بنابراین، تحولات اخیر بیش از آنکه نشانه تضعیف ایران باشد، نشانه ورود منطقه به مرحلهای تازه از موازنه قدرت است. در این مرحله، هیچ بازیگری نمیتواند امنیت خود را بر پایه حذف کامل دیگری بنا کند. اسرائیل نمیتواند بدون در نظر گرفتن قدرت ایران نظم منطقه را بازسازی کند؛ آمریکا نمیتواند بدون پرداخت هزینه، نقش ضامن امنیت مطلق را ایفا کند؛ و کشورهای عربی نیز نمیتوانند امنیت خود را فقط از بیرون وارد کنند.جمعبندی این است که حمله به ایران، به جای شکستن بازدارندگی تهران، آن را بازتعریف کرد. ایران از یک بازیگر تحت فشار به بازیگری تبدیل شد که توانست آسیبپذیری ساختار امنیتی منطقه را آشکار کند. موازنه جدید خاورمیانه بر یک واقعیت استوار است: ثبات پایدار نه از مسیر حذف ایران، بلکه از مسیر پذیرش جایگاه آن در معادلات امنیتی منطقه میگذرد. هر طرحی که این واقعیت را نادیده بگیرد، نهتنها به نظم نمیانجامد، بلکه بحران را از شکلی به شکل دیگر بازتولید خواهد کرد.
لینک کانال
@masomehaliyanpoorhttps://ble.ir/masomehaliyanpoor
لینک کانال
۱۹۲
۱۴:۰۴
یادداشت تحلیلی من با عنوان «خاورمیانه در مکث صلح» در روزنامه مردمسالاری منتشر شد.در این یادداشت تلاش کردهام تحولات اخیر خاورمیانه را از منظر واقعگرایانه و با تمرکز بر منطق قدرت، بازدارندگی و موازنه تهدید تحلیل کنم. ایده اصلی متن این است که منطقه هنوز وارد مرحله صلح پایدار نشده؛ بلکه در وضعیتی بینابینی قرار دارد که در آن جنگ، دیپلماسی، انرژی، فشار اقتصادی و بازدارندگی در هم تنیدهاند.چند نکته کلیدی یادداشت:خاورمیانه امروز بیش از آنکه با صلح روبهرو باشد، با نوعی مکث تاکتیکی در دل بحران مواجه است.آتشبس یا مذاکره، لزوماً به معنای پایان منازعه نیست؛ گاهی فقط ادامه رقابت با زبانی دیپلماتیکتر است.مسئله اصلی منطقه، کمبود گفتوگو نیست؛ بلکه نبود یک موازنه پذیرفتهشده و سازوکار امنیتی فراگیر است.آمریکا بحران را مدیریت میکند، اسرائیل واقعیت میدانی میسازد و ایران تلاش دارد ظرفیت بازدارندگی و موقعیت ژئوپلیتیکی خود را به دستاورد سیاسی تبدیل کند.تا زمانی که امنیت یک بازیگر از مسیر ناامنسازی دیگران تعریف شود، هر آرامشی در خاورمیانه شکننده خواهد بود.متن کامل را در روزنامه مردمسالاری بخوانید.https://www.mardomsalari.ir/newsletter/312281
۱۴۵
۷:۴۰
وعده صادق ۵؛ حمله در آستانه مذاکره یا مذاکره از موضع بازدارندگی؟آغاز حمله ایران به اسرائیل در آستانه مذاکرات را نباید صرفاً یک واکنش احساسی یا تصمیمی متناقض با دیپلماسی دانست. در منطق سیاست قدرت، مذاکره همیشه در خلأ انجام نمیشود؛ مذاکره ادامه موازنه قدرت با ابزار دیپلماتیک است. مسئله اصلی این است که ایران نمیخواست در شرایطی وارد مذاکره شود که اسرائیل همزمان با حمله به لایههای منطقهای قدرت ایران، نقطه شروع گفتوگو را به نفع خود تغییر دهد.