علاقه ی غیر قابل کنترلی به پوستر دارم
۵۸
۱۵:۱۳
با من حاضر شید بریم تمام نقاط بی پوستر اتاقمو پوستر بزنیم
(تو دستشویی هم پوستر چسبوندم-)
۵۸
۱۵:۱۶
Maybe in another life:)
🫠۲
۵۷
۱۵:۵۳
ساعت دو صبحه و من هشت باید بیدار بشمولی متاسفانه خوردم به طور فیلم های مانلی ورژن مینی و مجبور شدم تا الان بشینم قربون صدقه بچگی هام بر-
۵۰
۲۲:۱۴
از بچگیم همینقدر قد و یه دنده بودم
۵۰
۲۲:۱۴
تو یکی از فیلما یه عروسک بغل کردم دوتای خودمه بعد مامانم از بالا سرشو گرفته بود نخوره زمین کثیف نشهمن دارم میگم نه نه مامان نکنش نکنشبعدم میگم عیش خودم کولش میکنم

۴۴
۵:۲۹
دلم برا مامانم سوخت
۴۸
۵:۳۰
نام اثر: ثیب
🥹۱۶
۵۰
۵:۵۰
بازارسال شده از صندوق پیام هوشمند
🫠۲
۱
۲۱:۰۳
دیشب واقعا این مدت رو شست برد
۳
۶:۰۷