لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل دانش بازاریابی و مارکتینگ با دکتر ولادید
۲۵۹ عضو

دانش بازاریابی و مارکتینگ با دکتر ولادی

بهزاد ولادی، دکتری تخصصی (Ph.D)مدیریت بازرگانی - بازاریابی از دانشگاه تهرانمدرس دانشگاه هامولف کتاب و مقالهمشاور،مجری و کارگزار undefinedتحقیقات بازارundefinedبازاریابیundefinedفروشundefinedمشتری مداریundefinedو... ( تبلیغات ، برندینگ و...)undefinedنهایتا مارکتینگundefinedپشتیبانی :@Drbehzadveladi
مشاهده در وب بله
۱۴ شهریور
thumbnail

۱۷۵

۱۸:۲۸

۸ مهر
تبريز خيلى مؤدب با لباس شيك مجلسى روى صندلى نشسته بود.‌رشت از راه رسيد. چترش را پشت در گذاشت و از همان قدم اول..تى جان قربان، تى بلامى سر گويان شروع كرد به احوالپرسى با حاضرين.‌كرمانشاه و شيراز زودتر از بقيه به مهمانى آمده بودند، يكى با تنبور و ديگرى با شرابش. كاشان چند دقيقه قبل تر از راه رسيده بود و بوى عطرش زودتر از خودش توجه همه را جلب كرده بود.‌در آن گوشه ی آشپزخانه نيشابور در حال پركردن جام ها بود. كرمان در كنارش پسته ها را توى ظرف میريخت، ساوه انارها را دانه مى كرد و لاهيجان هم چاى دارچين دم كرده بود.‌بالاخره فضاى صفاى همه.. بايد جور میشد.‌تهران پرهيجان و تندتند با همه در حال گفتگو بود.‌بوشهر اما داشت فقط براى دو - سه نفر قصه میگفت. قزوين قاهقاه به روايتش میخنديد و سمنان مبهوت و عميق نگاهش میكرد. سنندج و آبادان تاس مى انداختند و گرگان منتظر بود تا برنده ی نرد ببازد.‌دراين لحظه، اصفهان به كرمانشاه گفت: بزن جانم!! همه ساكت شدند. كرمانشاه سازش را نواخت و اصفهان با چهچه دوبيتى هاى بابا طاهر حالشان را ساخت.همدان لبخند رضايت زد. يزد آرام جلو رفت و يك ليوان آب جلوى اصفهان گذاشت تا گلويش را تر كند.‌مشهد تشويق كرد و گفت: شبى خوش است بدين قصه هایش دراز كنيد.‌شام پاى اهواز بود و چابهار؛ آنها ماهى هايى از هر دو درياى ديار جنوب براى اين ضيافت آماده كرده بودند.ادويه هاى غذا انگار كار خودشان را كردند و بعد از شام، بندرعباس صداى موسيقى را چنان بلند كرد كه به گوش سرخس و ماكو هم رسيد. نبض رقص در جان جمع به تپش افتاد؛ خرم آباد كِل كشيد، تبريز كتش را درآورد و آمد وسط. قم هم كتابى كه دستش بود را سر جايش گذاشت، از كتابخانه به سوى جمع آمد و دست اردبيل را گرفت تا با هم به صحنه بپيوندند.شب تولد مهر بود!! شب يلدا. كيك و شمع روى ميز بود. به پيشنهاد ايلام، ياران همه با هم شمع ها را فوت كردند. البرز گفت:حواستان هست كه حروف «ياران»، همان حروف «ايران» است!!زنجان مهربان نگاهش كرد چاقو را برداشت و كيك را چنان برش دادتابه هر حرفى از اين الفبا تكه هائی برسد و شيرين كنند آن شب را..‌اما فال آن شب تار فرخنده نبود، طلسم شد انگار. بامدادٍ فردا خورشيد نتابيد، مهر زاده نشد، و تاريخ به درد و خون زايمان ناتمام گرفتار شد.در حال، مادر و فرزند هرچند هر دو زنده، اما ناكارند.‌در آن سحرگاهِ بی‌خورشید، همه شهرها دور هم نشستند.‌تبریز با نگاهی نگران، کراواتش را مرتب کرد و گفت:یاران!! مهر را باید دوباره صدا زد. این دیار بی‌نور نمی‌ماند‌رشت، چترش را تکان داد و قطره‌های خیال را از سرش پاشید:تى جان قربان!! دل‌ها اگر یکى شوند، خورشید هم برمی‌گردد‌اصفهان با همان صدای گرم، ساز را برداشت و نواخت.باباطاهر در کلامش پیچید و آسمان به‌ آرامی لرزید.مشهد دعا خواند، قم آیه زمزمه کرد، و بوشهر قصه‌ای از دریا گفتکه در آن خورشید، از دل موج‌ها دوباره سر زد.‌در این میان، شیراز جام شرابش را بالا برد و گفت:اگر امید نباشد، حتی انگور هم ترش می‌شود!!بیا تا به سلامتیِ نور بنوشیم!!‌همه خندیدند، حتی همدان که همیشه آرام بود.خرم‌آباد دوباره کِل کشید و صدای شادی‌اشچون پتکی طلسم شب را شکست.‌در همان لحظه، جرقه‌ای از سمت البرز جست.گرگان به آسمان اشاره کرد و گفت:ببینید!! مهر دارد برمی‌گردد‌و خورشید.. خجالتی اما مصمم،پرده‌ی سیاه آسمان را کنار زد.مادر ایران لبخند زد، فرزند مهر چشم گشود،و همه ی یاران دست در دست همسرود ایران را با هزاران لهجه، یک‌صدا خواندند.‌پاینده باد ایران فرا رسیدن ماه مهر اولین ماه فصل پائیز را پاس می داریم و با آرزوی بهروزی و مهر.undefinedundefined🪸undefined
undefined۱۲
undefined۱

