#⃣ #معرفی_سایت
۳۷
۹:۱۰
سوال :تفاوت پیوستگی با پیوستگی یکنواخت و همچنین تفاوت همگرایی با همگرایی یکنواخت با ذکر مثالهای ساده ؟
با یک داستان و تصویر ذهنی شروع می کنیم و سپس به تعریف دقیق می رسیم. من سعی میکنم آن را به زبان ساده و با مثالهای ملموس توضیح دهم.
قسمت ۱: تفاوت پیوستگی معمولی با پیوستگی یکنواخت
تصویر ذهنی: مسافرت با قطار فرض کنید شما مسافری هستید که میخواهید با قطار از تهران به مشهد سفر کنید. تابع در اینجا مسیر قطار است. ورودی (x) زمان است و خروجی (f(x)) مکان قطار روی ریل.
۱. پیوستگی معمولی (در یک نقطه خاص)
سناریو: شما در زمان خاصی (مثلاً ساعت ۱۰:۰۰) در قطار هستید.
پیوستگی یعنی: اگر کمی از زمان ۱۰:۰۰ جلو یا عقب بروید (مثلاً ۱۰:۰۰:۰۱ یا ۹:۵۹:۵۹)، قطار فقط کمی جابجا شده است و شما پرتاب نمیشوید!
تعریف فنی ساده: برای هر تغییر کوچک دلخواه در مکان (ε)، میتوانید تغییر کوچکی در زمان (δ) پیدا کنید که اگر زمان در بازه (۱۰:۰۰ ± δ) باشد، مکان قطار در بازه (مکان ساعت ۱۰:۰۰ ± ε) باقی بماند.
نکته: این δ میتواند به نقطه مورد نظر بستگی داشته باشد. مثلاً در مسیر کوهستانی (شیب تند) δ باید خیلی کوچک باشد، ولی در دشت (شیب ملایم) δ میتواند بزرگتر باشد.
۲. پیوستگی یکنواخت (در کل مسیر)
سناریو: حالا به کل سفر ۸ ساعته از تهران به مشهد نگاه کنید.
پیوستگی یکنواخت یعنی: شما میتوانید یک قانون سراسری برای کل سفر تعیین کنید. مثلاً:
"در تمام طول سفر، اگر بخواهیم مکان قطار بیش از ۱ کیلومتر تغییر نکند (ε=1km)، کافی است حداکثر ۲ دقیقه (δ=2min) در زمان تغییر ایجاد کنیم. این همان δ برای تمام ایستگاهها و تمام لحظات در طول ۸ ساعت کاربرد دارد."
تعریف فنی ساده: برای هر ε>۰، یک δ ثابت پیدا میکنیم که برای همه نقاط x در دامنه کار کند. دیگر δ به نقطه خاصی وابسته نیست.
مثال نقض: تابع ( f(x) = 1/x ) روی بازه ( (0,1] ) پیوسته است (در هر نقطه خاص میتوان δ پیدا کرد) اما پیوسته یکنواخت نیست. چون هرچه به ۰ نزدیکتر میشوید (شیب بسیار تند)، برای حفظ همان ε، به δ بینهایت کوچک نیاز دارید و هیچ δ ثابت واحدی برای کل بازه وجود ندارد.
قسمت ۲: تفاوت همگرایی معمولی با همگرایی یکنواخت
تصویر ذهنی: گروهی از دوندهها که به خط پایان نزدیک میشوند.
یک دنباله از توابع ({f_n(x)}) را مانند یک تیم دونده در نظر بگیرید که هر دونده (تابع) میخواهد به تابع حدی (f(x)) (خط پایان) برسد.
۱. همگرایی نقطهای (معمولی)
سناریو: شما به عنوان ناظر، یک نقطه خاص روی مسیر (مثلاً x=۵ متر از شروع) را انتخاب میکنید.
همگرایی نقطهای یعنی: در آن نقطه خاص، تمام دوندهها به مرور زمان به خط پایان در آن نقطه نزدیک و نزدیکتر میشوند.
