لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل سایه‌روشن سیاست | معصومه علیانپورس
۳۹۸ عضو

سایه‌روشن سیاست | معصومه علیانپور

PhD Candidate in IRundefinedundefined تحلیلگر سیاست خارجی و ژئوپلیتیکراه ارتباطی :‎@masomehaliyanpor
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۳ خرداد
بنابراین، تحولات اخیر بیش از آنکه نشانه تضعیف ایران باشد، نشانه ورود منطقه به مرحله‌ای تازه از موازنه قدرت است. در این مرحله، هیچ بازیگری نمی‌تواند امنیت خود را بر پایه حذف کامل دیگری بنا کند. اسرائیل نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن قدرت ایران نظم منطقه را بازسازی کند؛ آمریکا نمی‌تواند بدون پرداخت هزینه، نقش ضامن امنیت مطلق را ایفا کند؛ و کشورهای عربی نیز نمی‌توانند امنیت خود را فقط از بیرون وارد کنند.جمع‌بندی این است که حمله به ایران، به جای شکستن بازدارندگی تهران، آن را بازتعریف کرد. ایران از یک بازیگر تحت فشار به بازیگری تبدیل شد که توانست آسیب‌پذیری ساختار امنیتی منطقه را آشکار کند. موازنه جدید خاورمیانه بر یک واقعیت استوار است: ثبات پایدار نه از مسیر حذف ایران، بلکه از مسیر پذیرش جایگاه آن در معادلات امنیتی منطقه می‌گذرد. هر طرحی که این واقعیت را نادیده بگیرد، نه‌تنها به نظم نمی‌انجامد، بلکه بحران را از شکلی به شکل دیگر بازتولید خواهد کرد.
لینک کانالundefinedundefined@masomehaliyanpoorhttps://ble.ir/masomehaliyanpoor
undefined۴
undefined۱

۱۹۲

۱۴:۰۴

۱۶ خرداد
thumbnail
یادداشت تحلیلی من با عنوان «خاورمیانه در مکث صلح» در روزنامه مردم‌سالاری منتشر شد.در این یادداشت تلاش کرده‌ام تحولات اخیر خاورمیانه را از منظر واقع‌گرایانه و با تمرکز بر منطق قدرت، بازدارندگی و موازنه تهدید تحلیل کنم. ایده اصلی متن این است که منطقه هنوز وارد مرحله صلح پایدار نشده؛ بلکه در وضعیتی بینابینی قرار دارد که در آن جنگ، دیپلماسی، انرژی، فشار اقتصادی و بازدارندگی در هم تنیده‌اند.چند نکته کلیدی یادداشت:خاورمیانه امروز بیش از آنکه با صلح روبه‌رو باشد، با نوعی مکث تاکتیکی در دل بحران مواجه است.آتش‌بس یا مذاکره، لزوماً به معنای پایان منازعه نیست؛ گاهی فقط ادامه رقابت با زبانی دیپلماتیک‌تر است.مسئله اصلی منطقه، کمبود گفت‌وگو نیست؛ بلکه نبود یک موازنه پذیرفته‌شده و سازوکار امنیتی فراگیر است.آمریکا بحران را مدیریت می‌کند، اسرائیل واقعیت میدانی می‌سازد و ایران تلاش دارد ظرفیت بازدارندگی و موقعیت ژئوپلیتیکی خود را به دستاورد سیاسی تبدیل کند.تا زمانی که امنیت یک بازیگر از مسیر ناامن‌سازی دیگران تعریف شود، هر آرامشی در خاورمیانه شکننده خواهد بود.متن کامل را در روزنامه مردم‌سالاری بخوانید.https://www.mardomsalari.ir/newsletter/312281
undefined۱

