لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مرزنشینم
۷۵ عضو

مرزنشین

یادداشت و مقاله و موسیقی و نقد
تماس:@alirezakd987
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۷ خرداد
بازارسال شده از خانه هنرمندان ایران ـ ۱۴۰۵
thumbnail
undefined مراسم یادبود شهدای مدرسه شجره طیبه میناب؛ هر شب در خانه هنرمندان ایران

undefined مراسم «حضور‌‌ و غیاب»، به یاد کودکان شهید دانش‌آموز مدرسه شجره طیبه میناب، در فضای باز مقابل خانه هنرمندان ایران، برگزار می‌شود. این برنامه هنری تا دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ هر روز از ساعت ۱۹:۳۰ برگزار خواهد شد.
undefined مراسم یادبود شهدای مدرسه میناب با همکاری خانه سینما، خانه تئاتر و خانه موسیقی برگزار می‌شود.
undefinedاجرای قطعات موسیقی، پرفورمنس و نمایش خیابانی توسط هنرمندان شناخته شده از جمله برنامه‌های است که هر شب در محوطه باز خانه هنرمندان اجرا خواهد شد‌.
undefined این برنامه با همکاری خانه هنرمندان ایران و شهرداری منطقه ۶، با حمایت اتاق بازرگانی صنایع، معادن و کشاورزی ایران به اجرا در می‌آید.
#خانه_هنرمندان_ایران#خانه_تئاتر #خانه_موسیقی#خانه_سینما#میناب
@iranartistschannel

۷

۱۵:۲۸

۹ خرداد
thumbnail
youtube.com/watch?v=O3fIMo7r770
undefined۲

۹۷

۴:۵۰

۱۵ خرداد
thumbnail
سفرنامه مسلمان فرهنگی؛ نقد کتاب «نجات از مرگ مصنوعی؛ در ستایش تنش‌های درونی» نوشته حبیبه جعفریان
ادامه undefinedundefined

