*تیتر: خستهتر از آنکه قوی باشم...*
امروز تمام انرژیام را جمع کردم تا برایتان از «سپرهای توانمندی» بگویم. از اینکه چطور در برابر سختیها بایستیم. اما میدانید چه شد؟ خودِ زندگی، با همین جزئیاتِ فرسایشیاش، با اینترنتی که یاری نمیکند و شرایطی که انگار ساخته شده تا نشود، سد راهم شد.
امروز من هم مثل خیلی از شما، خسته شدم. خسته از جنگیدن برای بدیهیترین کارها. خسته از اینکه عمرمان خرجِ دور زدنِ موانعی میشود که نباید باشند.
گاهی واقعیتِ زندگی، سنگینتر از هر تئوری و آموزشی است. خواستم ویدیویی بفرستم اما نشد؛ به جایش این را نوشتم تا بگویم ایرادی ندارد اگر گاهی سپر را زمین بگذاریم و بگوییم: «من هم کم آوردم».
توانمندیِ واقعی شاید همین باشد؛ که در میانهی این همه "نشدن"، صادقانه کنار هم بایستیم و بگوییم: «میفهممت، من هم مثل تو خستهام.»@maryamahmadi_parenting
امروز تمام انرژیام را جمع کردم تا برایتان از «سپرهای توانمندی» بگویم. از اینکه چطور در برابر سختیها بایستیم. اما میدانید چه شد؟ خودِ زندگی، با همین جزئیاتِ فرسایشیاش، با اینترنتی که یاری نمیکند و شرایطی که انگار ساخته شده تا نشود، سد راهم شد.
امروز من هم مثل خیلی از شما، خسته شدم. خسته از جنگیدن برای بدیهیترین کارها. خسته از اینکه عمرمان خرجِ دور زدنِ موانعی میشود که نباید باشند.
گاهی واقعیتِ زندگی، سنگینتر از هر تئوری و آموزشی است. خواستم ویدیویی بفرستم اما نشد؛ به جایش این را نوشتم تا بگویم ایرادی ندارد اگر گاهی سپر را زمین بگذاریم و بگوییم: «من هم کم آوردم».
توانمندیِ واقعی شاید همین باشد؛ که در میانهی این همه "نشدن"، صادقانه کنار هم بایستیم و بگوییم: «میفهممت، من هم مثل تو خستهام.»@maryamahmadi_parenting
۱۵۲
۱۸:۵۶
*رفتار، تمامِ ماجرا نیست؛ فقط یک دریچه است.
دیروز ظرفی از دستم افتاد و محتویاتش پخش زمین شد. در ظاهر، این فقط یک «بیدقتی» بود، اما در واقعیت، این رفتار فقط یک دریچه* بود رو به طوفانی که چند روز بود در ذهنم جریان داشت؛ دریچهای به تمام افکار سرزنشگر و منفی که انرژیام را بلعیده بودند.
وقتی فرزندم نزدیک شد تا با بوسهای آرامم کند و من عقب کشیدم و گفتم «تحمل هیچ لمسی را ندارم»، آن پس زدن، تمامِ ماجرا نبود. آن رفتار، دریچهای بود به سیستم عصبی من که از حجم فشار درونی، دیگر گنجایش هیچ ورودی جدیدی را نداشت.
ما معمولاً در سطحِ رفتار متوقف میشویم و قضاوت میکنیم. اما اگر به رفتار به چشم یک «دریچه» نگاه کنیم، به جای سرزنش خودمان، میپرسیم: «زیرِ این رفتار، چه ماجرای مهمتری در جریان است؟ چه نیازی بیپاسخ مانده؟»
خندههای واقعیِ دیشب، دوباره یک دریچه بود؛ نشانهای که ثابت کرد وقتی از رفتارهای واکنشی عبور کنیم، هنوز منبعی برای اتصال و آرامش زیر آن آوارِ افکار وجود دارد.
پشت هر واکنش تند یا هر سکوتِ سنگین، داستانی بسیار عمیقتر از خودِ آن رفتار وجود دارد. نباید در سطحِ رفتار بمانیم؛ باید از این دریچه عبور کنیم تا به دنیای درونی آدمها برسیم.
#رفتار #خودشناسی #دنیای_درونی #درک_متقابل #فرزندپروری #هوشیاری #روانشناسی_رابطه #اتصال@maryamahmadi_parenting
دیروز ظرفی از دستم افتاد و محتویاتش پخش زمین شد. در ظاهر، این فقط یک «بیدقتی» بود، اما در واقعیت، این رفتار فقط یک دریچه* بود رو به طوفانی که چند روز بود در ذهنم جریان داشت؛ دریچهای به تمام افکار سرزنشگر و منفی که انرژیام را بلعیده بودند.
