بازارسال شده از سعید درگاهپور / بینالملل🌍
تنگه هرمز؛ شاهرگ زمین در مشت اقتدار ایران
سعید درگاهپور؛ کارشناس مسائل بینالملل
در شطرنج قدرت جهانی نقاطی وجود دارند که تصاحب آنها به معنای غلبه بر اراده ابرقدرتهاست. تنگه هرمز برای ایران فراتر از یک مسیر آبی، یک سلاح استراتژیک و ضامن بقای ملی در برابر تهاجم بیگانگان است. در شرایطی که تقابل نظامی با آمریکا و متحدانش ابعاد تازهای یافته، بازخوانی توانمندیهای ایران در این گلوگاه نشان میدهد که چرا تنگه هرمز نه یک منطقه آسیبپذیر بلکه بزرگترین برگ برنده جمهوری اسلامی است.
۱. انسداد و کنترل هوشمند؛ نبض ثبات و امنیت در اختیار ایرانتسلط ایران بر تنگه هرمز صرفاً یک حضور نظامی سنتی نیست بلکه یک مدیریت هوشمند است. ایران با اشراف کامل اطلاعاتی و راداری، بر تمام ابعاد حرکت در این آبراه نظارت دارد. این کنترل هوشمند به معنای آن است که ایران تعیینکننده سطح امنیت برای تجارت جهانی است. ایران میتواند امنیت کشتیرانی را برای کشورهایی که به حاکمیت ملیاش احترام میگذارند تضمین کند و در مقابل، هزینه ناامنی و ریسک عبور را برای متجاوزان به بالاترین حد ممکن برساند.
۲. اهرم حقوقی و اقتصادی: دریافت غرامت از پایگاهدهندگانیکی از ابعاد نوین قدرت ایران در این منطقه توانایی اعمال حاکمیت حقوقی و مالی بر متجاوزان است. ایران بر اساس حقوق بینالملل و در پاسخ به اقدامات خصمانه، این حق را دارد که از کشورهایی که خاک و منابع خود را برای ایجاد پایگاههای نظامی در اختیار ارتش آمریکا قرار دادهاند، علاوه بر عوارض عبور و مرور، غرامت جنگی مطالبه کند. این رویکرد کشورهای حاشیه خلیج فارس را مستقیماً مسئول خسارات وارده به ایران میسازد و آنها را در دوراهی دشوار میزبانی از آمریکا یا امنیت اقتصادی قرار میدهد.
۳. بنبست جغرافیایی دشمن و مسیر جایگزین ایران (بندر جاسک)در حالی که کشورهای منطقه و ناوگانهای بیگانه در پشت تنگه هرمز زندانی جغرافیایی هستند، ایران با هوشمندی و توسعه پایانه نفتی جاسک، مسیر صادرات خود را به خارج از تنگه و دریای عمان منتقل کرده است. این یعنی ایران این قدرت را دارد که تنگه هرمز را برای دشمنان کاملاً مسدود کند، در حالی که خودش با دور زدن این گلوگاه به تجارت و صادرات نفت ادامه میدهد. این توازن نامتقارن دست ایران را در هرگونه نبرد فرسایشی باز میگذارد.
۴. پاشنه آشیل زیستی: امنیت آب شرب منطقهبزرگترین نقطه ضعف کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، وابستگی حیاتی آنها به دستگاههای آبشیرینکن است. هرگونه درگیری که ناشی از ماجراجویی آمریکا در تنگه هرمز باشد، عملاً روند شیرینسازی آب را متوقف کرده و این کشورها را با بحران بقای اجتماعی روبرو میکند. ایران با کنترل بر این پهنه آبی، نه تنها نبض انرژی، بلکه نبض بقای زیستی متحدان منطقهای آمریکا را در اختیار دارد که خود یک بازدارندگی عظیم ایجاد میکند.
۵. شکارگاه جنگافزارهای نوینجغرافیای تنگه هرمز با عمق کم و عرض محدود، قبرستان تجهیزات گرانقیمت است. ناوهای هواپیمابر میلیارد دلاری آمریکا در این باریکه، اهدافی سهل برای موشک های ساحل به دریا، قایقهای تندرو تهاجمی، پهپادهای انتحاری و زیردریاییهای کوچک میانسطحی ایران هستند. ایران با ترکیب تکنولوژی هوش مصنوعی و جنگ الکترونیک، میتواند سیستمهای ناوبری دشمن را مختل کرده و با کمترین هزینه سنگینترین ضربات را به بدنه نظامی استکبار وارد کند.
