۱۱۰
۸:۱۴
اگه از من بپرسن قشنگترین واژهای که یاد گرفتی چیه؟ میگم پذیرش.
پذیرفتن شرایط با تمام سختیهاش، پذیرفتن آدما با تمام نقصهاشون،پذیرفتن اینکه مشکلات هست ولی باید ادامه داد،پذیرفتن اینکه گاهی اشتباه میکنم،پذیرفتن اینکه من کامل نیستم،پذیرفتن تموم فقدانها،پذیرش تمام از دست دادنها، شکست خوردنها، رها شدنها...داشتن پذیرش یعنی پایان دادن تمام دعواها و اختلافها، پایان حال بد و جنگ اعصاب و شروع آرامش...بپذیرید بچهها؛ همه چیز رو بپذیرید و رها کنید.اگر کسی دوستون نداره، اگر کسی باهاتون ارتباطش رو کم میکنه، اگر کسی ازتون متنفره، اگر کسی ازتون دور میشه، اگر زندگی اونطور که میخواستین پیش نمیره.. هیچی جز پذیرش و گذشتن نشون نمیده چقدر بالغ هستین..
@meditationbyf
پذیرفتن شرایط با تمام سختیهاش، پذیرفتن آدما با تمام نقصهاشون،پذیرفتن اینکه مشکلات هست ولی باید ادامه داد،پذیرفتن اینکه گاهی اشتباه میکنم،پذیرفتن اینکه من کامل نیستم،پذیرفتن تموم فقدانها،پذیرش تمام از دست دادنها، شکست خوردنها، رها شدنها...داشتن پذیرش یعنی پایان دادن تمام دعواها و اختلافها، پایان حال بد و جنگ اعصاب و شروع آرامش...بپذیرید بچهها؛ همه چیز رو بپذیرید و رها کنید.اگر کسی دوستون نداره، اگر کسی باهاتون ارتباطش رو کم میکنه، اگر کسی ازتون متنفره، اگر کسی ازتون دور میشه، اگر زندگی اونطور که میخواستین پیش نمیره.. هیچی جز پذیرش و گذشتن نشون نمیده چقدر بالغ هستین..
@meditationbyf
۱۳۷
۸:۱۶
آيا رنج كشيدن به راستى ضرورى ست؟ بله ونه.
اگر اين اندازه رنج نكشيده بودى، انسانيت تو عمقى نداشت، تواضع و همدلى نداشتى واكنون اين مطالب رانمى خواندى.
رنج كشيدن در لاى منيت شكاف ايجاد مى كند، اما سپس در مرحله اى، ديگر رنج كشيدن فايده اى ندارد. رنج كشيدن لازم است تازمانى كه متوجه شوى كه ديگر لازم نيست.@meditationbyf
اگر اين اندازه رنج نكشيده بودى، انسانيت تو عمقى نداشت، تواضع و همدلى نداشتى واكنون اين مطالب رانمى خواندى.
۱۸۰
۸:۲۳
عزيز من، اگر اين نشونه هارو دارى:زياد خوابيدن يابى خوابى با خستگی
دردهاى جسمى مثل فك درد وكمر درد تنگی نفس يا سردرد هاى لحظه اى
بى حسى عاطفى كه انگار هیچی حالتو بدتر نميكنه حتى شرم زنده موندن
اختلال تمركز و حواس پرتى
پرخورى يا بى اشتهايي
پرخاشگری وحس كرخت بودن... 