تعریف ساده: برای هر نقطه ثابت x، با افزایش n (شماره دنباله)، مقدار (f_n(x)) به (f(x)) نزدیک میشود.
مشکل: سرعت نزدیک شدن دوندهها میتواند برای نقاط مختلف، متفاوت باشد. ممکن است در نقطه x=۵ خیلی سریع همگرا شوند، اما در نقطه x=۱۰۰ بسیار کند.
۲. همگرایی یکنواخت
سناریو: حالا شما میخواهید در تمام نقاط مسیر به طور همزمان نظارت کنید. همگرایی یکنواخت یعنی: شما یک زمان واحد (مثلاً N) اعلام میکنید به طوری که از آن زمان به بعد، تمام دوندهها در تمام نقاط مسیر، همزمان در یک «کمربند» باریک اطراف خط پایان قرار گیرند.
تعریف ساده: برای هر ε>۰، یک شماره ثابت N پیدا میکنیم که برای تمام xها در دامنه، اگر n>N آنگاه ( |f_n(x) - f(x)| < ε ). این N به x وابسته نیست.
مثال کلاسیک: ( f_n(x) = x^n ) روی ([0,1]).همگرایی نقطهای دارد به تابع (f(x)) که برای x<1 برابر ۰ و برای x=1 برابر ۱ است.اما همگرایی یکنواخت ندارد چون نزدیک x=1، باید n بسیار بزرگی انتخاب کنید تا (x^n) کوچک شود و هیچ N یکسانی برای تمام xها کار نمیکند.
چرا این تفاوت مهم است؟
خواص کلیدی مانند انتقال حد و انتگرال یا پیوستگی تابع حد، تحت همگرایی یکنواخت حفظ میشوند، اما تحت همگرایی نقطهای خیر.
پیوستگی یکنواخت تضمین میکند که رفتار تابع در کل دامنه قابل کنترل است (مثل قضیه انتگرالپذیری).
کانال پورتال ریاضیات
@MathPortal
با یک داستان و تصویر ذهنی شروع می کنیم و سپس به تعریف دقیق می رسیم. من سعی میکنم آن را به زبان ساده و با مثالهای ملموس توضیح دهم.
قسمت ۱: تفاوت پیوستگی معمولی با پیوستگی یکنواخت
تصویر ذهنی: مسافرت با قطار فرض کنید شما مسافری هستید که میخواهید با قطار از تهران به مشهد سفر کنید. تابع در اینجا مسیر قطار است. ورودی (x) زمان است و خروجی (f(x)) مکان قطار روی ریل.
۱. پیوستگی معمولی (در یک نقطه خاص)
سناریو: شما در زمان خاصی (مثلاً ساعت ۱۰:۰۰) در قطار هستید.
پیوستگی یعنی: اگر کمی از زمان ۱۰:۰۰ جلو یا عقب بروید (مثلاً ۱۰:۰۰:۰۱ یا ۹:۵۹:۵۹)، قطار فقط کمی جابجا شده است و شما پرتاب نمیشوید!
تعریف فنی ساده: برای هر تغییر کوچک دلخواه در مکان (ε)، میتوانید تغییر کوچکی در زمان (δ) پیدا کنید که اگر زمان در بازه (۱۰:۰۰ ± δ) باشد، مکان قطار در بازه (مکان ساعت ۱۰:۰۰ ± ε) باقی بماند.
نکته: این δ میتواند به نقطه مورد نظر بستگی داشته باشد. مثلاً در مسیر کوهستانی (شیب تند) δ باید خیلی کوچک باشد، ولی در دشت (شیب ملایم) δ میتواند بزرگتر باشد.
۲. پیوستگی یکنواخت (در کل مسیر)
سناریو: حالا به کل سفر ۸ ساعته از تهران به مشهد نگاه کنید.