تنگه هرمز برای ایران تنها یک دارایی جغرافیایی نیست؛ بلکه یک ضمانتنامه سیاسی و نظامی است. ایران با مدیریت هوشمند این شریان، قادر است توازن قوا را در سطح جهانی جابهجا کند. توانایی دریافت غرامت از متجاوزان، اشراف بر امنیت زیستی منطقه و برخورداری از مسیرهای جایگزین صادراتی، ایران را به بازیگری بدل کرده که کلید صلح و جنگ در قلب انرژی جهان را در دست دارد. تا زمانی که اراده ایران بر این تنگه حاکم است هیچ قدرتی نمیتواند بدون پرداخت هزینهای گزاف، امنیت ملی این مرز و بوم را تهدید کند.
️ @dargahpour_ir
در شطرنج قدرت جهانی نقاطی وجود دارند که تصاحب آنها به معنای غلبه بر اراده ابرقدرتهاست. تنگه هرمز برای ایران فراتر از یک مسیر آبی، یک سلاح استراتژیک و ضامن بقای ملی در برابر تهاجم بیگانگان است. در شرایطی که تقابل نظامی با آمریکا و متحدانش ابعاد تازهای یافته، بازخوانی توانمندیهای ایران در این گلوگاه نشان میدهد که چرا تنگه هرمز نه یک منطقه آسیبپذیر بلکه بزرگترین برگ برنده جمهوری اسلامی است.
۱. انسداد و کنترل هوشمند؛ نبض ثبات و امنیت در اختیار ایرانتسلط ایران بر تنگه هرمز صرفاً یک حضور نظامی سنتی نیست بلکه یک مدیریت هوشمند است. ایران با اشراف کامل اطلاعاتی و راداری، بر تمام ابعاد حرکت در این آبراه نظارت دارد. این کنترل هوشمند به معنای آن است که ایران تعیینکننده سطح امنیت برای تجارت جهانی است. ایران میتواند امنیت کشتیرانی را برای کشورهایی که به حاکمیت ملیاش احترام میگذارند تضمین کند و در مقابل، هزینه ناامنی و ریسک عبور را برای متجاوزان به بالاترین حد ممکن برساند.
۲. اهرم حقوقی و اقتصادی: دریافت غرامت از پایگاهدهندگانیکی از ابعاد نوین قدرت ایران در این منطقه توانایی اعمال حاکمیت حقوقی و مالی بر متجاوزان است. ایران بر اساس حقوق بینالملل و در پاسخ به اقدامات خصمانه، این حق را دارد که از کشورهایی که خاک و منابع خود را برای ایجاد پایگاههای نظامی در اختیار ارتش آمریکا قرار دادهاند، علاوه بر عوارض عبور و مرور، غرامت جنگی مطالبه کند. این رویکرد کشورهای حاشیه خلیج فارس را مستقیماً مسئول خسارات وارده به ایران میسازد و آنها را در دوراهی دشوار میزبانی از آمریکا یا امنیت اقتصادی قرار میدهد.
۳. بنبست جغرافیایی دشمن و مسیر جایگزین ایران (بندر جاسک)در حالی که کشورهای منطقه و ناوگانهای بیگانه در پشت تنگه هرمز زندانی جغرافیایی هستند، ایران با هوشمندی و توسعه پایانه نفتی جاسک، مسیر صادرات خود را به خارج از تنگه و دریای عمان منتقل کرده است. این یعنی ایران این قدرت را دارد که تنگه هرمز را برای دشمنان کاملاً مسدود کند، در حالی که خودش با دور زدن این گلوگاه به تجارت و صادرات نفت ادامه میدهد. این توازن نامتقارن دست ایران را در هرگونه نبرد فرسایشی باز میگذارد.
۴. پاشنه آشیل زیستی: امنیت آب شرب منطقهبزرگترین نقطه ضعف کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، وابستگی حیاتی آنها به دستگاههای آبشیرینکن است. هرگونه درگیری که ناشی از ماجراجویی آمریکا در تنگه هرمز باشد، عملاً روند شیرینسازی آب را متوقف کرده و این کشورها را با بحران بقای اجتماعی روبرو میکند. ایران با کنترل بر این پهنه آبی، نه تنها نبض انرژی، بلکه نبض بقای زیستی متحدان منطقهای آمریکا را در اختیار دارد که خود یک بازدارندگی عظیم ایجاد میکند.
