷
۵:۰۲
اسرائیل چگونه جهان را کنترل خواهد کرد؟در این کلیپ که الجزیره منتشر کرده ، در خصوص نفوذ و نقش فعال رژیم صهیونی در حوزه چیپ ها و پردازنده گوشی های موبایل توضیحاتی داده شده است. فارغ از اینکه در گذشته هم شرکت های تولید کننده پردازنده در اختیار یهودیان صهیونیست بوده این موضوع به نوعی کنترل آینده جهان از طریق جمع آوری اطلاعات پنهان از گوشی ها بااستفاده از بکدور و دسترسی هایی که در پردازنده ها قرار خواهند داد صورت خواهد گرفت. اگر چه قبلاً هم شرکت هایی همچون گوگل، متا، اپل،مایکروسافت و .... در پروژه جاسوسی دیجیتال پریزم اطلاعات خود را به موساد و سیا ارائه میدادند اما اینبار این رژیم ایجاد درصدد دسترسی زیرساختی برآمده تا بتواند بدون وابستگی به هر آنچه از اطلاعات نیاز دارد دسترسی پیدا کند.@Majazistt
۴۸
۶:۱۳
بازارسال شده از مجازیست | تحلیل وقایع و اخبار مهم
اختصاصی مجازیست: کارشناسان ما در این کلیپ کوتاه، درباره پروژه پریزم، پروژه مشترک جاسوسی آمریکا و اسرائیل از شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها و گوشی ها توضیح داده اند. کافیست فقط یک گوشی هوشمند داشته باشید و سرویس های جاسوسی آمریکا و اسرائیل به اطلاعات شما و افراد مرتبطتان دسترسی پیدا کنند.
۳
۶:۱۶
کارکرد واقعی پیمان دفاعی مکه چیست؟
پیمان دفاعی مکه (۲۰۲۶) میان ترکیه، عربستان و پاکستان، بیشک یکی از مهمترین تحولات امنیتی خاورمیانه در سالهای اخیر است. بااینحال، آنچه این توافق را از ائتلافهای کلاسیک نظامی متمایز میکند، نه الزاماً توان عملیاتی آن، که کارکرد بازدارندگی و پیچیدگی ذاتی منافع هر سه عضو در قبال تهدیدات منطقهای است.
۱. ساختار پیمان؛ سپری بدون مشتمهمترین بند این پیمان، مشابه ماده ۵ ناتو، هرگونه حمله به یکی را حمله به همه میداند. اما برخلاف ناتو، این توافق فاقد ساختار فرماندهی یکپارچه، تعهدات نظامی مشخص و سازوکار واکنش خودکار است. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران آن را بیشتر یک «چارچوب راهبردی» برای هماهنگی دیپلماتیک و لجستیکی ارزیابی میکنند تا یک پیمان جنگی تمامعیار.
۲. منافع متضاد؛ مانع ورود مستقیممهمترین چالش فراروی این پیمان، منافع گسترده ترکیه و پاکستان در ارتباط با ایران است. آنکارا با وجود تنشهای لفظی، وابستگی عمیقی به گاز و همکاریهای انرژی و ریلی ایران دارد. پاکستان نیز با اتکا به پروژههای اقتصادی و بعضاً محرمانه ای که با ایران دارد، عملاً نقش میانجی بین تهران و ریاض را ایفا کرده است. این منافع، هرگونه سناریوی ورود نظامی مستقیم ترکیه و پاکستان به نفع عربستان در درگیری با ایران یا یمن و .... را به شدت نامحتمل میسازد.
۳. بازدارندگی در برابر اسرائیل؛ اما نه عملیات مشترکدر مورد اسرائیل نیز وضعیت مشابه است. اگرچه این پیمان در فضای تنشهای فلسطین شکل گرفته و همراستایی دیپلماتیک سه کشور را تقویت میکند، اما موانع ساختاری (عضویت ترکیه در ناتو و روابط آن با آمریکا) و اعلام صریح پاکستان مبنی بر عدم گسترش چتر هستهای، مانع از هرگونه واکنش نظامی هماهنگ خواهد شد.
