بازارسال شده از محمدحسین پورمحمدعلی
56912_139866163408_673667.mp3
۶۵۷.۸۸ کیلوبایت
زمزمه ونوحه حضرت مسلممن مسلمم وکوفه دگر کرده رهایمغربت بود آن یار که مانده ست برایم
مجنون حسینم، مدیون حسینم، مدیون حسینیم ۲ای وای حسینم..._هر خانه که در می زنمش بسته برویمشبگرد غریبی به هر برزن و کویم
رفته ست شکیبم،غم هست نصیبم،غم هست نصیبم۲ای وای حسینم.....__با اشک روان،کوفه میا گشته نوایممولایم حسینم ببخش جرم وخطایم
من نامه نوشتم، تا کوفه بیایی، تا کوفه بیاییدر کوفه وفا نیست،ای کاش نیایی،ای کاش نیاییای وای حسینم....__بر کشتن تو دشمن ما هست مهیاآن اهل وعیالت میاور به اینجا
اینجاست فراوان، خصم تو وحیدر،خصم تو حیدرمن دل نگرانم،بهر علی اکبر، بهر علی اصغر
شعر:اسماعیل تقوایی
مجنون حسینم، مدیون حسینم، مدیون حسینیم ۲ای وای حسینم..._هر خانه که در می زنمش بسته برویمشبگرد غریبی به هر برزن و کویم
رفته ست شکیبم،غم هست نصیبم،غم هست نصیبم۲ای وای حسینم.....__با اشک روان،کوفه میا گشته نوایممولایم حسینم ببخش جرم وخطایم
من نامه نوشتم، تا کوفه بیایی، تا کوفه بیاییدر کوفه وفا نیست،ای کاش نیایی،ای کاش نیاییای وای حسینم....__بر کشتن تو دشمن ما هست مهیاآن اهل وعیالت میاور به اینجا
اینجاست فراوان، خصم تو وحیدر،خصم تو حیدرمن دل نگرانم،بهر علی اکبر، بهر علی اصغر
شعر:اسماعیل تقوایی
۱
۱۳:۲۶
شباهت های شهادت مسلم بن عقیل با حضرت سید الشهدا
وجَعَلَ یُقاتِلُ حَتّى اُثخِنَ بِالجِراحِ وضَعُفَ عَنِ القِتالِ، وتَکاثَروا عَلَیهِ فَجَعَلوا یَرمونَهُ بِالنَّبلِ وَالحِجارَهِ، فَقالَ مُسلِمٌ: وَیلَکُم! ما لَکُم تَرمونَنی بِالحِجارَهِ کَما تُرمَى الکُفّارُ، وأنَا مِن أهلِ بَیتِ الأَنبِیاءِ الأَبرارِ؟! وَیلَکُم! أما تَرعَونَ حَقَّ رَسولِ اللّه ِصلى الله علیه و آله وذُرِّیَّتِهِ؟(۱)
مسلم بن عقیل به نبرد، ادامه داد تا جراحت هاى سنگینى بر او وارد شد و از جنگیدن ناتوان شد. جمعیت بر او یورش بردند و با تیر و سنگ بر او مىزدند. مسلم گفت: واى بر شما! آیا به سویم سنگ، پرتاب مى کنید ـ آن گونه که به کفّار ، سنگ مى زنند ـ ، در حالى که من از خانواده پیامبرانِ ابرارم؟ آیا حقّ پیامبر را در باره خاندانش پاس نمى دارید؟
وبَقِیَ وَحدَهُ وقَد اُثخِنَ بِالجِراحِ فی رَأسِهِ وبَدَنِهِ فَجَعَلَ یُضارِبُهُم بِسَیفِهِ وهُم یَتَفَرَّقونَ عَنهُ یَمینا وشِمالاً(۲)امام حسین علیه السلام از زخم هاى تن و سرش سنگین شده و تنها مانده بود، آنان را با شمشیر مى زد و آنها ، از چپ و راستِ او مىگریختند .
