فصل اول: شهر جبربعد از عبور از امپراتوری توانها، به شهری رسیدیم که همهچیز عجیب بود.در این شهر هیچکس اسم واقعی خودش را نمیگفت.همه با ماسک زندگی میکردند.یکی خودش را x معرفی میکرد.یکی y.یکی a.یکی b.پیرمرد نگهبان شهر گفت:«در این شهر، حروف دروغگو نیستند؛ فقط هویتشان را پنهان کردهاند.»
راز مجهولروزی کارآگاهی به نام استدلال وارد شهر شد.روی دیوار نوشته بود:x + 5 = 12همه میگفتند:«x کیست؟»کارآگاه لبخند زد.گفت:«اگر کسی کنار خودش عدد ۵ دارد و مجموعشان ۱۲ شده، کافی است ۵ را کنار بزنیم.»او ۵ را از دو طرف برداشت.پشت ماسک، عدد ۷ پنهان شده بود.از آن روز مردم شهر فهمیدند:مجهول یعنی عددی که چهرهاش را پنهان کرده است، نه عددی که وجود ندارد.
فصل دوم: دادگاه عدالتدر مرکز شهر، ساختمانی بزرگ بود.اسمش دادگاه معادله.داخل دادگاه یک ترازو قرار داشت.قاضی گفت:«این ترازو باید همیشه متعادل بماند.»اگر به سمت چپ چیزی اضافه کنی، باید همان را به سمت راست هم اضافه کنی.اگر از سمت چپ چیزی برداری، باید از سمت راست هم برداری.وگرنه عدالت از بین میرود.هر معادله یعنی یک ترازو.دانشآموزی که این تصویر را در ذهن داشته باشد، دیگر هیچوقت اشتباه نمیکند.
قانون طلایی معادلهدر دادگاه فقط یک قانون وجود دارد:هر کاری با یک طرف انجام میدهی، باید دقیقاً با طرف دیگر هم انجام دهی.اگر این قانون را بشکنی،پرونده باطل میشود.
فصل سوم: کیفهای همشکلیک روز چند کیف وارد دادگاه شدند.روی همه نوشته بود:xداخل هر کیف دقیقاً یک مقدار یکسان بود.دو کیفبهعلاوهسه کیفشدپنج کیف.پس2x+3x=5xکارآگاه گفت:«کیفها همشکلاند؛ میتوانیم آنها را بشماریم.»اما بعد، یک کیف x کنار یک کیف y قرار گرفت.دانشآموز گفت:«میشود ۲xy؟»کارآگاه خندید.گفت:«نه! اینها دو مدل کیف متفاوتاند.»مثل این است که دو سیب و سه پرتقال را جمع کنی.میشود:دو سیب و سه پرتقال.نه پنج سیب.از آن روز همه فهمیدند:فقط عبارتهای همجنس با هم جمع میشوند.
فصل چهارم: بانک جبردر شهر جبر، بانکی وجود داشت.هر عددی که وارد بانک میشد،باید قبضش را هم تحویل میداد.اگر عددی بدهکار بود،بانک آن را منفی ثبت میکرد.اگر طلبکار بود،مثبت ثبت میکرد.روزی دو نفر وارد بانک شدند.+۸و-۸حسابدار نگاه کرد.گفت:«بدهی و طلب برابرند.»هر دو پرونده را پاره کرد.نتیجه:۰از آن روز قانون بانک این شد:اعدادِ متضاد، همدیگر را خنثی میکنند.
فصل پنجم: زندان منفیهاپشت شهر، زندانی وجود داشت.اسمش:زندان منفیهاهر عدد منفی زندانی بود.اما روزی مأمور تقسیم وارد شد.او یک زندانی را با یک زندانی دیگر جابهجا کرد.ناگهان هر دو آزاد شدند.چرا؟چونمنفی × منفی = مثبتداستانش این بود:دو اشتباه پشت سر هم،در این قانون،جهت را برمیگرداند.
فصل ششم: شکار مجهولکارآگاه استدلال پروندهای سخت دریافت کرد.3x + 7 = 22او گفت:«اول همراهان مجهول را کنار بزنید.»۷ حذف شد.ماند:3x = 15بعد گفت:«حالا بین سه نفر عادلانه تقسیم کنید.»هر نفر:۵پسx=5از آن روز رتبههای برتر فهمیدند:اول اضافات را حذف کن، بعد ضریب را تقسیم کن.
قانون اساسی شهر جبرهر سؤال را با این شخصیتها حل کن:
ماسک = مجهول (عدد واقعی پنهان شده است.)
دادگاه = دو طرف معادله همیشه باید برابر بمانند.
کیفها = فقط همجنسها با هم جمع میشوند.
بانک = مثبت و منفیهای برابر همدیگر را خنثی میکنند.
شکارچی مجهول = اول اضافات را حذف کن، بعد ضریب را بردار.
قانون عدالت = هر کاری با یک طرف انجام دادی، با طرف دیگر هم انجام بده.
۸۵
۴:۰۷
Scan_29_Jul_0826.pdf
۶۹۵.۳۴ کیلوبایت
حل تست طراحی شده از ساده تا المپیاد مقدماتی و مدارس سمپاد 
۸۱
۴:۵۸
Scan_31_Jul_1215.pdf
۱.۳ مگابایت
خیلی از دانشآموزها فکر میکنند دنبالهٔ حسابی یعنی فقط حفظ کردن یک فرمول…اما تستهای واقعی جای دیگری کمین کردهاند!
در دنبالهٔ حسابی باید یاد بگیری:
تستهای استخواندار دنبالهٔ حسابی معمولاً با یک ظاهر ساده میآیند، اما پشتشان یک نکتهٔ طلایی پنهان است:
در این مجموعه، از نکات کلیدی تا تستهای چالشی را بررسی کردیم تا دنبالهٔ حسابی دیگر یک فصل ترسناک نباشد؛ بلکه یکی از شیرینترین بخشهای ریاضی شود.
۱۰۳
۸:۴۹
۵۶
۵:۱۳
Scan_05_Aug_0842.pdf
۵۳۷.۹ کیلوبایت
تست های ایده دار و نکته دار دنباله ی حسابی که هدفدار طراحی شدن
هر چه تست بیشتر تسلط برای حل سوالات نکته دار بیشتر خواهد بود تا موفقیت اینقدر 🫰 فاصله هست.
۶۲
۵:۱۵
۷۹
۵:۲۹
۷۹
۵:۲۹
فرمول رو نباید حفظ کرد بلکه باید فهمید داستان مسئله چیه!!!هر چه عمیقتر مطالعه کنی همونقدر نیازتو از حفظ فرمول ها کم میکنی
۷۹
۵:۲۹
Scan_۲۱_اوت_۱۸۳۹.pdf
۲۱۱.۴۵ کیلوبایت
حل سوالات دنباله ی حسابی کنکور رشته ی ریاضی امروز ۳۰ مرداد و علوم تجربی ۲۹ مرداد با مباحث و فرمول هایی ک تاکید شد برای دوستان کنکوری 
۲۶
۱۵:۱۱