۵. شکارگاه جنگافزارهای نوینجغرافیای تنگه هرمز با عمق کم و عرض محدود، قبرستان تجهیزات گرانقیمت است. ناوهای هواپیمابر میلیارد دلاری آمریکا در این باریکه، اهدافی سهل برای موشک های ساحل به دریا، قایقهای تندرو تهاجمی، پهپادهای انتحاری و زیردریاییهای کوچک میانسطحی ایران هستند. ایران با ترکیب تکنولوژی هوش مصنوعی و جنگ الکترونیک، میتواند سیستمهای ناوبری دشمن را مختل کرده و با کمترین هزینه سنگینترین ضربات را به بدنه نظامی استکبار وارد کند.
تنگه هرمز برای ایران تنها یک دارایی جغرافیایی نیست؛ بلکه یک ضمانتنامه سیاسی و نظامی است. ایران با مدیریت هوشمند این شریان، قادر است توازن قوا را در سطح جهانی جابهجا کند. توانایی دریافت غرامت از متجاوزان، اشراف بر امنیت زیستی منطقه و برخورداری از مسیرهای جایگزین صادراتی، ایران را به بازیگری بدل کرده که کلید صلح و جنگ در قلب انرژی جهان را در دست دارد. تا زمانی که اراده ایران بر این تنگه حاکم است هیچ قدرتی نمیتواند بدون پرداخت هزینهای گزاف، امنیت ملی این مرز و بوم را تهدید کند.
۴.۴K
۱۷:۲۳
بازارسال شده از سعید درگاهپور / بینالملل🌍
صلح در سایه اقتدار؛ عبور از سراب مذاکره
سعید درگاه پور؛ کارشناس مسائل بینالملل
تجربه تاریخی نشان داده است که در جهانِ برآمده از منطق قدرت، صلح کادویی نیست که پشت میزهای مذاکره به ملتها هدیه داده شود بلکه میوهای است که تنها بر شاخه مقاومت و اقتدار میدانی میروید. نگاهی به تحولات اخیر و فشارها برای توقف جنگ، ما را بر سر یک دوراهی سرنوشتساز قرار داده است: پذیرش یک آرامش لرزان و موقت، یا تثبیت یک امنیت پایدار و عزتمند.
برخی با رویکردی سطحی و حداقلی پایان مخاصمات را صرفاً در خاموش شدن صدای گلولهها میبینند. این دیدگاه که بر پایه تضمینهای کاغذی و وعده دریافت غرامت از آمریکا بنا شده، چشم خود را بر واقعیتِ عریان روابط بینالملل بسته است. در جهانی که اخلاق و تعهد برای قدرتهای سلطهگر بیمعناست، دل بستن به قراردادهای مکتوب بدون پشتوانه نظامی و میدانی، چیزی جز مهیا کردن فرصت برای ضربات سهمگینتر دشمن در آینده نیست. هرگونه ترک مخاصمه که تعقل راهبردی و توان میدانی را از معادله حذف کند، در واقع دعوتنامهای برای تجاوز مجدد است.
از سوی دیگر، مذاکراتی که در ماههای پایانی سال ۱۴۰۴ بر سر ارکان قدرت ملی بعمل آمد، نشان داد که عقبنشینی در حوزههای حیاتی نظیر توان هستهای یا سایر ارکان قدرت ملی به بهانه رفع تحریم، تنها به ضعف پایدار و جسور شدن دشمن ختم میشود. این مسیرِ به ظاهر میانه، در حقیقت نوعی انتحار سیاسی است که محور مقاومت را تضعیف و امنیت ملی را به قمار میگذارد.
پیروزی واقعی و صلح ماندگار تنها از مسیر مقاومت و اقتدار حداکثری میگذرد. این راهبرد ایجاب میکند که جنگ تا نقطه تسلیم دشمن و فروپاشی اراده متجاوز ادامه یابد. در این مسیر، نباید به عقبنشینی دشمن بسنده کرد، بلکه باید هزینهی تعرض را برای همیشه بالا برد. این یعنی:
۱. تحمیل اراده بر شریانهای جهانی: تثبیت حاکمیت مطلق بر تنگه هرمز، ایجاد رژیم جدید حقوقی عبور و مرور و تحریم انرژی علیه غرب، تا آنها به جای تهدید، برای بقای اقتصادی خود ملتمس صلح باشند.
