وقتی محبت تبدیل به اجبار می شود
گاهی تصور میکنیم اگر کسی را دوست داشته باشیم، باید همیشه برای او از خودمان بگذریم، مدام خدمت کنیم و دائماً محبتمان را ثابت کنیم. اما این نگاه، بهمرور ما را خسته میکند و توقعاتی ایجاد میکند که هم برای خودمان و هم برای دیگران سنگین است.
رابطه سالم بر پایه احترام متقابل شکل میگیرد، نه فداکاری بیپایان.
لازم نیست برای دوستداشتنی بودن، همیشه در حال جلب رضایت دیگران باشیم یا احساسات واقعیمان را نادیده بگیریم.
اگر احساس میکنید محبتهایتان یکطرفه شده یا از رابطهای خسته شدهاید، شاید زمان آن رسیده باشد که کمی مرزهای شخصیتان را پررنگتر کنید.
احترام گذاشتن به خود، به معنای بیمحبتی نیست؛ بلکه راهی برای ساختن رابطهای متعادلتر است.
در نهایت، همانطور که ما حق داریم همه را دوست نداشته باشیم، دیگران هم حق دارند چنین احساسی داشته باشند. پذیرش این واقعیت، از بسیاری از دلخوریها و توقعات بیجا جلوگیری میکند.
«کانال روانشناسی دکتر مریم نجات منش»
شناسه:https://ble.ir/maryamnejatmanesh95
رابطه سالم بر پایه احترام متقابل شکل میگیرد، نه فداکاری بیپایان.
لازم نیست برای دوستداشتنی بودن، همیشه در حال جلب رضایت دیگران باشیم یا احساسات واقعیمان را نادیده بگیریم.
اگر احساس میکنید محبتهایتان یکطرفه شده یا از رابطهای خسته شدهاید، شاید زمان آن رسیده باشد که کمی مرزهای شخصیتان را پررنگتر کنید.
احترام گذاشتن به خود، به معنای بیمحبتی نیست؛ بلکه راهی برای ساختن رابطهای متعادلتر است.
در نهایت، همانطور که ما حق داریم همه را دوست نداشته باشیم، دیگران هم حق دارند چنین احساسی داشته باشند. پذیرش این واقعیت، از بسیاری از دلخوریها و توقعات بیجا جلوگیری میکند.
«کانال روانشناسی دکتر مریم نجات منش»
۲۲۶
۷:۳۱
باید جوری توی زندگی راه بری که بدونی بازیگر اصلی خودتی،اما هم زمان یادت نره که هیچ کس نیستی و هیچ چیز نمی دونی.
بالاترین سطح آگاهی اینه که بتونی هر دو حقیقت رو هم زمان حفظ کنی🪐
بالاترین سطح آگاهی اینه که بتونی هر دو حقیقت رو هم زمان حفظ کنی🪐
۲۴۹
۱۶:۴۴
وقتی نقش «قربانی» را میپذیریم...
بعضی وقتها درد اصلی، ظلمی نیست که به ما شده؛ بلکه ماندن در نقش «قربانی» است.
وقتی همیشه سکوت میکنیم، حق خودمان را نادیده میگیریم و باور میکنیم که «کاری از دستم برنمیآید»، ناخودآگاه به طرف مقابل اجازه میدهیم جایگاه قدرت را حفظ کند.
نکته مهم اینجاست: آدمها ذاتاً نه ظالماند و نه مظلوم؛ رفتارها و انتخابهای ما این نقشها را شکل میدهند.
اگر احساس میکنی در رابطهای نادیده گرفته شدهای:
سکوت را به عادت تبدیل نکن.
مرزها و خواستههایت را با احترام بیان کن.
رابطه سالم، بر پایهی احترام و همراهی است؛ نه سلطه و تسلیم.
یادت باشد: قربانی بودن یک اتفاق است، اما ماندن در نقش قربانی، میتواند به یک الگوی رفتاری تبدیل شود.
بازپس گرفتن حق، عزتنفس و صدایت، اولین قدم برای شکستن این الگوست.
نکته: این به معنای مقصر بودن قربانی نیست. مسئولیت ظلم همیشه بر عهدهی فرد ظالم است. اما برای تغییر آینده، لازم است نقش منفعل را کنار بگذاریم و از حقوق و مرزهای خود دفاع کنیم.
«کانال روانشناسی دکتر مریم نجات منش»
شناسه:https://ble.ir/maryamnejatmanesh95
بعضی وقتها درد اصلی، ظلمی نیست که به ما شده؛ بلکه ماندن در نقش «قربانی» است.