از این منظر، حمله ایران بیش از آنکه به معنای بستن مسیر مذاکره باشد، تلاشی برای بازتعریف شرایط مذاکره است. تهران میخواهد این پیام را منتقل کند که گفتوگو با آمریکا به معنای تعلیق بازدارندگی ایران در برابر اسرائیل نیست. اگر اسرائیل در آستانه مذاکرات بتواند به لبنان، حزبالله یا دیگر اجزای عمق راهبردی ایران ضربه بزند و پاسخی دریافت نکند، این تصور شکل میگیرد که ایران برای حفظ مسیر مذاکره ناچار به خویشتنداری یکطرفه است. چنین تصوری میتواند موازنه را به زیان تهران تغییر دهد.در اینجا مسئله فقط پاسخ به یک حمله نیست؛ مسئله جلوگیری از شکلگیری یک قاعده خطرناک است: اینکه اسرائیل بتواند در زمان مذاکره، میدان را علیه ایران فعال نگه دارد و آمریکا نیز در میز مذاکره از همان فشار میدانی بهرهبرداری کند. ایران با حمله مستقیم تلاش کرد این تفکیک را بشکند و نشان دهد که پرونده مذاکره، امنیت منطقهای و رفتار اسرائیل از نگاه تهران جدا از یکدیگر نیستند.بنابراین «وعده صادق ۵» را باید نوعی پیامدهی پرهزینه دانست. ایران با این اقدام میخواهد نشان دهد که تهدیدهایش صرفاً بیانیه سیاسی نیست، بلکه در صورت عبور طرف مقابل از خطوط قرمز، قابلیت تبدیل شدن به اقدام نظامی دارد. در نظریه بازدارندگی، همین پیوند میان تهدید و عمل است که اعتبار ایجاد میکند. بازدارندگی فقط به داشتن موشک و توان نظامی وابسته نیست؛ به این بستگی دارد که طرف مقابل باور کند اراده استفاده از قدرت نیز وجود دارد.از نظر عقلانیت راهبردی، این تصمیم زمانی قابل دفاع است که هدف آن آغاز جنگ گسترده نباشد، بلکه بازسازی بازدارندگی، جلوگیری از عادیسازی حملات اسرائیل، حفظ اعتبار منطقهای ایران و اصلاح موقعیت چانهزنی در آستانه مذاکرات باشد. اگر حمله محدود، کنترلشده و دارای سقف مشخص باشد، میتوان آن را بخشی از دیپلماسی همراه با بازدارندگی دانست. اما اگر این روند به چرخه تشدید کنترلنشده، ورود مستقیم آمریکا یا بسته شدن کامل مسیر مذاکره منجر شود، عقلانیت اولیه آن تضعیف خواهد شد.از منظر نظری، این تصمیم بیش از همه با رئالیسم تدافعی و نظریه بازدارندگی قابل توضیح است. ایران در این چارچوب نه الزاماً به دنبال گسترش جنگ، بلکه در پی جلوگیری از فرسایش لایههای امنیتی و منطقهای خود است. لبنان و حزبالله برای ایران صرفاً یک پرونده بیرونی نیستند؛ بخشی از عمق بازدارندگی در برابر اسرائیل محسوب میشوند. اگر این لایهها بدون پاسخ هدف قرار گیرند، امنیت ایران در سطحی وسیعتر آسیبپذیر میشود.در عین حال، این اقدام از منظر چانهزنی قهری نیز قابل فهم است؛ یعنی استفاده محدود از زور برای تغییر محاسبه طرف مقابل، نه نابودی آن. ایران میخواهد به اسرائیل و آمریکا بفهماند که مذاکره زمانی معنا دارد که هزینههای امنیتی تهران نیز دیده شود. به بیان دیگر، ایران حمله نکرد چون دیپلماسی را کنار گذاشته بود؛ حمله کرد چون نمیخواست دیپلماسی به ابزار تثبیت برتری نظامی اسرائیل تبدیل شود.جمعبندی اینکه وعده صادق ۵ را باید تلاشی برای تبدیل مذاکره از «گفتوگو در موقعیت فشار» به «گفتوگو در موقعیت بازدارندگی» دانست. این تصمیم از نظر نظری قابل دفاع است، اما موفقیت آن کاملاً وابسته به کنترل تشدید، مدیریت پیام، جلوگیری از ورود مستقیم آمریکا و باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی خواهد بود.لینک کانال