۲. عبور از محدودیتهای تحمیلی: خروج قاطعانه از معاهدات محدودکننده بینالمللی (نظیر NPT، پالرمو و CFT) و پیشبرد برنامه هستهای و موشکی بدون هیچ محدودیتی، تا توازن قوا به نفع جبهه مقاومت تغییر کند.
۳. دکترین تهاجمی: انتقال نبرد به عمق استراتژیک دشمن و پایان دادن به حیات سیاسی سران جنایتکار رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکاییشان.
در نهایت، باید دانست که صلح واقعی زمانی طلوع میکند که دشمن از آسیب زدن به ما ناامید شود. امنیت ملی ایران اسلامی نه با امضای بدعهدان بلکه با خون شهدای مسیر اقتدار و صلابت رهبری جدید در تثبیت نظم نوین منطقهای تضمین خواهد شد. پایان این نبرد نباید تنها توقف شلیکها باشد، بلکه باید نقطه آغازِ عصر جدیدی از سیادت ایران بر مقدرات منطقه تلقی گردد.
️ @dargahpour_ir
تجربه تاریخی نشان داده است که در جهانِ برآمده از منطق قدرت، صلح کادویی نیست که پشت میزهای مذاکره به ملتها هدیه داده شود بلکه میوهای است که تنها بر شاخه مقاومت و اقتدار میدانی میروید. نگاهی به تحولات اخیر و فشارها برای توقف جنگ، ما را بر سر یک دوراهی سرنوشتساز قرار داده است: پذیرش یک آرامش لرزان و موقت، یا تثبیت یک امنیت پایدار و عزتمند.
برخی با رویکردی سطحی و حداقلی پایان مخاصمات را صرفاً در خاموش شدن صدای گلولهها میبینند. این دیدگاه که بر پایه تضمینهای کاغذی و وعده دریافت غرامت از آمریکا بنا شده، چشم خود را بر واقعیتِ عریان روابط بینالملل بسته است. در جهانی که اخلاق و تعهد برای قدرتهای سلطهگر بیمعناست، دل بستن به قراردادهای مکتوب بدون پشتوانه نظامی و میدانی، چیزی جز مهیا کردن فرصت برای ضربات سهمگینتر دشمن در آینده نیست. هرگونه ترک مخاصمه که تعقل راهبردی و توان میدانی را از معادله حذف کند، در واقع دعوتنامهای برای تجاوز مجدد است.
از سوی دیگر، مذاکراتی که در ماههای پایانی سال ۱۴۰۴ بر سر ارکان قدرت ملی بعمل آمد، نشان داد که عقبنشینی در حوزههای حیاتی نظیر توان هستهای یا سایر ارکان قدرت ملی به بهانه رفع تحریم، تنها به ضعف پایدار و جسور شدن دشمن ختم میشود. این مسیرِ به ظاهر میانه، در حقیقت نوعی انتحار سیاسی است که محور مقاومت را تضعیف و امنیت ملی را به قمار میگذارد.
پیروزی واقعی و صلح ماندگار تنها از مسیر مقاومت و اقتدار حداکثری میگذرد. این راهبرد ایجاب میکند که جنگ تا نقطه تسلیم دشمن و فروپاشی اراده متجاوز ادامه یابد. در این مسیر، نباید به عقبنشینی دشمن بسنده کرد، بلکه باید هزینهی تعرض را برای همیشه بالا برد. این یعنی:
۱. تحمیل اراده بر شریانهای جهانی: تثبیت حاکمیت مطلق بر تنگه هرمز، ایجاد رژیم جدید حقوقی عبور و مرور و تحریم انرژی علیه غرب، تا آنها به جای تهدید، برای بقای اقتصادی خود ملتمس صلح باشند.
۲. عبور از محدودیتهای تحمیلی: خروج قاطعانه از معاهدات محدودکننده بینالمللی (نظیر NPT، پالرمو و CFT) و پیشبرد برنامه هستهای و موشکی بدون هیچ محدودیتی، تا توازن قوا به نفع جبهه مقاومت تغییر کند.