۱۴۵

۷:۴۰

۱۸ خرداد
وعده صادق ۵؛ حمله در آستانه مذاکره یا مذاکره از موضع بازدارندگی؟آغاز حمله ایران به اسرائیل در آستانه مذاکرات را نباید صرفاً یک واکنش احساسی یا تصمیمی متناقض با دیپلماسی دانست. در منطق سیاست قدرت، مذاکره همیشه در خلأ انجام نمی‌شود؛ مذاکره ادامه موازنه قدرت با ابزار دیپلماتیک است. مسئله اصلی این است که ایران نمی‌خواست در شرایطی وارد مذاکره شود که اسرائیل هم‌زمان با حمله به لایه‌های منطقه‌ای قدرت ایران، نقطه شروع گفت‌وگو را به نفع خود تغییر دهد.از این منظر، حمله ایران بیش از آنکه به معنای بستن مسیر مذاکره باشد، تلاشی برای بازتعریف شرایط مذاکره است. تهران می‌خواهد این پیام را منتقل کند که گفت‌وگو با آمریکا به معنای تعلیق بازدارندگی ایران در برابر اسرائیل نیست. اگر اسرائیل در آستانه مذاکرات بتواند به لبنان، حزب‌الله یا دیگر اجزای عمق راهبردی ایران ضربه بزند و پاسخی دریافت نکند، این تصور شکل می‌گیرد که ایران برای حفظ مسیر مذاکره ناچار به خویشتنداری یک‌طرفه است. چنین تصوری می‌تواند موازنه را به زیان تهران تغییر دهد.در اینجا مسئله فقط پاسخ به یک حمله نیست؛ مسئله جلوگیری از شکل‌گیری یک قاعده خطرناک است: اینکه اسرائیل بتواند در زمان مذاکره، میدان را علیه ایران فعال نگه دارد و آمریکا نیز در میز مذاکره از همان فشار میدانی بهره‌برداری کند. ایران با حمله مستقیم تلاش کرد این تفکیک را بشکند و نشان دهد که پرونده مذاکره، امنیت منطقه‌ای و رفتار اسرائیل از نگاه تهران جدا از یکدیگر نیستند.بنابراین «وعده صادق ۵» را باید نوعی پیام‌دهی پرهزینه دانست. ایران با این اقدام می‌خواهد نشان دهد که تهدیدهایش صرفاً بیانیه سیاسی نیست، بلکه در صورت عبور طرف مقابل از خطوط قرمز، قابلیت تبدیل شدن به اقدام نظامی دارد. در نظریه بازدارندگی، همین پیوند میان تهدید و عمل است که اعتبار ایجاد می‌کند. بازدارندگی فقط به داشتن موشک و توان نظامی وابسته نیست؛ به این بستگی دارد که طرف مقابل باور کند اراده استفاده از قدرت نیز وجود دارد.از نظر عقلانیت راهبردی، این تصمیم زمانی قابل دفاع است که هدف آن آغاز جنگ گسترده نباشد، بلکه بازسازی بازدارندگی، جلوگیری از عادی‌سازی حملات اسرائیل، حفظ اعتبار منطقه‌ای ایران و اصلاح موقعیت چانه‌زنی در آستانه مذاکرات باشد. اگر حمله محدود، کنترل‌شده و دارای سقف مشخص باشد، می‌توان آن را بخشی از دیپلماسی همراه با بازدارندگی دانست. اما اگر این روند به چرخه تشدید کنترل‌نشده، ورود مستقیم آمریکا یا بسته شدن کامل مسیر مذاکره منجر شود، عقلانیت اولیه آن تضعیف خواهد شد.از منظر نظری، این تصمیم بیش از همه با رئالیسم تدافعی و نظریه بازدارندگی قابل توضیح است. ایران در این چارچوب نه الزاماً به دنبال گسترش جنگ، بلکه در پی جلوگیری از فرسایش لایه‌های امنیتی و منطقه‌ای خود است. لبنان و حزب‌الله برای ایران صرفاً یک پرونده بیرونی نیستند؛ بخشی از عمق بازدارندگی در برابر اسرائیل محسوب می‌شوند. اگر این لایه‌ها بدون پاسخ هدف قرار گیرند، امنیت ایران در سطحی وسیع‌تر آسیب‌پذیر می‌شود.در عین حال، این اقدام از منظر چانه‌زنی قهری نیز قابل فهم است؛ یعنی استفاده محدود از زور برای تغییر محاسبه طرف مقابل، نه نابودی آن. ایران می‌خواهد به اسرائیل و آمریکا بفهماند که مذاکره زمانی معنا دارد که هزینه‌های امنیتی تهران نیز دیده شود. به بیان دیگر، ایران حمله نکرد چون دیپلماسی را کنار گذاشته بود؛ حمله کرد چون نمی‌خواست دیپلماسی به ابزار تثبیت برتری نظامی اسرائیل تبدیل شود.جمع‌بندی اینکه وعده صادق ۵ را باید تلاشی برای تبدیل مذاکره از «گفت‌وگو در موقعیت فشار» به «گفت‌وگو در موقعیت بازدارندگی» دانست. این تصمیم از نظر نظری قابل دفاع است، اما موفقیت آن کاملاً وابسته به کنترل تشدید، مدیریت پیام، جلوگیری از ورود مستقیم آمریکا و باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی خواهد بود.لینک کانالundefinedundefined@masomehaliyanpoorhttps://ble.ir/masomehaliyanpoorایدی اینستاگرامundefinedundefined@alian.m1360
undefined۱۰۸
undefined۱

