وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي ۚ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي ۚ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌيوسف 53
و من نفس خود را تبرئه نمىکنم، چراکه نفس آدمى همواره به بدى امر مىکند، مگر آن که پروردگارم رحم کند. پروردگار من آمرزندهى مهربان است.»

نکات:در قرآن براى نفس، حالاتى بیان شده است از جمله:
1. نفس امّاره که انسان را به سوى زشتىها سوق مىدهد و اگر با عقل و ایمان مهار نشود، انسان یکباره سقوط مىکند.
2. نفس لوّامه حالتى است که انسان خلافکار خود را ملامت و سرزنش مىکند و اقدام به توبه و عذرخواهى مىکند. و در سوره قیامت از آن یاد شده است.
3. نفس مطمئنّه حالتى است که تنها انبیا و اولیا وتربیت شدگان واقعى آنان دارند ودر هر وسوسه وحادثهاى، پیروزمندانه بیرون مىآیند و دلبستهى خدایند.
یوسف (ع) عدم خیانت و سربلندى خود را در این آزمایش، مرهون لطف و رحم خداوند مىداند و به عنوان یک انسان که داراى طبیعت انسانى است، خود را تبرئه نمىکند.
در روایات متعدّد، خطرات نفس مطرح شده و راضى بودن از نفس را نشانهى فساد عقل و بزرگترین دام شیطان دانستهاند.
و من نفس خود را تبرئه نمىکنم، چراکه نفس آدمى همواره به بدى امر مىکند، مگر آن که پروردگارم رحم کند. پروردگار من آمرزندهى مهربان است.»
نکات:در قرآن براى نفس، حالاتى بیان شده است از جمله:
1. نفس امّاره که انسان را به سوى زشتىها سوق مىدهد و اگر با عقل و ایمان مهار نشود، انسان یکباره سقوط مىکند.
2. نفس لوّامه حالتى است که انسان خلافکار خود را ملامت و سرزنش مىکند و اقدام به توبه و عذرخواهى مىکند. و در سوره قیامت از آن یاد شده است.
3. نفس مطمئنّه حالتى است که تنها انبیا و اولیا وتربیت شدگان واقعى آنان دارند ودر هر وسوسه وحادثهاى، پیروزمندانه بیرون مىآیند و دلبستهى خدایند.
یوسف (ع) عدم خیانت و سربلندى خود را در این آزمایش، مرهون لطف و رحم خداوند مىداند و به عنوان یک انسان که داراى طبیعت انسانى است، خود را تبرئه نمىکند.
در روایات متعدّد، خطرات نفس مطرح شده و راضى بودن از نفس را نشانهى فساد عقل و بزرگترین دام شیطان دانستهاند.
۸۴۲
۱۲:۳۲
لهُ مُعَقِّبتٌ مِّن بَینِ یدَیهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَایغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَإِذَآ أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ
سوره رعد _ آیه 11
برای او، مأمورانی است که پی در پی، از پیش رویش، و از پشت سرش، او را از فرمان الهی (حوادث غیر حتمی) حفظ می کنند؛ در حقیقت خدا آن (سرنوشتی) که در قومی است را تغییر نمی دهد تا این که آنچه را در خودشان است، تغییر دهند؛ و هنگامی که خدا برای قومی (به خاطر اعمالشان) بدی بخواهد، پس هیچ بازگشتی برای آن نخواهد بود؛ و جز او، هیچ سرپرستی برای آنان نخواهد بود.
مراد از «امر اللَّه» در این آیه قهر و عذاب الهى نیست، زیرا معنا ندارد که فرشتگان انسان را در برابر کیفر الهى حفاظت کنند، بلکه مراد خطرات و حوادث طبیعى است.چون طبیعت مخلوق خداست و آنچه در آن بگذرد نیز به خواست و ارادهى او مىباشد.
در آیات و روایات متعدّد از فرشتگانى یاد شده که مأمور حفظ جان انسان و ثبت کارهاى او هستند و از آنان در برابر خطراتى که مورد ارادهى حتمى خداوند نیست محافظت مىنمایند.البتّه بنابر مستفاد از روایات، همینکه ارادهى قطعى خداوند رسید، فرشتگانِ محافظ، مأموریّت حفاظت را رها و انسان را به دست اجل حتمى الهى مىسپارند. بنابراین امر و فرمان خداوند دوگونه است، حتمى و غیرحتمى (قضا و قدر) و فرشتگان فقط انسان را از حوادث غیر حتمى حفظ مىکنند، بدیهى است که این حفاظت باعث سلب اختیار از انسان نمىشود و سرنوشت انسانها و امتّها همچنان در اختیار خود آنهاست.