۴. کارکرد واقعی؛ بازدارندگی در سایهبه بیان دقیقتر، پیمان مکه نه یک «مشت نظامی»، که یک «سپر بازدارنده» است. کارکرد اصلی آن افزایش هزینههای سیاسی و نظامی برای هرگونه جنگ از طریق ایجاد ائتلافی سهقدرته با پشتوانه صرفا لفظی تسلیحات هستهای پاکستان، صنایع دفاعی ترکیه و سرمایهگذاریهای عربستان است.
جمعبندی نهاییپیمان دفاعی مکه، تغییری بزرگ در موازنه قدرت منطقه ایجاد کرده، اما این تغییر در قالب یک ائتلاف جنگی ظاهر نمیشود. این پیمان، ابزاری برای مدیریت بحران، هماهنگی سیاسی و بازدارندگی غیرمستقیم است. در عمل، هرگونه درگیری نظامی گسترده، بیش از آنکه به ورود مستقیم سه کشور بیانجامد، به میانجیگری دیپلماتیک و حمایتهای لجستیکی محدود خواهد شد. به عبارت دیگر، این پیمان بیشتر برای جلوگیری از جنگ طراحی شده تا پیروزی در آن.
@Majazistt
پیمان دفاعی مکه (۲۰۲۶) میان ترکیه، عربستان و پاکستان، بیشک یکی از مهمترین تحولات امنیتی خاورمیانه در سالهای اخیر است. بااینحال، آنچه این توافق را از ائتلافهای کلاسیک نظامی متمایز میکند، نه الزاماً توان عملیاتی آن، که کارکرد بازدارندگی و پیچیدگی ذاتی منافع هر سه عضو در قبال تهدیدات منطقهای است.
۱. ساختار پیمان؛ سپری بدون مشتمهمترین بند این پیمان، مشابه ماده ۵ ناتو، هرگونه حمله به یکی را حمله به همه میداند. اما برخلاف ناتو، این توافق فاقد ساختار فرماندهی یکپارچه، تعهدات نظامی مشخص و سازوکار واکنش خودکار است. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران آن را بیشتر یک «چارچوب راهبردی» برای هماهنگی دیپلماتیک و لجستیکی ارزیابی میکنند تا یک پیمان جنگی تمامعیار.
۲. منافع متضاد؛ مانع ورود مستقیممهمترین چالش فراروی این پیمان، منافع گسترده ترکیه و پاکستان در ارتباط با ایران است. آنکارا با وجود تنشهای لفظی، وابستگی عمیقی به گاز و همکاریهای انرژی و ریلی ایران دارد. پاکستان نیز با اتکا به پروژههای اقتصادی و بعضاً محرمانه ای که با ایران دارد، عملاً نقش میانجی بین تهران و ریاض را ایفا کرده است. این منافع، هرگونه سناریوی ورود نظامی مستقیم ترکیه و پاکستان به نفع عربستان در درگیری با ایران یا یمن و .... را به شدت نامحتمل میسازد.
۳. بازدارندگی در برابر اسرائیل؛ اما نه عملیات مشترکدر مورد اسرائیل نیز وضعیت مشابه است. اگرچه این پیمان در فضای تنشهای فلسطین شکل گرفته و همراستایی دیپلماتیک سه کشور را تقویت میکند، اما موانع ساختاری (عضویت ترکیه در ناتو و روابط آن با آمریکا) و اعلام صریح پاکستان مبنی بر عدم گسترش چتر هستهای، مانع از هرگونه واکنش نظامی هماهنگ خواهد شد.