۳. دکترین تهاجمی: انتقال نبرد به عمق استراتژیک دشمن و پایان دادن به حیات سیاسی سران جنایتکار رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکاییشان.
در نهایت، باید دانست که صلح واقعی زمانی طلوع میکند که دشمن از آسیب زدن به ما ناامید شود. امنیت ملی ایران اسلامی نه با امضای بدعهدان بلکه با خون شهدای مسیر اقتدار و صلابت رهبری جدید در تثبیت نظم نوین منطقهای تضمین خواهد شد. پایان این نبرد نباید تنها توقف شلیکها باشد، بلکه باید نقطه آغازِ عصر جدیدی از سیادت ایران بر مقدرات منطقه تلقی گردد.
۳.۴K
۱۰:۴۱
majmasrb.info | @majmaeslami
۶.۶K
۱۳:۰۱
بازارسال شده از سعید درگاهپور / بینالملل🌍
لزوم خروج از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)
سعید درگاهپور
در شرایطی که جنگ رمضان به مرحلهای حساس و تعیینکننده رسیده و تأسیسات هستهای و زیرساختهای راهبردی کشور آماج حملات مستقیم دشمن آمریکایی-صهیونی قرار دارند، ادامه عضویت در معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) بیش از هر زمان دیگری بی معنا است. معاهدهای که قرار بود ضامن امنیت و بازدارندگی باشد، در عمل نتوانسته سپر مؤثری برای حفاظت از مراکز هستهای صلحآمیز ایران ایجاد کند.
ایران سالهاست به تعهدات خود پایبند مانده اما واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید: پایبندی، نه جنگ و تهدید را متوقف کرده و نه فشارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی را کاهش داده است. وقتی یک کشور هم در معرض تهدید قرار دارد و هم از حداقل حمایت سازوکارهای بینالمللی محروم میماند، ادامه حضور در چنین چارچوبی دیگر صرفاً یک انتخاب حقوقی نیست؛ بیشتر به معنای پذیرش یک محدودیت یکطرفه است.
ماده ۱۰ NPT صریح است: هر عضو میتواند در صورت وقوع رویدادهای فوقالعاده که منافع عالی او را به خطر اندازد، از معاهده خارج شود. امروز، با توجه به وضعیت جنگی منطقه و استمرار تجاوزات علیه زیرساختهای هستهای کشور، این بند بیش از همیشه معنا پیدا میکند. امنیت ملی را نمیتوان بر پایه معاهدهای بنا کرد که در لحظه بحران، کارکرد بازدارنده و حمایتی خود را از دست میدهد.
از سوی دیگر، تجربه ماههای اخیر نشان داده که طرف مقابل نهتنها به قواعد پایبند نیست، بلکه با اتکا به جنگ، فشار و تهدید تلاش میکند هزینههای امنیتی ایران را بالا ببرد و ظرفیتهای راهبردی کشور را فرسوده کند. در چنین فضایی ماندن در NPT لزوماً نشانه ثبات نیست، گاهی نشانه ماندن در یک توازن نابرابر است که فقط یک طرف در آن هزینه میدهد.
خروج از NPT میتواند پیامی روشن داشته باشد: ایران قرار نیست در برابر تهدیدهای فزاینده دست بسته بماند. در شرایطی که فشارها افزایش یافته و معادلات منطقهای تغییر کرده، بازنگری در این معاهده دیگر یک بحث حاشیهای نیست بلکه یک ضرورت امنیتی است.
️ @dargahpour_ir
در شرایطی که جنگ رمضان به مرحلهای حساس و تعیینکننده رسیده و تأسیسات هستهای و زیرساختهای راهبردی کشور آماج حملات مستقیم دشمن آمریکایی-صهیونی قرار دارند، ادامه عضویت در معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) بیش از هر زمان دیگری بی معنا است. معاهدهای که قرار بود ضامن امنیت و بازدارندگی باشد، در عمل نتوانسته سپر مؤثری برای حفاظت از مراکز هستهای صلحآمیز ایران ایجاد کند.