@masomehaliyanpoorhttps://ble.ir/masomehaliyanpoorایدی اینستاگرام
@alian.m1360
۱۳۵
۸:۴۳
تفاهم ۲۸ خرداد؛ توافق پایدار یا وقفهای در تقابل؟
مسئله اصلی پس از امضای الکترونیکی تفاهم میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا این نیست که دو طرف به یک متن مشترک رسیدهاند؛ مسئله این است که آیا این تفاهم میتواند از مرحله امضا عبور کند و به ترتیباتی قابل اجرا و پایدار تبدیل شود، یا فقط فرصتی برای کاهش فشارها و خرید زمان است. پاسخ را باید در سه افق زمانی بررسی کرد:
کوتاهمدت؛ تثبیت تفاهم
در این مرحله، مهمترین هدف جلوگیری از بازگشت به درگیری، حفظ کانالهای مذاکره و اجرای تعهدات اولیه است. احتمال تداوم تفاهم در کوتاهمدت نسبتاً بالاست، زیرا شکست فوری آن برای هر دو طرف هزینهزاست؛ بااینحال، یک حادثه امنیتی، اختلاف در تفسیر تعهدات یا اقدام بازیگران منطقهای میتواند روند را شکننده کند.
میانمدت؛ توافق محدود و مرحلهای
محتملترین سناریو، توافقی محدود در حوزه هستهای و تحریمهاست؛ یعنی پذیرش محدودیتهایی مشخص بر سطح غنیسازی و ذخایر اورانیوم در برابر کاهش تدریجی فشارهای اقتصادی. مهمترین مانع نیز ترتیب اجرای تعهدات، میزان واقعی رفع تحریمها و چگونگی راستیآزمایی اقدامات دو طرف خواهد بود.
بلندمدت؛ رقابت مدیریتشده
احتمال دستیابی به توافقی جامع و پایدار همچنان پایین است؛ زیرا اختلافات تهران و واشنگتن فقط هستهای نیست و به موازنه قدرت منطقهای، امنیت اسرائیل، حضور آمریکا و نقش منطقهای ایران نیز مربوط میشود. بنابراین، سناریوی واقعبینانهتر در بلندمدت، نه عادیسازی کامل روابط، بلکه ادامه رقابت در چارچوبی کنترلشده است.
جمعبندی
اهمیت تفاهم ۲۸ خرداد در پایاندادن به منازعه نیست، بلکه در تغییر شیوه مدیریت آن است. اگر تعهدات اولیه بهصورت متوازن اجرا شود، این تفاهم میتواند در کوتاهمدت تنش را مهار کند، در میانمدت به توافقی محدود برسد و در بلندمدت قواعدی برای کنترل رقابت ایجاد کند. اما اگر اختلاف بر سر غنیسازی، رفع واقعی تحریمها یا مداخله بازیگران منطقهای حل نشود، تفاهم کنونی ممکن است فقط وقفهای کوتاه پیش از بازگشت بحران باشد.معصومه علیانپورلینک کانال
@masomehaliyanpoorhttps://ble.ir/masomehaliyanpoor
ایدی اینستاگرام
@alian.m1360
مسئله اصلی پس از امضای الکترونیکی تفاهم میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا این نیست که دو طرف به یک متن مشترک رسیدهاند؛ مسئله این است که آیا این تفاهم میتواند از مرحله امضا عبور کند و به ترتیباتی قابل اجرا و پایدار تبدیل شود، یا فقط فرصتی برای کاهش فشارها و خرید زمان است. پاسخ را باید در سه افق زمانی بررسی کرد:
کوتاهمدت؛ تثبیت تفاهم
در این مرحله، مهمترین هدف جلوگیری از بازگشت به درگیری، حفظ کانالهای مذاکره و اجرای تعهدات اولیه است. احتمال تداوم تفاهم در کوتاهمدت نسبتاً بالاست، زیرا شکست فوری آن برای هر دو طرف هزینهزاست؛ بااینحال، یک حادثه امنیتی، اختلاف در تفسیر تعهدات یا اقدام بازیگران منطقهای میتواند روند را شکننده کند.