حفاظت فرشتگان هم از جان انسانهاست و هم از اعمال و رفتار آنها «ان علیکم لحافظین - یرسل علیکم حفظة» و هم از ایمان و فکر آنها در برابر انحرافات و وسوسه های شیطانى، زیرا «یحفظونه» هم شامل روح مىشود و هم شامل جسم.
همچنین این آیه در مورد جوامع بشرى است، نه تکتک افراد انسانى.یعنى جامعهى صالح، مشمول برکات خداوند و جامعهى منحرف، گرفتار قهر الهى مىشود.امّا این قاعده در مورد فرد صالح و انسان ناصالح صادق نیست، زیرا گاهى ممکن است شخصى صالح باشد، ولى بخاطر آزمایش الهى گرفتار مشکلات شود و یا اینکه فردى ناصالح باشد، ولى به جهت مهلت الهى، رها گردد.
امام سجاد (ع) با اشاره به این آیه فرمودند:
گناهانى که نعمتها را تغییر مىدهند عبارتند از: ظلم به مردم، ناسپاسى خداوند و رها کردن کارهاى خیرى که انسان به آن عادت کرده است.(21)
21) تفسیر نورالثقلین.
سوره رعد _ آیه 11
برای او، مأمورانی است که پی در پی، از پیش رویش، و از پشت سرش، او را از فرمان الهی (حوادث غیر حتمی) حفظ می کنند؛ در حقیقت خدا آن (سرنوشتی) که در قومی است را تغییر نمی دهد تا این که آنچه را در خودشان است، تغییر دهند؛ و هنگامی که خدا برای قومی (به خاطر اعمالشان) بدی بخواهد، پس هیچ بازگشتی برای آن نخواهد بود؛ و جز او، هیچ سرپرستی برای آنان نخواهد بود.
در آیات و روایات متعدّد از فرشتگانى یاد شده که مأمور حفظ جان انسان و ثبت کارهاى او هستند و از آنان در برابر خطراتى که مورد ارادهى حتمى خداوند نیست محافظت مىنمایند.البتّه بنابر مستفاد از روایات، همینکه ارادهى قطعى خداوند رسید، فرشتگانِ محافظ، مأموریّت حفاظت را رها و انسان را به دست اجل حتمى الهى مىسپارند. بنابراین امر و فرمان خداوند دوگونه است، حتمى و غیرحتمى (قضا و قدر) و فرشتگان فقط انسان را از حوادث غیر حتمى حفظ مىکنند، بدیهى است که این حفاظت باعث سلب اختیار از انسان نمىشود و سرنوشت انسانها و امتّها همچنان در اختیار خود آنهاست.
حفاظت فرشتگان هم از جان انسانهاست و هم از اعمال و رفتار آنها «ان علیکم لحافظین - یرسل علیکم حفظة» و هم از ایمان و فکر آنها در برابر انحرافات و وسوسه های شیطانى، زیرا «یحفظونه» هم شامل روح مىشود و هم شامل جسم.
همچنین این آیه در مورد جوامع بشرى است، نه تکتک افراد انسانى.یعنى جامعهى صالح، مشمول برکات خداوند و جامعهى منحرف، گرفتار قهر الهى مىشود.امّا این قاعده در مورد فرد صالح و انسان ناصالح صادق نیست، زیرا گاهى ممکن است شخصى صالح باشد، ولى بخاطر آزمایش الهى گرفتار مشکلات شود و یا اینکه فردى ناصالح باشد، ولى به جهت مهلت الهى، رها گردد.
امام سجاد (ع) با اشاره به این آیه فرمودند:
گناهانى که نعمتها را تغییر مىدهند عبارتند از: ظلم به مردم، ناسپاسى خداوند و رها کردن کارهاى خیرى که انسان به آن عادت کرده است.(21)
21) تفسیر نورالثقلین.
