۲.۳K
۱۶:۴۳
۳۹۴
۱۲:۳۸
به مناسبت چهلمین روز عروج ملکوتی رهبر شهید
آن خندههایی که آرامش میبخشید و امید میآفرید، امروز تنها در خاطره مانده است
️
️
️
️
️
مجمع مقام | قوت و اقتدار مجازی
@maqaam_ir
www.mqam.ir
آن خندههایی که آرامش میبخشید و امید میآفرید، امروز تنها در خاطره مانده است
۳۵۶
۹:۰۳
یادداشت| آینده ای که زود آمد و ما جا ماندیم
وزارت ارشاد در بنبست تحولات/ پایان حکمرانی فرهنگی؟
در آینده نزدیک (و اکنون) یک نفر میتواند با چند ایجنت، کاری را انجام بدهد که امروز به دهها و صدها نویسنده، مترجم، تدوینگر، گوینده، طراح، مدیر رسانه و نیروی اجرایی نیاز دارد.
در چنین دنیایی، ممکن است نه نویسنده واقعی محتوا مشخص باشد، نه محل تولید آن، نه سروری که روی آن تولید شده و نه کسی که فرمان اولیه را داده است. یک ایجنت میتواند در خارج از مرزهای ایران فعالیت کند، هزاران نسخه از یک محتوا بسازد و با هزاران هویت مختلف منتشر کند.
در چنین دنیایی، حرفزدن از نظارت، قانون و حقوق مالکیت فکری با روشهای فعلی بسیار عجیب به نظر میرسد. نه به این معنا که نظارت، قانون و مالکیت فکری دیگر مهم نیستند؛ برعکس احتمالاً از همیشه مهمتر میشوند. اما ابزار، روش و تعریف آنها باید کاملاً تغییر کند.
.....
اما آیا واقعاً ممکن است؟ مگر میشود در ظرفهای قدیمی، چهارچوبهای فکری قدیمی، قوانین و آییننامههای قدیمی و روشهایی که متعلق به این دوران نیستند، فناوری جدید را ریخت؟ مگر تحول دیجیتال به این شکل اتفاق میافتد که فقط مظروف را عوض کنیم و ظرف همان ظرف قبلی بماند؟
دیجیتالکردن یک فرم کاغذی، تحول دیجیتال نیست. راهاندازی یک سامانه برای همان فرآیند قدیمی، تحول نیست. اضافهکردن عبارت «هوش مصنوعی» به چند سند، تشکیل یک شورا، برگزاری چند نشست و سمینار و نگرانی از آینده هم بهمعنای آمادگی برای آینده نیست.
این نگاه سنتی به تحولات فرهنگی و محتوایی، همان چیزی است که امروز از نظر من وزارت ارشاد را به بنبست کشانده است.
شاید بشود مأموریتهای یک مرکز را بین چند معاونت تقسیم کرد؛ اما دادن مأموریت جدید به کسی که دانش آن مأموریت را ندارد، ابزارش را ندارد، اختیارش را ندارد، ظرفیت قانونیاش را ندارد و بودجهاش را هم ندارد چه نتیجهای میدهد؟
کسی که عمری به انجام یک کار مشخص سنتی عادت کرده، با تغییر عنوان مأموریتش ناگهان توانایی انجام یک کار کاملاً متفاوت را پیدا نمیکند. حتی اگر پرنده هم باشد وقتی عمری پرواز نکرده و فقط روی زمین راه رفته، با ابلاغ مأموریت پرواز نمیکند......
وزارت ارشاد قبل از هر چیز باید مأموریت خودش را بازتعریف کند.مأموریت آینده ارشاد نمیتواند کنترل تکتک محصولات فرهنگی باشد. باید از کنترل محصول به حکمرانی زیستبوم فرهنگی حرکت کند؛ از صادرکننده مجوز به معمار زیرساخت، از ممیز به نهاد اعتماد، از تولید آمارهای دیرهنگام به رصد لحظهای، از حمایتهای محدود و سلیقهای به تضمین حقوق، رقابت و شفافیت.