میانمدت؛ توافق محدود و مرحلهای
محتملترین سناریو، توافقی محدود در حوزه هستهای و تحریمهاست؛ یعنی پذیرش محدودیتهایی مشخص بر سطح غنیسازی و ذخایر اورانیوم در برابر کاهش تدریجی فشارهای اقتصادی. مهمترین مانع نیز ترتیب اجرای تعهدات، میزان واقعی رفع تحریمها و چگونگی راستیآزمایی اقدامات دو طرف خواهد بود.
بلندمدت؛ رقابت مدیریتشده
احتمال دستیابی به توافقی جامع و پایدار همچنان پایین است؛ زیرا اختلافات تهران و واشنگتن فقط هستهای نیست و به موازنه قدرت منطقهای، امنیت اسرائیل، حضور آمریکا و نقش منطقهای ایران نیز مربوط میشود. بنابراین، سناریوی واقعبینانهتر در بلندمدت، نه عادیسازی کامل روابط، بلکه ادامه رقابت در چارچوبی کنترلشده است.
جمعبندی
اهمیت تفاهم ۲۸ خرداد در پایاندادن به منازعه نیست، بلکه در تغییر شیوه مدیریت آن است. اگر تعهدات اولیه بهصورت متوازن اجرا شود، این تفاهم میتواند در کوتاهمدت تنش را مهار کند، در میانمدت به توافقی محدود برسد و در بلندمدت قواعدی برای کنترل رقابت ایجاد کند. اما اگر اختلاف بر سر غنیسازی، رفع واقعی تحریمها یا مداخله بازیگران منطقهای حل نشود، تفاهم کنونی ممکن است فقط وقفهای کوتاه پیش از بازگشت بحران باشد.معصومه علیانپورلینک کانال
ایدی اینستاگرام
۶۷۸
۱۲:۳۷
بازارسال شده از راهبرد منازعه
فرانسیس فوکویاما، استاد دانشگاه استنفورد و از شناختهشدهترین اندیشمندان علوم سیاسی آمریکا، در یادداشتی با عنوان «هنر بیتوافقی» استدلال میکند که توافق در حال شکلگیری میان واشنگتن و تهران بیش از آنکه یک دستاورد دیپلماتیک باشد، نشاندهنده عقبنشینی آمریکا از اهدافی است که در آغاز جنگ مطرح کرده بود. از نگاه او، اگرچه ترامپ این توافق را به عنوان یک پیروزی معرفی میکند، اما نتیجه عملی آن بازگشت به شرایطی است که پیش از آغاز جنگ وجود داشت.
@RahbordMonaze
۱
۲۱:۳۶
بازارسال شده از راهبرد منازعه
اندیشکده رسانه و جامعه به ترکیب دیدگاههای اندیشکدههای معتبر جهانی برای ترسیم تصویری چندبعدی از چالشهای امنیتی و سناریوهای محتمل آینده دیپلماسی پرداخته است.
@RahbordMonaze
۱
۲۰:۵۷
بازخوانی یک یادداشت از محرم سال گذشته«ما هر سال محرم را به یاد میآوریم؛ اما شاید لازم باشد اینبار از خود بپرسیم: محرم، آیا ما را نیز به یاد میآورد؟ و آیا در بازخوانی عاشورا، چهره خود را در میان یاران حسین خواهیم دید، یا در سپاه سکوت؟»این جمله، پایان یادداشتی بود که محرم سال گذشته با عنوانی درباره نسبت عاشورا، مقاومت و سیاست معاصر در «دیپلماسی ایرانی» نوشتم.آن زمان، مقصودم این نبود که یک رخداد سیاسی یا نظامی را بهصورت شعاری با واقعه عاشورا مقایسه کنم. مسئله برای من این بود که عاشورا، فراتر از یک واقعه تاریخی و آیینی، چه نسبتی با انتخابهای سیاسی و اخلاقی انسان در زمانه حاضر دارد.در آن یادداشت تلاش کردم بگویم عاشورا فقط روایت شهادت نیست؛ روایت ایستادن در لحظهای است که میان حقیقت و مصلحت، کرامت و تسلیم، و مسئولیت و سکوت باید یکی را انتخاب کرد. از همین منظر، مقاومت نیز صرفاً واکنشی نظامی یا امنیتی نیست؛ بلکه تصمیمی آگاهانه برای نپذیرفتن تحقیر، حذف هویت و عادیسازی ظلم است.