فَوَقَفَ [الحُسَینُ علیه السلام ] وقَد ضَعُفَ عَنِ القِتالِ، أتاهُ حَجَرٌ عَلى جَبهَتِه هَشَمَها ثُمَّ أتاهُ سَهمٌ لَهُ ثَلاثُ شُعَبٍ مَسمومٌ فَوَقَعَ عَلى قَلبِهِ …(۳)
امام حسین علیه السلام که بر اثر نبرد کم توان شده بود ایستاد. سنگى به پیشانى اش خورد و آن را شکست. سپس تیر سه شاخه مسمومى آمد و بر قلبش نشست.
دو شباهت دیگر هم وجود دارد:
۱٫ تنها شدن مسلم بن عقیل. ۲٫ دیگری جراحت های وارده به لب و دندان مسلم.
__منابع:۱- الفتوح ابن اعثم کوفی: ج ۵ ص ۵۳ .۲- الإرشاد شیخ مفید ج ۲ ص ۱۱۱، إعلام الورى طبرسی ج ۱ ص ۴۶۸ ، روضه الواعظین ابن فتال نیشابوری، ص ۲۰۸٫۳- مثیر الأحزان ابن نما حلی ص ۷۳٫
وجَعَلَ یُقاتِلُ حَتّى اُثخِنَ بِالجِراحِ وضَعُفَ عَنِ القِتالِ، وتَکاثَروا عَلَیهِ فَجَعَلوا یَرمونَهُ بِالنَّبلِ وَالحِجارَهِ، فَقالَ مُسلِمٌ: وَیلَکُم! ما لَکُم تَرمونَنی بِالحِجارَهِ کَما تُرمَى الکُفّارُ، وأنَا مِن أهلِ بَیتِ الأَنبِیاءِ الأَبرارِ؟! وَیلَکُم! أما تَرعَونَ حَقَّ رَسولِ اللّه ِصلى الله علیه و آله وذُرِّیَّتِهِ؟(۱)
مسلم بن عقیل به نبرد، ادامه داد تا جراحت هاى سنگینى بر او وارد شد و از جنگیدن ناتوان شد. جمعیت بر او یورش بردند و با تیر و سنگ بر او مىزدند. مسلم گفت: واى بر شما! آیا به سویم سنگ، پرتاب مى کنید ـ آن گونه که به کفّار ، سنگ مى زنند ـ ، در حالى که من از خانواده پیامبرانِ ابرارم؟ آیا حقّ پیامبر را در باره خاندانش پاس نمى دارید؟
وبَقِیَ وَحدَهُ وقَد اُثخِنَ بِالجِراحِ فی رَأسِهِ وبَدَنِهِ فَجَعَلَ یُضارِبُهُم بِسَیفِهِ وهُم یَتَفَرَّقونَ عَنهُ یَمینا وشِمالاً(۲)امام حسین علیه السلام از زخم هاى تن و سرش سنگین شده و تنها مانده بود، آنان را با شمشیر مى زد و آنها ، از چپ و راستِ او مىگریختند .
فَوَقَفَ [الحُسَینُ علیه السلام ] وقَد ضَعُفَ عَنِ القِتالِ، أتاهُ حَجَرٌ عَلى جَبهَتِه هَشَمَها ثُمَّ أتاهُ سَهمٌ لَهُ ثَلاثُ شُعَبٍ مَسمومٌ فَوَقَعَ عَلى قَلبِهِ …(۳)
امام حسین علیه السلام که بر اثر نبرد کم توان شده بود ایستاد. سنگى به پیشانى اش خورد و آن را شکست. سپس تیر سه شاخه مسمومى آمد و بر قلبش نشست.
دو شباهت دیگر هم وجود دارد:
۱٫ تنها شدن مسلم بن عقیل. ۲٫ دیگری جراحت های وارده به لب و دندان مسلم.