۴. کارکرد واقعی؛ بازدارندگی در سایهبه بیان دقیقتر، پیمان مکه نه یک «مشت نظامی»، که یک «سپر بازدارنده» است. کارکرد اصلی آن افزایش هزینههای سیاسی و نظامی برای هرگونه جنگ از طریق ایجاد ائتلافی سهقدرته با پشتوانه صرفا لفظی تسلیحات هستهای پاکستان، صنایع دفاعی ترکیه و سرمایهگذاریهای عربستان است.
جمعبندی نهاییپیمان دفاعی مکه، تغییری بزرگ در موازنه قدرت منطقه ایجاد کرده، اما این تغییر در قالب یک ائتلاف جنگی ظاهر نمیشود. این پیمان، ابزاری برای مدیریت بحران، هماهنگی سیاسی و بازدارندگی غیرمستقیم است. در عمل، هرگونه درگیری نظامی گسترده، بیش از آنکه به ورود مستقیم سه کشور بیانجامد، به میانجیگری دیپلماتیک و حمایتهای لجستیکی محدود خواهد شد. به عبارت دیگر، این پیمان بیشتر برای جلوگیری از جنگ طراحی شده تا پیروزی در آن.
@Majazistt
۶۸۷
۱۹:۲۵
چرا زیر سطحی غنیمت گرفته شده مهم است؟غنیمت استراتژیک ایران؛ Dive‑LD و تغییر معادلات زیرسطحی خلیج فارسبراساس اخبار اعلام شده ، دلاور مردان سپاه توانسته اند. زیر سطحی بدون سرنشین آمریکایی را غنیمت بگیرند. در ادامه از چند جنبه به این موضوع می پردازیم.مشخصات زیر سطحی:زیردریایی خودران Dive‑LD محصول شرکت آمریکایی Anduril Industries، یکی از پیشرفتهترین سامانههای بدونسرنشین زیرسطحی جهان است که نخستین نمونه آن در سال ۲۰۲۵ به نیروی دریایی آمریکا تحویل شد. این شناور با طول ۵٫۸ متر و وزن نزدیک به سه تن، از بدنهای ماژولار با قطعات چاپسهبعدی ساخته شده و قیمتی حدود ۳ تا ۵ میلیون دلار دارد. حداکثر عمق عملیاتی آن به ۶۰۰۰ متر رسیده و با باتریهای پیشرفته، قادر است تا ۱۰ روز بهطور مستقل در آبهای عمیق مأموریت اجرا کند.
از نظر توانمندی، Dive‑LD ترکیبی از هوش مصنوعی پیشرفته، سونار چندپرابه، سیستم ناوبری اینرسی و قابلیت حمل محمولههای متنوع است. این سامانه میتواند نقشهبرداری بستر دریا، کشف مین، بازرسی کابلها و خطوط لوله، شناسایی زیرسطحی و پشتیبانی از جنگ ضدزیردریایی را بدون نیاز به ارتباط مداوم با سطح انجام دهد. نقطهقوت اصلی آن، خودمختاری بالا و ماندگاری عملیاتی طولانی در اعماق بسیار زیاد است.اهمیت این غنیمت چیست؟اهمیت استراتژیک این شناور برای ایران فراتر از یک غنیمت نظامی معمولی است. دستیابی به جدیدترین فناوری زیرسطحی آمریکا، به تهران امکان میدهد تا از معماری سختافزاری، الگوریتمهای هوش مصنوعی و سنسورهای پیشرفته آن آگاه شود. این رویداد، برتری فنی آمریکا را در حوزهی جنگهای نامتقارن دریایی زیر سؤال میبرد و نشان میدهد که حتی مدرنترین سامانهها در آبهای ایران آسیبپذیرند.چه فایده ای برای نیروهای مسلح ایران دارد؟نیروهای مسلح ایران در کوتاهمدت از این غنیمت برای استخراج سریع قطعات کلیدی، آنالیز نرمافزار و رمزگشایی از الگوریتمهای ناوبری استفاده خواهد کرد. همچنین بهرهگیری تبلیغاتی و عملیات روانی علیه آمریکا و متحدانش در منطقه از دیگر اهداف فوری است. در بلندمدت، تهران میتواند با معکوسسازی فناوری، به تولید انبوه نسخههای بومی با ماندگاری بالا دست یابد و با ایجاد «گلههای هوشمند» از زیردریاییهای خودران، پوشش امنیتی تنگههرمز و دریای عمان را متحول کند. همچنین کپیبرداری از سنسورها میتواند به ارتقای جنگ الکترونیک و ردیابی زیردریاییهای هستهای آمریکا کمک کند.