وقتی فرزندم نزدیک شد تا با بوسهای آرامم کند و من عقب کشیدم و گفتم «تحمل هیچ لمسی را ندارم»، آن پس زدن، تمامِ ماجرا نبود. آن رفتار، دریچهای بود به سیستم عصبی من که از حجم فشار درونی، دیگر گنجایش هیچ ورودی جدیدی را نداشت.
ما معمولاً در سطحِ رفتار متوقف میشویم و قضاوت میکنیم. اما اگر به رفتار به چشم یک «دریچه» نگاه کنیم، به جای سرزنش خودمان، میپرسیم: «زیرِ این رفتار، چه ماجرای مهمتری در جریان است؟ چه نیازی بیپاسخ مانده؟»
خندههای واقعیِ دیشب، دوباره یک دریچه بود؛ نشانهای که ثابت کرد وقتی از رفتارهای واکنشی عبور کنیم، هنوز منبعی برای اتصال و آرامش زیر آن آوارِ افکار وجود دارد.
پشت هر واکنش تند یا هر سکوتِ سنگین، داستانی بسیار عمیقتر از خودِ آن رفتار وجود دارد. نباید در سطحِ رفتار بمانیم؛ باید از این دریچه عبور کنیم تا به دنیای درونی آدمها برسیم.
#رفتار #خودشناسی #دنیای_درونی #درک_متقابل #فرزندپروری #هوشیاری #روانشناسی_رابطه #اتصال@maryamahmadi_parenting
۱۲۸
۹:۴۶
مامان عزیز، پدر مهربان؛آهستگی در دنیایی که همهچیز روی سرعت نور تنظیم شده، یک مهارت شگفتانگیز است. پس یک نفس عمیق بکش و این متن را با تمرکز بخوان، چون دارم از یک پژوهشِ واقعی باهات حرف میزنم.
طبق مطالعهای که در ژورنال معتبر JAMA Pediatrics منتشر شده، روانشناسها متوجه شدند که خیلی وقتها بیقراری و لجبازی بچهها اصلاً ربطی به اختلال لجبازی یا کمتوجهی (ADHD) ندارد؛ بلکه موضوع خیلی سادهتر و در عین حال عمیقتر است: *مغز کودک از دنیا جا مانده است!
وقتی فرزند ما ساعتها در معرض ویدیوهای سریع و بازیهای دیجیتال قرار میگیرد، مغزش به «پاداش فوری» عادت میکند. در دنیای دیجیتال، همهچیز با یک انگشت عوض میشود؛ اما در دنیای واقعی، برای دیدنِ نتیجه باید صبر کرد. وقتی این مغزِ «بیشتحریکشده» وارد زندگی واقعی میشود، همهچیز (مثل مشق نوشتن یا بازی با لگو) برایش بیش از حد کُند و حوصلهسربر به نظر میرسد. در واقع، سیستم عصبی او خسته شده و دیگر نمیتواند با ریتمِ آرامِ زندگی هماهنگ شود.
حالا چطور این ریتم را برگردانیم؟
ما نیاز داریم آگاهانه مغز را به «آهستگی» دعوت کنیم. دو راهکار عالی برای «تنظیم مجدد عصبی» کودک وجود دارد:
۱. تمرین موسیقی و هماهنگی عصب و عضله:
یادگیری ساز، یکی از بهترین راهها برای تقویت تمرکز است. نوازندگی به هماهنگیِ دقیقِ ذهن، چشم و دست نیاز دارد و چون پاداشش فوری نیست، به مغز یاد میدهد که برای یک دستاوردِ قشنگ، باید صبورانه تلاش کند. اینجاست که هماهنگیِ عصب و عضله، اضطراب را از سیستم عصبی خارج میکند.
۲. بازیِ جادوییِ تفکیکِ حبوبات:*یک ظرف مخلوط از نخود، لوبیا و عدس به کودک بدهید و از او بخواهید آنها را جدا کند. شاید ساده به نظر برسد، اما این لمسِ دانهها و تمرکز برای جدا کردنشان، یک فعالیت «کمتحریکِ حسی» است که مغز را از آن حالتِ پرشِ دائم نجات میدهد و به او اجازه میدهد لذتِ آرامش و تمرکز در لحظه را دوباره کشف کند.