اکنون این متن را دوباره منتشر میکنم، چون پرسش اصلی آن هنوز باقی است. شاید میدانها، بازیگران و موازنههای قدرت تغییر کرده باشند، اما پرسش عاشورا همچنان پابرجاست: در برابر ظلم، تجاوز، تحریف حقیقت و رنج انسانهای بیدفاع، ما در کدام سو ایستادهایم؟بازنشر این یادداشت، تکرار یک متن مناسبتی نیست؛ یادآوری این معناست که محرم فقط برای بهیادآوردن گذشته نیست. محرم هر سال میآید تا نسبت امروز ما را با حقیقت، مسئولیت، سکوت و ایستادگی دوباره روشن کند.متن کامل یادداشت در لینک زیر : 
در امتداد خون https://share.google/6Rprs9valF4lP8yg4
لینک کانال :

https://ble.ir/masomehaliyanpoor@masomehaliyanpoor
لینک کانال :
https://ble.ir/masomehaliyanpoor@masomehaliyanpoor
۱۵۴
۲۱:۵۸
بازارسال شده از راهبرد منازعه
تحولات ناشی از جنگ اخیر ایران با آمریکا و رژیم اسرائیل، بار دیگر الگوی امنیتی غرب آسیا را در معرض آزمون قرار داد. در حالی که شورای همکاری خلیج فارس بر ضرورت بازسازی اعتماد میان ایران و کشورهای عربی تأکید کرده است، این هدف تنها زمانی دستیافتنی خواهد بود که همه بازیگران، نقش خود را در شکلگیری بحرانهای اخیر بپذیرند. تجربه جنگ نشان داد که امنیت منطقه نه با تداوم وابستگی به بازیگران فرامنطقهای، بلکه از مسیر همکاری بومی و پذیرش واقعیتهای ژئوپلیتیکی حاصل میشود.
غرب آسیا از ظرفیتهای گستردهای در حوزه انرژی، تجارت، فرهنگ و منابع انسانی برخوردار است که میتواند مبنای شکلگیری یک نظم منطقهای مستقل باشد. چنین الگویی امکان همکاری در حوزههایی مانند امنیت انرژی، مدیریت منابع آب، تغییرات اقلیمی، توسعه فناوری و تنوعبخشی اقتصادی را بدون وابستگی به بازیگران خارجی فراهم میکند.
@RahbordMonaze
۱
۱۸:۵۲
شهادت و آزمون حکمرانی
" />
معصومه علیانپور
در پی شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب، این ضایعه سنگین را به ملت ایران، خانوادههای شهدا و همه کسانی که دغدغه ثبات، امنیت و آینده کشور را دارند تسلیت میگویم. بااینحال، اهمیت این رخداد تنها در سطح سوگ، احساسات عمومی یا فقدان یک شخصیت سیاسی قابل فهم نیست. شهادت رهبری که دههها در مرکز معادلات هویتی، امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی قرار داشت، بیش از هر چیز یک لحظه راهبردی است؛ لحظهای برای سنجش انسجام نظام، بلوغ جامعه و کیفیت حکمرانی پس از بحران.
رهبری در جمهوری اسلامی صرفاً یک منصب اداری یا تشریفاتی نبود، بلکه نقطه اتصال میان آرمان انقلاب، جهتگیری کلان کشور، امنیت ملی و معنای جمعی سیاست در ایران به شمار میآمد. از همین رو، حذف چنین چهرهای را نمیتوان فقط در قالب یک حادثه امنیتی تحلیل کرد. در سطح بیرونی، این رخداد نشان میدهد که مسئله دشمن صرفاً با یک فرد نیست، بلکه با الگویی از استقلال سیاسی، مقاومت منطقهای و امتناع از پذیرش نظم تحمیلی گره خورده است. در سطح درونی نیز این شهادت، ظرفیت نظام را در مدیریت شوک، حفظ پیوستگی تصمیمگیری و جلوگیری از تبدیل سوگ عمومی به آشفتگی سیاسی محک میزند.