۷۰

۹:۴۳

سفرنامه مسلمان فرهنگی؛نقد کتاب «نجات از مرگ مصنوعی؛ در ستایش تنش‌های درونی» نوشته حبیبه جعفریان
اولین باری که شمایل این کتاب را در اینترنت دیدم، بیشتر از هر چیز جذب اسمش شدم و فکر کردم یک روز آن را می‌خوانم. مرگ غیرقابل‌انکارترین واقعیت زندگی یا به عبارتی طبیعی‌ترین چیزی است که در زندگی اتفاق می‌افتد. پس چگونه می‌تواند مصنوعی باشد؟ استفاده از واژه «نجات» کنار آن تایید می‌کند که «مرگ» می‌تواند «مصنوعی» باشد، اما باید از آن رهایی یافت.
فکر می‌کنم علت اینکه ترکیب عجیب «مرگ مصنوعی» این اندازه خوش‌آهنگ و باورپذیر از آب درآمده این باشد که ترکیب «مرگ طبیعی» حی و حاضر در زبان فارسی وجود دارد. تا وقتی کتاب نخریده بودم متوجه زیرعنوانش نشدم. ترکیب کامل عنوان و زیرعنوان کتاب به این صورت است: نجات از مرگ مصنوعی، در ستایش تنش‌های درونی. جعفریان همچنان که در نیمه نخست کتاب می‌گوید این عنوان را «راهنمایی نجات از مرگ مصنوعی» نوشته علی‌اکبر سقاباشی درباره درمان بیماری با غذادرمانی و استفاده از گیاهان دارویی و ... اقتباس کرده اما آن را در زمینه‌ای متفاوت استفاده می‌کند.
شروع کتاب مانند عنوانش، پرکشش و تامل‌برانگیز است و از نظر سبکی مرا یاد آثار متفاوت رمان‌نویس‌هایی که گاهی از فرم رمان فاصله می‌گیرند تا بی‌واسطه از احوال و افکار خودشان برای خواننده بگویند اما از نظر زیبایی‌شناسی کم از یک رمان ندارند: کارهایی مثل «از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم» موراکامی یا «مرد بی‌وطن» وونه‌گات. در این جنس کتاب‌ها نویسنده با ساختاری که تنها خودش ممکن است از آن سر در بیاورد، چیزهایی که دوست دارد را برای خواننده‌ بازگو می‌کند بدون اینکه آداب و ترتیب چندانی بجوید.
شروع کتاب هیچ کم از بهترین نمونه‌هایی که در این سبک خوانده‌ام ندارد: جستارهایی درباره خونِ متن، دوگانه نویسندگی و روزنامه‌نگاری، نون در خون زدن، برادر بزرگ‌تر، محرومیتی از کتابخانه‌ای که پای نویسنده را به رشته کتابداری باز می‌کند، عمیق‌ترین انگیزه‌های نوشتن قبل و بعد از صنعت چاپ و احیانا اینترنت و ... . در بخش‌های ابتدایی کتاب، معمولا ناگزیر چیزی از هر قسمت در ذهنت رسوب می‌کند تا احتمالا در زمانی دیگر آنچه خوانده‌ای دوباره برایت زنده شود و با هر بهانه باربط یا بی‌ربطی بتوانی دوباره آن‌ها را نشخوار کنی.
این شیوه، اگرچه شروع کتاب را پرکشش و خواندنی می‌کند اما نویسنده از تکرار آن پرهیز می‌کند تا درگیر تکرار خود نشود. او دست به سفر می‌زند و تا از شیوه‌های دیگری در ادامه استفاده کند. فرم روایی کتاب در میانه به کلی تغییر می‌کند. انگار ناگهان طوفانی در آن می‌وزد – مثل بسیاری از تغییرات ناگهانی زندگی - و خواننده سوار بر قالیچه سلیمان - بخوانید قالیچه جعفریان - به لحظات گوناگون او در نقاط دور و نزدیک ایران و کشورهای همسایه آن سفر می‌کند. اگر شروع کتاب بیشتر جزئی‌نگر و استدلال‌‌محور است میانه آن بیشتر کل‌نگر و تصویرمحور است. در میانه کتاب حس‌ها بیشتر از آنکه واکاوی شوند حضور دارند و ذره‌ذره تصویر می‌شوند.
در «نجات از مرگ مصنوعی» تصویری از یک مسلمان فرهنگی به خواننده عرضه می‌شود که در مرزهای جغرافیایی و کلیشه‌هایی که برایش ساخته‌اند منزوی نشده؛ با آنچه در خود می‌یابد در ستیز نیست اما به آن بسنده نمی‌کند. با پیرامون خود می‌آمیزد و از لبنان و مکه و استانبول و اسپانیا و ایتالیا و نویسنده‌هایی که دوست دارد می‌گوید. فکر می‌کنم همین تصویر کلی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کتاب است که باعث می‌شود در صفحات میانی همچنان آن را ادامه دهی و دست از خواندنش بر نداری. سفرنامه مکه و بخش مربوط به فرزندآوری تا حدودی یادآور آثار جلال آل‌احمد است، اگرچه نثر کتاب و گاهی هم نوع نگاه نویسنده به پیرامون خود آدم را ‌کم‌و‌بیش یاد نسخه‌ای فروتن از جلال می‌اندازد.
در بخش‌های پایانی کتاب، سفر به پایان می‌رسد و نویسنده به محل سکونتش باز می‎گردد؛ همانجایی که برای اولین بار دست به قلم برده و با نوشتن مستقل شده. آخرین پرده‌ای که از سفرهای کتاب در خاطرم مانده گفتگو با یک آمریکایی خسته و سن‌و‌سال‌دار در استانبول است. فکر می‌کنم بعد از آن بقیه بخش‌ها دوباره در تهران می‌گذرند.
روایت طنزآمیز کتاب از فوتبال و زیستن در جنون کلانشهری مثل تهران و اوج آن، داستان پرهیجان رفتن به استادیوم آزادی برای تماشای فوتبال که با کش‌و‌قوس ِفراوان، تازه نیم‌ساعت است که برای زنان باز شده، جزو بخش‌های درخشان کتاب است.
ادامه undefinedundefined