یادت باشد، کودکِ ما لجباز نیست؛ او فقط نیاز دارد دوباره با ریتمِ آرامِ زندگی آشتی کند.@maryamahmadi_parenting#پژوهش_کودک #اسکرین_تایم #تمرکز_کودک #ریتم_عصبی #روانشناسی_کودک #والدگری_آگاهانه #تربیت_کودک #آرامش_درون #توجه_و_تمرکز #مریم_احمدی #دریچه_رفتار #بازی_درمانی #موسیقی_کودک #توسعه_فردی_کودک #والدین_هوشمند
طبق مطالعهای که در ژورنال معتبر JAMA Pediatrics منتشر شده، روانشناسها متوجه شدند که خیلی وقتها بیقراری و لجبازی بچهها اصلاً ربطی به اختلال لجبازی یا کمتوجهی (ADHD) ندارد؛ بلکه موضوع خیلی سادهتر و در عین حال عمیقتر است: *مغز کودک از دنیا جا مانده است!
وقتی فرزند ما ساعتها در معرض ویدیوهای سریع و بازیهای دیجیتال قرار میگیرد، مغزش به «پاداش فوری» عادت میکند. در دنیای دیجیتال، همهچیز با یک انگشت عوض میشود؛ اما در دنیای واقعی، برای دیدنِ نتیجه باید صبر کرد. وقتی این مغزِ «بیشتحریکشده» وارد زندگی واقعی میشود، همهچیز (مثل مشق نوشتن یا بازی با لگو) برایش بیش از حد کُند و حوصلهسربر به نظر میرسد. در واقع، سیستم عصبی او خسته شده و دیگر نمیتواند با ریتمِ آرامِ زندگی هماهنگ شود.
حالا چطور این ریتم را برگردانیم؟
ما نیاز داریم آگاهانه مغز را به «آهستگی» دعوت کنیم. دو راهکار عالی برای «تنظیم مجدد عصبی» کودک وجود دارد:
۱. تمرین موسیقی و هماهنگی عصب و عضله:
یادگیری ساز، یکی از بهترین راهها برای تقویت تمرکز است. نوازندگی به هماهنگیِ دقیقِ ذهن، چشم و دست نیاز دارد و چون پاداشش فوری نیست، به مغز یاد میدهد که برای یک دستاوردِ قشنگ، باید صبورانه تلاش کند. اینجاست که هماهنگیِ عصب و عضله، اضطراب را از سیستم عصبی خارج میکند.
۲. بازیِ جادوییِ تفکیکِ حبوبات:*یک ظرف مخلوط از نخود، لوبیا و عدس به کودک بدهید و از او بخواهید آنها را جدا کند. شاید ساده به نظر برسد، اما این لمسِ دانهها و تمرکز برای جدا کردنشان، یک فعالیت «کمتحریکِ حسی» است که مغز را از آن حالتِ پرشِ دائم نجات میدهد و به او اجازه میدهد لذتِ آرامش و تمرکز در لحظه را دوباره کشف کند.
یادت باشد، کودکِ ما لجباز نیست؛ او فقط نیاز دارد دوباره با ریتمِ آرامِ زندگی آشتی کند.@maryamahmadi_parenting#پژوهش_کودک #اسکرین_تایم #تمرکز_کودک #ریتم_عصبی #روانشناسی_کودک #والدگری_آگاهانه #تربیت_کودک #آرامش_درون #توجه_و_تمرکز #مریم_احمدی #دریچه_رفتار #بازی_درمانی #موسیقی_کودک #توسعه_فردی_کودک #والدین_هوشمند
۱۳۴
۹:۱۱
*سناریوی اتاق درمان:
«مادری با چشمهای نگران به روبهرو خیره شده بود و گفت: دیروز توی پارک، پسرم با یک دنیا امید رفت سمت گروهی از بچهها که داشتند بازی میکردند. از آنها پرسید: "میتوانم باهاتون بازی کنم؟" اما یکی از بچهها با صدای بلند گفت: "نه، تو ریزی و بلد نیستی درست بازی کنی، برو آنطرف!" پسرم همانجا خشکش زد. وقتی دید بقیه بچهها هم دارند پچپچ میکنند، با بغض دوید سمت من. تمام بدنم از عصبانیت داغ شده بود؛ هم میخواستم بروم و به آن بچهها تذکر بدهم، هم دلم برای پسرم کباب بود که چقدر خودش را باخته است. واقعاً درمانده شده بودم که در آن لحظه چطور باید برخورد میکردم تا اعتمادبهنفسش جلوی بقیه نابود نشود.»