۷۰۸
۹:۰۹
جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ ۖ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ «۲۳» سَلَامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ ۚ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ«۲۴»
رعد ۲۳-۲۴
(همان) باغهاى جاویدان بهشتى که همراه پدران و همسران و فرزندان صالحشان، وارد آن مى شوند؛ و فرشتگان از هر درى بر آنان وارد مى گردند؛«۲۳» (و به آنان مى گویند:) سلام بر شما بخاطر صبر و استقامتتان! چه نیکوست سرانجام سراى جاویدان!
از میان 127 مرتبهاى که «جنّات» و «جنّت» در قرآن آمده، تنها 11 مورد از آن تعبیر «جنّات عدن» دارد که طبق حدیثى از درّالمنثور، به معناى بهشت مخصوص است.(106)
رسول اکرم (ص) فرمودند: هر کس مىخواهد زندگى و مرگش همچون زندگى و مرگ من باشد و به «جنّات عدن» که بهشت من است وارد شود، باید علىّابنابیطالب (ع)و ذریّهى او را، رهبر و امام خود قرار دهد که آنها در علم و فهم، برترین انسانها و هادى مردم به سوى هدایتاند.(107)
107) تفسیر نورالثقلین.
چرا تنها «صبر» ذکر شده است؟
نکته این موضوع را از بیان زنده و پرمغز على (ع) مى توان دریافت، آنجا که مى فرماید: إنَّ الصَّبرَ مِنَ الإیمانِ کَالرّاسِ مِنَ الجَسَدِ وَ لا خَیرَ فی جَسَد لا رَأسَ مَعَهُ وَ لا فی إیمان لا صَبرَ مَعَهُ:
«صبر، نسبت به ایمان، مانند سر است در مقابل تن، تن بى سر بقایى ندارد و ایمان بدون صبر نیز ارزشى نخواهد داشت».
در حقیقت، پشتوانه همه برنامه هاى سازنده فردى و اجتماعى، همان شکیبایى و استقامت است و اگر آن نباشد هیچ کدام از آنها به سامان نمى رسد، زیرا در مسیر هر کار مثبتى، مشکلات و موانعى است که جز با نیروى استقامت نمى توان بر آنها پیروز شد.
رعد ۲۳-۲۴
(همان) باغهاى جاویدان بهشتى که همراه پدران و همسران و فرزندان صالحشان، وارد آن مى شوند؛ و فرشتگان از هر درى بر آنان وارد مى گردند؛«۲۳» (و به آنان مى گویند:) سلام بر شما بخاطر صبر و استقامتتان! چه نیکوست سرانجام سراى جاویدان!
107) تفسیر نورالثقلین.
نکته این موضوع را از بیان زنده و پرمغز على (ع) مى توان دریافت، آنجا که مى فرماید: إنَّ الصَّبرَ مِنَ الإیمانِ کَالرّاسِ مِنَ الجَسَدِ وَ لا خَیرَ فی جَسَد لا رَأسَ مَعَهُ وَ لا فی إیمان لا صَبرَ مَعَهُ:
«صبر، نسبت به ایمان، مانند سر است در مقابل تن، تن بى سر بقایى ندارد و ایمان بدون صبر نیز ارزشى نخواهد داشت».
در حقیقت، پشتوانه همه برنامه هاى سازنده فردى و اجتماعى، همان شکیبایى و استقامت است و اگر آن نباشد هیچ کدام از آنها به سامان نمى رسد، زیرا در مسیر هر کار مثبتى، مشکلات و موانعى است که جز با نیروى استقامت نمى توان بر آنها پیروز شد.
۶۶۴
۱۶:۴۱
14-Ebrahim.mp3
۱۸:۲۳-۱۲.۶۶ مگابایت
۵۶۱
۲۲:۰۲
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ۖ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ. ابراهیم _۷
و [نیز به یادآور] هنگامى که پروردگارتان اعلام فرمود: «همانا اگر شکر کنید، قطعاً [نعمتِ] شما را مىافزایم، و اگر ناسپاسی کنید، البته عذاب من سخت است.»