__منابع:۱- الفتوح ابن اعثم کوفی: ج ۵ ص ۵۳ .۲- الإرشاد شیخ مفید ج ۲ ص ۱۱۱، إعلام الورى طبرسی ج ۱ ص ۴۶۸ ، روضه الواعظین ابن فتال نیشابوری، ص ۲۰۸٫۳- مثیر الأحزان ابن نما حلی ص ۷۳٫
۵۳
۱۳:۳۱
55920_1398520134721_6211128.mp3
۵.۹۲ مگابایت
زمزمه و نوحه شب اول
منم آواره بین کوفه – شدم بیچاره بین کوفهلبم شد پاره بین کوفه – ( حسین جان )کشیده کارم بر سر دار – خداحافظ ای شاه بی یارقرار ما در بین بازار ( حسین جان )سردارم – ولی خسته و بی کس و بی یارمزروی تو آقا خجالت دارم – کجایی نگارممیا به کوفه شد ذکر آخرمبه راه زینب افتاده این سرممرا دعا کن ای حاجی حرم(( یابن الزهرا کوفه میا حسین ))سفیر شاه کربلایم – به درد و غربت مبتلایمشده شهر کوفه منایم ( حسین جان )تماشایی شد ماجرایم – اسیر قومی بی وفایمپریشان بین کوچه هایم ( حسین جان )واویلا – کجایی ببینی تو احوالم راتن بی سرم روی خاک صحرا – فدای تو آقانشیند اینجا بر نیزه ها سرتدل نگرانم بر حال خواهرتشود به کوفه آواره دخترت(( یابن الزهرا کوفه میا حسین ))ببین خون ریزد از لبانم – نشان نیزه بر دهانمخودم را هر سو میکشانم ( حسین جان )ببین آشفته گیسوانم – دهد با پا دشمن تکانمنمانده سالم استخوانم ( حسین جان )واویلا – میان مسیر و گذر افتادمبه زیر لگدهایشان جان دادم – برس تو بدادمسرم بروی دروازه نازنینکشیده جسمم شد روی این زمینتو برقناره از پا تنم ببین(( یابن الزهرا کوفه میا حسین ))رسد روزیکه قحط آب است – پریشان گیسوی رباب استعلی اصغر در پیچ و تاب است ( حسین جان )دل زینب در اضطراب است – رخت از خون لب خضاب استسرت بین بزم شراب است ( حسین جان )واویلا – لبت را به بازی بگیرد دشمنبه غارت رود پیکر و پیراهن – شبیه تن منبریزد اینجا گیسوی تو به همبه زیر نیزه پهلوی تو بهمشده گسسته ابروی تو زهم(( یابن الزهرا کوفه میا حسین ))
قاسم نعمتی
منم آواره بین کوفه – شدم بیچاره بین کوفهلبم شد پاره بین کوفه – ( حسین جان )کشیده کارم بر سر دار – خداحافظ ای شاه بی یارقرار ما در بین بازار ( حسین جان )سردارم – ولی خسته و بی کس و بی یارمزروی تو آقا خجالت دارم – کجایی نگارممیا به کوفه شد ذکر آخرمبه راه زینب افتاده این سرممرا دعا کن ای حاجی حرم(( یابن الزهرا کوفه میا حسین ))سفیر شاه کربلایم – به درد و غربت مبتلایمشده شهر کوفه منایم ( حسین جان )تماشایی شد ماجرایم – اسیر قومی بی وفایمپریشان بین کوچه هایم ( حسین جان )واویلا – کجایی ببینی تو احوالم راتن بی سرم روی خاک صحرا – فدای تو آقانشیند اینجا بر نیزه ها سرتدل نگرانم بر حال خواهرتشود به کوفه آواره دخترت(( یابن الزهرا کوفه میا حسین ))ببین خون ریزد از لبانم – نشان نیزه بر دهانمخودم را هر