ترجمه متنی سوره کهف از آیه 65 الی 82













۲.۲K
۱۷:۴۶
۲.۳K
۱۷:۴۶
۲.۳K
۱۷:۴۶
۲.۴K
۱۷:۴۶
چالش حق پرستی:امروزه دینداری و سخن از دین حق گفتن یکی از سخت ترین چالش های روزگار است. از یک سو باید چنان هشیارانه سخن بگویی که هیچ افراط گرای احمقی کمترین سوءاستفاده ای از سخنانت نکند، و از سوی دیگر به باطل و هرزه گویی نیفتی تا مردمان را به وادی کفر و ناحق باوری نیندازی. امروزه دینداری و حق پرستی همچون روی لبهٔ تیغ راه رفتن است. نه باید از این سو بیفتی و نه از آن سو. زیرا هر دو سو جهنم است. گویی از پل صراط رد می شوی. امروزه متعادل بودن چالش بزرگ سالکان حق باور است. و خدا رَحم مان کند و در این روزگاران آفت زده و تاریک عاقبت به خیرمان گرداند.
مسعود ریاعی
مسعود ریاعی
۲.۸K
۱۹:۱۲
نیایش فرزانگان...
وقتی ندانی ماندنت به سودت است یا رفتنت، چگونه از خدا رفتن یا ماندن را طلب میکنی.؟وقتی ندانی داشتن آن چیز به نفعت است یا نداشتنش ، چگونه به دعا میخوانی اش.؟وقتی ندانی خیرت در وصال معشوق است یا در فراقش، زبان به دعا چگونه میگردانی.؟
ای دوست،سالکان فرزانه را در هر موقفی فقط یک دعا است، و آن اینکه...الهی و ربی، ای بزرگ بخشنده مهربان ! ای خیر مطلق فراگیر ! ای آگاه از نهان و آشکار! آن چه خواهی آن کن به خیر و صلاح، اراده تو نه اراده من ، مرا همواره چون کارگزار خودت بکارگیر...
مسعود ریاعی
وقتی ندانی ماندنت به سودت است یا رفتنت، چگونه از خدا رفتن یا ماندن را طلب میکنی.؟وقتی ندانی داشتن آن چیز به نفعت است یا نداشتنش ، چگونه به دعا میخوانی اش.؟وقتی ندانی خیرت در وصال معشوق است یا در فراقش، زبان به دعا چگونه میگردانی.؟
ای دوست،سالکان فرزانه را در هر موقفی فقط یک دعا است، و آن اینکه...الهی و ربی، ای بزرگ بخشنده مهربان ! ای خیر مطلق فراگیر ! ای آگاه از نهان و آشکار! آن چه خواهی آن کن به خیر و صلاح، اراده تو نه اراده من ، مرا همواره چون کارگزار خودت بکارگیر...
مسعود ریاعی
۳.۶K
۳:۳۱
هنر مشاهده ...☆ هیچ ذهن بشری نتوانسته است “کَما هُوَ حَقُّه” وجود خدا را اثبات کند. زیرا عقلِ جزوی شایسته درک و معرفت ذات الهی نیست و قابلیت آن را ندارد. آن براهینی که ذهن گرایان در کتابهایشان آورده اند، از جمله؛ برهان علیّت و برهان نظم و غیره، همه و همه قابل مناقشه است. اگر ذهن توانسته بود به قطع و یقین وجود خدا را اثبات کند اکنون این همه ذهنِ منکر خدا وجود نداشت. ای دوست، معرفت به وجود خداوند تنها با “شهود” ممکن است. این یعنی؛ سالک شاهد می طلبد. برای همین است که ابتدای مسلمانی کلمه “شهادتین” است نه کلمه ی دیگر. نمی فرماید که بگویید؛ “اَعلَمُ اَن لا اِلهَ اِلّا الله” (می دانم که معبودی جز خدا نیست)، از ماده ی “علم” استفاده نمی کند. حتی از کلمه اقرار و اعتراف هم استفاده نمی کند و نمی گوید “اَعتَرِفُ اَن…” (اعتراف می کنم که…). بلکه می فرماید “اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا الله” (شهادت می دهم که…)، از ماده ی “شهود” بهره می برَد. و این نکته ای در خور تأمل است. زیرا معرفت به حق تعالی، “مشاهده گر” می خواهد نه عالِم ذهنی. همواره در تحیّرم؛ آنان که “مشاهده” را ندانند و نتوانند، چگونه “شهادتین” را هر روزه بر زبان می آورند و خود را خداشناس می پندارند. آیا هنوز زمان آن نرسیده که هنر “مشاهده” را بیاموزیم؟!(بر گرفته از درسهایی در باب مشاهده)مسعود ریاعی
۳K
۱۸:۲۶
((بیماری خود بزرگ بینی))