نکات:
این آیه، مهمترین و صریحترین آیه قرآن در مورد شکر نعمت و یا کفران آن است، که بعد از آیهى مربوط به نعمت آزادى و تشکیل حکومت الهى، به رهبرى حضرت موسى مطرح شده است و این، رمز آن است که حکومت الهى و رهبر آسمانى مهمترین نعمتهاست، و اگر شکرگزارى نشود خداوند مردم ناسپاس را به عذاب شدیدى گرفتار مىکند.
شکر نعمت مراحلى دارد:
الف: شکر قلبى که انسان همهى نعمتها را از خداوند بداند.
ب: شکر زبانى، نظیر گفتن «الحمدللَّه».
ج: شکر عملى که با انجام عبادات و صرف کردن عمر و اموال در مسیر رضاى خدا و خدمت به مردم به دست مىآید.
امام صادقعلیه السلام فرمود: شکر نعمت، دورى از گناه است و نیز فرمود: شکر آن است که انسان نعمت را از خدا بداند (نه از زیرکى و علم و عقل و تلاش خود یا دیگران) و به آنچه خدا به او داده راضى باشد و نعمتهاى الهى را وسیلهى گناه قرار ندهد، شکر واقعى آن است که انسان نعمت خدا را در مسیر خدا قرار دهد.(7)
در حدیث مىخوانیم که خداوند به موسى وحى کرد: حقّ شکر مرا بجا آور. موسى گفت: این کار امکان ندارد، زیرا هر کلمهى شکر نیز شکر دیگرى لازم دارد. وحى آمد: همین اقرار تو و این که مىدانى هر چه هست از من است، بهترین شکر من است.(8)
7) و 8) تفسیر نمونه
و [نیز به یادآور] هنگامى که پروردگارتان اعلام فرمود: «همانا اگر شکر کنید، قطعاً [نعمتِ] شما را مىافزایم، و اگر ناسپاسی کنید، البته عذاب من سخت است.»
این آیه، مهمترین و صریحترین آیه قرآن در مورد شکر نعمت و یا کفران آن است، که بعد از آیهى مربوط به نعمت آزادى و تشکیل حکومت الهى، به رهبرى حضرت موسى مطرح شده است و این، رمز آن است که حکومت الهى و رهبر آسمانى مهمترین نعمتهاست، و اگر شکرگزارى نشود خداوند مردم ناسپاس را به عذاب شدیدى گرفتار مىکند.
الف: شکر قلبى که انسان همهى نعمتها را از خداوند بداند.
ب: شکر زبانى، نظیر گفتن «الحمدللَّه».
ج: شکر عملى که با انجام عبادات و صرف کردن عمر و اموال در مسیر رضاى خدا و خدمت به مردم به دست مىآید.
7) و 8) تفسیر نمونه
۶۵۱
۸:۴۹
وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا ۚ وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَابراهیم - ۱۲
و چرا بر خدا توکّل نکنیم، با این که ما را به راههاى (سعادت)مان رهبرى کرده است؟! و ما به یقین در برابر آزارهاى شما صبر خواهیم کرد (و دست از رسالت خویش بر نمى داریم) و توکّل کنندگان، باید فقط بر خدا توکّل کنند.»
معناى آیه این است که:
ما چه عذرى مى توانیم داشته باشیم در این که به خدا توکل نکنیم، و حال آن که خداى تعالى ما را به راه هایمان هدایت فرمود، و ما خود در این سعادت و این نعمت بزرگ که بر ما منت نهاده دخالتى نداشته ایم، چون که خداى سبحان، این کار را با ما کرده و چنین نعمتى که تمامى خیرات در آن است به ما ارزانى داشته، لازم است در سایر امور خود هم، بر او توکل کنیم.
امام صادق (ع):«بى نیازى و عزّت در حرکت اند، هنگامى که محلّ توکّل را بیابند در آنجا وطن مى گزینند».
از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است که فرمود: از پیک وحى خدا جبرئیل پرسیدم: توکّل چیست؟
گفت: «آگاهى به این واقعیّت که مخلوق نه زیان مى رساند و نه نفع و نه عطا و نه منع، و چشم از دست مخلوق برداشتن. هنگامى که بنده اى چنین شد، جز براى خدا کار نمى کند و از غیر او امید ندارد. این حقیقت توکّل است».
از امام علىّ بن موسى الرّضا (علیه السلام) پرسیدند:«حدّ توکّل چیست؟ فرمود: اینکه با اتّکاى به خدا از هیچ کس نترسى».