---
اگر شما هم در چنین موقعیتهایی مستأصل میشوید و نمیدانید چطور باید از دنیای روانی فرزندتان محافظت کنید، دعوتتان میکنم به این پادکست گوش بدهید:
[برای شنیدن پادکست کلیک کنید*](link)

#تربیت_فرزند #اعتماد_به_نفس #روانشناسی_کودک #والدگری #پادکست #مهارت_اجتماعی@maryamahmadi_parenting
«مادری با چشمهای نگران به روبهرو خیره شده بود و گفت: دیروز توی پارک، پسرم با یک دنیا امید رفت سمت گروهی از بچهها که داشتند بازی میکردند. از آنها پرسید: "میتوانم باهاتون بازی کنم؟" اما یکی از بچهها با صدای بلند گفت: "نه، تو ریزی و بلد نیستی درست بازی کنی، برو آنطرف!" پسرم همانجا خشکش زد. وقتی دید بقیه بچهها هم دارند پچپچ میکنند، با بغض دوید سمت من. تمام بدنم از عصبانیت داغ شده بود؛ هم میخواستم بروم و به آن بچهها تذکر بدهم، هم دلم برای پسرم کباب بود که چقدر خودش را باخته است. واقعاً درمانده شده بودم که در آن لحظه چطور باید برخورد میکردم تا اعتمادبهنفسش جلوی بقیه نابود نشود.»
---
اگر شما هم در چنین موقعیتهایی مستأصل میشوید و نمیدانید چطور باید از دنیای روانی فرزندتان محافظت کنید، دعوتتان میکنم به این پادکست گوش بدهید:
۲۴۶
۱۳:۳۵
*هفته پیش توی یکی از کارگاههای والدگری، والدی با کمی تردید دستش رو بالا برد و گفت: 
«من واقعاً بابت آموزشهای فرزندم نگرانم. شاغلم و اصلاً وقت نمیکنم پکیجهای آموزشی سنگین رو باهاش کار کنم یا مدام کلاسهای مختلف ببرمش. حس میکنم دارم کوتاهی میکنم و فرصتهای رشد فرزندم داره از دست میره. آیا واقعاً این پکیجها و کلاسها تنها راهِ رشد فرزندم هست؟»
آیا این نگرانی، نگرانی شما هم هست؟
شما هم حس میکنید از بقیه عقب موندید و نتونستید اونطور که باید برای رشد فرزندتون سرمایهگذاری کنید؟ 
اگر این دغدغه شما هم هست، پادکست امروز رو بههیچوجه از دست ندید.
*@maryamahmadi_parenting
«من واقعاً بابت آموزشهای فرزندم نگرانم. شاغلم و اصلاً وقت نمیکنم پکیجهای آموزشی سنگین رو باهاش کار کنم یا مدام کلاسهای مختلف ببرمش. حس میکنم دارم کوتاهی میکنم و فرصتهای رشد فرزندم داره از دست میره. آیا واقعاً این پکیجها و کلاسها تنها راهِ رشد فرزندم هست؟»
آیا این نگرانی، نگرانی شما هم هست؟
اگر این دغدغه شما هم هست، پادکست امروز رو بههیچوجه از دست ندید.
۹۶
۱۷:۱۰
۱۰۶
۱۷:۱۴
تا حالا شده بعد از یک داد و بیداد یا یک حرف تند، وقتی سکوت میافته، با خودت بجنگی؟
وقتی به چهرهی فرزندت نگاه میکنی و یک ترس عمیق بهت دست میده:
«نکنه همین الان رابطهمون برای همیشه خراب شد؟»
«نکنه این حرفهای من، یه زخم همیشگی توی روحش به جا گذاشت؟» 🩹
بسیاری از ما فکر میکنیم والدگری یعنی «بینقص بودن». فکر میکنیم والدی خوب، کسی است که هیچوقت کنترلش را از دست نمیدهد.
اما حقیقتِ روانشناسی، یک راز شگفتانگیز و آرامبخش دارد...
رازی که به تو میگوید: «اشتباه کردن، پایان رابطه نیست؛ بلکه فرصتی برای یک اتفاق بزرگتر است.»
۸۵
۲۰:۱۲
New Recording 76.m4a
۰۶:۵۳-۳.۲۸ مگابایت
اگر مي خواي جوابتو بگيري اين پادگست گواراي وجودتون @maryamahmadi_parenting
۷۲
۲۰:۱۴