پیوستگی یکنواخت یعنی: شما میتوانید یک قانون سراسری برای کل سفر تعیین کنید. مثلاً:
"در تمام طول سفر، اگر بخواهیم مکان قطار بیش از ۱ کیلومتر تغییر نکند (ε=1km)، کافی است حداکثر ۲ دقیقه (δ=2min) در زمان تغییر ایجاد کنیم. این همان δ برای تمام ایستگاهها و تمام لحظات در طول ۸ ساعت کاربرد دارد."
تعریف فنی ساده: برای هر ε>۰، یک δ ثابت پیدا میکنیم که برای همه نقاط x در دامنه کار کند. دیگر δ به نقطه خاصی وابسته نیست.
مثال نقض: تابع ( f(x) = 1/x ) روی بازه ( (0,1] ) پیوسته است (در هر نقطه خاص میتوان δ پیدا کرد) اما پیوسته یکنواخت نیست. چون هرچه به ۰ نزدیکتر میشوید (شیب بسیار تند)، برای حفظ همان ε، به δ بینهایت کوچک نیاز دارید و هیچ δ ثابت واحدی برای کل بازه وجود ندارد.
قسمت ۲: تفاوت همگرایی معمولی با همگرایی یکنواخت
تصویر ذهنی: گروهی از دوندهها که به خط پایان نزدیک میشوند.
یک دنباله از توابع ({f_n(x)}) را مانند یک تیم دونده در نظر بگیرید که هر دونده (تابع) میخواهد به تابع حدی (f(x)) (خط پایان) برسد.
۱. همگرایی نقطهای (معمولی)
سناریو: شما به عنوان ناظر، یک نقطه خاص روی مسیر (مثلاً x=۵ متر از شروع) را انتخاب میکنید.
همگرایی نقطهای یعنی: در آن نقطه خاص، تمام دوندهها به مرور زمان به خط پایان در آن نقطه نزدیک و نزدیکتر میشوند.
تعریف ساده: برای هر نقطه ثابت x، با افزایش n (شماره دنباله)، مقدار (f_n(x)) به (f(x)) نزدیک میشود.
مشکل: سرعت نزدیک شدن دوندهها میتواند برای نقاط مختلف، متفاوت باشد. ممکن است در نقطه x=۵ خیلی سریع همگرا شوند، اما در نقطه x=۱۰۰ بسیار کند.
۲. همگرایی یکنواخت
سناریو: حالا شما میخواهید در تمام نقاط مسیر به طور همزمان نظارت کنید. همگرایی یکنواخت یعنی: شما یک زمان واحد (مثلاً N) اعلام میکنید به طوری که از آن زمان به بعد، تمام دوندهها در تمام نقاط مسیر، همزمان در یک «کمربند» باریک اطراف خط پایان قرار گیرند.
تعریف ساده: برای هر ε>۰، یک شماره ثابت N پیدا میکنیم که برای تمام xها در دامنه، اگر n>N آنگاه ( |f_n(x) - f(x)| < ε ). این N به x وابسته نیست.
مثال کلاسیک: ( f_n(x) = x^n ) روی ([0,1]).همگرایی نقطهای دارد به تابع (f(x)) که برای x<1 برابر ۰ و برای x=1 برابر ۱ است.اما همگرایی یکنواخت ندارد چون نزدیک x=1، باید n بسیار بزرگی انتخاب کنید تا (x^n) کوچک شود و هیچ N یکسانی برای تمام xها کار نمیکند.
چرا این تفاوت مهم است؟
خواص کلیدی مانند انتقال حد و انتگرال یا پیوستگی تابع حد، تحت همگرایی یکنواخت حفظ میشوند، اما تحت همگرایی نقطهای خیر.
پیوستگی یکنواخت تضمین میکند که رفتار تابع در کل دامنه قابل کنترل است (مثل قضیه انتگرالپذیری).