۱۳۵

۸:۴۳

۲۸ خرداد
تفاهم ۲۸ خرداد؛ توافق پایدار یا وقفه‌ای در تقابل؟
مسئله اصلی پس از امضای الکترونیکی تفاهم میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا این نیست که دو طرف به یک متن مشترک رسیده‌اند؛ مسئله این است که آیا این تفاهم می‌تواند از مرحله امضا عبور کند و به ترتیباتی قابل اجرا و پایدار تبدیل شود، یا فقط فرصتی برای کاهش فشارها و خرید زمان است. پاسخ را باید در سه افق زمانی بررسی کرد:
کوتاه‌مدت؛ تثبیت تفاهم
در این مرحله، مهم‌ترین هدف جلوگیری از بازگشت به درگیری، حفظ کانال‌های مذاکره و اجرای تعهدات اولیه است. احتمال تداوم تفاهم در کوتاه‌مدت نسبتاً بالاست، زیرا شکست فوری آن برای هر دو طرف هزینه‌زاست؛ بااین‌حال، یک حادثه امنیتی، اختلاف در تفسیر تعهدات یا اقدام بازیگران منطقه‌ای می‌تواند روند را شکننده کند.
میان‌مدت؛ توافق محدود و مرحله‌ای
محتمل‌ترین سناریو، توافقی محدود در حوزه هسته‌ای و تحریم‌هاست؛ یعنی پذیرش محدودیت‌هایی مشخص بر سطح غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم در برابر کاهش تدریجی فشارهای اقتصادی. مهم‌ترین مانع نیز ترتیب اجرای تعهدات، میزان واقعی رفع تحریم‌ها و چگونگی راستی‌آزمایی اقدامات دو طرف خواهد بود.
بلندمدت؛ رقابت مدیریت‌شده
احتمال دستیابی به توافقی جامع و پایدار همچنان پایین است؛ زیرا اختلافات تهران و واشنگتن فقط هسته‌ای نیست و به موازنه قدرت منطقه‌ای، امنیت اسرائیل، حضور آمریکا و نقش منطقه‌ای ایران نیز مربوط می‌شود. بنابراین، سناریوی واقع‌بینانه‌تر در بلندمدت، نه عادی‌سازی کامل روابط، بلکه ادامه رقابت در چارچوبی کنترل‌شده است.
جمع‌بندی
اهمیت تفاهم ۲۸ خرداد در پایان‌دادن به منازعه نیست، بلکه در تغییر شیوه مدیریت آن است. اگر تعهدات اولیه به‌صورت متوازن اجرا شود، این تفاهم می‌تواند در کوتاه‌مدت تنش را مهار کند، در میان‌مدت به توافقی محدود برسد و در بلندمدت قواعدی برای کنترل رقابت ایجاد کند. اما اگر اختلاف بر سر غنی‌سازی، رفع واقعی تحریم‌ها یا مداخله بازیگران منطقه‌ای حل نشود، تفاهم کنونی ممکن است فقط وقفه‌ای کوتاه پیش از بازگشت بحران باشد.معصومه علیانپورلینک کانالundefinedundefined@masomehaliyanpoorhttps://ble.ir/masomehaliyanpoor
ایدی اینستاگرامundefinedundefined@alian.m1360
undefined۳۷
undefined۳۶