محاسبه دشمن در چنین لحظههایی معمولاً بر این فرض استوار است که حذف چهره محوری میتواند به اختلال روانی، فعال شدن شکافهای داخلی، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف قدرت بازدارندگی منجر شود. اما پاسخ مؤثر به چنین رخدادی نه صرفاً امنیتی است و نه صرفاً احساسی. مهمترین پاسخ، حفظ آرامش اجتماعی، انسجام نهادی، عقلانیت در تصمیمگیری و تبدیل این فقدان به فرصتی برای بازسازی اعتماد عمومی است. در چنین شرایطی، تصمیمهای شتابزده همانقدر پرهزینهاند که انفعال و بیپاسخی.
نکته مهمتر آن است که شهادت رهبر فقط پیام مقاومت در برابر دشمن بیرونی ندارد؛ یک هشدار جدی به درون نیز هست. وفاداری به میراث رهبری با تکرار واژهها، آیینهای رسمی و شعارهای مقطعی کامل نمیشود. اگر قرار است این شهادت به سرمایهای برای آینده تبدیل شود، باید در کیفیت حکمرانی دیده شود: در عدالت اجتماعی، پاسخگویی مسئولان، مبارزه واقعی با فساد، کاهش فاصله میان مردم و ساختار قدرت، پرهیز از تندرویهای بیریشه و توجه جدیتر به معیشت و کرامت مردم.
از این منظر، شهادت رهبر عظیمالشأن میتواند به نقطهای تعیینکننده در تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل شود؛ نه فقط از جهت امنیتی، بلکه از جهت اخلاق حکمرانی و بازتعریف رابطه مردم و نظام. حفظ نظام در چنین مرحلهای صرفاً به معنای حفظ ساختار سیاسی نیست؛ بلکه به معنای حفظ اعتماد، عدالت، امنیت، وحدت و عقلانیت است. اگر این رخداد درست فهمیده شود، پایان یک دوره نخواهد بود؛ آغاز مرحلهای دشوارتر از مسئولیتپذیری است.
معنای حقیقی این شهادت آن است که سوگ به تصمیم درست، مقاومت به عقلانیت، و وفاداری به اصلاح درونی تبدیل شود. این همان نقطهای است که یک حادثه تلخ را از سطح اندوه عمومی فراتر میبرد و آن را به آزمونی جدی برای آینده کشور بدل میسازد.
لینک کانال

@masomehaliyanpoorhttps://ble.ir/masomehaliyanpoor
ایدی اینستاگرام
@alian.m1360
در پی شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب، این ضایعه سنگین را به ملت ایران، خانوادههای شهدا و همه کسانی که دغدغه ثبات، امنیت و آینده کشور را دارند تسلیت میگویم. بااینحال، اهمیت این رخداد تنها در سطح سوگ، احساسات عمومی یا فقدان یک شخصیت سیاسی قابل فهم نیست. شهادت رهبری که دههها در مرکز معادلات هویتی، امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی قرار داشت، بیش از هر چیز یک لحظه راهبردی است؛ لحظهای برای سنجش انسجام نظام، بلوغ جامعه و کیفیت حکمرانی پس از بحران.
رهبری در جمهوری اسلامی صرفاً یک منصب اداری یا تشریفاتی نبود، بلکه نقطه اتصال میان آرمان انقلاب، جهتگیری کلان کشور، امنیت ملی و معنای جمعی سیاست در ایران به شمار میآمد. از همین رو، حذف چنین چهرهای را نمیتوان فقط در قالب یک حادثه امنیتی تحلیل کرد. در سطح بیرونی، این رخداد نشان میدهد که مسئله دشمن صرفاً با یک فرد نیست، بلکه با الگویی از استقلال سیاسی، مقاومت منطقهای و امتناع از پذیرش نظم تحمیلی گره خورده است. در سطح درونی نیز این شهادت، ظرفیت نظام را در مدیریت شوک، حفظ پیوستگی تصمیمگیری و جلوگیری از تبدیل سوگ عمومی به آشفتگی سیاسی محک میزند.