۱۵۵

۴:۲۲

۲۶ مهر
thumbnail

۴۹

۴:۳۲

Marketing & Bazar with Dr.veladi:آیا برندها دارن شخصیت‌شون رو از دست می‌دن؟ (وقتی مینیمالیسم به شباهت ختم می‌شه)از پپسی گرفته تا برندهای لوکس فرانسوی، انگار برندهایی که تا چند سال پیش هیچ شباهت بصری‌ای به هم نداشتن، حالا دارن به یک مقصد مشترک می‌رسن: مینیمالیسم. لوگوهای پرجزئیات جای خودشون رو به تایپوگرافی‌های ساده دادن، نمادهای سه‌بعدی تخت شدن و خیلی از هویت‌های بصری، ظاهر مینیمال و کم‌جزئیاتی پیدا کردن.اما چرا این اتفاق افتاده؟ آیا برندها واقعاً به طراحی ساده‌تری نیاز دارن یا در این مسیر، بخشی از شخصیتشون رو از دست می‌دن؟تقابل بین مینیمالیسم و شخصیت برندفکر می‌کنم برای جواب دادن به این سؤال، باید فراتر از ظاهر لوگو بریم و ببینیم چه چیزی باعث می‌شه یک برند در ذهن مخاطب متمایز بمونه.چرا برندها به سمت مینیمالیسم می‌رن؟برای مدت طولانی، یکی از مهم‌ترین وظایف لوگو این بود که توجه مخاطب رو جلب کنه و در ذهنش باقی بمونه. جزئیات تصویری، تایپوگرافی‌های خاص و نمادهای پیچیده به برندها کمک می‌کردن هویت متمایزی داشته باشن. مثلاً شوالیه سوارکار بربری صرفاً یک تصویر تزئینی نبود؛ نمادی بود که به تاریخ و شخصیت این برند گره خورده بود.اما با تغییر رفتار مخاطب و گسترش پلتفرم‌های دیجیتال، شرایط عوض شده. امروز مخاطب ممکنه در چند ثانیه از اینستاگرام به تیک‌تاک بره، ده‌ها محتوای مختلف ببینه و بدون مکث از کنار لوگوهای زیادی عبور کنه. در چنین فضایی، برندها به هویت‌های بصری‌ای نیاز دارن که در ابعاد مختلف به‌راحتی قابل تشخیص باشن.تغییر لوگوی برندهایی مثل گوگل، Airbnb، اسپاتیفای و eBay رو می‌شه در همین چارچوب بررسی کرد. در صنعت خودرو هم فولکس‌واگن و نیسان سراغ نسخه‌های تخت‌تر و ساده‌تر از نشان‌های قبلی‌شون رفتن. جزئیاتی که روی جلو پنجره یک خودرو جلوه خوبی دارن، لزوماً وقتی در یک آیکون کوچک یا بنر دیجیتال نمایش داده می‌شن، همون تأثیر رو ندارن.تغییر لوگوی برندهای گوگل، Airbnb، اسپاتیفای و eBayخوانایی دیجیتال یکی از دلایل اصلی این تغییره. تایپوگرافی‌های پرجزئیات، فونت‌های سریف و لوگوهای پیچیده ممکنه در ابعاد کوچک خوانایی‌شون رو از دست بدن. در مقابل، یک هویت بصری ساده‌تر می‌تونه در موقعیت‌های بیشتری استفاده بشه؛ از آیکون اپلیکیشن و تصویر پروفایل شبکه‌های اجتماعی گرفته تا بسته‌بندی و تبلیغات محیطی.