به این درخشش خیره کننده نگاه کنید.
اینجا پاریس است؛ حوالی سال های ۱۸۵۰تا۱۸۹۰ میلادی.
روزگاری که بر تخت فرانسه، ناپلئون سوم تکیه زده و در کوچه های پاریس، روح "رمانتیسم" در جریان است.
هنرمندان آن عصر، برخلاف ما از مرگ نمی هراسیدند؛ آن ها در جستجوی زیبایی در بطن زوال بودند.
۸۳
۱۶:۳۵
و اما تعادل بزرگ....
این ساعت برنزی موزه ی سنجش، از ما نمی پرسد" ساعت چند است؟" بلکه با هر تیک تاک، مارا به تاملی عمیق فرا می خواند:
آیا قدر گلی را که در دست داریم می دانیم، پیش از آنکه داس زمان، نوبت درو را اعلام کند؟
در موزه ی سنجش، هر ثانیه قصه ای است که در مفرغ و طلا حبس شده تا ما، راه درست نگریستن به زندگی را بیابیم.
" اگر شما جای هنرمند بودید در کنار ساعت چه نمادی برای زمان می گذاشتید؟"
۶۶
۱۶:۳۶
اگر خوب گوش بسپارید، این ساعت هنوز هم با
لهجه ی فرانسوی قرن نوزدهمش،* قصه ی "عشق،زمان و ابدیت" را برای کسانی که صبور باشند، واگویه می کند.*
این ساعت به ما نمی گوید"ساعت چند است"؟ بلکه از ما می پرسد :" با این ثانیه هایی که درو می شوند، چه کرده ای؟"
تیک تاک این ساعت، در واقع صدای گام های همان فرشته است که بر صفحه ی ناپایدار زندگی ما قدم می زند.
هنرمند می خواسته به ما یادآوری کند که " زمان"، سرمایه ای است که مرگ برآن سلطه دارد.
اما ببینید که چقدر هوشمندانه، چهره ی این فرشته را زنانه و زیبا تصویر کرده است!
چرا؟
چون در مکتب گوتیک و مدرن، مرگ لزوما یک هیولای ترسناک نیست؛ بلکه گاهی در سیمای یک زیبایی مقتدر ظاهر می شود.این فرشته، نماد " عدالت مطلق" است؛عدالتی که در آن، زمان برای هیچ کس استثنا قائل نمی شود. زیبایی او، تلخی پایان را با شکوه هنر پیوند می زند تا به ما بگوید:" مرگ،خود بخشی از کمال زندگی است."
۶۸
۱۶:۳۷
چه کسی زمان را در قفسِ آهن محبوس کرد؟
در این قسمت از «روایتهای موزه سنجش»، به سراغ معمایِ بزرگ تاریخِ تکنولوژی میرویم:
هیچکس دقیق نمیداند اولین ساعت مکانیکیِ محرک با وزنه را چه کسی ساخت؛ تاریخ آن هم مثل چرخدندههایش، روشن و یکدست نیست. در منابع قدیمی، نامهای گوناگونی دیده میشود: از بوئتیوس در سدهٔ ششم، تا جربرت ــ راهب دانشدوستی که بعدها پاپ سیلوستر دوم شد ــ و حتی ویلیامِ هیرشاو و دیگران.
گفته میشود در قرن یازدهم، این ساعتها بیشتر برای اعلام زمان عبادت به کار میرفتند؛ نه صفحهای داشتند، نه عقربهای. فقط زنگ میزدند و راهبان را به نماز فرا میخواندند. برجهای اولیه هم همین را نشان میدهند: جایی برای صفحهٔ ساعت در آنها دیده نمیشود. یعنی در آغاز، صدا مهمتر از نمایش زمان بود.
این ساعتها، برخلاف ساعتهای ظریف امروزی، غولهایی آهنین و سنگین بودند؛ ساختهشده با چکشِ آهنگران، خشن، پرصدا و باشکوه. هرکدامشان بیشتر از آنکه یک ابزار باشند، نمایشی از قدرت، دانش و حیرت زمانه بودند.