وزارت ارشاد باید بداند چه محتوایی در کشور تولید و مصرف میشود اما نه برای اینکه تکتک آنها را حذف یا ممیزی کند؛ برای اینکه بتواند نیاز فرهنگی جامعه، تغییرات نسلی، تهدیدها، فرصتها و وضعیت اقتصاد فرهنگ را بفهمد.
بنابراین ما به یک نظام ملی داده و رصد فرهنگی نیاز داریم؛ نه گزارشهایی که یک یا دو سال بعد منتشر میشوند. باید بتوانیم تغییرات را همان زمان که اتفاق میافتند، ببینیم.
باید برای حفظ زبان فارسی و میراث فرهنگی در مدلهای هوش مصنوعی برنامه داشته باشیم. آثار عمومی، میراث مکتوب، اسناد تاریخی، ادبیات کلاسیک و منابع معتبر فارسی باید با کیفیت مناسب دیجیتال و در دسترس مدلها قرار بگیرند. در کنار آن، حقوق آثار معاصر هم باید حفظ شود.
باید رابطه وزارت ارشاد با بخش خصوصی، انجمنها، ناشران، پلتفرمها، برنامهنویسان، پژوهشگران و تولیدکنندگان محتوا تغییر کند. تحولات آینده را نمیشود فقط در اتاقهای اداری شناخت. دانشی که وزارت ارشاد به آن نیاز دارد، داخل آن اتاقها نیست. چیزی آنجا نیست. جواب آنجا نیست. برای فهمیدن باید بیرون آمد.
ندانستن عیب نیست. هیچ مدیری نمیتواند همه این تحولات را بهتنهایی بشناسد. عیب این است که نپرسیم، از اهل آن استفاده نکنیم و سکوت کنیم تا مبادا کسی متوجه شود که نمیدانیم.
اگر از حکمرانی فرهنگی فقط ممیزی و صدور مجوز را میفهمیم، بله، این مدل حکمرانی به پایان خودش رسیده است.
مطالعه متن کامل یاداشت در خبرگزاری تسنیمhttps://tasnimnews.ir/3674568
️
️
️
️
️
مجمع مقام | قوت و اقتدار مجازی
@maqaam_ir
www.mqam.ir
وزارت ارشاد در بنبست تحولات/ پایان حکمرانی فرهنگی؟
در آینده نزدیک (و اکنون) یک نفر میتواند با چند ایجنت، کاری را انجام بدهد که امروز به دهها و صدها نویسنده، مترجم، تدوینگر، گوینده، طراح، مدیر رسانه و نیروی اجرایی نیاز دارد.
در چنین دنیایی، ممکن است نه نویسنده واقعی محتوا مشخص باشد، نه محل تولید آن، نه سروری که روی آن تولید شده و نه کسی که فرمان اولیه را داده است. یک ایجنت میتواند در خارج از مرزهای ایران فعالیت کند، هزاران نسخه از یک محتوا بسازد و با هزاران هویت مختلف منتشر کند.
در چنین دنیایی، حرفزدن از نظارت، قانون و حقوق مالکیت فکری با روشهای فعلی بسیار عجیب به نظر میرسد. نه به این معنا که نظارت، قانون و مالکیت فکری دیگر مهم نیستند؛ برعکس احتمالاً از همیشه مهمتر میشوند. اما ابزار، روش و تعریف آنها باید کاملاً تغییر کند.
.....
اما آیا واقعاً ممکن است؟ مگر میشود در ظرفهای قدیمی، چهارچوبهای فکری قدیمی، قوانین و آییننامههای قدیمی و روشهایی که متعلق به این دوران نیستند، فناوری جدید را ریخت؟ مگر تحول دیجیتال به این شکل اتفاق میافتد که فقط مظروف را عوض کنیم و ظرف همان ظرف قبلی بماند؟
دیجیتالکردن یک فرم کاغذی، تحول دیجیتال نیست. راهاندازی یک سامانه برای همان فرآیند قدیمی، تحول نیست. اضافهکردن عبارت «هوش مصنوعی» به چند سند، تشکیل یک شورا، برگزاری چند نشست و سمینار و نگرانی از آینده هم بهمعنای آمادگی برای آینده نیست.