سو میکشانم ( حسین جان )ببین آشفته گیسوانم – دهد با پا دشمن تکانمنمانده سالم استخوانم ( حسین جان )واویلا – میان مسیر و گذر افتادمبه زیر لگدهایشان جان دادم – برس تو بدادمسرم بروی دروازه نازنینکشیده جسمم شد روی این زمینتو برقناره از پا تنم ببین(( یابن الزهرا کوفه میا حسین ))رسد روزیکه قحط آب است – پریشان گیسوی رباب استعلی اصغر در پیچ و تاب است ( حسین جان )دل زینب در اضطراب است – رخت از خون لب خضاب استسرت بین بزم شراب است ( حسین جان )واویلا – لبت را به بازی بگیرد دشمنبه غارت رود پیکر و پیراهن – شبیه تن منبریزد اینجا گیسوی تو به همبه زیر نیزه پهلوی تو بهمشده گسسته ابروی تو زهم(( یابن الزهرا کوفه میا حسین ))
قاسم نعمتی
۵۳
۱۳:۳۶
غزل مدح و مرثیهیِ حضرت مسلم علیه السلام اول محرّم مسلمیه
سفیرِ سِرِّ حریمی تبلورِ ایثارپیامآورِ عشقی کبوترِ دربار
دلاوری و وفادار مثلِ قرصِ قمرنمیشود به اباالفضل مثلِ تو تکرار
درونِ سینهات اَسرارِ اَفضلُالاَبراردلِ تو خانهیِ عشق است مَحرمِ سالار
دلت سرایِ ولایِ علیست وَاللّهِهکشیدهای بهعمو در شجاعت اِی سردار
سلام بر تو وُ سِلمِ مُسلَّمَت مسلمکشیده عشقِ حسینی تو را سرِ بازار
شهیدِ کربوبلا بیقرارِ غربتِ توستمیانِ روضهیِ تو زار میزند دلدار
فدایِ مسجدِ کوفه فدایِ زاویهای.....که ندبهخوان شده از داغِ بیکسیِ یار
#ماه_محرم #اول_محرم #غزل #مدح_مرثیه #حضرت_مسلم_علیه_السلام #کربلا #میا_که_کوفه_برای_تو_نقشهها_دارد#ما_با_ولایت_زنده_ایم #مدیون_شهداییم #شهید_مهدی_علیسواری #شهید_رضا_ایمانی #حسین_ایمانی
سفیرِ سِرِّ حریمی تبلورِ ایثارپیامآورِ عشقی کبوترِ دربار
دلاوری و وفادار مثلِ قرصِ قمرنمیشود به اباالفضل مثلِ تو تکرار
درونِ سینهات اَسرارِ اَفضلُالاَبراردلِ تو خانهیِ عشق است مَحرمِ سالار
دلت سرایِ ولایِ علیست وَاللّهِهکشیدهای بهعمو در شجاعت اِی سردار
سلام بر تو وُ سِلمِ مُسلَّمَت مسلمکشیده عشقِ حسینی تو را سرِ بازار
شهیدِ کربوبلا بیقرارِ غربتِ توستمیانِ روضهیِ تو زار میزند دلدار
فدایِ مسجدِ کوفه فدایِ زاویهای.....که ندبهخوان شده از داغِ بیکسیِ یار
#ماه_محرم #اول_محرم #غزل #مدح_مرثیه #حضرت_مسلم_علیه_السلام #کربلا #میا_که_کوفه_برای_تو_نقشهها_دارد#ما_با_ولایت_زنده_ایم #مدیون_شهداییم #شهید_مهدی_علیسواری #شهید_رضا_ایمانی #حسین_ایمانی
۵۲
۱۳:۴۳
دارند در کرب و بلا تعویضِ پرچم می کننددارند عالم را پُر از اندوه و ماتم می کنند