#ساعت_مکانیکی #موزه_سنجش
۸۳
۱۲:۵۷
در روزگاری که ساعتها غولآسا بودند، دقت معنای عجیبی داشت؛ عقب یا جلو ماندن تا «دو ساعت در روز»، کاملاً طبیعی و حتی عالی محسوب میشد! در آن دوران، ساعتها نه برای نشان دادن دقیقِ ثانیهها، که برای به صدا درآوردنِ زمان ساخته میشدند.
🧨
تا قبل از سال ۱۳۷۹ میلادی، ساعتهای مکانیکی یک عیب بزرگ داشتند: هرچه بیشتر کار میکردند، دیوانهوارتر سرعت میگرفتند! تا اینکه «هنری دِ ویک» با اختراع قطعهای حیاتی به نام «اسکیپمنت» (Escapement)، نظم را به آهنهای سرکش بازگرداند. این مکانیزم با استفاده از یک «چرخِ تاجی» و یک میلهی نوسانگر (ورج)، سرعت حرکت چرخدندهها را مهار کرد و برای ۳۰۰ سال، قلب تپندهی تمام ساعتهای جهان شد.
تفاوت میان ساعتهای برج و ساعتهای کلیسایی در آن زمان جالب بود. ساعتهای برج، وظیفهشناس و ساده بودند_؛ اما _ساعتهای کلیسایی، نمایشگرهایی خیرهکننده! تصور کنید برجی با ۲۰ تا ۳۰ فوت ارتفاع که هر بار زمان را اعلام میکرد، عروسکهای مکانیکی (ماریونتها) بیرون میآمدند و با رژهای تماشایی، بینندگان را مسحور میکردند. در آن لحظات، تماشای رقص عروسکها بسیار مهمتر از دقیق بودنِ زمان بود!
ساعت «شارل پنجم» نمادی از این قدرتِ خام بود؛ ساعتی با وزنه ۵۰۰ پوندی برای زمان و وزنه خیرهکنندهی ۱۵۰۰ پوندی برای ضربِ ناقوس! بشکهها و چرخدندههایی با قطر ده تا هجده اینچ؛ اینها نه ابزارهای ظریف، که شاهکارهای آهنگرانِ چیرهدست بودند.اما این غولها، آخرین ایستگاه نبودند. بشر که طعمِ رام کردنِ زمان را چشیده بود، حالا رویای بزرگی در سر داشت: ساخت ساعتی کوچک، کاربردی و خانگی که در هر خانهای جا بگیرد...
ادامه دارد... مسیرِ زمان به زودی به خانههای ما میرسد!
#تاریخ_مهندسی #ساعت_مکانیکی #اسکیپمنت #شاهکارهای_تاریخی #موزه_زمان #مکانیک_قرون_وسطی
۳۵
۷:۲۷
وظیفه اصلی آن، کنترل سرعت رهاسازی انرژی از وزنهی محرک (که باعث چرخش چرخدندهها میشود) و تبدیل حرکت چرخشی مداوم به حرکت نوسانیِ متناوب است.
این "تیک و تاک" مداوم، باعث میشود ساعت به جای اینکه تمام انرژی خود را یکباره تخلیه کند، انرژی را به صورتِ منظم و قابل اندازهگیری رها کند. این نوساناتِ منظم، اساسِ سنجشِ زمان در ساعتهای مکانیکی شد و دقت آنها را به طرز چشمگیری افزایش داد.
در واقع، اختراع "اسکیپمنت" توسط هنری دی ویک، انقلابی در ساعتسازی بود که دقت ساعتها را از انحراف چند ساعته در روز به انحراف چند دقیقهای رساند و راه را برای ساخت ساعتهای دقیقتر در آینده هموار کرد.