ایران سالهاست به تعهدات خود پایبند مانده اما واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید: پایبندی، نه جنگ و تهدید را متوقف کرده و نه فشارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی را کاهش داده است. وقتی یک کشور هم در معرض تهدید قرار دارد و هم از حداقل حمایت سازوکارهای بینالمللی محروم میماند، ادامه حضور در چنین چارچوبی دیگر صرفاً یک انتخاب حقوقی نیست؛ بیشتر به معنای پذیرش یک محدودیت یکطرفه است.
ماده ۱۰ NPT صریح است: هر عضو میتواند در صورت وقوع رویدادهای فوقالعاده که منافع عالی او را به خطر اندازد، از معاهده خارج شود. امروز، با توجه به وضعیت جنگی منطقه و استمرار تجاوزات علیه زیرساختهای هستهای کشور، این بند بیش از همیشه معنا پیدا میکند. امنیت ملی را نمیتوان بر پایه معاهدهای بنا کرد که در لحظه بحران، کارکرد بازدارنده و حمایتی خود را از دست میدهد.
از سوی دیگر، تجربه ماههای اخیر نشان داده که طرف مقابل نهتنها به قواعد پایبند نیست، بلکه با اتکا به جنگ، فشار و تهدید تلاش میکند هزینههای امنیتی ایران را بالا ببرد و ظرفیتهای راهبردی کشور را فرسوده کند. در چنین فضایی ماندن در NPT لزوماً نشانه ثبات نیست، گاهی نشانه ماندن در یک توازن نابرابر است که فقط یک طرف در آن هزینه میدهد.
خروج از NPT میتواند پیامی روشن داشته باشد: ایران قرار نیست در برابر تهدیدهای فزاینده دست بسته بماند. در شرایطی که فشارها افزایش یافته و معادلات منطقهای تغییر کرده، بازنگری در این معاهده دیگر یک بحث حاشیهای نیست بلکه یک ضرورت امنیتی است.
۱
۱۵:۲۶
majmasrb.info | @majmaeslami
۷.۷K
۰:۴۷
ساقی بیا که عشق ندا میکند بلندکان کس که گفت قصهٔ ما هم ز ما شنید
۸.۱K
۱۳:۴۷
در این نسخه اعمال تغییرات بر اساس حالت شب ( دارک مود ) صورت گرفت.
🧩 برخی از تغییرات نسخه ۲ بشرح ذیل است:
- تغییر ساختار از چندین صفحه به تک صفحه - بروزرسانی زیرساخت برای راه اندازی بلاگ - تغییرات ظاهری بر محور تجربه کاربری روان- اعمال دو نسخه بصورت پویا برای کاربر موبایل و دسکتاپ
۷.۹K
۹:۲۴
«وادانا» (سامانه آموزش مجازی دانشگاه آزاد اسلامی) بار دیگر ثابت کرد که میان «ادعا» تا «اجرا»، فرسنگها فاصله است. تصاویری که این روزها از صفحه مرورگرهای دانشجویان مخابره میشود، نه محتوای آموزشی، بلکه بنبستهای فنی است که با رنگ قرمز و هشدار «اتصال شما ایمن نیست»، سد راه ورود به کلاسهای مجازی شده است. بصورت مختصر آنچه که در جریان است را بیان میکنیم:
۱. حصار HSTS: راهی به جایی نیستآنچه در لایههای فنی این سامانه میگذرد، مصداق «سه قفله کردن درب برای اتاقی که وجود ندارد» در حوزه وب است. توسعه دهندگان با بکار گیری پروتکل سختگیرانه HSTS، عملاً دانشجو و اساتید را در بنبستی قرار دادهاند که نه راه پس دارد و نه نه راه پیش. در حالی که این پروتکل برای محافظت از تراکنشهای حساس بانکی طراحی شده، در اینجا به جای محافظت، نقش «دربانِ بداخلاق» را بازی میکند؛ دربانی که به دلیل عدم توانایی در تمدید یا تایید درست گواهیهای امنیتی (SSL)، اجازه ورود صاحبخانه را هم نمیدهد!
۲. تقابل «مرورگرهای مدرن» با «متود های تاریخ گذشته»خطای معروف NET::ERR_CERT_AUTHORITY_INVALID که این روزها در صفحه دستگاه های دانشجویان شده، یک پیام روشن دارد: « اعتبار ندارید!» مرورگرهای استانداردی مثل گوگل کروم، هویت سایت وادانا را به رسمیت نمیشناسند. جالب اینجاست که دانشجو برای عبور از این سد، مجبور است یا به روشهای غیرایمن متوسل شود و یا از مرورگرهای متفرقه استفاده کند؛ یعنی دقیقاً برعکسِ آنچه از یک سامانه امن و استاندارد انتظار میرود.