این نگاه سنتی به تحولات فرهنگی و محتوایی، همان چیزی است که امروز از نظر من وزارت ارشاد را به بنبست کشانده است.
شاید بشود مأموریتهای یک مرکز را بین چند معاونت تقسیم کرد؛ اما دادن مأموریت جدید به کسی که دانش آن مأموریت را ندارد، ابزارش را ندارد، اختیارش را ندارد، ظرفیت قانونیاش را ندارد و بودجهاش را هم ندارد چه نتیجهای میدهد؟
کسی که عمری به انجام یک کار مشخص سنتی عادت کرده، با تغییر عنوان مأموریتش ناگهان توانایی انجام یک کار کاملاً متفاوت را پیدا نمیکند. حتی اگر پرنده هم باشد وقتی عمری پرواز نکرده و فقط روی زمین راه رفته، با ابلاغ مأموریت پرواز نمیکند......
وزارت ارشاد قبل از هر چیز باید مأموریت خودش را بازتعریف کند.مأموریت آینده ارشاد نمیتواند کنترل تکتک محصولات فرهنگی باشد. باید از کنترل محصول به حکمرانی زیستبوم فرهنگی حرکت کند؛ از صادرکننده مجوز به معمار زیرساخت، از ممیز به نهاد اعتماد، از تولید آمارهای دیرهنگام به رصد لحظهای، از حمایتهای محدود و سلیقهای به تضمین حقوق، رقابت و شفافیت.
وزارت ارشاد باید بداند چه محتوایی در کشور تولید و مصرف میشود اما نه برای اینکه تکتک آنها را حذف یا ممیزی کند؛ برای اینکه بتواند نیاز فرهنگی جامعه، تغییرات نسلی، تهدیدها، فرصتها و وضعیت اقتصاد فرهنگ را بفهمد.
بنابراین ما به یک نظام ملی داده و رصد فرهنگی نیاز داریم؛ نه گزارشهایی که یک یا دو سال بعد منتشر میشوند. باید بتوانیم تغییرات را همان زمان که اتفاق میافتند، ببینیم.
باید برای حفظ زبان فارسی و میراث فرهنگی در مدلهای هوش مصنوعی برنامه داشته باشیم. آثار عمومی، میراث مکتوب، اسناد تاریخی، ادبیات کلاسیک و منابع معتبر فارسی باید با کیفیت مناسب دیجیتال و در دسترس مدلها قرار بگیرند. در کنار آن، حقوق آثار معاصر هم باید حفظ شود.
باید رابطه وزارت ارشاد با بخش خصوصی، انجمنها، ناشران، پلتفرمها، برنامهنویسان، پژوهشگران و تولیدکنندگان محتوا تغییر کند. تحولات آینده را نمیشود فقط در اتاقهای اداری شناخت. دانشی که وزارت ارشاد به آن نیاز دارد، داخل آن اتاقها نیست. چیزی آنجا نیست. جواب آنجا نیست. برای فهمیدن باید بیرون آمد.
ندانستن عیب نیست. هیچ مدیری نمیتواند همه این تحولات را بهتنهایی بشناسد. عیب این است که نپرسیم، از اهل آن استفاده نکنیم و سکوت کنیم تا مبادا کسی متوجه شود که نمیدانیم.
اگر از حکمرانی فرهنگی فقط ممیزی و صدور مجوز را میفهمیم، بله، این مدل حکمرانی به پایان خودش رسیده است.
مطالعه متن کامل یاداشت در خبرگزاری تسنیمhttps://tasnimnews.ir/3674568
۳۰۴
۹:۲۹
۳۳۹
۹:۵۹
گاه بیان صادقانه ضعفها کمک به دشمن است
۲۸۷
۱۸:۴۸
دو میلاد، یک جهان نور و رحمت میلاد حضرت محمد مصطفی(ص) و امام جعفر صادق(ع) مبارک باد 
️
️
️
️
️
مجمع مقام | قوت و اقتدار مجازی
@maqaam_ir
www.mqam.ir
۳۰۸
۲۱:۰۹
۲۳۱
۸:۱۰
۲۰۴
۱۳:۰۷
۲۸۱
۱۴:۰۷