۲۷
۷:۴۵
A:چرخی که عقربه را میراند (چرخ زمان).B: چرخ دندهی کوچک محرک.C: محور دسته کوک (برای بالا کشیدن وزنه).D:وزنهی محرک.E:بشکه چوبی برای طناب وزنه.F:چرخ بزرگ (احتمالاً چرخ اول یا اصلی در مجموعه چرخدندهها).G:چرخ دوم.H:چرخ سوم یا چرخ فرار (Escape wheel).J: پالت (Pallet) – بخشی از مکانیزم اسکیپمنت.K: میلهی صلیبی یا تعادل (Crossbar or balance) – بخشی از مکانیزم اسکیپمنت که وزنهها روی آن قرار میگیرند (معادل Verge).L: وزنههای قابل تنظیم (Adjustable weights) – برای تنظیم سرعت ساعت.
این تصویر، اجزای مختلف ساعت دی ویک را نامگذاری کرده و وظیفهی هر کدام را به طور خلاصه بیان میکند. اجزای H، J، K، L مربوط به مکانیزم اسکیپمنت (Escapement) هستند که وظیفهی کنترل زمان را بر عهده دارند.
#اسکیپ_منت #ساعت_مکانیکی
۴۸
۷:۵۱
🪝
نگاهتان گره می خورد به معصومیت محضی که گل در دست دارد؛ شاید هم تاجی از شکوفه ها برسر. او نماد " آغاز" است؛ تجلی عشق، رویش و بهاری که گویی هرگز به زمستان نمی رسد.او لبخند حیات است بر لبان مفرغ.
🪝
"مرگ کودک وار"، هنرمند می خواهد بگوید که زمان و پایان، چنان با تار و پود زندگی گره خوده اند که حتی در اوج معصومیت و جوانی نیز، سایه ی " پایان" وجود دارد.
🪝
"Vanitas"( وانیتاس) روبرو می کند:
" زندگی،بی نهایت زیبا،اما به شدت زودگذر است."
به این تضاد خیره کننده دقت کنید؛ یکی نوید شکفتن می دهد و دیگری یادآور درو کردن.یکی از " آمدن" می گوید و دیگری از " رفتن". و ساعت در میان این دو، بی وقفه می چرخد تا به ما یادآوری کند که ارزش لحظه، در همین گذرا بودن آن است.
🪝
زندگی نه فقط آن گل شاداب است و نه فقط آن داس سرد؛ بلکه زندگی، همان تعادلی است که میان این دو در جریان است.
۲۵
۶:۲۳
رازی که از قلب قرن ۱۸در موزه ی سنجش!
آیا تا به حال به دسته های برنزی گلدان ها یا کناره های ساعتهای قدیمی دقت کرده اید؟
اما چرا سر شیر با حلقه؟
این نماد، یک سفر طولانی را طی کرده است:
۱- از معابد یونان تا حمام های روم:
در باستان، این شیرها بر در خانه ها نصب می شدند ( درب کوب) تا ارواح اهریمنی و دشمنان را فراری دهند.شیر، نماد " قدرت سلطنتی" و " شجاعت" بود.
۲- درعصر ناپلئون و نئوکلاسیک:
هنرمندان فرانسوی این نماد را به ساعت ها آوردند.شیری که حلقه به دهان دارد، یعنی:" من محافظ زمان و میراث این خانه هستم."
برخلاف ساعت های امروزی، این آثار هنری به ما می گویند که زمان، گنجینه ای است که باید یک "شیر" از آن مراقبت کند.شیر در اینجا سمبل" نظم و حاکمیت" است.صاحب این ساعت، نه تنها زمان را می سنجد، بلکه اقتدار و وقار خود را به رخ می کشد.
وقتی به موزه ی سنجش آمدید، در مقابل ساعتهای برنزی- پورسلن کمی درنگ کنید .
به چشمان آن شیرها نگاه کنید؛ آنها قرن هاست که با حلقه ای در دهان، از ثانیه های تاریخ محافظت کرده اند تا امروز من و شما بتوانیم قصه شان را بشنویم.
۲۴
۶:۲۵