آنچه که واضح است وادانا امروز نه یک پلتفرم تسهیلگر، بلکه یک ضعف در آموزش مجازی است. تا زمانی که زیرساختهای فنی دانشگاه آزاد، استانداردهای اصلی را به رسمیت نشناسند و آنرا اعمال نکنند ، این ضعف همچنان پابرجا خواهد بود.
فکری به حال گواهیهای امنیتی الکترونیک کنید؛ استاد و دانشجو پشت درِ بسته کلاس مجازی مانده اند
۶.۸K
۸:۰۸
دانشجویان فرهیخته و شهریهپرداز؛قصد بر این بود تا با پایان سال ۱۴۰۴، عملکرد ساختارهای خدمتگزار را بررسی کرده و از برترینِ آنها تقدیر کنیم. اما بهواسطهی ایام تلخ جنگ و ضرورتِ حفظِ انسجام ملی، سکوت کردیم. حال اما دیگر روا نیست خادمانی را که از عرصهی شریفِ «ساختوساز و ابنیه»، دعوتِ کار فرهنگی را لبیک گفته و با بولدوزر به جان بدنه فعال دانشجویی افتادند، از این تکریم محروم نماییم.
گزارش ویژه: عملیاتِ ظفرنمونِ «مغزیگشا»!
در سایه تدابیر پیشگیرانه و اشرافِ اطلاعاتیِ معاونت فرهنگی و دانشجویی، یکی از پیچیدهترین پروندههای «قفلشدهی» تاریخ واحد با موفقیت به سرانجام رسید. در حالی که نهادهای علمی جهان درگیر پروژههای عبثی چون «هوش مصنوعی» و «توسعه نسل چهارم دانشگاه» هستند، این معاونت با درکِ صحیح از عمق راهبردیِ قفل دربها ، تمام توان لجستیک و اداری را معطوف به یک هدفِ اساسی کرد: «فتحِ سنگرِ مغزیهای قانونگریز!»این عملیات که با هدایت شخصیتی کارکشته در امور «سیمان و آرماتور» همراه بود، به رکورد جدیدی در مدیریتِ «میکرو-بروکراسی» دست یافت. فتحِ قفلِ چموشِ دفتر مجمع و اعمالِ قانون بر دربهای بیزبان، تنها از یک کارگزارِ کارکشتهیِ ساختمانی ساخته بود که جلوی امر فرهنگ را با «بتنریزی» سفت و سخت گرفته است.
فصل دوم: سندرومِ «امضاهای بیقرار»؛ پویاییِ مولکولیِ جوهر!بخش دیگری از درخششِ سال گذشته، به پدیدهی بدیع «امضاهای دارای پسسوز» اختصاص دارد. در این رویکرد نوین، احکام صادره با سرعتی بالاتر از صوت ابلاغ و سپس با رویکردِ «فراموشیِ مصلحتی» ابطال یا علیه گیرنده استفاده میشوند! گویا خودکارها در این معاونت به درجهای از خودآگاهی رسیدهاند که بدون اذن از کسی امضا میکنند و سپس منکر میشوند. این حجم از ثبات در تصمیمگیری، نشاندهنده پویاییِ فوقالعاده و عدمِ دلبستگیِ ایشان به تصمیماتِ کهنه (حتی متعلق به دو ساعت پیش) است!
تحلیل آماریِ عملکرد (بر اساس استانداردهای شِمشه و تراز):شاخص صیانت از حریمِ قفلها: ۱۰۰٪ (بالاترین سطحِ استانداردِ یراقآلات).شاخص رسیدگی به مطالبات صنفی: ۰٪ (باقیمانده برای غنیسازیِ تجربه نسلهای آتی).مدیریتِ دادرسی: تجمیعِ استثناییِ نقشهای شاکی، قاضی، مجری و شاهدِ حقوقبگیر در یک صندلی واحد (جهتِ صرفهجویی در وقت و عدالت!).به پاسِ این حجم از «دقتنظر در ترکیبِ دقیقِ سیمان و شنماسه، محاسبه استحکامِ دقیق خاک بر مزار امر فرهنگی ، تراز نمودنِ قفلها و اخراجِ عبدالله از محیطِ تلهکابین که قرار بود از ۱۴۰۱ در اختیار همگان قرار گیرد» و البته حذف کاملِ کلیاتِ فرهنگ، تندیس «قفل طلایی ۱۴۰۴» به رسم یادبود به معاونت فرهنگی و دانشجویی واحد تعلق میگیرد.امید است در سالهای آتی، این تجربیاتِ گرانبها سرلوحهی سایرِ مدیرانِ دانشگاهی قرار گیرد.
