مِه.
البته بعضی دلتنگی ها به وصال نمیانجامند. مثل دلتنگ ایشون شدن.(:
همه چیز توی جنگیدن خلاصه میشه ولاغیر.
۴۵
۲۲:۲۵
از علائم بزرگسالی اینه حرف هایی که توی یک مقطع که ازش گذر کردی و آرزو داشتی از کسی بشنوی؛ الان به بقیه میگی.
۵۲
۲۳:۱۶
مِه.
همه چیز توی جنگیدن خلاصه میشه ولاغیر.
ادبیات مبارزه نحوه ی تعامل تو با غم هاتو تغیر میده.
۲۳
۲۲:۰۷
مبارزه یعنی جنگیدن و دویدن مُداوم برای به دست آوردن لبخند محبوب.[ببین چه محبوبی زورش میچربه تو رو مجبور به دویدن کنه!]یعنی نایستادن و گمنشدن.و تنها چشم به محبوب دوختن.
۲۴
۲۲:۰۹
چای مایه ی حیات است.
۲۴
۲۲:۱۲
مِه.
من شب را دوست میدارم... شب به من فرصت پرسه زدن در درون خودم و شمُردن دردهامو میده. آخه آدم زنده به درد زنده است. درد از علائم حیات آدم زنده است. درد یعنی هنوز هستی! هنوز جریان داری! هنوز لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ برای تو صدق میکنه. و حقا که درد، ظرف وجود آدم رو بزرگ میکنه. کاش دردامون بزرگ باشن. تا ظرفمون بزرگ ترین باشه. مثل درد لبخند هایی که هنوز روی صورت حضرت زهرا خلق نشدن(((:
شب شدسگ درون خودت رابیرون ببربچرخ و رهایش کناین توله سگ کرخت و بی هیجان ماندهدستی بکش به غبغب تنهاییاشکی بریزو باز صدایش کن…
سیدتقیسیدی.
سیدتقیسیدی.
۱۷
۲۲:۴۶
مِه.
شب شد سگ درون خودت را بیرون ببر بچرخ و رهایش کن این توله سگ کرخت و بی هیجان مانده دستی بکش به غبغب تنهایی اشکی بریز و باز صدایش کن… سیدتقیسیدی.
امان از شب که کرکره ی تظاهر کردن آدمیزاد کشیده میشه.
۱۸
۲۲:۴۶
غم را باید تکاند. غم نباید بیاید و بماند. باید بیاید و برود. غمهای سُکنیگزیده، آدم را رنجور و خسته میکنند. ما را غمگینِ همیشگی بار میآورند. باید غم را پذیرفت و بعد برایش راه باز کرد تا به امان خدا برود. بااینحال اما بعضی غمها تِکاندنی نیستند. اینها را باید تا به ابد پیشِ خود نگه داشت. غمهای عزیزیاند. غمهای محترم. غمهای خاصِ ما. غمهایی که باید آنها را بهجان پَروَرد و نگذاشت از خانهشان راه به جایی ببرند. غمهایی که رقیقاند، نابسامانی و آشوب به پا نمیکنند. آرام و بیبَلوا حضور دارند و گاهی، بیاینکه انتظارش را داشته باشی وسط شلوغی، کاروبار، گپوگفت، مواجهه با یک چیز آشنا و... یکهو از راه میرسند تا خودشان را بنشانند بیخِ گلو یا راه باز کنند پشت پلکها تا تو قوهٔ خویشتنداریات را به کار بگیری که نشان بدهی آب از آب تکان نخورده است. این غمها را نباید زُدود. باید نگهشان داشت. این غمها، همانهایی هستند که اعتبار میبخشند و کیفیت زندگیات را از روزمرگی و بیدردی هزار پله ارتقا میدهند. آدم به بعضی غمهاست که به خوشی زندگی میکند.
فاطمه بهروزفخر
فاطمه بهروزفخر
۳۰
۵:۲۳
گیج گمگشتهنمیدانم.
۱۱
۱۸:۵۵
_
۱۱
۱۸:۵۵