۲۹
۱۹:۵۲
1_25753605768.pdf
۱۸۶.۲۶ کیلوبایت
عنوان مقاله : اصل موضوع و تعریف در ریاضیات
نویسنده : مرتضی منیری
ناشر : نشریه فرهنگ و اندیشه ریاضی ، سال ۴۴ شماره ۱ ( بهار و تابستان ۱۴۰۴)
کانال پورتال ریاضیات
@MathPortal
نویسنده : مرتضی منیری
ناشر : نشریه فرهنگ و اندیشه ریاضی ، سال ۴۴ شماره ۱ ( بهار و تابستان ۱۴۰۴)
۲۶
۲۰:۳۸
خانم Wang جایزه معتبرNew Horizons in Mathematics Prizeرو هم برد.البته جایزه به سه نفر دیگه هم که در زمینه های دیگه ای کار کردند داده شده.این جایزه بخشی ازBreakthrough Prize هست که از سال ۲۰۱۶ اهدا می شه و معمولا هم به ریاضیدان های جوان. مبلغش هم ۱۰۰ هزار تا است.دلیلش هم به خاطرfor work in harmonic analysis, partial differential equations, and geometric measure theory, including the local smoothing conjecture, Furstenberg set conjecture, and the Kakeya conjecture
خانم وانگ توی این چند سال که چند تا از جایزه ها رو برده، یکی از شانس های برنده شدن جایزه فیلدز هم می گند هست(شاید در همین ۲۰۲۶). ۳۵ سالشه و دکتراش رو از MIT گرفته.به هر حال کمیته فیلدز ۲ تا ۴ نفر رو انتخاب می کنه و خانم وانگ خیلی از شرایط رو داره. ضمن اینکه رقبای سرسختی هم داره:Jacob TsimermanنامبرتئوریستNikhil S. Sahasrabudheدر زمینه ترکیبیات و البته چند نفر دیگه.https://breakthroughprize.org/Prizes/3
کانال پورتال ریاضیات
@MathPortal
خانم وانگ توی این چند سال که چند تا از جایزه ها رو برده، یکی از شانس های برنده شدن جایزه فیلدز هم می گند هست(شاید در همین ۲۰۲۶). ۳۵ سالشه و دکتراش رو از MIT گرفته.به هر حال کمیته فیلدز ۲ تا ۴ نفر رو انتخاب می کنه و خانم وانگ خیلی از شرایط رو داره. ضمن اینکه رقبای سرسختی هم داره:Jacob TsimermanنامبرتئوریستNikhil S. Sahasrabudheدر زمینه ترکیبیات و البته چند نفر دیگه.https://breakthroughprize.org/Prizes/3
۲۲
۸:۴۱
مفاهیم پایه → آشنایی با ابزارهای AI → انجام پروژههای ساده → یادگیری کار با داده و مدلها → انتخاب یک حوزه تخصصی و پیشرفت در آن
منبع : kaffashhr
۲۴
۶:۰۴
فرضیه پوانکاره به بیان ساده!
پوانکاره بنیانگذار توپولوژی نوین است و مشهورترین قضیه در توپولوژی احتمالا فرضیه پوانکاره است.هر چند-مانیفولد سه بعدی ساده-متصل و بسته، هومئومورف با کره سه بعدی است.
در سال ۲۰۰۲، گریگوری پرلمان، ریاضیدان روس، فرضیه پوانکاره را در حوزه توپولوژی اثبات کرد. فرضیه پوانکاره یکی از مهمترین مسائل حلنشده در ریاضیات بود که برای حل آن (همراه با شش مسئله دیگر) جایزهای به مبلغ یک میلیون دلار تعیین شده بود.پرلمان از دریافت جایزه خودداری کرد و حتی حاضر به دریافت مدال فیلدز نیز نشد. وی اظهار داشت که «حیوان نیستم که برای نمایش به میان آورده شوم!»
منبع : کانال خلاقیت ریاضی
کانال پورتال ریاضیات
@MathPortal
پوانکاره بنیانگذار توپولوژی نوین است و مشهورترین قضیه در توپولوژی احتمالا فرضیه پوانکاره است.هر چند-مانیفولد سه بعدی ساده-متصل و بسته، هومئومورف با کره سه بعدی است.