بدون با حجم تروماهاييكه برامون ساختن اينها نشونه هاى سيستم عصبى يا اصطلاحا روان تنيه و طبيعيه،
كه براى خيلى ها اتفاق افتاده وخواهشا سعى كن يكم از اخبارو اطلاعات دور بشى تا چند ساعت هم شده بدنت آروم بگیره 🫂
@meditationbyf
بدون با حجم تروماهاييكه برامون ساختن اينها نشونه هاى سيستم عصبى يا اصطلاحا روان تنيه و طبيعيه،
@meditationbyf
۱۴۷
۱۰:۰۵
بازارسال شده از هوروسکوپ فارسی راشل
نمیدونم گفتن واژه«گور باباش» فحش حساب میشه یا نه! اما به من حس خیلی خوبی میده و واقعا حس راحتی میده
و همیشه یادآور یه خاطره ای برام هست. پدرم معمولا شکایت هاشو از برادرم برای من می گفت و درد دل می کرد. یک روز که داشت خیلی حرص می خورد منم واقعا نمیدونستم چطوری ارومش کنم با همه انرژی گفتم : بابا جان گور پدرش ، ولش کن. سرش به سنگ میخوره بعد می فهمه
پدرم گفت: به به واقعا که ! تو میشه اینجوری همدردی نکنی ؟!
منم تازه فهمیدم که اوه اوه ! چه گندی زدم
حالا دیگه پدرم نیست که من نگران گفتن این جمله باشم : پس گور بابای هر کس و هر چیزی که نمیزاره ما سبکبار و جسورانه زندگی کنیم. زندگی موهبتی است که یکبار به ما عطا شده پس از هر چیزی گران بها تر است.
#راشل@FarsiHoroscopee
#راشل@FarsiHoroscopee
۱
۱۹:۳۲
یاد بگیرید چطور از تکتک لحظههای زندگیتان بهترین استفاده را کنید.هیچکس نمیخواهد در پایان عمر خود بفهمد که بهطور کامل زندگی نکرده است. اما سبک زندگی پرشتاب ما دقیقاً ما را به همین نتیجه میرساند. ما با عجله کردن از جایی به جای دیگر یا با چسبیدن به صفحهی نمایش دستگاههایمان، لحظهی حال را از خود میدزدیم.اما لحظهی حال تنها چیزی است که در اختیار داریم. گذشته پشتسر ماست و آینده هنوز نیامده است. پس چرا به خودمان اجازه میدهیم بهجای ارتباط با اینجا و اکنون، سرگرم یا پریشان بمانیم؟
کتاب هنر زندگی کردن@meditationbyf
کتاب هنر زندگی کردن@meditationbyf
۱۰۶
۷:۱۵
چطور با عنصر خاک ارتباط بگیریم ؟
ارتباط با عنصر خاک فقط راه رفتن پابرهنه روی زمین یا آغوش گرفتن درخت نیست.
خاک یعنی قرار گرفتن روح در کالبد جسم. یعنی حس کردن و لمسکردن لحظه حال.بازگشت به ریتم واقعی زندگی فیزیکی.
خاک یعنی دوباره بتوانی در بدن خودت زندگی کنی، نه فقط در فکرها و خودخوری ها، ترسها و تنشهای ذهنی، حسرت ها و گذشته های از دست رفته.
بسیاری از انسانها سالهاست از عنصر خاک جدا شدهاند.برای همین همیشه خستهاند، همیشه مضطرب هستند. همیشه در ذهن میچرخند ، همیشه عجله دارند، همیشه ذهنشان در جهش و پرش میمون وار روشن است اما روحشان گم شده. چون نمیتوانند در کالبد خودشان حضور داشته باشند.
عنصر خاک با چیزهای ساده زنده میشود :
پختن غذا با دستهای خودت و لمس مواد غذایی مرتب کردن خانه بدون فکر کردن به موارد دیگه هنگام کار کردن.
لمس چوب، سنگ، سفال، پارچههای طبیعی.
خواب کافی.گوشکردن و نگاه کردن فعالانهیعنی حواست فقط به گوشکردنت باشه و موقعگوش کردن و تماشا کردن به چیزی فکر نکن.