محاسبه دشمن در چنین لحظههایی معمولاً بر این فرض استوار است که حذف چهره محوری میتواند به اختلال روانی، فعال شدن شکافهای داخلی، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف قدرت بازدارندگی منجر شود. اما پاسخ مؤثر به چنین رخدادی نه صرفاً امنیتی است و نه صرفاً احساسی. مهمترین پاسخ، حفظ آرامش اجتماعی، انسجام نهادی، عقلانیت در تصمیمگیری و تبدیل این فقدان به فرصتی برای بازسازی اعتماد عمومی است. در چنین شرایطی، تصمیمهای شتابزده همانقدر پرهزینهاند که انفعال و بیپاسخی.
نکته مهمتر آن است که شهادت رهبر فقط پیام مقاومت در برابر دشمن بیرونی ندارد؛ یک هشدار جدی به درون نیز هست. وفاداری به میراث رهبری با تکرار واژهها، آیینهای رسمی و شعارهای مقطعی کامل نمیشود. اگر قرار است این شهادت به سرمایهای برای آینده تبدیل شود، باید در کیفیت حکمرانی دیده شود: در عدالت اجتماعی، پاسخگویی مسئولان، مبارزه واقعی با فساد، کاهش فاصله میان مردم و ساختار قدرت، پرهیز از تندرویهای بیریشه و توجه جدیتر به معیشت و کرامت مردم.
از این منظر، شهادت رهبر عظیمالشأن میتواند به نقطهای تعیینکننده در تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل شود؛ نه فقط از جهت امنیتی، بلکه از جهت اخلاق حکمرانی و بازتعریف رابطه مردم و نظام. حفظ نظام در چنین مرحلهای صرفاً به معنای حفظ ساختار سیاسی نیست؛ بلکه به معنای حفظ اعتماد، عدالت، امنیت، وحدت و عقلانیت است. اگر این رخداد درست فهمیده شود، پایان یک دوره نخواهد بود؛ آغاز مرحلهای دشوارتر از مسئولیتپذیری است.
معنای حقیقی این شهادت آن است که سوگ به تصمیم درست، مقاومت به عقلانیت، و وفاداری به اصلاح درونی تبدیل شود. این همان نقطهای است که یک حادثه تلخ را از سطح اندوه عمومی فراتر میبرد و آن را به آزمونی جدی برای آینده کشور بدل میسازد.
لینک کانال
@masomehaliyanpoorhttps://ble.ir/masomehaliyanpoor
ایدی اینستاگرام
۶۵۲
۶:۲۸
در متنِ تاریخ، تاریخ را از نزدیک دیدم
تاریخ را همیشه در کتابها نمینویسند؛ گاهی باید در میانش قدم زد، غبار راه را بر شانه نشاند و از نزدیک، تپش یک ملت را لمس کرد.
این چند روز، از مصلی تهران تا قم، از عتبات عالیات تا امروز که در مشهد ایستادهام، بیش از آنکه مسافرِ جغرافیا باشم، همراهِ واقعهای بودهام که در حافظه این سرزمین ماندگار خواهد شد. هر منزل، صفحهای از تاریخ بود و هر گام، شاهدی بر پیوندی که میان یک ملت و رهبرش، فراتر از محاسبات و روایتهای مرسوم شکل گرفته بود.
در این مسیر، کمتر شعار دیدم و بیشتر شعور؛ کمتر هیاهو شنیدم و بیشتر سکوتی که از هزاران فریاد رساتر بود. پیر و جوان، زن و مرد، ایرانی و غیرایرانی، هر کدام بیآنکه یکدیگر را بشناسند، گویی سالها در یک عهد مشترک زیسته بودند. خیابانها دیگر خیابان نبودند؛ حافظهای زنده بودند که تاریخ، خود را در آن روایت میکرد.
بعضی صحنهها را هیچ دوربینی ثبت نمیکند. باید در میان آن جمعیت ایستاد تا فهمید چگونه میلیونها انسان، تنها با حضورشان، معنای وفاداری را بازآفرینی میکنند. عظمت بعضی مردان را نه در خطابهها میتوان شناخت و نه در تیتر رسانهها؛ باید آن را در موج بیپایان مردمی دید که کیلومترها راه میآیند، ساعتها میایستند و خستگی را در برابر ادای یک عهد، ناچیز میشمارند.