.کوچه به کوچه شهر ما ، تکیه به تکیه می کنددارند آن را مُحرِمِ ماه محرم می کنند.فرقی ندارد خوب و بد وقتی که در هم می خرنداین خانواده فکر هر آلوده را هم می کنند.پاداش هر بانی در این وادی مضاعف می شودهر دِرهمی که می دهم ، هفتاد دِرهم می کنند.یک یا حسینِ سینه زن ، صد مرده را جان می دهدسینه زنانش کار صد عیسی بن مریم می کنند.رَختِ شه عریان شده ، از عرش آویزان شدهجن و ملک گریان شده ، روضه مجسم می کنند.نظم زمین و آسمان یکدفعه بر هم می خوردتا جسم شاه کربلا را نامنظم می کنند.نامردها با حوصله یک بی کس و بی یار راتنها برای دِرهمی دارند دَر هم می کنند.ده تا سوار از یک طرف ، یک ساربان از یک طرفدارند تکه تکه عضو از پیکرش کم می کنند
.کوچه به کوچه شهر ما ، تکیه به تکیه می کنددارند آن را مُحرِمِ ماه محرم می کنند.فرقی ندارد خوب و بد وقتی که در هم می خرنداین خانواده فکر هر آلوده را هم می کنند.پاداش هر بانی در این وادی مضاعف می شودهر دِرهمی که می دهم ، هفتاد دِرهم می کنند.یک یا حسینِ سینه زن ، صد مرده را جان می دهدسینه زنانش کار صد عیسی بن مریم می کنند.رَختِ شه عریان شده ، از عرش آویزان شدهجن و ملک گریان شده ، روضه مجسم می کنند.نظم زمین و آسمان یکدفعه بر هم می خوردتا جسم شاه کربلا را نامنظم می کنند.نامردها با حوصله یک بی کس و بی یار راتنها برای دِرهمی دارند دَر هم می کنند.ده تا سوار از یک طرف ، یک ساربان از یک طرفدارند تکه تکه عضو از پیکرش کم می کنند
۵۵
۱۴:۳۱
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱
۳:۳۰
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۲
۱۹:۲۶
بازارسال شده از حسین طاهری
۲۱
۱۳:۵۳
بازارسال شده از امین
#روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
رمز آزادگی این خاک استسرو آزاد کوی کشوردوستآن که بیعت نکردنش با ظلمصدق «هیهات مِنَّا اَلذِلَّهٔ» اوست
سر صبح آفتاب خونین شدآه... ماه تمام را کشتند خبر از قتلگاه میآیدلبِ تشنه امام را کشتند
ای شقایق! سیه بپوش و بسوزگرم کن نوحهخوانی ما رارفت آقا و زندهایم هنوز!بنگر سختجانی ما را!
هر سبو میشکست، میگفتیم که سر خمّ مِی سلامت بادرفت ساقی و خمّ مِی بشکستما خرابیم، خانهاش آباد
زیر رگبار دشمن و دشنام ما گرفتار ننگ و نام نهایمرفتن جان خویش را دیدیمدر غمش سوختیم، خام نهایم
گرچه آل زیادِ عصر جدیدگرم رقصند و بادهنوشیهاتنفروشی بسی شرف داردبه سراب وطنفروشیها
از غم ما حماسه میجوشدهرگز ایران من نمیترسدجای خون آتش است در رگ ماآتش از سوختن نمیترسد
سخت و مرد افکن است داغ ولی تا قیامت عزای او زندهست رهبر ما شهید شد، اماآی مردم! خدای او زندهست
نام حق است ذکر پرچم مااز رکاب این نگین نمیافتدتا که ما را فداییاش داردپرچم ما زمین نمیافتد
بین ایمان و کفر سازش نیستبین ما نهر و بحری از خون استثمر خون عاشقان علیفتح خیبر، شکست صهیون است
شاعر: «آقای محمود حبیبی کسبی»
@khamenei_poems
۲
۱۰:۲۳