۶۷۸

۱۲:۳۷

بازارسال شده از راهبرد منازعه
undefined توافق با ایران نشانه پایان جنگ است، نه تحقق اهداف آن
undefinedاندیشکده مطالعات ایران
فرانسیس فوکویاما، استاد دانشگاه استنفورد و از شناخته‌شده‌ترین اندیشمندان علوم سیاسی آمریکا، در یادداشتی با عنوان «هنر بی‌توافقی» استدلال می‌کند که توافق در حال شکل‌گیری میان واشنگتن و تهران بیش از آنکه یک دستاورد دیپلماتیک باشد، نشان‌دهنده عقب‌نشینی آمریکا از اهدافی است که در آغاز جنگ مطرح کرده بود. از نگاه او، اگرچه ترامپ این توافق را به عنوان یک پیروزی معرفی می‌کند، اما نتیجه عملی آن بازگشت به شرایطی است که پیش از آغاز جنگ وجود داشت.
undefined فوکویاما یادآوری می‌کند که دولت ترامپ جنگ را با مجموعه‌ای از اهداف بلندپروازانه آغاز کرد: تغییر رفتار بنیادین جمهوری اسلامی، پایان برنامه هسته‌ای، توقف حمایت ایران از نیروهای نیابتی منطقه‌ای و حتی در مقاطعی طرح ایده تغییر رژیم. اما اکنون، پس از ماه‌ها درگیری، هیچ‌یک از این اهداف محقق نشده‌اند. جمهوری اسلامی همچنان بر سر کار است، سپاه پاسداران نقش مسلط خود را حفظ کرده، برنامه هسته‌ای ایران متوقف نشده و هیچ توافقی درباره پایان حمایت تهران از حزب‌الله، حوثی‌ها یا سایر گروه‌های متحدش حاصل نشده است.
undefined به اعتقاد او، مهم‌ترین ضعف توافق این است که تقریباً همه مسائل اصلی به مذاکرات آینده موکول شده‌اند. موضوعاتی مانند سرنوشت اورانیوم غنی‌شده، ادامه غنی‌سازی، نظارت‌های بین‌المللی و سایر اختلافات اساسی قرار است در طول آتش‌بس ۶۰ روزه مورد مذاکره قرار گیرند. فوکویاما معتقد است اگر ایران واقعاً آماده پذیرش این مطالبات بود، باید این تعهدات در متن توافق اولیه گنجانده می‌شد. از این رو، او احتمال دستیابی به توافقی جامع در آینده نزدیک را پایین ارزیابی می‌کند.
undefined او همچنین توافق فعلی را با برجام مقایسه می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که توافقی که ترامپ اکنون از آن دفاع می‌کند، در برخی زمینه‌ها حتی ضعیف‌تر از توافق سال ۲۰۱۵ است؛ توافقی که خود ترامپ سال‌ها آن را «فاجعه‌بار» توصیف می‌کرد. از نگاه فوکویاما، برجام محدودیت‌های مشخص و قابل راستی‌آزمایی بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال می‌کرد، در حالی که چارچوب فعلی فاقد چنین ضمانت‌هایی است.
undefined فوکویاما علت اصلی این تغییر موضع را فشارهای اقتصادی و سیاسی داخلی بر دولت آمریکا می‌داند. افزایش قیمت انرژی، نگرانی از تورم و تأثیر جنگ بر بازارهای جهانی باعث شده که کاخ سفید بیش از هر چیز به دنبال بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به بحران باشد. به باور او، از آنجا که ترامپ تمایلی به گسترش جنگ و استفاده از نیروی زمینی نداشت، در نهایت ناچار شد به توافقی رضایت دهد که بخش بزرگی از مطالبات اولیه واشنگتن را کنار می‌گذارد.
undefined او در پایان تأکید می‌کند که بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تنش‌ها بدون شک به سود اقتصاد جهانی خواهد بود، اما این موضوع نباید با موفقیت راهبردی آمریکا اشتباه گرفته شود. فوکویاما می‌نویسد شاید حامیان سرسخت ترامپ این توافق را یک پیروزی بزرگ بدانند، اما برای بسیاری از ناظران، نتیجه چیز دیگری است: آمریکا پس از ماه‌ها جنگ و صرف هزینه‌های سنگین، بدون دستیابی به اهداف اصلی خود به نقطه‌ای نزدیک به وضعیت پیش از جنگ بازگشته است.
undefined او در تندترین بخش مقاله، ترامپ را «رئیس‌جمهوری ناتوان و ناآگاه» (feckless and ignorant president) می‌نامد و استدلال می‌کند که توافق فعلی بیش از آنکه نماد قدرت آمریکا باشد، نشان‌دهنده محدودیت‌های سیاستی است که جنگ را آغاز کرد اما نتوانست اهداف اعلام‌شده خود را محقق سازد. از نگاه فوکویاما، در شرایط کنونی این ایران است که با حفظ رژیم، حفظ بخش عمده‌ای از برنامه هسته‌ای و نگه داشتن اهرم‌های منطقه‌ای خود، دستاورد سیاسی بیشتری از این توافق کسب کرده است.
@RahbordMonaze

