«آبیِ نارنجی»
روز نوزدهم:خیلی چیزا هست دیلیم قهوه شیرموز انجیر آبیِ نارنجی کالرز تهکوک پیچکم شب پره بیرون رفتنای یهویی موتور سواری رویا پردازی بمرانی فرهاد رختکن بازنده ها میا کومان ایران زیست حرف زدن با کسایی که هم نظرمن شاید شطرنج ایتالیایی انگلیسی و هزاران چیز دیگه که نامردی بود از بینشون یکیو انتخاب کنم.
دلم میخواد اضافه کنم:فلافلهله هولهیوگاپیاده رویعکاسییهویی وویس گرفتنحرف زدن در مورد دراماهامون با دوستمنقاشیکتابپادکستفرهنگای مختلفتاریخحمومممممعطر(مخصوصا گل یخ)فکر کردن به پاییزتصور شهر بارونیمونتصور یه زندگیه قشنگ برای هممونشرایط بهترهخنده های زیادامیدمداد لبرژ قهوه ایلاک قرمزگیلیتر سفیدسایه چشم آبیمداد چشم مشکلیور رفتن با موهامتغییر دادن استایلمکلاس زبانفوتبالرئال مادریدحرف زدن راجب فوتبال با پسر عمومپتوووووکولر
آب یخیخ در بهشت توت فرنگیبستنیییاینکه یهویی ینفر پیام بدهآهنگ فرستادنویدیو فرستادنحرف زدن با عزیزامشب بیرون رفتن با صدای خیلی زیاد آهنگ و...
۴
۲۰:۰۱
بازارسال شده از تَولدی دیگَر :)
گفتمششیرین ترین آواز چیست ؟چشم غمگینش به رویم خیره ماندقطره قطره اشکش از مژگان چکیدلرزهافتادش به گیسوی بلندزیر لب غمناک خواندناله زنجیرها بر دست منگفتمشآنگه که از هم بگسلندخنده تلخی به لب آورد و گفتآرزویی دلکش است اما دریغبخت شورم ره برین امید بستو آن طلایی زورق خورشید راصخره های ساحل مغرب شکستمن بخود لرزیدماز دردی که تلخدر دل من با دل او می گریستگفتمشبنگر د راین دریای کورچشم هر اختر چراغ زورقی ستسر به سوی آسمان برداش_ هوشنگ ابتهاج
۱
۲۱:۰۰
بازارسال شده از تَولدی دیگَر :)
هرگز آرزو نکردهام یک ستاره در سراب آسمان شوم یا چو روح برگزیدگان همنشین خامش فرشتگان شوم هرگز از زمین جدا نبودهامبا ستاره آشنا نبودهامروی خاک ایستادهامبا تنم که مثل ساقهی گیاه باد و آفتاب و آب را میمکد که زندگی کند بارور ز میل بارور ز درد روی خاک ایستادهامتا ستاره ها ستایشم کنند تا نسیم ها نوازشم کنند از دریچه ام نگاه میکنم جز طنین یک ترانه نیستم جاودانه نیستم جز طنین یک ترانه جستجو نمیکنم در فغان لذتی که پاک تر از سکوت سادهِی غمیست آشیانه جستجو نمیکنم در تنی که شبنمیست روی زنبق تنم بر جدار کلبه ام که زندگیست با خط سیاه عشق یادگار کشیده اند مردمان رهگذر:قلب تیر خورده شمع واژگون نقطه های ساکت پریده رنگ بر حروف درهم جنون هر لبی که بر لبم رسید یک ستاره نطفه بست در شبم که مینشست روی رود یادگارها پس چرا ستاره آرزو کنم؟این ترانهی منست-- دلپذیر دلنشین پیش از این نبوده بیش از این ._ فروغ فرخزاد. ؛ روی خاک
۱
۲۱:۰۸
Sogand.mp3
۰۲:۲۹-۲.۱۲ مگابایت
۲
۲۱:۰۹
«آبیِ نارنجی»
موسیقی
هممون میریم پس دیگه کی، خونه رو بسازه؟!
۲
۲۱:۰۹
«آبیِ نارنجی»
موسیقی
مرا ببوس، من آخرین شهر بی دفاعم!.
۲
۲۱:۱۰
«آبیِ نارنجی»
موسیقی
من خودم رفتنیم، دیگه، بم نزن گلوله!
۲
۲۱:۱۰
«آبیِ نارنجی»
موسیقی
«برای آخرین بار، تورا خدا نگهدار،که میروم به سوی سرنوشت...»
۲
۲۱:۱۱
بازارسال شده از پارس توییت
۷ سالم بود بابام منو برد سر کلاس دانشگاهش..امتحان داشتن و استادشون از من خواست هرکی تقلب کرد بهش بگم، اولین نفر بابامو لو دادم که رو کفشاش تقلب نوشته بود :))))
هـیم
۱
۲۱:۱۲
«آبیِ نارنجی»
۷ سالم بود بابام منو برد سر کلاس دانشگاهش.. امتحان داشتن و استادشون از من خواست هرکی تقلب کرد بهش بگم، اولین نفر بابامو لو دادم که رو کفشاش تقلب نوشته بود :))))
هـیم
یه حسایی داره بهم میگه بعد از این اتفاق اسم این پسر از تو شناسنامه باباش خط خورد و از خونه با نوازش هایی ملایم راهی بیرون شد.
۲
۲۱:۱۳