امروز، در جوار بارگاه حضرت رضا(ع)، آخرین پرده این بدرقه باشکوه را نظاره میکنم؛ بدرقهای که از تهران آغاز شد، در قم امتداد یافت، از عتبات عطر گرفت و اینک در مشهد، به نقطهای رسیده است که دیگر واژهها از توصیف آن قاصرند.
سالها بعد، شاید از این روزها بسیار بنویسند؛ اما هیچ روایت، جای قدمهایی را که در متن این تاریخ برداشته شد، نخواهد گرفت. بعضی بدرقهها پایان یک زندگی نیست؛ تجدید بیعت یک ملت با آرمانی است که مرز زمان و مکان را درنوردیده است.
و تاریخ، آنچه را امروز دید، به حافظه خود سپرد؛ ملتهایی که ریشه دارند، با فقدانِ مردان بزرگ فرو نمیریزند؛ استوارتر برمیخیزند، بلندتر سخن میگویند و پرچم عهد خویش را بر فراز زمان برافراشته نگه میدارند.
لینک کانال
@masomehaliyanpoorhttps://ble.ir/masomehaliyanpoor
ایدی اینستاگرام
@alian.m1360
تاریخ را همیشه در کتابها نمینویسند؛ گاهی باید در میانش قدم زد، غبار راه را بر شانه نشاند و از نزدیک، تپش یک ملت را لمس کرد.
این چند روز، از مصلی تهران تا قم، از عتبات عالیات تا امروز که در مشهد ایستادهام، بیش از آنکه مسافرِ جغرافیا باشم، همراهِ واقعهای بودهام که در حافظه این سرزمین ماندگار خواهد شد. هر منزل، صفحهای از تاریخ بود و هر گام، شاهدی بر پیوندی که میان یک ملت و رهبرش، فراتر از محاسبات و روایتهای مرسوم شکل گرفته بود.
در این مسیر، کمتر شعار دیدم و بیشتر شعور؛ کمتر هیاهو شنیدم و بیشتر سکوتی که از هزاران فریاد رساتر بود. پیر و جوان، زن و مرد، ایرانی و غیرایرانی، هر کدام بیآنکه یکدیگر را بشناسند، گویی سالها در یک عهد مشترک زیسته بودند. خیابانها دیگر خیابان نبودند؛ حافظهای زنده بودند که تاریخ، خود را در آن روایت میکرد.
بعضی صحنهها را هیچ دوربینی ثبت نمیکند. باید در میان آن جمعیت ایستاد تا فهمید چگونه میلیونها انسان، تنها با حضورشان، معنای وفاداری را بازآفرینی میکنند. عظمت بعضی مردان را نه در خطابهها میتوان شناخت و نه در تیتر رسانهها؛ باید آن را در موج بیپایان مردمی دید که کیلومترها راه میآیند، ساعتها میایستند و خستگی را در برابر ادای یک عهد، ناچیز میشمارند.
امروز، در جوار بارگاه حضرت رضا(ع)، آخرین پرده این بدرقه باشکوه را نظاره میکنم؛ بدرقهای که از تهران آغاز شد، در قم امتداد یافت، از عتبات عطر گرفت و اینک در مشهد، به نقطهای رسیده است که دیگر واژهها از توصیف آن قاصرند.
سالها بعد، شاید از این روزها بسیار بنویسند؛ اما هیچ روایت، جای قدمهایی را که در متن این تاریخ برداشته شد، نخواهد گرفت. بعضی بدرقهها پایان یک زندگی نیست؛ تجدید بیعت یک ملت با آرمانی است که مرز زمان و مکان را درنوردیده است.
و تاریخ، آنچه را امروز دید، به حافظه خود سپرد؛ ملتهایی که ریشه دارند، با فقدانِ مردان بزرگ فرو نمیریزند؛ استوارتر برمیخیزند، بلندتر سخن میگویند و پرچم عهد خویش را بر فراز زمان برافراشته نگه میدارند.
لینک کانال
ایدی اینستاگرام
۶۱۷
۱۸:۴۹