۱

۲۱:۳۶

۱ تیر
بازارسال شده از راهبرد منازعه
undefined نگاه اندیشکده های جهانی به آینده مذاکرات
undefinedاندیشکده رسانه و جامعه
اندیشکده رسانه و جامعه به ترکیب دیدگاه‌های اندیشکده‌های معتبر جهانی برای ترسیم تصویری چندبعدی از چالش‌های امنیتی و سناریوهای محتمل آینده دیپلماسی پرداخته است.
undefinedدر ژوئن ۲۰۲۶، با فروپاشی آتش‌بس شکننده آوریل، زنجیره‌ای از درگیری‌های مستقیم نظامی در محورهای راهبردی منطقه به ثبت رسیده است. تبدیل تنش‌های غیرمستقیم به حملات گسترده موشکی و پهپادی به عمق خاک طرفین منازعه، منجر به توقف فرآیندهای دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن شده است. آمارهای کلیدی نشان‌دهنده اختلال جدی در زنجیره تأمین انرژی جهانی به دلیل تسلیحاتی‌سازی گذرگاه‌های اقتصادی در تنگه هرمز و دریای سرخ است؛ اقدامی که با هدف تحریک هراس از تورم جهانی و ایجاد فشار بر محاسبات راهبردی بازیگران بین‌المللی اجرایی شده است.
undefinedدر واکاوی لایه‌های امنیتی، فرسایش بازدارندگی سنتی و ظهور «معادله نوین امنیتی» احصا شده است. شکاف‌های ساختاری میان اولویت‌های واشنگتن و تل‌آویو به واسطه تصویب قطعنامه محدودیت اختیارات جنگی در کنگره آمریکا عمیق‌تر گشته و ریسک‌های عملیاتی ناشی از «استراتژی پیوندسازی پرونده‌ها» افزایش یافته است. در این چارچوب، گره خوردن پرونده‌های میدانی در لبنان به توافقات کلان هسته‌ای، به عنوان گلوگاه بحرانی در مسیر سیاست‌گذاری‌های بین‌المللی شناسایی شده است. همچنین، عدم قطعیت در ضمانت‌های اجرایی و افزایش استقلال عملیاتی بازیگران منطقه‌ای، منجر به کاهش کارآمدی الگوهای سنتی مهار بحران شده است.
undefinedجهت برون‌رفت از وضعیت موجود، تدوین «پیش‌نویس ۱۴ ماده‌ای» با هدف ایجاد یک توقف تاکتیکی و ایجاد تنفس اقتصادی پیشنهاد شده است. با توجه به انقضای قطعنامه ۲۲۳۱ و مکانیسم ماشه در اکتبر، ضرورت دستیابی به یک توافق موقت تا پیش از پایان تابستان ۲۰۲۶ برجسته شده است. دورنمای پیش‌رو حاکی از گذار به نظمی چندقطبی است که در آن مدیریت رویارویی‌های فرسایشی، نیازمند پذیرش خطوط قرمز نوین و دیپلماسی مبتنی بر تاب‌آوری است. برقراری آتش‌بس همزمان در تمام جبهه‌ها، تنها راهکار عملیاتی برای جلوگیری از فروپاشی کامل معماری امنیتی منطقه ارزیابی می‌شود.
undefined مطالعه خلاصه و دریافت متن کامل پژوهش
@RahbordMonaze

۱

۲۰:۵۷

۳ تیر
thumbnail
بازخوانی یک یادداشت از محرم سال گذشته«ما هر سال محرم را به یاد می‌آوریم؛ اما شاید لازم باشد این‌بار از خود بپرسیم: محرم، آیا ما را نیز به یاد می‌آورد؟ و آیا در بازخوانی عاشورا، چهره خود را در میان یاران حسین خواهیم دید، یا در سپاه سکوت؟»این جمله، پایان یادداشتی بود که محرم سال گذشته با عنوانی درباره نسبت عاشورا، مقاومت و سیاست معاصر در «دیپلماسی ایرانی» نوشتم.آن زمان، مقصودم این نبود که یک رخداد سیاسی یا نظامی را به‌صورت شعاری با واقعه عاشورا مقایسه کنم. مسئله برای من این بود که عاشورا، فراتر از یک واقعه تاریخی و آیینی، چه نسبتی با انتخاب‌های سیاسی و اخلاقی انسان در زمانه حاضر دارد.در آن یادداشت تلاش کردم بگویم عاشورا فقط روایت شهادت نیست؛ روایت ایستادن در لحظه‌ای است که میان حقیقت و مصلحت، کرامت و تسلیم، و مسئولیت و سکوت باید یکی را انتخاب کرد. از همین منظر، مقاومت نیز صرفاً واکنشی نظامی یا امنیتی نیست؛ بلکه تصمیمی آگاهانه برای نپذیرفتن تحقیر، حذف هویت و عادی‌سازی ظلم است.اکنون این متن را دوباره منتشر می‌کنم، چون پرسش اصلی آن هنوز باقی است. شاید میدان‌ها، بازیگران و موازنه‌های قدرت تغییر کرده باشند، اما پرسش عاشورا همچنان پابرجاست: در برابر ظلم، تجاوز، تحریف حقیقت و رنج انسان‌های بی‌دفاع، ما در کدام سو ایستاده‌ایم؟بازنشر این یادداشت، تکرار یک متن مناسبتی نیست؛ یادآوری این معناست که محرم فقط برای به‌یادآوردن گذشته نیست. محرم هر سال می‌آید تا نسبت امروز ما را با حقیقت، مسئولیت، سکوت و ایستادگی دوباره روشن کند.متن کامل یادداشت در لینک زیر : undefinedundefinedدر امتداد خون https://share.google/6Rprs9valF4lP8yg4
لینک کانال :undefinedundefined
https://ble.ir/masomehaliyanpoor@masomehaliyanpoor