و چرا بر خدا توکّل نکنیم، با این که ما را به راههاى (سعادت)مان رهبرى کرده است؟! و ما به یقین در برابر آزارهاى شما صبر خواهیم کرد (و دست از رسالت خویش بر نمى داریم) و توکّل کنندگان، باید فقط بر خدا توکّل کنند.»
معناى آیه این است که:
ما چه عذرى مى توانیم داشته باشیم در این که به خدا توکل نکنیم، و حال آن که خداى تعالى ما را به راه هایمان هدایت فرمود، و ما خود در این سعادت و این نعمت بزرگ که بر ما منت نهاده دخالتى نداشته ایم، چون که خداى سبحان، این کار را با ما کرده و چنین نعمتى که تمامى خیرات در آن است به ما ارزانى داشته، لازم است در سایر امور خود هم، بر او توکل کنیم.
گفت: «آگاهى به این واقعیّت که مخلوق نه زیان مى رساند و نه نفع و نه عطا و نه منع، و چشم از دست مخلوق برداشتن. هنگامى که بنده اى چنین شد، جز براى خدا کار نمى کند و از غیر او امید ندارد. این حقیقت توکّل است».
۹۷۱
۱۹:۲۹
ولَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ ۚ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ
(اى پیامبر!) هرگز گمان مبر که خدا، از آنچه ستمکاران انجام مى دهند، غافل است! (نه، بلکه کیفر) آنها را براى روزى که چشمها در آن (بخاطر ترس و وحشت) از حرکت باز مى ایستد تأخیر مى اندازد؛
ابراهیم - 42
این سخن در حقیقت پاسخى است به سؤ ال کسانى که مى گویند اگر این عالم خدائى دارد، خدائى عادل و دادگر، پس چرا ظالمان را به حال خود رها کرده است ؟آیا از حال آنها غافل است و یا مى داند و قدرت جلوگیرى ندارد؟! قرآن در برابر این سؤ ال مى گوید، خدا هرگز غافل نیست ، اگر به فوریت آنها را مجازات نمى کند به خاطر آن است که این جهان میدان و محل آزمایش و پرورش انسانهاست ، و این هدف بدون آزادى ممکن نیست ، ولى بالاخره روزى حساب آنها را خواهد رسید.
معناى آیه اینست که:
تو از اینکه مى بینى ستمکاران غرق در عیش و هوسرانى و سرگرم فساد انگیختن در زمینند مپندار که خدا از آن چه مى کنند غافل است، بلکه ایشان را مهلت داده و عذابشان را تاخیر انداخته براى فرا رسیدن روزى که چشم ها در حدقه از حرکت باز مى ایستد، در حالى که همینها گردن مى کشند و چشمها خیره مى کنند و دلهایشان دهشت زده شود و از شدت موقف، حیله و تدبیر را از یاد مى برند.
این آیه براى ستمکاران انذار و براى دیگران جنبه تسلیت را دارد.
(اى پیامبر!) هرگز گمان مبر که خدا، از آنچه ستمکاران انجام مى دهند، غافل است! (نه، بلکه کیفر) آنها را براى روزى که چشمها در آن (بخاطر ترس و وحشت) از حرکت باز مى ایستد تأخیر مى اندازد؛
ابراهیم - 42
تو از اینکه مى بینى ستمکاران غرق در عیش و هوسرانى و سرگرم فساد انگیختن در زمینند مپندار که خدا از آن چه مى کنند غافل است، بلکه ایشان را مهلت داده و عذابشان را تاخیر انداخته براى فرا رسیدن روزى که چشم ها در حدقه از حرکت باز مى ایستد، در حالى که همینها گردن مى کشند و چشمها خیره مى کنند و دلهایشان دهشت زده شود و از شدت موقف، حیله و تدبیر را از یاد مى برند.
این آیه براى ستمکاران انذار و براى دیگران جنبه تسلیت را دارد.
۸۵۳
۲۱:۵۰
15-Hejr.mp3
۱۳:۵۸-۹.۶۷ مگابایت
سوره مبارکه حجر
۸۲۰
۵:۴۳
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ
ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور قطع آن را حفظ مى کنیم.