در سایه تدابیر پیشگیرانه و اشرافِ اطلاعاتیِ معاونت فرهنگی و دانشجویی، یکی از پیچیدهترین پروندههای «قفلشدهی» تاریخ واحد با موفقیت به سرانجام رسید. در حالی که نهادهای علمی جهان درگیر پروژههای عبثی چون «هوش مصنوعی» و «توسعه نسل چهارم دانشگاه» هستند، این معاونت با درکِ صحیح از عمق راهبردیِ قفل دربها ، تمام توان لجستیک و اداری را معطوف به یک هدفِ اساسی کرد: «فتحِ سنگرِ مغزیهای قانونگریز!»این عملیات که با هدایت شخصیتی کارکشته در امور «سیمان و آرماتور» همراه بود، به رکورد جدیدی در مدیریتِ «میکرو-بروکراسی» دست یافت. فتحِ قفلِ چموشِ دفتر مجمع و اعمالِ قانون بر دربهای بیزبان، تنها از یک کارگزارِ کارکشتهیِ ساختمانی ساخته بود که جلوی امر فرهنگ را با «بتنریزی» سفت و سخت گرفته است.
۸.۴K
۲۲:۱۱
بازارسال شده از «از بهشت»
در شهرداری تهران برگزار میشود؛
نشست تخصصی بررسی «حقوق حاکمیتی ایران بر تنگه هرمز»
نشست علمی با محوریت «بررسی اعمال حقوق حاکمیتی ایران بر تنگه هرمز و الزامات آن» روز شنبه ۲۶ اردیبهشت به همت مؤسسه آموزش عالی علمی کاربردی شهرداری تهران و با همکاری معاونت حقوقی ریاست جمهوری روز شنبه ۲۶ اردیبهشت ماه از ساعت ۱۴:۳۰ الی ۱۶:۳۰ در محل این مؤسسه با حضور جمعی از حقوقدانان و استادان برجسته دانشگاهی برگزار میشود.
استادان حاضر: دکتر عبدالحسین صفایی حقوقدان و عضو هیئت علمی دانشگاه، دکتر محمد امیدی فرد رئیس امور توافقهای بینالمللی معاونت حقوقی ریاست جمهوری، دکتر الهام امینزاده حقوقدان و معاون بینالملل دانشگاه تهران، دکتر محمدرضا علیپور عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و تحقیقات، دکتر زینب فرهمندزاد عضو هیئت علمی دانشگاه جامع انقلاب اسلامی.
علاقهمندان میتوانند از طریق لینک زیر به صورت آنلاین در این نشست شرکت کنند:لینک ورود به نشستآموزش نحوه ورود
Meeting Number: 995212641
روابط عمومی معاونت برنامهریزی، توسعه سرمایه انسانی و امور شورای شهرداری تهران
|| ســایت || اینستاگـرام || کانال بله || آپــارات || کانال تلگرام || ارتباط با معاون شهردار تهران ||
نشست علمی با محوریت «بررسی اعمال حقوق حاکمیتی ایران بر تنگه هرمز و الزامات آن» روز شنبه ۲۶ اردیبهشت به همت مؤسسه آموزش عالی علمی کاربردی شهرداری تهران و با همکاری معاونت حقوقی ریاست جمهوری روز شنبه ۲۶ اردیبهشت ماه از ساعت ۱۴:۳۰ الی ۱۶:۳۰ در محل این مؤسسه با حضور جمعی از حقوقدانان و استادان برجسته دانشگاهی برگزار میشود.
|| ســایت || اینستاگـرام || کانال بله || آپــارات || کانال تلگرام || ارتباط با معاون شهردار تهران ||
۳۲
۳:۳۴