۷۳

۹:۴۳

ادامه undefinedundefined
«نجات از مرگ مصنوعی» روایتی درونی از عمیق‌ترین مفاهیم زندگی در خلال پرداختن به جزئیات زندگی روزمره است. فکر می‌کنم اوایل و اواخر کتاب در مجموع قوت بیشتری از بخش‌های میانی آن دارد. اما گمان نمی‌کنم علت آن را به راحتی بتوان درون کتاب جستجو کرد. سفر - با این عرض و طول – برای ما پدیده‌ای جدید و متفاوت با گذشته است. احتمالا ما صد سال پیش این اندازه سفر نمی‌کردیم و با این فراوانی از شهر یا روستایی به شهر دیگر یا از کشوری به کشور دیگر مهاجرت نمی‌کردیم. شاید این پدیده در مقایسه با مفاهیم دیگر کتاب، در ادبیات امروز ما هنوز نوپا و شاید مهم‌تر از آن نارس محسوب می‌شود.
با این حال شاید کشش اصلی کتاب همچنان در همین بخش میانی باشد. نویسنده در این بخش دست روی تناقض مهمی می‌گذارد و برای جامعه‌ای که با نوع از انزوا دست‌و‌پنجه نرم می‌کند اما در عین حال احتمالا هیچ‌گاه به این اندازه با مفاهیمی مثل سفر و مهاجرت عجین نبوده، تصویری ترسیم می‌کند تا این تناقض زاینده نیز مانند بسیاری از دوگانه‌های دیگر کتاب به بار بنشیند؛ تناقض‌هایی که در عمیق‌ترین تنش‌های درون ما ریشه دارد و باید آن‌ها را ببینیم و با هنرمندی و ظرافت به ایشان زندگی ببخشیم. ماندگارترین تحولات، ریشه‌های خود را در نادیدنی‌ترین افکار، احساسات و لحظات درون ما پیدا می‌کنند؛ چیزهایی که افراد تنها خودشان می‌توانند آن‌ها را پیدا کنند و به دنیا بیاورند.
تهران ۱۵ خرداد ۱۴۰۵

۹۶

۹:۴۳

۲۳ خرداد
زنگ آخرموزیک‌ویدئوی دو‌بعدی از سیاوش کامکار و شلکس.
این اثر به یادِ کودکان میناب ساخته شده است.
هیچ کودکی، فارغ از نژاد یا قومیت، نباید به هیچ دلیلی در هیچ جنگی کشته شود.به یادِ کودکان میناب؛ کودکانی که می‌توانستند هنرمندان مستقلِ آیندهٔ دنیای موسیقی باشند.
— سیاوش کامکار
youtu.be/NN6lnvMvC28?si=t-yCi8sNoiTBooC3

۷۰

۱۹:۰۵

۲۷ خرداد
بازارسال شده از مجله تحلیلی دقیقه
thumbnail
undefined وقتی بلیت رایگان، شهر را به مسئله تبدیل می‌کند
نشست هم‌فکری درباره حمل‌و‌نقل عمومی رایگان هفته گذشته برگزار شد. روایت متفاوت مهدی نانکلی پژوهشگر پایداری شهری از این جلسه را در وبسایت مجله دقیقه مطالعه کنید:
d-mag.ir/p24426
برای برگزاری نشست‌های بعدی از ما حمایت کنید:
d-mag.ir/donate
@dmag_ir