وقتی همیشه سکوت میکنیم، حق خودمان را نادیده میگیریم و باور میکنیم که «کاری از دستم برنمیآید»، ناخودآگاه به طرف مقابل اجازه میدهیم جایگاه قدرت را حفظ کند.
اگر احساس میکنی در رابطهای نادیده گرفته شدهای:
رابطه سالم، بر پایهی احترام و همراهی است؛ نه سلطه و تسلیم.
بازپس گرفتن حق، عزتنفس و صدایت، اولین قدم برای شکستن این الگوست.
«کانال روانشناسی دکتر مریم نجات منش»
۲۲۴
۷:۳۶
Alireza Pourostad - Sokoot.mp3
۰۴:۲۰-۱۰.۲۷ مگابایت
۲۶۴
۷:۴۵
«کانال روانشناسی دکتر مریم نجات منش
روانشناس فردی و درمانگر Distdpش.نظام روانشناسی:۵۳۰۶۳مدرس دانشگاهبرای تعیین وقت مشاوره به شماره۰۹۰۰۳۳۰۸۱۳۱ پیام دهید.
۲۶۴
۷:۴۶
گاهی ما آدمها را انتخاب نمیکنیم؛گاهی چیزی آشنا در آنها ما را به سمتشان میکشد.
تا حالا شده وارد رابطهای بشی و بعد از مدتی با خودت بگی:
«چرا دوباره دارم همین احساس رو تجربه میکنم؟»
شاید طرف مقابل با آدم قبلی زندگیات خیلی فرق داشته باشد، اما یک چیز عجیب تکرار شود؛
مثلاً دوباره احساس کنی دیده نمیشوی،
باید برای بهدست آوردن محبت تلاش کنی،
یا مدام نگران از دست دادن رابطه باشی.
این تکرارها همیشه به این معنی نیستند که «ما آدمهای اشتباهی را انتخاب میکنیم».
گاهی ذهن و دنیای درونی ما، چیزی را که آشناست راحتتر از چیزی که کاملاً جدید است میشناسد؛ حتی اگر آن آشنایی خوشایند نباشد.
برای همین، یکی از سؤالهای مهمی که میتوانیم از خودمان بپرسیم این نیست که:
«چرا باز هم این آدم را انتخاب کردم؟»
بلکه:
«این رابطه چه احساسی را در من زنده میکند که قبلاً هم آن را میشناختم؟»
وقتی شروع میکنیم به دیدن این الگوها، دیگر فقط در نقش کسی نیستیم که اتفاقها برایش میافتند؛کمکم میتوانیم بفهمیم چه چیزی در انتخابها، واکنشها و رابطههایمان نقش دارد.
و شاید همین شناخت، اولین قدم برای تجربه کردن رابطهای متفاوت باشد.
تا حالا شده وارد رابطهای بشی و بعد از مدتی با خودت بگی:
«چرا دوباره دارم همین احساس رو تجربه میکنم؟»
شاید طرف مقابل با آدم قبلی زندگیات خیلی فرق داشته باشد، اما یک چیز عجیب تکرار شود؛
این تکرارها همیشه به این معنی نیستند که «ما آدمهای اشتباهی را انتخاب میکنیم».
گاهی ذهن و دنیای درونی ما، چیزی را که آشناست راحتتر از چیزی که کاملاً جدید است میشناسد؛ حتی اگر آن آشنایی خوشایند نباشد.
برای همین، یکی از سؤالهای مهمی که میتوانیم از خودمان بپرسیم این نیست که:
«چرا باز هم این آدم را انتخاب کردم؟»
بلکه:
«این رابطه چه احساسی را در من زنده میکند که قبلاً هم آن را میشناختم؟»
وقتی شروع میکنیم به دیدن این الگوها، دیگر فقط در نقش کسی نیستیم که اتفاقها برایش میافتند؛کمکم میتوانیم بفهمیم چه چیزی در انتخابها، واکنشها و رابطههایمان نقش دارد.
و شاید همین شناخت، اولین قدم برای تجربه کردن رابطهای متفاوت باشد.
۱۹۹
۸:۲۴
۲۴۸
۷:۲۱
یک مسیر تازه را شروع کردهام…
این بار هم دلم میخواهد شما همراه این مسیر تازه باشید.در پیج جدیدم، از دنیای روان، تجربههای انسانی و آنچه در مسیر حرفهایام آموختهام با شما خواهم گفت.اگر دوست دارید در این مسیر کنارم باشید،خوشحال میشوم پیج جدیدم را فالو کنید و همراه من بمانید. 🤍منتظرتان هستم…
Dr_maryam_nejatmanesh
۲۵۳
۷:۲۵