بااین‌حال، من بین «ساده‌تر شدن برای کاربرد بهتر» و «ساده‌تر شدن به‌خاطر پیروی از ترند» تفاوت مهمی می‌بینم. اولی می‌تونه حاصل یک تصمیم استراتژیک باشه؛ دومی ممکنه صرفاً ظاهر برند رو به چیزی شبیه بقیه تبدیل کنه.وقتی برندهای لوکس شبیه به هم می‌شنیکی از جاهایی که این تغییر بیشتر به چشم میاد، صنعت مد و برندهای لوکسه. برندهایی که زمانی با تایپوگرافی‌های خاص، جزئیات هنری و نشانه‌های بصری متفاوت شناخته می‌شدن، حالا در بعضی موارد از زبان بصری مشابهی استفاده می‌کنن.لوگوهای جدید برندهایی مثل بالمن و ایو سن لوران رو در کنار هم تصور کنید. آیا تشخیص تفاوتشون در یک نگاه به همون اندازه قبل آسونه؟ وقتی چند برند از تایپ‌فیس‌های ساده، ترکیب‌بندی‌های مشابه و ظاهر کم‌جزئیات استفاده می‌کنن، بخشی از تفاوت بصری‌شون کمرنگ می‌شه.لوگوهای جدید برندهای بالمن و ایو سن لورانالبته ساده‌سازی لزوماً تصمیم اشتباهی نیست. برندهای لوکس هم مثل هر کسب‌وکار دیگه‌ای باید خودشون رو با تغییر رفتار مصرف‌کننده هماهنگ کنن. مخاطب جوان‌تر، ارتباط زیادی با برندها از طریق فضای دیجیتال داره و یک هویت بصری منعطف می‌تونه به حضور مؤثرتر اون‌ها در این فضا کمک کنه.مسئله از جایی شروع می‌شه که برند برای هماهنگ شدن با شرایط جدید، چیزی رو حذف می‌کنه که قبلاً به شناسایی و تمایزش کمک می‌کرده. اگر ساده‌سازی باعث بشه لوگوی یک برند در محیط دیجیتال بهتر کار کنه، این تغییر می‌تونه منطقی باشه. اما اگر نتیجه این باشه که مخاطب دیگه نتونه اون رو از رقباش تشخیص بده، باید پرسید این تصمیم دقیقاً چه مشکلی رو حل کرده؟دی‌برندینگ چیست و چرا فقط به حذف لوگو محدود نمی‌شه؟اصطلاح Debranding یا دی‌برندینگ به فرایند حذف یا بازطراحی بعضی از عناصر هویتی برند اشاره داره. یکی از شکل‌های شناخته‌شده اون، کنار گذاشتن نام برند از لوگو و اتکا به نماده؛ کاری که برندهایی مثل نایکی، اپل و استارباکس در نسخه‌هایی از هویت بصری‌شون انجام دادن.دی‌برندینگ در نایکی، اپل و استارباکسوقتی مخاطب یک برند رو به‌اندازه کافی می‌شناسه، ممکنه دیدن نمادش برای تشخیص اون کافی باشه. در چنین شرایطی، حذف نام الزاماً به معنی حذف هویت نیست. اما این روش برای همه برندها به یک اندازه جواب نمی‌ده.
برای درک این تفاوت، باید به یک نکته توجه کنیم: برند فقط لوگو نیست. هویت برند از مجموعه‌ای از عناصر دیداری و کلامی تشکیل می‌شه که در کنار هم، تجربه مخاطب رو شکل می‌دن. ح
undefined۲