۳

۶:۲۶

۲۹ خرداد
بند دیو در سیاست روزمره

پس از جنگ و طوفان‌‌های سیاسی و اقتصادیِ متعدد در سال‌های اخیر، به نظر می‌رسد این‌ روزها شاید بیشتر به آینده فکر شود: ذهنیت آتی مردم، جامعه، نیروهای سیاسی، حکومت و نیروهای بین‌المللی چگونه خواهد بود؟ آیا دوباره طوفان خواهد شد؟ آیا دوباره جنگ خواهد شد؟ آیا وضعیت نه‌جنگ‌نه‌صلح پایان خواهد پذیرفت؟ حکومت چه باید بکند؟ مردم چه باید بکنند؟ فشارهای اقتصادی را چگونه تاب خواهند آورد؟ چه امکانات و محدودیت‌هایی وجود دارد؟ ...
افراد گاهی سعی می‌کنند به این سوالات فکر کنند و گاهی هم از فرط خستگی از کنار آن‌ها می‌گذرند تا از قوای ذهنی و روانی خود محافظت کنند. اما زیر پوست شهر چیزهایی در جریان است. برهم‌کنش نیروها برای شکل دادن به آینده آغاز شده و گاهی در گفت‌‌وشنودهای روزمره نیز آثار آن نمایان می‌شود ...
undefined متن کامل
۱۹ خرداد ۱۴۰۵
undefined۱

۴۰

۸:۳۲

thumbnail
آنچه به عنوان «نقطه‌زنی»، به ویژه از جنگ ۱۲‌‌روزه، به گفتگوهای روزمره راه پیدا کرد و مورد استناد قرار گرفت، یک معنای ضمنی مهم‌تر در خود دارد: «من هر وقت میلم بکشد، هر که را بخواهم می‌کشم»؛ فرقی نمی‌کند کودک باشد یا بزرگسال، زن باشد یا مرد، بی‌سواد باشد یا دانشمند، مردم عادی باشد یا وزیر و وکیل و رهبر و رئیس‌جمهور و سرلشکر.
تصورش را بکنید کشوری که بیرون از مرزهای خود – آنجا که سیطره‌ای برای سانسور و لاپوشانی و قلب واقعیت ندارد – به چنین جنایت و عصیانی دست می‌زند، در محدوده خودش – آنجا که کسی صدایش به جایی نمی‌رسد - به چه جنایت‌های هولناکی دست می‌زند: هر کسی را که میلش بکشد با خانواده و محله و مدرسه و اداره و شهرش می‌کشد.
آنچه در یک سال گذشته تجربه کردیم جنگ نبود، تمامش ترور و جنایت بود؛ توسعه عرضی و طولی همان ترورهای قبلی که اغلب با هدف کشتن دانشمندان هسته‌ای و ارعاب جامعه علمی در ایران و بسیاری موارد دیگر مثل آن در کشورهای منطقه در سال‌ها و دهه‌های اخیر صورت می‌گرفت. جنگ هم برای خودش آداب و قواعدی دارد که نباید به فراموشی سپرده شوند.
توافق و ثبات مهم‌ترین نیاز منطقه است اما مهم‌ترین میوه آن باید ائتلاف‌های قدرتمند و فراگیر کشورها برای مهار این گردن‌کشی و محاکمه بانیان آن باشد؛ جنایت‌هایی که همچنان در مهم‌ترین صحنه وقوع آن یعنی در غزه و کرانه باختری رود اردن و دیگر نقاط فلسطین و همچنین در لبنان و سوریه و ... در جریان است.
تصویر متعلق به محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران و اشرف باقری همسر و فرشته باقری فرزند اوست که بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ در حمله تروریستی اسرائیل در خانه‌شان در ستارخان تهران کشته شدند. فرزند دیگر او در مصاحبه‌ای گفته بود ما به این فکر کرده بودیم که اگر روزی اتفاقی برای پدرمان افتاد، مادرمان هست و ما این داغ را با حضور ایشان تحمل می‌کنیم. اما امروز هیچ کدام نیستند.
تا افسار جنایتکاران در منطقه کشیده نشود و دست‌شان از این اعمال شوم کوتاه نشود، این پیش‌بینی‌ناپذیری و بی‌قاعدگی در منطقه و در دنیا تمام نمی‌شود.
این رویه باید تغییر کند.
تهران ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
undefined۲

۴۷

۸:۳۳

thumbnail
گفتگوی ولی نصر با پادکست طبقه 16:youtu.be/CgJ3iI7x8Iw?si=fs6-epOvdjrQ7fHK
undefined۲

۴۲

۱۵:۵۷