۱۵۴

۲۱:۵۸

۸ تیر
بازارسال شده از راهبرد منازعه
undefined درس‌هایی از جنگ؛ فراخوانی برای بازاندیشی راهبردی در غرب آسیا
undefined محمدجواد ظریف، بنیانگذار اندیشکده پایاب
تحولات ناشی از جنگ اخیر ایران با آمریکا و رژیم اسرائیل، بار دیگر الگوی امنیتی غرب آسیا را در معرض آزمون قرار داد. در حالی که شورای همکاری خلیج فارس بر ضرورت بازسازی اعتماد میان ایران و کشورهای عربی تأکید کرده است، این هدف تنها زمانی دست‌یافتنی خواهد بود که همه بازیگران، نقش خود را در شکل‌گیری بحران‌های اخیر بپذیرند. تجربه جنگ نشان داد که امنیت منطقه نه با تداوم وابستگی به بازیگران فرامنطقه‌ای، بلکه از مسیر همکاری بومی و پذیرش واقعیت‌های ژئوپلیتیکی حاصل می‌شود.
undefinedایران و تغییر محاسبات امنیتی منطقهحمله به ایران بر این تصور استوار بود که فشار اقتصادی، عملیات اطلاعاتی، ترورها و حملات نظامی می‌تواند توان مقاومت جمهوری اسلامی را از میان ببرد. اما پاسخ ایران نشان داد که این محاسبه نادرست بوده است. ایران ضمن حفظ خویشتنداری، ظرفیت بالای نظامی و توان خود برای پاسخ موثر به تهدیدات را به نمایش گذاشت و نشان داد که معادلات امنیتی منطقه را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن قدرت و تاب‌آوری آن طراحی کرد.
undefinedنقش کشورهای شورای همکاری در بحراندر این میان، برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با فراهم کردن زیرساخت‌های نظامی و لجستیکی برای عملیات آمریکا و اسرائیل، در تشدید بحران نقش داشتند. استفاده از پایگاه‌ها، حریم هوایی و امکانات این کشورها برای اجرای حملات علیه ایران، از نگاه تهران مشارکت مستقیم در تجاوز تلقی می‌شود. در چنین شرایطی، واکنش محدود ایران به مراکز مرتبط با این حملات، اقدامی بازدارنده و متناسب با تهدیدات ارزیابی شده است.
undefinedلزوم بازنگری در الگوی امنیتی کشورهای عربیجنگ اخیر ضعف الگوی امنیتی متکی بر قدرت‌های خارجی را آشکار کرد. راهبردی که بر خرید گسترده تسلیحات، میزبانی پایگاه‌های نظامی آمریکا و اتکا به حمایت خارجی استوار بود، نه امنیت پایدار ایجاد کرد و نه مانع گسترش ناامنی شد. افزون بر این، همراهی برخی دولت‌های عربی با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل، هزینه‌های سیاسی و اعتباری قابل توجهی برای آنان در افکار عمومی جهان اسلام به همراه داشته است.
undefinedامنیت وارداتی؛ منشأ ناامنی منطقهبراساس این دیدگاه، حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه دیگر صرفاً یک همکاری دفاعی تلقی نمی‌شود، بلکه به دلیل استفاده از آنها در عملیات علیه ایران، به عاملی برای تشدید بی‌ثباتی تبدیل شده است. همچنین گسترش حضور اسرائیل در غرب آسیا، نه به تقویت امنیت، بلکه به افزایش رقابت‌های ژئوپلیتیکی، مداخله در تصمیم‌گیری دولت‌ها و تضعیف استقلال راهبردی کشورهای منطقه انجامیده است.
undefinedضرورت معماری امنیتی بومیدرمقابل، ایران طی سال‌های گذشته ابتکاراتی مانند «ابتکار صلح هرمز»، «انجمن گفت‌وگوی مسلمانان غرب آسیا» و «شبکه خاورمیانه برای پژوهش و پیشرفت هسته‌ای» را با هدف شکل‌دهی به سازوکارهای همکاری منطقه‌ای مطرح کرده است. از این منظر، امنیت پایدار تنها از طریق گفت‌وگو، اعتمادسازی متقابل و ایجاد شبکه‌ای از همکاری‌های منطقه‌ای قابل تحقق است؛ نه از مسیر ائتلاف‌های متکی بر قدرت‌های فرامنطقه‌ای.
غرب آسیا از ظرفیت‌های گسترده‌ای در حوزه انرژی، تجارت، فرهنگ و منابع انسانی برخوردار است که می‌تواند مبنای شکل‌گیری یک نظم منطقه‌ای مستقل باشد. چنین الگویی امکان همکاری در حوزه‌هایی مانند امنیت انرژی، مدیریت منابع آب، تغییرات اقلیمی، توسعه فناوری و تنوع‌بخشی اقتصادی را بدون وابستگی به بازیگران خارجی فراهم می‌کند.
undefinedجمع‌بندیجنگ اخیر نشان داد که امنیت نه قابل خرید است و نه می‌توان آن را بر پایه ناامنی همسایگان بنا کرد. ایران با حفظ انسجام داخلی و نمایش توان بازدارندگی خود، جایگاه تعیین‌کننده‌اش در معادلات امنیتی منطقه را تثبیت کرد. در مقابل، تجربه این جنگ ضرورت بازنگری کشورهای عربی در الگوی امنیتی مبتنی بر قدرت‌های خارجی را آشکار ساخت. آینده غرب آسیا در گرو پذیرش واقعیت‌های ژئوپلیتیکی، احترام متقابل و حرکت به سوی معماری امنیتی بومی و فراگیر است؛ معماری‌ای که امنیت همه کشورهای منطقه را به‌صورت جمعی و پایدار تأمین کند.
undefined متن کامل یادداشت
@RahbordMonaze