از سوی دیگر، این رویداد ضربهی سنگینی به اعتبار فنی و اطلاعاتی آمریکا وارد کرده است. فاش شدن معماری داخلی یکی از پیشرفتهترین سامانههای زیرسطحی، نیاز به تغییر پروتکلهای ارتباطی و کدهای رمزنگاری را برای واشنگتن اجتنابناپذیر میکند. همچنین این غنیمت، شکاف فناورانهی ایران و آمریکا را کاهش داده و هزینههای اطلاعاتی و نظامی ایالات متحده در منطقه را بهطور چشمگیری افزایش خواهد داد.
مجازیست@Majazistt
از نظر توانمندی، Dive‑LD ترکیبی از هوش مصنوعی پیشرفته، سونار چندپرابه، سیستم ناوبری اینرسی و قابلیت حمل محمولههای متنوع است. این سامانه میتواند نقشهبرداری بستر دریا، کشف مین، بازرسی کابلها و خطوط لوله، شناسایی زیرسطحی و پشتیبانی از جنگ ضدزیردریایی را بدون نیاز به ارتباط مداوم با سطح انجام دهد. نقطهقوت اصلی آن، خودمختاری بالا و ماندگاری عملیاتی طولانی در اعماق بسیار زیاد است.اهمیت این غنیمت چیست؟اهمیت استراتژیک این شناور برای ایران فراتر از یک غنیمت نظامی معمولی است. دستیابی به جدیدترین فناوری زیرسطحی آمریکا، به تهران امکان میدهد تا از معماری سختافزاری، الگوریتمهای هوش مصنوعی و سنسورهای پیشرفته آن آگاه شود. این رویداد، برتری فنی آمریکا را در حوزهی جنگهای نامتقارن دریایی زیر سؤال میبرد و نشان میدهد که حتی مدرنترین سامانهها در آبهای ایران آسیبپذیرند.چه فایده ای برای نیروهای مسلح ایران دارد؟نیروهای مسلح ایران در کوتاهمدت از این غنیمت برای استخراج سریع قطعات کلیدی، آنالیز نرمافزار و رمزگشایی از الگوریتمهای ناوبری استفاده خواهد کرد. همچنین بهرهگیری تبلیغاتی و عملیات روانی علیه آمریکا و متحدانش در منطقه از دیگر اهداف فوری است. در بلندمدت، تهران میتواند با معکوسسازی فناوری، به تولید انبوه نسخههای بومی با ماندگاری بالا دست یابد و با ایجاد «گلههای هوشمند» از زیردریاییهای خودران، پوشش امنیتی تنگههرمز و دریای عمان را متحول کند. همچنین کپیبرداری از سنسورها میتواند به ارتقای جنگ الکترونیک و ردیابی زیردریاییهای هستهای آمریکا کمک کند.
از سوی دیگر، این رویداد ضربهی سنگینی به اعتبار فنی و اطلاعاتی آمریکا وارد کرده است. فاش شدن معماری داخلی یکی از پیشرفتهترین سامانههای زیرسطحی، نیاز به تغییر پروتکلهای ارتباطی و کدهای رمزنگاری را برای واشنگتن اجتنابناپذیر میکند. همچنین این غنیمت، شکاف فناورانهی ایران و آمریکا را کاهش داده و هزینههای اطلاعاتی و نظامی ایالات متحده در منطقه را بهطور چشمگیری افزایش خواهد داد.
مجازیست@Majazistt
۸۰۶
۱۸:۱۳