حمام طولانی و درک آگاهانه حس ارتباط با آب با پوست ماساژ بدن رسیدگی به پوست و مو.بو کردن چای تازه ، گل ها نشستن کنار شومینه و نگاه کردن به سوختن چوب بدون فکرکردن به هیچ چیزیدر آغوش گرفتن حیوانات و حسکردن حقیقی آنها با آرامش
خاک یعنی بازگشت به جهان لمسکردنی وفیزیکی
حتی پول و امنیت مالی هم بخشی از عنصر خاک هستند.یعنی اگر با عنصر خاک ارتباط خوبی نداشته باشی نمی توانی با پول و مادیات ارتباط بگیری
برنامهریزی، ساختن، آرامآرام جلو رفتن، ایجاد ثبات در زندگی، همه مربوط به عنصر خاک هستند
و جالب اینجاست :آدمهایی که مدت طولانی در بحران، استرس و تنش زندگی کردهاند، در ابتدا از انرژی خاک فاصله گرفته اند و خود را گم کرده اند. آرامش برایشان غریبه میشود.سکوت حوصلهشان را سر میبرد.و ذهنشان مدام دنبال آشوب بعدی میگردد.
اما شفا دقیقاً همانجاست.
لحظهای که بدن دوباره یاد میگیرد در آرامش در کالبد قرار بگیرد درست مثل بودا.
نه به این معنا که فقط زیر درخت نشست، بلکه چون بودا بعد از سالها ریاضت، افراط، جستوجوی ذهنی و جدا شدن از بدن، بالاخره فهمید بیداری بدون «حضور در جسم و لحظه اکنون» ممکن نیست.
در بسیاری از روایتها، لحظهی بیداری بودا با لمس کردن زمین همراه است.
یعنی: «زمین شاهد من است.»این یک نماد بسیار خاکی است.
بازگشت از سرگردانی ذهن به واقعیت ملموس و زنده حیات. به آغوش مادر زمین
بودا بعد از عبور از افراطهای معنوی، دوباره به چیزهای ساده برگشت:
تمرکز روی تنفس ، مراقبت از جسمدقت در غذا ، سکوت ، نشستن ومشاهده
و این دقیقاً چیزی است که خیلیها اشتباه میفهمند: بیداری واقعی همیشه پرواز به بالا نیست.گاهی بازگشت کامل به زمین است که باید تمرین کنیم.
ارتباط با عنصر خاک فقط راه رفتن پابرهنه روی زمین یا آغوش گرفتن درخت نیست.
خاک یعنی قرار گرفتن روح در کالبد جسم. یعنی حس کردن و لمسکردن لحظه حال.بازگشت به ریتم واقعی زندگی فیزیکی.
خاک یعنی دوباره بتوانی در بدن خودت زندگی کنی، نه فقط در فکرها و خودخوری ها، ترسها و تنشهای ذهنی، حسرت ها و گذشته های از دست رفته.
بسیاری از انسانها سالهاست از عنصر خاک جدا شدهاند.برای همین همیشه خستهاند، همیشه مضطرب هستند. همیشه در ذهن میچرخند ، همیشه عجله دارند، همیشه ذهنشان در جهش و پرش میمون وار روشن است اما روحشان گم شده. چون نمیتوانند در کالبد خودشان حضور داشته باشند.
عنصر خاک با چیزهای ساده زنده میشود :
پختن غذا با دستهای خودت و لمس مواد غذایی مرتب کردن خانه بدون فکر کردن به موارد دیگه هنگام کار کردن.
لمس چوب، سنگ، سفال، پارچههای طبیعی.
خواب کافی.گوشکردن و نگاه کردن فعالانهیعنی حواست فقط به گوشکردنت باشه و موقعگوش کردن و تماشا کردن به چیزی فکر نکن.