۴۶

۴:۳۲

تی اگر لوگو ساده‌تر بشه یا نام برند از اون حذف بشه، عناصر دیگه همچنان می‌تونن نقش مهمی در شناسایی برند داشته باشن.چند نمونه از این عناصر رو می‌شه این‌طور بررسی کرد:تایپوگرافی: فونت دست‌نویس دیزنی (Disney) یا فونت سریف مجله ووگ (Vogue)، بخشی از شخصیت بصری اون‌هاست. انتخاب فونت مناسب می‌تونه به شناسایی سریع برند کمک کنه.رنگ: بنفش کَدبری (Cadbury)، آبی شاخص تیفانی (Tiffany & Co) و ترکیب قرمز و زرد مک‌دونالد (McDonald’)، صرفاً انتخاب‌های گرافیکی نیستن. تکرار این رنگ‌ها در نقاط تماس مختلف باعث شده با هویت این برندها پیوند بخورن.الگوها و بافت‌ها: طرح چهارخانه بربری (Burberry) نمونه‌ای از عنصریه که حتی بدون نمایش لوگو هم می‌تونه به شناسایی برند کمک کنه.اهمیت این عناصر وقتی بیشتر مشخص می‌شه که لوگو به‌تنهایی اطلاعات زیادی منتقل نمی‌کنه. اگر رنگ، تایپوگرافی، الگو، سبک عکاسی و لحن ارتباطی برند هم منسجم باشن، مخاطب می‌تونه اون رو از راه‌های مختلف تشخیص بده.به همین دلیل، من دی‌برندینگ رو صرفاً حذف عناصر بصری نمی‌دونم. مسئله اصلی اینه که برند بعد از این تغییر، چقدر از نشانه‌های متمایزکننده خودش رو حفظ می‌کنه و آیا هنوز در تمام نقاط تماس، تجربه‌ای قابل‌شناسایی ارائه می‌ده یا نه.سادگی چه زمانی به ضرر هویت برند تموم می‌شه؟مینیمالیسم می‌تونه هویت بصری رو منعطف‌تر، خواناتر و کاربردی‌تر کنه. مشکل زمانی پیش میاد که سادگی به هدف نهایی طراحی تبدیل بشه، نه ابزاری برای بیان بهتر شخصیت برند.فرض کنید دو برند در یک صنعت فعالیت می‌کنن و هر دو به یک زبان بصری مشابه می‌رسن. لوگوهای ساده، رنگ‌های محدود و تایپوگرافی‌های نزدیک به هم ممکنه از نظر اجرا تمیز و حرفه‌ای به نظر برسن، اما وقتی کنار هم قرار می‌گیرن، تفاوتشون سخت‌تر دیده می‌شه. در این شرایط، کیفیت اجرای طراحی به‌تنهایی نمی‌تونه مشکل تمایز رو حل کنه.این موضوع برای برندهای تازه‌کار حساس‌تره. برندی که سال‌ها در ذهن مخاطب حضور داشته، می‌تونه با حذف نام یا ساده‌سازی لوگو همچنان شناخته بشه، چون شناخت مخاطب از اون فقط به یک نشانه وابسته نیست. اما یک برند جدید هنوز چنین سرمایه‌ای نداره. در مرحله‌ای که داره آگاهی از برند و وفاداری مخاطب رو می‌سازه، یک لوگوی بیش‌ازحد عمومی ممکنه نشانه بصری قدرتمندی برای ماندن در ذهن مخاطب ایجاد نکنه.اینجا باید بین سادگی و تمایز تعادل برقرار کرد. یک هویت بصری خوب باید شخصیت، اصول و جایگاه برند رو بازتاب بده. اگر طراحی جدید با استراتژی برند هماهنگ نباشه، حتی یک لوگوی زیبا هم ممکنه نتونه به مسئله اصلی کسب‌وکار جواب بده.