۱

۱۸:۵۲

۱۳ تیر
شهادت و آزمون حکمرانی
undefined<img style=" />undefinedمعصومه علیانپور
در پی شهادت رهبر عظیم‌الشأن انقلاب، این ضایعه سنگین را به ملت ایران، خانواده‌های شهدا و همه کسانی که دغدغه ثبات، امنیت و آینده کشور را دارند تسلیت می‌گویم. بااین‌حال، اهمیت این رخداد تنها در سطح سوگ، احساسات عمومی یا فقدان یک شخصیت سیاسی قابل فهم نیست. شهادت رهبری که دهه‌ها در مرکز معادلات هویتی، امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی قرار داشت، بیش از هر چیز یک لحظه راهبردی است؛ لحظه‌ای برای سنجش انسجام نظام، بلوغ جامعه و کیفیت حکمرانی پس از بحران.
رهبری در جمهوری اسلامی صرفاً یک منصب اداری یا تشریفاتی نبود، بلکه نقطه اتصال میان آرمان انقلاب، جهت‌گیری کلان کشور، امنیت ملی و معنای جمعی سیاست در ایران به شمار می‌آمد. از همین رو، حذف چنین چهره‌ای را نمی‌توان فقط در قالب یک حادثه امنیتی تحلیل کرد. در سطح بیرونی، این رخداد نشان می‌دهد که مسئله دشمن صرفاً با یک فرد نیست، بلکه با الگویی از استقلال سیاسی، مقاومت منطقه‌ای و امتناع از پذیرش نظم تحمیلی گره خورده است. در سطح درونی نیز این شهادت، ظرفیت نظام را در مدیریت شوک، حفظ پیوستگی تصمیم‌گیری و جلوگیری از تبدیل سوگ عمومی به آشفتگی سیاسی محک می‌زند.
محاسبه دشمن در چنین لحظه‌هایی معمولاً بر این فرض استوار است که حذف چهره محوری می‌تواند به اختلال روانی، فعال شدن شکاف‌های داخلی، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف قدرت بازدارندگی منجر شود. اما پاسخ مؤثر به چنین رخدادی نه صرفاً امنیتی است و نه صرفاً احساسی. مهم‌ترین پاسخ، حفظ آرامش اجتماعی، انسجام نهادی، عقلانیت در تصمیم‌گیری و تبدیل این فقدان به فرصتی برای بازسازی اعتماد عمومی است. در چنین شرایطی، تصمیم‌های شتاب‌زده همان‌قدر پرهزینه‌اند که انفعال و بی‌پاسخی.
نکته مهم‌تر آن است که شهادت رهبر فقط پیام مقاومت در برابر دشمن بیرونی ندارد؛ یک هشدار جدی به درون نیز هست. وفاداری به میراث رهبری با تکرار واژه‌ها، آیین‌های رسمی و شعارهای مقطعی کامل نمی‌شود. اگر قرار است این شهادت به سرمایه‌ای برای آینده تبدیل شود، باید در کیفیت حکمرانی دیده شود: در عدالت اجتماعی، پاسخگویی مسئولان، مبارزه واقعی با فساد، کاهش فاصله میان مردم و ساختار قدرت، پرهیز از تندروی‌های بی‌ریشه و توجه جدی‌تر به معیشت و کرامت مردم.
از این منظر، شهادت رهبر عظیم‌الشأن می‌تواند به نقطه‌ای تعیین‌کننده در تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل شود؛ نه فقط از جهت امنیتی، بلکه از جهت اخلاق حکمرانی و بازتعریف رابطه مردم و نظام. حفظ نظام در چنین مرحله‌ای صرفاً به معنای حفظ ساختار سیاسی نیست؛ بلکه به معنای حفظ اعتماد، عدالت، امنیت، وحدت و عقلانیت است. اگر این رخداد درست فهمیده شود، پایان یک دوره نخواهد بود؛ آغاز مرحله‌ای دشوارتر از مسئولیت‌پذیری است.
معنای حقیقی این شهادت آن است که سوگ به تصمیم درست، مقاومت به عقلانیت، و وفاداری به اصلاح درونی تبدیل شود. این همان نقطه‌ای است که یک حادثه تلخ را از سطح اندوه عمومی فراتر می‌برد و آن را به آزمونی جدی برای آینده کشور بدل می‌سازد.
لینک کانالundefinedundefined
@masomehaliyanpoorhttps://ble.ir/masomehaliyanpoor
ایدی اینستاگرامundefinedundefined@alian.m1360
undefined۶۶
undefined۵۱
undefined۳۴
undefined۱