اولین چیزی که باید با آن به مبارزه برخاست، غرور و خودبزرگبینی است. اینکه من بهتر از دیگرانم و بیشتر میدانم و بیشتر توانایم و بیشتر میفهمم و کارم درست است، همان بدبختی بزرگ است. همان چیزی است که ما را زمینگیر کرده است. همهٔ ما به درجاتی دچار بیماریِ کشندهٔ خودبزرگبینی هستیم. و تا وقتی این بیماری مهلک هست، بدیهی است که چشمانمان هرگز به حقیقتی گشوده نگردد. ما مدام از این و آن انتقاد میکنیم، عیبگیری میکنیم، تحقیر و استهزاء میکنیم، و در عین حال خود را پاک و بی عیب و نقص و کاردرست جلوه میدهیم. حاضر نیستیم هیچیک از اشتباهاتمان را بپذیریم بلکه با حربهٔ توجیه مدام آنها را توجیه میکنیم و اگر بتوانیم به گردن این و آن میاندازیم. ما بیماریم. بیمار. اما خود را سالم میانگاریم. سالم جلوه میدهیم. و این دروغ نفسانی را باور کردهایم. پس بدیهی است که هیچگاه از این مرض مهلک بهبود نیابیم. زیرا اولین اقدام در جهت بهبودی، آگاهی به بیماری است. آن که نداند بیمار است، پس اقدامی نیز نکند و همواره بیمار بماند. و اما آنکه دانست بیمار است، نیمی از مسیر بهبودی را به کسری از ثانیه طی کرده است. نیم دیگرش نیز بر او آسان است. زیرا که میداند!
مسعود ریاعی
اولین چیزی که باید با آن به مبارزه برخاست، غرور و خودبزرگبینی است. اینکه من بهتر از دیگرانم و بیشتر میدانم و بیشتر توانایم و بیشتر میفهمم و کارم درست است، همان بدبختی بزرگ است. همان چیزی است که ما را زمینگیر کرده است. همهٔ ما به درجاتی دچار بیماریِ کشندهٔ خودبزرگبینی هستیم. و تا وقتی این بیماری مهلک هست، بدیهی است که چشمانمان هرگز به حقیقتی گشوده نگردد. ما مدام از این و آن انتقاد میکنیم، عیبگیری میکنیم، تحقیر و استهزاء میکنیم، و در عین حال خود را پاک و بی عیب و نقص و کاردرست جلوه میدهیم. حاضر نیستیم هیچیک از اشتباهاتمان را بپذیریم بلکه با حربهٔ توجیه مدام آنها را توجیه میکنیم و اگر بتوانیم به گردن این و آن میاندازیم. ما بیماریم. بیمار. اما خود را سالم میانگاریم. سالم جلوه میدهیم. و این دروغ نفسانی را باور کردهایم. پس بدیهی است که هیچگاه از این مرض مهلک بهبود نیابیم. زیرا اولین اقدام در جهت بهبودی، آگاهی به بیماری است. آن که نداند بیمار است، پس اقدامی نیز نکند و همواره بیمار بماند. و اما آنکه دانست بیمار است، نیمی از مسیر بهبودی را به کسری از ثانیه طی کرده است. نیم دیگرش نیز بر او آسان است. زیرا که میداند!
مسعود ریاعی
۲.۸K
۱۷:۲۱
۲.۷K
۱۸:۴۳
سخن پایانی (مدیر گروه)
امیدوارم مطالب این کانال برای همه مفید بوده باشد.
علم و دانش همواره در جوامع انسانی ارزش بسیاری داشته است. هر فردی که به دنبال علم و آگاهی میرود، باید درک کند که دانستن تنها به تنهایی کافی نیست، بلکه عمل و کاربرد آن نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. علم زمانی ارزش دارد که به عمل تبدیل شود.ان شاالله همیشه تلاش کنیم علم و دانشی که به دست آوریم، در عمل نیز به کار گیریم تا بتوانیم به بهبود زندگی خود و جامعهمان کمک کنیم.
به امید بهترینها برای همه مردم جهان..
خدانگهدار.
امیدوارم مطالب این کانال برای همه مفید بوده باشد.
علم و دانش همواره در جوامع انسانی ارزش بسیاری داشته است. هر فردی که به دنبال علم و آگاهی میرود، باید درک کند که دانستن تنها به تنهایی کافی نیست، بلکه عمل و کاربرد آن نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. علم زمانی ارزش دارد که به عمل تبدیل شود.ان شاالله همیشه تلاش کنیم علم و دانشی که به دست آوریم، در عمل نیز به کار گیریم تا بتوانیم به بهبود زندگی خود و جامعهمان کمک کنیم.
به امید بهترینها برای همه مردم جهان..
خدانگهدار.
۲.۳K
۵:۴۲