حجر - 9
این ذکر را تو از ناحیه خودت نیاورده اى تا مردم علیه تو قیام نموده و بخواهند آن را به زور خود باطل ساخته و تو در نگهداریش به زحمت بیفتى و سرانجام هم نتوانى، و همچنین از ناحیه ملائکه نازل نشده تا در نگهداریش محتاج آنان باشى تا بیایند و آن را تصدیق کنند، بلکه ما آن را به صورت تدریجى نازل کرده ایم و خود نگهدار آن هستیم و به عنایت کامل خود آن را با صفت ذکریتش حفظ مى کنیم.
پس قرآن کریم ذکرى است زنده و جاودانى و محفوظ از زوال و فراموشى و مصون از زیادتى که ذکر بودنش باطل شود و از نقصى که باز این اثرش را از دست دهد و مصون است از جابجا شدن آیاتش، بطورى که دیگر ذکر و مبین حقایق معارفش نباشد.
پس آیه شریفه، دلالت بر مصونیت قرآن از تحریف نیز مى کند، چه تحریف به معناى دستبرد در آن به زیاد کردن و چه به کم کردن و چه به جابجا نمودن، چون ذکر خداست و همانطور که خود خداى تعالى الى الاَبد هست ذکرش نیز هست
ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور قطع آن را حفظ مى کنیم.
حجر - 9
این ذکر را تو از ناحیه خودت نیاورده اى تا مردم علیه تو قیام نموده و بخواهند آن را به زور خود باطل ساخته و تو در نگهداریش به زحمت بیفتى و سرانجام هم نتوانى، و همچنین از ناحیه ملائکه نازل نشده تا در نگهداریش محتاج آنان باشى تا بیایند و آن را تصدیق کنند، بلکه ما آن را به صورت تدریجى نازل کرده ایم و خود نگهدار آن هستیم و به عنایت کامل خود آن را با صفت ذکریتش حفظ مى کنیم.
پس قرآن کریم ذکرى است زنده و جاودانى و محفوظ از زوال و فراموشى و مصون از زیادتى که ذکر بودنش باطل شود و از نقصى که باز این اثرش را از دست دهد و مصون است از جابجا شدن آیاتش، بطورى که دیگر ذکر و مبین حقایق معارفش نباشد.
پس آیه شریفه، دلالت بر مصونیت قرآن از تحریف نیز مى کند، چه تحریف به معناى دستبرد در آن به زیاد کردن و چه به کم کردن و چه به جابجا نمودن، چون ذکر خداست و همانطور که خود خداى تعالى الى الاَبد هست ذکرش نیز هست
۴۴۷
۱۵:۴۵
إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ
ما تو را از شرّ استهزاكنندگان كفایت خواهیم كردحجر- 95
دلگرمی به پیامبر (ص)این آیه نوعی وعده الهی و تسلّی خاطر به پیامبر اسلام (ص) استدر آغاز دعوت علنی، گروهی از سران مشرکان با تمسخر و استهزا سعی میکردند دعوت پیامبر را بیاثر کنندخداوند به پیامبر اطمینان میدهد که خود، او را از شرّ این افراد حفظ خواهد کرد.مقصود از «مستهزئین»در روایات و نقلهای تاریخی که تفسیر نمونه به آن اشاره میکند، چند نفر از سران قریش به عنوان مصداق اصلی این استهزاکنندگان معرفی شدهاند؛ افرادی که با سخنان و رفتارشان پیامبر و قرآن را مسخره میکردند.تحقق وعده الهیطبق نقلها، این افراد هر کدام به شکل خاصی دچار عذاب یا سرنوشت دردناکی شدند و از میان رفتند. این حوادث به عنوان نشانهای از تحقق وعده الهی ذکر شده است.پیام کلی آیهدفاع از دین خدا بر عهده خداست.تمسخر و تخریب دشمنان، مانع پیشرفت دعوت الهی نخواهد شد.رهبران الهی نباید از استهزا و جوّسازی مخالفان دلسرد شوند.نتیجه:آیه ۹۵ سوره حجر، اعلام حمایت قاطع الهی از پیامبر (ص) در برابر موج تمسخر دشمنان است و به همه مبلغان راه حق اطمینان میدهد که خداوند پشتیبان آنان است.
ما تو را از شرّ استهزاكنندگان كفایت خواهیم كردحجر- 95
۲۹۶
۱۹:۱۳