۶۵۲

۶:۲۸

۱۸ تیر
thumbnail
در متنِ تاریخ، تاریخ را از نزدیک دیدم
تاریخ را همیشه در کتاب‌ها نمی‌نویسند؛ گاهی باید در میانش قدم زد، غبار راه را بر شانه نشاند و از نزدیک، تپش یک ملت را لمس کرد.
این چند روز، از مصلی تهران تا قم، از عتبات عالیات تا امروز که در مشهد ایستاده‌ام، بیش از آنکه مسافرِ جغرافیا باشم، همراهِ واقعه‌ای بوده‌ام که در حافظه این سرزمین ماندگار خواهد شد. هر منزل، صفحه‌ای از تاریخ بود و هر گام، شاهدی بر پیوندی که میان یک ملت و رهبرش، فراتر از محاسبات و روایت‌های مرسوم شکل گرفته بود.
در این مسیر، کمتر شعار دیدم و بیشتر شعور؛ کمتر هیاهو شنیدم و بیشتر سکوتی که از هزاران فریاد رساتر بود. پیر و جوان، زن و مرد، ایرانی و غیرایرانی، هر کدام بی‌آنکه یکدیگر را بشناسند، گویی سال‌ها در یک عهد مشترک زیسته بودند. خیابان‌ها دیگر خیابان نبودند؛ حافظه‌ای زنده بودند که تاریخ، خود را در آن روایت می‌کرد.
بعضی صحنه‌ها را هیچ دوربینی ثبت نمی‌کند. باید در میان آن جمعیت ایستاد تا فهمید چگونه میلیون‌ها انسان، تنها با حضورشان، معنای وفاداری را بازآفرینی می‌کنند. عظمت بعضی مردان را نه در خطابه‌ها می‌توان شناخت و نه در تیتر رسانه‌ها؛ باید آن را در موج بی‌پایان مردمی دید که کیلومترها راه می‌آیند، ساعت‌ها می‌ایستند و خستگی را در برابر ادای یک عهد، ناچیز می‌شمارند.
امروز، در جوار بارگاه حضرت رضا(ع)، آخرین پرده این بدرقه باشکوه را نظاره می‌کنم؛ بدرقه‌ای که از تهران آغاز شد، در قم امتداد یافت، از عتبات عطر گرفت و اینک در مشهد، به نقطه‌ای رسیده است که دیگر واژه‌ها از توصیف آن قاصرند.
سال‌ها بعد، شاید از این روزها بسیار بنویسند؛ اما هیچ روایت، جای قدم‌هایی را که در متن این تاریخ برداشته شد، نخواهد گرفت. بعضی بدرقه‌ها پایان یک زندگی نیست؛ تجدید بیعت یک ملت با آرمانی است که مرز زمان و مکان را درنوردیده است.
و تاریخ، آنچه را امروز دید، به حافظه خود سپرد؛ ملت‌هایی که ریشه دارند، با فقدانِ مردان بزرگ فرو نمی‌ریزند؛ استوارتر برمی‌خیزند، بلندتر سخن می‌گویند و پرچم عهد خویش را بر فراز زمان برافراشته نگه می‌دارند.
لینک کانالundefinedundefined@masomehaliyanpoorhttps://ble.ir/masomehaliyanpoor
ایدی اینستاگرامundefinedundefined@alian.m1360
undefined۱۳۰
undefined۸۲
undefined۷۷
undefined۲۹

۶۱۷

۱۸:۴۹