در سال ۲۰۰۲، گریگوری پرلمان، ریاضیدان روس، فرضیه پوانکاره را در حوزه توپولوژی اثبات کرد. فرضیه پوانکاره یکی از مهمترین مسائل حلنشده در ریاضیات بود که برای حل آن (همراه با شش مسئله دیگر) جایزهای به مبلغ یک میلیون دلار تعیین شده بود.پرلمان از دریافت جایزه خودداری کرد و حتی حاضر به دریافت مدال فیلدز نیز نشد. وی اظهار داشت که «حیوان نیستم که برای نمایش به میان آورده شوم!»
منبع : کانال خلاقیت ریاضی
۲۵
۴:۴۵
ریاضیدان بزرگ Sir Michael Atiyahمقاله معروفی داره با عنوانMathematics in the 20th Centuryکه در سال ۲۰۰۲ نوشته.همون سال آقای Zeilberger مطلب تندی علیه این مقاله می نویسه که از برخی جهات جالب توجه هست(گذشت این همه سال و وضعیت فعلی ریاضیات اون را جالب تر می کنه)اول طعنه می زنه که Atiyah کارهای بزرگانی مثل گودل و تورینگ رو به کلی نادیده می گیره.حمله مستقیم به Atiyah و کارهای ریاضی اش، می گه: ریاضیات قرن بیستم خیلی زود فراموش می شه و اگر هم به اون پرداخته بشه بیشتر شبیه پرداختن به الهیات هست!در مقاله Atiyah به شهود هندسی تاکید می کنه و می گه: این جبری که توی کامپیوتر مد شده چیز بیخودی هست و معامله با شیطان. آقای Zeilberger می گه: اتفاقا برعکس فهمیدی، این خود مسیح هست.می گه:دستاوردهایی که در نهایت از ریاضیات قرن بیستم به یاد می مونه، همون هایی هست که Atiyah بیشتر از همه تحقیرشون میکنه.می گه: یکی بزرگ ترین دستاوردهای ریاضیدان ها و CS کارها در قرن گذشته COMPUTER ALGEBRAاست، که هیچکس به اون اشاره نمی کنه و آدم های شاخص در این حوزه رو نمی شناسند.https://sites.math.rutgers.edu/~zeilberg/Opinion47.html
منبع : MathematicalMusings
کانال پورتال ریاضیات
@MathPortal
منبع : MathematicalMusings
۳۰
۵:۳۰
`
منبع : کانال هوش مصنوعی در آموزش
۲۳
۱۴:۱۷
منبع : کانال kaffashhr
۲۹
۴:۱۷
ظاهراHeisuke Hironakaریاضیدان ژاپنی ۱۸ مارس دارفانی رو وداع گفتند.جایزه فیلدز ۱۹۷۲ رو گرفته بود. زمینه کاری اش هندسه جبری بود. شاگرد زاریسکی بزرگ بود. همسرش نویسنده و فعال سیاسی هست.اول فیزیک خوند و بعد وسط های لیسانس اومد سمت ریاضیات. همون سال ها با یه گروهی از ریاضیدان های ژاپنی آشنا شد که تاثیر زیادی روی کارهای ریاضی اش گذاشت. آشنایی با موضوعی که بعدا در اون فیلدز هم گرفت. خودش می گه شیفتگی اش به اون بخش از ریاضی مثل a boy falling in love with a girlبود. دعوت زاریسکی به ژاپن فرصتی شد خودی نشون بده و رفت به هاروارد برای ادامه تحصیل.سال های حضورش در هاروارد مصادف شد با حضور گروتندیک در اونجا و این هم تاثیر گذاشت بر کارش و به IHES هم رفت.تاثیر زیادی بر ریاضیات ژاپن و کره جنوبی و...گذاشت.ایشون همون ریاضیدانی بود که روی June Huhفیلدز مدالیست(۲۰۲۲) کره ای که شاگرد تنبل دبیرستان و دوره لیسانس بود تاثیر زیادی گذاشت.به هر حال RIP.
منبع :کانال تلگرامی MathematicalMusings
کانال پورتال ریاضیات
@MathPortal
منبع :کانال تلگرامی MathematicalMusings
۴
۵:۳۴