حمام طولانی و درک آگاهانه حس ارتباط با آب با پوست ماساژ بدن رسیدگی به پوست و مو.بو کردن چای تازه ، گل ها نشستن کنار شومینه و نگاه کردن به سوختن چوب بدون فکرکردن به هیچ چیزیدر آغوش گرفتن حیوانات و حسکردن حقیقی آنها با آرامش
خاک یعنی بازگشت به جهان لمسکردنی وفیزیکی
حتی پول و امنیت مالی هم بخشی از عنصر خاک هستند.یعنی اگر با عنصر خاک ارتباط خوبی نداشته باشی نمی توانی با پول و مادیات ارتباط بگیری
برنامهریزی، ساختن، آرامآرام جلو رفتن، ایجاد ثبات در زندگی، همه مربوط به عنصر خاک هستند
و جالب اینجاست :آدمهایی که مدت طولانی در بحران، استرس و تنش زندگی کردهاند، در ابتدا از انرژی خاک فاصله گرفته اند و خود را گم کرده اند. آرامش برایشان غریبه میشود.سکوت حوصلهشان را سر میبرد.و ذهنشان مدام دنبال آشوب بعدی میگردد.
اما شفا دقیقاً همانجاست.
لحظهای که بدن دوباره یاد میگیرد در آرامش در کالبد قرار بگیرد درست مثل بودا.
نه به این معنا که فقط زیر درخت نشست، بلکه چون بودا بعد از سالها ریاضت، افراط، جستوجوی ذهنی و جدا شدن از بدن، بالاخره فهمید بیداری بدون «حضور در جسم و لحظه اکنون» ممکن نیست.
در بسیاری از روایتها، لحظهی بیداری بودا با لمس کردن زمین همراه است.
یعنی: «زمین شاهد من است.»این یک نماد بسیار خاکی است.
بازگشت از سرگردانی ذهن به واقعیت ملموس و زنده حیات. به آغوش مادر زمین
بودا بعد از عبور از افراطهای معنوی، دوباره به چیزهای ساده برگشت:
تمرکز روی تنفس ، مراقبت از جسمدقت در غذا ، سکوت ، نشستن ومشاهده
و این دقیقاً چیزی است که خیلیها اشتباه میفهمند: بیداری واقعی همیشه پرواز به بالا نیست.گاهی بازگشت کامل به زمین است که باید تمرین کنیم.
۱۱۹
۱۷:۵۹
اولین قدمی که باید برای به آرامش رسیدن انجام بدهیم گفتن حقیقت است چقدر با خودت و اطرافیانت صادق هستی؟
البته آدمهایی هم که سزاوار شنیدن حقیقت درون ما هستند، همانهاییاند که بیان حقیقت را برایمان امن میکنند.
اگر کسی به صداقت ما با مراقبت و درک پاسخ دهد، همهچیز را درباره جایگاه او در فصل بعدی زندگیمان خواهیم فهمید.
و اگر کسی عقبنشینی کند یا حقیقت ما را نادیده بگیرد، آن هم پاسخ خودش را دارد.
آیا واقعاً میتوانیم خود واقعیمان باشیم؟
یا بعضی رابطهها نیاز دارند که قبل از هر جمله، افکار خود را ویرایش کنیم؟
در واقع اصالت واقعی و آرامش آنجاست که گفتگوها بی فیلتر باشد و خود واقعی ما سانسور نشود
@meditationbyf
البته آدمهایی هم که سزاوار شنیدن حقیقت درون ما هستند، همانهاییاند که بیان حقیقت را برایمان امن میکنند.
اگر کسی به صداقت ما با مراقبت و درک پاسخ دهد، همهچیز را درباره جایگاه او در فصل بعدی زندگیمان خواهیم فهمید.
و اگر کسی عقبنشینی کند یا حقیقت ما را نادیده بگیرد، آن هم پاسخ خودش را دارد.
آیا واقعاً میتوانیم خود واقعیمان باشیم؟
یا بعضی رابطهها نیاز دارند که قبل از هر جمله، افکار خود را ویرایش کنیم؟
در واقع اصالت واقعی و آرامش آنجاست که گفتگوها بی فیلتر باشد و خود واقعی ما سانسور نشود
@meditationbyf
۱۳۸
۲۱:۰۴
۸۳
۲۰:۵۹