برای همین، در باب ری‌برندینگ جگوار و هویت بصری جدیدش، به نظرم سؤال اصلی نباید فقط این باشه که لوگوی جدید رو دوست داریم یا نه. باید دید این تغییر چطور با استراتژی تازه برند هماهنگه و آیا مجموعه هویت برند، از زبان بصری گرفته تا تجربه‌ای که به مخاطب ارائه می‌ده، همچنان وعده مشخصی رو منتقل می‌کنه یا نه.برندها موجودیت‌های ثابتی نیستن. برداشت مخاطب از اون‌ها با گذشت زمان و از طریق تجربه‌های مختلف شکل می‌گیره و تغییر می‌کنه. در نتیجه، نمی‌شه موفقیت یک ری‌برندینگ رو صرفاً با مقایسه دو لوگو سنجید. باید دید این تغییر در چارچوب کل هویت برند چه معنایی داره.آینده برندینگ؛ مینیمالیسم یا بازگشت به طراحی‌های متمایز؟با تغییر فناوری، شیوه حضور برندها هم تغییر می‌کنه. واقعیت افزوده (AR)، واقعیت مجازی (VR) و محیط‌های دیجیتال تعاملی می‌تونن زمینه‌ای برای استفاده از هویت‌های بصری پویا فراهم کنن؛ هویت‌هایی که به‌جای نمایش یک نماد ثابت، با محیط دیجیتال و موقعیت نمایش سازگار می‌شن.از این نظر، ممکنه آینده برندینگ دوباره فضای بیشتری برای طراحی‌های جسورانه و بیانگر ایجاد کنه. بااین‌حال، مسئله اصلی پیش‌بینی این نیست که ترند بعدی مینیمالیسم خواهد بود یا طراحی‌های پرجزئیات. چیزی که برای من اهمیت بیشتری داره، رابطه بین انتخاب‌های بصری و استراتژی برنده.برندی که به شخصیت مشخصی نیاز داره، نباید صرفاً به‌خاطر محبوب شدن مینیمالیسم، تمام نشانه‌های متمایزکننده خودش رو کنار بذاره. از طرف دیگه، اگر پیچیدگی‌های هویت فعلی مانع خوانایی یا حضور مؤثر برند در رسانه‌های مختلف شده، حفظ همه جزئیات هم لزوماً تصمیم درستی نیست.در نهایت، طراحی باید به برند کمک کنه تا خودش رو واضح‌تر بیان کنه، نه اینکه اون رو به نسخه‌ای شبیه به رقبا تبدیل کنه.
هویت بصری برند باید ساده باشه یا متمایز؟من فکر می‌کنم تقابل بین مینیمالیسم و شخصیت برند، از اساس سؤال دقیقی نیست. یک برند می‌تونه هم ساده باشه و هم متمایز؛ به شرطی که تصمیم‌های طراحی از استراتژی برند شروع بشن، نه از ترندهای بصری.
ما در خدمات برندینگ به همین ارتباط بین استراتژی، جایگاه‌یابی و هویت بصری توجه می‌کنیم. اگر احساس می‌کنید هویت فعلی برندتون تما
undefined۲

۳۵

۴:۳۲

یز کافی نداره یا برای بازطراحی اون به یک مسیر استراتژیک نیاز دارید، می‌تونید برای بررسی و دریافت خدمات برندینگ با ما تماس بگیرید
undefined۲

۳۴

۴:۳۲

thumbnail

۵۴

۴:۳۳

thumbnail

۵۴

۴:۳۳

thumbnail

۵۴

۴:۳۳

thumbnail
undefined۴

۵۲

۵:۱۸